شرک در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴٬۲۱۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۸۹: خط ۱۸۹:


خواندن غیر خدا، اگر با [[اعتقاد]] به [[الوهیت]] مدعو نباشد، به معنی [[عبادت]] او نیست؛ ولی [[مشرکان]] از آنجا که بت‌هایشان را با اعتقاد به الوهیت می‌خواندند، عبادت آنها محسوب می‌شد؛ از این رو خواندن آنها معادل عبادت کردن‌شان به شمار می‌آمد. روشن است که چنین مطلبی ربطی به مسلمانان ندارد؛ زیرا هیچ مسلمانی، جز برای خدا برای احدی الوهیت قائل نیست.<ref>[[مهدی رستم‌نژاد|رستم‌نژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]] ص ۱۵۲</ref>.
خواندن غیر خدا، اگر با [[اعتقاد]] به [[الوهیت]] مدعو نباشد، به معنی [[عبادت]] او نیست؛ ولی [[مشرکان]] از آنجا که بت‌هایشان را با اعتقاد به الوهیت می‌خواندند، عبادت آنها محسوب می‌شد؛ از این رو خواندن آنها معادل عبادت کردن‌شان به شمار می‌آمد. روشن است که چنین مطلبی ربطی به مسلمانان ندارد؛ زیرا هیچ مسلمانی، جز برای خدا برای احدی الوهیت قائل نیست.<ref>[[مهدی رستم‌نژاد|رستم‌نژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]] ص ۱۵۲</ref>.
==کمک خواستن از غیر خداوند==
وهابیان ادعا می‌کنند: [[توسل]] کنندگان از غیر [[خدا]] [[طلب]] [[استعانت]] می‌کنند، در حالی که فقط می‌توان از خدا طلب استعانت نمود، چنان که در هر [[نماز]] می‌گوییم: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}<ref>«تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref>.
تازه اگر [[یاری خواستن]] از [[اولیای الهی]] در حال حیات‌شان مشکلی نداشته باشد، بی‌تردید پس از مرگ‌شان دارای اشکالات بسیار است. ابن القیم - یکی از نویسندگان [[وهابی]]- می‌نویسد: {{عربی|و من أنواعه، طلب الحوائج من الموتى و الاستغاثة بهم و التوجه إليهم}}؛ «از اقسام [[شرک]]، درخواست [[حاجت]] از [[مردگان]] و [[طلب یاری]] از آنان و توجه به آنها است»<ref>مدارج السالکین، ج۱، ص۳۵۳.</ref>.
بنابراین آنان که [[حاجات]] خود را از غیر خدا طلب می‌کنند یا در انجام [[کارها]] از آنان [[استمداد]] می‌جویند، دچار شرک شده و از [[مشرکان]] شمرده می‌شوند. چنان که [[شیعیان]] هنگام انجام دادن کارهای مشکل یا حتی کارهایی چون برخاستن از جا، به عنوان استعانت از امام‌شان، جمله «[[یا علی]]» را بر زبان جاری می‌سازند.
این مسئله - که یکی از زیرشاخه‌های موضوع [[توسل]] است- در چند نکته قابل بررسی است:
'''نکته نخست''': اصل کمک کردن و کمک خواستن یکی از اصول بنیادین [[اجتماعی]] است که به عنوان اصل [[تعاون]] و [[همکاری]] در [[اسلام]] شناخته می‌شود. [[خداوند]]، [[انسان]] را به گونه‌ای آفرید که به کمک و [[یاری]] همنوع خود نیازمند است و بر اثر همین [[نیازمندی]] است که [[نظام]] [[زندگی اجتماعی]] انسان سامان می‌یابد.
[[قرآن]] با اشاره به اصل [[تسخیر]] و تسخّر بین [[انسان‌ها]]، [[حکمت]] [[اختلاف]] استعدادها و ظرفیت‌ها را، تحقق همین اصل تعاون می‌داند که با آن، رابطه تعاملی و همکاری متقابل شکل می‌گیرد. قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا}}<ref>«آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایه‌هایی برتری داده‌ایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم می‌آورند بهتر است» سوره زخرف، آیه ۳۲.</ref>.
روشن است که به [[خدمت]] گرفتن یکدیگر، همان کمک کردن و کمک خواستن از یکدیگر است؛ از این رو قرآن [[ذوالقرنین]] را می‌ستاید و از قول وی نقل می‌کند که در ساختن [[سدّ]] از قومش [[طلب یاری]] کرد، وی گفت: {{متن قرآن|مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ}}<ref>«گفت: آنچه پروردگارم در آن مرا توانمند کرده بهتر است، بنابراین مرا با نیرویی (انسانی) یاری دهید تا میان شما و آنان دیواری بنا نهم» سوره کهف، آیه ۹۵.</ref>.
همچنین خداوند به [[مسلمانان]] دستور می‌دهد اگر مسلمانان غیر [[مهاجر]] از شما [[طلب]] کمک کردند، به یاری آنان بشتابید {{متن قرآن|وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ}}<ref>«کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیده‌اند و در راه خداوند با مال و جانشان جهاد کرده‌اند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رسانده‌اند دوستان یکدیگرند و کسانی که ایمان آورده و هجرت نکرده‌اند شما را با آنان هیچ پیوندی نیست تا آنکه هجرت گزینند و اگر از شما در دین یاری بجویند باید یاری کنید مگر در برابر گروهی که میان شما و آنان پیمانی است و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره انفال، آیه ۷۲.</ref>.
[[قرآن]] از پیرو [[موسی]]{{ع}} نقل می‌کند که وی برای [[غلبه]] بر دشمنش از موسی{{ع}} [[طلب یاری]] کرد {{متن قرآن|فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ}}<ref>«و هنگام بی‌خبری مردم وارد شهر شد و در آن دو مرد را یافت یکی از گروه خویش و دیگری از دشمنانش که با هم کارزار می‌کردند؛ آنکه از گروه (خود) او بود در برابر آنکه از دشمنانش بود از وی یاری خواست، پس موسی مشتی بر او زد که او را کشت، (موسی) گفت: این از کار شیطان است که او دشمن گمراه‌کننده آشکاری است» سوره قصص، آیه ۱۵.</ref>.
این [[آیات]] و دیگر آیات مشابه نشان می‌دهند که استعانت‌طلبیدن از غیر [[خدا]] آن‌گونه که [[وهابیان]] تصور می‌کنند، موجب [[شرک]] نیست بلکه یکی از اصول عقلایی است که هم در [[سیره پیامبران]] بوده است و هم در یک [[زندگی اجتماعی]] گریزی از آن نیست.
'''نکته دوم''': [[آیه]] {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}<ref>«تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref> هیچ منافاتی با [[استعانت]] از غیر خدا ندارد. شاهدش آن است که همین [[قرآنی]] که می‌فرماید: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}} (فقط از تو طلب یاری می‌کنم) در جای دیگر، دستور می‌دهد از [[صبر]] و [[نماز]]، طلب یاری کنید. قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵.</ref>.
روشن است که نماز و صبر، از [[افعال]] [[انسان]] است و کمک خواستن از اینها، [[کمک خواستن از خدا]] نیست؛ ولی [[خداوند]] به آن امر کرده است.
از این مطلب استفاده می‌شود که هر کمک خواستن از غیر خدا، مستلزم شرک نیست، بلکه چه بسا از غیر [[خدا]] هم می‌توان [[استعانت]] جست و در عین حال از مسیر [[توحید]] خارج نشد.
'''نکته سوم''': در این گونه مباحث مهم این است که باید ملاک [[شرک]] و توحید را به [[درستی]] [[شناخت]] تا بر اساس آن، [[کارها]] را سنجید. از [[قرآن]] استفاده می‌شود که ملاک شرک و توحید، کمک خواستن یا کمک نخواستن از غیر خدا نیست، بلکه ملاک آن مستقل دیدن یا غیرمستقل دیدن وسائط است؛ یعنی اگر استعانت از غیر خدا با این [[اعتقاد]] باشد که کمک کننده، خود [[بی‌نیاز]] از خداست و به صورت مستقل، [[انسان]] را [[یاری]] می‌کند، چنین کمک خواستنی بی‌تردید «شرک» است، حتی اگر چنین [[اعتقادی]] در امور طبیعی هم باشد، باز شرک است؛ مثلاً اگر کسی اعتقاد داشته باشد که [[خورشید]] بدون [[اذن خدا]]، مستقلاً [[نور]] و حرارت می‌دهد یا [[زمین]] بدون اذن خدا و بی‌نیاز از خدا، سرسبزی و [[حیات]] می‌بخشد، چنین اعتقادی شرک است؛ ولی اگر استعانت از غیر خدا، به معنی [[یاری خواستن]] از نیرویی باشد که خدا در [[اختیار]] آن غیر قرار داده، بی‌گمان چنین استعانتی نه تنها شرک نیست بلکه عین توحید است؛ زیرا [[خداوند]] چنین خواسته است که [[فیض]] خویش را از رهگذر سلسله اسباب و مسببات به انسان محتاج برساند؛ البته روشن است که هیچ سببی از اسباب - چه طبیعی و چه [[غیر طبیعی]]- در اثربخشی خویش استقلالی از خود ندارد.
'''نکته چهارم''': اگر ملاک شرک و توحید به درستی شناخته شود، دیگر وجود و عدم آن در [[اختیار انسان]] نیست؛ یعنی نمی‌توان قسمتی از آن را پذیرفت و قسمتی دیگر را نپذیرفت. در بحث مورد نظر، ملاک شرک و توحید همان اعتقاد به [[استقلال]] یا عدم استقلال وسائط و اسباب است. دیگر نمی‌توان حیات و ممات افراد را بی‌دلیل دخیل دانست. بر این اساس، اگر همان پیرو [[موسی]]{{ع}}، که از آن حضرت کمک خواست، او را مستقل در [[امداد]] خویش بداند، دچار [[شرک]] شده است، خواه در [[حیات دنیوی]] [[موسی]]{{ع}} باشد یا پس از ممات وی و اگر موسی{{ع}} را مستقل در [[امداد]] نداند، عین [[توحید]] است باز فرقی نمی‌کند که موسی{{ع}} در حال [[حیات]] باشد یا از دار [[دنیا]] رفته باشد؛ زیرا مهم، وجود یا عدم وجود ملاک شرک است نه چیز دیگر.
به عبارت دیگر، در هیچ [[آیه]] و [[روایت]] صحیحی، حیات و ممات به عنوان ملاک شرک و توحید شناخته نشده است. آنچه از [[آیات]] و [[روایات]] در باب ملاک شرک و توحید استفاده می‌شود و [[عقل]] هم همان را [[تأیید]] می‌کند، همان [[اعتقاد]] به [[استقلال]] و عدم استقلال وسائط و اسباب است نه حیات و ممات.
بنابراین، [[یاری خواستن]] از اولیایی که از دار دنیا [[رحلت]] کرده‌اند، خصوصاً با توجه به مسئله [[حیات برزخی]] که مورد تأیید [[قرآن]] است، تا زمانی که آنان را مستقل در تأثیر ندانیم، هیچ ارتباطی با شرک ندارد.
از آنجا که مسئله حیات برزخی پیش از این، در بحث «صدا زدن اموات» به صورت کامل‌تر تبیین شده است، در این جا به همین مقدار اکتفا می‌شود.
'''نکته پنجم''': اما این که [[شیعیان]] در حال انجام کارهایی چون برخاستن از جا، کلمه «[[یا علی]]» را بر زبان جاری می‌سازند، شاید این کار بازتاب عملکرد [[زشت]] [[معاویه]] و [[بنی امیه]] بود که هنگام برخاستن، آن حضرت را [[سبّ]] می‌کردند. [[ابن عساکر]] می‌نویسد: {{عربی|كان لا يقوم أحد من بني أمية الا سب عليا}}؛ «هرگاه شخصی از بنی امیه برمی‌خاست، علی را مورد [[سب]] قرار می‌داد»<ref>تاریخ مدینة دمشق، ج۵، ص۹۶. </ref>.
بازتاب چنین عملی موجب شد تا شیعیان برای کاستن از فضاحتی که [[دشمنان امیرمؤمنان]]{{ع}} آن را به بار آورده بودند، اقدامی متناسب با آن انجام دهند. افزون بر این که یاد علی{{ع}} در هر موقعیت بنابر فرموده [[پیامبر اکرم]]{{صل}} خودش [[عبادت]] است. [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|ذِكْرُ عَلِيٍّ عِبَادَةٌ}}؛ «یادکرد [[نام علی]] خودش عبادت خداست»<ref>تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۵۶.</ref>.
کمک خواستن از دیگران، هیچ منع [[شرعی]] و [[عقلی]] ندارد. [[اعتقاد]] به [[استقلال]] وسائط و اسباب یا عدم استقلال آن، ملاک [[توحید]] و [[شرک]] است که در [[قرآن]] آمده است. صِرف [[استمداد]] جستن از اسباب و وسائط، ارتباطی با مسئله شرک ندارد.<ref>[[مهدی رستم‌نژاد|رستم‌نژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]] ص ۱۵۷</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۱۹

ویرایش