معاویه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۰۸۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ اوت ۲۰۲۳
خط ۱۹۸: خط ۱۹۸:
اما [[معاویه]]، از عرب‌های قیسی و سیاستمداری با تجربه بود که به این [[تعصبات]] تا جایی که به منافعش [[خدمت]] می‌کرد، اهمیت می‌داد. [[هدف]] او این بود که عنصر [[عرب]] را تبدیل به پشتوانه‌ای اساسی برای اهداف شخصی و آرمان‌های طبقه [[حاکم]] [[اموی]] کند. به طور قطع، این [[روش سیاسی]] به اشکال گوناگون، از خلال [[سیر]] سازمانی خود، [[خلافت]] را - به [[زعم]] بیشتر [[مسلمانان]] - به [[نظام]] [[پادشاهی]] تبدیل کرد. روشن است که [[معاویه]] اگرچه به دنبال نظام پادشاهی بود، ولی علاقه داشت بیشتر به عنوان بزرگ عرب باقی بماند، نه به عنوان [[پادشاه]]. دیگر این که [[حکومت]] او با صفت [[دینی]] شناخته شود؛ زیرا [[قانون اساسی]] آن، [[اسلام]] بود که همان [[دین]] رسمی حکومت به شمار می‌رفت.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش]] و [[رسول جعفریان|جعفریان]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص۱۶.</ref>.
اما [[معاویه]]، از عرب‌های قیسی و سیاستمداری با تجربه بود که به این [[تعصبات]] تا جایی که به منافعش [[خدمت]] می‌کرد، اهمیت می‌داد. [[هدف]] او این بود که عنصر [[عرب]] را تبدیل به پشتوانه‌ای اساسی برای اهداف شخصی و آرمان‌های طبقه [[حاکم]] [[اموی]] کند. به طور قطع، این [[روش سیاسی]] به اشکال گوناگون، از خلال [[سیر]] سازمانی خود، [[خلافت]] را - به [[زعم]] بیشتر [[مسلمانان]] - به [[نظام]] [[پادشاهی]] تبدیل کرد. روشن است که [[معاویه]] اگرچه به دنبال نظام پادشاهی بود، ولی علاقه داشت بیشتر به عنوان بزرگ عرب باقی بماند، نه به عنوان [[پادشاه]]. دیگر این که [[حکومت]] او با صفت [[دینی]] شناخته شود؛ زیرا [[قانون اساسی]] آن، [[اسلام]] بود که همان [[دین]] رسمی حکومت به شمار می‌رفت.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش]] و [[رسول جعفریان|جعفریان]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص۱۶.</ref>.


==== اوضاع سیاسی دولت اسلام ====
به نظر می‌رسد اوضاع سیاسی خارج از عراق مشکل عمده‌ای برای معاویه به وجود نیاورد، به گونه‌ای که [[استانداران]] بدون [[اعتراض]]، حکومت می‌کردند. [[عمرو بن عاص]] در [[مصر]]، دو سال حکومت کرد و در سال ۴۳ / ۶۶۳ مُرد و پسرش عبدالله به مدت دوسال [[جانشین]] او شد. سپس حکومت به [[برادر]] معاویه، [[عتبة بن ابی‌سفیان]] رسید و پس از او (در سال ۴۷ / ۶۶۷) [[معاویة بن حدَیج]] [[حاکمیّت]] یافت.
اما [[حجاز]] به اعتباری از معاویه [[انتقام]] گرفت؛ زیرا به عده‌ای از شخصیت‌های اسلامی برجسته، نظیر حسن {{ع}}، برادرش حسین {{ع}}، [[عبدالله بن زبیر]] و دیگران روی آورد. ازآن رو [[معاویه]] منطقه یاد شده را مستقیماً زیر نظر گرفت و استاندارانی از [[خاندان اموی]] برای آنجا تعیین کرد تا مجری سیاستی باشند که وی ترسیم می‌کند. [[مدینه]] در دست [[مروان بن حَکَم]] و [[سعید بن عاص]] اداره می‌شد<ref>طبری، تاریخ الرسل والملوک، ص۱۷۲ و ۲۳۲.</ref>. علاوه بر آن، فعالیت‌های مختلف غیرسیاسی، نظیر [[شعر]]، موسیقی، آواز و [[علوم دینی]] را [[تشویق]] می‌کرد. این مسئله [[مکه]] و مدینه را به یکی از مهم‌ترین مراکز [[زندگی اجتماعی]] در آن [[زمان]] تبدیل کرد<ref>بیضون، ملامح التیارات السیاسیة فی القرن الاول الهجری، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش]] و [[رسول جعفریان|جعفریان]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص۳۲.</ref>.


====سیاست داخلی====
====سیاست داخلی====
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش