بدون خلاصۀ ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[رشد در قرآن]] - [[رشد در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط = }} | |||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[رشد در قرآن | |||
'''رشد''' در برابر ضلال به معنای راست بودن [[راه]]، [[درک]] [[ارزشها]] و سرمایهها و طرز استفاده و بهرهبرداری از آنهاست. واژۀ رشد از مفاهیمی است که بارها در [[آیات]] و [[روایات]] بدان پرداخته شده است و اهمیت ویژهای در مفاهیم [[دینی]] دارد، چراکه [[انسان]] را به سوی کارهای [[ارزشمند]] میکشاند و نیز از کارهای [[زشت]] بارمیدارد. [[راهنمایی]] [[خداوند]] و اولیای او، [[قرآن کریم]]، [[ایمان به خدا]] و [[اطاعت]] از او و ... از عوامل رشد محسوب میشود. | '''رشد''' در برابر ضلال به معنای راست بودن [[راه]]، [[درک]] [[ارزشها]] و سرمایهها و طرز استفاده و بهرهبرداری از آنهاست. واژۀ رشد از مفاهیمی است که بارها در [[آیات]] و [[روایات]] بدان پرداخته شده است و اهمیت ویژهای در مفاهیم [[دینی]] دارد، چراکه [[انسان]] را به سوی کارهای [[ارزشمند]] میکشاند و نیز از کارهای [[زشت]] بارمیدارد. [[راهنمایی]] [[خداوند]] و اولیای او، [[قرآن کریم]]، [[ایمان به خدا]] و [[اطاعت]] از او و ... از عوامل رشد محسوب میشود. | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۵: | ||
=== [[قرآن کریم]] === | === [[قرآن کریم]] === | ||
قرآن کریم از مهمترین عوامل رشد و به تعبیر برخی از [[روایات]]، جامع هر رشدی است<ref>بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۱۵۵. </ref>. قرآن از دستهای از جنّیان یاد میکند که با شنیدن [[آیات الهی]] از [[شرک]] دست برداشتند<ref> مجمعالبیان، ج ۱۰، ص ۵۵۴؛ مراح لبید، ج ۲، ص ۵۷۰.</ref> و به قرآن و [[پروردگار]] خود [[ایمان]] آوردند و با | قرآن کریم از مهمترین عوامل رشد و به تعبیر برخی از [[روایات]]، جامع هر رشدی است<ref>بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۱۵۵. </ref>. قرآن از دستهای از جنّیان یاد میکند که با شنیدن [[آیات الهی]] از [[شرک]] دست برداشتند<ref> مجمعالبیان، ج ۱۰، ص ۵۵۴؛ مراح لبید، ج ۲، ص ۵۷۰.</ref> و به قرآن و [[پروردگار]] خود [[ایمان]] آوردند و با وصف آن، به دو ویژگی [[شگفتی]] و [[هدایت]] به رُشد، همنوعان خود را نیز به سوی آن فراخواندند: {{متن قرآن|قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا}}<ref>«بگو: به من وحی شده است که دستهای از پریان (به قرآن) گوش فراداشتهاند آنگاه گفتهاند: ما قرآنی شگفتانگیز را شنیدهایم» سوره جن، آیه ۱.</ref>. [[مفسران]]، وجوه گوناگونی در [[تبیین]] [[حقیقت]] هدایت قرآن به رشد بیان کردهاند؛ مانند هدایت به صواب و [[حق]]<ref> الکشاف، ج ۴، ص ۶۲۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص ۶۶۶؛ الصافی، ج ۵، ص ۲۳۴.</ref> و [[صلاح]] [[دین]] و [[دنیا]]<ref> روحالبیان، ج ۱۰، ص ۱۸۹؛ تفسیر اثنا عشری، ج ۱۳، ص ۳۴۱؛ مواهب علیه، ص ۱۳۰۲.</ref>، هدایت به [[عقاید]] و اعمالِ رساننده به واقع و [[سعادت حقیقی]]<ref> المیزان، ج ۲۰، ص ۳۸؛ من وحی القرآن، ج ۲۳، ص ۱۴۹.</ref>، هدایت و امر به هر خیری با [[ترغیب]] و [[بشارت]] و [[شناسایی]] و [[نهی]] از هر [[بدی]] با [[انذار]] و تحذیر از آن<ref>التفسیر الکاشف، ج ۷، ص ۴۳۵.</ref>. | ||
=== [[ایمان به خدا]] و [[اطاعت]] از او === | === [[ایمان به خدا]] و [[اطاعت]] از او === | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۸: | ||
== اقسام رشد == | == اقسام رشد == | ||
رشد براساس آنچه بدان تعلق میگیرد معانی مختلفی خواهد داشت که به برخی از آنها اشاره میشود: | رشد براساس آنچه بدان تعلق میگیرد معانی مختلفی خواهد داشت که به برخی از آنها اشاره میشود: | ||
=== | === [[رشد اجتماعی]] === | ||
رشد اجتماع یعنی خود اجتماع اولاً خود را به صورت یک واحد درک کند، ارزشها و سرمایههایی را که [[سرمایه]] عمومی و ملی محسوب میشود بشناسد و سپس در [[حفظ]] و نگهداری آنها بکوشد. آن سرمایهها یا از قبیل شخصیتهاست یعنی شخصیتهای [[تاریخی]] و یا از قبیل آثار [[علمی]]، [[فلسفی]]، [[هنری]]، صنعتی و ادبی و یا از قبیل تاریخهای پرافتخار است<ref>حماسه حسینی، ج۳، ص۳۰۲.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۳۸.</ref> | رشد اجتماع یعنی خود اجتماع اولاً خود را به صورت یک واحد درک کند، ارزشها و سرمایههایی را که [[سرمایه]] عمومی و ملی محسوب میشود بشناسد و سپس در [[حفظ]] و نگهداری آنها بکوشد. آن سرمایهها یا از قبیل شخصیتهاست یعنی شخصیتهای [[تاریخی]] و یا از قبیل آثار [[علمی]]، [[فلسفی]]، [[هنری]]، صنعتی و ادبی و یا از قبیل تاریخهای پرافتخار است<ref>حماسه حسینی، ج۳، ص۳۰۲.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۳۸.</ref> | ||