خلید بن طریف: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۰: خط ۵۰:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
خلید [[فرزند]] طریف و به قولی [[فرزند]] قره از [[یاران]] و [[شیعیان امیرالمؤمنین]] {{ع}} این بود که [[حضرت علی]] {{ع}} پس از بازگشت از [[جنگ جمل]] و استقرار در [[کوفه]]، او را به [[فرمانداری خراسان]] [[منصوب]] نمود.  
«خلید» فرزند «طریف» - و به قولی فرزند «قره» - از [[یاران]] و [[شیعیان امیرالمؤمنین]]{{ع}} این بود که [[حضرت علی]]{{ع}} پس از بازگشت از [[جنگ جمل]] و استقرار در [[کوفه]]، او را به [[فرمانداری خراسان]] [[منصوب]] نمود.  
به [[نقل]] [[طبری]]: هنگامی که خلید به نزدیکی [[نیشابور]] رسید، به او خبر دادند که [[مردم]] [[خراسان]] و اطراف آن [[مرتد]] شده و [[دست]] از [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] برداشته‌اند و عمال کسری از کابل هم بر آنان وارد شده و به این [[نافرمانی]] دامن زده‌اند! خلید با [[مردم]] [[نیشابور]] وارد [[جنگ]] شد و آنان را [[شکست]] [[سختی]] داد و سپس [[مردم]] آنجا را در محاصره درآورد و بلافاصله این [[فتح]] و محاصره [[مردم]] [[نیشابور]] را برای [[حضرت علی]] {{ع}} گزارش کرد و در ضمن این [[فتح]] و [[پیروزی]]، [[دختران]] کسری را به [[اسارت]] گرفت ولی آنان تقاضای [[امان]] کردند. خلید، به آنان [[امان]] داد و سپس آنان را به [[کوفه]] نزد [[حضرت علی]] {{ع}} فرستاد. تا [[امام]] {{ع}} درباره آنها [[تصمیم]] بگیرد، ولی [[امام]] {{ع}} از باب این که عزیزانی که در [[ذلت]] قرار گرفته‌اند باید [[عزیز]] شمرد، از آنها گذشت و به آنان پیشنهاد داد [[ازدواج]] کنند، ولی آنها گفتند: ما حاضریم فقط با [[فرزندان]] شما [[ازدواج]] نماییم؛ زیرا ما کفوی به غیر از [[فرزندان]] شما برای خود سراغ نداریم. اما [[حضرت]] این پیشنهاد را نپذیرفت و فرمود: "هر کجا می‌خواهید بروید؟" شخصی در آنجا به نام نرسا بود، که با او [[قرابت]] و فامیلی داشتند. تقاضا کرد که آنان را به او واگذار نماید؛ [[حضرت]] پذیرفت و [[دختران]] کسری را به نرسا تحویل داد و او هم در [[حق]] آنها مهر و [[محبت]] نمود و از آنها [[پذیرایی]] ملوکانه کرد <ref>وقعة صفین، ص۱۲؛ ر. ک: تاریخ طبری، ج۴، ص۵۵۸ و اعیان الشیعه، ج۶، ص۳۳۵.</ref>. آری خلید با [[رشادت]] و [[شجاعت]] دلیرانه‌اش، [[وفاداری]] خود به [[ولایت]] و [[امامت]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} را به [[ظهور]] رساند.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۴۹۶-۴۹۷.</ref>
به نقل [[طبری]]: هنگامی که خلید به نزدیکی [[نیشابور]] رسید، به او خبر دادند که [[مردم خراسان]] و اطراف آن [[مرتد]] شده و دست از [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] برداشته‌اند و عمال کسری از کابل هم بر آنان وارد شده و به این [[نافرمانی]] دامن زده‌اند! خلید با مردم نیشابور وارد [[جنگ]] شد و آنان را [[شکست]] [[سختی]] داد و سپس مردم آنجا را در محاصره درآورد و بلافاصله این فتح و محاصره مردم نیشابور را برای حضرت علی{{ع}} گزارش کرد و در ضمن این فتح و [[پیروزی]]، [[دختران کسری]] را به [[اسارت]] گرفت ولی آنان تقاضای [[امان]] کردند. خلید، به آنان امان داد و سپس آنان را به کوفه نزد حضرت علی{{ع}} فرستاد. تا [[امام]]{{ع}} درباره آنها [[تصمیم]] بگیرد، ولی امام{{ع}} از باب این که عزیزانی که در [[ذلت]] قرار گرفته‌اند باید [[عزیز]] شمرد، از آنها گذشت و به آنان پیشنهاد داد [[ازدواج]] کنند، ولی آنها گفتند: ما حاضریم فقط با [[فرزندان]] شما ازدواج نماییم؛ زیرا ما کفوی به غیر از فرزندان شما برای خود سراغ نداریم. اما [[حضرت]] این پیشنهاد را نپذیرفت و فرمود: «هر کجا می‌خواهید بروید؟» شخصی در آنجا به نام «نرسا» بود، که با او [[قرابت]] و [[خویشاوندی]] داشتند. تقاضا کرد که آنان را به او واگذار نماید؛ حضرت پذیرفت و دختران کسری را به نرسا تحویل داد و او هم در [[حق]] آنها مهر و [[محبت]] نمود و از آنها [[پذیرایی]] ملوکانه کرد <ref>وقعة صفین، ص۱۲؛ ر. ک: تاریخ طبری، ج۴، ص۵۵۸ و اعیان الشیعه، ج۶، ص۳۳۵.</ref>. آری خلید با [[رشادت]] و [[شجاعت]]، [[وفاداری]] خود به [[ولایت]] و [[امامت امیرمؤمنان]]{{ع}} را به ظهور رساند.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۴۹۶-۴۹۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش