←جستارهای وابسته
(۲۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد) | |||
خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[عروة بن مسعود ثقفی در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
'''عروة بن مسعود ثقفی''' از بزرگان [[طائف]] و از [[صحابه پیامبر]] و جد مادری [[علی اکبر]]{{ع}} است که در ربیعالاول [[سال نهم هجری]] [[اسلام]] اورد. او برای [[دعوت]] [[مردم]] طائف رفته بود که در آنجا کشته شد. | |||
عروة بن مسعود | == مقدمه == | ||
[[عروة بن مسعود بن معتب بن ثقیف]]، از [[صحابه]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}}<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۰۶۶.</ref>، [[اهل]] [[طائف]] و [[رئیس]] و بزرگ این [[شهر]] بود و نه تنها در طائف بزرگ و محترم بود بلکه بیشتر [[مردم]] [[حجاز]] او را به بزرگی میشناختند. لذا وقتی که [[مشرکان]] [[مکه]] [[پیامبری]] [[پیامبر]] {{صل}} را [[باور]] نکردند، گفتند: چرا [[خداوند]] [[قرآن]] را به بزرگ مکه [[ولید بن مغیره مخزومی]] و یا بزرگ طائف، عروة بن مسعود ثقفی نفرستاد<ref>سوره زخرف، آیه ۳۱؛ تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۲۸۳.</ref>. | |||
عروة بن مسعود جد | عروة بن مسعود جد مادری [[علی اکبر]] {{ع}} است. یعنی لیلا، مادر علی اکبر {{ع}} دختر ابوهرّه و ابوهرّه پسر عروة بن مسعود ثقفی بود<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۲۴۷.</ref>. او در [[فتح مصر]] حضور داشت و [[مسلمانان]] را [[راهنمایی]] میکرد. وی در [[دوران جاهلیت]] در [[تجارت]] بز با عمر [[شریک]] بود<ref>الاعلام، زرکلی، ج۵، ص۲۲۸.</ref>. او در [[صلح حدیبیه]] حضور داشت و پس از [[فتح]] [[طائف]]، [[اسلام]] آورد<ref>امتاع الاسماع، مقریزی، ج۶، ص۱۲۶.</ref>.<ref>[[مریم قدمی|قدمی، مریم]]، [[عروة بن مسعود ثقفی (مقاله)|مقاله «عروة بن مسعود ثقفی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۶، ص۲۶۹-۲۷۰.</ref> | ||
==عروة بن مسعود ثقفی و [[ | == عروة بن مسعود ثقفی و میانجیگری او میان [[پیامبر]] و مردم [[مکه]] == | ||
در [[سال ششم هجرت]]، پیامبر {{صل}} به همراه برخی [[اصحاب]] برای [[زیارت]] [[خانه خدا]] ([[حج]] [[عمره]]) به سوی مکه حرکت کرد. مردم مکه برای جلوگیری از ورود آنها به مکه به تکاپو افتادند و جمعی از بزرگان خود را به حضور پیامبر {{صل}} فرستادند اما نتیجهای به دست نیامد تا اینکه بالاخره دست به دامان عروة بن مسعود شدند و او را برای وساطت به حضور [[رسول خدا]] {{صل}} فرستادند. | |||
==[[اسلام | عروه سخنانش را به آن حضرت گفت و پیامبر {{صل}} همان پاسخی را که به افراد قبل داده بود به او داد و به او هم فرمود که من برای [[جنگ]] نیامدهام بلکه آمدهام تا [[خانه خدا]] را [[زیارت]] کرده، برگردم. ولی نکته جالب که [[عقل]] و کیاست عروه را میرساند، گزارشی بود که او از وضع [[مسلمانان]] به [[قریش]] داد و آنها را حاضر ساخت تا پیشنهادهای پیامبر {{صل}} را بپذیرند و آمادگی خود را برای پذیرش [[صلح]] اعلام کنند<ref>السیرة النبویة، ابن هشام، ج۲، ص۳۱۴؛ المغازی، واقدی، ج۲، ص۵۹۸-۵۹۹؛ مناقب آل ابی طالب، ابنشهرآشوب، ج۱، ص۲۰۳.</ref>.<ref>[[مریم قدمی|قدمی، مریم]]، [[عروة بن مسعود ثقفی (مقاله)|مقاله «عروة بن مسعود ثقفی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۶، ص۲۷۰-۲۷۲.</ref> | ||
== [[اسلام]] آوردن عروة بن مسعود ثقفی == | |||
هنگامی که پیامبر {{صل}} برای [[فتح]] [[طائف]] به آنجا لشکرکشی کردند، مدتی طائف در محاصره بود و بالاخره بدون نتیجه برگشتند، [[عروة بن مسعود]] در طائف نبود. عروه و [[غیلان بن سلمه]] برای [[آموزش]] ساختن [[زره]] پوش و منجنیق به جرش<ref>جرش شهر بزرگی در یمن است. معجم البلدان، یاقوت حموی، ج۲، ص۱۲۶.</ref> رفته بودند تا با ساختن این دو [[سلاح]]، لشکر اسلام]را نابود سازند<ref>سیره ابن اسحاق، ابن اسحاق، ج۴، ص۱۲۱؛ السیرة النبویة، ابن هشام، ج۲، ص۴۷۸؛ تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۸۱.</ref>، ولی پس از بازگشت [[عروة]] از جرش و تحقیق درباره [[رفتار پیامبر]] {{صل}} [[قلب]] او به پذیرش اسلام [[گرایش]] یافت و نور [[ایمان]] در دلش تابید. در ماه [[ربیع الاول]] [[سال]] نهم [[هجرت به مدینه]] وارد شد و اسلام اورد. [[پیامبر]] {{صل}} از آمدن او و [[اسلام]] آوردنش خوشحال شد. او سپس از آن حضرت اجازه خواست تا به [[طائف]] رفته و [[مردم]] را به اسلام [[دعوت]] کند. | |||
عروه اول شب به طائف وارد شد چون صبح شد، عروه روی بلندترین بخش بام خانهاش رفت و [[اذان]] گفت. مردم ثقیف از چهار طرف، خانهاش را محاصره کردند و مردی از [[قبیله]] [[بنی مالک]] با تیری او را [[هدف]] قرار داد و آن تیر به رگ اکحل او خورد و خونش [[قطع]] نشد تا اینکه او را از پای در آورد. | |||
عروه [[ | |||
چند ماهی پس از کشته شدن [[عروه]] [[قبیله ثقیف]] متوجه شدند که نیروی [[جنگ]] با [[اعراب]] هم جوار خود را که [[مسلمان]] شده و با [[رسول خدا]] {{صل}} [[بیعت]] کردهاند، ندارند از این رو به [[فکر]] چاره افتادند و پس از [[مشورت]]، بزرگان شان [[تصمیم]] گرفتند که به رسول خدا {{صل}} [[ایمان]] آورده و هیأتی را بدین منظور به نزد آن حضرت بفرستند<ref>امتاع الاسماع، مقریزی، ج۲، ص۸۴.</ref>. | |||
آنها در مدینه نزد پیامبر {{صل}} رفتند. و عهدنامه ای نوشتند. سپس [[اسلام]] آورده و با پیامبر {{صل}} [[بیعت]] کردند<ref>سیره ابن اسحاق، ابن اسحاق، ج۴، ص۱۸۴-۱۸۵؛ المغازی، واقدی، ج۲، ص۹۶۸.</ref>. هنگام رفتن به نزد [[قوم]] خود، پیامبر {{صل}} به خواست [[سعد بن ابی وقاص]]، [[عثمان بن ابی العاص]] را [[امیر]] آنها قرار داد، چون او علاقه و [[حرص]] شدیدی به [[یادگیری]] اسلام و [[احکام]] آن داشت<ref>المغازی، واقدی، ج۲، ص۹۶۸.</ref>. | |||
این هیات تا توانستند مردم ثقیف را از [[جنگ]] و [[خونریزی]] ترساندند. مردم نیز پس از مدتی [[فکر]] کردن نزد اعضای هیأت آمدند و گفتند: ما [[قدرت]] مقابله با این مردم را نداریم. برگردید و هر شرطی را که میگوید قبول کنید و قبل از [[لشکر کشی]] او به اینجا با او [[صلح]] نامهای [[امضا]] کنید. [[پیامبر]] {{صل}} به [[مغیره]] و [[ابوسفیان]] [[دستور]] داد تا بت [[لات]] را در [[طائف]] نابود کند. این بت [[موقوفات]] زیادی داشت. ابی ملیح، پسر عروه و قارب بن اسود پسر [[برادر]] عروه نزد [[رسول خدا]] {{صل}} آمدند و از پیامبر {{صل}} خواستند دویست مثقال طلایی را که عروه و اسود (هر دو به همان [[میزان]] بدهکار بودند از طلاهای بت لات بپردازند. پیامبر {{صل}} پرداخت بدهکاری عروه را پذیرفت و در ابتدا درباره اسود (چون او در حال [[کفر]] از [[دنیا]] رفته بود) نپذیرفت ولی با خواست پسرش [[قارب]] که گفت: [[مردم]]، بدهکاری او را از من میخواهند؛ پذیرفت و [[دستور]] پرداخت بدهی آن دو را به [[ابوسفیان]] و [[مغیره]] که [[مسئول]] نابودی [[بت]] لات بودند، داد. پس از نابود شدن بت به دست مغیره و برداشتن طلاهای [[وقف]] شده برای آن<ref>المغازی، واقدی، ج۲، ص۹۷۰-۹۷۲.</ref>، ابوسفیان آنها را تحویل گرفت و به [[دستور پیامبر]] {{صل}} بدهکاری [[عروه]] و [[اسود]] را از آنها پرداخت<ref>سیره ابن اسحاق، ابن اسحاق، ج۴، ص۱۸۷.</ref>.<ref>[[مریم قدمی|قدمی، مریم]]، [[عروة بن مسعود ثقفی (مقاله)|مقاله «عروة بن مسعود ثقفی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۶، ص۲۷۲-۲۷۷.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
* [[اسود بن مسعود ثقفی]] (برادر) | |||
* [[قارب بن مسعود ثقفی]] (برادر) | |||
* [[ابومرة بن عروه ثقفی]] (فرزند) | |||
* [[ابوملیح بن عروه ثقفی]] (فرزند) | |||
* [[عاصم بن عروه ثقفی]] (فرزند) | |||
==منابع== | == منابع == | ||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:1100356.jpg|22px]] [[مریم قدمی|قدمی، مریم]]، [[عروة بن مسعود ثقفی (مقاله)|مقاله «عروة بن مسعود ثقفی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
{{ | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:اعلام]] | [[رده:اعلام]] | ||
[[رده: | [[رده:اصحاب پیامبر]] | ||