←= لزوم تعدد اثر در صورت تعدد مؤثر
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
با این تقریر که اگر [[واجب]] الوجود دیگری غیر از خداوند وجود داشته باشد، هر دو در مفهوم واجب الوجود بودن با هم [[شریک]] هستند. حال این دو واجب الوجود یا از هم متمایز هستند، یا نیستند. اگر متمایز نباشند، نتیجهاش آن است که این دو واجب الوجود، در واقع یک وجود دارند و این همان توحید خداوند است و اگر این دو واجب الوجود از هم متمایز باشند، مستلزم ترکیب در [[ذات خداوند]] بوده و محال است؛ زیرا که موجود مرکب، ممکن الوجود است؛ در حالی که فرض این است که خداوند واجب الوجود است؛ لذا خداوند باید یگانه و واحد باشد<ref>حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۳۱۶؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام، ص۱۰۰.</ref>.<ref>سید جابر موسوی راد|موسوی راد، سید جابر]]، [[توحید ذاتی (مقاله)|مقاله «توحید ذاتی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۶۵.</ref> | با این تقریر که اگر [[واجب]] الوجود دیگری غیر از خداوند وجود داشته باشد، هر دو در مفهوم واجب الوجود بودن با هم [[شریک]] هستند. حال این دو واجب الوجود یا از هم متمایز هستند، یا نیستند. اگر متمایز نباشند، نتیجهاش آن است که این دو واجب الوجود، در واقع یک وجود دارند و این همان توحید خداوند است و اگر این دو واجب الوجود از هم متمایز باشند، مستلزم ترکیب در [[ذات خداوند]] بوده و محال است؛ زیرا که موجود مرکب، ممکن الوجود است؛ در حالی که فرض این است که خداوند واجب الوجود است؛ لذا خداوند باید یگانه و واحد باشد<ref>حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۳۱۶؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام، ص۱۰۰.</ref>.<ref>سید جابر موسوی راد|موسوی راد، سید جابر]]، [[توحید ذاتی (مقاله)|مقاله «توحید ذاتی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۶۵.</ref> | ||
=== [[لزوم]] تعدد اثر در صورت تعدد مؤثر == | === [[لزوم]] تعدد اثر در صورت تعدد مؤثر === | ||
این دلیل ناظر به روایتی از [[امام علی]]{{ع}} است که فرمودند: اگر [[خدایان]] متعددی وجود داشته باشند، لازم میآید هر کدام از آنها، [[پیامبران]] و [[نمایندگان]] خود را به سوی [[مردم]] بفرستند و همچنین آثار [[مُلک]] هر کدام از آنها به صورت جداگانه نمایان شود، اما هیچ [[نماینده]] و [[پیامبری]] از طرف خدایان دیگر [[مبعوث]] نشده و هیچ اثری از آنها وجود ندارد<ref>نهج البلاغه (نسخه صبحی صالح)، نامه ۳۱، ص۳۹۶؛ بحار الانوار، ج۳، ص۲۳۴.</ref>. | این دلیل ناظر به روایتی از [[امام علی]]{{ع}} است که فرمودند: اگر [[خدایان]] متعددی وجود داشته باشند، لازم میآید هر کدام از آنها، [[پیامبران]] و [[نمایندگان]] خود را به سوی [[مردم]] بفرستند و همچنین آثار [[مُلک]] هر کدام از آنها به صورت جداگانه نمایان شود، اما هیچ [[نماینده]] و [[پیامبری]] از طرف خدایان دیگر [[مبعوث]] نشده و هیچ اثری از آنها وجود ندارد<ref>نهج البلاغه (نسخه صبحی صالح)، نامه ۳۱، ص۳۹۶؛ بحار الانوار، ج۳، ص۲۳۴.</ref>. | ||
این دلیل از نوع [[قیاس]] استثنائی بوده و ملازمهای میان مقدم و [[تالی]] برقرار شده و از [[نفی]] تالی، نفی مقدم [[استنتاج]] شده است<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۷۸؛ حق الیقین، ص۳۴؛ مجلسی، محمدباقر، ج۱، ص۲۶۳؛ اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۵، ص۱۱۸.</ref>. در این [[استدلال]]، این احتمال که شاید یکی از این [[خدایان]] نمیخواهد تا رسولانی را ارسال کند، به این نحو دفع میشود که اولاً این سخن با [[حکمت]] و کبریای [[الهی]] سازگار نیست؛ ثانیاً لازمه آن این است که انبیاء به [[دروغ]] به [[مردم]] گفته باشند که [[خداوند]] واحد است و خداوند هم به این دروغ [[راضی]] باشد و این با [[الوهیت]] خداوند در تضاد است<ref>توضیح المراد، ص۴۸۶؛ شرح الاساس الکبیر، ج۱، ص۴۶۶.</ref>. این [[برهان]] از طرفی مبتنی بر اصالت وحی است، یعنی کسی میتواند چنین برهانی اقامه کند که [[صداقت]] و [[حقانیت]] وحیهای موجود را صد در صد [[ادراک]] میکند و از طرف دیگر مبتنی بر این اصل کلی است که [[واجب الوجود بالذات]] واجب من جمیع الجهات و الحیثیات است، یعنی امکان ندارد که موجودی قابلیت خاصی پیدا کند و از طرف ذات واجب [[افاضه]] [[فیض]] نشود، پس ممکن نیست که بشری آماده [[تلقی وحی]] بشود و از طرف واجب الوجود به او وحی نشود!<ref>اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۵، ص۱۲۰.</ref>.<ref>[[سید جابر موسوی راد|موسوی راد، سید جابر]]، [[توحید ذاتی (مقاله)|مقاله «توحید ذاتی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۶۶.</ref> | این دلیل از نوع [[قیاس]] استثنائی بوده و ملازمهای میان مقدم و [[تالی]] برقرار شده و از [[نفی]] تالی، نفی مقدم [[استنتاج]] شده است<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۷۸؛ حق الیقین، ص۳۴؛ مجلسی، محمدباقر، ج۱، ص۲۶۳؛ اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۵، ص۱۱۸.</ref>. در این [[استدلال]]، این احتمال که شاید یکی از این [[خدایان]] نمیخواهد تا رسولانی را ارسال کند، به این نحو دفع میشود که اولاً این سخن با [[حکمت]] و کبریای [[الهی]] سازگار نیست؛ ثانیاً لازمه آن این است که انبیاء به [[دروغ]] به [[مردم]] گفته باشند که [[خداوند]] واحد است و خداوند هم به این دروغ [[راضی]] باشد و این با [[الوهیت]] خداوند در تضاد است<ref>توضیح المراد، ص۴۸۶؛ شرح الاساس الکبیر، ج۱، ص۴۶۶.</ref>. این [[برهان]] از طرفی مبتنی بر اصالت وحی است، یعنی کسی میتواند چنین برهانی اقامه کند که [[صداقت]] و [[حقانیت]] وحیهای موجود را صد در صد [[ادراک]] میکند و از طرف دیگر مبتنی بر این اصل کلی است که [[واجب الوجود بالذات]] واجب من جمیع الجهات و الحیثیات است، یعنی امکان ندارد که موجودی قابلیت خاصی پیدا کند و از طرف ذات واجب [[افاضه]] [[فیض]] نشود، پس ممکن نیست که بشری آماده [[تلقی وحی]] بشود و از طرف واجب الوجود به او وحی نشود!<ref>اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۵، ص۱۲۰.</ref>.<ref>[[سید جابر موسوی راد|موسوی راد، سید جابر]]، [[توحید ذاتی (مقاله)|مقاله «توحید ذاتی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۶۶.</ref> | ||