←منابع
(←منابع) |
|||
| (۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
حضرت نوح را به [[دلیل]] [[عمر]] طولانیاش (تا ۲۵۰۰ سال هم گفتهاند) شیخ الأنبیاء مینامند. طبق برخی [[روایات]]، [[قبر]] حضرت نوح نزدیک قبر [[امیرالمؤمنین]] در [[نجف]] است. "[[نوح]]" نام یکی از [[سورههای قرآن]] نیز هست که درباره این [[پیامبر اولوالعزم]] است. | حضرت نوح را به [[دلیل]] [[عمر]] طولانیاش (تا ۲۵۰۰ سال هم گفتهاند) شیخ الأنبیاء مینامند. طبق برخی [[روایات]]، [[قبر]] حضرت نوح نزدیک قبر [[امیرالمؤمنین]] در [[نجف]] است. "[[نوح]]" نام یکی از [[سورههای قرآن]] نیز هست که درباره این [[پیامبر اولوالعزم]] است. | ||
== | == نام و نسب == | ||
اسم نوح{{ع}} «عبدالغفار» یا «عبدالملک» یا «عبدالاعلی» بوده و [[لقب]] «نوح» از این نظر به او داده شده است که سالیان دراز بر خویشتن یا بر [[قوم]] خود [[نوحهگری]] میکرد، نام پدرش «لمک» یا «لامک» بود و در مقدار عمرش [[اختلاف]] است، بعضی ۱۴۹۰ سال و در بعضی از [[روایات]] ۲۵۰۰ سال آمده و درباره قوم او نیز عمرهای طولانی در حدود ۳۰۰ سال نوشتهاند، آنچه مسلم است اینکه او عمری بسیار طولانی داشت، و طبق صریح [[قرآن]] ۹۵۰ سال در میان قومش درنگ کرد (و مشغول [[تبلیغ]] بود)<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۳۹.</ref>. | |||
==خانواده و فرزندان== | |||
=== همسر حضرت نوح === | |||
{{اصلی|همسر حضرت نوح}} | |||
[[قرآن]] به ذکر [[سرنوشت]] فشردۀ دو نفر از [[زنان]] بیتقوا که در خانۀ دو [[پیامبر]] بزرگ [[خدا]] بودند، و سرنوشت دو [[زن]] [[مؤمن]] و ایثارگر که یکی از آنها در خانۀ یکی از جبارترین مردان [[تاریخ]] بود میپردازد. میفرماید: «[[خداوند]] مثلی برای [[کافران]] زده است، مثلی به [[همسر نوح]] و [[همسر]] [[لوط]] آنها تحت [[سرپرستی]] دو [[بنده]] از [[بندگان]] [[صالح]] ما بودند، ولی به آن دو [[خیانت]] کردند. اما ارتباط آنها با این دو پیامبر بزرگ سودی به حالشان در برابر [[عذاب الهی]] نداشت»<ref>{{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا}} «خداوند برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زد که زیر سرپرستی دو بنده شایسته از بندگان ما بودند و به آن دو، خیانت ورزیدند اما آن دو (پیامبر) در برابر (عذاب) خداوند برای آنان سودی نداشتند» سوره تحریم، آیه ۱۰.</ref>. | |||
[[ | اسم [[همسر حضرت نوح]] «والهة» و اسم همسر [[حضرت لوط]] «والعه» بوده است و بعضی عکس این را نوشتهاند، یعنی نام همسر نوح را «والعه» و همسر لوط را «والهه» یا «واهله» گفتهاند. | ||
به هر حال این دو زن به این دو پیامبر بزرگ خیانت کردند، البته خیانت آنها هرگز [[انحراف]] از جادۀ [[عفت]] نبود؛ زیرا هرگز همسر هیچ [[پیامبری]] [[آلوده]] به بیعفتی نشده است، چنانکه در [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} صریحاً آمده است. «همسر هیچ پیامبری هرگز آلودۀ عمل منافی عفت نشد». خیانت همسر «لوط» این بود که با [[دشمنان]] آن پیامبر{{ع}} [[همکاری]] میکرد و [[اسرار]] خانۀ او را به [[دشمن]] میسپرد، و همسر نوح نیز چنین بود. قرآن در پایان میگوید: «به آنها گفته میشود با سایر [[دوزخیان]] وارد [[جهنم]] شوید»<ref>{{متن قرآن|وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ}} «و (به آنان) گفته شد که با (دیگر) واردشوندگان به آتش (دوزخ) درآیید» سوره تحریم، آیه ۱۰.</ref> یعنی میان شما و دیگران از این نظر هیچ امتیازی نیست!<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۵۸.</ref> | |||
== فرزندان == | === فرزندان === | ||
نوح سه فرزند داشت «حام» و «سام» و «یافث»؛ مورخان معتقدند که تمام نژادهای امروز کره زمین به آن سه فرزند باز میگردد، گروهی [[نژاد]] «حامی» هستند که در منطقه [[آفریقا]] ساکنند و گروه دیگری از نژاد «سامی» هستند که در خاورمیانه و خاور نزدیک سکنی دارند، و نژاد «یافث» را ساکنان چین میدانند. | نوح سه فرزند داشت «حام» و «سام» و «یافث»؛ مورخان معتقدند که تمام نژادهای امروز کره زمین به آن سه فرزند باز میگردد، گروهی [[نژاد]] «حامی» هستند که در منطقه [[آفریقا]] ساکنند و گروه دیگری از نژاد «سامی» هستند که در خاورمیانه و خاور نزدیک سکنی دارند، و نژاد «یافث» را ساکنان چین میدانند. | ||
«نوح» فرزند دیگری داشت بنام «[[کنعان]]» که با پدر [[مخالفت]] نمود حتی حاضر نشد در کشتی نجات به او ملحق شود، و با بدان بنشست و [[ارزش]] خاندان نبوت را گم کرد و طبق صریح [[قرآن]] سرانجام همچون سایر [[کفار]] در طوفان غرق شد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۳۹.</ref>. | «نوح» فرزند دیگری داشت بنام «[[کنعان]]» که با پدر [[مخالفت]] نمود حتی حاضر نشد در کشتی نجات به او ملحق شود، و با بدان بنشست و [[ارزش]] خاندان نبوت را گم کرد و طبق صریح [[قرآن]] سرانجام همچون سایر [[کفار]] در طوفان غرق شد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۳۹.</ref>. | ||
=== سرگذشت فرزند | ==== سرگذشت فرزند گنهکار ==== | ||
{{اصلی|فرزند حضرت نوح}} | {{اصلی|فرزند حضرت نوح}} | ||
«نوح فرزندش را که در کناری جدا از پدر قرار گرفته بود مخاطب ساخت و فریاد زد پسرم! با ما سوار شو و با [[کافران]] مباش»<ref>{{متن قرآن|وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ}} «و نوح پسرش را- که (هنوز) بر کرانهای بود- فرا خواند: پسرکم! با ما سوار شو و با کافران مباش!» سوره هود، آیه ۴۲.</ref> که فنا و نابودی دامنت را خواهد گرفت. نوح این [[پیامبر]] بزرگ نه تنها به عنوان یک پدر، بلکه به عنوان یک مربی خستگیناپذیر و پر [[امید]]، حتی در آخرین لحظه دست از وظیفۀ خود برنداشت به این امید که سخنش در [[قلب]] سخت فرزند اثر کند. | «نوح فرزندش را که در کناری جدا از پدر قرار گرفته بود مخاطب ساخت و فریاد زد پسرم! با ما سوار شو و با [[کافران]] مباش»<ref>{{متن قرآن|وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ}} «و نوح پسرش را- که (هنوز) بر کرانهای بود- فرا خواند: پسرکم! با ما سوار شو و با کافران مباش!» سوره هود، آیه ۴۲.</ref> که فنا و نابودی دامنت را خواهد گرفت. نوح این [[پیامبر]] بزرگ نه تنها به عنوان یک پدر، بلکه به عنوان یک مربی خستگیناپذیر و پر [[امید]]، حتی در آخرین لحظه دست از وظیفۀ خود برنداشت به این امید که سخنش در [[قلب]] سخت فرزند اثر کند. | ||
| خط ۳۶: | خط ۴۰: | ||
نوح دریافت که این تقاضا از پیشگاه [[پروردگار]] درست نبوده است و هرگز نباید [[نجات]] چنین [[فرزندی]] را مشمول وعدۀ الهی بر نجات خاندانش بداند؛ لذا رو به درگاه پروردگار کرد و گفت: «پروردگارا من به تو پناه میبرم از اینکه چیزی از تو بخواهم که به آن [[آگاهی]] ندارم و اگر مرا نبخشی و مشمول رحمتت قرار ندهی از زیانکاران خواهم بود»<ref>{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} «گفت: پروردگارا! من از اینکه چیزی از تو بخواهم که بدان دانشی ندارم به تو پناه میبرم و اگر مرا نیامرزی و به من بخشایش نیاوری از زیانکاران خواهم بود» سوره هود، آیه ۴۷.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۵۲.</ref> | نوح دریافت که این تقاضا از پیشگاه [[پروردگار]] درست نبوده است و هرگز نباید [[نجات]] چنین [[فرزندی]] را مشمول وعدۀ الهی بر نجات خاندانش بداند؛ لذا رو به درگاه پروردگار کرد و گفت: «پروردگارا من به تو پناه میبرم از اینکه چیزی از تو بخواهم که به آن [[آگاهی]] ندارم و اگر مرا نبخشی و مشمول رحمتت قرار ندهی از زیانکاران خواهم بود»<ref>{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} «گفت: پروردگارا! من از اینکه چیزی از تو بخواهم که بدان دانشی ندارم به تو پناه میبرم و اگر مرا نیامرزی و به من بخشایش نیاوری از زیانکاران خواهم بود» سوره هود، آیه ۴۷.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۵۲.</ref> | ||
== دین و آیین == | |||
{{اصلی|دین حضرت نوح}} | |||
شماری از [[مفسران]] در [[تفسیر آیه]] ۲۱۳سوره بقره براین باورند که [[انسانها]] پس از [[حضرت آدم]] {{ع}} تا زمان حضرت نوح {{عم}} و زندگی اجتماعی سادهای داشتند و عموماً براساس [[فطرت بشری]] میزیستند تا اینکه به تدریج [[خودبرتربینی]] و [[برتری]] جویی، [[استثمار]] دیگران، [[بتپرستی]]، [[اختلافات]] طبقاتی و در نهایت درگیریهای [[اجتماعی]] پدید آمدند<ref>جوامع الجامع، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷؛ الاصفی، ج۱، ص۱۰۲؛ المیزان، ج۱۰، ص۲۴۸.</ref> و در زمان حضرت نوح {{ع}} با [[فساد]] و [[تباهی]] میان [[مردم]] گسترش یافت<ref>سوره اعراف، آیه ۵۹- ۶۰ و سوره هود، آیه ۲۵- ۳۰.</ref>.<ref>المیزان، ج۱۰، ص۲۴۸.</ref> | |||
[[توحید]] و [[یگانهپرستی]] از میان [[مردم]] رخت بربست و [[بتپرستی]] رواج یافت<ref>سوره نوح، آیه ۱- ۳ و آیه ۲۳.</ref>. کسانی که [[ثروت]] و [[فرزندان]] بیشتری داشتند به [[استثمار]] و بهرهکشی از [[ناتوانان]] پرداختند. [[عدالت]] برچیده شد و توانمندان براساس [[خواهشهای نفسانی]] خویش بر [[مردم]] [[حاکم]] شدند. در چنین اوضاع [[اجتماعی]] و [[دینی]]، حضرت نوح {{ع}} با کتاب و [[دین]] و [[شریعت الهی]] برانگیخته شده و با [[انذار]] و [[تبشیر]]، [[مردم]] را به [[باورها]] و ارزشهای [[توحیدی]] فراخواند<ref>سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>.<ref>الميزان، ج۱۰، ص۲۴۸.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۳، ص ۲۱۳- ۲۱۴.</ref> | |||
== نبوت و رسالت== | |||
==امامت و ولایت== | |||
==ویژگیها و فضایل== | |||
===عصمت=== | |||
{{اصلی|عصمت حضرت نوح}} | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||