توحید: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۲۲۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ اکتبر ۲۰۱۸
خط ۹۳: خط ۹۳:
#'''تنها برای خدا سجده کردن:''' کسانی که فقط خدا را معبود خویش می‌دانند، در برابر موجوداتی چون خورشید و ماه که با همه عظمت و حشمتشان در وجود و بقا به اراده خدا وابسته‌اند و از خود هیچ ندارند و مطیع و فرمانبر اویند سجده و اظهار ذلت و خضوع و کرنش نمی‌کنند. خشوع و خضوع ویژه خدایی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}}<ref> و از نشانه‌های او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را می‌پرستید؛ سوره فصلت، آیه: ۳۷.</ref> مشرکان گمان می‌کردند که با سجده برای این‌ها نزد خدا قرب و منزلت می‌یابند و خدا برای تنبه می‌فرماید: اگر غرض شما از این سجده نزدیکی به حق و عبادت اوست، این کار را نکنید، بلکه مرا سجده کنید که آفریننده و پروردگار آن‌هایم<ref>مخزن العرفان، ج ۱۱، ص ۳۳۴.</ref>. جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}} اشاره دارد که اگر می‌خواهید خدا را عبادت کنید، غیر را کنار نهید و کسی را در عبادت او شریک نسازید، زیرا عبادت خدا با عبادت غیر جمع نمی‌شود<ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۹۱.</ref>. برخی با توجه به تأویل و معنای باطنی، "شمس" و "قمر" را [[پیامبر]]{{صل}} و جانشین یا جانشینان او {{عم}} یا عقل و نفس اعم از جزئی و کلی و نیز هر معلّم و متعلّمی دانسته و سپس ناروایی سجده بر همه آن‌ها را از آیه مزبور استنباط کرده‌اند<ref>بیان السعاده، ج ۴، ص ۳۸.</ref>.
#'''تنها برای خدا سجده کردن:''' کسانی که فقط خدا را معبود خویش می‌دانند، در برابر موجوداتی چون خورشید و ماه که با همه عظمت و حشمتشان در وجود و بقا به اراده خدا وابسته‌اند و از خود هیچ ندارند و مطیع و فرمانبر اویند سجده و اظهار ذلت و خضوع و کرنش نمی‌کنند. خشوع و خضوع ویژه خدایی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}}<ref> و از نشانه‌های او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را می‌پرستید؛ سوره فصلت، آیه: ۳۷.</ref> مشرکان گمان می‌کردند که با سجده برای این‌ها نزد خدا قرب و منزلت می‌یابند و خدا برای تنبه می‌فرماید: اگر غرض شما از این سجده نزدیکی به حق و عبادت اوست، این کار را نکنید، بلکه مرا سجده کنید که آفریننده و پروردگار آن‌هایم<ref>مخزن العرفان، ج ۱۱، ص ۳۳۴.</ref>. جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}} اشاره دارد که اگر می‌خواهید خدا را عبادت کنید، غیر را کنار نهید و کسی را در عبادت او شریک نسازید، زیرا عبادت خدا با عبادت غیر جمع نمی‌شود<ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۹۱.</ref>. برخی با توجه به تأویل و معنای باطنی، "شمس" و "قمر" را [[پیامبر]]{{صل}} و جانشین یا جانشینان او {{عم}} یا عقل و نفس اعم از جزئی و کلی و نیز هر معلّم و متعلّمی دانسته و سپس ناروایی سجده بر همه آن‌ها را از آیه مزبور استنباط کرده‌اند<ref>بیان السعاده، ج ۴، ص ۳۸.</ref>.
#'''شکرگزاری در برابر نعمت‌ها:''' کسی که فقط خدا را عبادت می‌کند، نمی‌تواند نعمت‌هایی را که خداوند به او ارزانی داشته به طور دلخواه به کار گرفته، رضایت یا کراهت خدا را در به کارگیری آن‌ها در نظر نداشته باشد، بلکه چنین کسی باید در برابر نعمت‌های الهی شکر گزارده و از آن‌ها در راهی بهره جوید که سزاوار است و رضای خدا در آن است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ }}﴾}}<ref> هان ای مؤمنان! از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را می‌پرستید؛ سوره بقره، آیه:۱۷۲.</ref> بنابر روایتی، کمترین چیزی که خداوند در برابر نعمت‌ها از بندگان خویش می‌خواهد این است که نعمت را در معصیت به کار نگیرند و این نکته‌ای است که باید مورد توجه صاحبان جاه و ثروت باشد و امکاناتی را که در اختیارشان قرار گرفته در راه کبر، طغیان و لذت‌های نامشروع صرف نکنند<ref>الکاشف، ج ۱، ص ۲۶۴.</ref> بنابر روایتی دیگر، شکر نعمت این است که از حرام اجتناب شود<ref>مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۳۰۵.</ref>. برخی مفسران نیز تأکید کرده‌اند که بندگی خدا جز به حقیقت شکر یعنی صرف نعمت‌ها در آنچه مورد رضای خداست، تمام نمی‌گردد<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۱، ص ۳۱۵؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص ۲۱۸.</ref> و تنها شکر زبانی کافی نیست<ref>تفسیر خسروی، ج ۱، ص ۲۱۹.</ref>. برخی ذیل آیه ۱۱۴ سوره نحل که مانند آیه ۱۷۲ سوره بقره توحید عبادی را به شکرگزاری در برابر نعمت ها پیوند داده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ‏}}﴾}}<ref> پس، از آنچه خداوند روزی شما کرده است حلال و پاکیزه بخورید و نعمت خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را می‌پرستید؛ سوره نحل، آیه: 114.</ref> عبادت را دارای انواع بسیاری دانسته اند؛ از جمله آنکه آدمی هنگام استفاده از نعمت‌ها خدا را یاد کند و با شکر زبانی و این احساس که نعمت‌ها از خداست و نیز با ممارست عملی، در محقق ساختن هدف بزرگی که در پس نعمت است، حق سپاسگزاری را به جای آورد. بدین سان، شکرگزاری با پرستش پیوند می‌خورد، چنان که کفران قولی و عملی در برابر نعمت‌ها به کفرورزی ارتباط می‌یابد<ref>من وحی القرآن، ج ۱۳، ص ۳۱۳.</ref>.
#'''شکرگزاری در برابر نعمت‌ها:''' کسی که فقط خدا را عبادت می‌کند، نمی‌تواند نعمت‌هایی را که خداوند به او ارزانی داشته به طور دلخواه به کار گرفته، رضایت یا کراهت خدا را در به کارگیری آن‌ها در نظر نداشته باشد، بلکه چنین کسی باید در برابر نعمت‌های الهی شکر گزارده و از آن‌ها در راهی بهره جوید که سزاوار است و رضای خدا در آن است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ }}﴾}}<ref> هان ای مؤمنان! از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را می‌پرستید؛ سوره بقره، آیه:۱۷۲.</ref> بنابر روایتی، کمترین چیزی که خداوند در برابر نعمت‌ها از بندگان خویش می‌خواهد این است که نعمت را در معصیت به کار نگیرند و این نکته‌ای است که باید مورد توجه صاحبان جاه و ثروت باشد و امکاناتی را که در اختیارشان قرار گرفته در راه کبر، طغیان و لذت‌های نامشروع صرف نکنند<ref>الکاشف، ج ۱، ص ۲۶۴.</ref> بنابر روایتی دیگر، شکر نعمت این است که از حرام اجتناب شود<ref>مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۳۰۵.</ref>. برخی مفسران نیز تأکید کرده‌اند که بندگی خدا جز به حقیقت شکر یعنی صرف نعمت‌ها در آنچه مورد رضای خداست، تمام نمی‌گردد<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۱، ص ۳۱۵؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص ۲۱۸.</ref> و تنها شکر زبانی کافی نیست<ref>تفسیر خسروی، ج ۱، ص ۲۱۹.</ref>. برخی ذیل آیه ۱۱۴ سوره نحل که مانند آیه ۱۷۲ سوره بقره توحید عبادی را به شکرگزاری در برابر نعمت ها پیوند داده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ‏}}﴾}}<ref> پس، از آنچه خداوند روزی شما کرده است حلال و پاکیزه بخورید و نعمت خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را می‌پرستید؛ سوره نحل، آیه: 114.</ref> عبادت را دارای انواع بسیاری دانسته اند؛ از جمله آنکه آدمی هنگام استفاده از نعمت‌ها خدا را یاد کند و با شکر زبانی و این احساس که نعمت‌ها از خداست و نیز با ممارست عملی، در محقق ساختن هدف بزرگی که در پس نعمت است، حق سپاسگزاری را به جای آورد. بدین سان، شکرگزاری با پرستش پیوند می‌خورد، چنان که کفران قولی و عملی در برابر نعمت‌ها به کفرورزی ارتباط می‌یابد<ref>من وحی القرآن، ج ۱۳، ص ۳۱۳.</ref>.
#'''دعا و مناجات:''' دعا و راز و نیاز و مناجات با خدای متعالی و همواره نام و یاد او را در زبان و دل جاری و حاضر ساختن، از جلوه‌های مهم عبادت بلکه مغز عبادت است: {{عربی|اندازه=150%|" الدُّعَاءُ مُخُ‏ الْعِبَادَة‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۷.</ref> و ترک آن عین استکبار از عبادت و موجب دخول در جهنّم است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ }}﴾}}<ref> و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند؛ سوره غافر، آیه:۶۰.</ref>، بنابراین انسان خداپرست هیچ گاه از این تکلیف، که تجلیگاه توحید عبادی است، غفلت نمی‌ورزد و با ترک دعا، یا دعا کردن به درگاه غیر خدا خود را به استکبار و شرک نمی‌آلاید، از این رو [[قرآن کریم]] در دسته‌ای از آیات افزون بر تأکید بر اصل دعا به عنوان عبادت از دعا کردن به غیر پیشگاه حق و خواندن غیر خدا نهی کرده و آن را از مصادیق ظلم دانسته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ}}﴾}}<ref> و به جای خداوند چیزی را (به پرستش) مخوان که نه تو را سودی می‌رساند و نه زیانی، اگر چنین کنی آنگاه بی‌گمان از ستمگرانی؛ سوره یونس، آیه: ۱۰۶.</ref> و کسانی را که به جای خدا موجوداتی را می‌خوانند که از دعایشان غافل‌اند و تا قیامت پاسخ آنان را نمی‌دهند، گمراه‌ترین کسان شمرده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ}}﴾}}<ref> و گمراه‌تر از آن کس که به جای خداوند چیزی را (به پرستش) می‌خواند که تا رستخیز پاسخ او را نخواهد داد، کیست؟ و آنان از خواندن اینان بی‌خبرند؛ سوره احقاف، آیه:۵.</ref> و نیز تصریح می‌کند که در قیامت خوانده شدگان با این عبادت کنندگان دشمن‌اند و عبادت آنان را انکار می‌کنند: «و اِذا حُشِرَ النّاسُ کانوا لَهُم اَعداءً وکانوا بِعِبادَتِهِم کـفِرین». (احقاف/۴۶،۶) در برخی آیات سرّ عدم استجابت دعا از جانب معبودهای دروغین، نشنیدن آن ها بیان شده است: «اِن تَدعوهُم لا یسمَعوا دُعاءَکم» (فاطر/۳۵،۱۴) ـ اگر نشنیدن کنایه از اجابت نکردن نباشد ـ و در برخی دیگر تأکید شده که بر فرض شنیدن، کاری از آن ها ساخته نیست (یونس/۱۰،۱۰۶)، زیرا مالک چیزی نیستند. (فاطر/۳۵،۱۳)[۱۶۴]
#'''دعا و مناجات:''' دعا و راز و نیاز و مناجات با خدای متعالی و همواره نام و یاد او را در زبان و دل جاری و حاضر ساختن، از جلوه‌های مهم عبادت بلکه مغز عبادت است: {{عربی|اندازه=150%|" الدُّعَاءُ مُخُ‏ الْعِبَادَة‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۷.</ref> و ترک آن عین استکبار از عبادت و موجب دخول در جهنّم است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ }}﴾}}<ref> و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند؛ سوره غافر، آیه:۶۰.</ref>، بنابراین انسان خداپرست هیچ گاه از این تکلیف، که تجلیگاه توحید عبادی است، غفلت نمی‌ورزد و با ترک دعا، یا دعا کردن به درگاه غیر خدا خود را به استکبار و شرک نمی‌آلاید، از این رو [[قرآن کریم]] در دسته‌ای از آیات افزون بر تأکید بر اصل دعا به عنوان عبادت از دعا کردن به غیر پیشگاه حق و خواندن غیر خدا نهی کرده و آن را از مصادیق ظلم دانسته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ}}﴾}}<ref> و به جای خداوند چیزی را (به پرستش) مخوان که نه تو را سودی می‌رساند و نه زیانی، اگر چنین کنی آنگاه بی‌گمان از ستمگرانی؛ سوره یونس، آیه: ۱۰۶.</ref> و کسانی را که به جای خدا موجوداتی را می‌خوانند که از دعایشان غافل‌اند و تا قیامت پاسخ آنان را نمی‌دهند، گمراه‌ترین کسان شمرده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ}}﴾}}<ref> و گمراه‌تر از آن کس که به جای خداوند چیزی را (به پرستش) می‌خواند که تا رستخیز پاسخ او را نخواهد داد، کیست؟ و آنان از خواندن اینان بی‌خبرند؛ سوره احقاف، آیه:۵.</ref> و نیز تصریح می‌کند که در قیامت خوانده شدگان با این عبادت کنندگان دشمن‌اند و عبادت آنان را انکار می‌کنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ}}﴾}}<ref> و چون (در رستخیز) مردم را گرد آورند؛ (آن خدایان دروغین) دشمنان آنان خواهند بود و پرستش آنان را (هم) انکار خواهند کرد؛ سوره احقاف، آیه:۶.</ref> در برخی آیات سرّ عدم استجابت دعا از جانب معبودهای دروغین، نشنیدن آن ها بیان شده است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ }}﴾}}<ref> اگر بخواهد شما را می‌برد و آفریدگان تازه‌ای می‌آورد؛ سوره فاطر، آیه:۱۶.</ref> ـ اگر نشنیدن کنایه از اجابت نکردن نباشد ـ و در برخی دیگر تأکید شده که بر فرض شنیدن، کاری از آن‌ها ساخته نیست، زیرا مالک چیزی نیستند<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۴۴، «توحید در قرآن».</ref>.
#'''حمد و ستایش در برابر اوصاف کمال:''' کسانی که با هدایت الهی، همه موجودات را مخلوق خدا{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ }}﴾}}<ref> خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است؛ سوره زمر، آیه:۶۲.</ref> و همه نعمت‌ها را از او می‌دانند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ }}﴾}}<ref> و هر نعمتی دارید از خداوند است سپس هنگامی که گزندی به شما می‌رسد به (درگاه) او لابه می‌کنید؛ سوره نحل، آیه:۵۳.</ref> و به ربوبیت مطلق خدا که شامل آسمان‌ها، زمین و عالمیان است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}﴾}}<ref> و سپاس خداوند راست، پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان؛ سوره جاثیه، آیه:۳۶.</ref>اعتراف دارند، به طور فطری او را می‌ستایند و ستایش را که بنابر برخی روایات برترین دعاست<ref>مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۳۶۳.</ref>، ویژه خداوند می‌دانند و کنار ستایش او، غیر را نمی‌ستایند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}﴾}}<ref> و سپاس خداوند راست، پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان؛ سوره جاثیه، آیه: ۳۶.</ref> تقدیم {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلِلَّهِ  }}﴾}} در این آیه بر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْحَمْدُ }}﴾}} بر حصر دلالت دارد<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۸۱.</ref> و گویای این است که فقط خدا سزاوار ستایش است، چنان که الف و لام {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْحَمْدُ }}﴾}} در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}﴾}} از نوع جنس یا استغراق است و بر اینکه جنس حمد یا همه حمدها از آن خداست دلالت می‌کند<ref>المیزان، ج ۱، ص ۲۲.</ref>، بنابراین کسی جز او شایسته ستایش نیست<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص ۱۵؛ کشف الحقایق، ج ۱، ص ۱.</ref>. ممکن است از ظاهر برخی دعاها برآید که حمد غیر خدا رواست، ولی حمد خدا بهتر است: {{عربی|اندازه=150%|" فَرَبِّي‏ أَحْمَدُ شَيْ‏ءٍ عِنْدِي‏ وَ أَحَقُ‏ بِحَمْدِي‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>مصباح المتهجّد، ص ۵۸۲.</ref>؛ لیکن با توجه به ادله توحید حمد، باید از ظاهر افعل تفضیل صرف نظر کرد و آن را افعل تعیین دانست، زیرا حمد سایر نیکوکاران در حقیقت ظهور حمد الهی است و خیر آن‌ها مظهر فیض خدا و آیت احسان الهی است<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۴۱؛ ر. ک: اطیب البیان، ج۱، ص ۹۸.</ref>.
#'''تنها از خدا کمک خواستن:''' در آیه ۵ سوره حمد بندگان مؤمن با هدایت خدا و بر زبان آوردنِ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِيَّاكَ نَعْبُدُ}}﴾}} عبادت و بندگی خالصانه خویش را در پیشگاه الهی ابراز می‌دارند و بی‌درنگ می‌گویند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}﴾}} و بر اینکه فقط از خدا یاری می‌جویند، پای می‌فشارند و بدین‌سان، استعانت از غیر را نفی می‌کنند. این خود گویای آن است که عبادت و استعانت ملازم یکدیگر، بلکه به اعتباری عین هم‌اند<ref>مواهب الرحمن، ج ۱، ص ۴۱.</ref>. بندگی و پرستش خالصانه و دور از شرک اقتضا دارد که مؤمنان در رفع نیازها و برآوردن حاجات زندگی و حیات طیبه انسانی فقط از معبود خویش یاری بخواهند که خالق همه چیز{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}﴾}}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه:۱۰۲.</ref> و ربّ عالمیان است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}﴾}} و با رحمت فراگیر خویش همه موجودات را بهره‌مند می‌سازد و با رحمت ویژه، بندگان خود را به کمال مطلوب می‌رساند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}﴾}} شرک در استعانت، در حقیقت، مستلزم شرک در عبادت است <ref>مواهب الرحمن، ج ۱، ص ۴۱.</ref>؛ اما این سخن بدان معنا نیست که موحدان باید از تمسّک به اسباب ظاهری چشم پوشند، بلکه به این معناست که هیچ گاه از یاد نبرند که یاریگر راستین و آن که همه اسباب به تقدیر و خواست او سامان یافته و تأثیر آن ها به اذن اوست، خدای متعالی است<ref>رک نمونه، ج ۱، ص ۲۳.</ref> و بدانند که نصر و یاری همواره از جانب اوست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}﴾}}<ref> و خداوند آن را جز مژده‌ای (برایتان) قرار نداد و اینکه دلتان بدان آرام یابد و یاری جز از سوی خداوند نیست که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره انفال، آیه:۱۰.</ref> و به اذن خداست که گروهی کوچک بر گروهی بزرگ پیروز می‌شوند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}﴾}}<ref> و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری می‌آزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که می‌دانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه: ۲۴۹.</ref> [[قرآن کریم]] درباره پیروزی مسلمانان بر مشرکان در غزوه بدر به [[پیامبر]] یادآوری می‌کند که تو آنان را نکشتی، بلکه خدا کشت و چون به سوی آنان سنگ انداختی، تو نبودی، بلکه خدا بود:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاء حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد) تا مؤمنان را از سوی خود نعمتی نیکو دهد که خداوند شنوایی داناست؛ سوره انفال، آیه:۱۷.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} به [[فضل بن عباس]] فرمود: هرگاه خواستی از کسی یاری بجویی از خدا بجوی که اگر همه مخلوقات گرد هم آیند نمی توانند چیزی را که او برایت مقدر کرده از تو برگردانند، چنان که نخواهند توانست چیزی را که مقدّر نیست به تو برسد، به سویت گسیل دارند<ref>بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۸۷، ۱۳۶؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۶، ص ۸۸۱؛ مستدرک السفینه، ج ۶، ص ۱۵۵.</ref>.


۵. حمد و ستایش در برابر اوصاف کمال:
==رهاوردهای توحید==
کسانی که با هدایت الهی، همه موجودات را مخلوق خدا (زمر/۳۹،۶۲) و همه نعمت ها را از او می دانند: «و ما بِکم مِن نِعمَةٍ فَمِنَ اللّه» (نحل/۱۶،۵۳) و به ربوبیت مطلق خدا که شامل آسمان ها، زمین و عالمیان است (جاثیه/۴۵،۳۶) اعتراف دارند، به طور فطری او را می ستایند و ستایش را که بنابر برخی روایات برترین دعاست[۱۶۵]، ویژه خداوند می دانند و کنار ستایش او، غیر را نمی ستایند: «فَلِلَّهِ الحَمدُ رَبِّ السَّمـوتِ ورَبِّ الاَرضِ رَبِّ العــلَمین».(جاثیه/۴۵،۳۶) تقدیم «فَلِلّهِ» در این آیه بر «الحَمدُ» بر حصر دلالت
*توحید خاستگاه همه فضایل و رهآوردهای مثبت علمی و عملی و شرک، ریشه همه رذایل، فسادها و تباهی هاست و همان گونه که شرک، ظلمی بس بزرگ است: «اِنَّ الشِّرک لَظُـلمٌ عَظیم» (لقمان/۳۱،۱۳) و بنیان خوبی و فضیلت را ویران می کند، توحید عدلی است عظیم که بر پایه آن عقاید، اخلاق و رفتار جامعه انسانی سامان می یابند.[۱۷۵] قرآن کریم در آیات ۲۴ - ۲۵ ابراهیم/۱۴ از باب تشبیه معقول به محسوس[۱۷۶]، حقیقت توحید را به درختی پاک مانند کرده است که ریشه آن به ژرفای زمین رفته و ساقه و شاخه هایش سر به فلک کشیده و هر دم میوه ای مناسب می دهد و آدمیان را بهره مند می سازد: «اَلَم تَرَ کیفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کلِمَةً طَیبَةً کشَجَرَةٍ طَیبَةٍ اَصلُها ثابِتٌ وفَرعُها فِی السَّماء * تُؤتی اُکلَها کلَّ حینٍ بِاِذنِ رَبِّها ویضرِبُ اللّهُ الاَمثالَ لِلنّاسِ لَعَلَّهُم یتَذَکرون». توحید نیز حقیقت خلل ناپذیری است که چون درک شود در اعماق قلب ریشه می دواند و شاخه های خویش را به صورت فضایل خُلقی و اعمال صالح می گستراند و زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی انسان را انتظام بخشیده، در نهایت به سعادت ابدی وی می انجامد، زیرا صورت علمی و اعتقادی و عملی هیچ دانش و فنی مانند اعتقاد به اصول توحید و ایمان نیست که حقیقتی ثابت و پرثمر داشته باشد و رایحه اش در جامعه اسلامی و جهان انتشار یابد.[۱۷۷] اعتقاد به ارکان توحید والاترین کمال و فضیلت از کمالات و فضایل نفسانی و درخشان ترین صفات اکتسابی است و انسان را با ساحت کبریایی آشنا می سازد و او را با پروردگار و عظمت و کبریایی او پیوند می دهد و در نتیجه صفات آدمی به صفات قدس ربوبی تشبّه می یابند.[۱۷۸]
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۱۰۵
دارد[۱۶۶] و گویای این است که فقط خدا سزاوار ستایش است، چنان که الف و لام «الحَمدُ» در «اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العــلَمین» (فاتحه/۱، ۲) از نوع جنس یا استغراق است و بر اینکه جنس حمد یا همه حمدها از آن خداست دلالت می کند[۱۶۷]، بنابراین کسی جز او شایسته ستایش نیست.[۱۶۸]
ممکن است از ظاهر برخی دعاها برآید که حمد غیر خدا رواست، ولی حمد خدا بهتر است: «فربّی أحمد شیءٍ عندی و أحقّ بحمدی»[۱۶۹]؛ لیکن با توجه به ادله توحید حمد، باید از ظاهر افعل تفضیل صرف نظر کرد و آن را افعل تعیین دانست، زیرا حمد سایر نیکوکاران در حقیقت ظهور حمد الهی است و خیر آن ها مظهر فیض خدا و آیت احسان الهی است.[۱۷۰]
 
۶. تنها از خدا کمک خواستن:
در آیه ۵ حمد/۱ بندگان مؤمن با هدایت خدا و بر زبان آوردنِ «اِیاک نَعبُد» عبادت و بندگی خالصانه خویش را در پیشگاه الهی ابراز می دارند و بی درنگ می گویند: «و اِیاک نَستَعین» و بر اینکه فقط از خدا یاری می جویند، پای می فشارند و بدین سان، استعانت از غیر را نفی می کنند. این خود گویای آن است که عبادت و استعانت ملازم یکدیگر، بلکه به اعتباری عین هم اند.[۱۷۱] بندگی و پرستش خالصانه و دور از شرک اقتضا دارد که مؤمنان در رفع نیازها و برآوردن حاجات زندگی و حیات طیبه انسانی فقط از معبود خویش یاری بخواهند که خالق همه چیز (انعام/۶،۱۰۲) و ربّ عالمیان است (حمد/۱،۲) و با رحمت فراگیر خویش همه موجودات را بهره مند می سازد و با رحمت ویژه، بندگان خود را به کمال مطلوب می رساند: «اَلرَّحمـنِ الرَّحیم» (حمد/۱،۳) شرک در استعانت، در حقیقت، مستلزم شرک در عبادت است[۱۷۲]؛ اما این سخن بدان معنا نیست که موحدان باید از تمسّک به اسباب ظاهری چشم پوشند، بلکه به این معناست که هیچ گاه از یاد نبرند که یاریگر راستین و آن که همه اسباب به تقدیر و خواست او سامان یافته و تأثیر آن ها به اذن اوست، خدای متعالی است[۱۷۳] و بدانند که نصر و یاری همواره از جانب اوست: «و مَا النَّصرُ اِلاّ مِن عِندِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیم» (انفال/۸،۱۰) و به اذن خداست که گروهی کوچک بر گروهی بزرگ پیروز می شوند: «کم مِن فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَت فِئَةً کثیرَةً بِاِذنِ اللّه». (بقره/۲،۲۴۹) قرآن کریم درباره پیروزی مسلمانان بر مشرکان در غزوه بدر به پیامبر یادآوری می کند که تو آنان را نکشتی، بلکه
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۱۰۶
خدا کشت و چون به سوی آنان سنگ انداختی، تو نبودی، بلکه خدا بود: «فَلَم تَقتُلوهُم و لـکنَّ اللّهَ قَتَلَهُم و مارَمَیتَ اِذ رَمَیتَ ولـکنَّ اللّهَ رَمی». (انفال/۸،۱۷)
رسول خدا صلی الله علیه و آله به فضل بن عباس فرمود: هرگاه خواستی از کسی یاری بجویی از خدا بجوی که اگر همه مخلوقات گرد هم آیند نمی توانند چیزی را که او برایت مقدر کرده از تو برگردانند، چنان که نخواهند توانست چیزی را که مقدّر نیست به تو برسد، به سویت گسیل دارند.[۱۷۴]
 
رهاوردهای توحید:
توحید خاستگاه همه فضایل و رهآوردهای مثبت علمی و عملی و شرک، ریشه همه رذایل، فسادها و تباهی هاست و همان گونه که شرک، ظلمی بس بزرگ است: «اِنَّ الشِّرک لَظُـلمٌ عَظیم» (لقمان/۳۱،۱۳) و بنیان خوبی و فضیلت را ویران می کند، توحید عدلی است عظیم که بر پایه آن عقاید، اخلاق و رفتار جامعه انسانی سامان می یابند.[۱۷۵] قرآن کریم در آیات ۲۴ - ۲۵ ابراهیم/۱۴ از باب تشبیه معقول به محسوس[۱۷۶]، حقیقت توحید را به درختی پاک مانند کرده است که ریشه آن به ژرفای زمین رفته و ساقه و شاخه هایش سر به فلک کشیده و هر دم میوه ای مناسب می دهد و آدمیان را بهره مند می سازد: «اَلَم تَرَ کیفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کلِمَةً طَیبَةً کشَجَرَةٍ طَیبَةٍ اَصلُها ثابِتٌ وفَرعُها فِی السَّماء * تُؤتی اُکلَها کلَّ حینٍ بِاِذنِ رَبِّها ویضرِبُ اللّهُ الاَمثالَ لِلنّاسِ لَعَلَّهُم یتَذَکرون». توحید نیز حقیقت خلل ناپذیری است که چون درک شود در اعماق قلب ریشه می دواند و شاخه های خویش را به صورت فضایل خُلقی و اعمال صالح می گستراند و زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی انسان را انتظام بخشیده، در نهایت به سعادت ابدی وی می انجامد، زیرا صورت علمی و اعتقادی و عملی هیچ دانش و فنی مانند اعتقاد به اصول توحید و ایمان نیست که حقیقتی ثابت و پرثمر داشته باشد و رایحه اش در جامعه اسلامی و جهان انتشار یابد.[۱۷۷] اعتقاد به ارکان توحید والاترین کمال و فضیلت از کمالات و فضایل نفسانی و درخشان ترین صفات اکتسابی است و انسان را با ساحت کبریایی آشنا می سازد و او را با پروردگار و عظمت و کبریایی او پیوند می دهد و در نتیجه صفات آدمی به صفات قدس ربوبی تشبّه می یابند.[۱۷۸]
رهاوردهای توحید همواره و برای همگان یکسان نیستند و با توجّه به انواع و مراتب توحید و
رهاوردهای توحید همواره و برای همگان یکسان نیستند و با توجّه به انواع و مراتب توحید و
  دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۱۰۷
  دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۱۰۷
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش