←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
* متأسفانه کسانی از معاصرین نیز مانند [[رشید رضا]]، [[احمد امین]]، [[فرید وجدی]]، [[دکتر حسن ابراهیم]] و... چنین حرفها را پذیرفته و [[نقل]] کردهاند. محققان ثابت کردهاند که "[[عبداللّه بن سبا]]" یک [[شخصیت]] موهوم و خیالی است و [[دشمنان]] [[شیعه]] آن را ساخته و پرداختهاند. [[علامه مرتضی عسکری]] با [[دلایل]] متعدد، موهوم بودن [[شخصیت]] او را [[اثبات]] کرده است.<ref>در کتاب عبد اللّه بن سبا دو جلد به فارسی نیز ترجمه شده است</ref> قبل از او نیز کسانی در وجود او تشکیک کردهاند، مثل [[طه حسین]] در "[[الفتنة الکبری]]" و "[[علیّ و بنوه]]" [[علی الوردی]] در "وعّاظ السلاطین"، [[کاشف الغطاء]] در "[[اصل الشیعه و اصولها (کتاب)|اصل الشیعه و اصولها]]". مرحوم کاشف الغطا مینویسد: اصولا هیچ بعید نیست بگوییم عبداللّه بن سبا و [[مجنون بنی عامر]] و [[ابی هلال]] و امثال اینها [[مردمان]] موهوم و افسانههای [[خرافی]] هستند که قصّهگوها و داستانسراها [[اسامی]] آنها را [[جعل]] کردهاند.<ref>اصل الشیعه و اصولها ص ۵۷</ref> نقلهای متناقض [[تاریخی]] دربارۀ او آنقدر زیاد است که موهوم بودن [[شخصیت]] او را تقویت میکند.<ref>در این باره ر. ک. موسوعة الامام علی بن ابی طالب ج۳ ص ۲۹۱، الغدیر ج۹ ص۲۱۸، «عبد اللّه بن سبا» ابراهیم بیضون، «عبد اللّه بن سبا» مرتضی عسکری، «شیعهشناسی و پاسخ به شبهات» ج۱ص۹۷، «شیعه و تهمتهای ناروا» محمد رضا عطایی</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۷۹.</ref> | * متأسفانه کسانی از معاصرین نیز مانند [[رشید رضا]]، [[احمد امین]]، [[فرید وجدی]]، [[دکتر حسن ابراهیم]] و... چنین حرفها را پذیرفته و [[نقل]] کردهاند. محققان ثابت کردهاند که "[[عبداللّه بن سبا]]" یک [[شخصیت]] موهوم و خیالی است و [[دشمنان]] [[شیعه]] آن را ساخته و پرداختهاند. [[علامه مرتضی عسکری]] با [[دلایل]] متعدد، موهوم بودن [[شخصیت]] او را [[اثبات]] کرده است.<ref>در کتاب عبد اللّه بن سبا دو جلد به فارسی نیز ترجمه شده است</ref> قبل از او نیز کسانی در وجود او تشکیک کردهاند، مثل [[طه حسین]] در "[[الفتنة الکبری]]" و "[[علیّ و بنوه]]" [[علی الوردی]] در "وعّاظ السلاطین"، [[کاشف الغطاء]] در "[[اصل الشیعه و اصولها (کتاب)|اصل الشیعه و اصولها]]". مرحوم کاشف الغطا مینویسد: اصولا هیچ بعید نیست بگوییم عبداللّه بن سبا و [[مجنون بنی عامر]] و [[ابی هلال]] و امثال اینها [[مردمان]] موهوم و افسانههای [[خرافی]] هستند که قصّهگوها و داستانسراها [[اسامی]] آنها را [[جعل]] کردهاند.<ref>اصل الشیعه و اصولها ص ۵۷</ref> نقلهای متناقض [[تاریخی]] دربارۀ او آنقدر زیاد است که موهوم بودن [[شخصیت]] او را تقویت میکند.<ref>در این باره ر. ک. موسوعة الامام علی بن ابی طالب ج۳ ص ۲۹۱، الغدیر ج۹ ص۲۱۸، «عبد اللّه بن سبا» ابراهیم بیضون، «عبد اللّه بن سبا» مرتضی عسکری، «شیعهشناسی و پاسخ به شبهات» ج۱ص۹۷، «شیعه و تهمتهای ناروا» محمد رضا عطایی</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۷۹.</ref> | ||
[[عبدالله بن سبا]] و نظریه [[عصمت]] | == [[عبدالله بن سبا]] و نظریه [[عصمت]] == | ||
[[ابن تیمیه]] نظریه [[عصمت]] را از ساختهها و نظرگاههای [[عبدالله بن سبا]] میشمارد. با اینکه ابن تیمیه اعتراف میکند که لفظ عصمت در [[کلام]] ابن [[سبا]] یافت نمیشود؛ اما ازآنجاکه ابن سبا [[معتقد]] به [[الوهیت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]] علی {{ع}} میباشد درنتیجه قول به عصمت را نیز میتوان از ابداعات ابن سبا قلمداد کرد<ref>ابن تیمیه، مجموعه فتاوی شیخ الاسلام، ج۴، ص۵۱۸؛ همو، منهاج السنة النبویه، ج۴، ص۶؛ ناصر القفاری، اصول مذهب الشیعه.</ref>. | [[ابن تیمیه]] نظریه [[عصمت]] را از ساختهها و نظرگاههای [[عبدالله بن سبا]] میشمارد. با اینکه ابن تیمیه اعتراف میکند که لفظ عصمت در [[کلام]] ابن [[سبا]] یافت نمیشود؛ اما ازآنجاکه ابن سبا [[معتقد]] به [[الوهیت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]] علی {{ع}} میباشد درنتیجه قول به عصمت را نیز میتوان از ابداعات ابن سبا قلمداد کرد<ref>ابن تیمیه، مجموعه فتاوی شیخ الاسلام، ج۴، ص۵۱۸؛ همو، منهاج السنة النبویه، ج۴، ص۶؛ ناصر القفاری، اصول مذهب الشیعه.</ref>. | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
سبائیان هرجا که بودند به منظور [[پیشرفت]] برنامه رهبرشان، [[مردم]] را علیه [[فرمانداران]] میشورانیدند و اعلامیههایی در [[انتقاد]] از [[حکومت]] وقت مینوشتند و به شهرهای خارج از محیط خود میفرستادند. نتیجه این [[تبلیغات]] آن شد که عدهای از [[مسلمانان]] با این تحریکات برانگیخته و به سوی [[مدینه]] رهسپار شدند و [[عثمان]] را در خانهاش محاصره کردند و سرانجام به [[قتل]] او [[همت]] گماشتند. همه این [[کارها]] به [[رهبری]] و مباشرت سبائیان صورت گرفت. میگویند پس از آنکه مسلمانان با علی {{ع}} [[بیعت]] کردند و [[طلحه]] و [[زبیر]] برای [[خونخواهی عثمان]] و [[جنگ جمل]] به [[بصره]] رفتند، بیرون بصره میان علی و آن دو که سرکردههای [[سپاه جمل]] بودند، تفاهم و مذاکرات [[مسالمتآمیز]] آغاز گردید. سبائیان دیدند اگر این تفاهم صورت گیرد، مسبب اصلی [[قتل عثمان]] که خود سبائیان بودند، مشخص خواهد شد، شبانه [[تصمیم]] گرفتند به هر وسیله و دسیسهای که شده [[آتش]] [[جنگ]] را برافروزند. [[پیروان]] این تصمیم بنا گزاردند دستهای از ایشان به حالت [[استتار]] میان [[سپاه علی]] {{ع}} و دسته دیگر میان [[لشکر]] طلحه و زبیر بروند. شب هنگام از [[تاریکی]] استفاده نمایند و دو لشکر را علیه یکدیگر بشورانند و نگذارند کسی از این [[راز]] [[آگاه]] شود. این نقشه خطرناک با [[موفقیت]] انجام شد. به این ترتیب آن عده در سپاه علی {{ع}} به [[سپاه]] مقابل [[تیراندازی]] کردند و عده مقابل نیز [[مقابله به مثل]] کردند و درنتیجه [[ترس]] و [[حس]] [[بدبینی]] میان دو لشکر بالا گرفت و جنگ برپا شد و جنگ بصره که به «[[جمل]]» معروف شد این چنین صورت گرفت و هیچ یک از [[فرماندهان]] متوجه نشدند که مسبب اصلی جنگ کیست<ref>مرتضی عسکری، عبدالله بن سبا، ص۴۰ - ۴۱.</ref>. | سبائیان هرجا که بودند به منظور [[پیشرفت]] برنامه رهبرشان، [[مردم]] را علیه [[فرمانداران]] میشورانیدند و اعلامیههایی در [[انتقاد]] از [[حکومت]] وقت مینوشتند و به شهرهای خارج از محیط خود میفرستادند. نتیجه این [[تبلیغات]] آن شد که عدهای از [[مسلمانان]] با این تحریکات برانگیخته و به سوی [[مدینه]] رهسپار شدند و [[عثمان]] را در خانهاش محاصره کردند و سرانجام به [[قتل]] او [[همت]] گماشتند. همه این [[کارها]] به [[رهبری]] و مباشرت سبائیان صورت گرفت. میگویند پس از آنکه مسلمانان با علی {{ع}} [[بیعت]] کردند و [[طلحه]] و [[زبیر]] برای [[خونخواهی عثمان]] و [[جنگ جمل]] به [[بصره]] رفتند، بیرون بصره میان علی و آن دو که سرکردههای [[سپاه جمل]] بودند، تفاهم و مذاکرات [[مسالمتآمیز]] آغاز گردید. سبائیان دیدند اگر این تفاهم صورت گیرد، مسبب اصلی [[قتل عثمان]] که خود سبائیان بودند، مشخص خواهد شد، شبانه [[تصمیم]] گرفتند به هر وسیله و دسیسهای که شده [[آتش]] [[جنگ]] را برافروزند. [[پیروان]] این تصمیم بنا گزاردند دستهای از ایشان به حالت [[استتار]] میان [[سپاه علی]] {{ع}} و دسته دیگر میان [[لشکر]] طلحه و زبیر بروند. شب هنگام از [[تاریکی]] استفاده نمایند و دو لشکر را علیه یکدیگر بشورانند و نگذارند کسی از این [[راز]] [[آگاه]] شود. این نقشه خطرناک با [[موفقیت]] انجام شد. به این ترتیب آن عده در سپاه علی {{ع}} به [[سپاه]] مقابل [[تیراندازی]] کردند و عده مقابل نیز [[مقابله به مثل]] کردند و درنتیجه [[ترس]] و [[حس]] [[بدبینی]] میان دو لشکر بالا گرفت و جنگ برپا شد و جنگ بصره که به «[[جمل]]» معروف شد این چنین صورت گرفت و هیچ یک از [[فرماندهان]] متوجه نشدند که مسبب اصلی جنگ کیست<ref>مرتضی عسکری، عبدالله بن سبا، ص۴۰ - ۴۱.</ref>. | ||
=== [[نقد]] دیدگاه انتساب نظریه [[عصمت]] به [[عبدالله بن سبا]] === | |||
حدود ده قرن است که [[تاریخ نویسان]] [[قصه]]«عبدالله بن سبا» را مینویسند. [[رشید رضا]]<ref>متوفای ۱۳۵۶ق.</ref> این داستان را از [[تاریخ]] کامل [[ابن اثیر]] نقل کرده است<ref>رشید رضا، الشیعه و السنه، ص۶۰۴.</ref>. ابوالفداء<ref>متوفای ۷۳۲ق.</ref> نیز در کتاب تاریخ خود «المختصر» آن را از ابن اثیر نقل نموده است. به خود ابن اثیر<ref>متوفای ۶۳۰ ق.</ref> نیز که مراجعه میکنیم میگوید مطالب کتاب «[[الکامل]]» را از کتاب «تاریخ [[طبری]]» اخذ نموده است. او میگوید: «کتاب [[امام]] [[ابوجعفر]] طبری<ref>متوفای ۳۱۰ق.</ref> تنها کتابی است که نزد [[عامه]] [[مردم]] مورد [[اعتماد]] بوده است و اگر اختلافی رخ دهد، برای [[رفع اختلاف]] به آن کتاب مراجعه میکنند. من هم [[روایات]] آن را بدون آنکه از یکی از آنها را صرف نظر کنم، آورده ام و هیچ بر آن نیفزودهام»<ref>علی ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ص۵.</ref>. | حدود ده قرن است که [[تاریخ نویسان]] [[قصه]]«عبدالله بن سبا» را مینویسند. [[رشید رضا]]<ref>متوفای ۱۳۵۶ق.</ref> این داستان را از [[تاریخ]] کامل [[ابن اثیر]] نقل کرده است<ref>رشید رضا، الشیعه و السنه، ص۶۰۴.</ref>. ابوالفداء<ref>متوفای ۷۳۲ق.</ref> نیز در کتاب تاریخ خود «المختصر» آن را از ابن اثیر نقل نموده است. به خود ابن اثیر<ref>متوفای ۶۳۰ ق.</ref> نیز که مراجعه میکنیم میگوید مطالب کتاب «[[الکامل]]» را از کتاب «تاریخ [[طبری]]» اخذ نموده است. او میگوید: «کتاب [[امام]] [[ابوجعفر]] طبری<ref>متوفای ۳۱۰ق.</ref> تنها کتابی است که نزد [[عامه]] [[مردم]] مورد [[اعتماد]] بوده است و اگر اختلافی رخ دهد، برای [[رفع اختلاف]] به آن کتاب مراجعه میکنند. من هم [[روایات]] آن را بدون آنکه از یکی از آنها را صرف نظر کنم، آورده ام و هیچ بر آن نیفزودهام»<ref>علی ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ص۵.</ref>. | ||