←گونههای ارتداد قبایل
| خط ۸۳: | خط ۸۳: | ||
شورشیان علیه [[خلافت]] [[مدینه]] دارای [[فکر]] و انگیزه [[واحدی]] نبودند و از این نظر، ناهمگونند. هر چند نقاط اشتراکی نیز در آنها وجود دارد، اما این ناهمگونی نشان دهنده این مطلب است که شورشیان همه مرتد نبودند، بلکه این دستگاه خلافت بود که برای [[تحکیم]] پایه حکومت خود، بر همه برچسب «ارتداد» زد و این را بهانه [[کشتار]] آنان قرار داد<ref> واقدی، کتاب الردّه، ص۴۸ و ۵۱.</ref>. | شورشیان علیه [[خلافت]] [[مدینه]] دارای [[فکر]] و انگیزه [[واحدی]] نبودند و از این نظر، ناهمگونند. هر چند نقاط اشتراکی نیز در آنها وجود دارد، اما این ناهمگونی نشان دهنده این مطلب است که شورشیان همه مرتد نبودند، بلکه این دستگاه خلافت بود که برای [[تحکیم]] پایه حکومت خود، بر همه برچسب «ارتداد» زد و این را بهانه [[کشتار]] آنان قرار داد<ref> واقدی، کتاب الردّه، ص۴۸ و ۵۱.</ref>. | ||
[[اهل]] ردّه در کتاب [[المبسوط]] [[شیخ طوسی]](ره) به دو قسم تقسیم شدهاند: قومی که بعد اسلامشان [[کافر]] شدند که در ارتدادشان شکی نیست. گروه دوم قومی که با وجود [[مسلمان]] بودن از پرداخت زکات خودداری کردند. این گروه که [[اکثریت]] را تشکیل میدادند، قطعاً از اهل رده نیستند<ref> شیخ طوسی، المبسوط، ج۷، ص۲۶۷.</ref>. | |||
عده زیادی از نویسندگان معاصر [[عرب]] معتقدند: در ماجرای ردّه، گروهی [[مسلمان]] ماندند و فقط از [[پرداخت زکات]] [[امتناع]] کردند. در [[جنگ]] با این گروه، برخی از [[صحابه]] با [[ابوبکر]] [[اختلاف]] نظر داشتند<ref>محمد نصر مهنّا، الفتوحات الاسلامیة و العلاقات السیاسیة فی آسیا، ص۲۸-۲۹.</ref>. | عده زیادی از نویسندگان معاصر [[عرب]] معتقدند: در ماجرای ردّه، گروهی [[مسلمان]] ماندند و فقط از [[پرداخت زکات]] [[امتناع]] کردند. در [[جنگ]] با این گروه، برخی از [[صحابه]] با [[ابوبکر]] [[اختلاف]] نظر داشتند<ref>محمد نصر مهنّا، الفتوحات الاسلامیة و العلاقات السیاسیة فی آسیا، ص۲۸-۲۹.</ref>. | ||