توحید: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۳۷۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
*'''توحید:''' اعتقاد به یکتایی و یگانگی خدا، اقرار به خالقیت و ربوبیت مطلق و انحصاری او، پرستش و ستایش خالصانه و دور از شرک وی.
*'''توحید:''' اعتقاد به یکتایی و یگانگی خدا، اقرار به خالقیت و ربوبیت مطلق و انحصاری او، پرستش و ستایش خالصانه و دور از شرک وی.
*واژه "توحید" مصدر باب تفعیل از ریشه "و ـ ح ـ د" و در لغت به معنای یکی ساختن چیزی و حکم به یکتایی آن<ref>المنجد، ص ۸۹۰؛ التعریفات، ص ۹۶، «التوحید».</ref> و در اصطلاح، خدا را به ربوبیت شناختن و به وحدانیتش اقرار داشتن و اضداد و امثال را از او نفی کردن است<ref>التعریفات، ص ۹۶.</ref>. عارفان توحید را اصل علوم، سرّ معارف، مایه دین، بنای مسلمانی و فارق دوست از دشمن می دانند و هر طاعتی را بدون توحید، بی‌ارزش و سرانجام آن را تاریکی می شمارند<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص ۵۰۶.</ref>. انسان با توحید، به بالاترین مرتبه کمال می‌رسد و درجات موحّدان در قرب و بعد، کمال و نقص، فضیلت و رذیلت و شرافت و خسّت، به تفاوت مراتب توحید است<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۴.</ref>، بنابراین مدار سعادت و شقاوت انسان، توحید و شرک است. ارواح موحدان در اوج اند و گناهان عارضی نمی‌تواند آن ها را به حضیضی فرو کشاند که ارواح مشرکان گرفتار آن‌اند. روح مشرک با توجه به عبادت و خضوعی که برای غیر خدا دارد ـ به رغم اعمال نیکش ـ پست و تاریک است و نمی‌تواند با اعمال خویش به مرتبه ارواح موحدان دست یابد، همان گونه که ارواح موحدان ـ به رغم گناهانی که گاه از آنان سر می‌زند ـ عزیز و بلندمرتبه است و خیرشان بر شر غلبه دارد و گناهان، آنان را احاطه نکرده و تاریکی حاصل از گناه سراسر وجودشان را نمی‌پوشاند<ref>المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.</ref>
*واژه "توحید" مصدر باب تفعیل از ریشه "و ـ ح ـ د" و در لغت به معنای یکی ساختن چیزی و حکم به یکتایی آن<ref>المنجد، ص ۸۹۰؛ التعریفات، ص ۹۶، «التوحید».</ref> و در اصطلاح، خدا را به ربوبیت شناختن و به وحدانیتش اقرار داشتن و اضداد و امثال را از او نفی کردن است<ref>التعریفات، ص ۹۶.</ref>. عارفان توحید را اصل علوم، سرّ معارف، مایه دین، بنای مسلمانی و فارق دوست از دشمن می دانند و هر طاعتی را بدون توحید، بی‌ارزش و سرانجام آن را تاریکی می شمارند<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص ۵۰۶.</ref>. انسان با توحید، به بالاترین مرتبه کمال می‌رسد و درجات موحّدان در قرب و بعد، کمال و نقص، فضیلت و رذیلت و شرافت و خسّت، به تفاوت مراتب توحید است<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۴.</ref>، بنابراین مدار سعادت و شقاوت انسان، توحید و شرک است. ارواح موحدان در اوج اند و گناهان عارضی نمی‌تواند آن ها را به حضیضی فرو کشاند که ارواح مشرکان گرفتار آن‌اند. روح مشرک با توجه به عبادت و خضوعی که برای غیر خدا دارد ـ به رغم اعمال نیکش ـ پست و تاریک است و نمی‌تواند با اعمال خویش به مرتبه ارواح موحدان دست یابد، همان گونه که ارواح موحدان ـ به رغم گناهانی که گاه از آنان سر می‌زند ـ عزیز و بلندمرتبه است و خیرشان بر شر غلبه دارد و گناهان، آنان را احاطه نکرده و تاریکی حاصل از گناه سراسر وجودشان را نمی‌پوشاند<ref>المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.</ref>.
احادیث نیز توحید را در جایگاهی بس رفیع قرار داده است، از باب نمونه تأکید کرده: هیچ بنده ای نیست کلمه «لا اله إلاّ اللّه» را بر زبان جاری سازد و گناهانش همانند برگ درختان نریزد[۶]، هرکس بمیرد و چیزی را شریک خدا نساخته باشد، به بهشت می رود؛ نیکوکار باشد یا
*احادیث نیز توحید را در جایگاهی بس رفیع قرار داده است، از باب نمونه تأکید کرده: هیچ بنده‌ای نیست کلمه {{عربی|اندازه=150%|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} را بر زبان جاری سازد و گناهانش همانند برگ درختان نریزد<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، هرکس بمیرد و چیزی را شریک خدا نساخته باشد، به بهشت می رود؛ نیکوکار باشد یا بدکار<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، خداوند پیکر موحّدان را بر آتش حرام ساخته است<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، چیزی در ثواب و پاداش الهی به پایه شهادت به توحید نمی‌رسد<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، اگر موجودات آسمان‌ها و زمین در یک کفّه ترازو جای گیرند و کلمه {{عربی|اندازه=150%|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} در کفه دیگر، کلمه {{عربی|اندازه=150%|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} سنگین‌تر است<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، هرکس کلمه {{عربی|اندازه=150%|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} را با اخلاص ادا کند، به بهشت می‌رود و اخلاص به این است که توحید او را از محرّمات الهی باز دارد<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>.
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۷۳
*دانشمندان ابتدا توحید را به دو قسم نظری و عملی و سپس توحید نظری را به سه قسم ذاتی، صفاتی و افعالی قسمت کرده‌اند<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۰۳، «توحید در قرآن»؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۹۹ - ۱۰۴، «جهان بینی توحیدی».</ref>. برخی نیز در یک تقسیم، توحید را شامل ۴ قسم ذاتی، صفاتی، افعالی و عبادی دانسته‌اند<ref>صفات الله عندالمسلمین، ص ۳۷.</ref>. در توحید ذاتی گاه نظر به واحدیت خدا، یعنی یگانگی و شریک نداشتن<ref>شرح منظومه، سبزواری، ص ۱۴۸.</ref>، و گاه نظر به احدیت او، یعنی یکتایی و بساطت و جزء نداشتن است<ref>الالهیات، ج ۲، ص ۱۵۵.</ref> که از آن در صورت نخست به "توحید واحدی" و در صورت دوم به "توحید أحدی" تعبیر می‌کنند<ref>الالهیات، ج ۲، ص ۱۱.</ref>در توحید واحدی گاه نظر به وحدت عددی است که مستلزم محدودیت و تقابل خداوند با دیگر موجودات است ـ همان گونه که عموم متکلمان و خصوص حکیمان مشّائی تصوّر کرده‌اند ـ و گاه نظر به وحدت حقیقی "صمدی" است که با هر محدودیتی در تعارض و مستلزم احاطه وجودی خداوند بر همه کثرات و موجودات است، همان گونه که عموم عارفان و خصوص حکیمان صدرایی تصویر کرده‌اند.
بدکار[۷]، خداوند پیکر موحّدان را بر آتش حرام ساخته است[۸]، چیزی در ثواب و پاداش الهی به پایه شهادت به توحید نمی رسد[۹]، اگر موجودات آسمان ها و زمین در یک کفّه ترازو جای گیرند و کلمه «لا إله إلاّ اللّه» در کفه دیگر، کلمه «لا إله إلاّ اللّه» سنگین تر است[۱۰]، هرکس کلمه «لا إله إلاّ اللّه» را با اخلاص ادا کند، به بهشت می رود و اخلاص به این است که توحید او را از محرّمات الهی باز دارد. [۱۱]
*توحید صفاتی این است که صفات اثبات شده برای خدا، کثرت بردار نیست؛ بدین معنی که علم و قدرت و حیات و دیگر صفات خدا همه عبارت از ذات است<ref> المیزان، ج ۱، ص ۳۹۴.</ref>
دانشمندان ابتدا توحید را به دو قسم نظری و عملی و سپس توحید نظری را به سه قسم ذاتی، صفاتی و افعالی قسمت کرده اند.[۱۲] برخی نیز در یک تقسیم، توحید را شامل ۴ قسم ذاتی، صفاتی، افعالی و عبادی دانسته اند.[۱۳] در توحید ذاتی گاه نظر به واحدیت خدا، یعنی یگانگی و شریک نداشتن[۱۴]، و گاه نظر به احدیت او، یعنی یکتایی و بساطت و جزء نداشتن است[۱۵] که از آن در صورت نخست به «توحید واحدی» و در صورت دوم به «توحید أحدی» تعبیر می کنند.[۱۶] در توحید واحدی گاه نظر به وحدت عددی است که مستلزم محدودیت و تقابل خداوند با دیگر موجودات است ـ همان گونه که عموم متکلمان و خصوص حکیمان مشّائی تصوّر کرده اند ـ و گاه نظر به وحدت حقیقی (صمدی) است که با هر محدودیتی در تعارض و مستلزم احاطه وجودی خداوند بر همه کثرات و موجودات است، همان گونه که عموم عارفان و خصوص حکیمان صدرایی تصویر کرده اند.
*توحید افعالی نیز این است که عالم با همه دقایق و تفصیلاتش، اعم از أفعالی که مستقیم به خدا منسوب‌اند و أفعال و تأثیرات و حرکاتی که به طور معمول به دیگران نسبت داده می‌شوند، در حقیقت از خدا و اراده او صادر شده‌اند و بنابر قول مشهورِ {{عربی|اندازه=150%|" لا مؤثّر في‏ الوجود إلّا اللّه‏‏‏‏‏"}} در دایره هستی کسی جز خدا اثرگذار نیست<ref>مصطلحات التصوف، ص ۲۲۷ - ۲۲۹؛ جامع الاسرار، ص ۱۱۴؛ التوحید، دیباجی، ص ۱۱۵.</ref> که خود به صورت‌های گوناگون تجلّی می‌یابد و عمده آن‌ها عبارت‌اند از ۱. توحید در خالقیت؛ ۲. توحید در مالکیت؛ ۳. توحید در حاکمیت؛ ۴. توحید در ربوبیت؛ ۵. توحید در ولایت؛ ۶. توحید در رازقیت؛ ۷. توحید در شفاعت.
توحید صفاتی این است که صفات اثبات شده برای خدا*، کثرت بردار نیست؛ بدین معنی که علم و قدرت و حیات و دیگر صفات خدا همه عبارت از ذات است.[۱۷]
*مراد از توحید عملی یا عبادی این است که انسان تنها خدا را مطاع و قبله روح و جهت حرکت و آرمان خویش کند و هر مطاع و جهت و قبله و آرمان دیگر را کنار نهد و در یک کلمه، توحید عملی، یگانه پرستی و یگانه شدن است<ref>مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۴ - ۱۰۶.</ref> بنابر قولی، مراد از توحید عملی آن است که همه اعمال انسان برای برخورداری از ثواب الهی و به یاد روز جزا باشد<ref>المیزان، ج ۲، ص ۳۶۲.</ref>
توحید افعالی نیز این است که عالم با همه دقایق و تفصیلاتش، اعم از أفعالی که مستقیم به خدا منسوب اند و أفعال و تأثیرات و حرکاتی که به طور معمول به دیگران نسبت داده می شوند، در حقیقت از خدا و اراده او صادر شده اند و بنابر قول مشهورِ «لا مؤثّر فی الوجود الاّ اللّه » در دایره هستی کسی جز خدا اثرگذار نیست[۱۸] که خود به صورت های گوناگون تجلّی می یابد و عمده آن ها عبارت اند از ۱. توحید در خالقیت؛ ۲. توحید در مالکیت؛ ۳. توحید در حاکمیت؛ ۴. توحید در ربوبیت؛ ۵. توحید در ولایت؛ ۶. توحید در رازقیت؛ ۷. توحید در شفاعت.
*برخی، جلوه‌های توحید عملی را در سه مرتبه متجلّی دانسته اند: ۱. توحید در عبادت؛ ۲. توحید در حمد؛ ۳. توحید در دعا<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۱۶ - ۵۴۹، «توحید در قرآن».</ref>.
مراد از توحید عملی یا عبادی این است که
*در آثار عرفانی نیز برای توحید انواع و مراتبی آمده است<ref>الفتوحات المکیه، ج ۵، ص ۱۲۱ - ۱۲۷؛ التجلیات الالهیه، ص ۳۵۳ - ۳۵۵ ، ۳۸۸.</ref> که شمار آن‌ها به بیش از ۳۰ مرتبه می‌رسد<ref> شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۸۲ - ۲۹۰.</ref>. بیشتر این مراتب فقط در عبارت با هم متفاوت‌اند و به یکدیگر باز می‌گردند؛ ولی به گونه خلاصه می‌توان گفت: عارفان به ۴ نوع توحید معتقدند: ۱. توحید منافقان که فقط اقرار زبانی به کلمه {{عربی|اندازه=150%|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} است؛ ۲. توحید عام که اقرار به زبان و دل است؛ ۳. توحید خاص که با کشف و شهود همراه است؛ ۴. توحید أخص که عبارت از فنای موحّد است<ref>احیاء العلوم، ج ۵، ص ۱۵۸؛ شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۹۴.</ref> و خود، سه صورت فعلی، صفاتی و ذاتی دارد. عارف در توحید فعلی، همه افعال را در فعل خدا و در توحید صفاتی همه صفات را در صفات وی و در توحید ذاتی جمیع ذوات را در ذات او متلاشی و فانی می‌بیند<ref> کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص ۵۲۹.</ref>، چنان که برخی از آن‌ها گفته‌اند: توحید در لغت یکی کردن و در شریعت یکی گفتن و در طریقت یکی دانستن و در حقیقت یکی دیدن است <ref>کشف الحقایق، ص ۱۴۹.</ref>.
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۷۴
*عارفان توحید را به دو قسمت کلّی تر تقسیم کرده‌اند: نخست، توحید الوهی است که توحید ظاهری و شرعی است و [[انبیا]] و رسل مأمور تبلیغ آن‌اند. دوم، توحید وجودی است که توحید حقیقی با نفی وجودهای مقید و اثبات وجود مطلق و مشاهده وجود واحد و نفی وجودهای کثیر است. این توحید از آن اولیای خداست و آنان مأمور تبلیغ آن‌اند<ref>شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۹۴ - ۲۹۵.</ref> البته [[انبیا]] و رسل از آن رو که دارای هر دو بعد [[ولایت]] و رسالت یا [[نبوت]]اند، انسان‌های معمولی را با توجه به مقام رسالت و [[نبوت]] به توحید ظاهری و الوهی راه می‌نمایند و خواص را با عنایت به مقام ولایت خویش به توحید حقیقی و وجودی دعوت می‌کنند.
انسان تنها خدا را مطاع و قبله روح و جهت حرکت و آرمان خویش کند و هر مطاع و جهت و قبله و آرمان دیگر را کنار نهد و در یک کلمه، توحید عملی، یگانه پرستی و یگانه شدن است.[۱۹] بنابر قولی، مراد از توحید عملی آن است که همه اعمال انسان برای برخورداری از ثواب الهی و به یاد روز جزا باشد.[۲۰]
*[[قرآن کریم]] هرچند کلمه "توحید" را به کار نبرده است، از آنجا که کتاب هدایت است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}﴾}}<ref> روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستاده‌اند؛ به  رهنمودی برای مردم و برهان‌هایی (روشن) از راهنمایی و جدا کردن حقّ از باطل. پس هر کس از شما این ماه را دریافت (و در سفر نبود)، باید (تمام) آن را روزه بگیرد و اگر بیمار یا در سفر بود، شماری از روزهایی دیگر (روزه بر او واجب است)؛ خداوند برای شما آسانی می‌خواهد و برایتان دشواری نمی‌خواهد و (می‌خواهد) تا شمار (روزه‌ها) را کامل کنید و تا خداوند را برای آنکه راهنمایی‌تان کرده است به بزرگی یاد کنید و باشد که سپاس گزارید؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۵.</ref> و انسان‌ها را به استوارترین طریقه، یعنی کلمه توحید، [[ایمان]] به خدا و پیامبران و اطاعت از او<ref>التبیان، ج ۶، ص ۴۵۲؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۲۲۵؛ مقتنیات الدرر، ج ۶، ص ۲۲۳.</ref> هدایت می‌کند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا }}﴾}}<ref> بی‌گمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون می‌گردد و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام می‌دهند مژده می‌دهد که پاداشی بزرگ دارند؛ سوره اسراء، آیه: ۹.</ref> در جای جای آن به نوعی سخن از اثبات توحید و نفی شرک است تا حدّی که برخی غرض نهایی عموم آیات [[قرآن]] را اثبات توحید دانسته‌اند<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۴.</ref>، زیرا اصل اعتقاد به وجود خدای خالق آسمان‌ها و زمین امری بدیهی<ref>المیزان، ج ۱، ص ۳۹۳.</ref> و فطری<ref>التوحید صدوق، ص ۳۳۱؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۱۸۸؛ تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۵ - ۲۶، «توحید در قرآن».</ref> است و به اثبات نیازی ندارد، از این رو عنایت ویژه [[قرآن]] به اثبات صفات خدا<ref>المیزان، ج ۱، ص ۳۹۵.</ref> و در رأس آن‌ها بارزترین صفت<ref> الالهیات، ج ۲، ص ۱۱.</ref>، یعنی وحدت، معطوف است.
برخی، جلوه های توحید عملی را در سه مرتبه متجلّی دانسته اند: ۱. توحید در عبادت؛ ۲. توحید در حمد؛ ۳. توحید در دعا.[۲۱]
*[[قرآن]] در آیات بسیاری به بیان ابعاد مختلف توحید پرداخته است که مهم ترین آن ها عبارت اند از توحید ذاتی به معنای یگانگی، واحد بودن وثانی نداشتن (زمر/۳۹،۴؛ شوری/ ۴۲،۱۱؛ اخلاص/ ۱۱۲،۴؛ مائده/ ۵،۷۳)، توحید ذاتی به معنای أحدیت، یکتایی، بساطت و جزء نداشتن (اخلاص/۱۱۲،۱)، توحید صفاتی (شوری/ ۴۲،۱۱)، توحید افعالی با همه جلوه هایش یعنی توحید در خالقیت (انعام/۶، ۷۳، ۱۰۲؛ رعد/۱۳، ۱۶؛ فاطر/۳۵،۳)، توحید در ربوبیت (فاتحه/۱، ۲؛ انعام/۶،۱۶۴؛ صافّات/ ۳۷، ۱۸۲)، توحید در حاکمیت (انعام/۶،۵۷؛ یوسف۱۲/،۴۰، ۶۷؛ قصص/ ۲۸،۷۰، ۸۸)، توحید در مالکیت (بقره/۲، ۱۰۷؛ مائده/ ۵، ۱۸،۱۵۸؛ توبه/ ۹،۱۱۶)، توحید در رازقیت (یونس/ ۱۰،۳۱؛ هود/ ۱۱،۶؛ نمل/ ۲۷،۶۴)، توحید در ولایت (بقره/ ۲، ۱۰۷؛ انعام/ ۶،۵۱، ۷۰؛ عنکبوت/ ۲۹، ۲۲) و توحید در شفاعت (بقره/ ۲،۲۵۵؛ انعام/ ۶، ۵۱ و ۷۰؛ انبیاء/ ۲۱، ۲۸)، توحید عملی با صورت ها و وجوهش یعنی توحید در عبادت (فاتحه/ ۱، ۵؛ بقره/ ۲، ۸۳؛ آل عمران/ ۳،۶۴؛ نساء/ ۴، ۳۶؛ انعام/ ۶، ۵۶)، توحید در حمد (جاثیه/ ۴۵،۳۶)، توحید در دعا (یونس/۱۰، ۱۰۶؛ فاطر/ ۳۵،۱۳) توحید در استعانت (حمد/۱،۵) و توحید در اطاعت (انعام/۶،۱۲۱) و کسانی که به حقانیت توحید شهادت داده اند (آل عمران/ ۳، ۱۸، ۱۹) و رهاوردهای توحید (زمر/۳۹،۲۹؛ یوسف/۱۲، ۳۹؛ توبه/۹، ۱۲۹؛ تغابن/۶۴، ۱۱؛ قصص/۲۸، ۵۴)، و... .
در آثار عرفانی نیز برای توحید انواع و مراتبی آمده است[۲۲] که شمار آن ها به بیش از ۳۰ مرتبه می رسد.[۲۳] بیشتر این مراتب فقط در عبارت با هم متفاوت اند و به یکدیگر باز می گردند؛ ولی به گونه خلاصه می توان گفت: عارفان به ۴ نوع توحید معتقدند: ۱. توحید منافقان که فقط اقرار زبانی به کلمه «لا اِلـهَ اِلاَّ اللّهُ» است؛ ۲. توحید عام که اقرار به زبان و دل است؛ ۳. توحید خاص که با کشف و شهود همراه است؛ ۴. توحید أخص که عبارت از فنای موحّد است[۲۴] و خود، سه صورت فعلی، صفاتی و ذاتی دارد. عارف در توحید فعلی، همه افعال را در فعل خدا و در توحید صفاتی همه صفات را در صفات وی و در توحید ذاتی جمیع ذوات را در ذات او متلاشی و فانی می بیند[۲۵]، چنان که برخی از آن ها گفته اند: توحید در لغت یکی کردن و در شریعت یکی گفتن و در طریقت یکی دانستن و در حقیقت یکی دیدن است.[۲۶]
عارفان توحید را به دو قسمت کلّی تر تقسیم کرده اند: نخست، توحید الوهی است که توحید ظاهری و شرعی است و انبیا و رسل مأمور تبلیغ آن اند. دوم، توحید وجودی است که توحید حقیقی با نفی وجودهای مقید و اثبات وجود مطلق و مشاهده وجود واحد و نفی وجودهای کثیر است. این توحید از آن اولیای خداست و آنان مأمور تبلیغ آن اند.[۲۷] البته انبیا و رسل از آن رو که دارای هر دو بعد ولایت و رسالت یا نبوت اند، انسان های معمولی را با توجه به مقام رسالت و نبوت به توحید ظاهری و الوهی راه می نمایند و خواص را با عنایت به مقام ولایت خویش به توحید حقیقی و وجودی دعوت می کنند.
قرآن کریم هرچند کلمه «توحید» را به کار نبرده است، از آنجا که کتاب هدایت است (بقره/۲،۱۸۵) و انسان ها را به استوارترین طریقه، یعنی کلمه توحید، ایمان به خدا و پیامبران و
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۷۵
اطاعت از او[۲۸] هدایت می کند «اِنَّ هـذا القُرءانَ یهدی لِلَّتی هِی اَقوَمُ» (اسراء/۱۷، ۹) در جای جای آن به نوعی سخن از اثبات توحید و نفی شرک است تا حدّی که برخی غرض نهایی عموم آیات قرآن را اثبات توحید دانسته اند[۲۹]، زیرا اصل اعتقاد به وجود خدای خالق آسمان ها و زمین امری بدیهی[۳۰] و فطری[۳۱] است و به اثبات نیازی ندارد، از این رو عنایت ویژه قرآن به اثبات صفات خدا[۳۲] و در رأس آن ها بارزترین صفت،[۳۳] یعنی وحدت، معطوف است.
قرآن در آیات بسیاری به بیان ابعاد مختلف توحید پرداخته است که مهم ترین آن ها عبارت اند از توحید ذاتی به معنای یگانگی، واحد بودن وثانی نداشتن (زمر/۳۹،۴؛ شوری/ ۴۲،۱۱؛ اخلاص/ ۱۱۲،۴؛ مائده/ ۵،۷۳)، توحید ذاتی به معنای أحدیت، یکتایی، بساطت و جزء نداشتن (اخلاص/۱۱۲،۱)، توحید صفاتی (شوری/ ۴۲،۱۱)، توحید افعالی با همه جلوه هایش یعنی توحید در خالقیت (انعام/۶، ۷۳، ۱۰۲؛ رعد/۱۳، ۱۶؛ فاطر/۳۵،۳)، توحید در ربوبیت (فاتحه/۱، ۲؛ انعام/۶،۱۶۴؛ صافّات/ ۳۷، ۱۸۲)، توحید در حاکمیت (انعام/۶،۵۷؛ یوسف۱۲/،۴۰، ۶۷؛ قصص/ ۲۸،۷۰، ۸۸)، توحید در مالکیت (بقره/۲، ۱۰۷؛ مائده/ ۵، ۱۸،۱۵۸؛ توبه/ ۹،۱۱۶)، توحید در رازقیت (یونس/ ۱۰،۳۱؛ هود/ ۱۱،۶؛ نمل/ ۲۷،۶۴)، توحید در ولایت (بقره/ ۲، ۱۰۷؛ انعام/ ۶،۵۱، ۷۰؛ عنکبوت/ ۲۹، ۲۲) و توحید در شفاعت (بقره/ ۲،۲۵۵؛ انعام/ ۶، ۵۱ و ۷۰؛ انبیاء/ ۲۱، ۲۸)، توحید عملی با صورت ها و وجوهش یعنی توحید در عبادت (فاتحه/ ۱، ۵؛ بقره/ ۲، ۸۳؛ آل عمران/ ۳،۶۴؛ نساء/ ۴، ۳۶؛ انعام/ ۶، ۵۶)، توحید در حمد (جاثیه/ ۴۵،۳۶)، توحید در دعا (یونس/۱۰، ۱۰۶؛ فاطر/ ۳۵،۱۳) توحید در استعانت (حمد/۱،۵) و توحید در اطاعت (انعام/۶،۱۲۱) و کسانی که به حقانیت توحید شهادت داده اند (آل عمران/ ۳، ۱۸، ۱۹) و رهاوردهای توحید (زمر/۳۹،۲۹؛ یوسف/۱۲، ۳۹؛ توبه/۹، ۱۲۹؛ تغابن/۶۴، ۱۱؛ قصص/۲۸، ۵۴)، و... .


توحید ذات:
توحید ذات:
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش