←شب عاشورا، قاسم و استقبال از مرگ
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
مورخان از [[امام سجاد]] {{ع}} نقل کردهاند که: «شب عاشورا پدرم خطبهای خواند و به همه [[یاران]] و [[جوانان]] [[بنی هاشم]] فرمود، فردا من و همه شما کشته خواهیم شد و سپس به همه یاران و بستگان اجازه مرخصی داد تا از [[تاریکی]] شب استفاده کنند و بروند. اما هر کدام از [[اصحاب]] و بستگان برخاستند و [[اعلان]] [[وفاداری]] کردند و گفتند ما تو را ترک نمیکنیم تا کشته شویم»<ref>خطبه امام {{ع}} را در ترجمه حضرت عباس قمر بنی هاشم و مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر و اعلام وفاداری آنان را در همین اثر در ترجمه هر کدام ذکر کردهایم.</ref>. | مورخان از [[امام سجاد]] {{ع}} نقل کردهاند که: «شب عاشورا پدرم خطبهای خواند و به همه [[یاران]] و [[جوانان]] [[بنی هاشم]] فرمود، فردا من و همه شما کشته خواهیم شد و سپس به همه یاران و بستگان اجازه مرخصی داد تا از [[تاریکی]] شب استفاده کنند و بروند. اما هر کدام از [[اصحاب]] و بستگان برخاستند و [[اعلان]] [[وفاداری]] کردند و گفتند ما تو را ترک نمیکنیم تا کشته شویم»<ref>خطبه امام {{ع}} را در ترجمه حضرت عباس قمر بنی هاشم و مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر و اعلام وفاداری آنان را در همین اثر در ترجمه هر کدام ذکر کردهایم.</ref>. | ||
در پی این [[خطبه]] و [[اعلان]] [[وفاداری]] [[اصحاب]] و [[نزدیکان]]، طبق نقل [[شیخ عباس قمی]]، حضرت قاسم ـ که در سن نوجوانی بود و هنوز به حد [[بلوغ]] نرسیده بود پنداشت که | در پی این [[خطبه]] و [[اعلان]] [[وفاداری]] [[اصحاب]] و [[نزدیکان]]، طبق نقل [[شیخ عباس قمی]]، حضرت قاسم ـ که در سن نوجوانی بود و هنوز به حد [[بلوغ]] نرسیده بود پنداشت که افتخار [[شهادت]] از آنِ مردان و بزرگسالان است و شامل نوجوانان نمیشود، از این رو ـ خدمت عموی گرامیاش [[حضرت حسین]] {{ع}} عرض کرد: «آیا من هم فردا جزء کشته شدگانم»<ref>{{متن حدیث|وَ أَنَا فِی مَنْ یقْتَلُ}}این حدیث که حضرت قاسم با عم گرامیاش امام حسین {{ع}} درباره شهادت خود صحبت کرده و گفته مرگ در کام من از عسل شیرینتر است را، تنها شیخ عباس قمی در کتاب نفس المهموم از حسین بن حمدان حضینی (خصیبی) از علی بن ابی حمزه ثمالی از علی بن الحسین {{ع}} روایت کرده است، البته نسبت به راوی حدیث که حسین بن حمدان است گفته شده ضعیف و غیر موثق است و در تنقیح المقال، ج۱، ص۳۲۶ و قاموس الرجال، ج۳، ص۴۴۰، از علمای رجالی مثل نجاشی نقل میکند که حسین بن حمدان مردی فاسد المذهب و به قول ابن غضائری مردی دروغگو و فریبکار و مدعی اعتقادی لعنتی [ظاهر معتقد به بابیت بوده] است با توجه به این سابقهای که از حسین بن حمدان گفته شده سند حدیث ضعیف است و اعتماد بر آن مشکل به نظر میآید. به علاوه کتب معتبری مثل ارشاد مفید، مقتل ابو مخنف، تاریخ طبری و دیگران این حدیث را نقل نکردهاند و مرحوم آیت الله شهید مطهری در حماسه حسینی، ج۱، ص۹۳ نسبت به سند این حدیث اعتراض دارد؛ لذا به نظر مؤلف دلیل محکمی از نظر تاریخی بر این گفتوگوی امام {{ع}} و حضرت قاسم نداریم. مخفنی نماند، چه این گفت و گو در شب عاشورا بین امام {{ع}} و حضرت قاسم انجام شده باشد یا نه، اصل شهادت حضرت قاسم و فداکاری جانفشانی نور چشم امام مجتبی {{ع}} در راه امامت مولایش حضرت حسین {{ع}} تردیدی نیست که در متن، در ادامه آمده است.</ref>؛ [[امام]] {{ع}} از او پرسید: «پسرم، [[مرگ]] در نزد تو چگونه است؟»<ref>{{متن حدیث|يَا بُنَيَّ كَيْفَ الْمَوْتُ عِنْدَكَ}}.</ref> قاسم]عرض کرد: «ای عموجان، مرگ برای من از عسل شیرینتر است»<ref>{{متن حدیث|يَا عَمِّ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ}}</ref>. | ||
سپس حضرت به او فرمود: «عمویت به فدایت، آری تو هم پس از ابتلا به بلایی بزرگ کشته خواهی شد و پسر کوچکم [[عبدالله]] (شیرخواره) هم کشته میشود، بعد گفت: عمو [[جان]] کار به آنجا میرسد که | سپس حضرت به او فرمود: «عمویت به فدایت، آری تو هم پس از ابتلا به بلایی بزرگ کشته خواهی شد و پسر کوچکم [[عبدالله]] (شیرخواره) هم کشته میشود، بعد گفت: عمو [[جان]] کار به آنجا میرسد که کودک شیرخوار را بکشند؟، فرمود: آری»<ref>نفس المهموم، ص۲۲۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص ۲۴۲-۲۴۳.</ref> | ||
== قاسم عازم میدان [[نبرد]] == | == قاسم عازم میدان [[نبرد]] == | ||