جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = احکام دین | | موضوع مرتبط = احکام دین | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = [[تکلیف در قرآن]] - [[تکلیف در فقه اسلامی]] - [[تکلیف در معارف و سیره سجادی]] - [[تکلیف در | | مداخل مرتبط = [[تکلیف در قرآن]] - [[تکلیف در فقه اسلامی]] - [[تکلیف در معارف و سیره سجادی]] - [[تکلیف در کلام اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
# بزرگان [[علم اصول]] گفتهاند: [[شأن]] عقل فقط [[ادراک]] [[تکالیف شرعی]] و [[مولوی]] است و عقل خودش جاعل و [[حاکم]] نیست، ولی عمل به آنچه عقل از تکالیف شرعی ادراک میکند، لازم است و در صورت [[مخالفت]] با آن [[عقاب]] میشود<ref>اجود التقریرات، ج۱، ص۱۱۶؛ تهذیب الأصول، ج۲، ص۴۱.</ref>. | # بزرگان [[علم اصول]] گفتهاند: [[شأن]] عقل فقط [[ادراک]] [[تکالیف شرعی]] و [[مولوی]] است و عقل خودش جاعل و [[حاکم]] نیست، ولی عمل به آنچه عقل از تکالیف شرعی ادراک میکند، لازم است و در صورت [[مخالفت]] با آن [[عقاب]] میشود<ref>اجود التقریرات، ج۱، ص۱۱۶؛ تهذیب الأصول، ج۲، ص۴۱.</ref>. | ||
# برخی گفتهاند عقل نیز حاکم است و از جمله شواهد این دیدگاه، آیاتی است که در آنها، [[انسانها]] به [[تعقل]] [[فرمان]] داده شدهاند<ref>سوره انفال، آیه ۲۲.</ref>. | # برخی گفتهاند عقل نیز حاکم است و از جمله شواهد این دیدگاه، آیاتی است که در آنها، [[انسانها]] به [[تعقل]] [[فرمان]] داده شدهاند<ref>سوره انفال، آیه ۲۲.</ref>. | ||
# برخی نیز نظیر اخباریان، عقل و [[ادراکات عقلی]] را بیارزش شمرده و به برخی از [[آیات قرآن]] که [[عذاب]] [[مجرمان]] را به تمام بودن بیان [[شرعی]] و ارسال [[رسول]] منوط دانسته، [[استدلال]] نمودهاند<ref>سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref>. | # برخی نیز نظیر اخباریان، عقل و [[ادراکات عقلی]] را بیارزش شمرده و به برخی از [[آیات قرآن]] که [[عذاب]] [[مجرمان]] را به تمام بودن بیان [[شرعی]] و ارسال [[رسول]] منوط دانسته، [[استدلال]] نمودهاند<ref>سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref>. لکن این استدلالها [[ضعیف]] است، زیرا در برخی از [[آیات]] تصریح نموده که بر عدم تعقل عذاب مترتب میشود<ref>سوره ملک، آیه ۱۰.</ref> و نیز [[روایات]]، عقل را به عنوان یک [[حجت]] از طرف [[شارع]] و به عنوان رسول دیگری از طرف [[خدا]] بیان نموده است<ref>الکافی، ج۱، ص۱۶.</ref>. | ||
[[معتزله]] و امامیه نظر اول را پذیرفتهاند و به [[حسن و قبح عقلی]] قائل شدهاند و بر آناند که عقل [[قادر]] است [[حسن و قبح]] برخی امور، مانند حسن [[راستگویی]] و [[قبح]] دروغگوبی را [[ادراک]] کند، هرچند نسبت به [[ادراک حسن و قبح]] برخی امور دیگری همچون [[عبادات]]، [[ناتوان]] است. [[اشاعره]] نظر سوم را پذیرفته و میگویند عقل در مورد [[حسن و قبح افعال]]، [[حکم]] و قضاوتی ندارد و آن چنان نیست که حسن و قبح از امور [[حقیقی]] باشد و پیش از ورود بیان شارع در افعال به عنوان مُقوّم ذاتی موجود باشد، بلکه حسن و قبح افعال، به نظر شارع بستگی دارد که اگر شارع چیزی را [[تحسین]] کرد حسن است و اگر تقبیح نمود [[قبیح]] خواهد بود<ref>اصول الفقه، ج۱، ص۲۱۶.</ref>.<ref>[[رضا محققیان|محققیان، رضا]]، [[تکلیف - محققیان (مقاله)|مقاله «تکلیف»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۵۴۷-۵۵۱.</ref> | [[معتزله]] و امامیه نظر اول را پذیرفتهاند و به [[حسن و قبح عقلی]] قائل شدهاند و بر آناند که عقل [[قادر]] است [[حسن و قبح]] برخی امور، مانند حسن [[راستگویی]] و [[قبح]] دروغگوبی را [[ادراک]] کند، هرچند نسبت به [[ادراک حسن و قبح]] برخی امور دیگری همچون [[عبادات]]، [[ناتوان]] است. [[اشاعره]] نظر سوم را پذیرفته و میگویند عقل در مورد [[حسن و قبح افعال]]، [[حکم]] و قضاوتی ندارد و آن چنان نیست که حسن و قبح از امور [[حقیقی]] باشد و پیش از ورود بیان شارع در افعال به عنوان مُقوّم ذاتی موجود باشد، بلکه حسن و قبح افعال، به نظر شارع بستگی دارد که اگر شارع چیزی را [[تحسین]] کرد حسن است و اگر تقبیح نمود [[قبیح]] خواهد بود<ref>اصول الفقه، ج۱، ص۲۱۶.</ref>.<ref>[[رضا محققیان|محققیان، رضا]]، [[تکلیف - محققیان (مقاله)|مقاله «تکلیف»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۵۴۷-۵۵۱.</ref> | ||