علم ارادی معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۳۲۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۹ نوامبر ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*ارادی بودن علوم [[اهل بیت]]{{ع}} و ادله آنان: إرادی بودن، بدین معنا است که که اگر [[اهل بیت]]{{ع}} بخواهند می‌دانند و اگر نخواهند و إراده نکنند نمی‌دانند. این دیدگاه در مباحث علوم [[اهل بیت]]{{ع}} نظریه‌إی مشهور است به‌طوری که برخی مانند صاحب حدائق الاصول ادعای اجماع کرده‌أند.<ref>به نقل از المعارف السلمانیه، ص ۵۸.</ref> آشتیانی می‌گوید: اولاً ما منع می‌کنیم که معصوم به تمام جزئیات افعال مکلفین و اقوال آنان علم فعلی داشته باشد نهایت اینکه آنان قادر هستند {{عربی|اندازه=150%|"إن شاووا علموا"}}. ثانیاً بر فرض قبول کنیم که معصومین{{ع}} به جمیع جزئیات افعال، علم حضوری دارند که این رأی دیدگاه اهل ضلالت و گمراهی است... . مستند این نظریه چند دسته روایات است:
*علم غیب شأنی یا استعدادی، یا ارادی و اختیاری چهار عنوانی هستند برای یک موضوع و آن عبارت است از علمی که به صورت بالفعل نزد معصوم حاضر نباشد، اما هر وقت اراده کند از علوم و امور غیبی آگاه می‏‌شود. لذا در مباحث موجود منظور از علم شأنی همان علم اختیاری است و در روایات<ref>مانند روایت: «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عُلِّم‏» کافی، ج 1، ص 258</ref> هر کجا بحثی از علم اختیاری به میان آمده است با علم اختیاری یکی است.
'''روایات دسته اول''': روایاتی می‌گوید: [[امام]]{{ع}} هر گاه بخواهد می‌داند و یا هر وقت بخواهد خداوند آگاهش می‌کند. [[اصول کافی]] بابی تحت عنوان {{عربی|اندازه=150%|"بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ {{عم}} إِذَا شَاءُوا أَنْ يَعْلَمُوا عُلِّمُوا"}} منعقد نموده که دارای سه روایت که هر سه از [[امام صادق]]{{ع}} و مضمون هر سه مشابه هم هستن:
 
#[[امام]]{{ع}} اگر بخواهد می‌داند<ref>{{عربی|اندازه=150%|" إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عَلِم‏"}}.</ref>؛
==چیستی علم شأنی، استعدادی، ارادی و اختیاری==
# همانا [[امام]]{{ع}} اگر بخواهد بداند می‌داند<ref>{{عربی|اندازه=150%|" إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ أُعْلِم‏"}}.</ref>؛
*مراد از علم شأنی یا ارادی و یا استعدادی و اختیاری امام آن است که علم به صورت فعلی و آنی نزد امام حاضر نیست، بلکه امام هر وقت اراده کند از علوم و امور غیبی آگاه می‏‌شود<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ سبحانی، سیدمحمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 80؛ فاریاب، محمدحسین، قلی زاده، امرالله، بازخوانی قلمرو علم امام در آیینه روایات، فصلنامه معرفت، ش 1، ص 43 و 44</ref> و اگر نخواهد و اراده نکند نمی‌داند.<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218 ـ 224</ref> این مطلب نشان می دهد، علم امام ذاتی نیست بلکه تبعی و عرضی و با اذن خداوند است، براین اساس است که گاه اراده خداوند در مقطعی به این تعلق می‌گیرد که علمی‌ اعطا نگردد و در مقطعی دیگر، ذات مقدس ربوبی اعطا می‌کند.<ref>ر.ک. خاتمی، سیداحمد، در آستان امامان معصوم، ج 2، ص 212</ref> علم شانی در برابر علم حضوری امام است، در علم حضوری، کشف شدن معلومات نزد امام بالفعل است در مقابل کشف شدن شأنی که با قوه و ارادۀ امام صورت می گیرد و از آن به "لو شاء أن یعلم لعلم" تعبیر شده است.<ref>ر.ک. طباطبایی، سیدمحمد حسین، بررسی های اسلامی، صفحه؟؟؟</ref> به عبارتی دیگر ارادۀ امام علت تامه برای علم است که اگر اراده کند و بخواهد علم پیدا می کند و البته گاهی هم بدون اراده و در خواب و رؤیا این علم حاصل می شود.<ref>ر.ک. وکیلی، محمدحسن، علم غیب امام، فصلنامه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، صفحه؟؟؟</ref> مرحوم مظفر در تعریف علم اشائی چنین آورده است: "همانا مراد از علم ارادی و انشائی علمی است که از جانب خداوند متعال داده شده و از جانب ایشان از طریق یکی از راه های الهام یا نقر یا شنیدن یا آموزش توسط پیامبر یا موارد دیگر افاضه شده باشد و این علمی است که ویژه امام است و شامل افراد دیگر نمی‌گردد، منظور از علم در اینجا آن علمی نیست که از راه اکتسابی همچون امارات و حواس پنج‌گانه ظاهری و تجربه های اکتسابی به دست آمده باشد، زیرا در این صورت مردم با امام در این علم همسنگ و شریک خواهند بود، زیرا این علم تابع علت های عادی می باشد و ویژۀ کسی نیست".<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟</ref> البته باید توجه داشت، اگر امام در موقعیتی قرار گیرد که علم جدیدی بخواهد، خداوند او را عالم می‌کند.<ref>ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟</ref> برخی از علما دارای چنین نظریه ایی هستند و می گویند: "ما منع می‌کنیم معصوم به تمام جزئیات افعال مکلفین و اقوال آنان علم فعلی داشته باشد نهایت اینکه آنان قادر هستند "إن شاووا علموا".»<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218 ـ 224</ref>
#وقتی که [[امام]]{{ع}} می‌خواهد چیزی را بداند خداوند او را آگاه می‌کند<ref>{{عربی|اندازه=150%|" إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ يَعْلَمَ شَيْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِك‏"}}.</ref><ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۵۸.</ref>  
 
'''روایات دسته دوم''': روایاتی که مسئله قبض و بسط علم [[اهل بیت]]{{ع}} را مطرح می‌کنند. [[معمر بن خلاد]] از [[امام کاظم|امام موسی کاظم]]{{ع}} پرسید آیا شما [[علم غیب]] می‌دانید [[امام]]{{ع}} در پاسخ فرمود: [[امام باقر]]{{ع}} فرموده است: علم برای ما گشایش می‌یابد و ما آگاهی می‌یابیم و گرفتگی می‌یابد و دیگر آگاهی نمی‌یابیم.<ref>{{عربی|اندازه=150%|" يُبْسَطُ لَنَا الْعِلْمُ فَنَعْلَمُ وَ يُقْبَضُ عَنَّا فَلَا نَعْلَمُ "}}.</ref> [[مولی محمد صالح مازندرانی]] شارح اصول کافی می‌نویسد: منظور از بسط علم، فعلی بودن آن است و مراداز قبض عدم فعلیت علم، گرچه با توجه و التفات می‌داند.<ref>شرح اصول الکافی، ج ۶، ص ۳۱.</ref>
==ادلۀ علم شأنی و اختیاری معصوم==
'''روایات دسته سوم''': روایاتی که مربوط به افزایش علوم آنان است و اگر علوم آنان فعلی بود افزایش آن معنای معقولی نخواهد داشت. [[زراره]] می‌گوید از [[امام باقر]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: اگر علم ما فزونی نمی‌یافت، پایان می‌پذیرفت. عرض کردم: چیزی بر شما افزوده می‌شود که [[پیامبر|پیامبر خدا]]{{ع}} آن را نمی‌دانست؟ فرمود: هر گاه بنای افزایش علم باشد، نخست بر [[پیامبر|پیامبر خدا]]{{ع}} و سپس بر امامان{{ع}} عرضه می‌شود تا به ما می‌رسد.<ref>"اصول کافی"، ج۱، ص ۲۵۵.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} نیز می‌فرماید: شب جمعه‌إی نیست مگر اینکه اولیای خدا سرور ویژه‌إی دارند. هنگامی که شب جمعه فرا می‌رسد [[پیامبر|رسول خدا]]{{ع}} با عرش ارتباط برقرار می‌کند و من نیز همراه او با عرش تماس حاصل می‌کنم و در نتیجه با علمی که از آنجا بهره بردم باز می‌گردم و اگر این نبود قطعاً آنچه در نزد ماست پایان می‌پذیرفت.<ref>بصائر الدرجات ص ۳۶ و بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۵۵۲ و ج ۲۶، ص ۹۰.</ref> [[علامه طباطبائی]] در تبیین این روایت با توجه به ارادی بودن علم [[اهل بیت]]{{ع}} چنین می‌فرماید: اشکال ندارد که {{عربی|اندازه=150%|"اذا شاءوا علموا"}} از راه صعود ارواح آنها در شب‌های جمعه باشد.<ref>در محضر [[علامه طباطبائی]]، ص ۱۴۸.</ref>  
*کسانی که قائل به علم اشائی و ارادی معصوم هستند به چهار دسته از روایات استدلال کرده اند<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ قدردان قراملکی، محمدحسن، امامت، ص 462؛ مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218 ـ 224</ref> و مضمون آنها این است، اهل بیت(علیهم السلام) هر گاه بخواهند، خداوند آنان را آگاه می‏‌سازد،<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟</ref> اما اگر مصلحت در ندانستن چیزی باشد کاری نمی‌کنند که آن را بدانند.<ref>ر.ک. مصباح یزدی، محمد تقی، شرح دعای 45 صحیفۀ سجادیه، وبگاه آیت الله مصباح</ref> 
'''روایات دسته چهارم''': روایاتی که نشانگر عدم آگاهی [[اهل بیت]]{{ع}} به برخی موضوعات است. و چون جهل و نا‌آگاهی با اصل علم [[اهل بیت]]{{ع}} منافات دارد بنابراین توجیه صحیح اینها عدم فعلیت و إرادی بودن علم آنان است. مانند جریان گم شدن شتر [[پیامبر]]{{صل}} و امثال آن. در حدیث موثقی [[عمار ساباطی]] از [[امام صادق]]{{ع}} می‌پرسید: آیا امام{{ع}} [[علم غیب]] می‌داند؟ فرمود: نه، لیکن هر گاه بخواهد بر چیزی آگاهی یابد، خداوند او را بدان آگاه می‌گرداند.<ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۵۷.</ref>
*دستۀ اول، سه روایت مختلف از امام صادق(علیه السلام)<ref>هر سه روایت در: کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 258</ref> که فرمودند: "امام هر گاه بخواهد می‌داند و یا هر وقت بخواهد خداوند آگاهش می‌کند":<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218 ـ 224</ref> «إِنَّ الْإِمامَ إِذَا شَاءَ أَنْ یَعْلَمَ عُلِّم»، «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ أُعْلِم» و «إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ یَعْلَمَ شَیْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِكَ».<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ قدردان قراملکی، محمدحسن، امامت، ص 462؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟؛ سبحانی، سیدمحمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 80</ref> این روایات علم امام را منوط بر تعلیم الهی کرده اند.<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟</ref>
'''بررسی و نقد دیدگاه:'''
*دستۀ دوم، روایاتی که مسئله قبض و بسط علم اهل بیت(علیهم السلام) را مطرح می‌کنند. معمر بن خلاد از امام کاظم(علیه السلام) پرسید آیا شما علم غیب می‌دانید؟ امام در پاسخ فرمودند:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 256</ref> «امام باقر(علیه السلام) فرموده است: علم برای ما گشایش می‌یابد و ما آگاهی می‌یابیم و گرفتگی می‌یابد و دیگر آگاهی نمی‌یابیم.»<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218 ـ 224</ref> ملامحمد صالح مازندرانی در شرح این روایت می نویسد:<ref>مازندرانی، ملاصالح، شرح اصول الکافی، ج ۶، ص ۳۱</ref> "منظور از بسط علم، فعلی بودن آن است و مراد از قبض عدم فعلیت علم، گرچه با توجه و التفات می‌داند.<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218 ـ 224</ref>
#ادعای اجماع صاحب حدائق الاصول صحیح نیست برای این که عده‌إی دیگر از دانشمندان در مقابل، به فعلی بودن علوم [[اهل بیت]]{{ع}} معتقدند مانند صاحب المعارف السلمانیه و دیگران.
*دستۀ سوم، روایاتی که مربوط به افزایش علوم آنان است و اگر علوم آنان فعلی بود، افزایش آن معنای معقولی نداشت. زراره می گوید از امام باقر(علیه السلام) شنیدم می فرمود:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵۵</ref> «اگر علم ما فزونی نمی‌یافت، پایان می‌پذیرفت.» عرض کردم: "چیزی بر شما افزوده می‌شود که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) آنرا نمی‌دانست؟" فرمود: «هر گاه بنای افزایش علم باشد، نخست بر پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) و سپس بر امامان(علیهم السلام) عرضه می‌شود تا به ما می‌رسد.» امام صادق(علیه السلام) نیز می‌فرماید:<ref>بصائر الدرجات ص ۳۶ و بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۵۵۲ و ج ۲۶، ص ۹۰</ref> «شب جمعه‌ای نیست مگر اینکه اولیای خدا سرور ویژه‌ای دارند، هنگامی که شب جمعه فرا می‌رسد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با عرش ارتباط برقرار می‌کند و من نیز همراه او با عرش تماس حاصل می‌کنم و در نتیجه با علمی که از آنجا بهره بردم باز می‌گردم و اگر این نبود قطعاً آنچه در نزد ماست پایان می‌پذیرفت.» در تبیین این روایت چنین گفته شده است:<ref>در محضر علامۀ طباطبایی، ص 148</ref> "اشکال ندارد که "اذا شاءوا علموا" از راه صعود ارواح آنها در شب‌های جمعه باشد.<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218 ـ 224</ref>
#روایات دسته اول گرچه در ارادی بودن علوم [[اهل بیت]]{{ع}} صراحت دارند امااشکالاتی متوجه آن است: اولاً خبر واحدند و سه روایت بیشتر نیستند. ثانیاً رجال سند از [[ابن مسکان]] به بعد در دو تای آنها یکی است و منتهی به [[ابی الربیع]] می‌شود که در حقیقت یک روایت است. ثالثاً سند قابل اعتمادی ندارند. [[شعرانی]] نیز در تعلیقه بر شرح اصول کافی ضعف روایت مذکور را یاد‌آوری می‌کند گرچه به نظر ایشان این روایات مخالف اصول مذهب نیستند؛ {{عربی|اندازه=150%|"و أحادیث الباب و إن کان جمیعها ضعیفة لکنها لا تخالف أصول المذهب"}}.
*دستۀ چهارم، روایاتی که نشانگر عدم آگاهی اهل بیت(علیهم السلام) به برخی موضوعات است و چون جهل و نا‌آگاهی با اصل علم اهل بیت(علیهم السلام) منافات دارد، بنابراین توجیه صحیح اینها عدم فعلیت و إرادی بودن علم آنان است. در روایتی عمار ساباطی از امام صادق(علیه السلام) پرسید:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 257</ref> آیا امام علم غیب می داند؟ امام فرمودند: «نه، اما هر گاه بخواهد بر چیزی آگاهی یابد، خداوند او را بدان آگاه می‌گرداند.»<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218 ـ 224</ref>
#روایات دسته دوم که مربوط به افزایش علوم [[اهل بیت]]{{ع}} است، گرچه افزایش و ازدیاد علم [[اهل بیت]]{{ع}}، امر ممکن و معقول است ولی در مورد احکام حدود و قصاص و سایر احکام شرعی معارف دینی اصول عقاید توجیه ناپذیرند، زیرا لازمه آن عدم آگاهی [[اهل بیت]]{{ع}} به مسائل دینی است در حالی که عقلا ضرورت دارد که [[اهل بیت]]{{ع}} به آن امور علم فعلی داشته باشند. برخی علما در مورد روایات افزایش علوم و قبض و بسط آن معتقدند که این روایات در حقیقت بیانگر آن است که آنان پیوسته به فیض الهی محتاجند<ref>[[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۱۸ الی ۲۲۴.</ref>.
 
==نقد علم شأنی و اختیاری==
*برخی از علما، از روایات مطرح شده در باب علم شأنی و اختیاری معصوم و وسعت علم غیب پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امامان(علیهم السلام) پاسخ داده اند و قائلند علم غیب به این معنا که، اگر امام اراده کند و بخواهد، خداوند او را از غیب آگاه می‌سازد، معنای مجازی است، معنای حقیقی علم غیب یعنی امام بالفعل و بدون هیچ قید و شرطی از غیب آگاه است، هر گاه علم غیب گفته شود همین معنا متبادر می‌شود و به علم ارادی مقید به مشیت اسم علم غیب اطلاق نمی‌شود، بلکه سلب این اسم از آن صحیح است.<ref>ر.ک. لطیفی، رحیم، علم غیب معصوم، ماهنامۀ معرفت، ش 48، صفحه؟؟؟</ref> حصول علم برای انسان کامل متوقف بر التفات و توجّه است که بدون اراده نیز حاصل می‌شود.<ref>ر.ک. وکیلی، محمدحسن، علم غیب امام، فصلنامه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، صفحه؟؟؟</ref> و یا اینکه گفته شده برخی از روایاتی که دربارۀ علم شأنی است ضعیف است.<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218 ـ 224</ref>
*منتها به صورت کلی با تامل در مجموع روایات هم علم شأنی را می توان برای امام اثبات کرد و هم علم فعلی را، چرا که در مورد روایات علم فعلی می‌توان ادعای تواتر معنوی کرد. حال برخی روایات ـ مانند: روایت امام صادق(علیه السلام) که به مفضل فرمودند: «خداوند مهربانتر از آن است که اطاعت بنده‌ای را بر بندگان واجب سازد و آنگاه اخبار آسمان را صبح و شام از او بازدارد.»<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص ۴۰۱</ref> و قید صبح و شام دلالت بر نوعی استمرار دارد، ـ دلالت بر علم فعلی امام دارند و برخی دیگر دلالت بر علم شأنی امام.<ref>ر.ک. فاریاب، محمدحسین، قلی زاده، امرالله، بازخوانی قلمرو علم امام در آیینه روایات، فصلنامه معرفت، ش 1، ص 43 و 44</ref>
 
==نتیجه گیری==
*حصول علم برای انسان کامل متوقف بر التفات و توجّه است که بدون اراده نیز حاصل می‌شود، منتها چنین نیست که تمام علوم اهل بیت(علیهم السلام) شأنی باشد بلکه برخی از علوم ایشان فعلی و حضوری است.<ref>ر.ک. وکیلی، محمدحسن، علم غیب امام، فصلنامه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، صفحه؟؟؟</ref>
 
 
 
 


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
خط ۵۰: خط ۶۰:
[[رده:مدخل‌های اصلی دانشنامه]]
[[رده:مدخل‌های اصلی دانشنامه]]
[[رده:علم ارادی معصوم]]
[[رده:علم ارادی معصوم]]
[[رده: مدخل برگرفته از پرسمان]]
[[رده: مدخل برگرفته از پرسمان علم معصوم]]
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش