جز
جایگزینی متن - 'موضعی' به 'مکانی'
(صفحهای تازه حاوی «{{نبوت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = مغتسل | عنوان مدخل = مغتسل | مداخل مرتبط = مغتسل در قرآن - مغتسل در حدیث | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== {{متن قرآن|ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ}}<ref>«(بدو گفتیم) با پای خود (بر زمین) بکوب! ای...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'موضعی' به 'مکانی') |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
{{متن قرآن|ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ}}<ref>«(بدو گفتیم) با پای خود (بر زمین) بکوب! اینک شستنگاهی سرد و نوشیدنییی (نوشین) است» سوره ص، آیه ۴۲.</ref>. | {{متن قرآن|ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ}}<ref>«(بدو گفتیم) با پای خود (بر زمین) بکوب! اینک شستنگاهی سرد و نوشیدنییی (نوشین) است» سوره ص، آیه ۴۲.</ref>. | ||
در این [[آیه]] سخن از [[پیامبری]] است که به بلاها و رنجهای سخت و | در این [[آیه]] سخن از [[پیامبری]] است که به بلاها و رنجهای سخت و طاقتفرسا گرفتار آمد. [[سلامتی]]، [[فرزندان]] و بستگانش را از دست داد ولی باز [[صبوری]] پیشه کرد. ما به آنچه [[تفسیر نمونه]] درباره وی گفته است نظر میکنیم سپس به سراغ مسائل دیگر میرویم. | ||
«[[خداوند]] برای اینکه [[اخلاص]] ایوب را بر همگان روشن سازد و او را الگوئی برای جهانیان قرار دهد که به هنگام [[نعمت]] و [[رنج]] هر دو [[شاکر]] و [[صابر]] باشند به [[شیطان]] [[اجازه]] داد که بر دنیای او مسلط گردد. شیطان از [[خدا]] خواست [[اموال]] سرشار ایوب، [[زراعت]] و گوسفندانش و همچنین فرزندان او از میان بروند و آفات و [[بلاها]] در مدت کوتاهی آنها را از میان برد ولی نه تنها از [[مقام]] [[شکر]] ایوب کاسته نشد بلکه افزوده گشت»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۳۱۳.</ref>. | «[[خداوند]] برای اینکه [[اخلاص]] ایوب را بر همگان روشن سازد و او را الگوئی برای جهانیان قرار دهد که به هنگام [[نعمت]] و [[رنج]] هر دو [[شاکر]] و [[صابر]] باشند به [[شیطان]] [[اجازه]] داد که بر دنیای او مسلط گردد. شیطان از [[خدا]] خواست [[اموال]] سرشار ایوب، [[زراعت]] و گوسفندانش و همچنین فرزندان او از میان بروند و آفات و [[بلاها]] در مدت کوتاهی آنها را از میان برد ولی نه تنها از [[مقام]] [[شکر]] ایوب کاسته نشد بلکه افزوده گشت»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۳۱۳.</ref>. | ||
«[[سیاق]] این که سیاق امر است اشعار دارد بلکه [[کشف]] میکند از اینکه آن جناب در آن موقع آن قدر از پا در آمده بوده که [[قادر]] به ایستادن و [[راه رفتن]] با پای خود نبوده و در سراپای [[بدن]] [[بیماری]] داشته و [[خدای تعالی]] اول [[مرض]] پای او را [[شفا]] داده و دوم اینکه چشمهای در آنجا برایش جوشانده است»<ref>تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۳۳۲.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۷۶۷.</ref> | «[[سیاق]] این که سیاق امر است اشعار دارد بلکه [[کشف]] میکند از اینکه آن جناب در آن موقع آن قدر از پا در آمده بوده که [[قادر]] به ایستادن و [[راه رفتن]] با پای خود نبوده و در سراپای [[بدن]] [[بیماری]] داشته و [[خدای تعالی]] اول [[مرض]] پای او را [[شفا]] داده و دوم اینکه چشمهای در آنجا برایش جوشانده است»<ref>تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۳۳۲.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۷۶۷.</ref> | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
==بثنیه== | ==بثنیه== | ||
نامی است که [[عربها]] بر زمینهای پیوسته به حوران و جولان در فراسوی [[اردن]] گذاردند. مرکز آن اَذرعات (درعا) بود. [[اعراب]] در سال ۶۳۴م آن را بگشودند و به حوزه [[امپراتوری]] [[اسلامی]] پیوست کردند<ref>تاریخ کامل، ابن اثیر، ج۱، ص۱۴۱.</ref>. قتیبی در [[معارف]] آورده است که [[منزل]] ایوب در [[اراضی]] [[شام]] میان دمشق و [[رمله]] بود به | نامی است که [[عربها]] بر زمینهای پیوسته به حوران و جولان در فراسوی [[اردن]] گذاردند. مرکز آن اَذرعات (درعا) بود. [[اعراب]] در سال ۶۳۴م آن را بگشودند و به حوزه [[امپراتوری]] [[اسلامی]] پیوست کردند<ref>تاریخ کامل، ابن اثیر، ج۱، ص۱۴۱.</ref>. قتیبی در [[معارف]] آورده است که [[منزل]] ایوب در [[اراضی]] [[شام]] میان دمشق و [[رمله]] بود به مکانی که آن را بثنیه گویند و چشمهای که گویند از قدم ایوب بیرون آمده است در آنجا باقی است. در معارف [[ابن قتیبه]] فقط گفته است که بثنیه در شام واقع است. در معجم البلدان بثنیه را ذیل بثنه نقل کرده و آن را میان شام و اذرعات گفته است. [[مسعودی]] در مروج الذهب چشمه ایوب و [[مسجد]] او را در «نوی» میان دمشق و طبریه میگوید<ref>روضة الصفا، ص۵۶.</ref>. | ||
کوتاه سخن این است: | کوتاه سخن این است: | ||