ابومریم غسانی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'اهل حمص' به 'اهل حمص'
جز (جایگزینی متن - 'اهل حمص' به 'اهل حمص')
 
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
وی نیای [[ابوبکر بن عبدالله بن ابی مریم]]<ref>ابن سعد، ج۷، ص۳۰۴.</ref>، از تیره [[غسان]] از [[قبیله]] ازد بود <ref>ر. ک: ابن حزم، ص۳۲۹-۳۳۱.</ref>. نامش را به [[اختلاف]]، [[عمرو بن مره]]<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۳۲؛ به نقل از احمد بن حنبل.</ref> [[نذیر]]<ref>ابن عبد البر، ج۴، ص۸۵؛ ابن حجر، ج۶، ص۳۳۴.</ref> و [[بکیر]] آورده‌اند، اما به کنیه‌اش [[شهرت]] دارد<ref>ابن حجر، ج۶، ص۳۳۴.</ref>. [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، ج۷، ص۳۰۴.</ref> او را در شمار اصحابی آورده که در [[شام]] سکونت گزیدند. خلیفة بن خیاط<ref>خلیفه بن خیاط، ص۵۰۷.</ref>، نیز در طبقه سوم از [[صحابه]] که به شام رفتند، از او یاد کرده است. از این رو، وی را شامی خوانده‌اند.<ref>ابن عدی، ج۲، ص۳۶؛ ابن عبد البر، ج۴، ص۸۵.</ref>. وی را [[اهل]] [[حمص]]<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۳۲.</ref> و [[حمصی]]<ref>ابن عدی، ج۲، ص۳۶.</ref> نیز دانسته‌اند. شاید تنها بر مبنای روایاتی که از وی نقل شده است، او را در شمار [[اصحاب]] آورده‌اند. بر پایه گزارشی، وی درباره کنیه‌اش می‌گوید: به حضور [[رسول خدا]] {{صل}} رسیدم و گفتم: امشب دختری برایم به [[دنیا]] آمده است. آن [[حضرت]] فرمود: "امشب [[سوره مریم]] بر من نازل شده است، پس نام دخترت را مریم بگذار"<ref>دولابی، ج۱، ص۹۳؛ ابونعیم، ج۶، ص۳۰۱۱.</ref>. از این‌رو، [[کنیه]] وی را [[ابو مریم]] خواندند<ref>دولابی، ج۱، ص۹۳؛ ابن عدی، ج۲، ص۳۷.</ref>.
وی نیای [[ابوبکر بن عبدالله بن ابی مریم]]<ref>ابن سعد، ج۷، ص۳۰۴.</ref>، از تیره [[غسان]] از [[قبیله]] ازد بود <ref>ر. ک: ابن حزم، ص۳۲۹-۳۳۱.</ref>. نامش را به [[اختلاف]]، [[عمرو بن مره]]<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۳۲؛ به نقل از احمد بن حنبل.</ref> [[نذیر]]<ref>ابن عبد البر، ج۴، ص۸۵؛ ابن حجر، ج۶، ص۳۳۴.</ref> و [[بکیر]] آورده‌اند، اما به کنیه‌اش [[شهرت]] دارد<ref>ابن حجر، ج۶، ص۳۳۴.</ref>. [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، ج۷، ص۳۰۴.</ref> او را در شمار اصحابی آورده که در [[شام]] سکونت گزیدند. خلیفة بن خیاط<ref>خلیفه بن خیاط، ص۵۰۷.</ref>، نیز در طبقه سوم از [[صحابه]] که به شام رفتند، از او یاد کرده است. از این رو، وی را شامی خوانده‌اند.<ref>ابن عدی، ج۲، ص۳۶؛ ابن عبد البر، ج۴، ص۸۵.</ref>. وی را [[اهل حمص]]<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۳۲.</ref> و [[حمصی]]<ref>ابن عدی، ج۲، ص۳۶.</ref> نیز دانسته‌اند. شاید تنها بر مبنای روایاتی که از وی نقل شده است، او را در شمار [[اصحاب]] آورده‌اند. بر پایه گزارشی، وی درباره کنیه‌اش می‌گوید: به حضور [[رسول خدا]] {{صل}} رسیدم و گفتم: امشب دختری برایم به [[دنیا]] آمده است. آن [[حضرت]] فرمود: "امشب [[سوره مریم]] بر من نازل شده است، پس نام دخترت را مریم بگذار"<ref>دولابی، ج۱، ص۹۳؛ ابونعیم، ج۶، ص۳۰۱۱.</ref>. از این‌رو، [[کنیه]] وی را [[ابو مریم]] خواندند<ref>دولابی، ج۱، ص۹۳؛ ابن عدی، ج۲، ص۳۷.</ref>.


او به گفته خودش، دو مرتبه در [[غزوات]] رسول خدا شرکت کرده است. یک بار<ref>در سنین کودکی؛ ر. ک: ابن عدی، ج۲، ص۴۰؛ ابن عساکر، ج۱۰، ص۵۲۰.</ref> در سنگلاخ<ref>جندل؛ ر. ک: ابن منظور، جندل.</ref> - روشن نیست منظور چه [[زمان]] و کدام [[غزوه]] است. در مقابل آن حضرت تیر انداخت و موجب [[شگفتی]] ایشان شد و آن حضرت برایش [[دعا]] کرد<ref>ابن سعد، ج۷، ص۳۰۴؛ ابن علی، ج۲، ص۴۰.</ref> و بار دیگر از پرچمداران آن حضرت بود<ref>ابن عدی، ج۲، ص۴۰؛ ابن عساکر، ج۱۰، ص۵۲۰.</ref>. اما این مطلب نمی‌تواند درست باشد؛ زیرا هیچ یک از کتاب‌های [[سیره]] و [[مغازی]]، به شرکت او در غزوات اشاره نکرده‌اند. در برخی منابع، وی را نیای [[ابوبکر بن ابی مریم]] دانسته‌اند <ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۳۲؛ ابن حجر، ج۷، ص۳۰۸.</ref> که [[اشتباه]] است؛ چون در این صورت، [[پدر]] اوست؛ در حالی که نام پدر ابوبکر، [[عبدالله]] بود. البته می‌تواند از باب انتساب به جد باشد. بر پایه روایتی از [[ابومریم]]، روزی اعرابی‌ای [[خدمت]] [[رسول خدا]] {{صل}} آمد و از آغاز [[نبوت]] پرسید. آن [[حضرت]]، [[میثاق]] گرفتن [[خداوند]] از رسول خدا {{صل}} را، همچون دیگر [[پیامبران]] و [[بشارت]] به [[مسیح]] را از مسائل آغاز نبوت شمرد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۳۳.</ref>. چون این [[روایت]] با اندکی [[تغییر]] از [[ابو مریم]] کندی نیز نقل شده است<ref>ر. ک: طبرانی، مسند، ج۲، ص۹۸.</ref> ممکن است [[تصور]] شود آن دو یکی هستند، اما با توجه به تفاوت اطلاعات دیگر، به نظر می‌رسد آن دو یکی نباشند. بر اساس روایتی دیگر از ابومریم، رسول خدا {{صل}} از خوردن سوسمار [[نهی]] فرمود<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۳۴.</ref>. منابع در مورد سال و نحوه [[مرگ]] وی گزارشی نداده‌اند.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابومریم غسانی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۵۱۳.</ref>
او به گفته خودش، دو مرتبه در [[غزوات]] رسول خدا شرکت کرده است. یک بار<ref>در سنین کودکی؛ ر. ک: ابن عدی، ج۲، ص۴۰؛ ابن عساکر، ج۱۰، ص۵۲۰.</ref> در سنگلاخ<ref>جندل؛ ر. ک: ابن منظور، جندل.</ref> - روشن نیست منظور چه [[زمان]] و کدام [[غزوه]] است. در مقابل آن حضرت تیر انداخت و موجب [[شگفتی]] ایشان شد و آن حضرت برایش [[دعا]] کرد<ref>ابن سعد، ج۷، ص۳۰۴؛ ابن علی، ج۲، ص۴۰.</ref> و بار دیگر از پرچمداران آن حضرت بود<ref>ابن عدی، ج۲، ص۴۰؛ ابن عساکر، ج۱۰، ص۵۲۰.</ref>. اما این مطلب نمی‌تواند درست باشد؛ زیرا هیچ یک از کتاب‌های [[سیره]] و [[مغازی]]، به شرکت او در غزوات اشاره نکرده‌اند. در برخی منابع، وی را نیای [[ابوبکر بن ابی مریم]] دانسته‌اند <ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۳۲؛ ابن حجر، ج۷، ص۳۰۸.</ref> که [[اشتباه]] است؛ چون در این صورت، [[پدر]] اوست؛ در حالی که نام پدر ابوبکر، [[عبدالله]] بود. البته می‌تواند از باب انتساب به جد باشد. بر پایه روایتی از [[ابومریم]]، روزی اعرابی‌ای [[خدمت]] [[رسول خدا]] {{صل}} آمد و از آغاز [[نبوت]] پرسید. آن [[حضرت]]، [[میثاق]] گرفتن [[خداوند]] از رسول خدا {{صل}} را، همچون دیگر [[پیامبران]] و [[بشارت]] به [[مسیح]] را از مسائل آغاز نبوت شمرد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۳۳.</ref>. چون این [[روایت]] با اندکی [[تغییر]] از [[ابو مریم]] کندی نیز نقل شده است<ref>ر. ک: طبرانی، مسند، ج۲، ص۹۸.</ref> ممکن است [[تصور]] شود آن دو یکی هستند، اما با توجه به تفاوت اطلاعات دیگر، به نظر می‌رسد آن دو یکی نباشند. بر اساس روایتی دیگر از ابومریم، رسول خدا {{صل}} از خوردن سوسمار [[نهی]] فرمود<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۳۴.</ref>. منابع در مورد سال و نحوه [[مرگ]] وی گزارشی نداده‌اند.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابومریم غسانی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۵۱۳.</ref>
۲۲۴٬۸۸۵

ویرایش