توحید: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۶۹۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ اکتبر ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸۹: خط ۸۹:


===جلوه‌های توحید عبادی===
===جلوه‌های توحید عبادی===
*از منظر قرآن کریم، توحید عبادی تا در اعمال و رفتار ظهور نیابد و خود را در مرحله عمل به صورت ها و جلوه های مناسب نشان ندهد نمی توان ادعای آن را از کسی پذیرفت، از این رو برخی گفته اند: توحید این گونه نیست که مانند معادلات ریاضی صِرف، در حدّ فکر خلاصه شود که موطنش عقل است، بلکه فکری است که در مشاعر، کردار و رفتار انسان تجلی می یابد و تمام زندگی او را می پوشاند.[۱۴۶] توحید کلمه پاکیزه ای است که به سوی خدا بالا می رود؛ ولی عامل بالا برنده آن عمل صالح است: «اِلَیهِ یصعَدُ الکلِمُ الطَّیبُ والعَمَلُ الصّــلِحُ یرفَعُه». (فاطر/۳۵،۱۰) مراد از «کلمات پاکیزه» در این آیه اعتقادات صحیح، از جمله توحید است که تا در عمل تجلّی نیابد به درجه قبولی نمی رسد.[۱۴۷] مهم ترین
*از منظر [[قرآن کریم]]، توحید عبادی تا در اعمال و رفتار ظهور نیابد و خود را در مرحله عمل به صورت‌ها و جلوه‌های مناسب نشان ندهد نمی‌توان ادعای آن را از کسی پذیرفت، از این رو برخی گفته‌اند: توحید این گونه نیست که مانند معادلات ریاضی صِرف، در حدّ فکر خلاصه شود که موطنش عقل است، بلکه فکری است که در مشاعر، کردار و رفتار انسان تجلی می‌یابد و تمام زندگی او را می‌پوشاند<ref>من وحی القرآن، ج ۲۰، ص ۱۲۲.</ref> توحید کلمه پاکیزه‌ای است که به سوی خدا بالا می‌رود؛ ولی عامل بالا برنده آن عمل صالح است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ}}﴾}}<ref> هر که عزّت می‌خواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا می‌رود و کردار نیکو آن را فرا می‌برد و آنان که نیرنگ‌های بد می‌بازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه: ۱۰.</ref> مراد از "کلمات پاکیزه" در این آیه اعتقادات صحیح، از جمله توحید است که تا در عمل تجلّی نیابد به درجه قبولی نمی‌رسد<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۲۳.</ref> مهم‌ترین جلوه‌های توحید عبادی، که آیات [[قرآن]] بر آنها تأکید کرده‌اند، عبارت‌اند از:  
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۱۰۲
#'''اطاعت از دستورهای خدا:'''پیروی از دستورهای خدا در حقیقت عبادت پروردگار است، چنان که اطاعت از شیطان، عبادت اوست و پیروی از هوا و هوس، خودپرستی است<ref>انوار درخشان، ج ۱۵، ص ۲۲۳.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ}}﴾}}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پرده‌ای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمی‌گیرید؟؛ سوره جاثیه، آیه:۲۳.</ref> اطاعت از دستورهای معبود، شعار عبودیت است که باید در شئون زندگی ظاهر شود<ref>انوار درخشان، ج ۱۸، ص ۲۳۵.</ref>، زیرا مراد از عبودیت اعتقاد به اصول توحید و قیام به ادای وظایف الهی است<ref>انوار درخشان، ج ۱۵، ص ۴۸۱.</ref>. به گفته‌ای، اطاعت عین عبادت است و چون پرستش غیر خدا صحیح نیست، اطاعت غیر او نیز روا نیست مگر به فرمان خدا<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۸۲.</ref>. [[قرآن کریم]] در آیه ۵۹ سوره نساء به مؤمنان فرمان می‌دهد از خدا و رسول و صاحبان امر ولایت اطاعت کنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً }}﴾}}<ref> ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است؛ سوره نساء، آیه:۵۹.</ref>. از آنجا که اطاعت از [[رسول خدا]]{{صل}} و اولی الامر به دستور خداست، خود گونه‌ای اطاعت از خداست:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}﴾}}<ref> هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستاده‌ایم؛ سوره نساء، آیه: ۸۰.</ref>. برخی مفسران توحید را به رهایی انسان از قید بندگی هرچه جز خداست معنا کرده و بر اساس آن اطاعت و خضوع مطلق را برای کسی جز خدا روا ندانسته و معتقدند که اطاعت از حاکمان و متصدیان امور در حقیقت اطاعت از شرع است، نه خصوص آن ها و از این رو اگر آنان بر اساس شریعت رفتار کنند، موحدان یاریشان می‌کنند و اگر از آن منحرف گردند، به یاری امّت آنان را به مسیر شریعت باز می‌گردانند<ref>المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.</ref>. این سخن گرچه به جای خود درست است، هیچ گاه موجب نمی شود که موحّدان از کسانی پیروی کنند که اصل تصدّی و حاکمیت آنان پایه شرعی و عقلی ندارد. مفسران ذیل آیه ۱۲۱ سوره انعام که اطاعت از اولیای شیطان "مشرکان" را شرک دانسته: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}﴾}}<ref> و بدین‌گونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطان‌های آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام می‌کنند و اگر پروردگار تو می‌خواست آن (کار) را نمی‌کردند پس آنان را با دروغی که می‌بافند واگذا؛ سوره انعام، آیه:۱۲۱.</ref> آورده‌اند که اطاعت به معنای قبول فرمان و به گردن نهادن قید عبودیت است<ref>انوار درخشان، ج ۶، ص ۱۳۸.</ref> و هر کس در دین خود از غیر خدا پیروی کند، مشرک است<ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص ۴۰۶؛ الصافی، ج ۲، ص ۱۵۲؛ من هدی القرآن، ج ۳، ص ۱۷۴.</ref>.
جلوه های توحید عبادی، که آیات قرآن بر آنها تأکید کرده اند، عبارت اند از:  
#'''تنها برای خدا سجده کردن:''' کسانی که فقط خدا را معبود خویش می‌دانند، در برابر موجوداتی چون خورشید و ماه که با همه عظمت و حشمتشان در وجود و بقا به اراده خدا وابسته‌اند و از خود هیچ ندارند و مطیع و فرمانبر اویند سجده و اظهار ذلت و خضوع و کرنش نمی‌کنند. خشوع و خضوع ویژه خدایی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}}<ref> و از نشانه‌های او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را می‌پرستید؛ سوره فصلت، آیه: ۳۷.</ref> مشرکان گمان می‌کردند که با سجده برای این‌ها نزد خدا قرب و منزلت می‌یابند و خدا برای تنبه می‌فرماید: اگر غرض شما از این سجده نزدیکی به حق و عبادت اوست، این کار را نکنید، بلکه مرا سجده کنید که آفریننده و پروردگار آن‌هایم<ref>مخزن العرفان، ج ۱۱، ص ۳۳۴.</ref>. جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}} اشاره دارد که اگر می‌خواهید خدا را عبادت کنید، غیر را کنار نهید و کسی را در عبادت او شریک نسازید، زیرا عبادت خدا با عبادت غیر جمع نمی‌شود<ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۹۱.</ref>. برخی با توجه به تأویل و معنای باطنی، "شمس" و "قمر" را [[پیامبر]]{{صل}} و جانشین یا جانشینان او {{عم}} یا عقل و نفس اعم از جزئی و کلی و نیز هر معلّم و متعلّمی دانسته و سپس ناروایی سجده بر همه آن‌ها را از آیه مزبور استنباط کرده‌اند<ref>بیان السعاده، ج ۴، ص ۳۸.</ref>.
 
#'''شکرگزاری در برابر نعمت‌ها:''' کسی که فقط خدا را عبادت می‌کند، نمی‌تواند نعمت‌هایی را که خداوند به او ارزانی داشته به طور دلخواه به کار گرفته، رضایت یا کراهت خدا را در به کارگیری آن‌ها در نظر نداشته باشد، بلکه چنین کسی باید در برابر نعمت‌های الهی شکر گزارده و از آن‌ها در راهی بهره جوید که سزاوار است و رضای خدا در آن است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ }}﴾}}<ref> هان ای مؤمنان! از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را می‌پرستید؛ سوره بقره، آیه:۱۷۲.</ref> بنابر روایتی، کمترین چیزی که خداوند در برابر نعمت‌ها از بندگان خویش می‌خواهد این است که نعمت را در معصیت به کار نگیرند و این نکته‌ای است که باید مورد توجه صاحبان جاه و ثروت باشد و امکاناتی را که در اختیارشان قرار گرفته در راه کبر، طغیان و لذت‌های نامشروع صرف نکنند<ref>الکاشف، ج ۱، ص ۲۶۴.</ref> بنابر روایتی دیگر، شکر نعمت این است که از حرام اجتناب شود<ref>مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۳۰۵.</ref>. برخی مفسران نیز تأکید کرده‌اند که بندگی خدا جز به حقیقت شکر یعنی صرف نعمت‌ها در آنچه مورد رضای خداست، تمام نمی‌گردد<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۱، ص ۳۱۵؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص ۲۱۸.</ref> و تنها شکر زبانی کافی نیست<ref>تفسیر خسروی، ج ۱، ص ۲۱۹.</ref>. برخی ذیل آیه ۱۱۴ سوره نحل که مانند آیه ۱۷۲ سوره بقره توحید عبادی را به شکرگزاری در برابر نعمت ها پیوند داده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ‏}}﴾}}<ref> پس، از آنچه خداوند روزی شما کرده است حلال و پاکیزه بخورید و نعمت خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را می‌پرستید؛ سوره نحل، آیه: 114.</ref> عبادت را دارای انواع بسیاری دانسته اند؛ از جمله آنکه آدمی هنگام استفاده از نعمت‌ها خدا را یاد کند و با شکر زبانی و این احساس که نعمت‌ها از خداست و نیز با ممارست عملی، در محقق ساختن هدف بزرگی که در پس نعمت است، حق سپاسگزاری را به جای آورد. بدین سان، شکرگزاری با پرستش پیوند می‌خورد، چنان که کفران قولی و عملی در برابر نعمت‌ها به کفرورزی ارتباط می‌یابد<ref>من وحی القرآن، ج ۱۳، ص ۳۱۳.</ref>.
۱. اطاعت از دستورهای خدا:  
#'''دعا و مناجات:''' دعا و راز و نیاز و مناجات با خدای متعالی و همواره نام و یاد او را در زبان و دل جاری و حاضر ساختن، از جلوه‌های مهم عبادت بلکه مغز عبادت است: {{عربی|اندازه=150%|" الدُّعَاءُ مُخُ‏ الْعِبَادَة‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۷.</ref> و ترک آن عین استکبار از عبادت و موجب دخول در جهنّم است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ }}﴾}}<ref> و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند؛ سوره غافر، آیه:۶۰.</ref>، بنابراین انسان خداپرست هیچ گاه از این تکلیف، که تجلیگاه توحید عبادی است، غفلت نمی‌ورزد و با ترک دعا، یا دعا کردن به درگاه غیر خدا خود را به استکبار و شرک نمی‌آلاید، از این رو [[قرآن کریم]] در دسته‌ای از آیات افزون بر تأکید بر اصل دعا به عنوان عبادت از دعا کردن به غیر پیشگاه حق و خواندن غیر خدا نهی کرده و آن را از مصادیق ظلم دانسته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ}}﴾}}<ref> و به جای خداوند چیزی را (به پرستش) مخوان که نه تو را سودی می‌رساند و نه زیانی، اگر چنین کنی آنگاه بی‌گمان از ستمگرانی؛ سوره یونس، آیه: ۱۰۶.</ref> و کسانی را که به جای خدا موجوداتی را می‌خوانند که از دعایشان غافل‌اند و تا قیامت پاسخ آنان را نمی‌دهند، گمراه‌ترین کسان شمرده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ}}﴾}}<ref> و گمراه‌تر از آن کس که به جای خداوند چیزی را (به پرستش) می‌خواند که تا رستخیز پاسخ او را نخواهد داد، کیست؟ و آنان از خواندن اینان بی‌خبرند؛ سوره احقاف، آیه:۵.</ref> و نیز تصریح می کند که در قیامت خوانده شدگان با این عبادت کنندگان دشمن اند و عبادت آنان را انکار می کنند: «و اِذا حُشِرَ النّاسُ کانوا لَهُم اَعداءً وکانوا بِعِبادَتِهِم کـفِرین». (احقاف/۴۶،۶) در برخی آیات سرّ عدم استجابت دعا از جانب معبودهای دروغین، نشنیدن آن ها بیان شده است: «اِن تَدعوهُم لا یسمَعوا دُعاءَکم» (فاطر/۳۵،۱۴) ـ اگر نشنیدن کنایه از اجابت نکردن نباشد ـ و در برخی دیگر تأکید شده که بر فرض شنیدن، کاری از آن ها ساخته نیست (یونس/۱۰،۱۰۶)، زیرا مالک چیزی نیستند. (فاطر/۳۵،۱۳)[۱۶۴]
پیروی از دستورهای خدا در حقیقت عبادت پروردگار است، چنان که اطاعت از شیطان، عبادت اوست و پیروی از هوا و هوس، خودپرستی است[۱۴۸]: «اَفَرَءَیتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلـهَهُ هَوه». (جاثیه/۴۵،۲۳) اطاعت از دستورهای معبود، شعار عبودیت است که باید در شئون زندگی ظاهر شود[۱۴۹]، زیرا مراد از عبودیت اعتقاد به اصول توحید و قیام به ادای وظایف الهی است.[۱۵۰] به گفته ای، اطاعت عین عبادت است و چون پرستش غیر خدا صحیح نیست، اطاعت غیر او نیز روا نیست مگر به فرمان خدا.[۱۵۱] قرآن کریم در آیه ۵۹ نساءبه مؤمنان فرمان می دهد از خدا و رسول و صاحبان امر ولایت اطاعت کنند: «یـاَیهَا الَّذینَ ءامَنوا اَطیعُوا اللّهَ واَطیعُوا الرَّسولَ واُولِی الاَمر». از آنجا که اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و اولی الامر به دستور خداست، خود گونه ای اطاعت از خداست: «مَن یطِعِ الرَّسولَ فَقَد اَطاعَ اللّه». (نساء/۴،۸۰)
برخی مفسران توحید را به رهایی انسان از قید بندگی هرچه جز خداست معنا کرده و بر اساس آن اطاعت و خضوع مطلق را برای کسی جز خدا روا ندانسته و معتقدند که اطاعت از حاکمان و متصدیان امور در حقیقت اطاعت از شرع است، نه خصوص آن ها و از این رو اگر آنان بر اساس شریعت رفتار کنند، موحدان یاریشان می کنند و اگر از آن منحرف گردند، به یاری امّت آنان را به مسیر شریعت باز می گردانند.[۱۵۲] این سخن گرچه به جای خود درست است، هیچ گاه موجب نمی شود که موحّدان از کسانی پیروی کنند که اصل تصدّی و حاکمیت آنان پایه شرعی و عقلی ندارد.
مفسران ذیل آیه ۱۲۱ انعامکه اطاعت از اولیای شیطان (مشرکان) را شرک دانسته: «اِن اَطَعتُموهُم اِنَّکم لَمُشرِکون» آورده اند که اطاعت به معنای قبول فرمان و به گردن نهادن قید عبودیت است[۱۵۳] و هر کس در دین خود از غیر خدا پیروی کند، مشرک است.[۱۵۴]
 
۲. تنها برای خدا سجده کردن:  
کسانی که فقط خدا را معبود خویش می دانند، در برابر موجوداتی چون خورشید و ماه که با همه عظمت و حشمتشان در وجود و بقا به اراده خدا وابسته اند و از خود هیچ ندارند و مطیع و فرمانبر اویند سجده و اظهار ذلت و خضوع و کرنش نمی کنند. خشوع و خضوع ویژه خدایی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است: «و مِن ءایـتِهِ الَّیلُ والنَّهارُ والشَّمسُ والقَمَرُ لا تَسجُدوا لِلشَّمسِ ولا لِلقَمَرِ
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۱۰۳
واسجُدوا لِلّهِ الَّذی خَلَقَهُنَّ اِن کنتُم اِیاهُ تَعبُدون» (فصّلت/۴۱،۳۷) مشرکان گمان می کردند که با سجده برای این ها نزد خدا قرب و منزلت می یابند و خدا برای تنبه می فرماید: اگر غرض شما از این سجده نزدیکی به حق و عبادت اوست، این کار را نکنید، بلکه مرا سجده کنید که آفریننده و پروردگار آن هایم.[۱۵۵] جمله «اِن کنتُم اِیاهُ تَعبُدون» اشاره دارد که اگر می خواهید خدا را عبادت کنید، غیر را کنار نهید و کسی را در عبادت او شریک نسازید، زیرا عبادت خدا با عبادت غیر جمع نمی شود.[۱۵۶]
برخی با توجه به تأویل و معنای باطنی، «شمس» و «قمر» را پیامبر صلی الله علیه و آله و جانشین یا جانشینان او علیهم السلام یا عقل و نفس اعم از جزئی و کلی و نیز هر معلّم و متعلّمی دانسته و سپس ناروایی سجده بر همه آن ها را از آیه مزبور استنباط کرده اند.[۱۵۷]
 
۳. شکرگزاری در برابر نعمت ها:  
کسی که فقط خدا را عبادت می کند، نمی تواند نعمت هایی را که خداوند به او ارزانی داشته به طور دلخواه به کار گرفته، رضایت یا کراهت خدا را در به کارگیری آن ها در نظر نداشته باشد، بلکه چنین کسی باید در برابر نعمت های الهی شکر گزارده و از آن ها در راهی بهره جوید که سزاوار است و رضای خدا در آن است: «یـاَیهَا الَّذینَ ءامَنوا کلوا مِن طَیبـتِ ما رَزَقنـکم واشکروا لِلّهِ اِن کنتُم اِیاهُ تَعبُدون». (بقره/۲،۱۷۲) بنابر روایتی، کمترین چیزی که خداوند در برابر نعمت ها از بندگان خویش می خواهد این است که نعمت را در معصیت به کار نگیرند و این نکته ای است که باید مورد توجه صاحبان جاه و ثروت باشد و امکاناتی را که در اختیارشان قرار گرفته در راه کبر، طغیان و لذت های نامشروع صرف نکنند.[۱۵۸] بنابر روایتی دیگر، شکر نعمت این است که از حرام اجتناب شود.[۱۵۹] برخی مفسران نیز تأکید کرده اند که بندگی خدا جز به حقیقت شکر یعنی صرف نعمت ها در آنچه مورد رضای خداست، تمام نمی گردد[۱۶۰] و تنها شکر زبانی کافی نیست.[۱۶۱] برخی ذیل آیه ۱۱۴ نحل/۱۶ که مانند آیه ۱۷۲ بقرهتوحید عبادی را به شکرگزاری در برابر نعمت ها پیوند داده است: «فَکلوا مِمّا رَزَقَکمُ اللّهُ حَلـلاً طَیبـًا واشکروا نِعمَتَ اللّهِ اِن کنتُم اِیاهُ تَعبُدون»عبادت را دارای انواع بسیاری دانسته اند؛ از جمله آنکه آدمی هنگام استفاده از نعمت ها خدا را یاد کند و با شکر زبانی و این احساس که نعمت ها از خداست و نیز با ممارست عملی، در محقق ساختن هدف بزرگی که در پس نعمت است، حق سپاسگزاری را به جای
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۱۰۴
آورد. بدین سان، شکرگزاری با پرستش پیوند می خورد، چنان که کفران قولی و عملی در برابر نعمت ها به کفرورزی ارتباط می یابد.[۱۶۲]
 
۴. دعا و مناجات:  
دعا و راز و نیاز و مناجات با خدای متعالی و همواره نام و یاد او را در زبان و دل جاری و حاضر ساختن، از جلوه های مهم عبادت بلکه مغز عبادت است: «الدعاءُ مخّ العبادة»[۱۶۳]و ترک آن عین استکبار از عبادت و موجب دخول در جهنّم است: «وقالَ رَبُّکمُ اُدعونی اَستَجِب لَکم اِنَّ الَّذینَ یستَکبِرونَ عَن عِبادَتی سَیدخُلونَ جَهَنَّمَ داخِرین» (غافر/۴۰،۶۰)، بنابراین انسان خداپرست هیچ گاه از این تکلیف، که تجلیگاه توحید عبادی است، غفلت نمی ورزد و با ترک دعا، یا دعا کردن به درگاه غیر خدا خود را به استکبار و شرک* نمی آلاید، از این رو قرآن کریم در دسته ای از آیات افزون بر تأکید بر اصل دعا به عنوان عبادت (غافر/۴۰،۶۰) از دعا کردن به غیر پیشگاه حق و خواندن غیر خدا نهی کرده و آن را از مصادیق ظلم دانسته است: «و لا تَدعُ مِن دونِ اللّهِ ما لا ینفَعُک و لایضُرُّک فَاِن فَعَلتَ فَاِنَّک اِذًا مِنَ الظّــلِمین» (یونس/۱۰،۱۰۶) و کسانی را که به جای خدا موجوداتی را می خوانند که از دعایشان غافل اند و تا قیامت پاسخ آنان را نمی دهند، گمراه ترین کسان شمرده است: «ومَن اَضَلُّ مِمَّن یدعوا مِن دونِ اللّهِ مَن لا یستَجیبُ لَهُ اِلی یومِ القِیـمَةِ و هُم عَن دُعائِهِم غـفِلون» (احقاف/۴۶،۵) و نیز تصریح می کند که در قیامت خوانده شدگان با این عبادت کنندگان دشمن اند و عبادت آنان را انکار می کنند: «و اِذا حُشِرَ النّاسُ کانوا لَهُم اَعداءً وکانوا بِعِبادَتِهِم کـفِرین». (احقاف/۴۶،۶) در برخی آیات سرّ عدم استجابت دعا از جانب معبودهای دروغین، نشنیدن آن ها بیان شده است: «اِن تَدعوهُم لا یسمَعوا دُعاءَکم» (فاطر/۳۵،۱۴) ـ اگر نشنیدن کنایه از اجابت نکردن نباشد ـ و در برخی دیگر تأکید شده که بر فرض شنیدن، کاری از آن ها ساخته نیست (یونس/۱۰،۱۰۶)، زیرا مالک چیزی نیستند. (فاطر/۳۵،۱۳)[۱۶۴]


۵. حمد و ستایش در برابر اوصاف کمال:  
۵. حمد و ستایش در برابر اوصاف کمال:  
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش