پرش به محتوا

زمین در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۹۱۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ دسامبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'منتهی الیه' به 'منتهی‌الیه'
جز (جایگزینی متن - 'منتهی الیه' به 'منتهی‌الیه')
 
(۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = زمین
| موضوع مرتبط = زمین
| عنوان مدخل  = [[زمین]]
| عنوان مدخل  = زمین
| مداخل مرتبط = [[زمین در قرآن]] - [[زمین در حدیث]] - [[زمین در کلام اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[زمین در قرآن]] - [[زمین در فقه سیاسی]] - [[زمین در معارف دعا و زیارات]] - [[زمین در معارف و سیره سجادی]]
| پرسش مرتبط  = زمین (پرسش)
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== مقدمه ==
== مقدمه ==
خط ۹۰: خط ۹۰:
با توجه به سرگذشت زندگی حضرت یوسف{{ع}} [[ارض]] در هر دو آیه ۵۵ و ۵۶ [[کشور]] مصر است و اما در آیه ۸۰ همین سوره [[مبارکه]]، آمده است {{متن قرآن|...فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ...}} یعنی؛ لذا من از این [[سرزمین]] حرکت نمی‌کنم، تا پدرم به من اجازه دهد، یا [[خدا]] فرمانش را درباره من صادر کند...
با توجه به سرگذشت زندگی حضرت یوسف{{ع}} [[ارض]] در هر دو آیه ۵۵ و ۵۶ [[کشور]] مصر است و اما در آیه ۸۰ همین سوره [[مبارکه]]، آمده است {{متن قرآن|...فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ...}} یعنی؛ لذا من از این [[سرزمین]] حرکت نمی‌کنم، تا پدرم به من اجازه دهد، یا [[خدا]] فرمانش را درباره من صادر کند...
برای روشن شدن مفهوم واژه ارض به دانستن بخش دیگری از حوادث زندگی حضرت یوسف{{ع}} نیازمندیم.
برای روشن شدن مفهوم واژه ارض به دانستن بخش دیگری از حوادث زندگی حضرت یوسف{{ع}} نیازمندیم.
یکی دیگر، از حوادث زندگی آن [[حضرت]]، نگهداری [[برادر]] مادریش - [[بنیامین]] -، با برنامه ساختگی [[اتهام]] [[سرقت]] پیمانه ملک، با اطلاع قبلی او بود. [[سنت]] رایج در محل زندگانی [[حضرت یعقوب]] این بوده: «... که اگر کسی دزدی کند، او را به [[بندگی]] بگیرند... یوسف هم برای نگهداشتن [[بنیامین]]، او را متهم به دزدی کرد و نزد خود نگاه داشت»<ref>حسین، عمادزاده، تاریخ انبیا از آدم تا خاتم، ص۴۳۳.</ref>.
یکی دیگر، از حوادث زندگی آن [[حضرت]]، نگهداری [[برادر]] مادریش - [[بنیامین]] - با برنامه ساختگی [[اتهام]] [[سرقت]] پیمانه ملک، با اطلاع قبلی او بود. [[سنت]] رایج در محل زندگانی [[حضرت یعقوب]] این بوده: «... که اگر کسی دزدی کند، او را به [[بندگی]] بگیرند... یوسف هم برای نگهداشتن [[بنیامین]]، او را متهم به دزدی کرد و نزد خود نگاه داشت»<ref>حسین، عمادزاده، تاریخ انبیا از آدم تا خاتم، ص۴۳۳.</ref>.


وقتی [[برادران یوسف]]، این جریان را متوجه شدند، که این بار هم با از دست دادن بنیامین، [[پدر]] خود را سخت آزرده خاطر خواهند کرد، با هم به [[مشورت]] پرداختند. بزرگ‌ترین آنها گفت: آیا نمی‌دانید، که پدرتان از شما [[پیمان الهی]] گرفته و پیش از این، درباره یوسف کوتاهی کردید؟ لذا من، از این [[سرزمین]] بیرون نمی‌روم...).
وقتی [[برادران یوسف]]، این جریان را متوجه شدند، که این بار هم با از دست دادن بنیامین، [[پدر]] خود را سخت آزرده خاطر خواهند کرد، با هم به [[مشورت]] پرداختند. بزرگ‌ترین آنها گفت: آیا نمی‌دانید، که پدرتان از شما [[پیمان الهی]] گرفته و پیش از این، درباره یوسف کوتاهی کردید؟ لذا من، از این [[سرزمین]] بیرون نمی‌روم...).
خط ۱۲۷: خط ۱۲۷:
[[قرآن]] در [[آیه]] ۴ سوره مبارکه اسراء به بیان گوشه‌ای از [[تاریخ]] پر فراز و نشیب [[بنی اسرائیل]] پرداخته، می‌فرماید:
[[قرآن]] در [[آیه]] ۴ سوره مبارکه اسراء به بیان گوشه‌ای از [[تاریخ]] پر فراز و نشیب [[بنی اسرائیل]] پرداخته، می‌فرماید:
{{متن قرآن|وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ}}<ref>«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی می‌ورزید و گردنکشی بزرگی می‌کنید» سوره اسراء، آیه ۴.</ref>.
{{متن قرآن|وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ}}<ref>«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی می‌ورزید و گردنکشی بزرگی می‌کنید» سوره اسراء، آیه ۴.</ref>.
سؤال ما، در این مقوله این است، که غرض، از ارضی که در [[آیه]] مذکور است، چیست؟ آیا فسادی را، که [[بنی اسرائیل]] مرتکب خواهند شد، - یا شده‌اند- در کجا اتفاق می‌افتد؟ آیا مکان حادثه، محلی است، که آنان سکونت دارند، با دامنه [[فساد]] آنقدر گسترده است، که جنبه جهانی و بین‌المللی خواهد داشت؟
سؤال ما، در این مقوله این است، که غرض، از ارضی که در [[آیه]] مذکور است، چیست؟ آیا فسادی را، که [[بنی اسرائیل]] مرتکب خواهند شد - یا شده‌اند- در کجا اتفاق می‌افتد؟ آیا مکان حادثه، محلی است، که آنان سکونت دارند، با دامنه [[فساد]] آنقدر گسترده است، که جنبه جهانی و بین‌المللی خواهد داشت؟
برخی از علما<ref>المیزان، ج۲۵، ص۶۹.</ref> می‌نویسند: «و معنای آیه این است که ما بنی اسرائیل را، در کتاب [[تورات]] [[اخبار]] داده و اعلام نمودیم، اخباری [[قاطع]]، [[سوگند]] می‌خورم و [[قطعی]] می‌گویم، که شما [[نژاد]] بنی اسرائیل به‌زودی، در [[زمین]] فساد خواهید کرد - که مراد [[سرزمین]] [[فلسطین]] و پیرامون آن است- و این فساد را در دو نوبت خواهید کرد. یکی بعد از دیگری و در این زمین طغیانی [[عظیم]] و غلوی کبیر خواهید نمود».
برخی از علما<ref>المیزان، ج۲۵، ص۶۹.</ref> می‌نویسند: «و معنای آیه این است که ما بنی اسرائیل را، در کتاب [[تورات]] [[اخبار]] داده و اعلام نمودیم، اخباری [[قاطع]]، [[سوگند]] می‌خورم و [[قطعی]] می‌گویم، که شما [[نژاد]] بنی اسرائیل به‌زودی، در [[زمین]] فساد خواهید کرد - که مراد [[سرزمین]] [[فلسطین]] و پیرامون آن است- و این فساد را در دو نوبت خواهید کرد. یکی بعد از دیگری و در این زمین طغیانی [[عظیم]] و غلوی کبیر خواهید نمود».
در [[تفسیر نمونه]]<ref>نمونه، ج۱۲، ص۲۵.</ref> همین نظر مورد [[تأیید]] قرار گرفته و آمده است:
در [[تفسیر نمونه]]<ref>نمونه، ج۱۲، ص۲۵.</ref> همین نظر مورد [[تأیید]] قرار گرفته و آمده است:
خط ۱۶۵: خط ۱۶۵:
برخی از بزرگان در مورد کلمه ارض، در آیات مورد بحث<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۲۶، ص۱۳.</ref> می‌نویسند: «مقصود، از زمین، که [[مأمور]] شدند، در آنجا سکونت نمایند، [[سرزمین مقدس]] است، که به [[حکم]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ}}<ref>«ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید» سوره مائده، آیه ۲۱.</ref> و آیاتی دیگر، [[خداوند]] برای آنان مقدر فرموده است، همچنان که از [[سیاق]] بر می‌آید، مراد، از کلمه [[ارض]]، در [[آیه]] قبلی ۱۰۳ مطلق روی [[زمین]] و یا خصوصی [[سرزمین مصر]] باشد».
برخی از بزرگان در مورد کلمه ارض، در آیات مورد بحث<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۲۶، ص۱۳.</ref> می‌نویسند: «مقصود، از زمین، که [[مأمور]] شدند، در آنجا سکونت نمایند، [[سرزمین مقدس]] است، که به [[حکم]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ}}<ref>«ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید» سوره مائده، آیه ۲۱.</ref> و آیاتی دیگر، [[خداوند]] برای آنان مقدر فرموده است، همچنان که از [[سیاق]] بر می‌آید، مراد، از کلمه [[ارض]]، در [[آیه]] قبلی ۱۰۳ مطلق روی [[زمین]] و یا خصوصی [[سرزمین مصر]] باشد».


برخی از [[دانشمندان]]<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۳۱۳.</ref> زیر عنوان منظور، از ارض در این [[آیات]] - ۱۰۳ و ۱۰۴ - کدام [[سرزمین]] است؟ می‌نویسند: «در آیات فوق... خداوند به [[بنی اسرائیل]] دستور داد که اکنون، که بر [[دشمن]] [[پیروز]] شدید در ارض معهود سکونت جویید - آیا منظور سرزمین [[مضر]] است؟ - همین کلمه در آیه قبل - ۱۰۳ -، که می‌گوید، [[فرعون]] می‌خواست آنها را از سرزمین مصر بیرون کند؛ به همین معنی آمده و آیات دیگر [[قرآن]]، نیز می‌گوید، که بنی اسرائیل [[وارث]] [[فرعونیان]] شدند، یا این که اشاره، به [[سرزمین مقدس فلسطین]] است؛ زیرا بنی اسرائیل، بعد از این ماجرا به سوی [[فلسطین]] رفتند و [[مأمور]] شدند، که در آن وارد شوند.
برخی از [[دانشمندان]]<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۳۱۳.</ref> زیر عنوان منظور، از ارض در این [[آیات]] - ۱۰۳ و ۱۰۴ - کدام [[سرزمین]] است؟ می‌نویسند: «در آیات فوق... خداوند به [[بنی اسرائیل]] دستور داد که اکنون، که بر [[دشمن]] [[پیروز]] شدید در ارض معهود سکونت جویید - آیا منظور سرزمین [[مضر]] است؟ - همین کلمه در آیه قبل - ۱۰۳ - که می‌گوید، [[فرعون]] می‌خواست آنها را از سرزمین مصر بیرون کند؛ به همین معنی آمده و آیات دیگر [[قرآن]]، نیز می‌گوید، که بنی اسرائیل [[وارث]] [[فرعونیان]] شدند، یا این که اشاره، به [[سرزمین مقدس فلسطین]] است؛ زیرا بنی اسرائیل، بعد از این ماجرا به سوی [[فلسطین]] رفتند و [[مأمور]] شدند، که در آن وارد شوند.


ولی ما بعید نمی‌دانیم، هر دو سرزمین منظور بوده باشد؛ زیرا بنی اسرائیل به [[شهادت]] [[آیات قرآن]]، وارث زمین‌های فرعونیان شدند و هم مالک سرزمین فلسطین.
ولی ما بعید نمی‌دانیم، هر دو سرزمین منظور بوده باشد؛ زیرا بنی اسرائیل به [[شهادت]] [[آیات قرآن]]، وارث زمین‌های فرعونیان شدند و هم مالک سرزمین فلسطین.
خط ۱۸۵: خط ۱۸۵:
#{{متن قرآن|قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَا مُوسَى}}<ref>«گفت: ای موسی، آیا نزد ما آمده‌ای که ما را با جادوی خویش از سرزمینمان بیرون برانی؟» سوره طه، آیه ۵۷.</ref>.
#{{متن قرآن|قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَا مُوسَى}}<ref>«گفت: ای موسی، آیا نزد ما آمده‌ای که ما را با جادوی خویش از سرزمینمان بیرون برانی؟» سوره طه، آیه ۵۷.</ref>.
#{{متن قرآن|قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَنْ يُخْرِجَاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ...}}<ref>«گفتند: بی‌گمان این دو جادوگرند؛ بر آنند تا شما را با جادویشان از سرزمینتان بیرون برانند و آیین برتر شما را (از میان) ببرند» سوره طه، آیه ۶۳.</ref>.
#{{متن قرآن|قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَنْ يُخْرِجَاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ...}}<ref>«گفتند: بی‌گمان این دو جادوگرند؛ بر آنند تا شما را با جادویشان از سرزمینتان بیرون برانند و آیین برتر شما را (از میان) ببرند» سوره طه، آیه ۶۳.</ref>.
واژه ارض پنج بار در سوره مبارکه طه بیان گردیده، که دو مورد آن یعنی [[آیه]] ۵۷ و ۶۳، ارض به معنی مطلق [[زمین]] نیست؛ بلکه با توجه به مدلول و معنی؛ آن دو [[آیه مبارکه]]، غرض بخشی از کل کره زمین است، که ما در این مقوله، ابتدا به [[شناخت]] آن دو نقطه و سپس به توضیح جغرافیایی آن خواهیم پرداخت. در ترجمه آیه ۵۷ می‌خوانیم: «گفت ای [[موسی]] می‌آیی سوی ما؛ تا با جادوی خود ما را از سرزمینمان بیرون کنی در [[تفسیر المیزان]]<ref>المیزان، ج۲۷، ص۲۶۶.</ref>، برخی از بزرگان؛ ذیل آیه مذکور می‌نویسند: «[[ضمیر]] قال به [[فرعون]] بر می‌گردد، پس طرف [[حضرت موسی]]، که با او [[مجادله]] می‌کند؛ فرعون [[زمان]] موسی است و می‌دانیم که فرعون [[حاکم]] مطلق العنان [[سرزمین مصر]] است، با این ترتیب روشن می‌شود، که منظور از ارض در آیه مذکور، [[مصر]] می‌باشد، نه مطلق کره زمین». همچنین استاد مکارم شیرازی، در [[تفسیر نمونه]]<ref>تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۲۲۸.</ref> در توضیح آیه مورد نظر نوشته‌اند: «گفت ای موسی! آیا آمده‌ای که ما را از [[سرزمین]] و وطنمان با سحرت بیرون کنی؟».
واژه ارض پنج بار در سوره مبارکه طه بیان گردیده، که دو مورد آن یعنی [[آیه]] ۵۷ و ۶۳، ارض به معنی مطلق [[زمین]] نیست؛ بلکه با توجه به مدلول و معنی؛ آن دو [[آیه مبارکه]]، غرض بخشی از کل کره زمین است، که ما در این مقوله، ابتدا به [[شناخت]] آن دو نقطه و سپس به توضیح جغرافیایی آن خواهیم پرداخت. در ترجمه آیه ۵۷ می‌خوانیم: «گفت ای [[موسی]] می‌آیی سوی ما؛ تا با جادوی خود ما را از سرزمینمان بیرون کنی در [[تفسیر المیزان]]<ref>المیزان، ج۲۷، ص۲۶۶.</ref>، برخی از بزرگان؛ ذیل آیه مذکور می‌نویسند: «ضمیر قال به [[فرعون]] بر می‌گردد، پس طرف [[حضرت موسی]]، که با او [[مجادله]] می‌کند؛ فرعون [[زمان]] موسی است و می‌دانیم که فرعون [[حاکم]] مطلق العنان [[سرزمین مصر]] است، با این ترتیب روشن می‌شود، که منظور از ارض در آیه مذکور، [[مصر]] می‌باشد، نه مطلق کره زمین». همچنین استاد مکارم شیرازی، در [[تفسیر نمونه]]<ref>تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۲۲۸.</ref> در توضیح آیه مورد نظر نوشته‌اند: «گفت ای موسی! آیا آمده‌ای که ما را از [[سرزمین]] و وطنمان با سحرت بیرون کنی؟».


ارائه این [[معجزات]] همگی [[توطئه]] برای [[غلبه]] بر [[حکومت]] و بیرون کردن ماقبطیان. از سرزمین آبا و اجداد ما است».
ارائه این [[معجزات]] همگی [[توطئه]] برای [[غلبه]] بر [[حکومت]] و بیرون کردن ماقبطیان. از سرزمین آبا و اجداد ما است».
خط ۱۹۸: خط ۱۹۸:
[[خداوند سبحان]]، در [[آیه]] ۱۱ [[سوره انبیاء]] می‌فرماید: «ما [[ابراهیم]] و [[لوط]] را با [[مهاجرت]] به سرزمینی، که آن را، برای همه جهانیان پر [[برکت]] ساختیم [[نجات]] دادیم.
[[خداوند سبحان]]، در [[آیه]] ۱۱ [[سوره انبیاء]] می‌فرماید: «ما [[ابراهیم]] و [[لوط]] را با [[مهاجرت]] به سرزمینی، که آن را، برای همه جهانیان پر [[برکت]] ساختیم [[نجات]] دادیم.
چنان که، ملاحظه می‌شود. نام این [[سرزمین]] پر برکت، در آیه مورد بحث، ذکر نشده است، بلکه به طور اختصار و مجمل به آن اشاره شده.
چنان که، ملاحظه می‌شود. نام این [[سرزمین]] پر برکت، در آیه مورد بحث، ذکر نشده است، بلکه به طور اختصار و مجمل به آن اشاره شده.
در آیه مذکور، از [[حضرت ابراهیم]]، با [[ضمیر]] (هُ) و از لوط، با [[صراحت]] نام برده و بیان می‌نماید، که هر دو [[پیامبر]] خود را نجات داده و به سرزمین پر برکت رسانیده‌اند:
در آیه مذکور، از [[حضرت ابراهیم]]، با ضمیر (هُ) و از لوط، با [[صراحت]] نام برده و بیان می‌نماید، که هر دو [[پیامبر]] خود را نجات داده و به سرزمین پر برکت رسانیده‌اند:
«گرچه نام این سرزمین صریحاً در [[قرآن]] نیامده، ولی با توجه به آیه اول [[سوره]] إسرا/... معلوم می‌شود [که منظور] همان [[سرزمین شام]] است، که سرزمینی است، هم از نظر ظاهری پر برکت و حاصل‌خیز و سرسبز و هم از نظر [[معنوی]]،؛ چراکه کانون پرورش [[انبیاء]] بوده است»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ج۱۳، ص۴۵۲.</ref>.
«گرچه نام این سرزمین صریحاً در [[قرآن]] نیامده، ولی با توجه به آیه اول [[سوره]] إسرا/... معلوم می‌شود [که منظور] همان [[سرزمین شام]] است، که سرزمینی است، هم از نظر ظاهری پر برکت و حاصل‌خیز و سرسبز و هم از نظر [[معنوی]]،؛ چراکه کانون پرورش [[انبیاء]] بوده است»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ج۱۳، ص۴۵۲.</ref>.


خط ۲۲۸: خط ۲۲۸:
برخی از نویسندگان، در ترجمه [[آیه]] ۴ می‌نویسد: «بی‌گمان، [[فرعون]]، در [[سرزمین مصر]] [[برتری]] گرفت و [[اهل]] آن را گروه، گروه کرد.».. و در پاورقی، در توضیح [[ارض]] در [[ترجمه قرآن]] [[مجید]]<ref>زین العابدین رهنما، ترجمه قرآن مجید، ج۲، ص۲۳۹.</ref>، می‌نویسد: «و مراد اززمین/، [[مصر]] است، که [[فرعون]]، در آن [[غلو]] و [[تکبر]] و ترفع کرد.»...
برخی از نویسندگان، در ترجمه [[آیه]] ۴ می‌نویسد: «بی‌گمان، [[فرعون]]، در [[سرزمین مصر]] [[برتری]] گرفت و [[اهل]] آن را گروه، گروه کرد.».. و در پاورقی، در توضیح [[ارض]] در [[ترجمه قرآن]] [[مجید]]<ref>زین العابدین رهنما، ترجمه قرآن مجید، ج۲، ص۲۳۹.</ref>، می‌نویسد: «و مراد اززمین/، [[مصر]] است، که [[فرعون]]، در آن [[غلو]] و [[تکبر]] و ترفع کرد.»...


برخی از [[دانشمندان]]<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۱.</ref> در مورد ارض چنین نقل نموده است: تعبیر، به ارض =[[زمین]]، اشاره به سرزمین مصر و اطراف آن است و از آنجا که یک قسمت مهم آباد روی زمین، در آن [[روز]]، آن منطقه بوده، این واژه به صورت مطلق آمده است. این احتمال نیز وجود دارد؛ که الف و [[لام]] برای [[عهد]] و اشاره، به سرزمین مصر باشد».
برخی از [[دانشمندان]]<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۱.</ref> در مورد ارض چنین نقل نموده است: تعبیر، به ارض =[[زمین]]، اشاره به سرزمین مصر و اطراف آن است و از آنجا که یک قسمت مهم آباد روی زمین، در آن [[روز]]، آن منطقه بوده، این واژه به صورت مطلق آمده است. این احتمال نیز وجود دارد؛ که الف و لام برای [[عهد]] و اشاره، به سرزمین مصر باشد».


به هر حال ارض در [[آیه]] مورد [[پژوهش]]، سرزمین مصر [[زمان]] [[حضرت موسی]] و فرعون است، که ما شرح جغرافیای آن را، در گفتار مربوط به مصر؛ بیان خواهیم نمود.
به هر حال ارض در [[آیه]] مورد [[پژوهش]]، سرزمین مصر [[زمان]] [[حضرت موسی]] و فرعون است، که ما شرح جغرافیای آن را، در گفتار مربوط به مصر؛ بیان خواهیم نمود.
خط ۲۵۵: خط ۲۵۵:
با استفاده از [[شأن نزول آیه]] می‌توان به [[کشف]] مجهول اول رسید آقای محقق، در این باره می‌نویسد: «گویند، این آیه درباره [[حرث بن نوفل بن عبد مناف]] نازل شده؛ زیرا او به [[رسول خدا]]{{صل}} گفت ما می‌دانیم که قول تو [[حق]] است؛ ولی می‌ترسیم، در اثر [[پیروی]] تو، [[عرب]] ما را از [[مکه]] بیرون نماید و ما در مقابل آنها تاب [[مقاومت]] نداریم، [[نسایی]] در «[[سنن]]» خود، نیز از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است و [[طبری]] صاحب «[[جامع البیان]]» از طریق عوفی، از ابن عباس روایت کند، که طایفه‌ای از [[قریش]] به [[پیامبر]] گفتند: اگر از تو پیروی نماییم: [[مردم]] ما را [[تبعید]] کنند سپس این آیه نازل شد»<ref> محمد باقر، محقق نمونه بینات شأن نزول آیات، ص۶۰۰.</ref>.
با استفاده از [[شأن نزول آیه]] می‌توان به [[کشف]] مجهول اول رسید آقای محقق، در این باره می‌نویسد: «گویند، این آیه درباره [[حرث بن نوفل بن عبد مناف]] نازل شده؛ زیرا او به [[رسول خدا]]{{صل}} گفت ما می‌دانیم که قول تو [[حق]] است؛ ولی می‌ترسیم، در اثر [[پیروی]] تو، [[عرب]] ما را از [[مکه]] بیرون نماید و ما در مقابل آنها تاب [[مقاومت]] نداریم، [[نسایی]] در «[[سنن]]» خود، نیز از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است و [[طبری]] صاحب «[[جامع البیان]]» از طریق عوفی، از ابن عباس روایت کند، که طایفه‌ای از [[قریش]] به [[پیامبر]] گفتند: اگر از تو پیروی نماییم: [[مردم]] ما را [[تبعید]] کنند سپس این آیه نازل شد»<ref> محمد باقر، محقق نمونه بینات شأن نزول آیات، ص۶۰۰.</ref>.


همچنین، در مورد شأن نزول آیه، در [[تفسیر]] و [[ترجمه قرآن]] [[مجید]]، برخی از نویسندگان<ref>زین العابدین رهنما، تفسیر و ترجمه قرآن مجید، ج۳، ص۲۶۱.</ref>، چنین آورده است: «آیه در [[شأن]] [[حارث بن عثمان]] یا [[حارث بن نوفل]] آمد. این «حارث» پیش [[مصطفی]] آمد و گفت ما می‌دانیم، که تو پیامبر [[راستگویی]] و آن چه می‌گویی و آورده‌ای راست است، و لیکن اگر ما [[اتباع]] تو کنیم و بر پی [[قرآن]] و [[توحید]] [[رویم]]، چنان که تو رفتی؛ عرب ما را از سرزمین مکه بربایند.»...
همچنین، در مورد شأن نزول آیه، در [[تفسیر]] و [[ترجمه قرآن]] [[مجید]]، برخی از نویسندگان<ref>زین العابدین رهنما، تفسیر و ترجمه قرآن مجید، ج۳، ص۲۶۱.</ref>، چنین آورده است: «آیه در [[شأن]] [[حارث بن عثمان]] یا [[حارث بن نوفل]] آمد. این «حارث» پیش [[مصطفی]] آمد و گفت ما می‌دانیم، که تو پیامبر [[راستگویی]] و آن چه می‌گویی و آورده‌ای راست است، و لکن اگر ما [[اتباع]] تو کنیم و بر پی [[قرآن]] و [[توحید]] رویم، چنان که تو رفتی؛ عرب ما را از سرزمین مکه بربایند.»...
با توجه به شأن نزول آیه فوق، روشن می‌شود، که شخص پرسش‌گر، «حارث» و طرف مخاطب؛ [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} و [[سرزمین]] مورد بحث، [[شهر مکه]] بوده است، که به خواست [[خدای سبحان]]، به جغرافیای آن، در گفتار [[مکه]] اشاره خواهیم نمود.
با توجه به شأن نزول آیه فوق، روشن می‌شود، که شخص پرسش‌گر، «حارث» و طرف مخاطب؛ [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} و [[سرزمین]] مورد بحث، [[شهر مکه]] بوده است، که به خواست [[خدای سبحان]]، به جغرافیای آن، در گفتار [[مکه]] اشاره خواهیم نمود.
<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۸۳.</ref>
<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۸۳.</ref>
خط ۲۹۴: خط ۲۹۴:
{{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ...}}<ref>«و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار می‌کردند» سوره فصلت، آیه ۱۵.</ref>.
{{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ...}}<ref>«و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار می‌کردند» سوره فصلت، آیه ۱۵.</ref>.
واژه ارض چهارده بار، در سوره مبارکه فصلت بیان شده، که سه مورد آن اشاره به مطلق [[زمین]] است و تنها یک بار آن منظور، از ارض قطعه‌ای از کل زمین می‌باشد، که ما در این گفتار ضمن [[شناخت]] آن بخش از زمین: جغرافیای آن را هم، توضیح خواهیم داد.
واژه ارض چهارده بار، در سوره مبارکه فصلت بیان شده، که سه مورد آن اشاره به مطلق [[زمین]] است و تنها یک بار آن منظور، از ارض قطعه‌ای از کل زمین می‌باشد، که ما در این گفتار ضمن [[شناخت]] آن بخش از زمین: جغرافیای آن را هم، توضیح خواهیم داد.
در [[آیه]] مذکور، واژه ارض، که با الف و [[لام]]، به صورت {{متن قرآن|الْأَرْضِ}} = سر زمین آمده، معرفه بودن آن را می‌رساند و فحوای آیه، نیز مؤید این مطلب است، که این [[سرزمین]]، مربوط به قومی، به نام عاد می‌باشد، که با شناخت آن [[طایفه]]، می‌توان سرزمین آنان را شناخت.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۹۳.</ref>
در [[آیه]] مذکور، واژه ارض، که با الف و لام، به صورت {{متن قرآن|الْأَرْضِ}} = سر زمین آمده، معرفه بودن آن را می‌رساند و فحوای آیه، نیز مؤید این مطلب است، که این [[سرزمین]]، مربوط به قومی، به نام عاد می‌باشد، که با شناخت آن [[طایفه]]، می‌توان سرزمین آنان را شناخت.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۹۳.</ref>


==[[ارض]]==
==[[ارض]]==
خط ۳۴۹: خط ۳۴۹:
===محل هبوط در هندوستان===
===محل هبوط در هندوستان===
«آدم در هندوستان فرود آمد، روی کوهی به نام «بوذ» در [[سریلانکا]](سرندیب ارسلان) واقع در جنوب [[شبه قاره]] [[هند]]»<ref>اطلس قرآن، ص۱۶.</ref>.
«آدم در هندوستان فرود آمد، روی کوهی به نام «بوذ» در [[سریلانکا]](سرندیب ارسلان) واقع در جنوب [[شبه قاره]] [[هند]]»<ref>اطلس قرآن، ص۱۶.</ref>.
ابن خرداد به؛ در مسالک و ممالک سرندیب را چنین معرفی می‌کند: «دیب در زبان [[هندی]] به معنی جریده است و سرن را نمی‌دانم معنایش چیست؟ جزیره‌ای [[عظیم]] در دریای هر کند در منتهی الیه هند که مساحتش هفتاد فرسخ باشد. در سرندیب کوهی است که [[حضرت آدم]]{{ع}} بر آن هبوط کرد که به آن الرهون گویند که جای پای حضرت آدم در آن است؛ سر به [[فلک]] کشیده است و دریانوردان آن را از مساحت‌های خیلی دور می‌بینند»<ref>مسالک و ممالک، ص۶۸.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۹۰.</ref>
ابن خرداد به؛ در مسالک و ممالک سرندیب را چنین معرفی می‌کند: «دیب در زبان [[هندی]] به معنی جریده است و سرن را نمی‌دانم معنایش چیست؟ جزیره‌ای [[عظیم]] در دریای هر کند در منتهی‌الیه هند که مساحتش هفتاد فرسخ باشد. در سرندیب کوهی است که [[حضرت آدم]]{{ع}} بر آن هبوط کرد که به آن الرهون گویند که جای پای حضرت آدم در آن است؛ سر به [[فلک]] کشیده است و دریانوردان آن را از مساحت‌های خیلی دور می‌بینند»<ref>مسالک و ممالک، ص۶۸.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۹۰.</ref>


===محل هبوط در جده===
===محل هبوط در جده===
خط ۳۸۰: خط ۳۸۰:
===[[لطف خدا]] افول ندارد===
===[[لطف خدا]] افول ندارد===
روی صحبت این آیه با بنی اسرائیل است. یعنی می‌خواهد بفهماند که شما قومی [[ضعیف]] شده بودید ولی شما را [[وارث]] باختر و خاور [[سرزمین]] گردانیدیم.
روی صحبت این آیه با بنی اسرائیل است. یعنی می‌خواهد بفهماند که شما قومی [[ضعیف]] شده بودید ولی شما را [[وارث]] باختر و خاور [[سرزمین]] گردانیدیم.
[[مفسران]] برای پاسخ به این سؤال که این مشارق و مغارب [[زمین]] کجا بوده است به [[گفتگو]] پرداخته‌اند. از جمله برخی از [[علما]] می‌نویسند؛ تعبیر به {{متن قرآن|مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا}} «مشرق‌ها و مغرب‌های زمین» اشاره به سرزمین‌های کوچک، مشرق‌ها و مغرب‌های مختلف و به تعبیر دیگر افق‌های متعدد‌اند، اما یک سرزمین پهناور حتماً [[اختلاف]] افق و مشرق‌ها و مغرب‌ها به خاطر خاصیت کرؤیت زمین - خواهد داشت به همین دلیل است که این تعبیر را کنایه از وسعت سرزمین فراعنه گرفتیم»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۹۳.</ref>.
[[مفسران]] برای پاسخ به این سؤال که این مشارق و مغارب [[زمین]] کجا بوده است به [[گفتگو]] پرداخته‌اند. از جمله برخی از دانشمندان می‌نویسند؛ تعبیر به {{متن قرآن|مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا}} «مشرق‌ها و مغرب‌های زمین» اشاره به سرزمین‌های کوچک، مشرق‌ها و مغرب‌های مختلف و به تعبیر دیگر افق‌های متعدد‌اند، اما یک سرزمین پهناور حتماً [[اختلاف]] افق و مشرق‌ها و مغرب‌ها به خاطر خاصیت کرؤیت زمین - خواهد داشت به همین دلیل است که این تعبیر را کنایه از وسعت سرزمین فراعنه گرفتیم»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۹۳.</ref>.


برخی عبارت {{متن قرآن|بَارَكْنَا فِيهَا}} در این آیه را که پس از {{متن قرآن|مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا}} آمده به [[مکه]] هم تعمیم داده‌اند. ولی به نظر ما مکه در این آیه مد نظر نیست گیرم که به صفت زمین پربرکت هم مزین شده است چون اینجا [[گفتگو]] از [[سرزمین]] فراعنه است. در این خصوص هم جای حرف وجود دارد. برخی از [[علما]] می‌گویند: «جمله {{متن قرآن|بَارَكْنَا فِيهَا}} اشاره به [[آبادی]] فوق العاده این منطقه، یعنی [[مصر]] و [[شام]] است هم در آن [[زمان]] و هم در این زمان از مناطق پر [[برکت]] [[دنیا]] محسوب می‌شود و به طوری که بعضی از [[مفسران]] نوشته‌اند در آن [[روز]] [[کشور]] فراعنه به قدری وسعت داشت که سرزمین [[شامات]] را هم در بر می‌گرفت»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۹۳.</ref>.
برخی عبارت {{متن قرآن|بَارَكْنَا فِيهَا}} در این آیه را که پس از {{متن قرآن|مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا}} آمده به [[مکه]] هم تعمیم داده‌اند. ولی به نظر ما مکه در این آیه مد نظر نیست گیرم که به صفت زمین پربرکت هم مزین شده است چون اینجا [[گفتگو]] از [[سرزمین]] فراعنه است. در این خصوص هم جای حرف وجود دارد. برخی از دانشمندان می‌گویند: «جمله {{متن قرآن|بَارَكْنَا فِيهَا}} اشاره به [[آبادی]] فوق العاده این منطقه، یعنی [[مصر]] و [[شام]] است هم در آن [[زمان]] و هم در این زمان از مناطق پر [[برکت]] [[دنیا]] محسوب می‌شود و به طوری که بعضی از [[مفسران]] نوشته‌اند در آن [[روز]] [[کشور]] فراعنه به قدری وسعت داشت که سرزمین [[شامات]] را هم در بر می‌گرفت»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۹۳.</ref>.
به نظر ما بعید نیست که مشارق و مغارب؛ «[[غرب]] و [[شرق]] مصر و [[فلسطین]]» را در بر می‌گیرد زیرا [[بنی اسرائیل]] به خاطر [[استقامت]]، به [[پیروزی]] رسید و از مصر خارج شده و سرزمین فلسطین را به [[ارث]] برد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۹۷.</ref>
به نظر ما بعید نیست که مشارق و مغارب؛ «[[غرب]] و [[شرق]] مصر و [[فلسطین]]» را در بر می‌گیرد زیرا [[بنی اسرائیل]] به خاطر [[استقامت]]، به [[پیروزی]] رسید و از مصر خارج شده و سرزمین فلسطین را به [[ارث]] برد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۹۷.</ref>


خط ۳۹۲: خط ۳۹۲:


===دانستنی‌های [[تبوک]]===
===دانستنی‌های [[تبوک]]===
بنا به [[روایت]] جغرافیای [[نزول قرآن]] [[مردم]] تبوک به قرار [[جزیه]] با [[پیامبر]] [[مصالحه]] کردند: «در شمال [[حجاز]] نزدیک به مرز [[شام]] شهر کوچک تبوک (امروز به قسمت‌های شمال حجاز نیز تبوک می‌گویند) واقع است. در سال نهم [[هجرت پیامبر خدا]]{{صل}} برای [[جنگ]] با [[رومیان]] به تبوک آمد که مردم آنها با ایشان به قرار جزیه مصالحه کردند. استخری در مسالک الممالک و [[ابن حوقل]] در صوره الارض آورده‌اند که تبوک میان [[حجر]] و شام و به فاصله چهار مرحله از آن در نیم راه شام قرار دارد». و گفته‌اند که [[اصحاب الایکه]] که [[خدا]] [[شعیب]]{{ع}} را به سوی آنها فرستاد از این جایگاه بودند. جیهانی در اشکال العالم گوید: تبوک میان حجر و میان اول نواحی شام و چهار [[منزل]] است و آن حصنی است.... مستوفی در نزهه القلوب گوید: [[حصن]] تبوک سر حد است میان شام و تهامه و اصحاب الایکه آنجا بوده‌اند. یاقوت نیز تبوک را موضعی بین [[وادی القری]] و شام آورده است»<ref>جغرافیای نزول قرآن، ص۹۳.</ref>.
بنا به [[روایت]] جغرافیای [[نزول قرآن]] [[مردم]] تبوک به قرار [[جزیه]] با [[پیامبر]] [[مصالحه]] کردند: «در شمال [[حجاز]] نزدیک به مرز [[شام]] شهر کوچک تبوک (امروز به قسمت‌های شمال حجاز نیز تبوک می‌گویند) واقع است. در سال نهم [[هجرت پیامبر خدا]]{{صل}} برای [[جنگ]] با [[رومیان]] به تبوک آمد که مردم آنها با ایشان به قرار جزیه مصالحه کردند. استخری در مسالک الممالک و [[ابن حوقل]] در صوره الارض آورده‌اند که تبوک میان [[حجر]] و شام و به فاصله چهار مرحله از آن در نیم راه شام قرار دارد». و گفته‌اند که [[اصحاب الایکه]] که [[خدا]] [[شعیب]]{{ع}} را به سوی آنها فرستاد از این جایگاه بودند. جیهانی در اشکال العالم گوید: تبوک میان حجر و میان اول نواحی شام و چهار [[منزل]] است و آن حصنی است.... مستوفی در نزهه القلوب گوید: [[حصن]] تبوک سر حد است میان شام و تهامه و اصحاب الایکه آنجا بوده‌اند. یاقوت نیز تبوک را مکانی بین [[وادی القری]] و شام آورده است»<ref>جغرافیای نزول قرآن، ص۹۳.</ref>.


تبوک نام شهری در نیمه راه [[مدینه]] و [[دمشق]] در سمت شمال [[عربستان]] که بین دو [[کوه]] «حمیس» و «شهر وری» واقع است. قبل از [[اسلام]] مرز [[سرزمین عرب]] و [[امپراطوری روم]] شرقی (بیزانس) بوده است این مکان در [[صدر اسلام]] محل تجمع عشایر [[بنی عذره]] بوده است. نام تبوک از نام برکه آبی که متعلق به بنی عذره بوده گرفته شده است». «این شهر از سه طرف به صحرا و از سمت [[غرب]] به کوه‌های «سراة» و [[خلیج عقبه]] ([[کشور]] [[اردن]]) محدود می‌شود و منتهی الیه شمالی [[حجاز]] است. بطلمیوس (م ۱۶۷ق) در کتاب جغرافیای خود نام [[تبوک]] را «تایوا» ضبط کرده است»<ref>جغرافیای نزول قرآن، ص۲۹۶.</ref>.
تبوک نام شهری در نیمه راه [[مدینه]] و [[دمشق]] در سمت شمال [[عربستان]] که بین دو [[کوه]] «حمیس» و «شهر وری» واقع است. قبل از [[اسلام]] مرز [[سرزمین عرب]] و [[امپراطوری روم]] شرقی (بیزانس) بوده است این مکان در [[صدر اسلام]] محل تجمع عشایر [[بنی عذره]] بوده است. نام تبوک از نام برکه آبی که متعلق به بنی عذره بوده گرفته شده است». «این شهر از سه طرف به صحرا و از سمت [[غرب]] به کوه‌های «سراة» و [[خلیج عقبه]] ([[کشور]] [[اردن]]) محدود می‌شود و منتهی‌الیه شمالی [[حجاز]] است. بطلمیوس (م ۱۶۷ق) در کتاب جغرافیای خود نام [[تبوک]] را «تایوا» ضبط کرده است»<ref>جغرافیای نزول قرآن، ص۲۹۶.</ref>.
می‌دانیم که تبوک شهری است در شمال [[غربی]] [[عربستان سعودی]] آنان که از شرکت در [[جنگ تبوک]] خودداری کردند ساکن [[مدینه]] بودند با این حساب [[ارض]] در [[آیه]] ۱۱۸ [[سوره توبه]] «مدینه» است.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۰.</ref>
می‌دانیم که تبوک شهری است در شمال [[غربی]] [[عربستان سعودی]] آنان که از شرکت در [[جنگ تبوک]] خودداری کردند ساکن [[مدینه]] بودند با این حساب [[ارض]] در [[آیه]] ۱۱۸ [[سوره توبه]] «مدینه» است.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۰.</ref>


خط ۴۱۰: خط ۴۱۰:
می‌دانیم که [[حضرت صالح]]، ماده شتر حامله‌ای را به [[اذن پروردگار]] از [[دل]] صخره بیرون آورد. این اتفاق در شهر [[حجر]]، یا [[سرزمین]] حجر و یا [[مدائن]] [[صالح]] اتفاق افتاد. این سه اسم به یک محدوده جغرافیایی تمرکز دارند الا اینکه اگر حجر را نام یکی از شهرهای سیزده گانه [[قوم ثمود]] محسوب کنیم اختصاصی خواهد بود.
می‌دانیم که [[حضرت صالح]]، ماده شتر حامله‌ای را به [[اذن پروردگار]] از [[دل]] صخره بیرون آورد. این اتفاق در شهر [[حجر]]، یا [[سرزمین]] حجر و یا [[مدائن]] [[صالح]] اتفاق افتاد. این سه اسم به یک محدوده جغرافیایی تمرکز دارند الا اینکه اگر حجر را نام یکی از شهرهای سیزده گانه [[قوم ثمود]] محسوب کنیم اختصاصی خواهد بود.
سرزمین قوم ثمود در [[عربستان سعودی]] در بین [[مدینه]] و [[شام]] واقع بود.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۴.</ref>
سرزمین قوم ثمود در [[عربستان سعودی]] در بین [[مدینه]] و [[شام]] واقع بود.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۴.</ref>
==[[ارض]]==
#{{متن قرآن|...وَكَذَلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ...}}<ref>«و آن مرد مصری که او را خریده بود به همسر خود گفت: جایگاه او را نیکو بدار (و با خادمان مگمار) باشد که به ما سود رساند یا او را به فرزندی بگزینیم؛ و بدین‌گونه یوسف را در آن (سر) زمین جای دادیم و (بر آن شدیم) تا بدو از (دانش) خوابگزاری بیاموزیم و خداوند بر کار خویش چیرگی دارد اما بسیاری از مردم نمی‌دانند» سوره یوسف، آیه ۲۱.</ref>.
#{{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ}}<ref>«(یوسف) گفت: مرا بر گنجینه‌های این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم» سوره یوسف، آیه ۵۵.</ref>.
#{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ}}<ref>«و آن مرد مصری که او را خریده بود به همسر خود گفت: جایگاه او را نیکو بدار (و با خادمان مگمار) باشد که به ما سود رساند یا او را به فرزندی بگزینیم؛ و بدین‌گونه یوسف را در آن (سر) زمین جای دادیم و (بر آن شدیم) تا بدو از (دانش) خوابگزاری بیاموزیم و خداوند بر کار خویش چیرگی دارد اما بسیاری از مردم نمی‌دانند» سوره یوسف، آیه ۲۱.</ref>.
#{{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مَا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که شما می‌دانید ما نیامده‌ایم تا در این سرزمین تبهکاری کنیم و ما دزد نیستیم» سوره یوسف، آیه ۷۳.</ref>.
#{{متن قرآن|...وَمِنْ قَبْلُ مَا فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ}}<ref>«چون از او ناامید شدند رازگویان به گوشه‌ای رفتند: بزرگ ایشان گفت آیا نمی‌دانید پدرتان در پیشگاه خداوند از شما پیمان گرفته است و پیش از این با یوسف چه کوتاهی کرده‌اید؟ من از این سرزمین پا بیرون نمی‌نهم تا پدرم اجازه دهد یا خداوند درباره من داوری فرماید» سوره یوسف، آیه ۸۰.</ref>.
همه این [[آیات]] به داستان [[حضرت یوسف]] مربوط می‌شود.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۶.</ref>
===اشاره [[آیه]] ۲۱===
کاروانیان وقتی حضرت یوسف را از قعر [[چاه]] بیرون آوردند او را به [[مصر]] رساندند. «[[قرآن]] می‌گوید: کسی که در مصر یوسف را خرید، به همسرش سفارش او را کرده گفت: [[مقام]] این [[غلام]] را گرامی دار و به چشم بردگان به او نگاه نکن،؛ چراکه ما امیدواریم بهره فراوانی از این [[کودک]] در [[آینده]] ببریم و یا او را به عنوان فرزند برای خودت [[انتخاب]] کنیم... آن گاه اضافه می‌کند: این چنین یوسف را در آن [[سرزمین]] متمکن، متنعم و [[صاحب اختیار]] ساختیم. این [[تمکین]] در [[ارض]]، یا به خاطر آن بود که آمدن یوسف به مصر و مخصوصاً گام نهادن او در محیط [[زندگی]] [[عزیز مصر]] [[وزیر]] یا نخست وزیر مقدمه‌ای برای [[قدرت]] فوق العاده او در آینده شد و یا به خاطر اینکه زندگی در قصر [[عزیز]] قابل مقایسه با زندگی در قعر چاه نبود»<ref>تفسیر نمونه، ج۹، ص۴۲۴.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۷.</ref>
===اشاره آیه ۵۵===
[[پاکدامنی]] یوسف چون بر همگان روشن گشت [[فرعون]] او را فراخواند و از او خواست تا [[مشاور]] او باشد تا از [[بحرانی]] که [[تعبیر خواب]] برایش [[پیش بینی]] کرده [[کشور]] را [[نجات]] دهد. حضرت یوسف با فکرهایی که در سر داشت پیشنهاد داد [[سرپرستی]] خزانه‌های مصر به او واگذار شود.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۸.</ref>
===اشاره آیه ۵۶===
[[خداوند]] حضرت یوسف را به [[پیروزی]] رساند و در هفت سال [[وفور نعمت]]، به [[حفظ]] و [[حراست]] و جمع‌آوری این آذوقه‌های کشور مشغول شد و در هفت سال [[قحطی]] بعدی؛ تمام [[مردم مصر]] شیفته او شدند.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۹.</ref>
===اشاره آیه ۷۳===
قضیه جام گمشده [[برادران یوسف]] مربوط به [[سفر]] دوم آنان به مصر است. [[حضرت یوسف]] با جاگذاری پیمانه [[سلطان]] در درون بار [[بنیامین]] او را توقیف کرد. در [[تورات]] آمده است که حضرت یوسف وقتی خود را به برادرانش شناساند به آنها گفت: به نزد پدرم بروید و به او بگویید که پسرت [[حاکم مصر]] شده است به نزد من بیا و در جوشن ساکن شو.
درباره «جوشن» اطلاعات خوبی وجود دارد که بد نیست در اینجا به [[اختیار]] آورده شود.
در [[قاموس کتاب مقدس]] گفته شده است: «جوشن شهری با [[ولایتی]] خرم و باروری است که در شمال [[شرق]] [[مصر]] در [[میانه]] [[دریای قلزم]] و [[رود نیل]] واقع است... فعلاً آن را شرفیه گویند که از ابوزعبیل به دریا و از [[دشت]] جعفر به وادی تومیلات ممتد است<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۲۹۸. </ref>. بر پایه سخن [[دایرة المعارف کتاب مقدس]] می‌توان گفت: «سرزمینی در مصر که به نام [[سرزمین]] جوشن نیز نامیده شده و در [[اراضی]] رعمسیس واقع بوده است<ref>پیدایش ۴۷:۱۱.</ref>... جوشن در شرقی‌ترین ناحیه دلتا و شمال شرقی هلیوپولیس قرار داشت)<ref>دائرة المعارف کتاب مقدس، ص۷۸۳.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۹.</ref>
===اشاره [[آیه]] ۸۰===
چون حضرت یوسف{{ع}} بنیامین را نگاه داشت [[برادران یوسف]] نگران شدند زیرا به پدرشان قول داده بودند بنیامین را صحیح و سالم برگردانند. [[برادر]] بزرگشان به قولی که داده بود سخت پایبند بود. پیشنهاد [[تحصن]] در نزدیک دربار را داد. این [[امید]] می‌رفت که او [[عزیز مصر]] بر سر [[لطف]] آید و به خاطر یک پیمانه، که سرانجام پیدا شد مرد غریبی را به قیمت داغدار کردن [[برادران]] و [[پدر]] پیرش [[مجازات]] نکند لذا او به خاطر همین احتمال در مصر ماند و برادران را برای کسب دستور به [[خدمت]] پدر فرستاد تا ماجرا را برای او شرح دهند»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۶۹.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۱۰.</ref>
===نتیجه کلی===
با مطالبی که گفته شد کاملاً مشخص است که منظور از [[ارض]] در [[آیات]] «[[سرزمین مصر]]» است. یادآور شویم که [[روایت]] تورات از جوشن نیز نقطه‌ای جغرافیایی را برای ما مشخص می‌کند و ما آن را ذکر کردیم.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۱۱.</ref>
==[[ارض]]==
#{{متن قرآن|وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ}}<ref>«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی می‌ورزید و گردنکشی بزرگی می‌کنید» سوره اسراء، آیه ۴.</ref>.
#{{متن قرآن|فَأَرَادَ أَنْ يَسْتَفِزَّهُمْ مِنَ الْأَرْضِ}}<ref>«بنابراین (فرعون) بر آن شد که آنان را از آن سرزمین براندازد؛ ما هم او و آنان را که با وی بودند همه را غرق کردیم» سوره اسراء، آیه ۱۰۳.</ref>.
[[مفسران]] [[قرآن]] در مورد دو [[فساد]] و [[انحراف اجتماعی]] بزرگ [[یهودیان]] در [[زمین]]، چند [[تفسیر]] ارائه کرده‌اند:
#یکی [[حمله]] «[[بخت النصر]]» [[پادشاه]] [[بابل]] و دوم [[هجوم]] [[قیصر روم]] به [[بیت المقدس]] که موجب [[تخریب]] آن [[شهر]] و [[کشتار]] و آوارگی یهودیان شد.
#یکی فسادگری [[یهود]] در [[عصر پیامبر اسلام]]{{صل}} که منتهی به [[اخراج]] آنان از [[جزیره العرب]] شد و دوم [[قیام]] هیتلر علیه یهود»<ref>تفسیر مهر قرآن، ج۵، ص۲۳۷.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۱۲.</ref>
===مقصود از الارض در [[آیه]] ۴ کجاست؟===
«مقصود از «الارض» در این آیه همان [[سرزمین]] [[فلسطین]] است که [[قوم یهود]] در آن [[زندگی]] می‌کردند و شهر [[قدس]] و [[مسجد الاقصی]] نیز در این سرزمین واقع شده‌اند»<ref>تفسیر مهر قرآن، ج۵، ص۲۳۷.</ref>.
«منظور از کلمه «الارض» به قرینه [[آیات]] بعد، [[سرزمین مقدس]] «فلسطین» است و [[مسجدالاقصی]] در آن واقع شده است»<ref>تفسیر نمونه، مکارم، ج۱۲، ص۳۸.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۱۳.</ref>
===مقصود از الارض در آیه ۱۰۳ کجاست؟===
«در آیه پیشین سخنان [[موسی]]{{ع}} و پاسخ [[قوی]] او به [[فرعون]] بیان شد و اینک در این آیه به [[تصمیم]] فرعون برای سرکوبی [[بنی اسرائیل]] اشاره شده است تا نشان دهد که [[سرکشان]] [[تاریخ]]، در برابر [[منطق]] [[پیامبران]]، [[متوسل]] به [[خشونت]] می‌شدند. مقصود از «الارض در این آیه «[[سرزمین مصر]]» است، یعنی بنی اسرائیل [[وارث]] [[فرعونیان]] شدند و در [[مصر]] ساکن گردیدند و یا «سرزمین فلسطین» است که بنی اسرائیل پس از مصر به آنجا رفتند البته این احتمال نیز هست که این آیه اشاره به هر دو باشد».<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۱۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش