←مولا عابس
(←منابع) |
|||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
یکی از معانی مولا، [[ناصر]] و [[یاور]] است [بنابراین کلمه مولا اگر به معنی حلیف آمده، باز معنای [[یاور]] را میدهد]<ref>امامت و رهبری، ص۲۰۶.</ref>. کلمه مولی در [[زبان عربی]] معانی متعدد و احیاناً متضادی دارد، مثلاً هم به [[سرور]] و [[مطاع]] و آقا مولی میگویند، آن چنان که [[پیغمبر اکرم]] درباره [[علی]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} و هم در مورد [[بنده]] و برده و [[مطیع]]، بهطور کلی معنی «ولاء» پیوند و [[قرابت]] است و لهذا مورد استعمال متعددی دارد. یکی از موارد استعمال این کلمه [[ولاء]] [[عتق]] است، افرادی که قبلاً برده بودند و [[آزاد]] میشدند به آنها و به فرزندانشان مولی میگفتند، همچنان که به آزادکننده نیز مولی میگفتند. احیاناً به افرادی که با قبیلهای [[پیمان]] میبستند، مخصوصاً افراد [[غیر عرب]] که با [[اعراب]] پیمان میبستند که از [[حمایت]] آنها برخوردار باشند نیز مولی میگفتند. به [[ایرانیان]] از آن جهت [[موالی]] میگفتند که با اجدادشان برده و سپس آزاد شده بودند- که البته عده اینها زیاد نبود- و یا با برخی قبائل [[عرب]] پیمان حمایت بسته بودند. تدریجاً به همه [[مردم ایران]] موالی میگفتند، اما اینکه برخی مدعی شدهاند که اعراب ایرانیان را بدان جهت مولی میگفتند که آنها را برده خود میدانستند، قطعاً [[اشتباه]] است<ref>خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۳۵۷.</ref>. | یکی از معانی مولا، [[ناصر]] و [[یاور]] است [بنابراین کلمه مولا اگر به معنی حلیف آمده، باز معنای [[یاور]] را میدهد]<ref>امامت و رهبری، ص۲۰۶.</ref>. کلمه مولی در [[زبان عربی]] معانی متعدد و احیاناً متضادی دارد، مثلاً هم به [[سرور]] و [[مطاع]] و آقا مولی میگویند، آن چنان که [[پیغمبر اکرم]] درباره [[علی]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} و هم در مورد [[بنده]] و برده و [[مطیع]]، بهطور کلی معنی «ولاء» پیوند و [[قرابت]] است و لهذا مورد استعمال متعددی دارد. یکی از موارد استعمال این کلمه [[ولاء]] [[عتق]] است، افرادی که قبلاً برده بودند و [[آزاد]] میشدند به آنها و به فرزندانشان مولی میگفتند، همچنان که به آزادکننده نیز مولی میگفتند. احیاناً به افرادی که با قبیلهای [[پیمان]] میبستند، مخصوصاً افراد [[غیر عرب]] که با [[اعراب]] پیمان میبستند که از [[حمایت]] آنها برخوردار باشند نیز مولی میگفتند. به [[ایرانیان]] از آن جهت [[موالی]] میگفتند که با اجدادشان برده و سپس آزاد شده بودند- که البته عده اینها زیاد نبود- و یا با برخی قبائل [[عرب]] پیمان حمایت بسته بودند. تدریجاً به همه [[مردم ایران]] موالی میگفتند، اما اینکه برخی مدعی شدهاند که اعراب ایرانیان را بدان جهت مولی میگفتند که آنها را برده خود میدانستند، قطعاً [[اشتباه]] است<ref>خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۳۵۷.</ref>. | ||
مفهوم اصلی کلمه مولا «قرب» و «دُنو» است. در مورد دو چیز که پهلوی یکدیگر و متّصل به یکدیگر باشند، کلمه «ولاء» یا «ولیّ» یا کلمه «مولا» به کار برده میشود و لهذا غالباً در دو معنی متضاد به کار میرود. مثلاً به [[خداوند]] اطلاق مولا نسبت به [[بندگان]] شده است و بالعکس به آقا اطلاق شده، و به [[غلام]] هم گفته میشود. یکی از معانی کلمه «مولا» که مقصودم همین است، «مُعْتِق» یعنی آزادکننده است. به کسی که آزاد میشود «مُعتَق» میگویند. کلمه مولا هم به «مُعتِق» اطلاق شده است و هم به «مُعتق» یعنی هم به [[آزاد]] کننده مولا میگویند، هم به آزادشده<ref>گفتارهای معنوی، ص۱۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۷۸۱.</ref> | مفهوم اصلی کلمه مولا «قرب» و «دُنو» است. در مورد دو چیز که پهلوی یکدیگر و متّصل به یکدیگر باشند، کلمه «ولاء» یا «ولیّ» یا کلمه «مولا» به کار برده میشود و لهذا غالباً در دو معنی متضاد به کار میرود. مثلاً به [[خداوند]] اطلاق مولا نسبت به [[بندگان]] شده است و بالعکس به آقا اطلاق شده، و به [[غلام]] هم گفته میشود. یکی از معانی کلمه «مولا» که مقصودم همین است، «مُعْتِق» یعنی آزادکننده است. به کسی که آزاد میشود «مُعتَق» میگویند. کلمه مولا هم به «مُعتِق» اطلاق شده است و هم به «مُعتق» یعنی هم به [[آزاد]] کننده مولا میگویند، هم به آزادشده<ref>گفتارهای معنوی، ص۱۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۷۸۱.</ref> | ||
==[[موالی]] در [[عراق]]== | ==[[موالی]] در [[عراق]]== | ||