←مقدمه
(←مقدمه) |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
دربارۀ اینکه تابوت [[بنیاسرائیل]] و به عبارت دیگر «صندوق عهد» چه بوده و به دست چه کسی ساخته شد، و محتویات آن را چه چیز تشکیل میداد، در [[روایات]] و [[تفاسیر]] و همچنین در کتب «[[عهد قدیم]]» ([[تورات]]) سخن بسیار است و از همه روشنتر چیزی است که در [[احادیث اهل بیت]]{{عم}} و گفتههای بعضی از [[مفسران]] مانند [[ابن عباس]] آمده است و آن اینکه: «تابوت همان صندوقی بود که [[مادر موسی]] او را در آن گذاشت و به دریا افکند و هنگامی که به وسیلۀ عمّال [[فرعون]] از دریا گرفته شد و [[موسی]] را از آن بیرون آوردند، همچنان در دستگاه فرعون نگاهداری میشد و سپس به دست بنیاسرائیل افتاد، بنیاسرائیل این صندوق خاطرهانگیز را [[محترم]] میشمردند و به آن [[تبرک]] میجستند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]]، ص۳۵۳.</ref>. | دربارۀ اینکه تابوت [[بنیاسرائیل]] و به عبارت دیگر «صندوق عهد» چه بوده و به دست چه کسی ساخته شد، و محتویات آن را چه چیز تشکیل میداد، در [[روایات]] و [[تفاسیر]] و همچنین در کتب «[[عهد قدیم]]» ([[تورات]]) سخن بسیار است و از همه روشنتر چیزی است که در [[احادیث اهل بیت]]{{عم}} و گفتههای بعضی از [[مفسران]] مانند [[ابن عباس]] آمده است و آن اینکه: «تابوت همان صندوقی بود که [[مادر موسی]] او را در آن گذاشت و به دریا افکند و هنگامی که به وسیلۀ عمّال [[فرعون]] از دریا گرفته شد و [[موسی]] را از آن بیرون آوردند، همچنان در دستگاه فرعون نگاهداری میشد و سپس به دست بنیاسرائیل افتاد، بنیاسرائیل این صندوق خاطرهانگیز را [[محترم]] میشمردند و به آن [[تبرک]] میجستند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]]، ص۳۵۳.</ref>. | ||
در لغتنامه دهخدا آمده است: [[تابوت سکینه]]، صندوقی است که [[حضرت موسی]] {{ع}} به امر حقتعالی، از چوب شطیم ساخت. طول آن سه قدم و نه قیراط، و عرض و ارتفاعش دو قدم و سه قیراط بود. بیرون و اندرونش را به طلا پوشیده کرد. آن تابوتی بود که به عدد هر [[پیغمبری]] خانهای از زبرجد سبز در آن بود، آخرین خانهها، خانه حضرت رسالت {{صل}} بود. آن [[تابوت]] را "[[تابوت]] [[شهادت]]" و " | در لغتنامه دهخدا آمده است: [[تابوت سکینه]]، صندوقی است که [[حضرت موسی]] {{ع}} به امر حقتعالی، از چوب شطیم ساخت. طول آن سه قدم و نه قیراط، و عرض و ارتفاعش دو قدم و سه قیراط بود. بیرون و اندرونش را به طلا پوشیده کرد. آن تابوتی بود که به عدد هر [[پیغمبری]] خانهای از زبرجد سبز در آن بود، آخرین خانهها، خانه حضرت رسالت {{صل}} بود. آن [[تابوت]] را "[[تابوت]] [[شهادت]]" و "تابوت عهد" هم گفتهاند<ref>لغتنامه دهخدا، ج ۴، ص ۵۳۳۵.</ref>. | ||
بعضی گفتهاند: همان صندوقی است که [[خداوند]] بر [[آدم]] ابو البشر نازل نمود و صور [[انبیا]]ء در آن بود و [[آدم]] وصایای خویش را در آن نهاد و آن را به شیث سپرد و دستبهدست، به [[موسی]] {{ع}} رسید. و به قول مشهور از [[امام باقر]] {{ع}} [[روایت]] شده است، صندوقی بود که [[خداوند]] آن را در [[اختیار]] مادر [[موسی]] نهاد که نوزاد خویش را در آن قرار دهد و به دریا افکند. ان صندوق نزد [[حضرت موسی]] {{ع}} بود و چون مرگش فرارسید، [[الواح]] [[تورات]] و [[زره]] خود و آنچه از آثار [[نبوّت]]، نزدش بود در آن نهاد و به وصی خویش، یوشع بن نون سپرد و این صندوق، همچنان در میان [[بنی اسرائیل]] بود و آن را گرامی میداشتند، ولی رفتهرفته [[احترام]] آن، نزد آنها کاسته شد، تا جایی که مورد اهانت و تحقیر قرار گرفته و کودکان با آن بازی میکردند. از آن روز [[خداوند]]، آن را از آنها گرفت و به [[آسمان]] برد و هنگامی که آنها به [[خواری]] و ذلّت رسیدند، و [[دشمنان]] بر آنان چیره گشتند، [[توبه]] و [[انابه]] نموده از [[خداوند]] خواستند سلطانی بر آنها بگمارد که در رکاب او با [[دشمنان]] بجنگند. [[خداوند]]، [[طالوت]] را به [[سلطنت]] آنها گماشت و [[تابوت]] را مجدّدا به آنها بازگردانید. این [[تابوت]] [[بنی اسرائیل]] را "[[تابوت]] [[شهادت]]" میگفتند، چون همواره در میان آنها حضور داشته و مدّ نظرشان بوده و "[[تابوت سکینه]]" میگفتند چون، آن از جانب [[خداوند]]، مایه سکون و [[آرامش]] خاطر آنها بوده است<ref>معارف و معاریف، ج ۳، ص ۴۳۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۱۴.</ref> | بعضی گفتهاند: همان صندوقی است که [[خداوند]] بر [[آدم]] ابو البشر نازل نمود و صور [[انبیا]]ء در آن بود و [[آدم]] وصایای خویش را در آن نهاد و آن را به شیث سپرد و دستبهدست، به [[موسی]] {{ع}} رسید. و به قول مشهور از [[امام باقر]] {{ع}} [[روایت]] شده است، صندوقی بود که [[خداوند]] آن را در [[اختیار]] مادر [[موسی]] نهاد که نوزاد خویش را در آن قرار دهد و به دریا افکند. ان صندوق نزد [[حضرت موسی]] {{ع}} بود و چون مرگش فرارسید، [[الواح]] [[تورات]] و [[زره]] خود و آنچه از آثار [[نبوّت]]، نزدش بود در آن نهاد و به وصی خویش، یوشع بن نون سپرد و این صندوق، همچنان در میان [[بنی اسرائیل]] بود و آن را گرامی میداشتند، ولی رفتهرفته [[احترام]] آن، نزد آنها کاسته شد، تا جایی که مورد اهانت و تحقیر قرار گرفته و کودکان با آن بازی میکردند. از آن روز [[خداوند]]، آن را از آنها گرفت و به [[آسمان]] برد و هنگامی که آنها به [[خواری]] و ذلّت رسیدند، و [[دشمنان]] بر آنان چیره گشتند، [[توبه]] و [[انابه]] نموده از [[خداوند]] خواستند سلطانی بر آنها بگمارد که در رکاب او با [[دشمنان]] بجنگند. [[خداوند]]، [[طالوت]] را به [[سلطنت]] آنها گماشت و [[تابوت]] را مجدّدا به آنها بازگردانید. این [[تابوت]] [[بنی اسرائیل]] را "[[تابوت]] [[شهادت]]" میگفتند، چون همواره در میان آنها حضور داشته و مدّ نظرشان بوده و "[[تابوت سکینه]]" میگفتند چون، آن از جانب [[خداوند]]، مایه سکون و [[آرامش]] خاطر آنها بوده است<ref>معارف و معاریف، ج ۳، ص ۴۳۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۱۴.</ref> | ||