مثل در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۴۴۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ آوریل ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۲۹: خط ۲۹:


==مثل در دانشنامه معاصر قرآن کریم==
==مثل در دانشنامه معاصر قرآن کریم==
«مَثل» در لغت به معانی متعددی چون: صفت، شبیه، نظیر، [[عبرت]]، [[پند]]، [[برهان]]، مطلق سخن و [[حدیث]]، نشانه و علامت و... آمده و جمع آن «أمثال» است و هر دو صورت مفرد و جمع این واژه در [[قرآن کریم]] کاربرد دارد {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ}}<ref>«چگونگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده‌اند، (این است که) نهرها از بن آن جاری است، میوه‌ها و سایه‌هایش ماندنی است، این فرجام پرهیزگاران است و فرجام کافران دوزخ است» سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ}}<ref>«و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم و آنها را جز دانشوران درنمی‌یابند» سوره عنکبوت، آیه ۴۳.</ref>. البته ۷ [[آیه]] از سوره‌های (انعام/۳۸، ۱۶۰؛ [[اعراف]] /۱۹۴؛ [[محمد]]/ ۱۰، ۳۸؛ واقعه /۲۳، ۶۱) لفظ «أمثال» در آنها جمع «مِثل» می‌باشد. برخی [[محققان]] معتقدند که ریشه «مَثل» [[سامی]] است،؛ چراکه در تمام زبان‌های منشعب از آن وجود دارد و در تمامی آنها به معنای [[تشبیه]] و [[موازنه]] است. گروهی مانند عبدالمجید [[عابدین]] این نظریه را رد کرده و بر این باورند که لفظ «مثل» در متون [[عبری]] قدیم به معنای [[حُکم]] و [[سیادت]] بوده به لحاظ این که در [[عربی]] «حُکم» بر معنای [[حکم]] و سیادت اطلاق گردیده، در نتیجه کلمه «مَثل» فقط به معنای تشبیه است.
«مَثل» در لغت به معانی متعددی چون: صفت، شبیه، نظیر، [[عبرت]]، [[پند]]، [[برهان]]، مطلق سخن و [[حدیث]]، نشانه و علامت و... آمده و جمع آن «أمثال» است و هر دو صورت مفرد و جمع این واژه در [[قرآن کریم]] کاربرد دارد {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ}}<ref>«چگونگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده‌اند، (این است که) نهرها از بن آن جاری است، میوه‌ها و سایه‌هایش ماندنی است، این فرجام پرهیزگاران است و فرجام کافران دوزخ است» سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ}}<ref>«و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم و آنها را جز دانشوران درنمی‌یابند» سوره عنکبوت، آیه ۴۳.</ref>. البته ۷ [[آیه]] از سوره‌های {{متن قرآن|وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ}}<ref>«و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست و نیز هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود می‌پرد، جز اینکه گروه‌هایی همچون شما هستند؛ ما در این کتاب، هیچ چیز را فرو نگذاشته‌ایم، سپس (همه) به سوی پروردگارشان گرد آورده می‌شوند» سوره انعام، آیه ۳۸.</ref>،  {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«کسانی که نیکی  آورند ده برابر آن (پاداش) دارند و کسانی که بدی آورند جز همانند آن کیفر نمی‌بینند و به آنان ستم نخواهد شد» سوره انعام، آیه ۱۶۰.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«بی‌گمان کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید بندگانی چون خود شمایند؛ بخوانیدشان! پس اگر راست می‌گویید باید به شما پاسخ دهند» سوره اعراف، آیه ۱۹۴.</ref>، {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا}}<ref>«پس آیا در زمین نگشته‌اند تا بنگرند که سرانجام پیشینیان آنان چگونه بوده است؟ خداوند آنان را از میان برداشت و کافران را (نیز سرانجامی) همانند آنان است» سوره محمد، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ}}<ref>«هان! این شمایید که فرا خوانده می‌شوید تا در راه خداوند هزینه کنید، آنگاه برخی از شما تنگ‌چشمی می‌ورزند و هر که تنگ‌چشمی بورزد به زیان خود تنگ‌چشمی ورزیده است و خداوند بی‌نیاز است و شما نیازمندید و اگر روی بگردانید گروهی دیگر را جانشین می‌گرداند سپس آنان» سوره محمد، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ}}<ref>«همانند مروارید فرو پوشیده» سوره واقعه، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|عَلَى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنْشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«که همگونه‌هایتان را جایگزین شما گردانیم و شما را در آنچه نمی‌دانید، باز آفرینیم» سوره واقعه، آیه ۶۱.</ref>
 
لفظ «أمثال» در آنها جمع «مِثل» می‌باشد. برخی [[محققان]] معتقدند که ریشه «مَثل» [[سامی]] است؛ چراکه در تمام زبان‌های منشعب از آن وجود دارد و در تمامی آنها به معنای [[تشبیه]] و [[موازنه]] است. گروهی مانند عبدالمجید [[عابدین]] این نظریه را رد کرده و بر این باورند که لفظ «مثل» در متون [[عبری]] قدیم به معنای [[حُکم]] و [[سیادت]] بوده به لحاظ این که در [[عربی]] «حُکم» بر معنای [[حکم]] و سیادت اطلاق گردیده، در نتیجه کلمه «مَثل» فقط به معنای تشبیه است.
 
[[دانشمندان]] در تعریف «مثل» بیانات گوناگون کرده‌اند؛ از جمله گفته‌اند: «مثل» عبارت است از تشیبه امری یا چیزی به چیز دیگر تا از آن فایده‌ای [[معنوی]] به دست آید. به عبارت دیگر، مثل جمله‌ای است که از اصل خودش جدا شده، در میان [[مردم]] [[مقبولیت]] یافته و زبانزد خاص و عام شده، یا از موضع خود که در آن گفته شده به تمام مواضعی که شبیه آن است منتقل گردیده و بدون هیچ [[تغییر]] لفظی، برای [[مذکر]] و مؤنث و مفرد و جمع، از آن استفاده می‌شود.
[[دانشمندان]] در تعریف «مثل» بیانات گوناگون کرده‌اند؛ از جمله گفته‌اند: «مثل» عبارت است از تشیبه امری یا چیزی به چیز دیگر تا از آن فایده‌ای [[معنوی]] به دست آید. به عبارت دیگر، مثل جمله‌ای است که از اصل خودش جدا شده، در میان [[مردم]] [[مقبولیت]] یافته و زبانزد خاص و عام شده، یا از موضع خود که در آن گفته شده به تمام مواضعی که شبیه آن است منتقل گردیده و بدون هیچ [[تغییر]] لفظی، برای [[مذکر]] و مؤنث و مفرد و جمع، از آن استفاده می‌شود.
از دیدگاه میدانی و [[مبرّد]]«[[مَثَل]]» قولی سائر و مشهور است که در آن، حال امر دوم به امراول تشبیه می‌شود و اصل و اساس در آن، [[تشبیه]] است. [[عسکری]] نیز «مثل» را نوعی [[حکمت]] معرفی می‌کند که به اقتضای مناسبت، در امری واقع وارد می‌شود، سپس مردم آن را در وقایعی دیگر شبیه آن متداول می‌کنند، بدون تغییر در الفاظ و ساختار آن و لذا شیوع و فراوانی کاربرد در زبان مردم، از خصوصیات بارز «مثل» است.
از دیدگاه میدانی و [[مبرّد]] «[[مَثَل]]» قولی سائر و مشهور است که در آن، حال امر دوم به امراول تشبیه می‌شود و اصل و اساس در آن، [[تشبیه]] است. [[عسکری]] نیز «مثل» را نوعی [[حکمت]] معرفی می‌کند که به اقتضای مناسبت، در امری واقع وارد می‌شود، سپس مردم آن را در وقایعی دیگر شبیه آن متداول می‌کنند، بدون تغییر در الفاظ و ساختار آن و لذا شیوع و فراوانی کاربرد در زبان مردم، از خصوصیات بارز «مثل» است.
 
یکی از اصول مشترک میان «مثل» و «[[حکمت]]»، رواج و تداول است؛ زیرا در تقسیم حکمت گفته‌اند سخن حِکمی بر دو نوع است، یکی رایج و منتشر میان [[مردم]] و متداول در زبان عموم می‌باشد که مَثل نام دارد، در غیر این صورت، [[سخن]] حکمی است که [[ارزش]] خود را دارد اگرچه رایج نباشد. همین انتشار و تداول باعث شده که «حکمت» اعم از «مثل» باشد؛ یعنی هر مثلی «حکمت» است ولی هرحکمتی «مثل» نیست. میان مثل و حکمت، تفاوت‌هایی نیز، وجود دارد که این دو را تا حدی از هم جدا می‌کند. [[اختلاف]] اصلی میان مثل و حکمت رایج، [[تشبیه]] است. اصل در مثل، تشبیه، ولی در حکمت، [[درک]] معنی و انتقال مفاهیم است. تفاوت دیگر این است که مثل معمولاً به زبان همه مردم جاری می‌شود، اما حکمت، تنها سخن رایج بزرگان و [[حکما]] است. همچنین مثل، دارای دو معنای ظاهری و [[باطنی]] است که معنای ظاهری‌اش همان تشبیهی است که در لفظ مثل است، و معنای باطنی‌اش معنایی است که [[هدایت]] و [[نصیحت]] مخاطب از آن [[استنباط]] می‌شود. در واقع مثل و حکمت، در نتیجه به یک [[هدف]] میرسند که آن، هدایت وعبرت‌گیری شنونده است، ولی یکی با واسطه و دیگری بدون واسطه، طامش «مثل» را در سه نوع قیاسی، [[خرافی]] و موجز تقسیم نموده و بر این [[باور]] است که نوع دوم و سوم فقط در کتاب‌هایی که به قصد جمع‌آوری مثل‌های [[عربی]] تدوین شده‌اند وجود دارد، و نوع اول یعنی «مثل‌های قیاسی» فقط در کتاب‌های [[دینی]] مانند [[قرآن]] و [[انجیل]] موجود است، و در واقع این نوع مثل، زاییده و [[تربیت]] شده آغوش [[ادیان]] است.
یکی از اصول مشترک میان «مثل» و «[[حکمت]]»، رواج و تداول است؛ زیرا در تقسیم حکمت گفته‌اند سخن حِکمی بر دو نوع است، یکی رایج و منتشر میان [[مردم]] و متداول در زبان عموم می‌باشد که مَثل نام دارد، در غیر این صورت، [[سخن]] حکمی است که [[ارزش]] خود را دارد اگرچه رایج نباشد. همین انتشار و تداول باعث شده که «حکمت» اعم از «مثل» باشد؛ یعنی هر مثلی «حکمت» است ولی هرحکمتی «مثل» نیست. میان مثل و حکمت، تفاوت‌هایی نیز، وجود دارد که این دو را تا حدی از هم جدا می‌کند. [[اختلاف]] اصلی میان مثل و حکمت رایج، [[تشبیه]] است. اصل در مثل، تشبیه، ولی در حکمت، [[درک]] معنی و انتقال مفاهیم است. تفاوت دیگر این است که مثل معمولاً به زبان همه مردم جاری می‌شود، اما حکمت، تنها سخن رایج بزرگان و [[حکما]] است. همچنین مثل، دارای دو معنای ظاهری و [[باطنی]] است که معنای ظاهری‌اش همان تشبیهی است که در لفظ مثل است، و معنای باطنی‌اش معنایی است که [[هدایت]] و [[نصیحت]] مخاطب از آن [[استنباط]] می‌شود. در واقع مثل و حکمت، در نتیجه به یک [[هدف]] میرسند که آن، هدایت وعبرت‌گیری شنونده است، ولی یکی با واسطه و دیگری بدون واسطه، طامش «مثل» را در سه نوع قیاسی، [[خرافی]] و موجز تقسیم نموده و بر این [[باور]] است که نوع دوم و سوم فقط در کتاب‌هایی که به قصد جمع‌آوری مثل‌های [[عربی]] تدوین شده‌اند وجود دارد، و نوع اول یعنی «مثل‌های قیاسی» فقط در کتاب‌های [[دینی]] مانند [[قرآن]] و [[انجیل]] موجود است، و در واقع این نوع مثل، زاییده و [[تربیت]] شده آغوش [[ادیان]] است.
در مورد جایگاه مثَل در قرآن، از قول [[رسول خدا]]{{صل}} چنین گزارش شده است: «قرآن بر پنج وجه نازل گردیده است. پس به [[حلال]] آن عمل کنید، از حرامش دوری گزینید، از محکم آن [[پیروی]] کنید، به متشابهش [[ایمان]] آورید و از مثل‌های آن [[عبرت]] بگیرید». [[ابوالحسن]] ماوَردی می‌گوید: «از جمله بزرگ‌ترین دانش‌های [[قرآن]]، [[آگاهی]] از مَثَل‌های آن است و [[مردم]] از آن غافلند،؛ چراکه به [الفاظ] مثل‌ها سرگرم شده و از موارد (و معانی] مثل‌ها [[غفلت]] نموده‌اند».
 
برخی لغویون «مَثل» و «مِثل» را یکسان می‌دانند مانند (شَبَه و شِبه)، [[قرآن کریم]]، مِثل را از [[خداوند متعال]] [[نفی]] می‌کند: {{متن قرآن|لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}}<ref>«چیزی مانند او نیست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref>، اما در مقابل، مَثل را برای او [[اثبات]] می‌نماید: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى}}<ref>«و مثل برتر از آن خداوند است» سوره نحل، آیه ۶۰.</ref>. [[سیوطی]] برخی [[خواص]] [[مَثَل]] را، این گونه برمی‌شمرد، ابراز دقایق مخفی و پرده‌برداری از [[حقایق]]. در مثل زدن، مخالف سرسخت کوبیده می‌شود و نیروی ظاهری شخصی گستاخ درهم میشکند؛ زیرا مثل زدن، در [[دل‌ها]] چنان تأثیری دارد که وصف چیزی به [[تنهایی]] آن تأثیر را ندارد. ضرب المثل، منظور و مقصود اصلی را گزارش می‌کند،؛ چراکه امر پنهان را به آشکار [[تشبیه]] مینماید. گفته شده که مثل بسیار به بیان [[انسان]] مدد میرساند و آن را از آن جهت «مَثل» نامیده‌اند که برای همیشه در [[ذهن]] و خاطر انسان به صورت بارز میماند و نقش میبندد و در نتیجه وی بدان [[تأسی]] نموده و از آن [[پند]] میگیرد، نیز از آن میترسد یا بدان [[امیدوار]] می‌گردد.
در مورد جایگاه مثَل در قرآن، از قول [[رسول خدا]]{{صل}} چنین گزارش شده است: «قرآن بر پنج وجه نازل گردیده است. پس به [[حلال]] آن عمل کنید، از حرامش دوری گزینید، از محکم آن [[پیروی]] کنید، به متشابهش [[ایمان]] آورید و از مثل‌های آن [[عبرت]] بگیرید». [[ابوالحسن ماوردی]] می‌گوید: «از جمله بزرگ‌ترین دانش‌های [[قرآن]]، [[آگاهی]] از مَثَل‌های آن است و [[مردم]] از آن غافلند؛ چراکه به [الفاظ] مثل‌ها سرگرم شده و از موارد (و معانی] مثل‌ها [[غفلت]] نموده‌اند».
در رابطه با موارد و علل ضرب المثل در قرآن، زرکشی موارد استفاده از ضرب المثل را در قرآن امور بسیاری می‌داند از جمله: [[تذکر]] دادن، [[موعظه]]، [[تشویق]] و [[ترغیب]] به کاری، منع از امری، [[عبرت‌گیری]]، [[تقریب]] مقصود به [[عقل]] و تصویر کردن آن به شکل محسوس و...؛ نیز می‌گوید مثل‌های [[قرآنی]] مشتمل است بر بیان تفاوت [[پاداش]]، [[مدح]] و [[ذم]]، [[ثواب و عقاب]]، بزرگ نمودن یا [[تحقیر]] امری و نیز [[حق]] شمردن یا [[باطل]] نمودن آن. خداوند متعال می‌فرماید: {{متن قرآن|وَضَرَبْنَا لَكُمُ الْأَمْثَالَ}}<ref>«و برای شما مثل‌ها زدیم» سوره ابراهیم، آیه ۴۵.</ref>. [[خداوند]] با این گفتار بر ما [[منّت]] نهاده است؛ زیرا که مثل‌های [[قرآنی]] شامل فوائد یاد شده است، و نیز فرموده: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ}}<ref>«و بی‌گمان ما در این قرآن برای مردم هر گونه مثلی زده‌ایم» سوره روم، آیه ۵۸.</ref>. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] متعددی همچون [[آیه]] ۲۵ [[سوره ابراهیم]]: {{متن قرآن|وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُو}}<ref>«و خداوند مثل‌ها را برای مردم می‌زند باشد که پند گیرند» سوره ابراهیم، آیه ۲۵.</ref>، آیه ۲۱ [[سوره حشر]]: {{متن قرآن|وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref> و آیه ۴۳ [[سوره عنکبوت]]: {{متن قرآن|وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ}}<ref>«و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم و آنها را جز دانشوران درنمی‌یابند» سوره عنکبوت، آیه ۴۳.</ref> علت استفاده از مثل را [[تذکر]] و یادآوری [[اندیشیدن]] و [[تفکر]] عالمانه بیان کرده است.
 
برخی لغویون «مَثل» و «مِثل» را یکسان می‌دانند مانند (شَبَه و شِبه)، [[قرآن کریم]]، مِثل را از [[خداوند متعال]] [[نفی]] می‌کند: {{متن قرآن|لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}}<ref>«چیزی مانند او نیست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref>، اما در مقابل، مَثل را برای او [[اثبات]] می‌نماید: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى}}<ref>«و مثل برتر از آن خداوند است» سوره نحل، آیه ۶۰.</ref>. [[سیوطی]] برخی [[خواص]] [[مَثَل]] را، این گونه برمی‌شمرد، ابراز دقایق مخفی و پرده‌برداری از [[حقایق]]. در مثل زدن، مخالف سرسخت کوبیده می‌شود و نیروی ظاهری شخصی گستاخ درهم می‌شکند؛ زیرا مثل زدن، در [[دل‌ها]] چنان تأثیری دارد که وصف چیزی به [[تنهایی]] آن تأثیر را ندارد. ضرب المثل، منظور و مقصود اصلی را گزارش می‌کند،؛ چراکه امر پنهان را به آشکار [[تشبیه]] می‌نماید. گفته شده که مثل بسیار به بیان [[انسان]] مدد می‌رساند و آن را از آن جهت «مَثل» نامیده‌اند که برای همیشه در [[ذهن]] و خاطر انسان به صورت بارز می‌ماند و نقش می‌بندد و در نتیجه وی بدان [[تأسی]] نموده و از آن [[پند]] می‌گیرد، نیز از آن میترسد یا بدان [[امیدوار]] می‌گردد.
 
در رابطه با موارد و علل ضرب المثل در قرآن، [[زرکشی]] موارد استفاده از ضرب المثل را در قرآن امور بسیاری می‌داند از جمله: [[تذکر]] دادن، [[موعظه]]، [[تشویق]] و [[ترغیب]] به کاری، منع از امری، [[عبرت‌گیری]]، [[تقریب]] مقصود به [[عقل]] و تصویر کردن آن به شکل محسوس و...؛ نیز می‌گوید مثل‌های [[قرآنی]] مشتمل است بر بیان تفاوت [[پاداش]]، [[مدح]] و [[ذم]]، [[ثواب و عقاب]]، بزرگ نمودن یا [[تحقیر]] امری و نیز [[حق]] شمردن یا [[باطل]] نمودن آن. خداوند متعال می‌فرماید: {{متن قرآن|وَضَرَبْنَا لَكُمُ الْأَمْثَالَ}}<ref>«و برای شما مثل‌ها زدیم» سوره ابراهیم، آیه ۴۵.</ref>. [[خداوند]] با این گفتار بر ما [[منّت]] نهاده است؛ زیرا که مثل‌های [[قرآنی]] شامل فوائد یاد شده است، و نیز فرموده: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ}}<ref>«و بی‌گمان ما در این قرآن برای مردم هر گونه مثلی زده‌ایم» سوره روم، آیه ۵۸.</ref>. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] متعددی همچون [[آیه]] ۲۵ [[سوره ابراهیم]]: {{متن قرآن|وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُو}}<ref>«و خداوند مثل‌ها را برای مردم می‌زند باشد که پند گیرند» سوره ابراهیم، آیه ۲۵.</ref>، آیه {{متن قرآن|وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref> و آیه {{متن قرآن|وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ}}<ref>«و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم و آنها را جز دانشوران درنمی‌یابند» سوره عنکبوت، آیه ۴۳.</ref> علت استفاده از مثل را [[تذکر]] و یادآوری [[اندیشیدن]] و [[تفکر]] عالمانه بیان کرده است.
 
استفاده از امثال در قرآن کریم، به اندازه‌ای رواج یافت که حتی [[عناد]] [[کفار]] [[یهود]] و [[مشرکان قریش]] را برانگیخت، تا آنجا که به این گونه آیات خرده میگرفتند که چرا خدای محمد به موجودات حقیر و ناچیزی همچون مگس، پشه، مورچه و عنکبوت [[مَثَل]] میزند؟ که خداوند با این جواب [[قاطع]] به آنان پاسخ گفتند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ}}<ref>«خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند می‌دانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند می‌گویند: «خداوند از این مثل، چه می‌خواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب می‌کند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمی‌گرداند» سوره بقره، آیه ۲۶.</ref>.
استفاده از امثال در قرآن کریم، به اندازه‌ای رواج یافت که حتی [[عناد]] [[کفار]] [[یهود]] و [[مشرکان قریش]] را برانگیخت، تا آنجا که به این گونه آیات خرده میگرفتند که چرا خدای محمد به موجودات حقیر و ناچیزی همچون مگس، پشه، مورچه و عنکبوت [[مَثَل]] میزند؟ که خداوند با این جواب [[قاطع]] به آنان پاسخ گفتند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ}}<ref>«خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند می‌دانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند می‌گویند: «خداوند از این مثل، چه می‌خواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب می‌کند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمی‌گرداند» سوره بقره، آیه ۲۶.</ref>.
انواع مثل در [[قرآن]]: موارد و یا کاربرد امثال [[قرآنی]]، مقوله‌ای است که [[مورد اتفاق]] همه [[قرآن‌پژوهان]] نیست و لذا آمار آیاتی که در این باب عرضه می‌گردد گوناگون است.
 
الف) مثل‌های کامِن / پنهان: به مثل‌هایی گفته می‌شود که در قرآن آشکارا به مثل بودن آنها اشاره نگردیده و ویژگی مثل‌های رایج - یعنی [[تشبیه]] – در آنها وجود ندارد، و تنها چون از لحاظ معنا و مفهوم شبیه مثل هستند، [[دانشمندان]] آنها را «مثل» نامیده‌اند. در واقع این عبارات در معنا، مَثل به شمار میآیند نه در لفظ. این نوع مثل‌ها در کمال ایجاز به مفاهیم [[شگفتی]] دلالت دارند که اگر به مانندش تشبیه شود در [[دل]] مخاطب اثر مینهد. می‌‌توان گفت زرکشی اولین کسی است که به این اصطلاح اشاره نموده و مثل‌های قرآنی را در دو نوع تقسیم‌بندی کرده است، یکی «مُصرّح / آشکار» و دیگری «کامن/ پنهان»، بدون آنکه نمونه‌ای از مثل‌های پنهان ارائه کند. [[سیوطی]] در «[[الاتقان]]» پس از تعریف مثل مصرّح و کامن، برای مثل مصرح همان نمونه‌های زرکشی را آورده و در باب مثل کامن، نمونه‌های ارائه شده توسط ماوردی را گزارش مینماید؛ نمونه‌هایی که هر یک در مقابل مثل‌های رایج [[عربی]] قرار داده شده و اهم آنها بدین قرارند:
==انواع مثل در [[قرآن]]==
۱. در ازای مفهوم {{متن حدیث|خَيْرُ الْأُمُورِ أَوْسَطُهَا}} = بهترین [[کارها]] میانه آنها است» آیاتی مانند این [[آیه]]: {{متن قرآن|وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا}}<ref>«و (هنگام بخشش) نه دست خود را فرو بند و نه یکسره بگشای که نکوهیده دریغ خورده فرو مانی» سوره اسراء، آیه ۲۹.</ref>.
موارد و یا کاربرد امثال [[قرآنی]]، مقوله‌ای است که [[مورد اتفاق]] همه [[قرآن‌پژوهان]] نیست و لذا آمار آیاتی که در این باب عرضه می‌گردد گوناگون است.
۲. در مفهوم {{متن حدیث|لَا يُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَيْنِ}}، «[[مؤمن]] از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود»<ref>جامع صغیر، ج۲، ص۲۰۴.</ref> یا {{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ لا يَلسَعُ مِنْ حَجَرٍ مَرَّتَيْن}}، «مؤمن از روی یک سنگ دو بار نمی‌لغزد و به [[زمین]] نمی‌خورد»<ref>من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۳۰۵.</ref>. آیه: {{متن قرآن|قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ}}<ref>«گفت: آیا شما را بر او جز همان‌گونه امین می‌توانم داشت که پیش از این بر برادرش امین داشته بودم؟» سوره یوسف، آیه ۶۴.</ref>.
#مثل‌های کامِن / پنهان: به مثل‌هایی گفته می‌شود که در قرآن آشکارا به مثل بودن آنها اشاره نگردیده و ویژگی مثل‌های رایج - یعنی [[تشبیه]] – در آنها وجود ندارد، و تنها چون از لحاظ معنا و مفهوم شبیه مثل هستند، [[دانشمندان]] آنها را «مثل» نامیده‌اند. در واقع این عبارات در معنا، مَثل به شمار میآیند نه در لفظ. این نوع مثل‌ها در کمال ایجاز به مفاهیم [[شگفتی]] دلالت دارند که اگر به مانندش تشبیه شود در [[دل]] مخاطب اثر مینهد. می‌‌توان گفت زرکشی اولین کسی است که به این اصطلاح اشاره نموده و مثل‌های قرآنی را در دو نوع تقسیم‌بندی کرده است، یکی «مُصرّح / آشکار» و دیگری «کامن/ پنهان»، بدون آنکه نمونه‌ای از مثل‌های پنهان ارائه کند. [[جلال الدین سیوطی]] در «[[الاتقان فی علوم القرآن (کتاب)|الاتقان فی علوم القرآن]]» پس از تعریف مثل مصرّح و کامن، برای مثل مصرح همان نمونه‌های زرکشی را آورده و در باب مثل کامن، نمونه‌های ارائه شده توسط ماوردی را گزارش مینماید؛ نمونه‌هایی که هر یک در مقابل مثل‌های رایج [[عربی]] قرار داده شده و اهم آنها بدین قرارند:
۳. در مفهوم {{متن حدیث|لَيْسَ الْخَبَرُ كَالْمُعَايَنَةِ}} = شنیدن کی بود مانند دیدن» [[آیه]]: {{متن قرآن|قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي}}<ref>«فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد» سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref>.
##در ازای مفهوم {{متن حدیث|خَيْرُ الْأُمُورِ أَوْسَطُهَا}} = بهترین [[کارها]] میانه آنها است» آیاتی مانند این [[آیه]]: {{متن قرآن|وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا}}<ref>«و (هنگام بخشش) نه دست خود را فرو بند و نه یکسره بگشای که نکوهیده دریغ خورده فرو مانی» سوره اسراء، آیه ۲۹.</ref>.
۴، در مفهوم {{متن حدیث|كَمَا تَدِينُ تُدَانُ}} = به هر دستی بدهی از همان دست میگیری» آیه: {{متن قرآن|مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ}}<ref>«هر کس کار بدی کند کیفر آن را می‌بیند» سوره نساء، آیه ۱۲۳.</ref>.
##در مفهوم {{متن حدیث|لَا يُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَيْنِ}}، «[[مؤمن]] از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود»<ref>جامع صغیر، ج۲، ص۲۰۴.</ref> یا {{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ لا يَلسَعُ مِنْ حَجَرٍ مَرَّتَيْن}}، «مؤمن از روی یک سنگ دو بار نمی‌لغزد و به [[زمین]] نمی‌خورد»<ref>من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۳۰۵.</ref>. آیه: {{متن قرآن|قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ}}<ref>«گفت: آیا شما را بر او جز همان‌گونه امین می‌توانم داشت که پیش از این بر برادرش امین داشته بودم؟» سوره یوسف، آیه ۶۴.</ref>.
۵. در مفهوم {{عربی|لَا تَلِدُ الْحَيَّةُ إِلَّا حَيَّةً}} = «مار جز مار نزاید» آیه: {{متن قرآن|وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا}}<ref>«و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمی‌آورند» سوره نوح، آیه ۲۷.</ref>.
##در مفهوم {{متن حدیث|لَيْسَ الْخَبَرُ كَالْمُعَايَنَةِ}} = شنیدن کی بود مانند دیدن» [[آیه]]: {{متن قرآن|قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي}}<ref>«فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد» سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref>.
۶. در مفهوم {{عربی|مَنْ جَهِلَ شَيْئاً عَادَاهُ}}، «هرکه چیزی را نداند [[دشمن]] آن است» آیه: {{متن قرآن|بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ}}<ref>«بلکه آنچه را که به دانش آن چیرگی نداشتند و هنوز تأویل آن به آنان نرسیده است دروغ شمردند» سوره یونس، آیه ۳۹.</ref>.
##در مفهوم {{متن حدیث|كَمَا تَدِينُ تُدَانُ}} = به هر دستی بدهی از همان دست میگیری» آیه: {{متن قرآن|مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ}}<ref>«هر کس کار بدی کند کیفر آن را می‌بیند» سوره نساء، آیه ۱۲۳.</ref>.
۷. در مفهوم {{عربی|في الحركات البركات}}، «برکت‌ها در حرکت‌ها و کوشش‌ها است».
##در مفهوم {{عربی|لَا تَلِدُ الْحَيَّةُ إِلَّا حَيَّةً}} = «مار جز مار نزاید» آیه: {{متن قرآن|وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا}}<ref>«و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمی‌آورند» سوره نوح، آیه ۲۷.</ref>.
برخی [[دانشمندان]] که پیش از زرکشی و [[سیوطی]] بودند - مانند ابومنصور [[ثعالبی]]، نام «مثل کامن» را بر این دسته از عبارات [[قرآنی]] نگذاشته‌اند، بلکه آنها را «جاری مجرای مثل» نامیده‌اند. ثعالبی در اثر معروف خود مثل‌های گوناگون [[عربی]] را ذکر نموده و در مقابل هریک، آیه‌ای را مطرح ساخته است. مثلاً در مقابل مثل عام {{عربی|كثرة الأيدي في الصلاح فساد}}=؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دخالت عوامل بسیار یاب. درست، مایه [[فساد]] می‌گردد» آیه: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا}}<ref>«اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی می‌بودند، هر دو تباه می‌شدند» سوره انبیاء، آیه ۲۲.</ref> را آورده و آن را مثل کامن ننامیده بلکه شبیه یا مقابل نام نهاده است.
##در مفهوم {{عربی|مَنْ جَهِلَ شَيْئاً عَادَاهُ}}، «هرکه چیزی را نداند [[دشمن]] آن است» آیه: {{متن قرآن|بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ}}<ref>«بلکه آنچه را که به دانش آن چیرگی نداشتند و هنوز تأویل آن به آنان نرسیده است دروغ شمردند» سوره یونس، آیه ۳۹.</ref>.
نتیجه کلی در این بخش، آنکه [[آیات قرآنی]] طبقه‌بندی شده تحت عنوان «مثل کامن» یا «جاری مجرای مثل»، به خاطر نداشتن خصوصیات مثل‌های [[حقیقی]] [[قرآنی]] و نیز به لحاظ این که در [[قرآن]] به «مثل» بودن‌شان اشاره‌ای نشده، در زمره «مثل‌های قیاسی» قرآنی به شمار نمی‌آیند.
##در مفهوم {{عربی|في الحركات البركات}}، «برکت‌ها در حرکت‌ها و کوشش‌ها است». برخی [[دانشمندان]] که پیش از [[زرکشی]] و [[سیوطی]] بودند - مانند [[ابومنصور ثعالبی]]، نام «مثل کامن» را بر این دسته از عبارات [[قرآنی]] نگذاشته‌اند، بلکه آنها را «جاری مجرای مثل» نامیده‌اند. ثعالبی در اثر معروف خود مثل‌های گوناگون [[عربی]] را ذکر نموده و در مقابل هریک، آیه‌ای را مطرح ساخته است. مثلاً در مقابل مثل عام {{عربی|"كثرة الأيدي في الصلاح فساد"}}= «دخالت عوامل بسیار یاب. درست، مایه [[فساد]] می‌گردد» آیه: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا}}<ref>«اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی می‌بودند، هر دو تباه می‌شدند» سوره انبیاء، آیه ۲۲.</ref> را آورده و آن را مثل کامن ننامیده بلکه شبیه یا مقابل نام نهاده است. نتیجه کلی در این بخش، آنکه [[آیات قرآنی]] طبقه‌بندی شده تحت عنوان «مثل کامن» یا «جاری مجرای مثل»، به خاطر نداشتن خصوصیات مثل‌های [[حقیقی]] [[قرآنی]] و نیز به لحاظ این که در [[قرآن]] به «مثل» بودن‌شان اشاره‌ای نشده، در زمره «مثل‌های قیاسی» قرآنی به شمار نمی‌آیند.
ب) مثل‌های مصرّح/ آشکار: اصل و اساس مثل‌های قرآنی مثل‌های قیاسی هستند که نام دیگرشان مصرّح یا آشکار است. مثل‌های قرآنی می‌خواهند از طریق [[تشبیه]] [[رفتار]] [[آدمیان]] یا تشبیه یک مفهوم به رخدادهای طبیعی، [[تاریخی]] یا داستانی در قالب تصاویر [[زیبا]] و متشکل از اجزای به هم پیوسته، به [[تربیت]] و [[ارشاد]] مخاطب و تأثیرگذاری بر وی پپردارند. در نگاه برخی [[محققان]]، عامل غرابت، یعنی وصف یا داستان [[زیبایی]] که نکاتی [[بدیع]] و عجیب دارد، یکی از ویژگی‌های مثل به شمار می‌آید. برخی [[مفسران]]، داستان‌ها با توصیف‌های قرآنی را جزء مثل‌های قرآنی آورده‌اند، مانند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ}}<ref>«ای مردم! مثلی زده شده است بدان گوش فرا دارید: بی‌گمان کسانی را که به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند هر چند برای آن فراهم آیند و اگر مگس چیزی از آنان در رباید نمی‌توانند از او باز گیرند، خواهان و خواسته، (هر دو) ناتوانند!» سوره حج، آیه ۷۳.</ref>.
#مثل‌های مصرّح/ آشکار: اصل و اساس مثل‌های قرآنی مثل‌های قیاسی هستند که نام دیگرشان مصرّح یا آشکار است. مثل‌های قرآنی می‌خواهند از طریق [[تشبیه]] [[رفتار]] [[آدمیان]] یا تشبیه یک مفهوم به رخدادهای طبیعی، [[تاریخی]] یا داستانی در قالب تصاویر [[زیبا]] و متشکل از اجزای به هم پیوسته، به [[تربیت]] و [[ارشاد]] مخاطب و تأثیرگذاری بر وی پپردارند. در نگاه برخی [[محققان]]، عامل غرابت، یعنی وصف یا داستان [[زیبایی]] که نکاتی [[بدیع]] و عجیب دارد، یکی از ویژگی‌های مثل به شمار می‌آید. برخی [[مفسران]]، داستان‌ها با توصیف‌های قرآنی را جزء مثل‌های قرآنی آورده‌اند، مانند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ}}<ref>«ای مردم! مثلی زده شده است بدان گوش فرا دارید: بی‌گمان کسانی را که به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند هر چند برای آن فراهم آیند و اگر مگس چیزی از آنان در رباید نمی‌توانند از او باز گیرند، خواهان و خواسته، (هر دو) ناتوانند!» سوره حج، آیه ۷۳.</ref>.
 
[[زمخشری]] در جواب کسانی که معتقدند این [[آیه]] مثل نیست می‌گوید صفت و یا [[قصه]]زیبایی که با غرابت همراه باشد در تشبیه به بعضی مثل‌های سائره، مثل نامیده می‌شود؛ چون که این مثل‌ها نیز زیبا و دور از [[ذهن]] هستند<ref>الکشاف، ج۳، ص۱۷۱.</ref>. گذشته از سخن زمخشری، آن دسته از مثل‌های قرآنی که مورد بحث ما است، با وجود صفت غرابت در همه آنها، دارای ویژگی‌های دیگری چون «[[تمثیل]]» نیز هستند که به آنها عمق و تأثیر دوچندان میبخشد. از این رو مقصود ما از مثل قرآنی در اینجا «مثل قیاسی» است که بر پایه [[تمثیل]] [[استوار]] بوده و شامل دو نوع است:
[[زمخشری]] در جواب کسانی که معتقدند این [[آیه]] مثل نیست می‌گوید صفت و یا [[قصه]]زیبایی که با غرابت همراه باشد در تشبیه به بعضی مثل‌های سائره، مثل نامیده می‌شود؛ چون که این مثل‌ها نیز زیبا و دور از [[ذهن]] هستند<ref>الکشاف، ج۳، ص۱۷۱.</ref>. گذشته از سخن زمخشری، آن دسته از مثل‌های قرآنی که مورد بحث ما است، با وجود صفت غرابت در همه آنها، دارای ویژگی‌های دیگری چون «[[تمثیل]]» نیز هستند که به آنها عمق و تأثیر دوچندان میبخشد. از این رو مقصود ما از مثل قرآنی در اینجا «مثل قیاسی» است که بر پایه [[تمثیل]] [[استوار]] بوده و شامل دو نوع است:
ب-۱) مثل‌های قیاسی طبیعی: این نوع از مَثَل‌ها، عبارت است از تشییه غیرملموس به ملموس و [[ذهنی]] به دیدنی، به شرط اینکه مشبّه به از امور [[تکوینی]] باشد. یعنی مشبه به در این دسته از مثل‌ها، اشیاء یا پدیده‌های طبیعی هستند، مانند: {{متن قرآن|مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ}}<ref>«داستان اینان، چون داستان کسانی است که آتشی برافروزند و همین که دور و برشان روشن شد، خداوند روشنایی‌شان را ببرد و آنان را در تاریکی‌ها که چیزی نمی‌بینند رها کند» سوره بقره، آیه ۱۷.</ref> که گویای احوال [[منافقان]] است، و یا {{متن قرآن|وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا}}<ref>«و گیاه سرزمین پاک به اذن پروردگارش بیرون می‌آید و از آن (سرزمین) که ناپاک است جز به سختی و کندی (گیاهی) بیرون نمی‌آید» سوره اعراف، آیه ۵۸.</ref> که مثلی است برای [[انسانی]] با [[عقیده]] و [[عمل پاک]] [[توحیدی]] و انسانی [[کافر]] و بد عمل. این مثل‌ها برای [[تشبیه]] حالت ذهنی به اشیاء و پدیده‌های مادی و [[حسی]] آمده و هدفشان روشن‌تر کردن «مشبه» یا توضیح بیشتر و یا نزدیک‌تر کردن اشیاء مجرد به [[ذهن]] [[انسان]] است. در این نوع از مثل‌ها گاهی لفظ «مثل» ذکر شده (مثال اول) و با ذکر نشده است (مثال دوم). پس مثل شدن دسته دوم تلاشی است از جانب [[مفسران]] یا علمای [[بلاغت]]. بنابراین، [[دست]] یافتن به مثل‌هایی که در [[قرآن]] به مثل بودن‌شان تصریح نشده کاری دشوار است. نکته‌ای که در مورد مثل‌های قیاسی طبیعی یا دیگر نمونه‌های مثل [[قرآنی]] باید گفت این است که این تمثیلات یا به صورت تشبیه آمده‌اند<ref>مانند آیه ۱۷ بقره.</ref> و یا به صورت استعاره، مانند: {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زنده‌اش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، چون داستان کسی است در تیرگی‌ها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref> که «میتاً» و «[[ظلمات]]» استعاره از عدم [[هدایت]]، و «[[نور]]» و «[[حیات]]» استعاره از هدایت و [[نجات]] است.
#مثل‌های قیاسی طبیعی: این نوع از مَثَل‌ها، عبارت است از تشییه غیرملموس به ملموس و [[ذهنی]] به دیدنی، به شرط اینکه مشبّه به از امور [[تکوینی]] باشد. یعنی مشبه به در این دسته از مثل‌ها، اشیاء یا پدیده‌های طبیعی هستند، مانند: {{متن قرآن|مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ}}<ref>«داستان اینان، چون داستان کسانی است که آتشی برافروزند و همین که دور و برشان روشن شد، خداوند روشنایی‌شان را ببرد و آنان را در تاریکی‌ها که چیزی نمی‌بینند رها کند» سوره بقره، آیه ۱۷.</ref> که گویای احوال [[منافقان]] است، و یا {{متن قرآن|وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا}}<ref>«و گیاه سرزمین پاک به اذن پروردگارش بیرون می‌آید و از آن (سرزمین) که ناپاک است جز به سختی و کندی (گیاهی) بیرون نمی‌آید» سوره اعراف، آیه ۵۸.</ref> که مثلی است برای [[انسانی]] با [[عقیده]] و [[عمل پاک]] [[توحیدی]] و انسانی [[کافر]] و بد عمل. این مثل‌ها برای [[تشبیه]] حالت ذهنی به اشیاء و پدیده‌های مادی و [[حسی]] آمده و هدفشان روشن‌تر کردن «مشبه» یا توضیح بیشتر و یا نزدیک‌تر کردن اشیاء مجرد به [[ذهن]] [[انسان]] است. در این نوع از مثل‌ها گاهی لفظ «مثل» ذکر شده (مثال اول) و با ذکر نشده است (مثال دوم). پس مثل شدن دسته دوم تلاشی است از جانب [[مفسران]] یا علمای [[بلاغت]]. بنابراین، [[دست]] یافتن به مثل‌هایی که در [[قرآن]] به مثل بودن‌شان تصریح نشده کاری دشوار است. نکته‌ای که در مورد مثل‌های قیاسی طبیعی یا دیگر نمونه‌های مثل [[قرآنی]] باید گفت این است که این تمثیلات یا به صورت تشبیه آمده‌اند {{متن قرآن|مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ}}<ref>«داستان اینان، چون داستان کسانی است که آتشی برافروزند و همین که دور و برشان روشن شد، خداوند روشنایی‌شان را ببرد و آنان را در تاریکی‌ها که چیزی نمی‌بینند رها کند» سوره بقره، آیه ۱۷.</ref> و یا به صورت استعاره، مانند: {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زنده‌اش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، چون داستان کسی است در تیرگی‌ها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref> که «میتاً» و «[[ظلمات]]» استعاره از عدم [[هدایت]]، و «[[نور]]» و «[[حیات]]» استعاره از هدایت و [[نجات]] است.
ب- ۲) مثل‌های قیاسی داستانی: مثل‌های داستانی یا داستان‌های تمثیلی به بیان احوال امت‌های گذشته و [[تشبیه]] آنها، به قصد [[عبرت‌آموزی]] است؛ مانند: {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ}}<ref>«و خداوند شهری را مثل آورد که در امن و آرامش بود، روزی (مردم)‌اش از همه جا فراوان می‌رسید» سوره نحل، آیه ۱۱۲.</ref>، یا: {{متن قرآن|وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ}}<ref>«و برای آنان دو مردی را مثل آور که برای یکی از آن دو، دو باغستان انگور برآوردیم» سوره کهف، آیه ۳۲.</ref>. در این مثال‌ها به ماده «مثل» تصریح شده و شکی در مثل بودن آنها نیست. در آن دسته از مثل‌های داستانی که به ماده «مثل» در آنها تصریح نشده، [[اختلاف]] هست. بعضی آنها را مثل دانسته‌اند زیرا در تصویر کاملاً مجزا از دو حالت مشابه را ارائه می‌دهند، از این رو مانند مثل‌های قیاسی هستند اگرچه فاقد ماده «مثل» باشند؛ بعضی آنها را فقط داستان‌های [[تربیتی]] و پندآموز میشمرند نه مثل [[قرآنی]]. بدین لحاظ ما در تشخیص داستان‌هایی که مثل هستند و داستان‌هایی که مثل نیستند به نظر [[راویان]] و [[مفسران]] تکیه می‌کنیم و در نتیجه آن گروه از داستان‌هایی که نام مثل بر آنها گذاشته شده، مثل و جز آنها را داستان‌های پندآموز و حِکمی [[قرآن]] می‌نامیم؛ زیرا آنچه مسلم است مثل قرآنی چه مثل طبیعی باشد و چه داستانی، چه کلمه «مثل» در آن ذکر شده باشد یا نه، از تشبیه دو صورت یا دو حالت که هر دو طرف از اجزای آن به هم پیوسته و غیر قابل تفکیک می‌باشند، تشکیل شده و نیز هدفی جز [[آگاه]] ساختن یا [[ارشاد]] و بازداشتن [[مردم]] از [[اعمال]] منافی [[عفت]]، [[عزت]] و [[شرف]] [[آدمی]] که برخلاف [[فطرت]] [[پاک]] او است ندارد. برخی [[قرآن‌پژوهان]] جدید، نوع سومی را تحت عنوان «مثل‌های رایج» یا «امثال سائره» در [[قرآن]]، بر دو نوع مذکور افزوده‌اند که ما در اینجا بدان نپرداختیم<ref>برای اطلاع بیشتر از تقسیم‌بندی و موارد مثل‌های قرآنی، ر.ک: دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۲۹۳.</ref>.
#مثل‌های قیاسی داستانی: مثل‌های داستانی یا داستان‌های تمثیلی به بیان احوال امت‌های گذشته و [[تشبیه]] آنها، به قصد [[عبرت‌آموزی]] است؛ مانند: {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ}}<ref>«و خداوند شهری را مثل آورد که در امن و آرامش بود، روزی (مردم)‌اش از همه جا فراوان می‌رسید» سوره نحل، آیه ۱۱۲.</ref>، یا: {{متن قرآن|وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ}}<ref>«و برای آنان دو مردی را مثل آور که برای یکی از آن دو، دو باغستان انگور برآوردیم» سوره کهف، آیه ۳۲.</ref>. در این مثال‌ها به ماده «مثل» تصریح شده و شکی در مثل بودن آنها نیست. در آن دسته از مثل‌های داستانی که به ماده «مثل» در آنها تصریح نشده، [[اختلاف]] هست. بعضی آنها را مثل دانسته‌اند زیرا در تصویر کاملاً مجزا از دو حالت مشابه را ارائه می‌دهند، از این رو مانند مثل‌های قیاسی هستند اگرچه فاقد ماده «مثل» باشند؛ بعضی آنها را فقط داستان‌های [[تربیتی]] و پندآموز میشمرند نه مثل [[قرآنی]]. بدین لحاظ ما در تشخیص داستان‌هایی که مثل هستند و داستان‌هایی که مثل نیستند به نظر [[راویان]] و [[مفسران]] تکیه می‌کنیم و در نتیجه آن گروه از داستان‌هایی که نام مثل بر آنها گذاشته شده، مثل و جز آنها را داستان‌های پندآموز و حِکمی [[قرآن]] می‌نامیم؛ زیرا آنچه مسلم است مثل قرآنی چه مثل طبیعی باشد و چه داستانی، چه کلمه «مثل» در آن ذکر شده باشد یا نه، از تشبیه دو صورت یا دو حالت که هر دو طرف از اجزای آن به هم پیوسته و غیر قابل تفکیک می‌باشند، تشکیل شده و نیز هدفی جز [[آگاه]] ساختن یا [[ارشاد]] و بازداشتن [[مردم]] از [[اعمال]] منافی [[عفت]]، [[عزت]] و [[شرف]] [[آدمی]] که برخلاف [[فطرت]] [[پاک]] او است ندارد. برخی [[قرآن‌پژوهان]] جدید، نوع سومی را تحت عنوان «مثل‌های رایج» یا «امثال سائره» در [[قرآن]]، بر دو نوع مذکور افزوده‌اند که ما در اینجا بدان نپرداختیم<ref>برای اطلاع بیشتر از تقسیم‌بندی و موارد مثل‌های قرآنی، ر.ک: دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۲۹۳.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[مثل در قرآن (مقاله)|مقاله «مثل در قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۱۰۶۸ - ۱۰۷۱.</ref>.
 
<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[مثل در قرآن (مقاله)|مقاله «مثل در قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۱۰۶۸ - ۱۰۷۱.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش