ابن براج طرابلسی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ابن براج طرابلسی در حدیث]] - [[ابن براج طرابلسی در فقه سیاسی]] - [[ابن براج طرابلسی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


==مقدمه==
== مقدمه ==
[[فقیه]] بزرگ، عالم ارجمند [[قاضی]] [[عبدالعزیز بن نحریر بن عبدالعزیز ابن براج]] بین سال‌های ۴۶۳ تا ۴۸۱ ق، [[مرجعیت دینی]] [[شیعیان]] را احراز کرد. او کتاب‌های [[فقهی]] فراوانی تألیف کرد، از جمله [[جواهرالفقه (کتاب)|جواهرالفقه]] که به صورت [[پرسش و پاسخ]] تنظیم شده و نشانگر [[مقام والای علمی]] اوست. [[مرحوم محدث قمی]] در الکنی و الالقاب<ref>الکنی، ج۱، ص۲۱۴.</ref> تعدادی از آثار او را برمی‌شمرد، از جمله: [[المهذب (کتاب)|المهذب]]، [[الموجز (کتاب)|الموجز]]، [[الکامل و عماد المحتاج (کتاب)|الکامل و عماد المحتاج]]. او از [[شاگردان]] بنام [[سید مرتضی]] و هم درس [[شیخ طوسی]] و [[شاگرد]] او و دیگر بزرگانی است که در دارالعلم سیدمرتضی در [[بغداد]] به تحصیل و تکمیل [[علوم]] و [[فنون]] [[اسلام]] اهتمام داشتند.
[[فقیه]] بزرگ، عالم ارجمند [[قاضی]] [[عبدالعزیز بن نحریر بن عبدالعزیز ابن براج]] بین سال‌های ۴۶۳ تا ۴۸۱ ق، [[مرجعیت دینی]] [[شیعیان]] را احراز کرد. او کتاب‌های [[فقهی]] فراوانی تألیف کرد، از جمله [[جواهرالفقه (کتاب)|جواهرالفقه]] که به صورت [[پرسش و پاسخ]] تنظیم شده و نشانگر [[مقام والای علمی]] اوست. [[مرحوم محدث قمی]] در الکنی و الالقاب<ref>الکنی، ج۱، ص۲۱۴.</ref> تعدادی از آثار او را برمی‌شمرد، از جمله: [[المهذب (کتاب)|المهذب]]، [[الموجز (کتاب)|الموجز]]، [[الکامل و عماد المحتاج (کتاب)|الکامل و عماد المحتاج]]. او از [[شاگردان]] بنام [[سید مرتضی]] و هم درس [[شیخ طوسی]] و [[شاگرد]] او و دیگر بزرگانی است که در دارالعلم سیدمرتضی در [[بغداد]] به تحصیل و تکمیل [[علوم]] و [[فنون]] [[اسلام]] اهتمام داشتند.
[[لقب]] قاضی به این جهت به او داده شد که مدت ۲۰ یا ۳۰ سال در [[طرابلس]] [[منصب قضاوت]] را بر عهده داشت.
[[لقب]] قاضی به این جهت به او داده شد که مدت ۲۰ یا ۳۰ سال در [[طرابلس]] [[منصب قضاوت]] را بر عهده داشت.


طرابلسی که از [[فقیهان]] بزرگ [[شیعه]] در عصر شیخ طوسی است، در اثر فقهی بازمانده خود به نام المهذب به روال سنتی [[فقه شیعه]] به مواردی از [[تفکر]] [[سیاسی]] شیعه پرداخته است:
طرابلسی که از [[فقیهان]] بزرگ [[شیعه]] در عصر شیخ طوسی است، در اثر فقهی بازمانده خود به نام المهذب به روال سنتی [[فقه شیعه]] به مواردی از [[تفکر]] [[سیاسی]] شیعه پرداخته است:
#در شرح موارد [[امر به معروف و نهی از منکر]] به شیوه‌ای از این دو [[فریضه]] اشاره کرده و آن را از ویژگی‌های [[زمان حضور امام]] [[عادل]] شمرده است: «گاه انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر به طریق دیگری ممکن است که خلافکاران به ترک خلاف مجبور شوند و به انواع [[تأدیب]]، [[شکنجه]]، [[جرح]] و [[قتل]] [[تهدید]] نشوند، لکن این شیوه تنها در صورتی جایز است که با اجازه و امر صریح [[امام]] عادل{{ع}} و یا زیر نظر نایبی که از طرف امام{{ع}} [[منصوب]] گردیده انجام شود»<ref>المهذب، ج۱، ص۳۴۱، ۳۴۷ و ۵۱۸.</ref>. جمله {{عربی|باذن الامام او من نصبه}} که در [[کلام]] این فقیه بزرگ به طور مؤکد تکرار گردیده [[مبیّن]] این است که اختصاصی تصدّی امور عمومی به [[فقها]] نزد شیعه مسلم تلقی می‌شده است. این جمله در مورد [[اقامه حدود]] و [[تصدی]] [[قضاوت]] نیز به همان روال و با همان مفهوم آمده و ابن براج نیز به حالت مجبور شدن [[فقیه]] یا هر مرد عامی به [[تصدی]] امور دولتی پرداخته و بدون کوچک‌ترین تغییری نظریات فقهای پیشین را تکرار کرده که وی باید خود را از جانب [[ولی امر]]{{ع}} تلقی نموده و بر مقتضای [[حق]] و [[شرع]] عمل کند. ابن براج تحت عنوان: باب {{عربی|خدمة السلطان و اخذ جوائزه}} سلطان را به دو نوع: [[سلطان عادل]] [[اسلام]] و [[سلطان جائر]] تقسیم می‌کند و [[خدمت]] در [[نظام]] سلطان عادل اسلام را [[پسندیده]] و احیانا [[واجب]] می‌شمارد و اما خدمت در نظام سلطان جائر را، به عنوان اولی [[تحریم]] و به عنوان ثانوی از باب [[تقیه]] جایز می‌شمارد. عبارت‌های کتاب المهذب در این زمینه شباهت بسیاری با عبارت‌های المقنعه [[شیخ مفید]] و النهایه [[شیخ طوسی]] و المراسم سالار دارد. تنها نکته اضافی ابن براج آنکه وی در قبول جوائز [[سلطان جور]] این جمله را افزوده است: با وجود معلوم بودن [[غصب]] و [[ظلم]] در [[اموال]] سلطان جائر، اگر که غصبی بودن عین اموالی که به عنوان جایزه از سلطان جائر دریافت می‌شود، به عین مشخص نگردد منعی در آن نیست و آثار غصب و ظلم بر عهده سلطان جائر خواهد بود<ref>المهذب، ج۱، ص۳۴۱، ۳۴۷ و ۵۱۸.</ref>؛
# در شرح موارد [[امر به معروف و نهی از منکر]] به شیوه‌ای از این دو [[فریضه]] اشاره کرده و آن را از ویژگی‌های [[زمان حضور امام]] [[عادل]] شمرده است: «گاه انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر به طریق دیگری ممکن است که خلافکاران به ترک خلاف مجبور شوند و به انواع [[تأدیب]]، [[شکنجه]]، [[جرح]] و [[قتل]] [[تهدید]] نشوند، لکن این شیوه تنها در صورتی جایز است که با اجازه و امر صریح [[امام]] عادل {{ع}} و یا زیر نظر نایبی که از طرف امام {{ع}} [[منصوب]] گردیده انجام شود»<ref>المهذب، ج۱، ص۳۴۱، ۳۴۷ و ۵۱۸.</ref>. جمله {{عربی|باذن الامام او من نصبه}} که در [[کلام]] این فقیه بزرگ به طور مؤکد تکرار گردیده [[مبیّن]] این است که اختصاصی تصدّی امور عمومی به [[فقها]] نزد شیعه مسلم تلقی می‌شده است. این جمله در مورد [[اقامه حدود]] و [[تصدی]] [[قضاوت]] نیز به همان روال و با همان مفهوم آمده و ابن براج نیز به حالت مجبور شدن [[فقیه]] یا هر مرد عامی به [[تصدی]] امور دولتی پرداخته و بدون کوچک‌ترین تغییری نظریات فقهای پیشین را تکرار کرده که وی باید خود را از جانب [[ولی امر]] {{ع}} تلقی نموده و بر مقتضای [[حق]] و [[شرع]] عمل کند. ابن براج تحت عنوان: باب {{عربی|خدمة السلطان و اخذ جوائزه}} سلطان را به دو نوع: [[سلطان عادل]] [[اسلام]] و [[سلطان جائر]] تقسیم می‌کند و [[خدمت]] در [[نظام]] سلطان عادل اسلام را [[پسندیده]] و احیانا [[واجب]] می‌شمارد و اما خدمت در نظام سلطان جائر را، به عنوان اولی [[تحریم]] و به عنوان ثانوی از باب [[تقیه]] جایز می‌شمارد. عبارت‌های کتاب المهذب در این زمینه شباهت بسیاری با عبارت‌های المقنعه [[شیخ مفید]] و النهایه [[شیخ طوسی]] و المراسم سالار دارد. تنها نکته اضافی ابن براج آنکه وی در قبول جوائز [[سلطان جور]] این جمله را افزوده است: با وجود معلوم بودن [[غصب]] و [[ظلم]] در [[اموال]] سلطان جائر، اگر که غصبی بودن عین اموالی که به عنوان جایزه از سلطان جائر دریافت می‌شود، به عین مشخص نگردد منعی در آن نیست و آثار غصب و ظلم بر عهده سلطان جائر خواهد بود<ref>المهذب، ج۱، ص۳۴۱، ۳۴۷ و ۵۱۸.</ref>؛
#ابن براج که از فقهای معاصر شیخ طوسی و یا از [[شاگردان]] وی محسوب می‌شود، [[قائم مقام]] شیخ در [[شامات]] بوده و [[منصب قضاوت]] را در طرابلس بر عهده داشته است<ref>ریاض العماء، ج۳، ص۱۴۴؛ مقابیس الانوار، ص۷؛ روضات الجنات، ج۴، ص۲۳۰.</ref>. بنابراین، ابن براج حوادث تلخ [[مبارزات سیاسی]] و [[خشونت‌آمیز]] جناح‌های [[شیعه]] و [[سنی]] را در [[بغداد]] در دوران تحصیل خود نزد [[سیدمرتضی]] و شیخ طوسی به چشم خود دیده است. اما با وجود این و همچنین تصدی بیش از بیست سال [[قضاوت]] و امور دولتی، در کتاب خود از همان حدودی که شیخ طوسی در مورد مسائل [[سیاسی]] و [[حکومتی]] بیان داشته، [[تجاوز]] نکرده و در مواردی که احتیاج به [[صراحت]] داشته به اشاره‌های مبهم بسنده کرده است. برای مثال در باب [[نماز جمعه]] و شرایط [[وجوب]] آن پس از ذکر شرط [[حضور امام]]{{ع}} و یا [[نایب خاص]] [[منصوب]] او به افزودن این جمله بسنده کرده است: {{متن حدیث|وَ مَنْ جَرَى مَجْرَاهُ}}<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref>. این کلمه که در نسخه‌های المهذب با «او» و «واو» نقل شده، اشارتی واضح به [[نیابت]] [[فقهای جامع‌الشرایط]] در [[عصر غیبت]] در [[امور حکومتی]] خاص [[ائمه]]{{عم}} دارد. ابن براج همچنین در [[نماز عیدین]] شرط مشابه را ذکر کرده<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref> و در باب [[خمس]] در عصر غیبت نیز فقهای [[مذهب]] را [[مسئول]] دریافت آن دانسته است<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref> اما در موارد مشابهی مانند [[انفال]]، به ذکر «[[اذن امام]]{{ع}}»<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref> بدون اشاره به مصداق آن اکتفا کرده است؛
# ابن براج که از فقهای معاصر شیخ طوسی و یا از [[شاگردان]] وی محسوب می‌شود، [[قائم مقام]] شیخ در [[شامات]] بوده و [[منصب قضاوت]] را در طرابلس بر عهده داشته است<ref>ریاض العماء، ج۳، ص۱۴۴؛ مقابیس الانوار، ص۷؛ روضات الجنات، ج۴، ص۲۳۰.</ref>. بنابراین، ابن براج حوادث تلخ [[مبارزات سیاسی]] و [[خشونت‌آمیز]] جناح‌های [[شیعه]] و [[سنی]] را در [[بغداد]] در دوران تحصیل خود نزد [[سیدمرتضی]] و شیخ طوسی به چشم خود دیده است. اما با وجود این و همچنین تصدی بیش از بیست سال [[قضاوت]] و امور دولتی، در کتاب خود از همان حدودی که شیخ طوسی در مورد مسائل [[سیاسی]] و [[حکومتی]] بیان داشته، [[تجاوز]] نکرده و در مواردی که احتیاج به [[صراحت]] داشته به اشاره‌های مبهم بسنده کرده است. برای مثال در باب [[نماز جمعه]] و شرایط [[وجوب]] آن پس از ذکر شرط [[حضور امام]] {{ع}} و یا [[نایب خاص]] [[منصوب]] او به افزودن این جمله بسنده کرده است: {{متن حدیث|وَ مَنْ جَرَى مَجْرَاهُ}}<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref>. این کلمه که در نسخه‌های المهذب با «او» و «واو» نقل شده، اشارتی واضح به [[نیابت]] [[فقهای جامع‌الشرایط]] در [[عصر غیبت]] در [[امور حکومتی]] خاص [[ائمه]] {{عم}} دارد. ابن براج همچنین در [[نماز عیدین]] شرط مشابه را ذکر کرده<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref> و در باب [[خمس]] در عصر غیبت نیز فقهای [[مذهب]] را [[مسئول]] دریافت آن دانسته است<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref> اما در موارد مشابهی مانند [[انفال]]، به ذکر «[[اذن امام]] {{ع}}»<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref> بدون اشاره به مصداق آن اکتفا کرده است؛
#در باب [[جهاد]] در مورد [[بغات]] پس از [[تفسیر]] آن به کسانی که [[بیعت]] خود را با [[امام]]{{ع}} شکسته و بر علیه او [[شورش]] کرده‌اند، با جمله‌ای مبهم به امکان توسعه مفهومی [[باغی]] نسبت به کسانی که همین عمل را با [[نایب]] منصوب امام{{ع}} انجام می‌دهند، اشاره کرده است<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref>. ابن براج در مسئله [[احکام]] اسرای [[جنگی]] نیز به مسئول منصوب از جانب امام{{ع}} اشاره کرده که ظاهرا منظور، منصوب خاص در [[زمان]] حضور است<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref> همچنین در مورد بغات به این جمله بسنده می‌کند که با [[شورشیان]] جز به [[همراهی]] امام{{ع}} و کسی که از طرف امام{{ع}} منصوب برای [[مبارزه]] با بغات است نمی‌توان جنگید<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref>.
# در باب [[جهاد]] در مورد [[بغات]] پس از [[تفسیر]] آن به کسانی که [[بیعت]] خود را با [[امام]] {{ع}} شکسته و بر علیه او [[شورش]] کرده‌اند، با جمله‌ای مبهم به امکان توسعه مفهومی [[باغی]] نسبت به کسانی که همین عمل را با [[نایب]] منصوب امام {{ع}} انجام می‌دهند، اشاره کرده است<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref>. ابن براج در مسئله [[احکام]] اسرای [[جنگی]] نیز به مسئول منصوب از جانب امام {{ع}} اشاره کرده که ظاهرا منظور، منصوب خاص در [[زمان]] حضور است<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref> همچنین در مورد بغات به این جمله بسنده می‌کند که با [[شورشیان]] جز به [[همراهی]] امام {{ع}} و کسی که از طرف امام {{ع}} منصوب برای [[مبارزه]] با بغات است نمی‌توان جنگید<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref>.
#وی در باب [[وصیت]] اصطلاح جدیدی را به کار می‌برد که پیش از او [[شیخ طوسی]] هم آن را به کار برده بود. «در صورت [[خیانت]] [[وصی]] یا عجز و یا فقدان وصی، امر [[وصایت]] بر عهده {{عربی|الناظر فی أمور المسلمین}} می‌باشد و هرگاه سلطانی که متولی این امور است حضور نداشته باشد و نیز کسی که از جانب وی [[مأموریت]] انجام آن را دارد در دسترس نباشد [[نظارت]] برعهده [[مؤمنان]] خواهد بود»<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref>.
# وی در باب [[وصیت]] اصطلاح جدیدی را به کار می‌برد که پیش از او [[شیخ طوسی]] هم آن را به کار برده بود. «در صورت [[خیانت]] [[وصی]] یا عجز و یا فقدان وصی، امر [[وصایت]] بر عهده {{عربی|الناظر فی أمور المسلمین}} می‌باشد و هرگاه سلطانی که متولی این امور است حضور نداشته باشد و نیز کسی که از جانب وی [[مأموریت]] انجام آن را دارد در دسترس نباشد [[نظارت]] برعهده [[مؤمنان]] خواهد بود»<ref>المهذب، ج۱، ص۱۰۰، ۱۱۸، ۱۸۱، ۱۸۳، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۵؛ ج۲، ص۱۱۸.</ref>.


با توجه به این نکته که تردیدی در [[اولویت]] [[فقها]] در [[تصدی]] [[امور حسبیه]] نیست و عهده‌داری نظارت بر [[وصیت]] از امور حسبیه است، اما ابن‌براج هیچ‌گونه اشاره‌ای به این نکته ندارد و این نکته با توجه به تصریح [[شیخ مفید]] در المقنعه<ref>المقنعه، ص۶۷۵.</ref> و نیز شیخ طوسی در النهایه<ref>النهایه، ص۶۰۷.</ref> به [[نیابت]] فقها در چنین [[امور حسبی]] و وجود عبارت‌های مشابه آن در کتاب المهذب به ویژه در باب وصیت شایان [[تأمل]] است<ref>فقه سیاسی، ج۸، ص۵۹-۵۷.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۷۴.</ref>
با توجه به این نکته که تردیدی در [[اولویت]] [[فقها]] در [[تصدی]] [[امور حسبیه]] نیست و عهده‌داری نظارت بر [[وصیت]] از امور حسبیه است، اما ابن‌براج هیچ‌گونه اشاره‌ای به این نکته ندارد و این نکته با توجه به تصریح [[شیخ مفید]] در المقنعه<ref>المقنعه، ص۶۷۵.</ref> و نیز شیخ طوسی در النهایه<ref>النهایه، ص۶۰۷.</ref> به [[نیابت]] فقها در چنین [[امور حسبی]] و وجود عبارت‌های مشابه آن در کتاب المهذب به ویژه در باب وصیت شایان [[تأمل]] است<ref>فقه سیاسی، ج۸، ص۵۹-۵۷.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص۷۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۲: خط ۲۲:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:ابن براج طرابلسی]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
۱۳۵٬۵۸۷

ویرایش