←پیشینه التقاط
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
«[[تفسیر به رأی]]» و «[[بدعت]]»، از واژههای مرتبط با التقاط هستند. تفسیر به رأی، به معنای بیان و [[تفسیر قرآن]] و موضوعات مختلف، مطابق با میل و سلیقه شخصی و [[هوای نفس]]<ref>انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، ج۳، ص۱۸۱۴؛ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۰، ص۴۰.</ref>، یکی از مصادیق التقاط است<ref>جوادی آملی، تسنیم، ج۱، ص۲۲۵. </ref>؛ چنان که «بدعت» به معنای رسم تازه و [[آیین]] نوپیدا<ref>دهخدا، ج۳، ص۳۸۵۸.</ref> و افزودن چیزی به [[دین]] یا کاستن چیزی از آن<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۱۶، ج۱۶، ص۱۰۱. </ref> و نتیجه [[اجتهاد]] به [[رأی]] و برداشتهای التقاطی از [[منابع دینی]]<ref>مصباح یزدی، پرسشها و پاسخها، ج۳، ص۴۵. </ref> است<ref>[[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۱۷۴.</ref>. | «[[تفسیر به رأی]]» و «[[بدعت]]»، از واژههای مرتبط با التقاط هستند. تفسیر به رأی، به معنای بیان و [[تفسیر قرآن]] و موضوعات مختلف، مطابق با میل و سلیقه شخصی و [[هوای نفس]]<ref>انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، ج۳، ص۱۸۱۴؛ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۰، ص۴۰.</ref>، یکی از مصادیق التقاط است<ref>جوادی آملی، تسنیم، ج۱، ص۲۲۵. </ref>؛ چنان که «بدعت» به معنای رسم تازه و [[آیین]] نوپیدا<ref>دهخدا، ج۳، ص۳۸۵۸.</ref> و افزودن چیزی به [[دین]] یا کاستن چیزی از آن<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۱۶، ج۱۶، ص۱۰۱. </ref> و نتیجه [[اجتهاد]] به [[رأی]] و برداشتهای التقاطی از [[منابع دینی]]<ref>مصباح یزدی، پرسشها و پاسخها، ج۳، ص۴۵. </ref> است<ref>[[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۱۷۴.</ref>. | ||
== پیشینه | == پیشینه تاریخی == | ||
پس از [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}}، پیشرفتهای نظامی گسترده [[مسلمانان]] در مناطق [[ایران]] و [[روم]] و [[مسلمان]] شدن [[مشرکان]] و [[احبار]] و [[رهبانان]]، موجب رواج اندیشههای متفاوت میان مسلمانان شد<ref>خسروپناه، عبدالحسین، آسیبشناسی جامعه دینی، ص۳۰ – ۳۲.</ref>. نخستین کسانی که با ادعای [[مسلمانی]] و [[تظاهر به اسلام]]، [[افکار]] [[انحرافی]] و [[اسرائیلیات]] را وارد فرهنگ و متون اسلامی کردند، [[یهودیان]] بودند<ref>دیاری، محمدتقی، پژوهشی در باب اسرائیلیات در تفاسیر قرآن، ص۹۰-۹۱.</ref>. اوجگیری [[قدرت]] [[خلفای اموی]] و [[تمایل]] [[حکومت]] برای عرضه تفکراتی که موجب تقویت [[امویان]] میشد، اندیشههای مخالف [[اسلام]] را رواج داد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۵، ص۴۳۶.</ref> و پس از آن، گسترش [[نهضت]] [[ترجمه]] ( | پس از [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}}، پیشرفتهای نظامی گسترده [[مسلمانان]] در مناطق [[ایران]] و [[روم]] و [[مسلمان]] شدن [[مشرکان]] و [[احبار]] و [[رهبانان]]، موجب رواج اندیشههای متفاوت میان مسلمانان شد<ref>خسروپناه، عبدالحسین، آسیبشناسی جامعه دینی، ص۳۰ – ۳۲.</ref>. نخستین کسانی که با ادعای [[مسلمانی]] و [[تظاهر به اسلام]]، [[افکار]] [[انحرافی]] و [[اسرائیلیات]] را وارد [[فرهنگ]] و متون [[اسلامی]] کردند، [[یهودیان]] بودند<ref>دیاری، محمدتقی، پژوهشی در باب اسرائیلیات در تفاسیر قرآن، ص۹۰-۹۱.</ref>. اوجگیری [[قدرت]] [[خلفای اموی]] و [[تمایل]] [[حکومت]] برای عرضه تفکراتی که موجب تقویت [[امویان]] میشد، اندیشههای مخالف [[اسلام]] را رواج داد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۵، ص۴۳۶.</ref> و پس از آن، گسترش [[نهضت]] [[ترجمه]] ([[دوره عباسیان]])، سبب [[نفوذ]] بیشتر اندیشههای دیگر [[ادیان]] و [[مذاهب]] و [[ترویج]] آن میان مسلمانان شد<ref>هولت، پی. ام و دیگران، تاریخ اسلام کمبریج، ترجمه تیمور قادری، ج۲، ص۱۹۷۳- ۱۹۸۷.</ref>. | ||
در سدههای اخیر نیز [[مذاهب مختلف اسلامی]] از جمله برخی [[پیروان مذهب شیعه]]، مصون از [[افکار التقاطی]] نبودهاند<ref>زاهد زاهدانی، سید سعید، بهائیت در ایران، ص۸۷-۹۷ و ص۱۱۴- ۱۱۵.</ref>. | در سدههای اخیر نیز [[مذاهب مختلف اسلامی]] از جمله برخی [[پیروان مذهب شیعه]]، مصون از [[افکار التقاطی]] نبودهاند<ref>زاهد زاهدانی، سید سعید، بهائیت در ایران، ص۸۷-۹۷ و ص۱۱۴- ۱۱۵.</ref>. | ||
در دوران معاصر و با شکلگیری مکاتب [[کمونیستی]]، لیبرالیستی و مادیگرایانه و مانند آن، [[روشنفکران]] و [[دانشمندان]] [[ایرانی]]، باب دیگری از اندیشه را [[تجربه]] کردند<ref>خسروپناه، عبدالحسین، آسیبشناسی جامعه دینی، ص۶۵.</ref>. برخی از این [[اندیشمندان]] ریشه [[انحطاط]] مسلمانان را شرایط [[فرهنگی]] و [[معرفتی]] و نوع نگاه به مبانی و [[آموزههای اسلام]] و تفکیک میان [[دین]] و [[دنیا]] دانستهاند<ref>بازرگان، مهدی، مجموعه آثار مهندس بازرگان، ج۸، ص۲۵۰-۲۵۸.</ref> و [[غفلت]] از آموزههایی مانند [[مبارزه]] و [[جهاد]] در | در دوران معاصر و با شکلگیری مکاتب [[کمونیستی]]، [[لیبرالیستی]] و مادیگرایانه و مانند آن، [[روشنفکران]] و [[دانشمندان]] [[ایرانی]]، باب دیگری از [[اندیشه]] را [[تجربه]] کردند<ref>خسروپناه، عبدالحسین، آسیبشناسی جامعه دینی، ص۶۵.</ref>. برخی از این [[اندیشمندان]] ریشه [[انحطاط]] مسلمانان را شرایط [[فرهنگی]] و [[معرفتی]] و نوع نگاه به مبانی و [[آموزههای اسلام]] و تفکیک میان [[دین]] و [[دنیا]] دانستهاند<ref>بازرگان، مهدی، مجموعه آثار مهندس بازرگان، ج۸، ص۲۵۰-۲۵۸.</ref> و [[غفلت]] از آموزههایی مانند [[مبارزه]] و [[جهاد]] در اسلام را سبب توجه به مکاتب کمونیستی و [[ماتریالیستی]] برای پیدا کردن [[راه و رسم]] مبارزه برشمردهاند<ref>بازرگان، مهدی، مجموعه آثار مهندس بازرگان، ج۸، ص۳۰۹. </ref>. | ||
اصطلاح التقاط در [[ادبیات]] [[علمی]]، | اصطلاح التقاط در [[ادبیات]] [[علمی]]، [[فلسفی]] و فرهنگی ـ [[اجتماعی]] معاصر، پیشینهای حدود نیم [[قرن]] دارد و اصطلاح «[[مکتب التقاطی]]» و «[[التقاط فکری]]» در دهه پنجاه [[هجری شمسی]] در ادبیات [[فکری]] [[سیاسی]] ایران رواج یافت<ref>اکبری جدی، صابر، تبارشناسی جریان التقاط در مطالعات تفسیری معاصر ایران، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>. | ||
گروههای التقاطی مدعی رویکرد دینی و مذهبی با ارائه دیدگاههای تند و [[افراطی]] از [[اسلام]] و [[قرآن]] در صدد جذب [[جوانان]] و دانشگاهیان برمیآیند. برخی از مهمترین ویژگیهای آنان، [[تفسیر به رأی]] و [[تفسیر بدعتگونه از | گروههای التقاطی مدعی رویکرد [[دینی]] و مذهبی با ارائه دیدگاههای تند و [[افراطی]] از [[اسلام]] و [[قرآن]] در صدد جذب [[جوانان]] و [[دانشگاهیان]] برمیآیند. برخی از مهمترین ویژگیهای آنان، [[تفسیر به رأی]] و [[تفسیر]] بدعتگونه از قرآن، [[نهج البلاغه]] و [[صحیفه سجادیه]] است. این گروهها با بهرهگیری از [[احساس]] [[وظیفه]] عمومی در مورد گسترش قرائت مبارزهجویانه از [[دین]]، تلاش میکنند با [[ادبیات سیاسی]] ـ مذهبی و با نگاهی التقاطی و متأثر از مکتبها یا نحلههای [[بیگانه]] [[فلسفی]] و ایدئولوژیک، به تجزیه و تحلیل مسائل مذهبی بپردازند<ref>روزی طلب، محمد حسن، ترکیب التقاط و ترور، ص۲۸-۲۹.</ref>.<ref>[[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص۱۷۴.</ref> | ||
== التقاط از نگاه [[اسلامی]] == | == التقاط از نگاه [[اسلامی]] == | ||