حکمتهای غائب بودن امام مهدی چیستند؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ نوامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۳:۰۲
، ۲۴ نوامبر ۲۰۲۲وظیفهٔ شمارهٔ ۳، بخش دوم
جز (جایگزینی متن - 'رده:(اا): پرسشهایی با ۱ پاسخ' به '') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات پرسش | {{جعبه اطلاعات پرسش | ||
| موضوع اصلی = [[مهدویت (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت]] | | موضوع اصلی = [[مهدویت (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت]] | ||
| تصویر = 7626626268.jpg | | تصویر = 7626626268.jpg | ||
| مدخل بالاتر = [[مهدویت]] / [[آشنایی با امام مهدی]] / [[معرفت امام مهدی (شناخت امام مهدی)]] | | مدخل بالاتر = [[مهدویت]] / [[آشنایی با امام مهدی]] / [[معرفت امام مهدی (شناخت امام مهدی)]] | ||
| مدخل اصلی = | | مدخل اصلی = | ||
خط ۱۵: | خط ۱۳: | ||
آیتالله '''[[محمد جواد خراسانی]]'''، در کتاب ''«[[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]»'' در اینباره گفته است: | آیتالله '''[[محمد جواد خراسانی]]'''، در کتاب ''«[[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]»'' در اینباره گفته است: | ||
* «'''علت اول: امتحان''' | * «'''علت اول: امتحان''' | ||
[[امتحان]] از علتهای [[عامه]] است که در هر فعلی از افعال [[خدا]] و هر [[اراده]] و مشیتی و هر حکمی از [[احکام خدا]] جاری است. [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: [[ظهور]] او بعد از غیبتی طولانی خواهد بود: {{عربی|"لیعلم الله من یطیعه بالغیب و یؤمن به"}} تا اینکه معلوم کند که کی او را به [[غیب]] و نهانی [[اطاعت]] میکند و به او [[ایمان]] میآورد؟<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ۲۳۱، ح ۱۶؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۹۱، ح ۲۴.</ref> | |||
[[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "او منتظری است که [[مردم]] در ولادت او [[شک]] کنند، بعضی بگویند: پدر او بیعقب از [[دنیا]] رفته و بعضی بگویند: مرده و این همه از جهت آن است که [[خداوند]] [[دوست]] دارد که خلق خود را [[امتحان]] کند"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ۳۴۲، ح ۲۴؛ اصول کافی، ج ۱، ۳۸۴.</ref>. | [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "او منتظری است که [[مردم]] در ولادت او [[شک]] کنند، بعضی بگویند: پدر او بیعقب از [[دنیا]] رفته و بعضی بگویند: مرده و این همه از جهت آن است که [[خداوند]] [[دوست]] دارد که خلق خود را [[امتحان]] کند"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ۳۴۲، ح ۲۴؛ اصول کافی، ج ۱، ۳۸۴.</ref>. | ||
خط ۲۷: | خط ۲۵: | ||
'''دوم''': از جهت [[وظایف]] و [[تکالیف]] خود که در حال [[غیبت ولی]] چگونه انجام [[وظایف]] میکنند و آیا بر [[ایمان]] و اعمال مانند حضورش ثابت هستند یا خیر؟ | '''دوم''': از جهت [[وظایف]] و [[تکالیف]] خود که در حال [[غیبت ولی]] چگونه انجام [[وظایف]] میکنند و آیا بر [[ایمان]] و اعمال مانند حضورش ثابت هستند یا خیر؟ | ||
* '''علت دوم: تمییز و تمحیص (جداشدن و خالصشدن)''' | * '''علت دوم: تمییز و تمحیص (جداشدن و خالصشدن)''' | ||
مقصود جدا شدن [[پاک]] از ناپاک است و [[مؤمن]] از غیر [[مؤمن]] و [[خالص]] از [[منافق]] و اهل [[خدا]] و این امری است که همواره [[مشیت]] [[حق]] در این [[بشر]] به وی تعلق گرفته، در [[قرآن]] فرموده: {{متن قرآن|وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ}}<ref>آل عمران، ۱۴۱.</ref>. | |||
"تا اینکه [[خداوند]] [[خالص]] کند کسانی را که [[ایمان]] آوردهاند و نابود کند کافرین را". | "تا اینکه [[خداوند]] [[خالص]] کند کسانی را که [[ایمان]] آوردهاند و نابود کند کافرین را". | ||
خط ۳۷: | خط ۳۵: | ||
یکی از اسباب آن، [[غیبت ولی]] است، چنانکه حضورش با مقهوریت و مغلوبیت نیز سبب دیگر است، مانند حضور [[ائمه]] پیش، [[حدیث]] بالا از [[موسی بن جعفر]] {{ع}} اشاره به تمحیص و تمییز داشت و در فصل ابتلائات [[شیعه]] [[احادیث]] زیادی ذکر خواهد شد. ان شاء [[الله]]. | یکی از اسباب آن، [[غیبت ولی]] است، چنانکه حضورش با مقهوریت و مغلوبیت نیز سبب دیگر است، مانند حضور [[ائمه]] پیش، [[حدیث]] بالا از [[موسی بن جعفر]] {{ع}} اشاره به تمحیص و تمییز داشت و در فصل ابتلائات [[شیعه]] [[احادیث]] زیادی ذکر خواهد شد. ان شاء [[الله]]. | ||
* '''علت سوم: اینکه برای احدی در گردن او بیعتی نباشد''' | * '''علت سوم: اینکه برای احدی در گردن او بیعتی نباشد''' | ||
مقصود [[بیعت]] ظاهری است و الا [[بیعت]] واقعی برای [[امام]] است بر گردن همه و هیچ کس را بیعتی بر [[امام]] نیست و قاعده در [[بیعت]] این است که بر شخص حاضر مجری و نافذ است نه بر شخص [[غائب]] و لهذا به هر [[خلیفه]] و سلطانی که [[بیعت]] شد بعد از تمامیت [[بیعت]] در مرکز [[خلافت]] و [[سلطنت]] باید [[بیعت]] او را به ولایات دیگر بفرستند، تا آنکه یا به طیب [[نفس]] و [[رضایت]] و یا به الزام و کراهت [[بیعت]] کنند و همچنین هرکس [[غائب]] یا در خارج مملکت باشد [[بیعت]] در [[حق]] او نافذ نیست مگر اینکه قانون جبری دیگر در کار باشد. مثل اینکه [[بیعت]] اکثر یا عده خاصی از [[رجال]] [[کشور]] در [[حق]] همه بالقهر و الجبر نافذ باشد. | |||
پس از این جهت [[خداوند]]، او را [[غائب]] فرموده بلکه ولادت او را نیز مخفی فرموده تا او را به [[بیعت]] نکشند و مانند جدش [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و عمویش [[امام حسن]] {{ع}} و سائر اجدادش {{عم}}، الزام به [[بیعت]] نکنند. | پس از این جهت [[خداوند]]، او را [[غائب]] فرموده بلکه ولادت او را نیز مخفی فرموده تا او را به [[بیعت]] نکشند و مانند جدش [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و عمویش [[امام حسن]] {{ع}} و سائر اجدادش {{عم}}، الزام به [[بیعت]] نکنند. | ||
خط ۵۳: | خط ۵۱: | ||
[[حضرت رسول]] {{صل}} میفرمود: "اگر [[ترس]] آن نبود که خواهند گفت گویندگان که: [[محمد]] [[قوم]] خود را [[دعوت]] کرد و ایشان او را خدمت و [[نصرت]] کردند و چون [[ظفر]] یافت و به مقصود رسید ایشان را کشت، هرآینه بسیاری را گردن میزدم"<ref>بحارالانوار، ج ۲۲، ۱۴۱، ح ۱۲۳.</ref>. پس چون [[غائب]] باشد و یکباره ظاهر شود این منتها و این گفتهها نیست و او همه را به دیده [[حق]] واقعی ملاحظه میکند و از هیچ حرمتداری نمیکند تا روی [[زمین]] را از پلیدها صاف گرداند. چه علت از این بهتر که رعایت شود درباره کسی که [[مأمور]] است به [[قیام]] کلی و [[مبارزه]] با هر صنف و هر شخص! | [[حضرت رسول]] {{صل}} میفرمود: "اگر [[ترس]] آن نبود که خواهند گفت گویندگان که: [[محمد]] [[قوم]] خود را [[دعوت]] کرد و ایشان او را خدمت و [[نصرت]] کردند و چون [[ظفر]] یافت و به مقصود رسید ایشان را کشت، هرآینه بسیاری را گردن میزدم"<ref>بحارالانوار، ج ۲۲، ۱۴۱، ح ۱۲۳.</ref>. پس چون [[غائب]] باشد و یکباره ظاهر شود این منتها و این گفتهها نیست و او همه را به دیده [[حق]] واقعی ملاحظه میکند و از هیچ حرمتداری نمیکند تا روی [[زمین]] را از پلیدها صاف گرداند. چه علت از این بهتر که رعایت شود درباره کسی که [[مأمور]] است به [[قیام]] کلی و [[مبارزه]] با هر صنف و هر شخص! | ||
* '''علت چهارم: مشابهت به [[انبیاء]] در سنت''' | * '''علت چهارم: مشابهت به [[انبیاء]] در سنت''' | ||
چون [[هجرت]] و [[غیبت]] در بسیاری از [[انبیاء]] پیش بوده مانند ادریس و [[صالح]] و [[موسی]] و [[ابراهیم]] {{ع}}، [[خداوند]] خواسته است که این [[سنت]] در او هم جاری باشد<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ۱۹۲، ح ۷۱۴.</ref> و چه مانعی دارد. | |||
[[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: [[قائم]] ما را غیبتی خواهد بود که مدت آن طولانی باشد. | [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: [[قائم]] ما را غیبتی خواهد بود که مدت آن طولانی باشد. | ||
حنان بن سدیر عرض کرد: چرا | حنان بن سدیر عرض کرد: چرا یا ابن [[رسول الله]]؟ فرمود: [[خداوند]] عز و جل ابا فرموده جز آنکه در او [[سنت انبیاء]] را در غیبتهاشان جاری گرداند<ref>علل الشرایع، ج ۱، ۲۴۵، ح ۷؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ۱۴۲، ح ۲.</ref>. | ||
* '''علت پنجم: کراهت مجاورت ظالمین''' | * '''علت پنجم: کراهت مجاورت ظالمین''' | ||
این معنا فی نفسه برای [[اولیاء]] [[خدا]] امری است مرغوب، وقتی که ببینند دعوتشان مؤثر نیست و جز ملالت و رنجش از اعمال ناشایسته خلق چیز دیگر نیست، طبعا متمایل به [[هجرت]] و اعتزال و [[غیبت]] میشوند، بهخصوص که اگر [[مأمور]] به [[سکوت]] و ترک [[دعوت]] هم باشند، مانند [[حضرت صاحب الامر]] که تا وقتش نرسد باید ساکت باشد. | |||
[[نوح]] {{ع}} پس از آنکه دید دعوتش دیگر تأثیری ندارد گفت: {{متن قرآن|فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>شعراء، ۱۱۸.</ref>. | [[نوح]] {{ع}} پس از آنکه دید دعوتش دیگر تأثیری ندارد گفت: {{متن قرآن|فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>شعراء، ۱۱۸.</ref>. | ||
خط ۸۵: | خط ۸۳: | ||
و به عبارت دیگر [[خداوند]] درباره [[ائمه]] دیگر، [[لطف]] نوعی را رعایت فرمود از جهت [[اتمام حجت]] و درباره این [[امام]] [[لطف]] شخصی، یعنی رفاهیت شخص او را منظور داشت. | و به عبارت دیگر [[خداوند]] درباره [[ائمه]] دیگر، [[لطف]] نوعی را رعایت فرمود از جهت [[اتمام حجت]] و درباره این [[امام]] [[لطف]] شخصی، یعنی رفاهیت شخص او را منظور داشت. | ||
* '''علت ششم و هفتم: [[خوف]] و [[تقیه]]، و نبودن [[ناصر]]''' | * '''علت ششم و هفتم: [[خوف]] و [[تقیه]]، و نبودن [[ناصر]]''' | ||
این دو چون به یکدیگر مرتبطند هر دو باهم عنوان شد. | |||
اما [[خوف]]: [[حضرت رسول]] {{صل}} فرمود: "ناچار است برای آن پسر از [[غیبت]]، گفته شد: چرا یا [[رسول الله]]؟ فرمود: میترسد از کشتن"<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۱، ۲۶۳، ح ۱۶۴؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۹۰، ح ۱.</ref>. | اما [[خوف]]: [[حضرت رسول]] {{صل}} فرمود: "ناچار است برای آن پسر از [[غیبت]]، گفته شد: چرا یا [[رسول الله]]؟ فرمود: میترسد از کشتن"<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۱، ۲۶۳، ح ۱۶۴؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۹۰، ح ۱.</ref>. | ||
خط ۱۰۴: | خط ۱۰۲: | ||
'''دوم''': اینکه مقصود این است که [[خوف]] باعث [[غیبت]] میشود چنانکه در [[موسی]] {{ع}} شد، و به [[غیبت]] این [[خوف]] تأمین میشود چنانکه شد، نه مقصود این است که راه دیگر برای [[تقیه]] و [[حفظ جان]] نیست! | '''دوم''': اینکه مقصود این است که [[خوف]] باعث [[غیبت]] میشود چنانکه در [[موسی]] {{ع}} شد، و به [[غیبت]] این [[خوف]] تأمین میشود چنانکه شد، نه مقصود این است که راه دیگر برای [[تقیه]] و [[حفظ جان]] نیست! | ||
این اشکال مانند این است که گفته شود: چرا [[موسی]] برای [[حفظ جان]] خود از شهر خود بلکه از ملک [[فرعون]] فرار کرد، میخواست در همانجا در خانه یکی از [[بنی اسرائیل]] مخفی شود. | |||
این اشکال به هیچ وجه از کسی که خود [[صاحب]] بلیه نیست مورد ندارد. [[صاحب]] بلیه خود بهتر [[وظیفه]] خود را میداند، شاید در نظر او [[غیبت]] و فرار بر حضور و [[سکوت]] ترجیح دارد. | این اشکال به هیچ وجه از کسی که خود [[صاحب]] بلیه نیست مورد ندارد. [[صاحب]] بلیه خود بهتر [[وظیفه]] خود را میداند، شاید در نظر او [[غیبت]] و فرار بر حضور و [[سکوت]] ترجیح دارد. | ||
خط ۱۱۵: | خط ۱۱۳: | ||
[[هارون]] روزی گفت: شما گمان میکنید پدر من [[مهدی]] است؟! خیر خیر! | [[هارون]] روزی گفت: شما گمان میکنید پدر من [[مهدی]] است؟! خیر خیر! | ||
پس او را به اسم و خصوصیات و [[نسب]] میدانستند و میدانستند که او برهمزننده [[دولتها]] است و همواره در [[انتظار]] بودند و از این جهت پیشبینی میکردند و از پیش به [[فکر]] افتاده و در صدد بودند که علاج او کنند. لذا [[امام هادی|حضرت امام علی النقی]] {{ع}} را از مدینه به [[سامره]] طلبید و تحت نظر خود قرار داده و مراقب احوال اولاد او بودند. | |||
[[امام حسن عسکری]] {{ع}} را به نهایت مراقب او و مراقب زنان او بودند و چون در زمان حیاتش از فرزندش مطلع نشدند وقتی که از [[دنیا]] رفت گمان کردند بیفرزند بوده تسکین خاطر برایشان شد، بعدا که نام آن [[حضرت]] منتشر گشت در صدد تعقیب برآمده، [[معتمد]] [[عباسی]] عدهای را برای دستگیری وی به خانه [[حضرت عسکری]] {{ع}} فرستاده، آن [[حضرت]] را در [[سرداب]] یافتند، اما [[سرداب]] را پر [[آب]] دیده و آن [[حضرت]] در گوشهای بالای [[آب]] بر روی حصیری قرار گرفته، یکی از گماشتگان جرأت کرده پا گذاشت که به سوی آن [[حضرت]] رود پای او در [[آب]] فرو رفت و غرق گردیده نزدیک به [[هلاکت]] رسید، او را از [[آب]] کشیدند از آن [[حضرت]] عذرخواهی کردند. | [[امام حسن عسکری]] {{ع}} را به نهایت مراقب او و مراقب زنان او بودند و چون در زمان حیاتش از فرزندش مطلع نشدند وقتی که از [[دنیا]] رفت گمان کردند بیفرزند بوده تسکین خاطر برایشان شد، بعدا که نام آن [[حضرت]] منتشر گشت در صدد تعقیب برآمده، [[معتمد]] [[عباسی]] عدهای را برای دستگیری وی به خانه [[حضرت عسکری]] {{ع}} فرستاده، آن [[حضرت]] را در [[سرداب]] یافتند، اما [[سرداب]] را پر [[آب]] دیده و آن [[حضرت]] در گوشهای بالای [[آب]] بر روی حصیری قرار گرفته، یکی از گماشتگان جرأت کرده پا گذاشت که به سوی آن [[حضرت]] رود پای او در [[آب]] فرو رفت و غرق گردیده نزدیک به [[هلاکت]] رسید، او را از [[آب]] کشیدند از آن [[حضرت]] عذرخواهی کردند. | ||
خط ۱۳۴: | خط ۱۳۲: | ||
بالاخره چون [[مردم]] ضعیف الایمان و ضعیف التحمل و کمطاقتند، نتوانند مانند آن [[حضرت]] ساکت و صامت بنشینند، قهرا ایجاد [[فتنه]] و [[فساد]] میکردند و دچار اذیت و [[آزار]] میشدند، پس [[غیبت]] آن [[حضرت]] بهتر از حضور با [[سکوت]] است، هم حفظ خود و هم حفظ [[شیعیان]] خود فرموده. شما گفتید: چرا خود را بر [[دوستان]] ظاهر نمیکند؟ از [[دوستان]] که تقیهای نیست! | بالاخره چون [[مردم]] ضعیف الایمان و ضعیف التحمل و کمطاقتند، نتوانند مانند آن [[حضرت]] ساکت و صامت بنشینند، قهرا ایجاد [[فتنه]] و [[فساد]] میکردند و دچار اذیت و [[آزار]] میشدند، پس [[غیبت]] آن [[حضرت]] بهتر از حضور با [[سکوت]] است، هم حفظ خود و هم حفظ [[شیعیان]] خود فرموده. شما گفتید: چرا خود را بر [[دوستان]] ظاهر نمیکند؟ از [[دوستان]] که تقیهای نیست! | ||
جواب: اگر مقصود آن است که خود را بر بعضی خصوصی و گاهگاه ظاهر کند، از کجا میدانید که اینچنین نیست؟ بلکه در احوال او در [[زمان غیبت]] خواهد آمد که چنین است. و اگر میگویید که بر همه [[دوستان]] ظاهر کند یا بر جمعی به طوری که مجمعی داشته باشد و با آنها همیشه رفتوآمد داشته باشد. | |||
'''اولا''': این [[رفتار]] از جهات دیگر خالی از [[فساد]] نخواهد بود چنانکه گفته شد. | '''اولا''': این [[رفتار]] از جهات دیگر خالی از [[فساد]] نخواهد بود چنانکه گفته شد. | ||
خط ۱۴۷: | خط ۱۴۵: | ||
* '''علت هشتم: تنبیه و تأدیب بر [[تقصیر]] در وظیفه''' | * '''علت هشتم: تنبیه و تأدیب بر [[تقصیر]] در وظیفه''' | ||
* '''علت نهم: ایجاد [[شوق]] و قدردانی از [[نعمت]] [[خلیفه]] یعنی امام''' | * '''علت نهم: ایجاد [[شوق]] و قدردانی از [[نعمت]] [[خلیفه]] یعنی امام''' | ||
چون این دو علت نیز مرتبطند هر دو باهم عنوان شد. | |||
بدیهی است که هر کوتاهی در خدمت و [[تقصیر]] در [[وظیفه]]، تأدیبی در پی دارد و هر کفران نعمتی مستلزم حرمان است و بدیهی است که هر فراقی برانگیزنده [[اشتیاق]] است و هر فقدانی موجب قدردانی است و چون این [[امت]] از حضور امامهای پیش قدردانی نکردند، بلکه کفران [[نعمت]] کرده و در [[حمایت]] و [[نصرت]] ایشان کوتاهی کردند، چنانکه بر هرکس واضح و آشکار است؛ لهذا مستوجب عقوبت و تأدیب گشتند. پس سلب [[نعمت]] از ایشان شد، مبتلا به فقدان و [[غیبت]] شدند و از [[فیض حضور]] مدتی محروم گشتند. | بدیهی است که هر کوتاهی در خدمت و [[تقصیر]] در [[وظیفه]]، تأدیبی در پی دارد و هر کفران نعمتی مستلزم حرمان است و بدیهی است که هر فراقی برانگیزنده [[اشتیاق]] است و هر فقدانی موجب قدردانی است و چون این [[امت]] از حضور امامهای پیش قدردانی نکردند، بلکه کفران [[نعمت]] کرده و در [[حمایت]] و [[نصرت]] ایشان کوتاهی کردند، چنانکه بر هرکس واضح و آشکار است؛ لهذا مستوجب عقوبت و تأدیب گشتند. پس سلب [[نعمت]] از ایشان شد، مبتلا به فقدان و [[غیبت]] شدند و از [[فیض حضور]] مدتی محروم گشتند. | ||
خط ۱۶۱: | خط ۱۵۹: | ||
و به همین علت روزبهروز [[انصار]] او زیادتر میشود و حامیان او داغتر میشوند تا اینکه چون ظاهر شود [[سیصد و سیزده]] نفر پروازکنان خود را به او برسانند و دههزار نفر از راه دور در [[مکه]] برگرد او جمع شوند و پروانهوار برگرد او بگردند چنانکه به تفصیل خواهد آمد انشاء [[الله]]. جعلنا [[الله]] منهم و فی زمرتهم»<ref>[[محمد جواد خراسانی|خراسانی، محمد جواد]]، [[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]، ص ۵۱-۶۲.</ref>. | و به همین علت روزبهروز [[انصار]] او زیادتر میشود و حامیان او داغتر میشوند تا اینکه چون ظاهر شود [[سیصد و سیزده]] نفر پروازکنان خود را به او برسانند و دههزار نفر از راه دور در [[مکه]] برگرد او جمع شوند و پروانهوار برگرد او بگردند چنانکه به تفصیل خواهد آمد انشاء [[الله]]. جعلنا [[الله]] منهم و فی زمرتهم»<ref>[[محمد جواد خراسانی|خراسانی، محمد جواد]]، [[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]، ص ۵۱-۶۲.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | |||
{{پرسمان معرفت امام مهدی (شناخت امام مهدی)}} | {{پرسمان معرفت امام مهدی (شناخت امام مهدی)}} | ||
== پانویس == | == پانویس == |