توحید: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۵۲۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۸
خط ۴۵: خط ۴۵:


===توحید افعال===
===توحید افعال===
*بنابر آیات قرآن سراسر جهان فعل و مخلوق خداست: «اللّهُ خــلِقُ کلِّ شَی ءٍ» (رعد/۱۳، ۱۶) و همه امور، حرکت ها، تأثیر و تأثّرها و سلسله اسباب و علل به ذات او می انجامند[۸۶]: «واَنَّ اِلی رَبِّک المُنتَهی» (نجم/۵۳،۴۲) و همه موجودات در وجود، صفات و افعال خویش به خدا وابسته اند:[۸۷] «اَلا لَهُ الخَلقُ والاَمرُ» (اعراف / ۷، ۵۴) و مالک چیزی ـ حتّی ذات خویش ـ نیستند.[۸۸] فقط خداست که خزاین همه چیز از آن اوست و هموست که ذات و آثار اشیا را به آن ها تملیک می کند[۸۹]: «وهُوَ عَلی کلِّ شَی ءٍ وکیل * لَهُ مَقالیدُ السَّمـوتِ والاَرضِ» (زمر/۳۹،۶۲ ـ ۶۳) و در همان حال هیچ موجودی به خود وانهاده و مُفَوَّض نیست، زیرا اعتقاد به تفویض یک موجود ـ اعمّ از انسان و غیر انسان ـ مستلزم اعتقاد به شریک بودن آن موجود با خدا در فاعلیت به نحو استقلال است و استقلال در فاعلیت مستلزم استقلال در ذات و با توحید ذاتی منافی است[۹۰]؛ همچنین بنابر برخی آیات، توحید خالص این است که خداوند با اراده ازلی خویش ـ که از تأثیر حوادث منزّه است ـ آنچه را بخواهد انجام می دهد و همه مخلوقات مسخّر اراده و تدبیر او و در برابر سنّت و تقدیر الهی خاضع اند و
*بنابر آیات [[قرآن]] سراسر جهان فعل و مخلوق خداست:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ }}﴾}}<ref> خداوند آفریننده هر چیز است؛ سوره رعد، آیه: ۱۶.</ref> و همه امور، حرکت‌ها، تأثیر و تأثّرها و سلسله اسباب و علل به ذات او می‌انجامند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۴۸؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی»؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۲۲.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى}}﴾}}<ref> و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست؛ سوره نجم، آیه:۲.</ref> و همه موجودات در وجود، صفات و افعال خویش به خدا وابسته اند<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۵۱.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ }}﴾}}<ref> آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ سوره اعراف، آیه:۵۴.</ref> و مالک چیزی ـ حتّی ذات خویش ـ نیستند<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۵۲.</ref> فقط خداست که خزاین همه چیز از آن اوست و هموست که ذات و آثار اشیا را به آن‌ها تملیک می‌کند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۲۸۹.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ  لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ }}﴾}}<ref> خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است.کلیدهای آسمان‌ها و زمین از آن اوست و آنان که به آیات خداوند انکار ورزیدند زیانکارند؛ سوره زمر، آیه: ۶۲-۶۳.</ref> و در همان حال هیچ موجودی به خود وانهاده و مُفَوَّض نیست، زیرا اعتقاد به تفویض یک موجود ـ اعمّ از انسان و غیر انسان ـ مستلزم اعتقاد به شریک بودن آن موجود با خدا در فاعلیت به نحو استقلال است و استقلال در فاعلیت مستلزم استقلال در ذات و با توحید ذاتی منافی است<ref>مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی».</ref>؛ همچنین بنابر برخی آیات، توحید خالص این است که خداوند با اراده ازلی خویش ـ که از تأثیر حوادث منزّه است ـ آنچه را بخواهد انجام می‌دهد و همه مخلوقات مسخّر اراده و تدبیر او و در برابر سنّت و تقدیر الهی خاضع‌اند و احدی برای خود و نیز دیگران مالک چیزی نیست، جز آنچه خدا در محدوده نظام اسباب و مسببات مقرّر کرده است<ref>المنار، ج ۷، ص ۴۱۰.</ref>. آیات یاد شده تأکید می‌کنند که همه کارها به دست خداست{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ }}﴾}}<ref> بگو:بی‌گمان یکسره کار با خداوند است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۵۴.</ref> و اوست که آسمان‌ها و زمین را حفظ می‌کند: «اِنَّ اللّهَ یمسِک السَّمـوتِ والاَرضَ اَن تَزولا» (فاطر/۳۵، ۴۱) و پرندگان را در آسمان نگاه می دارد: «اَلَم یرَوا اِلَی الطَّیرِ مُسَخَّرتٍ فی جَوِّ السَّـماءِ ما یمسِکهُنَّ اِلاَّ اللّه» (نحل/۱۶، ۷۹) و عامل خنده (شادی) و گریه (غم)، فقر و غنا و حیات و مرگ انسان هاست: «و اَنَّهُ هُوَ اَضحَک واَبکی * و اَنَّهُ هُوَ اَماتَ و اَحیا * ... واَنَّهُ هُوَ اَغنی و اَقنی» (نجم/۵۳، ۴۳ - ۴۸) و خداوند است که باران را از ابر فرو می ریزد: «اَفَرَءَیتُمُ الماءَ الَّذی تَشرَبون * ءَاَنتُم اَنزَلتُموهُ مِنَ المُزنِ اَم نَحنُ المُنزِلون» (واقعه/۵۶، ۶۸ - ۶۹) و گیاهان را می رویاند: «اَفَرَءَیتُم ما تَحرُثون * ءَاَنتُم تَزرَعونَهُ اَم نَحنُ الزّ ارِعون» (واقعه/۵۶، ۶۳ - ۶۴) و مشیت همه بر مشیت او متوقف است: «وما تَشاءونَ اِلاّ اَن یشاءَ اللّهُ رَبُّ العــلَمین» (تکویر/۸۱،۲۹)، حتّی خاتم و والاترین رسولان صلی الله علیه و آله برای خود و دیگران مالک نفع و ضرری نیست، مگر آنکه خدا بخواهد: «قُل لا اَملِک لِنَفسی نَفعـًا ولا ضَرًّا اِلاّ ما شاءَ اللّه» (اعراف/۷، ۱۸۸)،«قُل اِنّی لااَملِک لَکم ضَرًّا ولا رَشَدا» (جنّ/۷۲،۲۱) و او را در آمرزش و عذاب مشرکان و کارهای عالم و امر ولایت[۹۲] اختیاری نیست: «لَیسَ لَک مِنَ الاَمرِ شَی ءٌ» (آل عمران/۳،۱۲۸) و نمی تواند به طور دلخواه کسی را هدایت کند، بلکه خداست که هرکس را بخواهد هدایت می کند: «اِنَّک لا تَهدی مَن اَحبَبتَ ولـکنَّ اللّهَ یهدی مَن یشاءُ» (قصص/۲۸،۵۶) و در آخرت نیز شفاعت از آن خداوند است:«قُل لِلَّهِ الشَّفـعَةُ جَمیعـًا» (زمر/۳۹،۴۴) و کسی بی اذن او نمی تواند از کسی شفاعت کند: «مَن ذَا الَّذی یشفَعُ عِندَهُ اِلاّ بِاِذنِه». (بقره/۲،۲۵۵)
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۸۷
احدی برای خود و نیز دیگران مالک چیزی نیست، جز آنچه خدا در محدوده نظام اسباب و مسببات مقرّر کرده است.[۹۱] آیات یاد شده تأکید می کنند که همه کارها به دست خداست:«قُل اِنَّ الاَمرَ کلَّهُ لِلّه» (آل عمران/۳،۱۵۴) و اوست که آسمان ها و زمین را حفظ می کند: «اِنَّ اللّهَ یمسِک السَّمـوتِ والاَرضَ اَن تَزولا» (فاطر/۳۵، ۴۱) و پرندگان را در آسمان نگاه می دارد: «اَلَم یرَوا اِلَی الطَّیرِ مُسَخَّرتٍ فی جَوِّ السَّـماءِ ما یمسِکهُنَّ اِلاَّ اللّه» (نحل/۱۶، ۷۹) و عامل خنده (شادی) و گریه (غم)، فقر و غنا و حیات و مرگ انسان هاست: «و اَنَّهُ هُوَ اَضحَک واَبکی * و اَنَّهُ هُوَ اَماتَ و اَحیا * ... واَنَّهُ هُوَ اَغنی و اَقنی» (نجم/۵۳، ۴۳ - ۴۸) و خداوند است که باران را از ابر فرو می ریزد: «اَفَرَءَیتُمُ الماءَ الَّذی تَشرَبون * ءَاَنتُم اَنزَلتُموهُ مِنَ المُزنِ اَم نَحنُ المُنزِلون» (واقعه/۵۶، ۶۸ - ۶۹) و گیاهان را می رویاند: «اَفَرَءَیتُم ما تَحرُثون * ءَاَنتُم تَزرَعونَهُ اَم نَحنُ الزّ ارِعون» (واقعه/۵۶، ۶۳ - ۶۴) و مشیت همه بر مشیت او متوقف است: «وما تَشاءونَ اِلاّ اَن یشاءَ اللّهُ رَبُّ العــلَمین» (تکویر/۸۱،۲۹)، حتّی خاتم و والاترین رسولان صلی الله علیه و آله برای خود و دیگران مالک نفع و ضرری نیست، مگر آنکه خدا بخواهد: «قُل لا اَملِک لِنَفسی نَفعـًا ولا ضَرًّا اِلاّ ما شاءَ اللّه» (اعراف/۷، ۱۸۸)،«قُل اِنّی لااَملِک لَکم ضَرًّا ولا رَشَدا» (جنّ/۷۲،۲۱) و او را در آمرزش و عذاب مشرکان و کارهای عالم و امر ولایت[۹۲] اختیاری نیست: «لَیسَ لَک مِنَ الاَمرِ شَی ءٌ» (آل عمران/۳،۱۲۸) و نمی تواند به طور دلخواه کسی را هدایت کند، بلکه خداست که هرکس را بخواهد هدایت می کند: «اِنَّک لا تَهدی مَن اَحبَبتَ ولـکنَّ اللّهَ یهدی مَن یشاءُ» (قصص/۲۸،۵۶) و در آخرت نیز شفاعت از آن خداوند است:«قُل لِلَّهِ الشَّفـعَةُ جَمیعـًا» (زمر/۳۹،۴۴) و کسی بی اذن او نمی تواند از کسی شفاعت کند: «مَن ذَا الَّذی یشفَعُ عِندَهُ اِلاّ بِاِذنِه». (بقره/۲،۲۵۵)
این گونه از توحید را، که از آن با «توحید افعالی» یاد می شود[۹۳]، می توان با تکیه بر قیومیت خدا: «اللّهُ لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ الحَی القَیومُ» (بقره/۲، ۲۵۵) نیز استنباط کرد، زیرا «قیوم» صیغه مبالغه است و بر کمالِ استقلال خداوند در ایجاد و تقویم برحسب عدد و شدّت دلالت می کند، بنابراین اگر در عالم وجود فاعلی جز خداوند فرض شود ـ خواه تامّ و مستقلّ باشد یا ناقص و شریک در فاعلیت ـ این فرض مستلزم قصور و نیز ضعفِ خدا در فاعلیت «قیومیت» است، زیرا اگر فاعل مفروض تام و مستقل باشد، لازم می آید برخی موجودات از دایره صنع و ایجاد خدا بیرون روند و قدرت او
این گونه از توحید را، که از آن با «توحید افعالی» یاد می شود[۹۳]، می توان با تکیه بر قیومیت خدا: «اللّهُ لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ الحَی القَیومُ» (بقره/۲، ۲۵۵) نیز استنباط کرد، زیرا «قیوم» صیغه مبالغه است و بر کمالِ استقلال خداوند در ایجاد و تقویم برحسب عدد و شدّت دلالت می کند، بنابراین اگر در عالم وجود فاعلی جز خداوند فرض شود ـ خواه تامّ و مستقلّ باشد یا ناقص و شریک در فاعلیت ـ این فرض مستلزم قصور و نیز ضعفِ خدا در فاعلیت «قیومیت» است، زیرا اگر فاعل مفروض تام و مستقل باشد، لازم می آید برخی موجودات از دایره صنع و ایجاد خدا بیرون روند و قدرت او
  دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۸۸
  دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۸۸
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش