بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
[[اسلام]] مکتبی جامع و منطبق با سرشت آدمی است که در همه عصرها [[قدرت]] پاسخگویی به نیازهای [[انسان]] را دارد. [[آموزههای اسلامی]] در ۳ بُعد [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام]] خلاصه میشود. این تعالیم هر کدام در حوزه خود نیازهای انسان را تأمین و [[هدایت]] او را تضمین میکنند. [[فقه]] و احکام آن در مقام عمل متکفّل [[شناخت]] راه صحیح از سقیم و تبیین کننده عمل خوب از بد، براساس [[مصالح]] و [[مفاسد]] است. | [[اسلام]] مکتبی جامع و منطبق با سرشت آدمی است که در همه عصرها [[قدرت]] پاسخگویی به نیازهای [[انسان]] را دارد. [[آموزههای اسلامی]] در ۳ بُعد [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام]] خلاصه میشود. این تعالیم هر کدام در حوزه خود نیازهای انسان را تأمین و [[هدایت]] او را تضمین میکنند. [[فقه]] و احکام آن در مقام عمل متکفّل [[شناخت]] راه صحیح از سقیم و تبیین کننده عمل خوب از بد، براساس [[مصالح]] و [[مفاسد]] است. | ||
انجام [[تکالیف]]، جز با [[معرفت]] و شناخت ممکن نیست و یگانه راه شناخت و معرفت تکالیف ـ باتوجه به صعوبت [[احتیاط]] در همه امور ـ اجتهاد و [[فقاهت]] است. اگر [[احکام شرعی]] در همه موضوعات، روشن بود، هر مکلّفی میتوانست حکم را به | انجام [[تکالیف]]، جز با [[معرفت]] و شناخت ممکن نیست و یگانه راه شناخت و معرفت تکالیف ـ باتوجه به صعوبت [[احتیاط]] در همه امور ـ اجتهاد و [[فقاهت]] است. اگر [[احکام شرعی]] در همه موضوعات، روشن بود، هر مکلّفی میتوانست حکم را به سادگی [[شناسایی]] کند و عمل خویش را بر آن منطبق سازد و نیازی به کاوش و تحقیق نداشت؛ ولی عواملی گوناگون از جمله فاصله زمانی ما با [[زمان]] [[تشریع]] و نقش [[علوم]] گوناگون دیگر، سبب ابهام در شناخت احکام شده است و همین امر سبب پیدایش و گسترش علم فقه شده تا با [[استنباط]] و اجتهاد، احکام و [[وظایف]] مکلّفان مشخّص شود و آنان بتوانند [[اعمال]] خود را در [[عبادات]]، معاملات، سیاسات و امور کیفری بر [[شریعت]] منطبق سازند و چون این کار، امری نظری و نیازمند صرف وقت برای [[تعلّم]] است و اگر همه افراد به تحصیل ملکه اجتهاد و فقاهت بپردازند، [[نظام]] معیشتی [[جامعه]] مختل میشود، تنها گروهی به آن [[اقدام]] میکنند و دیگران به آنان مراجعه و احکام را از آنان فرامیگیرند<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجتهاد - یوسفی مقدم (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۲۰-۱۴۷.</ref>. | ||
== [[تاریخ]] [[اجتهاد]] == | == [[تاریخ]] [[اجتهاد]] == | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
== منابع اجتهاد == | == منابع اجتهاد == | ||
# [[قرآن کریم]]: از مهمترین منابع استنباط که بهسبب صدور قطعی آن از ناحیه خدا و اعجاز جاوید آن در میان منابع ویژگی خاصی دارد، [[قرآن کریم]] است. تحدّی [[قرآن]]<ref>سوره اسراء، آیه۸۸؛ سوره هود، آیه ۱۳- ۱۴؛ سوره یونس، آیه۳۸.</ref>، اهمّیت مسلمانان به حفظ آیات [[قرآن]]، وجود نویسندگان [[وحی]] که آیات را بدون فزونی و کاستی مینوشتند و اهمّیت تلاوت قرآن میان مسلمانان، همه بر غیرقابل تردید بودن [[قرآن]] مهر تأیید میزند و آن را حجّتی قطعی حتّی برای آیندگان تا دامنه قیامت قرار میدهد<ref>المیزان، ج۱، ص۵۷؛ احسن الحدیث، ج۱، ص۷۲ و ج۲، ص۳۸۶؛ علماصولالفقه، ص۳۴ـ۳۵؛ الاصولالعامه، ص۱۰۰ـ۱۰۱.</ref>. نصوص [[قرآن]]، حجتی قطعی است؛ زیرا احتمال خلاف در آن وجود ندارد. ظواهر آن نیز برای همه حجّت است و به مخاطب یا زمانی خاص اختصاص ندارد. | # '''[[قرآن کریم]]:''' از مهمترین منابع استنباط که بهسبب صدور قطعی آن از ناحیه خدا و اعجاز جاوید آن در میان منابع ویژگی خاصی دارد، [[قرآن کریم]] است. تحدّی [[قرآن]]<ref>سوره اسراء، آیه۸۸؛ سوره هود، آیه ۱۳- ۱۴؛ سوره یونس، آیه۳۸.</ref>، اهمّیت مسلمانان به حفظ آیات [[قرآن]]، وجود نویسندگان [[وحی]] که آیات را بدون فزونی و کاستی مینوشتند و اهمّیت تلاوت قرآن میان مسلمانان، همه بر غیرقابل تردید بودن [[قرآن]] مهر تأیید میزند و آن را حجّتی قطعی حتّی برای آیندگان تا دامنه قیامت قرار میدهد<ref>المیزان، ج۱، ص۵۷؛ احسن الحدیث، ج۱، ص۷۲ و ج۲، ص۳۸۶؛ علماصولالفقه، ص۳۴ـ۳۵؛ الاصولالعامه، ص۱۰۰ـ۱۰۱.</ref>. نصوص [[قرآن]]، حجتی قطعی است؛ زیرا احتمال خلاف در آن وجود ندارد. ظواهر آن نیز برای همه حجّت است و به مخاطب یا زمانی خاص اختصاص ندارد. | ||
# سنّت "قول، فعل یا تقریر معصوم {{ع}}: دلیل اعتبار سنّت نبوی آیاتی است که در آن به تبعیت از [[پیامبر خاتم|رسول الله]] {{صل}} امر شده {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ}}<ref>ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید؛ سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> و نیز اجماعی که همه مسلمانان بر عمل به سنّت نبوی {{صل}} دارند<ref>علم اصول الفقه، ص۳۷ـ۳۸.</ref>. درباره سنّت [[اهل بیت]] {{عم}} بحث است که آیا مانند سنّت [[پیامبر خاتم|رسول الله]] {{صل}} حجّت است یا نه. [[امامیه]] معتقدند سنّت بر حسب اصطلاح، توسعه داشته فعل، قول و تقریر [[امامان]] {{عم}} را شامل میشود. بر این مطلب به آیاتی نیز استدلال میکنند؛ از جمله، [[ | # '''سنّت "قول، فعل یا تقریر معصوم {{ع}}:''' دلیل اعتبار سنّت نبوی آیاتی است که در آن به تبعیت از [[پیامبر خاتم|رسول الله]] {{صل}} امر شده {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ}}<ref>ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید؛ سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> و نیز اجماعی که همه مسلمانان بر عمل به سنّت نبوی {{صل}} دارند<ref>علم اصول الفقه، ص۳۷ـ۳۸.</ref>. درباره سنّت [[اهل بیت]] {{عم}} بحث است که آیا مانند سنّت [[پیامبر خاتم|رسول الله]] {{صل}} حجّت است یا نه. [[امامیه]] معتقدند سنّت بر حسب اصطلاح، توسعه داشته فعل، قول و تقریر [[امامان]] {{عم}} را شامل میشود. بر این مطلب به آیاتی نیز استدلال میکنند؛ از جمله، [[آیه تطهیر]]<ref>سوره احزاب، آیه۳۳.</ref>. | ||
# اجماع: [[امامیه]]، حجّیت اجماع را تبعی و آن را به اعتبار کاشف بودن آن از رأی معصوم، حجّت میدانند و [[اهل سنت]]، اجماع را حجّتی مستقل میشمرند<ref>معالم الاصول، ص۱۷۴ـ۱۷۵؛ فرائد الاصول، ص۱۲۷؛ المستصفی، ج۱، ص۱۷۳؛ موسوعة طبقات الفقهاء (مقدمه)، ق ۱، ص۱۳۴ـ۱۶۱.</ref>. | # '''اجماع:''' [[امامیه]]، حجّیت اجماع را تبعی و آن را به اعتبار کاشف بودن آن از رأی معصوم، حجّت میدانند و [[اهل سنت]]، اجماع را حجّتی مستقل میشمرند<ref>معالم الاصول، ص۱۷۴ـ۱۷۵؛ فرائد الاصول، ص۱۲۷؛ المستصفی، ج۱، ص۱۷۳؛ موسوعة طبقات الفقهاء (مقدمه)، ق ۱، ص۱۳۴ـ۱۶۱.</ref>. | ||
# عقل: بعضی گفتهاند: مدرکات عقل نظری دو قسم است: یکی آنچه عقل، در ادراک آن استقلال دارد، مانند ادراک حُسن و قُبح برخی از اشیا و دیگری مدرکاتی که عقل در ادراک آن استقلال ندارد. مقصود ما از عقل، عقل نظری است که پس از انضمام بیان شارع به حکم ثابت عقلی یا شرعی و ملازمه میان آن دو حاصل میشود<ref>اصول الفقه، مظفر، ج۳ـ۴، ص۱۲۱ و ۱۲۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجتهاد - یوسفی مقدم (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۲۰-۱۴۷.</ref> | # '''عقل:''' بعضی گفتهاند: مدرکات عقل نظری دو قسم است: یکی آنچه عقل، در ادراک آن استقلال دارد، مانند ادراک حُسن و قُبح برخی از اشیا و دیگری مدرکاتی که عقل در ادراک آن استقلال ندارد. مقصود ما از عقل، عقل نظری است که پس از انضمام بیان شارع به حکم ثابت عقلی یا شرعی و ملازمه میان آن دو حاصل میشود<ref>اصول الفقه، مظفر، ج۳ـ۴، ص۱۲۱ و ۱۲۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجتهاد - یوسفی مقدم (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۲۰-۱۴۷.</ref> | ||
== اجتهاد و [[خاتمیت]] == | == اجتهاد و [[خاتمیت]] == | ||
بهدلیل آنکه اجتهاد مفهومی نسبی و متکامل است و در هر عصر و زمانی [[بینش]] و [[درک]] مخصوصی ایجاب میکند که البته این نسبیّت از دو چیز ناشی میشود: قابلیت و استعداد پایانناپذیر | بهدلیل آنکه اجتهاد مفهومی نسبی و متکامل است و در هر عصر و زمانی [[بینش]] و [[درک]] مخصوصی ایجاب میکند که البته این نسبیّت از دو چیز ناشی میشود: قابلیت و استعداد پایانناپذیر منابع اسلامی برای [[کشف]] و تحقیق و [[تکامل]] طبیعی علوم و [[افکار]] بشری؛ لذا میتوان آن را یکی از دلایل خاتمیت دانست<ref>[[مرتضی مطهری]]، مجموعه آثار، ج۳، ص۲۰۲.</ref>. علمای [[امّت]] در عصر خاتمیّت که عصر [[علم]] است، قادرند با [[معرفت]] به اصول کلی اسلام و [[شناخت]] شرایط [[زمان]] و مکان، کلیّات را با شرایط و مقتضیّات زمانی و مکانی تطبیق دهند و حکم الهی را استخراج و [[استنباط]] نمایند<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۱۸۵.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۹.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||