بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'رده:قبیله ازد' به 'رده:ازد') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
در [[جنگ جمل]] [[فرماندهی]] گروه [[ازد]] و [[پرچم]] آنان با مخنف بود<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۵۲۱؛ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۳۴۳.</ref>. طبق [[نقلی]] وی در آن [[جنگ]] مجروح شد<ref>الفتوح، ج۲، ص۴۷۴.</ref>. | در [[جنگ جمل]] [[فرماندهی]] گروه [[ازد]] و [[پرچم]] آنان با مخنف بود<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۵۲۱؛ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۳۴۳.</ref>. طبق [[نقلی]] وی در آن [[جنگ]] مجروح شد<ref>الفتوح، ج۲، ص۴۷۴.</ref>. | ||
[[رفتار]] و روش مخنف در [[جنگ جمل]] مورد [[رضایت]] [[حضرت علی]] {{ع}} قرار گرفت، لذا هنگامی که [[حضرت]] از [[بصره]] به [[کوفه]] تشریف آوردند، وی را مورد [[عنایت]] و عدهای از [[یاران]] و [[شیعیان]] را که در [[جنگ جمل]] شرکت نکرده بودند، مورد [[توبیخ]] قرار داد و فرمود که: «شما با [[یاری]] نکردن من خود را به [[هلاکت]] انداختید و اگر در [[یاری کردن]] من تردید کنید، از [[دشمنان]] من خواهید بود». سپس درباره مخنف فرمود: «لکن مخنف و بستگانش مثل دیگران [[تخلف]] نکردند، و مَثل اینها، مَثل آنانی نیست که [[خداوند]] دربارهشان فرموده: | [[رفتار]] و روش مخنف در [[جنگ جمل]] مورد [[رضایت]] [[حضرت علی]] {{ع}} قرار گرفت، لذا هنگامی که [[حضرت]] از [[بصره]] به [[کوفه]] تشریف آوردند، وی را مورد [[عنایت]] و عدهای از [[یاران]] و [[شیعیان]] را که در [[جنگ جمل]] شرکت نکرده بودند، مورد [[توبیخ]] قرار داد و فرمود که: «شما با [[یاری]] نکردن من خود را به [[هلاکت]] انداختید و اگر در [[یاری کردن]] من تردید کنید، از [[دشمنان]] من خواهید بود». سپس درباره مخنف فرمود: «لکن مخنف و بستگانش مثل دیگران [[تخلف]] نکردند، و مَثل اینها، مَثل آنانی نیست که [[خداوند]] دربارهشان فرموده: {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ}}<ref>«و در میان شما کسی هست که پا (از جهاد) سست میدارد» سوره نساء، آیه ۷۲.</ref>}}؛ به [[یقین]] از میان شما افرادی ([[منافق]]) هستند که هم خودشان سستند و هم دیگران را [[سست]] میکنند، پس اگر آسیبی به شما برسد، میگویند: [[راستی]] [[خدا]] بر ما [[منت]] نهاد که با [[مجاهدان]] نبودیم، و اگر غنیمتی به شما برسد، میگویند: ای کاش ما با آنها بودیم و به [[رستگاری]] و [[پیروزی]] بزرگی میرسیدیم». | ||
[[امام]] {{ع}} پس از این سخنان دیگر چیزی نفرمود<ref>وقعة صفین، ص۸.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۲۸۰.</ref> | [[امام]] {{ع}} پس از این سخنان دیگر چیزی نفرمود<ref>وقعة صفین، ص۸.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۲۸۰.</ref> | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
هنگامی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در آستانه [[جنگ صفین]] قرار داشت، پس از آنکه با گروهی از سران [[اصحاب]] مثل [[عمار یاسر]] و [[عبدالله بن بدیل]] و [[عمرو بن حمق خزاعی]] و دیگران به [[مشورت]] نشست و آنان موافقت خود را برای حرکت به [[صفین]] و [[جنگ]] با [[معاویه]] اعلام کردند، [[حضرت]] بلافاصله برای کارگزارانش [[نامه]] نوشت که آنها به سوی او حرکت کنند، از جمله برای مخنف (استاندار [[اصفهان]] و [[همدان]]) چنین مرقوم داشت:[[سلام]] بر تو، من همراه با تو خداوندی را که خدایی جز او وجود ندارد [[ستایش]] میکنم، اما بعد، همانا [[جهاد]] با آنان که از [[حق]] روی برتافته و در [[خواب]] [[کوری]] و [[گمراهی]] به عمد فرو رفتهاند بر [[عارفان]] فرض و [[واجب]] است و همانا کسی که [[خداوند]] را [[راضی]] کند، [[خدا]] از او [[راضی]] خواهد بود و از کسی که از فرمانش [[سرپیچی]] کند [[خشمگین]] خواهد شد. و ما اینک [[تصمیم]] گرفتهایم به سوی این [[قوم]] ([[معاویه]]) برویم، قومی که میان [[بندگان خدا]]، به آنچه [[خداوند]] نازل کرده است، عمل نمیکنند... اینک ای مخنف، هرگاه نامهام به دستت رسید، مطمئنترین یارانت را بر منطقۀ [[حکومت]] خود به [[جانشینی]] خود بگمار و خود به سوی ما حرکت کن، شاید تو همراه ما با این [[دشمنی]] که [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]] میشمرد، رو به رو گردی و [[امر به معروف و نهی از منکر]] کنی و با افراد طرفدار [[حق]] بوده و از باطلگرایان دوری نمایی و ما و تو هیچ کدام از [[پاداش]] [[جهاد]] [[بینیاز]] نیستیم، و [[خداوند]] ما را از هر کس دیگری [[بینیاز]] میکند و او [[بهترین]] [[وکیل]] و [[سرپرست]] است.<ref>{{متن حدیث|سَلاَمٌ عَلَيْكَ فَإِنِّي أَحْمَدُ إِلَيْكَ اَللَّهَ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ جِهَادَ مَنْ صَدَفَ عَنِ اَلْحَقِّ رَغْبَةً عَنْهُ وَ هَبَّ فِي نُعَاسِ اَلْعَمَى وَ اَلضَّلاَلِ اِخْتِيَاراً لَهُ فَرِيضَةٌ عَلَى اَلْعَارِفِينَ إِنَّ اَللَّهَ يَرْضَى عَمَّنْ أَرْضَاهُ ...}}</ref>؛ | هنگامی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در آستانه [[جنگ صفین]] قرار داشت، پس از آنکه با گروهی از سران [[اصحاب]] مثل [[عمار یاسر]] و [[عبدالله بن بدیل]] و [[عمرو بن حمق خزاعی]] و دیگران به [[مشورت]] نشست و آنان موافقت خود را برای حرکت به [[صفین]] و [[جنگ]] با [[معاویه]] اعلام کردند، [[حضرت]] بلافاصله برای کارگزارانش [[نامه]] نوشت که آنها به سوی او حرکت کنند، از جمله برای مخنف (استاندار [[اصفهان]] و [[همدان]]) چنین مرقوم داشت:[[سلام]] بر تو، من همراه با تو خداوندی را که خدایی جز او وجود ندارد [[ستایش]] میکنم، اما بعد، همانا [[جهاد]] با آنان که از [[حق]] روی برتافته و در [[خواب]] [[کوری]] و [[گمراهی]] به عمد فرو رفتهاند بر [[عارفان]] فرض و [[واجب]] است و همانا کسی که [[خداوند]] را [[راضی]] کند، [[خدا]] از او [[راضی]] خواهد بود و از کسی که از فرمانش [[سرپیچی]] کند [[خشمگین]] خواهد شد. و ما اینک [[تصمیم]] گرفتهایم به سوی این [[قوم]] ([[معاویه]]) برویم، قومی که میان [[بندگان خدا]]، به آنچه [[خداوند]] نازل کرده است، عمل نمیکنند... اینک ای مخنف، هرگاه نامهام به دستت رسید، مطمئنترین یارانت را بر منطقۀ [[حکومت]] خود به [[جانشینی]] خود بگمار و خود به سوی ما حرکت کن، شاید تو همراه ما با این [[دشمنی]] که [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]] میشمرد، رو به رو گردی و [[امر به معروف و نهی از منکر]] کنی و با افراد طرفدار [[حق]] بوده و از باطلگرایان دوری نمایی و ما و تو هیچ کدام از [[پاداش]] [[جهاد]] [[بینیاز]] نیستیم، و [[خداوند]] ما را از هر کس دیگری [[بینیاز]] میکند و او [[بهترین]] [[وکیل]] و [[سرپرست]] است.<ref>{{متن حدیث|سَلاَمٌ عَلَيْكَ فَإِنِّي أَحْمَدُ إِلَيْكَ اَللَّهَ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ جِهَادَ مَنْ صَدَفَ عَنِ اَلْحَقِّ رَغْبَةً عَنْهُ وَ هَبَّ فِي نُعَاسِ اَلْعَمَى وَ اَلضَّلاَلِ اِخْتِيَاراً لَهُ فَرِيضَةٌ عَلَى اَلْعَارِفِينَ إِنَّ اَللَّهَ يَرْضَى عَمَّنْ أَرْضَاهُ ...}}</ref>؛ | ||
این [[نامه]] را [[عبیدالله بن ابی رافع]] در | این [[نامه]] را [[عبیدالله بن ابی رافع]] در سال ۳۷ هجری به [[دستور امام]] {{ع}} برای وی نوشت و ارسال کرد <ref>وقعة صفین، ص۱۰۴؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۱۸۲.</ref>. | ||
مخنف پس از دریافت [[نامه]] [[امام]] {{ع}}، بلافاصله [[حارث بن ابی الحارث بن ربیع]] را بر [[اصفهان]] و [[سعید بن وهب]] را بر [[همدان]] گماشت (این دو از [[خویشاوندان]] او بودند) و خود به [[کوفه]] نزد [[حضرت علی]] {{ع}} آمد و در [[جنگ صفین]] شرکت نمود<ref>وقعة صفین، ص۱۰۴؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۱۸۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۲۸۱-۱۲۸۲.</ref> | مخنف پس از دریافت [[نامه]] [[امام]] {{ع}}، بلافاصله [[حارث بن ابی الحارث بن ربیع]] را بر [[اصفهان]] و [[سعید بن وهب]] را بر [[همدان]] گماشت (این دو از [[خویشاوندان]] او بودند) و خود به [[کوفه]] نزد [[حضرت علی]] {{ع}} آمد و در [[جنگ صفین]] شرکت نمود<ref>وقعة صفین، ص۱۰۴؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۱۸۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۲۸۱-۱۲۸۲.</ref> | ||