بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
'''پاسخ:''' | '''پاسخ:''' | ||
# اولاٌ به منابع یهود که نظر میکنیم میبینیم انبیا به بدترین گناهان متهم شدهاند، مثل [[دروغگویی]]، زنا و [[قتل]] و جالب اینکه یهودیان در انتساب این اتهامات به انبیا، فرقی میان انبیای الهی نگذاشتهاند. بر این اساس اصلاً یهودیها [[اعتقادی]] به [[عصمت انبیا]] نداشتهاند تا بخواهند آن را در میان مسلمین انتشار دهند. | # اولاٌ به منابع یهود که نظر میکنیم میبینیم انبیا به بدترین گناهان متهم شدهاند، مثل [[دروغگویی]]، زنا و [[قتل]] و جالب اینکه یهودیان در انتساب این اتهامات به انبیا، فرقی میان انبیای الهی نگذاشتهاند. بر این اساس اصلاً یهودیها [[اعتقادی]] به [[عصمت انبیا]] نداشتهاند تا بخواهند آن را در میان مسلمین انتشار دهند. | ||
# ثانیاً دایره اعتقاد به عصمت در نصاری هم در محدودۀ عصمت [[حضرت مسیح]] {{ع}} و نویسندگان کتاب مقدس است و آنها یا اعتقادی به عصمت سایر انبیا ندارند و یا اینکه لااقل آن را اظهار نمیکنند، لذا اعتقاد به عصمت در مسلمین نمیتواند زاییده اندیشه مسیحیت باشد<ref>الهدی إلی دین المصطفی، ج۱ (مقارنة الادیان الیهودیه)، ص۱۹۱ و ۲۳۱؛ الالهیات (سبحانی)، ج۳، ص۱۶۳؛ پژوهشی در عصمت | # ثانیاً دایره اعتقاد به عصمت در نصاری هم در محدودۀ عصمت [[حضرت مسیح]] {{ع}} و نویسندگان کتاب مقدس است و آنها یا اعتقادی به عصمت سایر انبیا ندارند و یا اینکه لااقل آن را اظهار نمیکنند، لذا اعتقاد به عصمت در مسلمین نمیتواند زاییده اندیشه مسیحیت باشد<ref>الهدی إلی دین المصطفی، ج۱ (مقارنة الادیان الیهودیه)، ص۱۹۱ و ۲۳۱؛ الالهیات (سبحانی)، ج۳، ص۱۶۳؛ [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]، ص۸۴.</ref>. | ||
# نتیجه اینکه اعتقاد به عصمت انبیا و امامان{{ع}} مأخوذ از [[قرآن]] و [[سنت]] و [[عقل]] در مسلمین است، نه غیر آن<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]]، ص۲۶۸.</ref>. | # نتیجه اینکه اعتقاد به عصمت انبیا و امامان{{ع}} مأخوذ از [[قرآن]] و [[سنت]] و [[عقل]] در مسلمین است، نه غیر آن<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]]، ص۲۶۸.</ref>. | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
'''پاسخ''' | '''پاسخ''' | ||
# زمانی که [[اندیشه]] [[عصمت]] در [[شیعه]] اوج گرفت، هنوز [[صوفیه]] به وجود نیامده بود، لذا اگر اقتباسی هم باشد باید صوفیه از شیعه اقتباس کرده باشند نه بالعکس. همانطور که در رساله قشیریه آمده است، برخی از متصوفه عصمت را از [[انبیا]] و [[امامان]] [[نفی]] میکنند، در حالی که برای [[رهبران]] خود مقامی بالاتر از عصمت قائلاند و آن، مرتبه اتصال به [[خداوند تعالی]] و رسیدن به مقام [[اتحاد]] با اوست<ref>هاشم حسنی، تصوّف و تشیع، ص۱۲۳؛ ابوالقاسم قشیری، رساله قشیریه، ص۱۶۰؛ پژوهشی در عصمت | # زمانی که [[اندیشه]] [[عصمت]] در [[شیعه]] اوج گرفت، هنوز [[صوفیه]] به وجود نیامده بود، لذا اگر اقتباسی هم باشد باید صوفیه از شیعه اقتباس کرده باشند نه بالعکس. همانطور که در رساله قشیریه آمده است، برخی از متصوفه عصمت را از [[انبیا]] و [[امامان]] [[نفی]] میکنند، در حالی که برای [[رهبران]] خود مقامی بالاتر از عصمت قائلاند و آن، مرتبه اتصال به [[خداوند تعالی]] و رسیدن به مقام [[اتحاد]] با اوست<ref>هاشم حسنی، تصوّف و تشیع، ص۱۲۳؛ ابوالقاسم قشیری، رساله قشیریه، ص۱۶۰؛ [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]، ص۸۶-۸۷.</ref>. بنابراین از حیث [[تاریخی]] شیعه مقدم است، لذا نمیتواند از صوفیه [[اعتقادی]] را اخذ کند. | ||
# بعضی از گروههای صوفیه از دیدگاه شیعه جزء [[غالیان]] شمرده میشوند که مطرود [[ائمه اطهار]] {{عم}} هستند، لذا این [[شبهه]] از اساس [[باطل]] است<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]]، ص۲۷۰.</ref>. | # بعضی از گروههای صوفیه از دیدگاه شیعه جزء [[غالیان]] شمرده میشوند که مطرود [[ائمه اطهار]] {{عم}} هستند، لذا این [[شبهه]] از اساس [[باطل]] است<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]]، ص۲۷۰.</ref>. | ||
| خط ۱۹۶: | خط ۱۹۶: | ||
در این دو [[آیه]] به دو نکته اشاره شده است؛ یکی حسن انتخاب و [[پاکی]] و [[طهارت]] انبیا و دیگری هدایتهای [[الهی]] که با الهام حاصل میشود و تمام توجه آنها را به سوی [[توحید]] و [[معاد]] میکشاند. | در این دو [[آیه]] به دو نکته اشاره شده است؛ یکی حسن انتخاب و [[پاکی]] و [[طهارت]] انبیا و دیگری هدایتهای [[الهی]] که با الهام حاصل میشود و تمام توجه آنها را به سوی [[توحید]] و [[معاد]] میکشاند. | ||
در روایتی از [[امام باقر]] {{ع}} نیز آمده است: “زمانی که [[خدای متعال]] حسن نیتی را از کسی ببیند، عصمت را با او همراه میکند”<ref>{{متن حدیث|إِذَا عَلِمَ اللَّهُ تَعَالَى حُسْنَ نِيَّةٍ مِنْ أَحَدٍ اكْتَنَفَهُ بِالْعِصْمَةِ}}؛ بحار الانوار، ج۷۸، ص۱۸۸.</ref>. در [[دعای ندبه]] هم به همین مضمون اشاره شده که آنها که با [[خدا]] [[پیمان]] میبندند، خداوند از [[آینده]] آنها میداند و آنها را از عنایتها و کرامتهای خویش که از جمله [[نزول]] [[ملائکه]] و [[وحی]] است بهرهمند میکند<ref>ر.ک: دعای ندبه: {{متن حدیث|وَ أَهْبَطْتَ عَلَيْهِمْ مَلَائِكَتَكَ...}}.</ref>. از اینرو باید توجه داشت که [[حسن]] [[انتخاب]] [[معصومین]] به عنوان شرط متأخّر است<ref>فلسفه وحی و نبوت، ص۲۲۰؛ پژوهشی در عصمت | در روایتی از [[امام باقر]] {{ع}} نیز آمده است: “زمانی که [[خدای متعال]] حسن نیتی را از کسی ببیند، عصمت را با او همراه میکند”<ref>{{متن حدیث|إِذَا عَلِمَ اللَّهُ تَعَالَى حُسْنَ نِيَّةٍ مِنْ أَحَدٍ اكْتَنَفَهُ بِالْعِصْمَةِ}}؛ بحار الانوار، ج۷۸، ص۱۸۸.</ref>. در [[دعای ندبه]] هم به همین مضمون اشاره شده که آنها که با [[خدا]] [[پیمان]] میبندند، خداوند از [[آینده]] آنها میداند و آنها را از عنایتها و کرامتهای خویش که از جمله [[نزول]] [[ملائکه]] و [[وحی]] است بهرهمند میکند<ref>ر.ک: دعای ندبه: {{متن حدیث|وَ أَهْبَطْتَ عَلَيْهِمْ مَلَائِكَتَكَ...}}.</ref>. از اینرو باید توجه داشت که [[حسن]] [[انتخاب]] [[معصومین]] به عنوان شرط متأخّر است<ref>فلسفه وحی و نبوت، ص۲۲۰؛ [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]، ص۷۱.</ref>. | ||
این نکته در میان افراد عادی [[اجتماع]] خودمان کاملاً روشن است؛ بدین معنا که میبینیم بعضی از [[کودکان]] از بدو [[زندگی]] از [[گناه]] دوری میکنند، لکن بعضی از کودکان از همان ابتدا در گناه و بدی غوطهورند و در بزرگسالی هم [[گرایش]] به [[انحراف]] و [[فساد]] دارند. این گرایشهای دوگانه به خاطر عوامل [[خانوادگی]] و [[تربیت]] و [[طهارت]] رحم و اصلاب و حسن انتخاب خود [[کودک]] است. | این نکته در میان افراد عادی [[اجتماع]] خودمان کاملاً روشن است؛ بدین معنا که میبینیم بعضی از [[کودکان]] از بدو [[زندگی]] از [[گناه]] دوری میکنند، لکن بعضی از کودکان از همان ابتدا در گناه و بدی غوطهورند و در بزرگسالی هم [[گرایش]] به [[انحراف]] و [[فساد]] دارند. این گرایشهای دوگانه به خاطر عوامل [[خانوادگی]] و [[تربیت]] و [[طهارت]] رحم و اصلاب و حسن انتخاب خود [[کودک]] است. | ||