عکاظ: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۸۱۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۰ مهٔ ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - '، -' به ' -'
جز (جایگزینی متن - '، -' به ' -')
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۵: خط ۵:
| پرسش مرتبط  =
| پرسش مرتبط  =
}}
}}
بازارهای موسمی محلی برای [[اجتماع]] [[اعراب]] برای [[داد و ستد]] و تأمین نیازهای داخلی انان بود. '''عکاظ''' از معروفترین این بازارها و نزدیک [[عرفات]] قرار داشت و در ایام [[حج]] برپا می‌‌شد. [[بازار]] عکاظ به سببب [[شأن]] حرم مکه، از [[تقدس]] و [[احترام]] بسیاری برخوردار بود. در این بازار علاوه بر [[تجارت]]، رد و بدل شدن [[پیمان]] [[نامه]] و [[قضاوت]]، عرصه جلوه‌گری شعرا و خطبای بنام [[عرب جاهلی]] بود. بازار عکاظ بهترین مکان بای [[تبلیغ دین اسلام]] بود و [[پیامبر]]{{صل}} در ایام برگزاری این بازار [[اسلام]] را بین اعراب و قبالی [[تبلیغ]] می‌‌کرد. این بازار در سال ١٢٩ هجری برای همیشه تعطیل شد.
بازارهای موسمی محلی برای [[اجتماع]] [[اعراب]] برای [[داد و ستد]] و تأمین نیازهای داخلی انان بود. '''عکاظ''' از معروفترین این بازارها و نزدیک [[عرفات]] قرار داشت و در ایام [[حج]] برپا می‌‌شد. [[بازار]] عکاظ به سببب [[شأن]] حرم مکه، از [[تقدس]] و [[احترام]] بسیاری برخوردار بود. در این بازار علاوه بر [[تجارت]]، رد و بدل شدن [[پیمان]] [[نامه]] و [[قضاوت]]، عرصه جلوه‌گری شعرا و خطبای بنام [[عرب جاهلی]] بود. بازار عکاظ بهترین مکان بای [[تبلیغ دین اسلام]] بود و [[پیامبر]] {{صل}} در ایام برگزاری این بازار [[اسلام]] را بین اعراب و قبالی [[تبلیغ]] می‌‌کرد. این بازار در سال ١٢٩ هجری برای همیشه تعطیل شد.


==مقدمه==
== مقدمه ==
[[اعراب]] علاوه بر [[تجارت]] کالا به سرزمین‌های دیگر، برای تأمین نیازهای داخلی، اجتماعات و بازارگاه‌هایی را بر پا کرده بودند که [[قبایل]] مختلف [[عرب]] و حتی [[غیر عرب]]، در آن به [[داد و ستد]] می‌پرداختند؛ از جمله مهم‌ترین این بازارها، عکاظ بود. ریشه [[عربی]] این کلمه، از {{عربی|عَکَظَ یَعکِظ عُکاظاً}} است. [[ابن منظور]] در شرح آن می‌گوید: {{عربی|فيعكظ بعضهم بالفخار ای یَدَعَك}}<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۷، ص۴۴۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۱۴۰.</ref>؛ عکاظ را عکاظ می‌گفتند؛ چون [[عرب]] در آن جمع می‌شدند و به دیگران [[تفاخر]] می‌کردند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۹۵.</ref>.
[[اعراب]] علاوه بر [[تجارت]] کالا به سرزمین‌های دیگر، برای تأمین نیازهای داخلی، اجتماعات و بازارگاه‌هایی را بر پا کرده بودند که [[قبایل]] مختلف [[عرب]] و حتی [[غیر عرب]]، در آن به [[داد و ستد]] می‌پرداختند؛ از جمله مهم‌ترین این بازارها، عکاظ بود. ریشه [[عربی]] این کلمه، از {{عربی|عَکَظَ یَعکِظ عُکاظاً}} است. [[ابن منظور]] در شرح آن می‌گوید: {{عربی|فيعكظ بعضهم بالفخار ای یَدَعَك}}<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۷، ص۴۴۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۱۴۰.</ref>؛ عکاظ را عکاظ می‌گفتند؛ چون [[عرب]] در آن جمع می‌شدند و به دیگران [[تفاخر]] می‌کردند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۹۵.</ref>.


==موقعیت جغرافیایی عکاظ==
== موقعیت جغرافیایی عکاظ ==
این بازار در بالای نجد و نزدیک [[عرفات]]<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۷۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۶۷.</ref>، بین منطقه نخله و [[طائف]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۹۰.</ref>، در دشتی وسیع با عرضی بیشتر از ده میل<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۷۰.</ref> واقع شده بود. [[بازار]] عکاظ در یکی از مراحل [[صنعا]] قرار داشت<ref>محمود شکری آلوسی، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۶۷؛ محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۳.</ref> و فاصله‌اش تا [[مکه]] سه روز و تا [[طائف]]، یک روز راه بود<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۲، ص۳۸۲.</ref>. عکاظ، تابع [[طائف]] به شمار می‌آمد<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۲، ص۳۸۲؛ محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۳.</ref> و گفته شده است از آن ثقیف و [[قیس]] بن عیلان بود<ref>ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۱۴۰.</ref>.
این بازار در بالای نجد و نزدیک [[عرفات]]<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۷۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۶۷.</ref>، بین منطقه نخله و [[طائف]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۹۰.</ref>، در دشتی وسیع با عرضی بیشتر از ده میل<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۷۰.</ref> واقع شده بود. [[بازار]] عکاظ در یکی از مراحل [[صنعا]] قرار داشت<ref>محمود شکری آلوسی، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۶۷؛ محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۳.</ref> و فاصله‌اش تا [[مکه]] سه روز و تا [[طائف]]، یک روز راه بود<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۲، ص۳۸۲.</ref>. عکاظ، تابع [[طائف]] به شمار می‌آمد<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۲، ص۳۸۲؛ محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۳.</ref> و گفته شده است از آن ثقیف و [[قیس]] بن عیلان بود<ref>ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۱۴۰.</ref>.


عکاظ تمام مشخصات یک بازار بزرگ را دارا بود. در بین [[عرب جاهلی]]، عادت بر این بود که بازار مشترک [[قبایل]]، در زمینی هموار و در حد امکان، وسیع واقع شود. قرار داشتن در محل تلاقی راه‌های اصلی و دیده شدن از راه دور، از شروط دیگر یک بازار بزرگ، برشمرده می‌شد و همه این شروط در بازار عکاظ فراهم آمده بود <ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۲، ص۳۸۲.</ref>؛ از این رو به عنوان بزرگ‌ترین بازار [[جاهلی]] [[شهرت]] یافت<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۹۵-۹۶.</ref>.
عکاظ تمام مشخصات یک بازار بزرگ را دارا بود. در بین [[عرب جاهلی]]، عادت بر این بود که بازار مشترک [[قبایل]]، در زمینی هموار و در حد امکان، وسیع واقع شود. قرار داشتن در محل تلاقی راه‌های اصلی و دیده شدن از راه دور، از شروط دیگر یک بازار بزرگ، برشمرده می‌شد و همه این شروط در بازار عکاظ فراهم آمده بود <ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۲، ص۳۸۲.</ref>؛ از این رو به عنوان بزرگ‌ترین بازار [[جاهلی]] [[شهرت]] یافت<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۹۵-۹۶.</ref>.


==ایام عکاظ==
== ایام عکاظ ==
چون موسم [[حج]] در [[ماه]] ذی‌الحجه فرا می‌رسید. [[مردم]] برای حضور در [[حج]] بیرون می‌آمدند، روز اول ذی‌القعده در بازار عکاظ حاضر می‌شدند و بیست شب آنجا اقامت می‌کردند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۵۹؛ ابن حبیب بغدادی، المنمق فی أخبار القریش، ص۲۲۸؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۱۴۰.</ref>.[[بازار]] عکاظ بر پا می‌شد و [[مردم]] با چهره‌های نقابدار<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۷۱.</ref> آنان در کنار کالاها و محصولات خود و اطراف رهبرشان در خیمه‌های خویش سکونت می‌کردند. حاضران در منازلی که هر [[قبیله]] برای خود بنا می‌کرد، وارد می‌شدند و به خرید و فروش می‌پرداختند<ref>محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۱.</ref>. افراد [[قبایل]] برای خرید و فروش کالاها، با یکدیگر اجتماع می‌کردند و چون آن بیست روز سپری می‌شد، به بازار مجنه<ref>محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۱.</ref> و ذی‌المجاز می‌رفتند<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۷۰.</ref>. سپس برای انجام مراسم [[حج]]، راهی [[مکه]] می‌شدند.
چون موسم [[حج]] در [[ماه]] ذی‌الحجه فرا می‌رسید. [[مردم]] برای حضور در [[حج]] بیرون می‌آمدند، روز اول ذی‌القعده در بازار عکاظ حاضر می‌شدند و بیست شب آنجا اقامت می‌کردند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۵۹؛ ابن حبیب بغدادی، المنمق فی أخبار القریش، ص۲۲۸؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۱۴۰.</ref>.[[بازار]] عکاظ بر پا می‌شد و [[مردم]] با چهره‌های نقابدار<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۷۱.</ref> آنان در کنار کالاها و محصولات خود و اطراف رهبرشان در خیمه‌های خویش سکونت می‌کردند. حاضران در منازلی که هر [[قبیله]] برای خود بنا می‌کرد، وارد می‌شدند و به خرید و فروش می‌پرداختند<ref>محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۱.</ref>. افراد [[قبایل]] برای خرید و فروش کالاها، با یکدیگر اجتماع می‌کردند و چون آن بیست روز سپری می‌شد، به بازار مجنه<ref>محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۱.</ref> و ذی‌المجاز می‌رفتند<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۷۰.</ref>. سپس برای انجام مراسم [[حج]]، راهی [[مکه]] می‌شدند.


خط ۲۴: خط ۲۴:
در بازار عکاظ که بازاری بزرگ برای همه اهل جزیره به شمار می‌آمد، از هر سرزمینی کالاهای تجاری و صنعتی به این بازار آورده می‌شد؛ شراب از هجر، [[عراق]]، غزه و [[بصره]]؛ روغن از بادیه‌ها؛ پشم‌های شتر و گوسفند از [[یمن]]؛ پارچه‌های حریر، روغن، کشمش و [[سلاح]] از [[شام]] و نیز انواع عطرها و سلاح‌های [[جنگی]] از مناطق دیگر، در این بازار عرضه می‌شد<ref>سعید الأفغانی، اسواق العرب فی الجاهلیه و الاسلام، ص۲۷۸.</ref>. همچنین اشیای دیگری را که در بازارهای [[عرب]] وجود نداشت از [[ایران]]، [[روم]] و بسیاری از کشورهای به آنجا می‌آوردند<ref>سعید الأفغانی، اسواق العرب فی الجاهلیه و الاسلام، ص۲۷۸؛ هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۲۸.</ref>. همچنین بازارهای برده‌فروشی از هر نژاد در آن تشکیل می‌شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۸۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۴۹۵.</ref>. از بردگان سیاه حبشی گرفته تا سپیداندامان رومی، کنیزکان [[هندی]]، [[مصری]] و ایرانی و [[زنان]] آسیای میانه عرضه و به فروش می‌رسیدند<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۲۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۹۶-۹۷.</ref>.
در بازار عکاظ که بازاری بزرگ برای همه اهل جزیره به شمار می‌آمد، از هر سرزمینی کالاهای تجاری و صنعتی به این بازار آورده می‌شد؛ شراب از هجر، [[عراق]]، غزه و [[بصره]]؛ روغن از بادیه‌ها؛ پشم‌های شتر و گوسفند از [[یمن]]؛ پارچه‌های حریر، روغن، کشمش و [[سلاح]] از [[شام]] و نیز انواع عطرها و سلاح‌های [[جنگی]] از مناطق دیگر، در این بازار عرضه می‌شد<ref>سعید الأفغانی، اسواق العرب فی الجاهلیه و الاسلام، ص۲۷۸.</ref>. همچنین اشیای دیگری را که در بازارهای [[عرب]] وجود نداشت از [[ایران]]، [[روم]] و بسیاری از کشورهای به آنجا می‌آوردند<ref>سعید الأفغانی، اسواق العرب فی الجاهلیه و الاسلام، ص۲۷۸؛ هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۲۸.</ref>. همچنین بازارهای برده‌فروشی از هر نژاد در آن تشکیل می‌شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۸۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۴۹۵.</ref>. از بردگان سیاه حبشی گرفته تا سپیداندامان رومی، کنیزکان [[هندی]]، [[مصری]] و ایرانی و [[زنان]] آسیای میانه عرضه و به فروش می‌رسیدند<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۲۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۹۶-۹۷.</ref>.


==[[دین]] و تأثیر آن در این بازار==
== [[دین]] و تأثیر آن در این بازار ==
بازارها در شبه [[جزیره عربستان]]، در واقع اماکنی [[عبادی]] بودند که به علت [[شأن]] [[حرم]] [[مکه]]، از تقدس و [[احترام]] بسیاری برخوردار بودند<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۲، ص۳۸۲.</ref>. بازارها، جزئی از [[حرم]]، به شمار می‌آمدند؛ به گونه‌ای که بازاری مثل عکاظ، از موسم‌های [[حجاز]] بود<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۷۰.</ref>. در نظر اکثر [[حجاج]]، موسم مترادف کلمه "[[مناسک]]" بود<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۲، ص۳۸۲.</ref>؛ از این رو [[قبایل]] [[قریش]] و دیگر [[قبایل]]، همواره بر این امر تأکید می‌ورزیدند که در بازارهای عکاظ، مجنه و ذی‌المجاز فقط با [[لباس]] [[احرام]]، شرکت کنید<ref>محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۴.</ref>. به علت همین [[قداست]]، [[جان]] و [[مال]] [[مردم]] از آغاز موسم تا پایان بازار، در [[امان]] بود و هیچ خونی ریخته نمی‌شد<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۷۰-۲۷۱.</ref>. در عکاظ، صخره‌هایی به عنوان انصاب و [[حرم]] بود که [[مردم]]، گرد آن، [[طواف]] و [[حج]] انجام می‌دادند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲؛ محمود شکری آلوسی، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۶۷.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۹۷-۹۸.</ref>.
بازارها در [[شبه جزیره عربستان]]، در واقع اماکنی [[عبادی]] بودند که به علت [[شأن]] [[حرم]] [[مکه]]، از تقدس و [[احترام]] بسیاری برخوردار بودند<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۲، ص۳۸۲.</ref>. بازارها، جزئی از [[حرم]]، به شمار می‌آمدند؛ به گونه‌ای که بازاری مثل عکاظ، از موسم‌های [[حجاز]] بود<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۷۰.</ref>. در نظر اکثر [[حجاج]]، موسم مترادف کلمه "[[مناسک]]" بود<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۲، ص۳۸۲.</ref>؛ از این رو [[قبایل]] [[قریش]] و دیگر [[قبایل]]، همواره بر این امر تأکید می‌ورزیدند که در بازارهای عکاظ، مجنه و ذی‌المجاز فقط با [[لباس]] [[احرام]]، شرکت کنید<ref>محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۴.</ref>. به علت همین [[قداست]]، [[جان]] و [[مال]] [[مردم]] از آغاز موسم تا پایان بازار، در [[امان]] بود و هیچ خونی ریخته نمی‌شد<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۷۰-۲۷۱.</ref>. در عکاظ، صخره‌هایی به عنوان انصاب و [[حرم]] بود که [[مردم]]، گرد آن، [[طواف]] و [[حج]] انجام می‌دادند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲؛ محمود شکری آلوسی، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۶۷.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۹۷-۹۸.</ref>.


==از لحاظ [[سیاسی]] و [[اجتماعی]]==
== از لحاظ [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] ==
علاوه بر [[شأن]] تجاری و [[دینی]]، جنبه‌های [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] این بازار نیز در خور توجه است. عکاظ هم‌چون [[کنگره]] بزرگ [[اعراب]] بود که مستمند و [[غنی]]، [[قوی]] و ضعیف، بازرگان و هنرمند و... در آن گرد هم می‌شدند و درباره [[اختلافات]]، کشمکش‌ها و دیگر امور خود، گفت و شنود می‌کردند و نظر می‌دادند<ref>شوقی ضیف، عصر جاهلی، ص۸۷؛ هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۲۸.</ref>.
علاوه بر [[شأن]] تجاری و [[دینی]]، جنبه‌های [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] این بازار نیز در خور توجه است. عکاظ هم‌چون [[کنگره]] بزرگ [[اعراب]] بود که مستمند و [[غنی]]، [[قوی]] و ضعیف، بازرگان و هنرمند و... در آن گرد هم می‌شدند و درباره [[اختلافات]]، کشمکش‌ها و دیگر امور خود، گفت و شنود می‌کردند و نظر می‌دادند<ref>شوقی ضیف، عصر جاهلی، ص۸۷؛ هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۲۸.</ref>.


خط ۳۴: خط ۳۴:
در آنجا [[خون]] خائنان هدر می‌رفت<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۳۹.</ref>. آنجا [[زنان]] [[قریشی]] [[بزرگواری]] نیز بودند که خود را برای یافتن شوهر مناسب، به مردان عرضه می‌کردند<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۳۹.</ref>. در این بازار، افرادی موجه و با [[نفوذ]] بر [[مسند]] [[قضا]] می‌نشستند و بین [[قبایل]] [[قضاوت]] می‌کردند<ref>محمود شکری آلوسی، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۶۷.</ref>. از جمله این [[قضات]] [[أناس تمیمی]]، [[اقرع بن حابس تمیمی]]<ref>محمود شکری آلوسی، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۶۷.</ref> و [[مازن بن مالک تمیمی]]<ref>خیر الدین زرکلی، الأعلام، ج۵، ص۲۵۵.</ref> بودند که از [[حکّام]] و [[قضات]] معروف موسم عکاظ برشمرده می‌شدند. در ضمن، نباید فراموش کرد که [[معاویة بن شریف]] نیز به عنوان [[رئیس]] موسم عکاظ و یکی از [[قضات]] آن، فردی کاملاً شناخته شده بود <ref>خیر الدین زرکلی، الأعلام، ج۷، ص۲۶۱.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۹۸-۹۹.</ref>.
در آنجا [[خون]] خائنان هدر می‌رفت<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۳۹.</ref>. آنجا [[زنان]] [[قریشی]] [[بزرگواری]] نیز بودند که خود را برای یافتن شوهر مناسب، به مردان عرضه می‌کردند<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۳۹.</ref>. در این بازار، افرادی موجه و با [[نفوذ]] بر [[مسند]] [[قضا]] می‌نشستند و بین [[قبایل]] [[قضاوت]] می‌کردند<ref>محمود شکری آلوسی، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۶۷.</ref>. از جمله این [[قضات]] [[أناس تمیمی]]، [[اقرع بن حابس تمیمی]]<ref>محمود شکری آلوسی، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۶۷.</ref> و [[مازن بن مالک تمیمی]]<ref>خیر الدین زرکلی، الأعلام، ج۵، ص۲۵۵.</ref> بودند که از [[حکّام]] و [[قضات]] معروف موسم عکاظ برشمرده می‌شدند. در ضمن، نباید فراموش کرد که [[معاویة بن شریف]] نیز به عنوان [[رئیس]] موسم عکاظ و یکی از [[قضات]] آن، فردی کاملاً شناخته شده بود <ref>خیر الدین زرکلی، الأعلام، ج۷، ص۲۶۱.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۹۸-۹۹.</ref>.


==جنبه ادبی==
== جنبه ادبی ==
بازار عکاظ عرصه جلوه‌گری شعرا و خطبای بنام [[عرب جاهلی]] نیز بود. همه [[علوم]]، تواریخ و حکمت‌های [[اعراب]] در شعرشان منعکس می‌شده است و بزرگان و رؤسای [[قبایل]] نیز شیفتگی خاصی به آن نشان می‌داده‌اند <ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۸۰۳.</ref>. [[اعراب جاهلی]]، [[شاعران]] خود را در بازارهایی که بر پا می‌کردند، حاضر می‌ساختند<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۸۰۳.</ref> تا [[قبایل]] و [[اقوام]] دیگر، اشعارشان را بشنوند. این اشعار، غالباً در ذکر [[مناقب]] پدرانشان و [[احساس]] [[غرور]] نسبت به [[جنگ‌ها]] و پیروزی‌های گذشته‌شان بود<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲؛ زکریا بن محمد قزوینی، آثار البلاد و اخبار العباد، ص۸۵.</ref>. هر یک از این [[شاعران]]، [[شعر]] خود را بر بزرگان و فحول بیان و صاحبان [[بصیرت]]، عرضه می‌داشت تا بافت و سبک شعری‌شان، باز شناخته شود، بعد [[بهترین]] اشعارشان را بر ارکان [[بیت‌الله الحرام]] - که [[جایگاه]] حج‌گزاری بود - می‌آویختند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲.</ref>. از جمله این شعرای نامی، [[نابغه زبیانی]] است. او اهل [[حجاز]] بود و خیمه‌ای سرخ در بازار عکاظ بر پا می‌کرد و شعرای بزرگی چون اعشی، حسان و خنساء، اشعارشان را نزد او می‌آوردند<ref>خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۳، ص۵۵.</ref>. عوف بن محلِم [[شیبانی]] هم از دیگر شاعرانی است که در عکاظ، [[خیمه]] بر پا می‌کرد<ref>خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۵، ص۹۶.</ref>.
بازار عکاظ عرصه جلوه‌گری شعرا و خطبای بنام [[عرب جاهلی]] نیز بود. همه [[علوم]]، تواریخ و حکمت‌های [[اعراب]] در شعرشان منعکس می‌شده است و بزرگان و رؤسای [[قبایل]] نیز شیفتگی خاصی به آن نشان می‌داده‌اند <ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۸۰۳.</ref>. [[اعراب جاهلی]]، [[شاعران]] خود را در بازارهایی که بر پا می‌کردند، حاضر می‌ساختند<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۸۰۳.</ref> تا [[قبایل]] و [[اقوام]] دیگر، اشعارشان را بشنوند. این اشعار، غالباً در ذکر [[مناقب]] پدرانشان و [[احساس]] [[غرور]] نسبت به [[جنگ‌ها]] و پیروزی‌های گذشته‌شان بود<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲؛ زکریا بن محمد قزوینی، آثار البلاد و اخبار العباد، ص۸۵.</ref>. هر یک از این [[شاعران]]، [[شعر]] خود را بر بزرگان و فحول بیان و صاحبان [[بصیرت]]، عرضه می‌داشت تا بافت و سبک شعری‌شان، باز شناخته شود، بعد [[بهترین]] اشعارشان را بر ارکان [[بیت‌الله الحرام]] - که [[جایگاه]] حج‌گزاری بود - می‌آویختند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲.</ref>. از جمله این شعرای نامی، [[نابغه زبیانی]] است. او اهل [[حجاز]] بود و خیمه‌ای سرخ در بازار عکاظ بر پا می‌کرد و شعرای بزرگی چون اعشی، حسان و خنساء، اشعارشان را نزد او می‌آوردند<ref>خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۳، ص۵۵.</ref>. عوف بن محلِم [[شیبانی]] هم از دیگر شاعرانی است که در عکاظ، [[خیمه]] بر پا می‌کرد<ref>خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۵، ص۹۶.</ref>.


خط ۴۱: خط ۴۱:
در کنار [[کرسی]] شعرسرایی، [[منابر]] [[وعظ]] و [[تبلیغ]] نیز بر پا بود. در این بازار، [[خطیبان]] [[سخنوری]] مانند [[قیس بن ساعده أیادی]]، به ایراد [[سخنرانی]] در این بازار می‌پرداختند<ref>محمود شکری آلوسی، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۶۷؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۱۰۱.</ref>. همچنین این بازار، فرصتی مناسب برای [[راهبان]] بود تا برای [[نفوذ]] کلیساهای خویش بکوشند <ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۲۹.</ref>. [[یهودیان]]، کتاب‌های خود را برای [[مردم]] می‌خواندند<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۲۹.</ref> و [[کاهنان]] حکمت‌های [[ایران]] و [[هند]] را با عبارت‌های مسجع باز می‌گفتند<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۲۹.</ref>.
در کنار [[کرسی]] شعرسرایی، [[منابر]] [[وعظ]] و [[تبلیغ]] نیز بر پا بود. در این بازار، [[خطیبان]] [[سخنوری]] مانند [[قیس بن ساعده أیادی]]، به ایراد [[سخنرانی]] در این بازار می‌پرداختند<ref>محمود شکری آلوسی، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۶۷؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۱۰۱.</ref>. همچنین این بازار، فرصتی مناسب برای [[راهبان]] بود تا برای [[نفوذ]] کلیساهای خویش بکوشند <ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۲۹.</ref>. [[یهودیان]]، کتاب‌های خود را برای [[مردم]] می‌خواندند<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۲۹.</ref> و [[کاهنان]] حکمت‌های [[ایران]] و [[هند]] را با عبارت‌های مسجع باز می‌گفتند<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ج۱، ص۲۹.</ref>.


در تواریخ [[نقل]] شده است که [[حضرت]] ختمی [[مرتبت]]{{صل}} نیز در ابتدای [[رسالت]] خویش، ده سال در موسم [[حج]]، به سراغ [[حجاج]] در بازارهای مجنه، عکاظ و خیمه‌هایشان در [[منا]] می‌رفت و با شرکت کردن در مجامع آنها، به [[تبلیغ]] [[دین اسلام]] می‌پرداخت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۸؛ محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۴.</ref>؛ تا اینکه در [[سال یازدهم هجری]] با افرادی از [[قبیله]] [[اوس]] [[ملاقات]] کرد و با عرضه [[اسلام]] بر آنها، پایه‌های یک [[دولت اسلامی]] را در [[مدینه]] بنیان نهاد<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۵۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۹۹-۱۰۰.</ref>.
در تواریخ [[نقل]] شده است که [[حضرت]] ختمی [[مرتبت]] {{صل}} نیز در ابتدای [[رسالت]] خویش، ده سال در موسم [[حج]]، به سراغ [[حجاج]] در بازارهای مجنه، عکاظ و خیمه‌هایشان در [[منا]] می‌رفت و با شرکت کردن در مجامع آنها، به [[تبلیغ]] [[دین اسلام]] می‌پرداخت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۸؛ محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۴.</ref>؛ تا اینکه در [[سال یازدهم هجری]] با افرادی از [[قبیله]] [[اوس]] [[ملاقات]] کرد و با عرضه [[اسلام]] بر آنها، پایه‌های یک [[دولت اسلامی]] را در [[مدینه]] بنیان نهاد<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۵۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۹۹-۱۰۰.</ref>.


==پایان کار عکاظ==
== پایان کار عکاظ ==
گزند حوادث در [[جاهلیت]]، بارها بازار معروف [[عرب]] را به تعطیلی می‌کشاند<ref>زمان وقوع جنگ‌های فجار و نیز زمانی که هشام بن مغیره، از بزرگان قریش، در مکه وفات کرد و باعث تعطیلی سه ساله عکاظ گردید (ازرقی، محمد بن عبد الله؛ اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۳)، از جمله سال‌هایی بود که عکاظ بر پا نشد. همچنین احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۰، ص۱۷۲.</ref>؛ اما اندکی بعد، دوباره برپا می‌شد تا اینکه [[اسلام]] [[ظهور]] کرد. به [[روایت]] [[بخاری]]، در ابتدا [[مسلمانان]] از [[بیم]] [[گناه]]، از شرکت در بازارهای [[جاهلی]] [[کراهت]] داشتند تا اینکه [[آیه]] ۱۹۸ [[سوره بقره]] نازل شد و آنان اجازه یافتند که در موسم [[حج]] در بازارها به [[داد و ستد]] بپردازند؛ از این رو بسیاری از بازارهای [[جاهلی]] تا سال‌ها پس از [[ظهور اسلام]]، فعال بودند<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۱، ص۱۱۶.</ref>. [[بازار]] عکاظ نیز تا اواخر دوران [[اموی]] برپا و رایج بود تا اینکه در سال ۱۲۹ [[هجری]] در پی [[قیام]] حروریان به [[رهبری]] [[مختار بن عوف ازدی]] در [[مکه]]، [[مردم]] از [[فتنه]] و [[غارت]] او ترسیدند. از آن سال به بعد، این بازار، تعطیل شد<ref>محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۳.</ref> و جای خود را به بازار "مِربَد" در [[بصره]] داد<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۱، ص۱۱۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۱۰۱.</ref>.
گزند حوادث در [[جاهلیت]]، بارها بازار معروف [[عرب]] را به تعطیلی می‌کشاند<ref>زمان وقوع جنگ‌های فجار و نیز زمانی که هشام بن مغیره، از بزرگان قریش، در مکه وفات کرد و باعث تعطیلی سه ساله عکاظ گردید (ازرقی، محمد بن عبد الله؛ اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۳)، از جمله سال‌هایی بود که عکاظ بر پا نشد. همچنین احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۰، ص۱۷۲.</ref>؛ اما اندکی بعد، دوباره برپا می‌شد تا اینکه [[اسلام]] [[ظهور]] کرد. به [[روایت]] [[بخاری]]، در ابتدا [[مسلمانان]] از [[بیم]] [[گناه]]، از شرکت در بازارهای [[جاهلی]] [[کراهت]] داشتند تا اینکه [[آیه]] ۱۹۸ [[سوره بقره]] نازل شد و آنان اجازه یافتند که در موسم [[حج]] در بازارها به [[داد و ستد]] بپردازند؛ از این رو بسیاری از بازارهای [[جاهلی]] تا سال‌ها پس از [[ظهور اسلام]]، فعال بودند<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۱، ص۱۱۶.</ref>. [[بازار]] عکاظ نیز تا اواخر دوران [[اموی]] برپا و رایج بود تا اینکه در سال ۱۲۹ [[هجری]] در پی [[قیام]] حروریان به [[رهبری]] [[مختار بن عوف ازدی]] در [[مکه]]، [[مردم]] از [[فتنه]] و [[غارت]] او ترسیدند. از آن سال به بعد، این بازار، تعطیل شد<ref>محمد بن عبد الله ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۵۳.</ref> و جای خود را به بازار "مِربَد" در [[بصره]] داد<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۱، ص۱۱۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۱۰۱.</ref>.
==عُکاظ==
از معروف‌ترین بازارهای اعراب است در [[جاهلیت]]. [[قبایل عرب]] در هر سال در آن [[اجتماع]] می‌‌کردند و در آن به [[مفاخره]] می‌‌پرداختند و شعرایشان در آن جمع شده به عرضه بهترین آثار ادبی خود می‌‌پرداختند. برخی در تحدید این بازار و بیان موقعیت دقیق آن، [[عکاظ]] را دره‌ای گفتند که بین آن تا [[طائف]] یک شب راه، و تا [[مکه]]، سه شب راه فاصله داشت. موقعیت این بازار را «[[واقدی]]»، بین [[نخله]] و طائف و ذوالمجاز – نزدیکی [[عرفه]] - و مجنّه در [[مر الظهران]] دانسته است. گفته شده که [[عرب]] در [[ماه شوال]] در این بازار مقیم می‌‌شد و سپس به «بازار مجنّه» می‌‌رفت و پس از سپری کردن بیست [[روز]] از ماه [[ذی القعده]]، به «بازار [[ذی المجاز]]» منتقل می‌‌شد و در آن به سر می‌‌برد تا ایام [[حج]] فرا می‌‌رسید.<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۴۲.</ref> همچنین برخی از متأخرین، در مورد موقعیت جغرافیایی این مکان - که امروزه در ضلع شمال شرقی قصبه «الحویه» قرار دارد - بر این اعتقادند که می‌‌توان بر این احتمال تکیه کرد که این بازار در شمال شرقی طائف در حدود سی و پنج کیلومتری پایین «[[وادی]] شرب» و در پایین «وادی [[العرج]]» قرار داشته است. ایشان در ادامه بر این نکته تأکید دارند که «با وجود آنکه مکان‌های مرتبط با این بازار مانند العبلاء، شرب، الحُرَیره و غیره، هنوز هم اماکنی مشهور و شناخته شده در این محدوده جغرافیایی هستند، با این حال، تعیین محدوده دقیق عکاظ در یک نقطه خاص دشوار است».<ref>[[عاتق بن غیث بلادی|بلادی، عاتق بن غیث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]] ص۲۱۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲''']]
# [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عکاظ (مقاله)|عکاظ]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲''']]
# [[پرونده:IM010527.jpg|22px]] [[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غيث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|'''معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش