←عصمت از نسیان
بدون خلاصۀ ویرایش |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
دلیل آخر بر اختیاری بودن سهو و نسیان روایتی است که از [[پیامبر خاتم]]{{صل}} نقل شده که آن حضرت فرمودهاند: «رفع عن امتی نسیان حیث انه رفع [[امتنان]] و تسهیل» به گفته ایشان رفع و از بین رفتن امری زمانی معنا مییابد که در مقابلش مواخذه باشد و مواخذه نیز برای امور اختیاری است. <ref>عاملی سیدجعفر مرتضی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج 6، ص122-118.</ref>.<ref>فاطمه ملکی طجر، مقاله: نگاه و نقدی بر مسأله سهو النبی.</ref>. | دلیل آخر بر اختیاری بودن سهو و نسیان روایتی است که از [[پیامبر خاتم]]{{صل}} نقل شده که آن حضرت فرمودهاند: «رفع عن امتی نسیان حیث انه رفع [[امتنان]] و تسهیل» به گفته ایشان رفع و از بین رفتن امری زمانی معنا مییابد که در مقابلش مواخذه باشد و مواخذه نیز برای امور اختیاری است. <ref>عاملی سیدجعفر مرتضی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج 6، ص122-118.</ref>.<ref>فاطمه ملکی طجر، مقاله: نگاه و نقدی بر مسأله سهو النبی.</ref>. | ||
== عصمت از نسیان == | == ادله[[عصمت از نسیان]] در قرآن == | ||
فراموش کردن [[احکام الهی]] از جانب پیامبر یا [[امام]] | یکی از دغدغههای [[پیامبر]] احتمال فراموش کردن [[آیات]] [[وحی]] از سوی آن حضرت بود؛ آن هم در شرایطی که حجم انبوهی از آیات بر او نازل شده و [[پیامبر خاتم]]{{صل}} موظف به دریافت کامل آنها از [[فرشته وحی]] و [[ابلاغ]] آنها بدون هیچ کم و زیادی به [[مردم]] بود. به همین سبب [[قرآن کریم]] در آیات مختلفی این [[نگرانی]] را از آن حضرت دفع نموده و به نوعی به [[عصمت پیامبر]] از [[نسیان]] یا [[فراموشی]] اشاره نموده است. | ||
از آنجا که فراموش کردن [[احکام الهی]] از جانب پیامبر یا [[امام]] -که جانشین و خلیفه پیامبر به شمار آمده و وظیفه حفط و تبیین دین را به عهده دارد- باعث [[گمراهی]] دیگران و [[احتجاج]] ایشان به آن عمل میگردد، <ref>جمله {{متن قرآن|لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ}}«تا معلوم دارد که رسالتهای پروردگارشان را رساندهاند» سوره جن، آیه ۲۸، میفهماند که [[رسول]] بهگونهای [[وحی|وحی الهی]] را دریافت و [[ابلاغ]] میکند که [[اشتباه]] و [[فراموشی]] در آن رخ نمیدهد.</ref> از این رو اگر [[رسول]] یا امام در گرفتن [[وحی]]، [[حفظ وحی]] و [[تبلیغ]] آن [[مصونیت]] نداشته باشند؛ غرض [[خداوند]] یعنی [[ابلاغ]] [[رسالت]] حاصل نمیشود. یکی از مراحل [[مصونیت]]، [[حفظ وحی]] از [[خطا]] و [[نسیان]] است که باید بیکموکاست به دست [[مردم]] برسد. | |||
آیات زیر بر عصمت پیامبر از نسیان دلالت دارند. | |||
#{{متن قرآن|سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى * إِلَّا مَا شَاءَ الله إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى}}<ref>«زودا که تو را خواندن (قرآن) آموزیم و دیگر از یاد نمیبری * مگر آنچه را خدا خواهد که او آشکار و نهان را میداند» سوره اعلی، آیه ۶-۷.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ * إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ * فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ * ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ}}<ref>«زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی * گردآوری و خواندن آن با ماست * پس چون بخوانیمش، از خواندن آن پیروی کن * سپس شرح آن (نیز) با ماست» سوره قیامه، آیه ۱۶-۱۹.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|فَتَعَالَى الله الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا}}<ref>«پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!» سوره طه، آیه ۱۱۴.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا * إِلَّا أَنْ يَشَاءَ الله وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا}}<ref>«و هرگز در هیچ کار مگو: «من فردا انجام دهنده آن خواهم بود» * مگر اینکه (بگویی اگر) خداوند بخواهد و چون فراموش کردی پروردگارت را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به رهیافتی نزدیکتر از این رهنمایی کند» سوره کهف، آیه ۲۳-۲۴.</ref> | |||
در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است: | |||
# [[اطمینان]] [[خداوند]] به [[پیامبر]] درباره [[حفظ]] و عدم فراموشی [[آیات قرآن]] از سوی وی و [[پیامبر اکرم]] مصون از هرگونه [[سهو]] و [[نسیان]] در [[تعالیم]] [[الهی]]: {{متن قرآن|سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى}}؛ | |||
# فراموشی بعضی از [[قرآن]] از سوی [[پیامبر]] در صورت تعلّق [[مشیت خداوند]]: {{متن قرآن|سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى * إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ}}<ref>و استثناء در جمله: {{متن قرآن|إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ}} برگرفته از فعل تَنْسی است، و (ما) موصوله از مستثنی است. و تقدیر: {{عربی| إلا الذی شاء اللّه أن تنساه}}، است یعنی مگر آنکه خدا بخواهد که تو فراموش کنی، در نتیجه مفعول فعل مشیئت حذف شده، همانطور که در غالب این موارد در زبان عرب حذف میشود مثل: {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ الله لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ}} اگر خدا بخواهد قوه شنیدن و دیدن معنوی آنان را از بین میبرد و مقصود از آن این جمله بعضی از قرآن است. (التحریر والتنویر، ج۳۰، ص۲۴۸).</ref> [[علامه طباطبایی]] مینویسد: و جمله {{متن قرآن|سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى}} وعدهای است از [[خدای تعالی]] به پیامبرش، به اینکه [[علم به قرآن]] و [[حفظ قرآن]] را در اختیارش بگذارد، به طوری که [[قرآن]] را آنطور که نازل شده همواره [[حافظ]] باشد، و هرگز دچار [[نسیان]] نگردد، و همانطور که نازل شده قرائتش کند، و ملاک در [[تبلیغ رسالت]] و [[وحی]] به همانطور که [[وحی]] شده همین است. و جمله {{متن قرآن|إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ}} استثنایی است که تنها به منظور بقای [[قدرت الهی]] بر اطلاقش آورده شده، میخواهد بفهماند چنین نیست که [[خدای تعالی]] بعد از دادن چنین عطیهای، دیگر [[قادر]] نباشد تو را گرفتار فراموشی کند، نه، بعد از اعطاء هم باز به [[قدرت]] مطلقه خود باقی است، و این استثنایی نظیر استثنایی است که در [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ}}<ref>«و اما آنان که نیکبخت شدهاند در بهشتند؛ تا آسمانها و زمین برجاست در آن جاودانند جز آنچه پروردگارت به دهشی پایدار بخواهد» سوره هود، آیه ۱۰۸.</ref> میباشد: اما کسانی که [[سعادت]] داده شدهاند در بهشتند، در حالی که جاودان در آنند، مادام که [[آسمان]] و [[زمین]] بر جا است، مگر آنچه که پروردگارت بخواهد، عطایی غیر مقطوع) پس در این استثنا نمیخواهد بعضی از مصادیق [[نسیان]] را از عموم “لا تنسی” خارج کند و بفرماید به زودی [[علم قرآن]] را به تو میدهیم به طوری که هیچ چیز از [[قرآن]] را فراموش نکنی، مگر آنچه را که او خواسته است فراموش کنی، برای اینکه اگر معنا چنین باشد اختصاص به [[رسول خدا]] {{صل}} ندارد، همه [[مردم]] اینطورند، و از هر چیزی و هر محفوظی آن مقداری را فراموش میکنند که [[خدا]] خواسته باشد، و از اشیا مقداری را [[حفظ]] میکنند و مقداری را فراموش مینمایند، پس این چه منتی است که بر شخص [[رسول خدا]] {{صل}} نهاده؟ با اینکه عطیه، عطیهای است عمومی و مشترک بین آن جناب و عموم [[مردم]]. پس وجه درست همان است که ما بیان کردیم<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۴۴۴.</ref> و [[آیه شریفه]] با سیاقی که دارد خالی از [[تأیید]] گفتار بعضی از [[مفسرین]] نیست که گفتهاند: [[رسول خدا]] {{صل}} هر وقت [[جبرئیل]] بر او نازل میشد [[قرآن]] را میخواند تا مبادا چیزی از آن را فراموش کرده باشد، به طوری که هیچ گاه نمیشد که [[جبرئیل]] [[وحی]] را به آخر برساند، و آن جناب شروع به [[خواندن]] از اولش نکرده باشد، ولی همین که این [[آیه]] نازل شد [[رسول خدا]] {{صل}} از این دلواپسی در آمد، و چیزی را فراموش نکرد<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۷۵.</ref>. | |||
# نیاز به تکرار کلمات [[وحی]] نیست؛ زیرا [[خداوند]] آن را نگهداری میکند: {{متن قرآن|إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ}}؛ | |||
# نباید که [[پیامبر]] در ادای [[وحی]] شتاب به [[خرج]] دهد و نگران فراموشی آن باشد: {{متن قرآن|وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ}}؛ | |||
# [[لزوم]] انشاءالله گفتن، برای [[پیامبر]] هنگام [[یاد خدا]] پس از برطرف شدن فراموشی: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۵۹.</ref>. | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||