←حکمت پذیرش آتش بس
(←مقدمه) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
# در برخی آیات، عنوان "[[میثاق]] و [[معاهده]]" آمده است. در آیه {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید سپس چیزی از (پیمان) شما نکاستهاند و در برابر شما از کسی پشتیبانی نکردهاند؛ پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید؛ بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۴.</ref> از محترم شمردن [[پیمان]] [[مشرکان]] که تعهّدشان را نشکستند، [[سخن]] به میان آمده. و در آیه {{متن قرآن|وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«آنها دوست میدارند چنان که خود کافر شدند شما (نیز) کافر میشدید تا با ایشان یگانه میبودید پس هیچیک از آنان را دوست مگیرید تا در راه خداوند هجرت کنند و اگر رویگردان شدند هر کجا آنان را یافتید بگیرید و بکشید و از ایشان یار و یاوری مگیرید» سوره نساء، آیه ۸۹.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا}}<ref>«مگر آنان را که با گروهی وابستگی دارند که میان شما و ایشان پیمانی است یا آنکه با دلتنگی از نبرد با شما و یا نبرد با قوم خویش، نزد شما آمدهاند- و اگر خداوند میخواست آنان را بر شما چیرگی میداد و با شما به نبرد میپرداختند- باری، اگر اینان از شما کنارهجویی کردند و با شما نبرد نکردند و از در سازش درآمدند، خداوند برای شما (در تجاوز) بر آنان راهی ننهاده است» سوره نساء، آیه ۹۰.</ref> از [[همپیمانان]] [[مشرکان]] [[سخن]] گفته و اینکه [[مسلمانان]] با آنها [[صلح]] و [[مدارا]] داشته باشند. در این [[آیات]]، از مفاد [[پیمان]]، [[گفتوگو]] نشده؛ امّا چنانکه بسیاری از [[مفسّران]] گفتهاند، مقصود، پیمانی است که براساس آن، افزون بر سایر مواد پیمان، [[نبرد]] بین دو طرفِ [[معاهده]] نیز برای مدّتی متروک اعلام شده است.<ref>جامعالبیان، مج۴، ج ۵، ص۲۶۸؛ مجمعالبیان، ج ۵، ص ۹ و ۱۰.</ref> | # در برخی آیات، عنوان "[[میثاق]] و [[معاهده]]" آمده است. در آیه {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید سپس چیزی از (پیمان) شما نکاستهاند و در برابر شما از کسی پشتیبانی نکردهاند؛ پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید؛ بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۴.</ref> از محترم شمردن [[پیمان]] [[مشرکان]] که تعهّدشان را نشکستند، [[سخن]] به میان آمده. و در آیه {{متن قرآن|وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«آنها دوست میدارند چنان که خود کافر شدند شما (نیز) کافر میشدید تا با ایشان یگانه میبودید پس هیچیک از آنان را دوست مگیرید تا در راه خداوند هجرت کنند و اگر رویگردان شدند هر کجا آنان را یافتید بگیرید و بکشید و از ایشان یار و یاوری مگیرید» سوره نساء، آیه ۸۹.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا}}<ref>«مگر آنان را که با گروهی وابستگی دارند که میان شما و ایشان پیمانی است یا آنکه با دلتنگی از نبرد با شما و یا نبرد با قوم خویش، نزد شما آمدهاند- و اگر خداوند میخواست آنان را بر شما چیرگی میداد و با شما به نبرد میپرداختند- باری، اگر اینان از شما کنارهجویی کردند و با شما نبرد نکردند و از در سازش درآمدند، خداوند برای شما (در تجاوز) بر آنان راهی ننهاده است» سوره نساء، آیه ۹۰.</ref> از [[همپیمانان]] [[مشرکان]] [[سخن]] گفته و اینکه [[مسلمانان]] با آنها [[صلح]] و [[مدارا]] داشته باشند. در این [[آیات]]، از مفاد [[پیمان]]، [[گفتوگو]] نشده؛ امّا چنانکه بسیاری از [[مفسّران]] گفتهاند، مقصود، پیمانی است که براساس آن، افزون بر سایر مواد پیمان، [[نبرد]] بین دو طرفِ [[معاهده]] نیز برای مدّتی متروک اعلام شده است.<ref>جامعالبیان، مج۴، ج ۵، ص۲۶۸؛ مجمعالبیان، ج ۵، ص ۹ و ۱۰.</ref> | ||
# در برخی آیات، [[مسجدالحرام]] و [[ماههای حرام]]، مکان و زمانهایی که [[شایسته]] [[متارکه جنگ]] است، دانسته شده و از مسلمانان خواسته شده که ضمن پایبندی به معاهده [[آتشبس]]، فقط زمانی به [[جنگ]] [[اقدام]] کنند که مشرکان این پیمان را نقض کرده، [[حرمت]] مسجدالحرام و ماههای [[حرام]] را شکسته، به جنگ برخیزند؛ نظیر [[آیه]]: {{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنیها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> در آیات {{متن قرآن|وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و هر جا بر آنان دست یافتید، بکشیدشان و از همانجا که بیرونتان راندند بیرونشان برانید و (بدانید که) آشوب (شرک) از کشتار بدتر است و نزد مسجد الحرام با آنان به کارزار نیاغازید مگر در آنجا با شما به جنگ برخیزند در آن صورت اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید که سزای کافران همین است» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref> و {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref> همین معنا با مقداری تفاوت آمده است<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]]، [[آتشبس - نصیری (مقاله)| مقاله «آتشبس»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱.</ref>. | # در برخی آیات، [[مسجدالحرام]] و [[ماههای حرام]]، مکان و زمانهایی که [[شایسته]] [[متارکه جنگ]] است، دانسته شده و از مسلمانان خواسته شده که ضمن پایبندی به معاهده [[آتشبس]]، فقط زمانی به [[جنگ]] [[اقدام]] کنند که مشرکان این پیمان را نقض کرده، [[حرمت]] مسجدالحرام و ماههای [[حرام]] را شکسته، به جنگ برخیزند؛ نظیر [[آیه]]: {{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنیها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> در آیات {{متن قرآن|وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و هر جا بر آنان دست یافتید، بکشیدشان و از همانجا که بیرونتان راندند بیرونشان برانید و (بدانید که) آشوب (شرک) از کشتار بدتر است و نزد مسجد الحرام با آنان به کارزار نیاغازید مگر در آنجا با شما به جنگ برخیزند در آن صورت اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید که سزای کافران همین است» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref> و {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref> همین معنا با مقداری تفاوت آمده است<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]]، [[آتشبس - نصیری (مقاله)| مقاله «آتشبس»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱.</ref>. | ||
== اهمیت آتش بس و صلح == | |||
اصل در [[زندگی اجتماعی]]، [[صلح]] و [[آشتی]] است و [[جنگ]] و [[ستیز]] تنها یک [[ضرورت]] [[دفاعی]] است و به محض اینکه [[دشمن]] درخواست [[صلح]] و [[آشتی]] کرد باید آن را پذیرفت مگر اینکه در پشت عنوان [[صلح]]، [[توطئه]] و نقشه جدیدی برای نابودی [[مسلمانها]] نهفته باشد که در آن صورت، [[مسلمانان]] مشمول این [[آیه]] میشوند که: {{متن قرآن|فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ}}<ref>«پس، سستی نکنید و (دشمنان را) به سازش فرا مخوانید در حالی که شما برترید و خداوند با شماست و هرگز از (پاداش) کردارهایتان نمیکاهد» سوره محمد، آیه ۳۵.</ref>. | |||
[[صلح]] واقعی آن است که [[عزت]] و [[شرافت]] و [[جان]] و [[مال]] [[مسلمانها]] در آن و به واسطه آن، خدشه نبیند و به [[خواری]] و زیونی آنان منتهی نشود. اینجاست که [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا}}<ref>«اگر اینان از شما کنارهجویی کردند و با شما نبرد نکردند و از در سازش درآمدند، خداوند برای شما (در تجاوز) بر آنان راهی ننهاده است» سوره نساء، آیه ۹۰.</ref> | |||
روشن است که [[مصلحت]] [[صلح]] و [[مسالمت]]، امری [[فطری]] و وجدانی، و [[پیامبر اسلام]] {{صل}} که همیشه طالب [[صلح]] بود از [[جنگ]] [[نهی]] و [[پرهیز]] مینمود. از اینرو، زمانی که [[پیامبر]] {{صل}} [[مشرکان]] [[مکه]] را از [[جنگ]] برحذر داشت و به [[صلح]] [[دعوت]] کرد، [[حکیم بن حزام]] پسر [[برادر]] [[خدیجه بنت خویلد|خدیجه بنت خُویلد]] که در اردوی [[مشرکان]] بود و بعد [[مسلمان]] شد، چون سخن آن [[حضرت]] را شنید، گفت: [[محمد]] پیشنهادی منصفانه کرد و لازم است آن را بپذیرید. به [[خدا]] قسم، بعد از این پیشنهاد منصفانه، که او کرد اگر شما بجنگید بر وی [[پیروز]] نخواهید شد<ref>مغازی، ج۱، ص۶۱.</ref>. در واقع این ندای [[وجدان]] و [[فطرت]] این [[مرد]] [[مشرک]] است که چنین میگوید که [[صلحطلبی]] پیشوای [[اسلام]] امری مطلوب و [[محبوب]] و [[مخالفت]] با آن، [[ظلم]] و [[تجاوز]] است که فرجامی بد دارد و به [[شکست]] میانجامد. | |||
[[جنگ]]، حالتی [[اضطراری]] است و پس از تهاجم [[دشمن]] [[ضرورت]] پیدا میکند، ولی پس از [[درهم]] شکستن و دفع تهاجم او، دیگر [[ضرورت]] ندارد که همچنان ادامه یابد و [[قرآن]] هم فرموده است: {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد» سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref>. [[آیه]] دیگر میفرماید: {{متن قرآن|فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ}}<ref>«اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref>. | |||
[[قرآن]] صریحاً [[جنگ]] را به تهاجم [[دشمن]] مشروط میکند. [[بدیهی]] است اینکه در [[آیه]] برای [[جنگیدن]] [[غایت]] و پایان ذکر شده به این معناست که وقتی [[فتنه]] و [[شرّ]] [[دشمن]] رفع شد دیگر [[جنگیدن]] مجاز نیست. اگر [[دشمن]] در کشاکش [[جنگ]] متمایل به [[صلح]] شد - با مطالعه همهجانبه - باید آن را پذیرفت؛ چون در [[اسلام]]، [[صلح]] و [[آشتی]] یک اصل زیربنایی در [[روابط اجتماعی]] است که باید در پی آن بود و در به وجود آوردن و [[حفظ]] آن کوشید و [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا}}<ref>«و اگر به سازش گرایند، تو نیز بدان گرای» سوره انفال، آیه ۶۱.</ref> دقیقاً اشاره به همین معنا دارد که [[صلح]] و [[زندگی]] [[مسالمتآمیز]] [[طبیعت]] اصلی [[جوامع انسانی]] است و باید در [[حفظ]] آن کوشید و [[جامعه]] را از [[بیماری]] [[اجتماعی]] و [[ستیز]] [[نجات]] داد و [[سلامت]] را به آن بازگرداند<ref>جهاد در اسلام، ص۱۸.</ref>. | |||
[[صلح]] و [[آشتی]] نه تنها امری مطلوب و مطابق با [[فطرت سالم]] [[انسانی]] است، بلکه [[نیکی]] کردن به [[کافران]] غیر حربی و بیآزار هم در [[قرآن]] تجویز شده است: {{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکردهاند و شما را از خانههایتان بیرون نراندهاند باز نمیدارد؛ بیگمان خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref>. | |||
این [[آیه]] که تلویحاً به [[خوشرفتاری]] و [[خیرخواهی]] درباره [[کفّار]] غیر مزاحم و [[رفتار عادلانه]] با آنان [[دعوت]] میکند، حاکی از این است که [[اسلام]] میخواهد [[روح]] [[صفا]] و [[خیرخواهی]] و [[احترام]] به [[انسان]] را در [[مسلمانان]] بدمد و [[قلب]] همه [[انسانها]] را با هم [[مهربان]] کند و زمینه [[صلح]] [[اجتماعی]] را فراهم سازد و این شاهدی است بر اینکه [[صلح]] از نظر [[اسلام]] یک اصل زیربنایی و بنیادی است که همه [[مسلمانان]] باید در راه آن حرکت کنند. تنها در صورتی که [[کفّار]] به [[مسلمانان]] حمله نظامی کرده، آنان را از سرزمینشان برانند از [[دوستی کردن]] با آنان [[نهی]] شده است، زیرا [[دوستی]] در چنین شرایطی سبب میشود که [[کفّار]] در [[جامعه اسلامی]] [[نفوذ]] کرده و ضربههای سنگینی وارد کنند. | |||
[[صلح]] و [[آشتی]] هرچند مؤقت هم باشد، امری مطلوب است، زیرا دستکم [[مسلمانان]] در آن حال به تجدید قوا میپردازند و [[فرصت]] بیشتر و بهتری برای [[مدیریت]] [[جنگ]] دراز مدت - در صورتی که [[دشمن]] [[جنگ]] را ادامه بدهد - پیدا میکنند و حتی در این مدت میتوانند کار [[تبلیغی]] و [[فرهنگی]] مناسبی برای آن دسته که آلت دست [[دشمن]] واقع شده و سیاهی [[لشکر]] آنان شده یا میشوند، انجام دهند و زمینه [[آگاهی]] کامل آنان را فراهم آورند که به [[اسلام]] [[گرایش]] پیدا کنند و با [[حق]] و [[حقیقت]] نستیزند. در [[صلح حدیبیه]] نیز، شرایطی پیش آمد که [[کافران]] و [[مشرکان]] با [[منطق]] [[اسلام]] و [[مسلمانان]] تا حدودی آشنا شدند و همین امر به نزدیک شدن آنان به [[اسلام]] کمک کرد که پس از [[فتح مکه]] به آسانی به [[اسلام]] [[گرایش]] یافته و از صمیم [[قلب]]، [[پیامبر اسلام]] را بپذیرند و [[ایمان]] آورند. شرح [[صدر اسلام]] تا آنجاست که میفرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند» سوره توبه، آیه ۶.</ref>. این امر نشان میدهد که [[اسلام]] برای فروکش کردن [[جنگ]]، هرچند برای مدتی کوتاه که عنوان [[آتشبس]] دارد، میخواهد [[فرهنگسازی]] کند و [[حقیقت]] [[دین]] و [[تعالیم]] آن را برای [[مردم]] روشن و آشکار گرداند. | |||
[[مسلمانان]] پس از انعقاد قرار [[آتشبس]]، موظف به [[حفظ]] آن هستند و به [[حکم]] {{متن قرآن|أَوْفُوا بِالْعُقُودِ}}<ref>«به پیمانها وفا کنید» سوره مائده، آیه ۱.</ref> نباید [[پیمان]] را تا وقتی که [[دشمن]] آن را محترم شمرده و به آن پایبند مانده بشکنند: {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید سپس چیزی از (پیمان) شما نکاستهاند و در برابر شما از کسی پشتیبانی نکردهاند؛ پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید؛ بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۴.</ref> | |||
کلماتِ "[[صلح]]" و "[[سلم]]" از کلمات کلیدی [[قرآن]] محسوب میشود که با توجّه به کلمات "[[قتال]]" و "[[جهاد]]" طیف وسیعی از مفاهیم و شرایط [[جنگ]] و [[صلح]] در [[قرآن]] را نشان میدهد. این حوزه معنایی، مبتنی بر اصول [[توحید]] و [[ترویج]] [[شریعت]] و توجه به [[معاد]] و عالم پس از [[مرگ]] است. | |||
نتیجه نهایی اینکه اصل در زندگانی "[[صلح]] و [[آشتی]]" و "[[زندگی]] مسالمتآمیز" است و برای تحقق آن باید تمام تلاش و کوشش را به کار برد، ولی [[جنگ]] و [[ستیز]] تنها به عنوان دفع تهاجم [[دشمن]] است و هرگاه [[دشمن]] تن به [[آشتی]] و [[آتشبس]] داد، باید پذیرفت و از [[فرصت]] به دست آمده دوران [[صلح]]، باید نهایت استفاده را برای [[آگاهی]] دادن به [[مخالفان]] نمود تا آنان با دریافت حقایق [[دین]] از هرگونه [[انحرافی]] باز ایستند و [[تسلیم]] [[خدای یکتا]] گردند و دست از [[تجاوز]] و [[ناامنی]] بردارند و در سایه [[تعالیم]] حیاتبخش [[اسلام]]، زندگانی شرافتمندانهای را آغاز نمایند و برای [[سعادت]] [[آخرت]] خویش، [[برنامههای آسمانی]] [[قرآن]] را دستورالعمل خویش قرار دهند<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[آتشبس - کوشا (مقاله)|آتشبس]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۲۶-۲۷.</ref>. | |||
== [[حکمت]] پذیرش [[آتش بس]] == | == [[حکمت]] پذیرش [[آتش بس]] == | ||