←اهانت به ارزشهای دینی
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۰۶: | خط ۲۰۶: | ||
[[معاویه]] چون هدفی غیر از [[حکومت]] و اشباع [[غریزه]] [[جاهطلبی]] و کامیابی از [[لذایذ]] [[زندگی]] نداشت، برای رسیدن به [[هدف]] شوم خویش از هیچگونه [[جرم]] و جنایتی خودداری نمیکرد و چون با [[امام علی]] {{ع}} و [[خاندان]] وی [[دشمن]] بود، از هیچگونه [[ظلم]] و [[تجاوز]] نسبت به خاندان آن [[حضرت]] دریغ نمیورزید. [[سلفی]] از [[عبدالله بن احمد بن حنبل]] نقل میکند که از پدرم احمد درباره امیرالمؤمنین علی {{ع}} و [[معاویه]] پرسیدم، پدرم گفت: علی {{ع}} [[دشمنان]] زیادی داشت؛ دشمنانش هر چه جستجو کردند بلکه عیبی برای او پیدا کنند، نتوانستند کمترین عیبی در او ببینند؛ لذا مردی را که با او جنگید (معاویه)، تعریف کردند و این حیلهای بود که به راه انداختند.<ref>تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی. الخلفاء، ص۱۹۹.</ref> معاویه تهاجم گستردهای را آغاز و تلاش نمود تا [[روح]] و [[جسم]] [[جامعه]] را از یاد امیرالمؤمنین علی {{ع}} و خاندانش تهیکند. او [[احکام]] صریح و بیپردهای به [[والیان]] خود نوشت تا [[سب]] و [[لعن]] [[امیرالمؤمنین]] در هر [[شهر]] و دیار انجام شود. | [[معاویه]] چون هدفی غیر از [[حکومت]] و اشباع [[غریزه]] [[جاهطلبی]] و کامیابی از [[لذایذ]] [[زندگی]] نداشت، برای رسیدن به [[هدف]] شوم خویش از هیچگونه [[جرم]] و جنایتی خودداری نمیکرد و چون با [[امام علی]] {{ع}} و [[خاندان]] وی [[دشمن]] بود، از هیچگونه [[ظلم]] و [[تجاوز]] نسبت به خاندان آن [[حضرت]] دریغ نمیورزید. [[سلفی]] از [[عبدالله بن احمد بن حنبل]] نقل میکند که از پدرم احمد درباره امیرالمؤمنین علی {{ع}} و [[معاویه]] پرسیدم، پدرم گفت: علی {{ع}} [[دشمنان]] زیادی داشت؛ دشمنانش هر چه جستجو کردند بلکه عیبی برای او پیدا کنند، نتوانستند کمترین عیبی در او ببینند؛ لذا مردی را که با او جنگید (معاویه)، تعریف کردند و این حیلهای بود که به راه انداختند.<ref>تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی. الخلفاء، ص۱۹۹.</ref> معاویه تهاجم گستردهای را آغاز و تلاش نمود تا [[روح]] و [[جسم]] [[جامعه]] را از یاد امیرالمؤمنین علی {{ع}} و خاندانش تهیکند. او [[احکام]] صریح و بیپردهای به [[والیان]] خود نوشت تا [[سب]] و [[لعن]] [[امیرالمؤمنین]] در هر [[شهر]] و دیار انجام شود. | ||
==== اهانت به ارزشهای دینی ==== | ==== هرزگی و اهانت به ارزشهای دینی ==== | ||
معاویه به هرزگی و گستاخی معروف بوده است. [[ابن ابی الحدید]] میگوید: | |||
معاویه، در [[زمان عثمان]] [[انسانی]] فوقالعاده [[بیشرم]] و گستاخ و در انجام [[کارهای زشت]] انگشتنما بود و در [[دوران عمر]] اندکی [[پردهپوشی]] کرد، ولی در همان زمان [[لباس]] [[ابریشم]] و دیبا میپوشید و در ظرف طلا و نقره آب میآشامید و بر استرهایی با زین و لگامهای زرّین و دیبای آراسته به نقشونگار، سوار میشد. | |||
در کتب [[سیره]] آمده که مردم درباره او گفتهاند: معاویه، در دوران [[عثمان]] در [[شام]] شراب مینوشید<ref>حیاة الامام الحسین، ج۲، ص۱۴۴- ۳۴۷.</ref>. از [[عبدالله بن بریده]] منقول است که گفت: من و پدرم بر معاویه وارد شدیم، ما را روی فرش نشانید و سپس برایمان [[غذا]] آوردند، خوردیم پس از صرف غذا شراب حاضر کردند و معاویه نوشید و به پدرم [[تعارف]] کرد، ولی پدرم در پاسخ او گفت: از آن زمان که [[رسول خدا]] {{صل}} شراب را [[حرام]] کرده، هرگز ننوشیدهام<ref>مسند احمد حنبل، ج۵، ص۳۴۷.</ref>. | |||
در [[روایات]] متعددی سخن از [[رباخواری]] معاویه به میان آمده است، از جمله: معاویه ظرفی از طلا و یا ورق طلایی را به بیشتر از وزن آن فروخت. | |||
[[ابودرداء]] به او گفت: از [[رسول خدا]] {{صل}} شنیدم که از فروختن چند چیز [[نهی]] فرمود مگر اینکه مثل به مثل باشند. | |||
[[معاویه]] گفت: من در آن اشکالی نمیبینم. | |||
ابودرداء به او گفت: چه کسی مرا از معاویه معذور میدارد؟ شگفتا! من سخن رسول خدا {{صل}} را به یاد وی میآورم ولی او نظر خودش را به من میگوید! من و تو هرگز در یک [[سرزمین]] گرد نیاییم. سپس ابودرداء بر [[عمر بن خطاب]] وارد شد و ماجرا را به اطلاع وی رساند و [[عمر]] به معاویه نوشت: چنین چیزی را جز مثل به مثل و یا به هموزن آن مفروش<ref>سنن نسایی، ج۷، ص۲۷۹.</ref>. | |||
ملحق کردن [[زیاد بن عبید رومی]] به [[نسب]] خود بدون [[حجّت شرعی]] و اکتفا به [[گواهی]] [[ابو مریم]] خمّار که خود نیز از نسب صحیح [[شرعی]] برخوردار نبود، از جمله مواردی است که معاویه ارزشهای [[اسلامی]] را به باد [[اهانت]] میگرفت و با این کار با سخن رسول خدا {{صل}} که فرمود: {{متن حدیث|الْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ}}<ref>ماجرای ملحق کردن زیاد و علل و اسباب و آثار آن را در کتاب «حیاة الامام الحسن بن علی»، ج۲، ص۱۷۴- ۱۹۰ بیابید.</ref>؛ فرزند از آن صاحب بستر (شوهر) است و زناکار باید سنگسار شود، به [[مخالفت]] برخاست.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۱۲۹.</ref> | |||
==== تبدیل مفهوم خلافت به سلطنت ==== | ==== تبدیل مفهوم خلافت به سلطنت ==== | ||
شاید مهمترین تحولی که در پی خلافت معاویه پدید آمد، تبدیل مفهوم خلافت به [[سلطنت]] بود.<ref> ر. ک: الادراة فی العصرالاموی، خماش، نجده، دمشق: ۱۴۰۰ قمری/ ۱۹۸۰ میلادی، ص۲۹-۳۱. </ref> واژه [[ملک]] (پادشاهی) و مشتقات آن بارها از زبان معاویه یا دیگر [[رجال]] آن [[عهد]] در [[حق]] او بهکار رفته است.<ref>ر. ک: جمل من انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت: ۱۴۱۷ قمری / ۱۹۹۶ میلادی، امویج۵، ص۵۴،۳۱،۲۸، ۲۳۲-۲۳۳؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی؛ تاریخ الیعقوبی، احمد بن اسحاق (ابنواضح)، بیروت: دارصادر، ۱۳۷۹ قمری / ۱۹۶۰ میلادی، ج۲، ص۲۷۶؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی؛ طبری، ج۵، ص۳۳۶،۳۲۸.</ref> | شاید مهمترین تحولی که در پی خلافت معاویه پدید آمد، تبدیل مفهوم خلافت به [[سلطنت]] بود.<ref> ر. ک: الادراة فی العصرالاموی، خماش، نجده، دمشق: ۱۴۰۰ قمری/ ۱۹۸۰ میلادی، ص۲۹-۳۱. </ref> واژه [[ملک]] (پادشاهی) و مشتقات آن بارها از زبان معاویه یا دیگر [[رجال]] آن [[عهد]] در [[حق]] او بهکار رفته است.<ref>ر. ک: جمل من انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت: ۱۴۱۷ قمری / ۱۹۹۶ میلادی، امویج۵، ص۵۴،۳۱،۲۸، ۲۳۲-۲۳۳؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی؛ تاریخ الیعقوبی، احمد بن اسحاق (ابنواضح)، بیروت: دارصادر، ۱۳۷۹ قمری / ۱۹۶۰ میلادی، ج۲، ص۲۷۶؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی؛ طبری، ج۵، ص۳۳۶،۳۲۸.</ref> | ||