بحث:حکم تکلیفی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰٬۲۸۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «==نویسنده: آقای ظرافتی== ==مقدمه== * احکام خمسه، احکام پنج‌گانه‌ای که از سوی [...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==نویسنده: آقای ظرافتی==
==متن تفصیلی==
==اقسام [[احکام]]==
*[[احکام شرعی]] فرعی به دو قسم تکلیفی و وضعی تقسیم می‌شوند.
# '''[[حکم تکلیفی]]''': عبارت است از حکمی [[شرعی]] که مستقیم به فعل مکلّف تعلّق می‌گیرد و بایدها و نبایدهایی که وظیفۀ او را در ابعاد مختلف [[زندگی]]، اعم از شخصی، [[عبادی]]، [[خانوادگی]]، [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] مشخص می‌سازد، مانند [[حرمت]] نوشیدن شراب، [[وجوب]] [[نماز]]، [[وجوب]] [[انفاق]] بر بعضی از [[نزدیکان]] و [[اباحه]] احیای [[زمین]] موات و [[وجوب]] [[عادل]] بودن [[حاکم]]<ref>ر.ک: فرهنگ‌نامه اصول فقه، ج۱، ص:۱۰۶-۱۰۷.</ref>.
# '''[[حکم وضعی]]''': غیر از [[احکام تکلیفی]] بقیه [[احکام]] را [[احکام وضعی]] می‌نامند مانند: [[طهارت]] و [[نجاست]]، صحت و بطلان، مالکیّت و زوجیت. [[حکم وضعی]] به‌ علت اینکه غالباً موضوع و زمینه برای [[حکم تکلیفی]] است به این اسم نامیده شده است. به عنوان مثال مردی که قصد [[ازدواج]] با زنی را دارد آن [[زن]] نباید با مرد دیگری پیوند زوجیت داشته باشد در غیر این صورت [[ازدواج]] [[جدید]] صحیح نخواهد بود و هر گونه [[زندگی]] وارتباط [[زناشویی]] برای آن دو [[حرام]] است. در این مثال زوجیت [[حکم وضعی]] است که زمینه تحقق یافتن [[حکم تکلیفی]] [[حرمت]] است<ref>ر.ک: مشکینی، علی، اصطلاحات اصول.</ref>.
*[[احکام تکلیفی]] را به این جهت تکلیفی می‌گویند که معمولاً دارای کلفت و [[مشقت]] است، مانند: [[نماز]] و [[روزه]]. [[وجوب]] [[حکم تکلیفی]] برای [[انسان]] منوط به تحقق شرایط [[تکلیف]] است؛ از این رو، [[انسان]] غیر بالغ، دیوانه و [[ناتوان]]، مکلّف به عمل به آن نیست. [[حکم تکلیفی]] می‌تواند در مورد واحدی برای دو نفر یکسان یا متفاوت باشد مثل نمازهای پنج‌گانه روزانه که برای همۀ [[مکلفین]] اعم از سالم و مریض، [[جوان]] و پیر [[حکم]] یکسانی دارد، امّا تکلیفی مثل [[روزه]] [[ماه رمضان]] برای [[مکلف]] مریضی که [[روزه]] گرفتن برای او ضرر دارد [[حرام]] و در عین حال برای [[مکلف]] سالم [[واجب]] است<ref>ر.ک: فرهنگ‌نامه اصول فقه، ج۱، ص:۱۰۶-۱۰۷؛ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ج۳، ص ۳۵۶-۳۵۵.</ref>.
*یکی از فرق‌های [[احکام تکلیفی]] با [[احکام وضعی]] این است که در [[احکام تکلیفی]]، [[حکم]] به نفس ماهیت و عنوان تعلق گرفته است و به افراد و مصادیق خارجی سرایت نمی‌کند؛ البته [[امتثال]] [[حکم تکلیفی]] به این است که [[طبیعت]] در خارج وجود پیدا کند و وجودش عامل سقوط [[تکلیف]] خواهد بود. اما در [[احکام وضعی]]، موضوع اصلی، وجودات خارجی است. بین [[حکم وضعی]] و تکلیفی از نظر مفهوم هیچ گونه ارتباطی وجود ندارد؛ برای مثال، بین [[وجوب]] که یک [[حکم تکلیفی]] است و سببیت که یک [[حکم وضعی]] است کمال مباینت وجود دارد<ref>ر.ک: فرهنگ‌نامه اصول فقه، ج۱، ص:۱۰۶-۱۰۷؛ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ج۳، ص ۳۵۶-۳۵۵.</ref>.
==اقسام [[حکم تکلیفی]]==
*[[حکم تکلیفی]] به پنج قسم تقسیم می‌شود:
# '''[[وجوب]]''' عبارت است از [[الزام]] [[شارع]]، مکلّف را به عملی همچون [[نماز]]، [[روزه]] و [[حج]]؛ در نتیجه [[واجب]] به فعلی گفته می‌شود که [[شارع]] به گونه الزامی آن را از مکلّف خواسته است، بدون آنکه در ترک آن ـ جز در حال [[ضرورت]] ـ رخصتی به وی داده باشد.
# '''[[استحباب]]''' عبارت است از اینکه [[شارع]] انجام دادن کاری را از مکلّف بخواهد؛ بدون آنکه الزامی در کار باشد؛ در نتیجه [[مستحب]] به فعلی گفته می‌شود که [[شارع]] آن را از مکلّف خواسته، لکن رخصت ترک آن را نیز به وی داده است، مانند [[نماز شب]].
# '''[[حرمت]]''' عبارت است از فعلی که [[شارع]] به گونه الزامی ترک آن را از مکلّف خواسته و انجامش [[عذاب]] دارد، همچون [[دروغ]] و [[غیبت]]؛ یعنی رخصتی در فعل آن ـ جز در حال [[ضرورت]] ـ به وی نداده است.
# '''[[کراهت]]''' عبارت است از [[نهی]] [[شارع]] از انجام دادن کاری با رخصت ارتکاب آن؛ در نتیجه [[مکروه]] به فعلی اطلاق می‌گردد که [[شارع]] از آن [[نهی]] کرده، لکن رخصت انجام دادن آن را نیز داده است.
# '''[[اباحه]]''' عبارت است از مخیّر کردن [[شارع]]، بین فعل و ترک عملی بدون ترجیح یکی بر دیگری؛ در نتیجه [[مباح]] به عملی اطلاق می‌شود که فعل و ترک آن بر مکلّف به طور یکسان رواست، مانند [[راه رفتن]] [[قطع]] نظر از [[احکام]] عارضی آن<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص۴۹۹؛ فرهنگ‌نامه اصول فقه، ج۱، ص:۱۰۶-۱۰۷.</ref>.
*هیچ یک از [[اعمال]] ما خارج از یکی از اینها نیست و به این پنج [[حکم]]، یعنی [[وجوب]]، [[حرمت]]، [[استحباب]]، [[کراهت]] و [[اباحه]]، "[[احکام خمسه]]" گویند <ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی.</ref>.
*[[امام علی]]{{ع}} در بیان [[فلسفه]] برخی [[واجبات]] و [[محرمات]] می‌فرماید: «[[خداوند]] [[ایمان]] را برای پالایش از [[شرک]] [[واجب]] کرد، [[نماز]] را برای دوری خود از [[خودبینی]] و [[خودپسندی]]، [[زکات]] را برای [[گشایش]] روزی، [[روزه]] را برای [[آزمایش]] [[خلوص]] [[بندگان]]، [[حجّ]] را برای تقویت [[دین]]، [[جهاد]] را برای [[عزّت]] و شکست‌ناپذیری [[اسلام]]، [[امر به معروف]] را برای [[مصلحت]] توده، [[نهی از منکر]] را برای بازداشتن نادانان، پیوند با [[خویشان]] را برای رویش [[نسل]]، [[قصاص]] را برای [[حفاظت]] از [[خون‌ریزی]]، [[اجرای حدود الهی]] را برای جلوگیری از [[گناهان]]، ترک شراب‌خواری را برای نگه‌داری [[عقل]]، دوری از دزدی را برای [[ضرورت]] [[پاک‌دامنی]]، ترک آلودگیِ دامن را برای [[حفظ]] [[خاندان]] و تبار، ترک هم‌جنس‌بازی را برای [[حفظ]] [[نسل]]، به [[قانون]] [[گواهی]] دادن را برای [[کشف]] مطالب انکارشده، [[ترک دروغ]] را برای [[بزرگ‌داشت]] و [[احترام]] [[راست‌گویی]]، [[سلام]] را برای [[امنیّت]] از ترس‌ها، [[امامت]] را برای سامان دادن [[امّت]] و [[اطاعت]] را برای تحقّق [[امامت]]»<ref>{{متن حدیث|فَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ، وَ الصَّلَاةَ تَنْزِیهاً عَنِ الْکِبْرِ، وَ الزَّکَاةَ تَسْبِیباً لِلرِّزْقِ، وَ الصِّیَامَ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْقِ، وَ الْحَجَّ [تَقْوِیَةً] تَقْرِبَةً لِلدِّینِ، وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ، وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَامِّ، وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ، وَ صِلَةَ الرَّحِمِ مَنْمَاةً لِلْعَدَدِ، وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ، وَ إِقَامَةَ الْحُدُودِ إِعْظَاماً لِلْمَحَارِمِ، وَ تَرْکَ شُرْبِ الْخَمْرِ تَحْصِیناً لِلْعَقْلِ، وَ مُجَانَبَةَ السَّرِقَةِ إِیجَاباً لِلْعِفَّةِ، وَ تَرْکَ الزِّنَی [الزِّنَا] تَحْصِیناً لِلنَّسَبِ، وَ تَرْکَ اللِّوَاطِ تَکْثِیراً لِلنَّسْلِ، وَ الشَّهَادَاتِ اسْتِظْهَاراً عَلَی الْمُجَاحَدَاتِ، وَ تَرْکَ الْکَذِبِ تَشْرِیفاً لِلصِّدْقِ، وَ السَّلَامَ أَمَاناً مِنَ الْمَخَاوِفِ، وَ الْأَمَانَةَ [الْإِمَامَةِ] نِظَاماً لِلْأُمَّةِ، وَ الطَّاعَةَ تَعْظِیماً لِلْإِمَامَةِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۴۴.</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص۴۹۹.</ref>
 
 
 
 
 
 
 
 
 
==مقدمه==
==مقدمه==
* احکام خمسه، [[احکام]] پنج‌گانه‌ای که از سوی [[خداوند]]، نسبت به همه کارهای [[انسان]] مقرّر شده است. [[دین خدا]] در همه [[شؤون]] [[زندگی]] [[رأی]] و برنامه دارد.
* احکام خمسه، [[احکام]] پنج‌گانه‌ای که از سوی [[خداوند]]، نسبت به همه کارهای [[انسان]] مقرّر شده است. [[دین خدا]] در همه [[شؤون]] [[زندگی]] [[رأی]] و برنامه دارد.
خط ۱۵: خط ۳۹:
*[[حکم تکلیفی]] به [[وجوب]]، استحباب، [[حرمت]]، کراهت و [[اباحه]] تقسیم می‌شود.
*[[حکم تکلیفی]] به [[وجوب]]، استحباب، [[حرمت]]، کراهت و [[اباحه]] تقسیم می‌شود.
*[[وجوب]] عبارت است از [[الزام]] [[شارع]]، مکلّف را به عملی همچون [[نماز]]، [[روزه]] و [[حج]]؛ در نتیجه [[واجب]] به فعلی گفته می‌شود که [[شارع]] به گونه الزامی آن را از مکلّف خواسته است، بدون آن که در ترک آن ـ جز در حال [[ضرورت]] ـ رخصتی به وی داده باشد.
*[[وجوب]] عبارت است از [[الزام]] [[شارع]]، مکلّف را به عملی همچون [[نماز]]، [[روزه]] و [[حج]]؛ در نتیجه [[واجب]] به فعلی گفته می‌شود که [[شارع]] به گونه الزامی آن را از مکلّف خواسته است، بدون آن که در ترک آن ـ جز در حال [[ضرورت]] ـ رخصتی به وی داده باشد.
*استحباب عبارت است از این که [[شارع]] انجام دادن کاری را از مکلّف بخواهد؛ بدون آن که الزامی در کار باشد؛ در نتیجه [[مستحب]] به فعلی گفته می‌شود که [[شارع]] آن را از مکلّف خواسته، لیکن رخصت ترک آن را نیز به وی داده است، مانند [[نماز]] [[نافله]].
*استحباب عبارت است از این که [[شارع]] انجام دادن کاری را از مکلّف بخواهد؛ بدون آن که الزامی در کار باشد؛ در نتیجه [[مستحب]] به فعلی گفته می‌شود که [[شارع]] آن را از مکلّف خواسته، لکن رخصت ترک آن را نیز به وی داده است، مانند [[نماز]] [[نافله]].
*[[حرمت]] عبارت است از [[الزام]] [[شارع]]، مکلّف را به اجتناب از عملی همچون [[دروغ]] و [[غیبت]]؛ در نتیجه [[حرام]] به فعلی گفته می‌شود که [[شارع]] به گونه الزامی ترک آن را از مکلّف خواسته است، یعنی رخصتی در فعل آن ـ جز در حال [[ضرورت]] ـ به وی نداده است.
*[[حرمت]] عبارت است از [[الزام]] [[شارع]]، مکلّف را به اجتناب از عملی همچون [[دروغ]] و [[غیبت]]؛ در نتیجه [[حرام]] به فعلی گفته می‌شود که [[شارع]] به گونه الزامی ترک آن را از مکلّف خواسته است، یعنی رخصتی در فعل آن ـ جز در حال [[ضرورت]] ـ به وی نداده است.
*کراهت عبارت است از [[نهی]] [[شارع]]، مکلّف را از انجام دادن کاری با رخصت ارتکاب آن؛ در نتیجه [[مکروه]] به فعلی اطلاق می‌گردد که [[شارع]] از آن [[نهی]] کرده، لیکن رخصت انجام دادن آن را نیز داده است مانند آروغ [[زدن]] روبه [[آسمان]].
*کراهت عبارت است از [[نهی]] [[شارع]]، مکلّف را از انجام دادن کاری با رخصت ارتکاب آن؛ در نتیجه [[مکروه]] به فعلی اطلاق می‌گردد که [[شارع]] از آن [[نهی]] کرده، لکن رخصت انجام دادن آن را نیز داده است مانند آروغ [[زدن]] روبه [[آسمان]].
*[[اباحه]] عبارت است از مخیّر کردن [[شارع]]، مکلّف را بین فعل و ترک عملی بدون ترجیح یکی بر دیگری؛ در نتیجه [[مباح]] به عملی اطلاق می‌شود که فعل و ترک آن بر مکلّف به طور یکسان روا است، مانند راه رفتن قطع نظر از [[احکام]] عارضی آن<ref>دروس فى علم الاصول۱/۲۵۸؛ الاصول العامة/۵۸ـ۶۵.</ref>.
*[[اباحه]] عبارت است از مخیّر کردن [[شارع]]، مکلّف را بین فعل و ترک عملی بدون ترجیح یکی بر دیگری؛ در نتیجه [[مباح]] به عملی اطلاق می‌شود که فعل و ترک آن بر مکلّف به طور یکسان روا است، مانند راه رفتن قطع نظر از [[احکام]] عارضی آن<ref>دروس فى علم الاصول۱/۲۵۸؛ الاصول العامة/۵۸ـ۶۵.</ref>.
*توجه [[حکم تکلیفی]] به [[انسان]] منوط به تحقق شرایط [[تکلیف]] است؛ از این رو، [[انسان]] غیر بالغ، دیوانه و [[ناتوان]] مکلّف به عمل به آن نیست<ref>اوثق الوسائل/۴۷۶.</ref><ref>مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۳، صص ۳۵۶-۳۵۵.</ref>
*توجه [[حکم تکلیفی]] به [[انسان]] منوط به تحقق شرایط [[تکلیف]] است؛ از این رو، [[انسان]] غیر بالغ، دیوانه و [[ناتوان]] مکلّف به عمل به آن نیست<ref>اوثق الوسائل/۴۷۶.</ref><ref>مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۳، صص ۳۵۶-۳۵۵.</ref>
خط ۳۴: خط ۵۸:
* احکام تکلیفی، همان بایدها و نبایدها هستند که به‌طور مستقیم به فعل فرد مربوط می‌شوند و موضوع آنها انجام یا ترک فعل است.[[حکم تکلیفی]] به پنج نوع [[واجب]]، [[حرام]]، [[مستحب]]، [[مکروه]] و [[مباح]] تقسیم می‌شود.
* احکام تکلیفی، همان بایدها و نبایدها هستند که به‌طور مستقیم به فعل فرد مربوط می‌شوند و موضوع آنها انجام یا ترک فعل است.[[حکم تکلیفی]] به پنج نوع [[واجب]]، [[حرام]]، [[مستحب]]، [[مکروه]] و [[مباح]] تقسیم می‌شود.
*[[امام]]{{ع}} در فرازهایی به برخی [[احکام الهی]] و بیان [[فلسفه]] آنها نظر داشته‌اند: [[نماز]] به منزله [[قربانی]] هر [[پرهیزکاری]] است و [[حج]]، [[جهاد]] هر ناتوان. هر چیز را زکاتی است، [[زکات]] [[بدن]]، [[روزه]] است و [[جهاد]] [[زن]]، نیکوداشتن شویش<ref>{{متن حدیث| الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِيٍّ وَ الْحَجُّ جِهَادُ كُلِّ ضَعِيفٍ وَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ زَكَاةٌ وَ زَكَاةُ الْبَدَنِ [الصَّوْمُ‏] الصِّيَامُ وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّل‏}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۱</ref>.
*[[امام]]{{ع}} در فرازهایی به برخی [[احکام الهی]] و بیان [[فلسفه]] آنها نظر داشته‌اند: [[نماز]] به منزله [[قربانی]] هر [[پرهیزکاری]] است و [[حج]]، [[جهاد]] هر ناتوان. هر چیز را زکاتی است، [[زکات]] [[بدن]]، [[روزه]] است و [[جهاد]] [[زن]]، نیکوداشتن شویش<ref>{{متن حدیث| الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِيٍّ وَ الْحَجُّ جِهَادُ كُلِّ ضَعِيفٍ وَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ زَكَاةٌ وَ زَكَاةُ الْبَدَنِ [الصَّوْمُ‏] الصِّيَامُ وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّل‏}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۱</ref>.
*هم‌چنین در بیان [[فلسفه]] برخی [[واجبات]] و [[محرمات]] نیز اشاراتی دارد، چنان‌که می‌فرماید: [[خداوند]] [[ایمان]] را برای پالایش از [[شرک]] [[واجب]] کرد، [[نماز]] را برای دوری خود از [[خودبینی]] و [[خودپسندی]]، [[زکات]] را برای [[گشایش]] روزی، [[روزه]] را برای [[آزمایش]] [[خلوص]] [[بندگان]]، [[حجّ]] را برای تقویت [[دین]]، [[جهاد]] را برای [[عزّت]] و شکست‌ناپذیری [[اسلام]]، [[امر به معروف]] را برای [[مصلحت]] توده، [[نهی از منکر]] را برای بازداشتن نادانان، پیوند با [[خویشان]] را برای رویش [[نسل]]، قصاص را برای [[حفاظت]] از [[خون‌ریزی]]، [[اجرای حدود الهی]] را برای جلوگیری از [[گناهان]]، ترک شراب‌خواری را برای نگه‌داری [[عقل]]، دوری از دزدی را برای [[ضرورت]] [[پاک‌دامنی]]، ترک آلودگیِ دامن را برای حفظ [[خاندان]] و تبار، ترک هم‌جنس‌بازی را برای حفظ [[نسل]]، به [[قانون]] گواهی دادن را برای [[کشف]] مطالب انکارشده، ترک [[دروغ]] را برای بزرگ‌داشت و [[احترام]] [[راست‌گویی]]، [[سلام]] را برای [[امنیّت]] از ترس‌ها، [[امامت]] را برای سامان دادن [[امّت]] و [[اطاعت]] را برای تحقّق [[امامت]]<ref> {{متن حدیث|فَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ، وَ الزَّكَاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ، وَ الصِّيَامَ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْقِ، وَ الْحَجَّ [تَقْوِيَةً] تَقْرِبَةً لِلدِّينِ، وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ، وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَامِّ، وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ، وَ صِلَةَ الرَّحِمِ مَنْمَاةً لِلْعَدَدِ، وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ، وَ إِقَامَةَ الْحُدُودِ إِعْظَاماً لِلْمَحَارِمِ، وَ تَرْكَ شُرْبِ الْخَمْرِ تَحْصِيناً لِلْعَقْلِ، وَ مُجَانَبَةَ السَّرِقَةِ إِيجَاباً لِلْعِفَّةِ، وَ تَرْكَ الزِّنَى [الزِّنَا] تَحْصِيناً لِلنَّسَبِ، وَ تَرْكَ اللِّوَاطِ تَكْثِيراً لِلنَّسْلِ، وَ الشَّهَادَاتِ اسْتِظْهَاراً عَلَى الْمُجَاحَدَاتِ، وَ تَرْكَ الْكَذِبِ تَشْرِيفاً لِلصِّدْقِ، وَ السَّلَامَ أَمَاناً مِنَ الْمَخَاوِفِ، وَ الْأَمَانَةَ [الْإِمَامَةِ] نِظَاماً لِلْأُمَّةِ، وَ الطَّاعَةَ تَعْظِيماً لِلْإِمَامَةِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۴۴.</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص۴۹۹.</ref>.
*هم‌چنین در بیان [[فلسفه]] برخی [[واجبات]] و [[محرمات]] نیز اشاراتی دارد، چنان‌که می‌فرماید: [[خداوند]] [[ایمان]] را برای پالایش از [[شرک]] [[واجب]] کرد، [[نماز]] را برای دوری خود از [[خودبینی]] و [[خودپسندی]]، [[زکات]] را برای [[گشایش]] روزی، [[روزه]] را برای [[آزمایش]] [[خلوص]] [[بندگان]]، [[حجّ]] را برای تقویت [[دین]]، [[جهاد]] را برای [[عزّت]] و شکست‌ناپذیری [[اسلام]]، [[امر به معروف]] را برای [[مصلحت]] توده، [[نهی از منکر]] را برای بازداشتن نادانان، پیوند با [[خویشان]] را برای رویش [[نسل]]، قصاص را برای [[حفاظت]] از [[خون‌ریزی]]، [[اجرای حدود الهی]] را برای جلوگیری از [[گناهان]]، ترک شراب‌خواری را برای نگه‌داری [[عقل]]، دوری از دزدی را برای [[ضرورت]] [[پاک‌دامنی]]، ترک آلودگیِ دامن را برای حفظ [[خاندان]] و تبار، ترک هم‌جنس‌بازی را برای حفظ [[نسل]]، به [[قانون]] گواهی دادن را برای [[کشف]] مطالب انکارشده، ترک [[دروغ]] را برای بزرگ‌داشت و [[احترام]] [[راست‌گویی]]، [[سلام]] را برای [[امنیّت]] از ترس‌ها، [[امامت]] را برای سامان دادن [[امّت]] و [[اطاعت]] را برای تحقّق [[امامت]]<ref> {{متن حدیث|فَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ، وَ الزَّكَاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ، وَ الصِّيَامَ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْقِ، وَ الْحَجَّ [تَقْوِيَةً] تَقْرِبَةً لِلدِّينِ، وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ، وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَامِّ، وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ، وَ صِلَةَ الرَّحِمِ مَنْمَاةً لِلْعَدَدِ، وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ، وَ إِقَامَةَ الْحُدُودِ إِعْظَاماً لِلْمَحَارِمِ، وَ تَرْكَ شُرْبِ الْخَمْرِ تَحْصِيناً لِلْعَقْلِ، وَ مُجَانَبَةَ السَّرِقَةِ إِيجَاباً لِلْعِفَّةِ، وَ تَرْكَ الزِّنَى [الزِّنَا] تَحْصِيناً لِلنَّسَبِ، وَ تَرْكَ اللِّوَاطِ تَكْثِيراً لِلنَّسْلِ، وَ الشَّهَادَاتِ اسْتِظْهَاراً عَلَى الْمُجَاحَدَاتِ، وَ تَرْكَ الْكَذِبِ تَشْرِيفاً لِلصِّدْقِ، وَ السَّلَامَ أَمَاناً مِنَ الْمَخَاوِفِ، وَ الْأَمَانَةَ [الْإِمَامَةِ] نِظَاماً لِلْأُمَّةِ، وَ الطَّاعَةَ تَعْظِيماً لِلْإِمَامَةِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۴۴.</ref><ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص۴۹۹.</ref>.


==[[احکام]] تکلیفی ([[اصول فقه]])==
==[[احکام]] تکلیفی ([[اصول فقه]])==
۱۳۰٬۲۷۷

ویرایش