←نویسنده: آقای ظرافتی
جز (جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی') |
|||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
*[[آیات]] دیگری نیز دلالت میفرماید، که [[دعا]] [[سلاح]] [[انبیاء]] عظام{{ع}}، [[عالمان]] و عبادتگران [[مخلص]] [[خداوند]] بوده است: {{متن قرآن|تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«از بسترها پهلو تهی میکنند (و برای نماز برمیخیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید میخوانند و از آنچه به آنان روزی کردهایم میبخشند پس هیچ کس نمیداند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که میکردند نهفتهاند» سوره سجده، آیه ۱۶-۱۷.</ref>. | *[[آیات]] دیگری نیز دلالت میفرماید، که [[دعا]] [[سلاح]] [[انبیاء]] عظام{{ع}}، [[عالمان]] و عبادتگران [[مخلص]] [[خداوند]] بوده است: {{متن قرآن|تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«از بسترها پهلو تهی میکنند (و برای نماز برمیخیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید میخوانند و از آنچه به آنان روزی کردهایم میبخشند پس هیچ کس نمیداند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که میکردند نهفتهاند» سوره سجده، آیه ۱۶-۱۷.</ref>. | ||
*برخی از مفسّران، در این [[آیه]] بر آن رفتهاند که این [[دعا]] تنها [[نماز]] را شامل میشود، همانگونه که آرام [[دل]] و روشنی دیده [[دعا]] کنندگان نیز تنها در [[قیامت]] برای آنان پدید خواهد آمد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۸۸.</ref>. | *برخی از مفسّران، در این [[آیه]] بر آن رفتهاند که این [[دعا]] تنها [[نماز]] را شامل میشود، همانگونه که آرام [[دل]] و روشنی دیده [[دعا]] کنندگان نیز تنها در [[قیامت]] برای آنان پدید خواهد آمد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۸۸.</ref>. | ||
*به نظر ما، این هر دو سخن [[باطل]] بوده صحیح نمیباشد، بلکه منظور از [[دعا]] در این [[آیه]]، مناجاتی است که [[نماز]] تنها یک شیوه از آن است؛ همانگونه که روشنی دیده آنان نیز-که مایه [[آرامش]] جانشان میشود- | *به نظر ما، این هر دو سخن [[باطل]] بوده صحیح نمیباشد، بلکه منظور از [[دعا]] در این [[آیه]]، مناجاتی است که [[نماز]] تنها یک شیوه از آن است؛ همانگونه که روشنی دیده آنان نیز-که مایه [[آرامش]] جانشان میشود- همان لذّت و شادمانیای است که در نیمه شب در همین عالم به دست میآورند. آری! این [[شادمانی]] در [[جهان]] دیگر به وجهی کاملتر نصیب اینان خواهد شد، امّا این بدان معنی نیست که [[دعا]] کنندگان در این [[دنیا]] از این [[نعمت]] بیبهره خواهند بود. | ||
*[[حضرت حق]] در آیهای دگر میفرماید: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ}}<ref>«و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>. عبارت [[مبارک]] "هر صبح و [[شام]]"، نشان دهنده مداومتی است که [[مؤمنان]] بر این حالت داشته، هیچگاه از آن [[غفلت]] نمیورزند. | *[[حضرت حق]] در آیهای دگر میفرماید: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ}}<ref>«و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>. عبارت [[مبارک]] "هر صبح و [[شام]]"، نشان دهنده مداومتی است که [[مؤمنان]] بر این حالت داشته، هیچگاه از آن [[غفلت]] نمیورزند. | ||
*در این [[آیه]]، [[خداوند متعال]] [[پیامبر]] خود را امر میفرماید، که ایشان نیز در شمار [[عبادت]] کنندگان لحظهای از این عطیّه بزرگ [[الهی]] [[غفلت]] نورزد. | *در این [[آیه]]، [[خداوند متعال]] [[پیامبر]] خود را امر میفرماید، که ایشان نیز در شمار [[عبادت]] کنندگان لحظهای از این عطیّه بزرگ [[الهی]] [[غفلت]] نورزد. | ||
*[[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}}<ref>«و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>. نیز بر همین مطلب دلالت میفرماید. | *[[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}}<ref>«و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>. نیز بر همین مطلب دلالت میفرماید. | ||
*نمونه این [[آیه]] -که یا به [[دعا]] [[ترغیب]] میفرماید، و یا [[آدمی]] را به یاد او جلَّ و علا!، فرا میخواند، و یا متّصفان به [[دعا]] و [[نیایش]] را به [[مدح]] و ثنا میگیرد- | *نمونه این [[آیه]] -که یا به [[دعا]] [[ترغیب]] میفرماید، و یا [[آدمی]] را به یاد او جلَّ و علا!، فرا میخواند، و یا متّصفان به [[دعا]] و [[نیایش]] را به [[مدح]] و ثنا میگیرد- بسیار است. نمونه را تنها به این چند [[آیه]] بنگرید: | ||
:*{{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ}}<ref>«(این چراغ) در خانههایی (است) که خداوند رخصت داده است تا والایی یابند و نامش در آنها برده شود؛ سپیدهدمان و دیرگاه عصرها در آنها او را به پاکی میستایند مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمیدارد؛ از روزی میهراسند که دلها و دیدهها در آن زیرورو میشوند» سوره نور، آیه ۳۶-۳۷.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ}}<ref>«(این چراغ) در خانههایی (است) که خداوند رخصت داده است تا والایی یابند و نامش در آنها برده شود؛ سپیدهدمان و دیرگاه عصرها در آنها او را به پاکی میستایند مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمیدارد؛ از روزی میهراسند که دلها و دیدهها در آن زیرورو میشوند» سوره نور، آیه ۳۶-۳۷.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستایید» سوره احزاب، آیه ۴۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۸۹.</ref>. | :*{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستایید» سوره احزاب، آیه ۴۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۸۹.</ref>. | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
*[[دعا]] میتواند حجابها را از مقابل [[فطرت انسانی]] کنار زده، [[علم اجمالی]] را برای او به [[علم تفصیلی]] تبدیل نماید. توضیح آنکه [[شناخت خداوند]] و [[توحید]] او، در شمار [[امور فطری]] قرار دارد، که در اعماق [[روح]] [[انسان]] ۔ بلکه تمامی موجودات - قرار دارد. [[دلیل]] این مطلب نیز [[آیه]] شریفهای است که نشان میدهد [[انسان]] چون از دیگر [[علل]] و وسائل این عالم [[انقطاع]] جوید، تنها او - جلَّ وعلا! - را میبیند و مییابد، و به دیگری دست التجا دراز نمیکند: {{متن قرآن|فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ}}<ref>«و چون در کشتی سوار میشوند خداوند را میخوانند در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میگردانند و چون آنان را رهاند (و) به خشکی (رساند) ناگاه شرک میورزند» سوره عنکبوت، آیه ۶۵.</ref>؛ | *[[دعا]] میتواند حجابها را از مقابل [[فطرت انسانی]] کنار زده، [[علم اجمالی]] را برای او به [[علم تفصیلی]] تبدیل نماید. توضیح آنکه [[شناخت خداوند]] و [[توحید]] او، در شمار [[امور فطری]] قرار دارد، که در اعماق [[روح]] [[انسان]] ۔ بلکه تمامی موجودات - قرار دارد. [[دلیل]] این مطلب نیز [[آیه]] شریفهای است که نشان میدهد [[انسان]] چون از دیگر [[علل]] و وسائل این عالم [[انقطاع]] جوید، تنها او - جلَّ وعلا! - را میبیند و مییابد، و به دیگری دست التجا دراز نمیکند: {{متن قرآن|فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ}}<ref>«و چون در کشتی سوار میشوند خداوند را میخوانند در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میگردانند و چون آنان را رهاند (و) به خشکی (رساند) ناگاه شرک میورزند» سوره عنکبوت، آیه ۶۵.</ref>؛ | ||
*چه [[انسان]] خواه ناخواه [[توحید]] و [[عظمت]] او را در مییابد، و با تمامی ذرّه ذرّه وجودش لمس مینماید. از اینرو دست از دیگران کشیده [[نیاز]] خود را به او عرضه میدارد. | *چه [[انسان]] خواه ناخواه [[توحید]] و [[عظمت]] او را در مییابد، و با تمامی ذرّه ذرّه وجودش لمس مینماید. از اینرو دست از دیگران کشیده [[نیاز]] خود را به او عرضه میدارد. | ||
*در این حالت- که معمولاً به [[هنگام ظهور]] مشکلات و [[سختیها]] روی مینماید- | *در این حالت- که معمولاً به [[هنگام ظهور]] مشکلات و [[سختیها]] روی مینماید- [[انسان]] [[نجات]] و رهائی خود را تنها از او میجوید و بس؛ حال اگر [[آدمی]] [[خداوند]] را [[آگاه]]، توانا، شنوا و [[بخشنده]] نمیدانست، هرگز دست به [[دعا]] نمیبرد؛ این مطلب خود [[دلیل]] بر آن است، که [[انسان]] در [[فطرت]] خود [[خداوند]] را [[آگاه]] و توانا میداند، از اینرو به [[مناجات]] با او میپردازد. | ||
*تمامی [[پیامبران الهی]]{{ع}} نیز برای همین مطلب برانگیخته شدهاند، که [[فطرت انسان]] را بیدار کرده او را بدان متوجّه سازند؛ بلکه [[حجاب]] را از روی آن برداشته [[انسان]] را به مرتبه [[یقین]] به [[توحید]] برسانند، تا حتّی لحظهای کوتاه نیز از آن غافل نشود. باز از همین رو است که تمامی عوالم وجود یکسر [[خداوند]] را [[تسبیح]] میگوید، و بدون آنکه در این کار [[فتور]] و سستیای روی دهد، او را [[حمد]] و ثنا میگوید؛ [[حضرت حق]] خود در این رابطه [[شهادت]] میدهد که: {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref>«و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۲.</ref>. | *تمامی [[پیامبران الهی]]{{ع}} نیز برای همین مطلب برانگیخته شدهاند، که [[فطرت انسان]] را بیدار کرده او را بدان متوجّه سازند؛ بلکه [[حجاب]] را از روی آن برداشته [[انسان]] را به مرتبه [[یقین]] به [[توحید]] برسانند، تا حتّی لحظهای کوتاه نیز از آن غافل نشود. باز از همین رو است که تمامی عوالم وجود یکسر [[خداوند]] را [[تسبیح]] میگوید، و بدون آنکه در این کار [[فتور]] و سستیای روی دهد، او را [[حمد]] و ثنا میگوید؛ [[حضرت حق]] خود در این رابطه [[شهادت]] میدهد که: {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref>«و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۲.</ref>. | ||
*حال با توجه به [[برتری]] [[انسان]] نسبت به دیگر موجودات، [[شأن]] اوست که خود را از [[غفلت]] رهائی بخشد، تا در حالت [[مرگ]] از [[حضرت حق]] محجوب نماند: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ}}<ref>«آری، بیگمان آنان در آن روز از پروردگارشان باز داشته خواهند بود» سوره مطففین، آیه ۱۵.</ref>. | *حال با توجه به [[برتری]] [[انسان]] نسبت به دیگر موجودات، [[شأن]] اوست که خود را از [[غفلت]] رهائی بخشد، تا در حالت [[مرگ]] از [[حضرت حق]] محجوب نماند: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ}}<ref>«آری، بیگمان آنان در آن روز از پروردگارشان باز داشته خواهند بود» سوره مطففین، آیه ۱۵.</ref>. | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
*این [[وظیفه]]، بر دوش عللی چند نهاده شده، که [[دعا]] و [[تضرّع]] و [[توبه]] در آن میان از شأنی خاص برخوردار است؛ چه [[علم اجمالی]] [[انسان]] به [[توحید]]، [[عظمت]]، دانائی و توانائی [[حضرت حق]]، به وسیله [[دعا]] و [[تضرّع]] به تفصیل رسیده، [[انسان]] از [[آگاهی]] کاملی نسبت به آن برخوردار میشود. نمازهای [[واجب]] و [[مستحب]] در این زمینه از بالاترین [[ارزش]] برخوردارند، که هیچ چیز دیگری همچون آنها نمیتواند [[انسان]] را از [[غفلت]] بیرون آورد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۳.</ref>. | *این [[وظیفه]]، بر دوش عللی چند نهاده شده، که [[دعا]] و [[تضرّع]] و [[توبه]] در آن میان از شأنی خاص برخوردار است؛ چه [[علم اجمالی]] [[انسان]] به [[توحید]]، [[عظمت]]، دانائی و توانائی [[حضرت حق]]، به وسیله [[دعا]] و [[تضرّع]] به تفصیل رسیده، [[انسان]] از [[آگاهی]] کاملی نسبت به آن برخوردار میشود. نمازهای [[واجب]] و [[مستحب]] در این زمینه از بالاترین [[ارزش]] برخوردارند، که هیچ چیز دیگری همچون آنها نمیتواند [[انسان]] را از [[غفلت]] بیرون آورد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۳.</ref>. | ||
===٣. [[درک]] و دریافت [[ذلّت]] [[بندگی]] و [[عزّت]] پروردگاری=== | ===٣. [[درک]] و دریافت [[ذلّت]] [[بندگی]] و [[عزّت]] پروردگاری=== | ||
*[[درک]] این مطلب، که [[بنده]] سراسر [[ذلّت]] است و [[پروردگار]] سراسر [[عزّت]]، در زبان [[اهل دل]] "[[مقام]] | *[[درک]] این مطلب، که [[بنده]] سراسر [[ذلّت]] است و [[پروردگار]] سراسر [[عزّت]]، در زبان [[اهل دل]] "[[مقام عبودیّت]]" خوانده میشود. توضیح آنکه از [[قرآن کریم]] چنین استفاده میشود، که تمامی موجودات به خاطر [[انسان]] آفریده شده است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً}}<ref>«آیا ندیدهاید که خداوند آنچه را در آسمانها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟» سوره لقمان، آیه ۲۰.</ref>؛ | ||
*نیز از همین کتاب [[کریم]] چنین بر میآید، که [[انسان]] برای خود [[خداوند]] خلق شده است؛ و به تعبیری دیگر برای رسیدن به [[مقام]] | *نیز از همین کتاب [[کریم]] چنین بر میآید، که [[انسان]] برای خود [[خداوند]] خلق شده است؛ و به تعبیری دیگر برای رسیدن به [[مقام عبودیّت]]. به این دو [[آیه]] بنگرید: {{متن قرآن|وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي}}<ref>«و تو را برای خویشتن پروراندم» سوره طه، آیه ۴۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref> | ||
*رسیدن به [[مقام]] | *رسیدن به [[مقام عبودیّت]] امّا، احتیاج به طیّ منازلی همچون [[توبه]]، [[بیداری]]، زدون [[رذائل]] از [[نفس]] و آراستن آن به [[فضائل]]، لقاء و... دارد. سالک چون به [[مقام]] لقاء رسد، بخشی از [[مقام عبودیّت]] را دریافته است. در این [[مقام]] او [[فقر]] و سقوط خود را در مییابد، و میفهمد که از هیچ کمالی برخوردار نیست؛ چه تمامی کمال از آن او - جلَّ وعلا!- است. در این حال سالک [[عزّت]] و غناء ربوبی را [[ادراک]] مینماید: {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ}}<ref>«و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینههای آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمیفرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.</ref>. | ||
*این حالت، [[برترین]] و [[نیکوترین]] حالها و لذّت بخشترین آنها است، که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. سوزانیدن ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، [[غرور]]، [[ریاء]] و... در این شمار است، که این ریشهها از [[قلب]] برکنده شده [[آدمی]] از آنها [[نجات]] مییابد؛ چه ممکن است کسی از منزل تخلیه عبور کند امّا هنوز ریشههای این [[رذائل]] در [[جان]] او باقی باشد؛ از همین رو است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودهاند: "آخرین چیزی که از قلبهای [[صدّیقان]] خارج میشود، مقامدوستی است" <ref>{{متن حدیث|آخر ما یخرج عن قلوب الصدیقین حب الجاه}}.</ref> | *این حالت، [[برترین]] و [[نیکوترین]] حالها و لذّت بخشترین آنها است، که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. سوزانیدن ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، [[غرور]]، [[ریاء]] و... در این شمار است، که این ریشهها از [[قلب]] برکنده شده [[آدمی]] از آنها [[نجات]] مییابد؛ چه ممکن است کسی از منزل تخلیه عبور کند امّا هنوز ریشههای این [[رذائل]] در [[جان]] او باقی باشد؛ از همین رو است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودهاند: "آخرین چیزی که از قلبهای [[صدّیقان]] خارج میشود، مقامدوستی است" <ref>{{متن حدیث|آخر ما یخرج عن قلوب الصدیقین حب الجاه}}.</ref> | ||
*بدین ترتیب، نابود شدن روحیّه [[فرعونی]] - که [[آدمی]] را به خود بزرگبینی [[مبتلا]] میسازد- | *بدین ترتیب، نابود شدن روحیّه [[فرعونی]] - که [[آدمی]] را به خود بزرگبینی [[مبتلا]] میسازد- [[نیازمند]] به ورود به [[مقام عبودیّت]] است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۳-۲۹۴.</ref>. | ||
===۴. یافتن گمشده [[انسان]]=== | ===۴. یافتن گمشده [[انسان]]=== | ||
*[[انسان]] از همان زمانی که [[توان]] تفاوت نهادن بین حقائق گوناگون این عالم را مییابد، بلکه از همان آغاز تولّد، در [[جان]] خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان [[خداوند متعال]] است و بس: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | *[[انسان]] از همان زمانی که [[توان]] تفاوت نهادن بین حقائق گوناگون این عالم را مییابد، بلکه از همان آغاز تولّد، در [[جان]] خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان [[خداوند متعال]] است و بس: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
*ذکر [[خداوند]] که معنائی عام داشته [[دعا]]، [[توبه]] و [[تضرّع]] به درگاه او در شمار مصادیق اعلای آن است، از وسائلی است که میتواند [[آدمی]] را [[راهنمایی]] کرده از این سرگردانی [[نجات]] دهد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۵-۲۹۶.</ref>. | *ذکر [[خداوند]] که معنائی عام داشته [[دعا]]، [[توبه]] و [[تضرّع]] به درگاه او در شمار مصادیق اعلای آن است، از وسائلی است که میتواند [[آدمی]] را [[راهنمایی]] کرده از این سرگردانی [[نجات]] دهد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۵-۲۹۶.</ref>. | ||
===۵. بریدن از دیگران و پیوستن به او=== | ===۵. بریدن از دیگران و پیوستن به او=== | ||
*[[توحید افعالی]] - به معنی آنکه [[آدمی]] دریابد که ربوبیّت در هر دو [[حوزه]] [[تشریع]] [[دینی]] و [[نظام آفرینش]]، تنها منحصر در [[حضرت حق]] بوده دیگران را در این زمینه هیچ شراکتی با او نیست- | *[[توحید افعالی]] - به معنی آنکه [[آدمی]] دریابد که ربوبیّت در هر دو [[حوزه]] [[تشریع]] [[دینی]] و [[نظام آفرینش]]، تنها منحصر در [[حضرت حق]] بوده دیگران را در این زمینه هیچ شراکتی با او نیست- مقتضی آن است که سالک [[توحید]] و [[ستایش]] را در او - جلَّ وعلا! - منحصر کرده به گونه جزمی بداند که در دار هستی، هیچ مؤثّری جز از او نیست، هیچ کمالی و هیچ زیبائیای جز از کمال و زیبائی او وجود ندارد، و تمامی امور این عالم فقط و فقط از [[خزانه]] او نشأت یافته در این عالم جریان مییابد: {{متن قرآن|رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا}}<ref>«پروردگار خاور و باختر که هیچ خدایی جز او نیست پس او را کارساز خویش گزین» سوره مزمل، آیه ۹.</ref>. | ||
*از اینرو، آنچه [[پیامبران الهی]]{{ع}} از جانب او آوردهاند، از [[حقیقت]] و حقّانیت برخوردار بوده سخنان و [[کردار]] جز آنان را بهرهای از [[حقیقت]] نیست: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>. | *از اینرو، آنچه [[پیامبران الهی]]{{ع}} از جانب او آوردهاند، از [[حقیقت]] و حقّانیت برخوردار بوده سخنان و [[کردار]] جز آنان را بهرهای از [[حقیقت]] نیست: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>. | ||
*این مرتبه، مرحلهای است که به واسطه [[علم]] برای [[انسان]] حاصل میشود؛ و هرچند برای رهائی او از وسوسههای [[علمی]] [[نافع]] بوده میتواند در وادی عمل و تحقیق [[علمی]] به او [[کمک]] کند، اما هرگز نمیتواند [[انسان]] را به مرتبه [[یقین]] واصل نماید. بدین ترتیب رسیدن به مراتب [[توکّل]] و [[تفویض]] برای کسانی که تنها از مرتبه [[علمی]] [[توحید]] اطّلاع یافتهاند، ناممکن میباشد. از همین رو است که سالک کوی کمال، گذشته از [[علم]] و [[اعتقاد]] [[عقلی]]، به [[رسوخ]] این [[علم]] در [[جان]] و [[قلب]] خود [[نیازمند]] است، تا [[حقیقت توحید]] را دریابد و به مرتبه ایقان رسد. [[امام رضا]]{{ع}} از [[پدران]] بزرگوار خود{{ع}} از [[حضرت حق]] [[حدیث]] میفرمایند که: "عبارت لا إله إلا [[الله]] دژ من است، هرکس که این سخن را گوید وارد دژ من شده، و هرکس در دژ من وارد شود از [[عذاب]] من در [[امان]] خواهد بود"<ref>{{متن حدیث|كَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ قَالَهَا دَخَلَ حِصْنِي وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي}}؛ بحارالأنوار، ج۴۹، ص۱۲۶.</ref>. | *این مرتبه، مرحلهای است که به واسطه [[علم]] برای [[انسان]] حاصل میشود؛ و هرچند برای رهائی او از وسوسههای [[علمی]] [[نافع]] بوده میتواند در وادی عمل و تحقیق [[علمی]] به او [[کمک]] کند، اما هرگز نمیتواند [[انسان]] را به مرتبه [[یقین]] واصل نماید. بدین ترتیب رسیدن به مراتب [[توکّل]] و [[تفویض]] برای کسانی که تنها از مرتبه [[علمی]] [[توحید]] اطّلاع یافتهاند، ناممکن میباشد. از همین رو است که سالک کوی کمال، گذشته از [[علم]] و [[اعتقاد]] [[عقلی]]، به [[رسوخ]] این [[علم]] در [[جان]] و [[قلب]] خود [[نیازمند]] است، تا [[حقیقت توحید]] را دریابد و به مرتبه ایقان رسد. [[امام رضا]]{{ع}} از [[پدران]] بزرگوار خود{{ع}} از [[حضرت حق]] [[حدیث]] میفرمایند که: "عبارت لا إله إلا [[الله]] دژ من است، هرکس که این سخن را گوید وارد دژ من شده، و هرکس در دژ من وارد شود از [[عذاب]] من در [[امان]] خواهد بود"<ref>{{متن حدیث|كَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ قَالَهَا دَخَلَ حِصْنِي وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي}}؛ بحارالأنوار، ج۴۹، ص۱۲۶.</ref>. | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
:*{{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۹.</ref>. | :*{{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۹.</ref>. | ||
*در مقابل، [[گناه]] نیز- از آنجا که با [[تقوی]] در تضادّ کامل قرار دارد- | *در مقابل، [[گناه]] نیز- از آنجا که با [[تقوی]] در تضادّ کامل قرار دارد- [[امنیّت]] و [[اطمینان]] روحی را از [[انسان]] بازستانده، او را دچار این نوع از [[بیماریها]] و گرفتاریهای روحی مینماید: | ||
:*{{متن قرآن|وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ}}<ref>«و به کافران همواره برای کارهایی که کردهاند بلایی سخت میرسد یا آنکه (بلا) نزدیک خانهشان وارد میشود تا وعده خداوند فرا رسد، بیگمان خداوند در وعده (خویش) خلاف نمیورزد» سوره رعد، آیه ۳۱.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ}}<ref>«و به کافران همواره برای کارهایی که کردهاند بلایی سخت میرسد یا آنکه (بلا) نزدیک خانهشان وارد میشود تا وعده خداوند فرا رسد، بیگمان خداوند در وعده (خویش) خلاف نمیورزد» سوره رعد، آیه ۳۱.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ}}<ref>«و هر کس به خداوند شرک ورزد چنان است که از آسمان فرو افتد و پرندگان او را بربایند یا باد او را به جایی دور اندازد» سوره حج، آیه ۳۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۰.</ref>. | :*{{متن قرآن|وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ}}<ref>«و هر کس به خداوند شرک ورزد چنان است که از آسمان فرو افتد و پرندگان او را بربایند یا باد او را به جایی دور اندازد» سوره حج، آیه ۳۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۰.</ref>. | ||
| خط ۸۶: | خط ۸۶: | ||
*[[خواصّ]] [[مردم]] اما، به وسیله [[دعا]] از انجام تمامی امور [[ناپسند]] باز داشته میشوند، گوئی [[دعا]] همچون سپری است که در مقابل [[دشمن]] [[انسان]] را محافظت مینماید، و آنان خود را از [[گناه]] - که بدترین [[دشمن]] [[انسان]] است - به وسیله همین [[دعا]] حفظ میکنند: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref>. | *[[خواصّ]] [[مردم]] اما، به وسیله [[دعا]] از انجام تمامی امور [[ناپسند]] باز داشته میشوند، گوئی [[دعا]] همچون سپری است که در مقابل [[دشمن]] [[انسان]] را محافظت مینماید، و آنان خود را از [[گناه]] - که بدترین [[دشمن]] [[انسان]] است - به وسیله همین [[دعا]] حفظ میکنند: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref>. | ||
*[[خواصّ]] به واسطه یاد [[خداوند]] و [[عنایات]] خاصّ او، از [[گناهان]] بزرگ پرهیز میکنند؛ و [[برتر]] از آن اینکه از [[گناهان]] صغیره و کوچک نیز برحذر داشته میشوند؛ خوشا به حال اینان و سعادتی که نصیبشان شده است. | *[[خواصّ]] به واسطه یاد [[خداوند]] و [[عنایات]] خاصّ او، از [[گناهان]] بزرگ پرهیز میکنند؛ و [[برتر]] از آن اینکه از [[گناهان]] صغیره و کوچک نیز برحذر داشته میشوند؛ خوشا به حال اینان و سعادتی که نصیبشان شده است. | ||
*اخصّ [[خواصّ]] [[مردم]] امّا، به وسیله [[دعا]] از مکروهات و خواستههای ناروای نفسانی - هرچند [[حرام]] نیز نباشد- | *اخصّ [[خواصّ]] [[مردم]] امّا، به وسیله [[دعا]] از مکروهات و خواستههای ناروای نفسانی - هرچند [[حرام]] نیز نباشد- احتراز میکنند. بالاتر از آن اینکه [[دعا]] و [[تضرّع]] میتواند آنان را از [[افکار]]، خیالات و وسوسههای [[باطل]] نیز حفظ کرده، [[قلب]] آنان را برای [[نزول]] [[صاحب]] اصلی خانه آماده سازد؛ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به همین مطلب در [[حدیثی]] [[شریف]] اینگونه اشاره کردهاند: "هرکس [[چهل]] روز برای [[خداوند متعال]] [[اخلاص]] ورزد، [[خداوند]] چشمههای [[حکمت]] را از [[قلب]] او به زبانش جاری میسازد" <ref>{{متن حدیث|مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَجَّرَ اللَّهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ}}؛ بحارالأنوار، ج۷۷، ص۲۴۹.</ref>. | ||
#همانگونه که استاد [[شاگرد]] خویش را گام به گام از [[ظلمت]] به سوی [[نور]] مطلق روانه میسازد، و او را اندک اندک از منازل تخلیه و تحلیه و تجلیه عبور میدهد تا به [[انوار]] [[معرفت]] [[الهی]] واصل شود، و حجابهای [[نورانی]] و ظلمانی را دریده در قلبش تنها [[نور]] مطلق سکنی گزیند، اذکار و [[ادعیه]] نیز از همین خاصیّت برخوردار است. در [[قرآن کریم]] از این حالت به [[ذکر کثیر]] / یاد فراوان [[حضرت حق]]، تعبیر شده است. از اینرو یاد او میتواند [[انسان]] [[دعا کننده]] اُنس گرفته به [[دعا]] را از [[ظلمت]] [[نفس]] به فضاء ربوبی رهنمون ساخته، [[قلب]] او را از [[نور]] سرشار سازد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستایید» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۲-۳۰۳.</ref>. | #همانگونه که استاد [[شاگرد]] خویش را گام به گام از [[ظلمت]] به سوی [[نور]] مطلق روانه میسازد، و او را اندک اندک از منازل تخلیه و تحلیه و تجلیه عبور میدهد تا به [[انوار]] [[معرفت]] [[الهی]] واصل شود، و حجابهای [[نورانی]] و ظلمانی را دریده در قلبش تنها [[نور]] مطلق سکنی گزیند، اذکار و [[ادعیه]] نیز از همین خاصیّت برخوردار است. در [[قرآن کریم]] از این حالت به [[ذکر کثیر]] / یاد فراوان [[حضرت حق]]، تعبیر شده است. از اینرو یاد او میتواند [[انسان]] [[دعا کننده]] اُنس گرفته به [[دعا]] را از [[ظلمت]] [[نفس]] به فضاء ربوبی رهنمون ساخته، [[قلب]] او را از [[نور]] سرشار سازد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستایید» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۲-۳۰۳.</ref>. | ||
===۹. ثوابهای بسیار=== | ===۹. ثوابهای بسیار=== | ||
| خط ۹۹: | خط ۹۹: | ||
==موانع پذیرش [[دعا]]== | ==موانع پذیرش [[دعا]]== | ||
*در اینجا میباید به نکتهای دیگر نیز اشاره نمود، و آن مسألة عدم [[استجابت دعا]] در بعضی از موارد است، که به نظر دعاکننده تمامی شرائط پذیرش [[دعا]] را نیز داراست. حال اگر [[حضرت حق]] خود میفرماید: {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>، چگونه است که برخی از [[دعاها]] به [[اجابت]] نمیرسد، و دعاکننده از پذیرش آن مأیوس میگردد؟. | *در اینجا میباید به نکتهای دیگر نیز اشاره نمود، و آن مسألة عدم [[استجابت دعا]] در بعضی از موارد است، که به نظر دعاکننده تمامی شرائط پذیرش [[دعا]] را نیز داراست. حال اگر [[حضرت حق]] خود میفرماید: {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>، چگونه است که برخی از [[دعاها]] به [[اجابت]] نمیرسد، و دعاکننده از پذیرش آن مأیوس میگردد؟. | ||
*در پاسخ به این مسأله، توضیح میدهیم که عدم [[استجابت دعا]] یا به خاطر آن است که شرائط لازم برای [[استجابت]] فراهم نشده، و یا به خاطر آن است که مانعی در میان بوده از پذیرش [[دعا]] ممانعت میکند. به عنوان نمونه گاه آنچه مورد [[دعا]] قرار میگیرد با [[مصلحت]] [[حقیقی]] دعاکننده -که تنها [[حضرت حق]] از آن [[آگاه]] است- | *در پاسخ به این مسأله، توضیح میدهیم که عدم [[استجابت دعا]] یا به خاطر آن است که شرائط لازم برای [[استجابت]] فراهم نشده، و یا به خاطر آن است که مانعی در میان بوده از پذیرش [[دعا]] ممانعت میکند. به عنوان نمونه گاه آنچه مورد [[دعا]] قرار میگیرد با [[مصلحت]] [[حقیقی]] دعاکننده -که تنها [[حضرت حق]] از آن [[آگاه]] است- [[سازگاری]] نداشته در حقیقت برای او ضرر خواهد داشت. در این موارد خود [[دعا کننده]] اگر از [[مصالح]] خود باخبر باشد، دست به [[دعا]] بر میدارد تا آنچه درخواست کرده برایش به [[اجابت]] نرسد!، هرچند بر آن مطلب هم سخت [[اصرار]] ورزیده باشد: | ||
:*{{متن قرآن|وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.</ref>؛ | ||
| خط ۱۲۲: | خط ۱۲۲: | ||
:*{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۸.</ref>. | :*{{متن قرآن|إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۸.</ref>. | ||
*در این زمینه به این [[حدیث شریف]] -که یکی از [[یاران امام]] [[صادق]]{{ع}} از ایشان [[نقل]] میکند- | *در این زمینه به این [[حدیث شریف]] -که یکی از [[یاران امام]] [[صادق]]{{ع}} از ایشان [[نقل]] میکند- توجّه کنید: | ||
:*"یکی از [[یاران امام]] [[صادق]]{{ع}} میگوید: [[خدمت]] ایشان گفتم: دو [[آیه]] در [[کتاب خدا]] هست، که من [[حقیقت]] آن را درنمی یابم!. آن [[حضرت]] فرمودند: آن دو [[آیه]] کدام است؟ گفتم: یکی [[آیه]] {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>، چه ما [[دعا]] میکنیم امّا در پی آن اجابتی نمیبینیم!. آن [[حضرت]] فرمودند: آیا [[گمان]] میکنی که [[خداوند]] از [[وعده]] خود تخلّف فرموده است؟ گفتم: نه! فرمودند: پس چرا دعای شما [[اجابت]] نمیشود؟ گفتم: نمیدانم! فرمودند: اما من تو را از [[راز]] این موضوع باخبر میسازم. هر کس [[خداوند]] را در آنچه بدان امر کرده [[اطاعت]] کند، آنگاه به صورت صحیح [[دعا]] کند [[خداوند]] دعای او را خواهد پذیرفت. گفتم: [[دعا]] به صورت صحیح کدام است؟ فرمودند: روش صحیح [[دعا]] آن است که در آغاز [[خداوند]] را ثنا گوئی و نعمتهای او بر خود را برشماری، آنگاه بر آن [[نعمتها]] شکرش گوئی، پس از آن بر [[پیامبر]] [[صلوات]] فرستی، آنگاه [[گناهان]] خود را به یاد آوری و بدان [[اقرار]] کنی، آنگاه از آن به [[خداوند]] [[پناه]] بری - و یا فرمودند: از آن [[استغفار]] کنی-؛ این روش صحیح [[دعا]] است. آنگاه فرمودند: آن [[آیه]] دیگر کدام است؟ گفتم: این [[آیه]] که میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref>«و هر چیزی را هزینه کنید او جایگزین آن را میدهد؛ و او بهترین روزیدهندگان است» سوره سبأ، آیه ۳۹.</ref>، در حالی که من [[انفاق]] میکنم اما به جای آن چیزی به دست نمیآورم!. آن [[حضرت]] فرمودند: آیا [[گمان]] میکنی که [[خداوند]] از [[وعده]] خود تخلّف فرموده است؟ گفتم: نه! فرمودند: پس چرا چنین است؟ گفتم: نمیدانم! فرمودند: اگر هر یک از شما [[مال]] [[حلال]] به دست آورد و آن را در راه [[حلال]] [[انفاق]] کند، حتی درهمی [[انفاق]] نمیکند مگر آنکه به جای آن [[مالی]] به دست میآورد"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: قُلْتُ آيَتَانِ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا قَالَ وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: "ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ فَنَدْعُوهُ" وَ لَا نَرَى إِجَابَةً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَكِنِّي أُخْبِرُكَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَةِ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ قُلْتُ وَ مَا جِهَةِ الدُّعَاءِ قَالَ تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْكُرُ نِعَمَهُ عِنْدَكَ ثُمَّ تَشْكُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} ثُمَّ تَذْكُرُ ذُنُوبَكَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِيذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَاءِ ثُمَّ قَالَ وَ مَا الْآيَةُ الْأُخْرَى قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ-: "وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ" وَ إِنِّي أُنْفِقُ وَ لَا أَرَى خَلَفاً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمُ اكْتَسَبَ الْمَالَ مِنْ حِلِّهِ وَ أَنْفَقَهُ فِي حِلِّهِ لَمْ يُنْفِقْ دِرْهَماً إِلَّا أُخْلِفَ عَلَيْهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۹.</ref>. | :*"یکی از [[یاران امام]] [[صادق]]{{ع}} میگوید: [[خدمت]] ایشان گفتم: دو [[آیه]] در [[کتاب خدا]] هست، که من [[حقیقت]] آن را درنمی یابم!. آن [[حضرت]] فرمودند: آن دو [[آیه]] کدام است؟ گفتم: یکی [[آیه]] {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>، چه ما [[دعا]] میکنیم امّا در پی آن اجابتی نمیبینیم!. آن [[حضرت]] فرمودند: آیا [[گمان]] میکنی که [[خداوند]] از [[وعده]] خود تخلّف فرموده است؟ گفتم: نه! فرمودند: پس چرا دعای شما [[اجابت]] نمیشود؟ گفتم: نمیدانم! فرمودند: اما من تو را از [[راز]] این موضوع باخبر میسازم. هر کس [[خداوند]] را در آنچه بدان امر کرده [[اطاعت]] کند، آنگاه به صورت صحیح [[دعا]] کند [[خداوند]] دعای او را خواهد پذیرفت. گفتم: [[دعا]] به صورت صحیح کدام است؟ فرمودند: روش صحیح [[دعا]] آن است که در آغاز [[خداوند]] را ثنا گوئی و نعمتهای او بر خود را برشماری، آنگاه بر آن [[نعمتها]] شکرش گوئی، پس از آن بر [[پیامبر]] [[صلوات]] فرستی، آنگاه [[گناهان]] خود را به یاد آوری و بدان [[اقرار]] کنی، آنگاه از آن به [[خداوند]] [[پناه]] بری - و یا فرمودند: از آن [[استغفار]] کنی-؛ این روش صحیح [[دعا]] است. آنگاه فرمودند: آن [[آیه]] دیگر کدام است؟ گفتم: این [[آیه]] که میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref>«و هر چیزی را هزینه کنید او جایگزین آن را میدهد؛ و او بهترین روزیدهندگان است» سوره سبأ، آیه ۳۹.</ref>، در حالی که من [[انفاق]] میکنم اما به جای آن چیزی به دست نمیآورم!. آن [[حضرت]] فرمودند: آیا [[گمان]] میکنی که [[خداوند]] از [[وعده]] خود تخلّف فرموده است؟ گفتم: نه! فرمودند: پس چرا چنین است؟ گفتم: نمیدانم! فرمودند: اگر هر یک از شما [[مال]] [[حلال]] به دست آورد و آن را در راه [[حلال]] [[انفاق]] کند، حتی درهمی [[انفاق]] نمیکند مگر آنکه به جای آن [[مالی]] به دست میآورد"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: قُلْتُ آيَتَانِ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا قَالَ وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: "ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ فَنَدْعُوهُ" وَ لَا نَرَى إِجَابَةً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَكِنِّي أُخْبِرُكَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَةِ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ قُلْتُ وَ مَا جِهَةِ الدُّعَاءِ قَالَ تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْكُرُ نِعَمَهُ عِنْدَكَ ثُمَّ تَشْكُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} ثُمَّ تَذْكُرُ ذُنُوبَكَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِيذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَاءِ ثُمَّ قَالَ وَ مَا الْآيَةُ الْأُخْرَى قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ-: "وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ" وَ إِنِّي أُنْفِقُ وَ لَا أَرَى خَلَفاً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمُ اكْتَسَبَ الْمَالَ مِنْ حِلِّهِ وَ أَنْفَقَهُ فِي حِلِّهِ لَمْ يُنْفِقْ دِرْهَماً إِلَّا أُخْلِفَ عَلَيْهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۹.</ref>. | ||
:*نیز از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده که به ایشان گفته شد: آیا شما [[اعتقاد]] ندارید که [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>، در حالی که ما میبینیم که [[انسان]] مضطرّی او را میخواند اما اجابتش نمیکند؟، و نیز [[مظلوم]] از او در برابر [[ظالم]] [[طلب یاری]] میکند امّا او یاریش نمیفرماید؟!؛ آن [[حضرت]] فرمودند: وای بر تو! هیچکس به درگاه او دعائی نکرد مگر آنکه او اجابتش فرمود، امّا فرد [[ظالم]] دعایش قبول نمیشود تا وقتی که به سوی [[خداوند]] [[توبه]] کند"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْهُ أَيْضاً أَنَّهُ قِيلَ لَهُ: أَ لَسْتَ تَقُولُ يَقُولُ اللَّهُ "ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ" وَ قَدْ نَرَى الْمُضْطَرَّ يَدْعُوهُ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُ وَ الْمَظْلُومَ يَسْتَنْصِرُهُ عَلَى عَدُوِّهِ فَلَا يَنْصُرُهُ قَالَ{{ع}} وَيْحَكَ مَا يَدْعُوهُ أَحَدٌ إِلَّا اسْتَجَابَ لَهُ أَمَّا الظَّالِمُ فَدُعَاؤُهُ مَرْدُودٌ إِلَى أَنْ يَتُوبَ إِلَيْهِ...}}؛ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۱۷۴.</ref>. | :*نیز از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده که به ایشان گفته شد: آیا شما [[اعتقاد]] ندارید که [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>، در حالی که ما میبینیم که [[انسان]] مضطرّی او را میخواند اما اجابتش نمیکند؟، و نیز [[مظلوم]] از او در برابر [[ظالم]] [[طلب یاری]] میکند امّا او یاریش نمیفرماید؟!؛ آن [[حضرت]] فرمودند: وای بر تو! هیچکس به درگاه او دعائی نکرد مگر آنکه او اجابتش فرمود، امّا فرد [[ظالم]] دعایش قبول نمیشود تا وقتی که به سوی [[خداوند]] [[توبه]] کند"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْهُ أَيْضاً أَنَّهُ قِيلَ لَهُ: أَ لَسْتَ تَقُولُ يَقُولُ اللَّهُ "ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ" وَ قَدْ نَرَى الْمُضْطَرَّ يَدْعُوهُ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُ وَ الْمَظْلُومَ يَسْتَنْصِرُهُ عَلَى عَدُوِّهِ فَلَا يَنْصُرُهُ قَالَ{{ع}} وَيْحَكَ مَا يَدْعُوهُ أَحَدٌ إِلَّا اسْتَجَابَ لَهُ أَمَّا الظَّالِمُ فَدُعَاؤُهُ مَرْدُودٌ إِلَى أَنْ يَتُوبَ إِلَيْهِ...}}؛ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۱۷۴.</ref>. | ||
| خط ۱۳۸: | خط ۱۳۸: | ||
*این، چند شماره از [[روایات]] این مسأله بود. در پایان این مبحث به شماری دیگر از همین [[روایات]] اشاره خواهیم کرد. | *این، چند شماره از [[روایات]] این مسأله بود. در پایان این مبحث به شماری دیگر از همین [[روایات]] اشاره خواهیم کرد. | ||
*در اینجا باید هشدار دهیم، که [[حق]] النّاس در شمار [[گناهان]] نابود کنندهای است، که همچون شعلهای از [[آتش]] برمی افروزد و خود [[انسان]]، بلکه [[فرزندان]]، [[خانواده]]، [[نزدیکان]] و [[یاران]] او را میسوزاند. این نتیجهای است که لقمه [[حرام]] و آنچه از [[حقّ]] النّاس به دست آید، در این [[دنیا]] برای [[انسان]] به دنبال خواهد داشت؛ | *در اینجا باید هشدار دهیم، که [[حق]] النّاس در شمار [[گناهان]] نابود کنندهای است، که همچون شعلهای از [[آتش]] برمی افروزد و خود [[انسان]]، بلکه [[فرزندان]]، [[خانواده]]، [[نزدیکان]] و [[یاران]] او را میسوزاند. این نتیجهای است که لقمه [[حرام]] و آنچه از [[حقّ]] النّاس به دست آید، در این [[دنیا]] برای [[انسان]] به دنبال خواهد داشت؛ | ||
*در [[قیامت]] امّا، اثر چنین [[مالی]] عذابهای درنادکی است که از | *در [[قیامت]] امّا، اثر چنین [[مالی]] عذابهای درنادکی است که از وصف بیرون است. یکی از آن عذابها، آن است که [[گناهان]] کسانی که در این [[دنیا]] حقّشان به تصرّف در آمده را به فرد [[ظالم]] انتقال میدهند، و نیکیها و ثوابهای او را به آنان میبخشند!: | ||
:*{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مردم! ستم شما به زیان خودتان است، (چند روزی) بهره زندگانی این جهان را میبرید سپس به سوی ما باز میگردید و شما را از آنچه انجام میدادید آگاه میگردانیم» سوره یونس، آیه ۲۳.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مردم! ستم شما به زیان خودتان است، (چند روزی) بهره زندگانی این جهان را میبرید سپس به سوی ما باز میگردید و شما را از آنچه انجام میدادید آگاه میگردانیم» سوره یونس، آیه ۲۳.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا}}<ref>«و کسانی که برای فرزندان ناتوانی که پس از خود بر جای مینهند بیم دارند (درباره یتیمان دیگران) نیز باید بیم داشته باشند بنابراین از خداوند پروا کنند و استوار سخن گویند» سوره نساء، آیه ۹.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا}}<ref>«و کسانی که برای فرزندان ناتوانی که پس از خود بر جای مینهند بیم دارند (درباره یتیمان دیگران) نیز باید بیم داشته باشند بنابراین از خداوند پروا کنند و استوار سخن گویند» سوره نساء، آیه ۹.</ref>؛ | ||
| خط ۱۶۳: | خط ۱۶۳: | ||
:*{{متن قرآن|إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ}}<ref>«چرا که اینان پیش از آن، نازپرورد بودند و بر گناه بزرگ پای میفشردند» سوره واقعه، آیه ۴۵-۴۶.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ}}<ref>«چرا که اینان پیش از آن، نازپرورد بودند و بر گناه بزرگ پای میفشردند» سوره واقعه، آیه ۴۵-۴۶.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}}<ref>«و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان میدهیم و در آن نافرمانی میورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب میگردد ، آنگاه یکسره نابودش میگردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}}<ref>«و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان میدهیم و در آن نافرمانی میورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب میگردد ، آنگاه یکسره نابودش میگردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶.</ref>؛ | ||
*[[اسراف]] به [[فقر]]، [[ناتوانی]] و قرض کشیده میشود، تا آنجا که [[انسان]] به بدترین [[بندگان خدا]] نیز محتاج میشود. احتیاج [[مسلمانان]] به [[کافران]] - که حتّی گاه به حکمرانی کفّار بر اینان میانجامد- | *[[اسراف]] به [[فقر]]، [[ناتوانی]] و قرض کشیده میشود، تا آنجا که [[انسان]] به بدترین [[بندگان خدا]] نیز محتاج میشود. احتیاج [[مسلمانان]] به [[کافران]] - که حتّی گاه به حکمرانی کفّار بر اینان میانجامد- در همین شمار است، که آنان را به گناهی نابخشودنی دچار میسازد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ}}<ref>«ای مؤمنان! کسانی از غیر خودتان را محرم راز مگیرید که از هیچ تباهی در حقّ شما کوتاهی نمیکنند و دوست میدارند شما در سختی به سر برید؛ کینه از گفتارشان هویداست و آنچه دلهایشان پنهان میدارند، بزرگتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۱۸.</ref>. | ||
*حال اگر کسی خود را به [[فقر]]، گناه و [[بردگی]] اَجانب [[مبتلا]] ساخت، و زان پس دست به [[دعا]] برداشت که: "خدایا! مرا به واسطه حلالت از حرامت، و به واسطة اطاعتت از گناهت، و به واسطة فضلت از دیگران بینیاز ساز"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَغْنِنِي بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ وَ أَغْنِنِي بِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِوَاك}}</ref>، دعای او [[اجابت]] نخواهد شد؛ مگر آنکه به سوی [[حضرت حق]] بازگردد و از آنچه انجام داده [[توبه]] نماید: {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطهای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونهای از آنان تقیّه کنید» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>. | *حال اگر کسی خود را به [[فقر]]، گناه و [[بردگی]] اَجانب [[مبتلا]] ساخت، و زان پس دست به [[دعا]] برداشت که: "خدایا! مرا به واسطه حلالت از حرامت، و به واسطة اطاعتت از گناهت، و به واسطة فضلت از دیگران بینیاز ساز"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَغْنِنِي بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ وَ أَغْنِنِي بِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِوَاك}}</ref>، دعای او [[اجابت]] نخواهد شد؛ مگر آنکه به سوی [[حضرت حق]] بازگردد و از آنچه انجام داده [[توبه]] نماید: {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطهای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونهای از آنان تقیّه کنید» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>. | ||
*در این زمینه [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری وارد شده، که با توجّه به آنها میتوان [[تکلیف]] دیگر [[گناهان]] [[انسان]]، که [[مانع]] از پذیرش دعایش میشود، را نیز دانست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۱۷-۳۱۸.</ref>. | *در این زمینه [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری وارد شده، که با توجّه به آنها میتوان [[تکلیف]] دیگر [[گناهان]] [[انسان]]، که [[مانع]] از پذیرش دعایش میشود، را نیز دانست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۱۷-۳۱۸.</ref>. | ||
| خط ۱۸۰: | خط ۱۸۰: | ||
:*{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ}}<ref>«و ما در هیچ دیاری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره اعراف، آیه ۹۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۰.</ref>. | :*{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ}}<ref>«و ما در هیچ دیاری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره اعراف، آیه ۹۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۰.</ref>. | ||
*[[روایات]] مربوط به این مطلب نیز از شدّت بسیاری به حدّ [[تواتر]] رسیده است. [[شیخ کلینی]] شماری از این [[روایات]] را در کتاب [[شریف]] "کافی" [[نقل]] کرده، و تنها در [[باب]] [[سختی]] [[ابتلاء]] و [[آزمایش]] [[مؤمنان]]، سی مورد از آنها را [[روایت]] کرده است؛ در این شمار است: | *[[روایات]] مربوط به این مطلب نیز از شدّت بسیاری به حدّ [[تواتر]] رسیده است. [[شیخ کلینی]] شماری از این [[روایات]] را در کتاب [[شریف]] "کافی" [[نقل]] کرده، و تنها در [[باب]] [[سختی]] [[ابتلاء]] و [[آزمایش]] [[مؤمنان]]، سی مورد از آنها را [[روایت]] کرده است؛ در این شمار است: | ||
:*"یکی از [[یاران امام]] [[صادق]]{{ع}} به نام [[ابن ابی یعفور]] گوید: شکایت [[رنجها]] و دردهائی که داشتم را به [[امام صادق]]{{ع}} بردم - [[ابن ابی یعفور]] همواره مریض بود-. آن [[حضرت]] نیز به من فرمودند: ای [[بنده | :*"یکی از [[یاران امام]] [[صادق]]{{ع}} به نام [[ابن ابی یعفور]] گوید: شکایت [[رنجها]] و دردهائی که داشتم را به [[امام صادق]]{{ع}} بردم - [[ابن ابی یعفور]] همواره مریض بود-. آن [[حضرت]] نیز به من فرمودند: ای [[بنده خدا]]! اگر [[مؤمن]] بداند که چه اجر و ثوابی در مقابل [[مصیبتها]] و سختیهایش نزد [[خداوند]] دارد، [[آرزو]] میکرد که با قیچیها تکّه تکّه شود!"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} مَا أَلْقَى مِنَ الْأَوْجَاعِ وَ كَانَ مِسْقَاماً فَقَالَ لِي يَا عَبْدَ اللَّهِ لَوْ يَعْلَمُ الْمُؤْمِنُ مَا لَهُ مِنَ الْأَجْرِ فِي الْمَصَائِبِ لَتَمَنَّى أَنَّهُ قُرِضَ بِالْمَقَارِيضِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۵۵.</ref>. | ||
#"[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: [[بنده]] را مقامی نزد [[پروردگار]] است، که به آن دست نمییابد مگر به واسطه یکی از این دو امر: یا آن که مالش از دستش برود، و یا آنکه [[مرضی]] در بدنش پدید آید"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّهُ لَيَكُونُ لِلْعَبْدِ مَنْزِلَةٌ عِنْدَ اللَّهِ فَمَا يَنَالُهَا إِلَّا بِإِحْدَى خَصْلَتَيْنِ إِمَّا بِذَهَابِ مَالِهِ أَوْ بِبَلِيَّةٍ فِي جَسَدِهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۵۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۱.</ref>. | #"[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: [[بنده]] را مقامی نزد [[پروردگار]] است، که به آن دست نمییابد مگر به واسطه یکی از این دو امر: یا آن که مالش از دستش برود، و یا آنکه [[مرضی]] در بدنش پدید آید"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّهُ لَيَكُونُ لِلْعَبْدِ مَنْزِلَةٌ عِنْدَ اللَّهِ فَمَا يَنَالُهَا إِلَّا بِإِحْدَى خَصْلَتَيْنِ إِمَّا بِذَهَابِ مَالِهِ أَوْ بِبَلِيَّةٍ فِي جَسَدِهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۵۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۱.</ref>. | ||
===۹. علاقه [[خداوند]] به شنیدن صدای بندهاش=== | ===۹. علاقه [[خداوند]] به شنیدن صدای بندهاش=== | ||
*این نیز مانعی از موانع پذیرش [[دعا]] است، که تنها مخصوص اَخصّ [[خواص]] میباشد. آنان کسانی هستند که او را بسیار [[دوست]] میدارند، همانگونه که او نیز آنان را بسیار [[دوست]] میدارد، از اینرو آنان از [[مناجات]] با او لذّت میبرند و او نیز از [[مناجات]] ایشان لذّت میبرد، آنان او را میخوانند و او آنان را میخواند؛ [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در [[مناجات]] | *این نیز مانعی از موانع پذیرش [[دعا]] است، که تنها مخصوص اَخصّ [[خواص]] میباشد. آنان کسانی هستند که او را بسیار [[دوست]] میدارند، همانگونه که او نیز آنان را بسیار [[دوست]] میدارد، از اینرو آنان از [[مناجات]] با او لذّت میبرند و او نیز از [[مناجات]] ایشان لذّت میبرد، آنان او را میخوانند و او آنان را میخواند؛ [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در [[مناجات شعبانیه]] میفرمایند: "پروردگارا! مرا از آنان قرار ده که خواندیشان پس تو را پاسخ دادند، و بدانان نگریستی پس برای [[عظمت]] تو مدهوش شدند، زان پس در سِرّ آنان به [[مناجات]] با آنان پرداختی" <ref>{{متن حدیث|إِلَهِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلَالِكَ فَنَاجَيْتَهُ}}؛ مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.</ref>. | ||
*در این هنگام، [[بنده]] عارف هیچ چیزی را لذّت بخشتر از ارتباط میان خود با پروردگارش نمییابد: {{متن قرآن|وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَى قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى}}<ref>«و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟ گفت: چوبدست من است که بر آن تکیه میکنم و با آن برای گوسفندانم برگ میریزم و مرا بدان نیازهایی دیگر است» سوره طه، آیه ۱۷-۱۸.</ref>. | *در این هنگام، [[بنده]] عارف هیچ چیزی را لذّت بخشتر از ارتباط میان خود با پروردگارش نمییابد: {{متن قرآن|وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَى قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى}}<ref>«و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟ گفت: چوبدست من است که بر آن تکیه میکنم و با آن برای گوسفندانم برگ میریزم و مرا بدان نیازهایی دیگر است» سوره طه، آیه ۱۷-۱۸.</ref>. | ||
*آیا [[حضرت موسی]]{{ع}} در این بلندگوئی خود، هدفی غیر از سخن گفتن با [[حضرت حق]] داشت؟ سخن گفتنی که از آن لذّت میبرد و هیچ لذّتی را همچون آن نمیدانست؟!. چه بلندگوئی زیبا و به جائی!. از اینرو [[اهل دل]] این سخن آن [[حضرت]] را نه درازگوئی، که بلندگوئی میدانند؛ و آن را بهتر از کوتاهی در [[کلام]] میشمارند. | *آیا [[حضرت موسی]]{{ع}} در این بلندگوئی خود، هدفی غیر از سخن گفتن با [[حضرت حق]] داشت؟ سخن گفتنی که از آن لذّت میبرد و هیچ لذّتی را همچون آن نمیدانست؟!. چه بلندگوئی زیبا و به جائی!. از اینرو [[اهل دل]] این سخن آن [[حضرت]] را نه درازگوئی، که بلندگوئی میدانند؛ و آن را بهتر از کوتاهی در [[کلام]] میشمارند. | ||
| خط ۱۹۶: | خط ۱۹۶: | ||
*برخی از شرائط چنان است که بدون آن اصلاً ماهیّت [[دعا]] متحقّق نمیشود؛ عبارتند از: | *برخی از شرائط چنان است که بدون آن اصلاً ماهیّت [[دعا]] متحقّق نمیشود؛ عبارتند از: | ||
===۱. [[معرفت]] [[الهی]]=== | ===۱. [[معرفت]] [[الهی]]=== | ||
*این [[معرفت]] - که پیش از این درباره آن توضیحی ارائه کرده ایم- | *این [[معرفت]] - که پیش از این درباره آن توضیحی ارائه کرده ایم- هر اندازه بیشتر شود، [[دعا]] به [[اجابت]] نزدیکتر میگردد؛ بهگونهای که گاه بین [[دعا]] و [[اجابت]] آن هیچ چیزی فاصله نمیاندازد. صاحبان این گونه از [[دعا]] "مُستجاب الدَّعوه" خوانده میشوند. این شرط در [[قرآن کریم]] اینگونه مورد اشاره واقع شده است: {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ}}<ref>«و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۵.</ref>. | ||
===۲. آغاز نمودن با [[حمد]] و [[ستایش]] [[حضرت حق]]=== | ===۲. آغاز نمودن با [[حمد]] و [[ستایش]] [[حضرت حق]]=== | ||
*در آغاز [[دعا]]، میبایست [[خداوند]] را به [[حمد]] و [[ستایش]] گرفت. گذشته از [[روایات]] ما، [[سیره اهل بیت]]{{عم}} نیز همین مطلب را نشان میدهد؛ چه هیچ دعائی از آنان [[نقل]] نشده مگر آنکه در دو سوی ابتدا و انتهای آن، [[ستایش]] و حمدی [[شایسته]] از [[حضرت حق]] صورت گرفته است. [[امام صادق]]{{ع}} در این زمینه میفرمایند: "هرگاه یکی از شما خواست که چیزی از حوائج [[دنیا]] و [[آخرت]] خود را از [[خداوند]] درخواست نماید، [[آگاه]] باشید که نخست با ثنای [[خداوند]] و [[مدح]] او و [[صلوات]] بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آغاز کند، آنگاه از [[خداوند]] حوائج خود را درخواست نماید"<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكُمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَسْأَلَ مِنْ رَبِّهِ شَيْئاً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ حَتَّى يَبْدَأَ بِالثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَدْحِ لَهُ وَ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} ثُمَّ يَسْأَلَ اللَّهَ حَوَائِجَهُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.</ref>. | *در آغاز [[دعا]]، میبایست [[خداوند]] را به [[حمد]] و [[ستایش]] گرفت. گذشته از [[روایات]] ما، [[سیره اهل بیت]]{{عم}} نیز همین مطلب را نشان میدهد؛ چه هیچ دعائی از آنان [[نقل]] نشده مگر آنکه در دو سوی ابتدا و انتهای آن، [[ستایش]] و حمدی [[شایسته]] از [[حضرت حق]] صورت گرفته است. [[امام صادق]]{{ع}} در این زمینه میفرمایند: "هرگاه یکی از شما خواست که چیزی از حوائج [[دنیا]] و [[آخرت]] خود را از [[خداوند]] درخواست نماید، [[آگاه]] باشید که نخست با ثنای [[خداوند]] و [[مدح]] او و [[صلوات]] بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آغاز کند، آنگاه از [[خداوند]] حوائج خود را درخواست نماید"<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكُمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَسْأَلَ مِنْ رَبِّهِ شَيْئاً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ حَتَّى يَبْدَأَ بِالثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَدْحِ لَهُ وَ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} ثُمَّ يَسْأَلَ اللَّهَ حَوَائِجَهُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.</ref>. | ||
| خط ۲۰۲: | خط ۲۰۲: | ||
*نظیر این دو [[روایت]] در کتب ما بسیار آمده است<ref>اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۶.</ref>. | *نظیر این دو [[روایت]] در کتب ما بسیار آمده است<ref>اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۶.</ref>. | ||
===۳. [[یقین]] به [[اجابت]]=== | ===۳. [[یقین]] به [[اجابت]]=== | ||
*[[یقین]] به [[اجابت]] و دستکم [[گمان]] به آنکه این [[دعا]] به [[اجابت]] میرسد نیز، در شمار شرائط صحّت [[دعا]] است؛ چه [[خداوند]] - که هرگز [[وعده]] خود را تخلّف نمینماید- | *[[یقین]] به [[اجابت]] و دستکم [[گمان]] به آنکه این [[دعا]] به [[اجابت]] میرسد نیز، در شمار شرائط صحّت [[دعا]] است؛ چه [[خداوند]] - که هرگز [[وعده]] خود را تخلّف نمینماید- در [[آیات]] بسیاری [[وعده]] فرموده که دعاکننده را از خانه خویش [[تهیدست]] باز نمیگرداند: | ||
:*{{متن قرآن|أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ}}<ref>«دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم» سوره بقره، آیه ۱۸۶.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ}}<ref>«دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم» سوره بقره، آیه ۱۸۶.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>. | :*{{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>. | ||
*در این زمینه به این چند [[حدیث]] نیز بنگرید: | *در این زمینه به این چند [[حدیث]] نیز بنگرید: | ||
:*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "هیچ بندهای دست خود را به سوی [[خداوند | :*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "هیچ بندهای دست خود را به سوی [[خداوند عزیز]] [[جبّار]] دراز نکرد، مگر آنکه [[خداوند]] [[حیا]] میکند که آن را خالی بازگرداند، تا آنکه از [[رحمت]] خود هرآنچه خواهد در آن بنهد؛ از اینرو هرگاه کسی از شما [[دعا]] کرد، دست خود را باز نگرداند مگر آنکه آن را بر صورت و سر خود بکشد"<ref>{{متن حدیث|عَنِ الْإِمَامِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: مَا أَبْرَزَ عَبْدٌ يَدَهُ إِلَى اللَّهِ الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ إِلَّا اسْتَحْيَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَرُدَّهَا صِفْراً حَتَّى يَجْعَلَ فِيهَا مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِهِ مَا يَشَاءُ فَإِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ فَلَا يَرُدَّ يَدَهُ حَتَّى يَمْسَحَ عَلَى وَجْهِهِ وَ رَأْسِهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۱.</ref>: | ||
:*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "چون [[خداوند]] را خواندی با قلبت متوجّه دعایت باش، آنگاه به [[اجابت]] آن [[یقین]] داشته باش"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْهُ{{ع}} فَإِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ ثُمَّ اسْتَيْقِنْ بِالْإِجَابَةِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.</ref>. | :*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "چون [[خداوند]] را خواندی با قلبت متوجّه دعایت باش، آنگاه به [[اجابت]] آن [[یقین]] داشته باش"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْهُ{{ع}} فَإِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ ثُمَّ اسْتَيْقِنْ بِالْإِجَابَةِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.</ref>. | ||
:*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "چون [[دعا]] کردی چنین بدان که حاجتت به تو بسیار نزدیک - و گویا کنار درب منزل- است"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْهُ{{ع}} أَيضَاً: إِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ وَ ظُنَّ حَاجَتَكَ بِالْبَابِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۶-۳۲۷.</ref>. | :*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "چون [[دعا]] کردی چنین بدان که حاجتت به تو بسیار نزدیک - و گویا کنار درب منزل- است"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْهُ{{ع}} أَيضَاً: إِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ وَ ظُنَّ حَاجَتَكَ بِالْبَابِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۶-۳۲۷.</ref>. | ||
| خط ۲۴۷: | خط ۲۴۷: | ||
*این شرائط نیز بسیار بوده، ما در اینجا تنها مهمترین آنها را بر اساس ماهها، روزها و شبها و ساعات بر میشماریم. | *این شرائط نیز بسیار بوده، ما در اینجا تنها مهمترین آنها را بر اساس ماهها، روزها و شبها و ساعات بر میشماریم. | ||
*در رابطه با ماهها، [[دعا]] در [[ماه رجب]]، [[شعبان]] و [[رمضان]]، چه در روز و چه در شب پذیرفته میشود. از اینرو اگر کسی این سه [[ماه]] را [[بهار]] [[دعا]] بخواند، سخنی ناصواب نگفته است. | *در رابطه با ماهها، [[دعا]] در [[ماه رجب]]، [[شعبان]] و [[رمضان]]، چه در روز و چه در شب پذیرفته میشود. از اینرو اگر کسی این سه [[ماه]] را [[بهار]] [[دعا]] بخواند، سخنی ناصواب نگفته است. | ||
*در رابطه با شبها و روزها، [[شبهای قدر]] و ده روز اوّل [[ماه]] ذی حجّه - بهویژه روز [[عَرَفه]]- | *در رابطه با شبها و روزها، [[شبهای قدر]] و ده روز اوّل [[ماه]] ذی حجّه - بهویژه روز [[عَرَفه]]- و روزهائی که در [[شریعت اسلام]] بدان اشاره شده، بهویژه [[عید فطر]]، قربان، [[غدیر]]، [[مبعث]] و روزها و شبهای [[جمعه]]، بسیار مهم برشمرده شده است. [[اهل دل]] همیشه در رابطه با شبهای [[جمعه]] به [[خواندن]] [[دعای کمیل]]، و در صبح آن به [[خواندن]] دعای نُدبه سفارش میکردهاند. | ||
*در رابطه با ساعات امّا، [[سحر]] و بهویژه پیش از [[طلوع فجر]] که مهمترین و [[برترین]] ساعتهای شب و روز است- | *در رابطه با ساعات امّا، [[سحر]] و بهویژه پیش از [[طلوع فجر]] که مهمترین و [[برترین]] ساعتهای شب و روز است- و نیز لحظات بینَ الطّلوعین از اهمّیت بیشتری برخوردار است؛ از اینرو [[اهل دل]] [[غفلت]] از این ساعات و لحظات را [[خسران]] نامیدهاند. | ||
*ما در اینجا سالکان کوی کمال را سفارش میکنیم، که تَهَجُّد [[سحر]] - که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] به آن قسم یاد کرده است- را از دست ننهند، و در هر شرایطی بر آن مواظبت نمایند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا}}<ref>«ای جامه بر خویش پیچیده شب را- جز اندکی- بپای خیز نیمی از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن! یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان» سوره مزمل، آیه ۱-۴.</ref> | *ما در اینجا سالکان کوی کمال را سفارش میکنیم، که تَهَجُّد [[سحر]] - که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] به آن قسم یاد کرده است- را از دست ننهند، و در هر شرایطی بر آن مواظبت نمایند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا}}<ref>«ای جامه بر خویش پیچیده شب را- جز اندکی- بپای خیز نیمی از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن! یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان» سوره مزمل، آیه ۱-۴.</ref> | ||
*هنگامه ظهر، غروب و فاصله میان [[نماز]] [[مغرب]] و عشاء نیز، از همین اهمیّت برخوردار است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۳۲.</ref>. | *هنگامه ظهر، غروب و فاصله میان [[نماز]] [[مغرب]] و عشاء نیز، از همین اهمیّت برخوردار است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۳۲.</ref>. | ||
| خط ۲۵۶: | خط ۲۵۶: | ||
*[[دعا]] در کنار [[قبور]] [[مؤمنین]]، بهویژه [[عالمان]] و [[سادات]] نیز تأثیری خاص در پذیرش آن خواهد داشت <ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۳۳.</ref>. | *[[دعا]] در کنار [[قبور]] [[مؤمنین]]، بهویژه [[عالمان]] و [[سادات]] نیز تأثیری خاص در پذیرش آن خواهد داشت <ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۳۳.</ref>. | ||
==پاسخ اجمالی== | ==پاسخ اجمالی== | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
| خط ۲۹۲: | خط ۲۹۱: | ||
#فراهم نساختن [[علل]] و اسباب لازم: هرکس اسباب و [[علل]] ظاهری خواسته خود را فراهم نکرده تنها دست به [[دعا]] بردارد، دعایش پذیرفته نخواهد شد. [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری بر این مطلب دلالت مینماید: {{متن قرآن|وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا}}<ref>«و در آنچه خداوند به تو داده است سرای واپسین را بجوی و بهره خود از این جهان را (هم) فراموش مکن» سوره قصص، آیه ۷۷.</ref>.<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۱۸-۳۱۹.</ref> | #فراهم نساختن [[علل]] و اسباب لازم: هرکس اسباب و [[علل]] ظاهری خواسته خود را فراهم نکرده تنها دست به [[دعا]] بردارد، دعایش پذیرفته نخواهد شد. [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری بر این مطلب دلالت مینماید: {{متن قرآن|وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا}}<ref>«و در آنچه خداوند به تو داده است سرای واپسین را بجوی و بهره خود از این جهان را (هم) فراموش مکن» سوره قصص، آیه ۷۷.</ref>.<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۱۸-۳۱۹.</ref> | ||
#رسیدن به مراتب [[اولیاء]]: بسیاری از [[روایات]] و [[آیات]] بر این نکته دلالت میفرماید، که [[اولیاء]] [[خدا]] را منازل و منزلتی است که دستیابی به آن، تنها با [[بلاء]]، [[سختی]]، مشکلات و رد کردن دعای آنان ممکن خواهد بود: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ}}<ref>«و ما در هیچ دیاری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره اعراف، آیه ۹۴.</ref>.<ref> ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۰.</ref> [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: «[[بنده]] را مقامی نزد [[پروردگار]] است، که به آن دست نمییابد مگر به واسطۀ یکی از این دو امر: یا آنکه مالش از دستش برود، و یا آنکه [[مرضی]] در بدنش پدید آید»<ref> {{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّهُ لَیَکُونُ لِلْعَبْدِ مَنْزِلَةٌ عِنْدَ اللَّهِ فَمَا یَنَالُهَا إِلَّا بِإِحْدَی خَصْلَتَیْنِ إِمَّا بِذَهَابِ مَالِهِ أَوْ بِبَلِیَّةٍ فِی جَسَدِهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۵۷.</ref>.<ref> ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۱.</ref> | #رسیدن به مراتب [[اولیاء]]: بسیاری از [[روایات]] و [[آیات]] بر این نکته دلالت میفرماید، که [[اولیاء]] [[خدا]] را منازل و منزلتی است که دستیابی به آن، تنها با [[بلاء]]، [[سختی]]، مشکلات و رد کردن دعای آنان ممکن خواهد بود: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ}}<ref>«و ما در هیچ دیاری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره اعراف، آیه ۹۴.</ref>.<ref> ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۰.</ref> [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: «[[بنده]] را مقامی نزد [[پروردگار]] است، که به آن دست نمییابد مگر به واسطۀ یکی از این دو امر: یا آنکه مالش از دستش برود، و یا آنکه [[مرضی]] در بدنش پدید آید»<ref> {{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّهُ لَیَکُونُ لِلْعَبْدِ مَنْزِلَةٌ عِنْدَ اللَّهِ فَمَا یَنَالُهَا إِلَّا بِإِحْدَی خَصْلَتَیْنِ إِمَّا بِذَهَابِ مَالِهِ أَوْ بِبَلِیَّةٍ فِی جَسَدِهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۵۷.</ref>.<ref> ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۱.</ref> | ||
#علاقۀ [[خداوند]] به شنیدن صدای بندهاش: این [[مانع]] تنها مخصوص اَخصّ [[خواص]] است که [[خدا]] را بسیار [[دوست]] میدارند و از [[مناجات]] با او لذّت میبرند و او نیز از [[مناجات]] ایشان لذّت میبرد، آنان او را میخوانند و او آنان را میخواند؛ [[امیرمؤمنان]] {{ع}} در [[مناجات]] | #علاقۀ [[خداوند]] به شنیدن صدای بندهاش: این [[مانع]] تنها مخصوص اَخصّ [[خواص]] است که [[خدا]] را بسیار [[دوست]] میدارند و از [[مناجات]] با او لذّت میبرند و او نیز از [[مناجات]] ایشان لذّت میبرد، آنان او را میخوانند و او آنان را میخواند؛ [[امیرمؤمنان]] {{ع}} در [[مناجات شعبانیه]] میفرمایند: «پروردگارا! مرا از آنان قرار ده که خواندیشان پس تو را پاسخ دادند، و به آنان نگریستی پس برای [[عظمت]] تو مدهوش شدند، زان پس در سِرّ آنان به [[مناجات]] با آنان پرداختی»<ref>{{متن حدیث|إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ لَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلَالِکَ فَنَاجَیْتَهُ}}؛ مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.</ref>. [[خداوند متعال]] چون محبّتی بیشتر نسبت به بندهاش دارد، دعای او را [[اجابت]] نمیکند تا سخن [[بنده]] طولانی شود و او بتواند در خفا و [[آشکار]] [[مناجات]] او را بشنود و به او التفات فرماید. [[امام کاظم]] {{ع}} میفرمایند: «[[امام باقر]] {{ع}} میفرمودند: [[مؤمن]] گاه [[حاجت]] خود را از [[خداوند]] طلب مینماید، امّا [[اجابت]] آن [[دعا]] به خاطر آنکه [[خداوند]] صدای او را [[دوست]] دارد به تأخیر میافتد»<ref>{{متن حدیث|عَنِ الْإِمَامِ مَوْلَانَا مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ{{ع}} إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} کَانَ یَقُولُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَسْأَلُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةً فَیُؤَخِّرُ عَنْهُ تَعْجِیلَ إِجَابَتِهِ حُبّاً لِصَوْتِهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۸.</ref>.<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۳-۳۲۴.</ref> | ||
==لوازم [[دعا]]== | ==لوازم [[دعا]]== | ||
| خط ۳۰۲: | خط ۳۰۱: | ||
#ارتباط بین [[بنده]] و [[مولی]]: [[اهل دل]] لحظهای از این ارتباط را [[برتر]] از تمامی [[دنیا]] و آنچه در آن است، میدانند<ref>{{متن حدیث|الرَّکْعَتَانِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا}}؛ وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۷۶.</ref>. غیر [[اهل دل]] نیز اگر به [[حقیقت]] این ارتباط [[آگاه]] شوند، بدان فخر جسته بلکه آن را تنها مایۀ افتخار خود میشمارند<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۱.</ref>. | #ارتباط بین [[بنده]] و [[مولی]]: [[اهل دل]] لحظهای از این ارتباط را [[برتر]] از تمامی [[دنیا]] و آنچه در آن است، میدانند<ref>{{متن حدیث|الرَّکْعَتَانِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا}}؛ وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۷۶.</ref>. غیر [[اهل دل]] نیز اگر به [[حقیقت]] این ارتباط [[آگاه]] شوند، بدان فخر جسته بلکه آن را تنها مایۀ افتخار خود میشمارند<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۱.</ref>. | ||
#برطرف شدن [[حجاب]] از مقابل [[فطرت انسان]]: [[انسان]] در [[فطرت]] خود [[خداوند]] را [[آگاه]] و توانا میداند، از اینرو به [[مناجات]] با او میپردازد. [[علم اجمالی]] [[انسان]] به [[توحید]]، [[عظمت]]، دانائی و توانائی [[حضرت حق]]، به وسیلۀ [[دعا]] و [[تضرّع]] به تفصیل میرسد<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۳.</ref>. | #برطرف شدن [[حجاب]] از مقابل [[فطرت انسان]]: [[انسان]] در [[فطرت]] خود [[خداوند]] را [[آگاه]] و توانا میداند، از اینرو به [[مناجات]] با او میپردازد. [[علم اجمالی]] [[انسان]] به [[توحید]]، [[عظمت]]، دانائی و توانائی [[حضرت حق]]، به وسیلۀ [[دعا]] و [[تضرّع]] به تفصیل میرسد<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۳.</ref>. | ||
#[[درک]] و دریافت [[ذلّت]] [[بندگی]] و [[عزّت]] پروردگاری: [[درک]] این مطلب، در زبان [[اهل دل]] "[[مقام]] | #[[درک]] و دریافت [[ذلّت]] [[بندگی]] و [[عزّت]] پروردگاری: [[درک]] این مطلب، در زبان [[اهل دل]] "[[مقام عبودیّت]]" خوانده میشود که رسیدن به این [[مقام]]، احتیاج به طیّ منازلی همچون [[توبه]]، [[بیداری]]، زدون [[رذائل]] از [[نفس]] و آراستن آن به [[فضائل]]، لقاء و... دارد. این حالت، [[برترین]] و [[نیکوترین]] حالها و لذّت بخشترین آنهاست که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. [[سوزاندن]] ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، [[غرور]]، [[ریاء]] و... در این شمار است<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۳-۲۹۴.</ref>. | ||
#یافتن گمشدۀ [[انسان]]: [[انسان]] از همان آغاز تولّد، در [[جان]] خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان [[خداوند متعال]] است: {{متن قرآن|أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref>؛ ذکر [[خداوند]] که معنائی عام داشته، [[دعا]]، [[توبه]] و [[تضرّع]] به درگاه او در شمار مصادیق اعلای آن است، از وسائلی است که میتواند [[آدمی]] را [[راهنمایی]] کرده، از این سرگردانی [[نجات]] دهد<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۵-۲۹۶.</ref>. | #یافتن گمشدۀ [[انسان]]: [[انسان]] از همان آغاز تولّد، در [[جان]] خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان [[خداوند متعال]] است: {{متن قرآن|أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref>؛ ذکر [[خداوند]] که معنائی عام داشته، [[دعا]]، [[توبه]] و [[تضرّع]] به درگاه او در شمار مصادیق اعلای آن است، از وسائلی است که میتواند [[آدمی]] را [[راهنمایی]] کرده، از این سرگردانی [[نجات]] دهد<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۵-۲۹۶.</ref>. | ||
#بریدن از دیگران و پیوستن به او: در اصطلاح [[اخلاقی]] آن را "[[انقطاع]] از [[مردم]] و پیوستن به [[خداوند]]" میخوانند و به ریاضتهای شرعی بسیار احتیاج دارد که در شمار مهمترین مصادیق آن میتوان به [[دعا]]، [[توبه]]، [[ابتهال]] و [[تضرّع]] به درگاه [[الهی]] اشاره کرد<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۶-۲۹۷.</ref>. | #بریدن از دیگران و پیوستن به او: در اصطلاح [[اخلاقی]] آن را "[[انقطاع]] از [[مردم]] و پیوستن به [[خداوند]]" میخوانند و به ریاضتهای شرعی بسیار احتیاج دارد که در شمار مهمترین مصادیق آن میتوان به [[دعا]]، [[توبه]]، [[ابتهال]] و [[تضرّع]] به درگاه [[الهی]] اشاره کرد<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۶-۲۹۷.</ref>. | ||
| خط ۳۳۱: | خط ۳۳۰: | ||
===شرائطی که بدون آن اصلاً ماهیّت [[دعا]] محقّق نمیشود=== | ===شرائطی که بدون آن اصلاً ماهیّت [[دعا]] محقّق نمیشود=== | ||
====۱. [[معرفت]] [[الهی]]==== | ====۱. [[معرفت]] [[الهی]]==== | ||
*این [[معرفت]] - که پیش از این درباره آن توضیحی ارائه کرده ایم- | *این [[معرفت]] - که پیش از این درباره آن توضیحی ارائه کرده ایم- هر اندازه بیشتر شود، [[دعا]] به [[اجابت]] نزدیکتر میگردد؛ بهگونهای که گاه بین [[دعا]] و [[اجابت]] آن هیچ چیزی فاصله نمیاندازد. صاحبان این گونه از [[دعا]] "مُستجاب الدَّعوه" خوانده میشوند. این شرط در [[قرآن کریم]] اینگونه مورد اشاره واقع شده است: {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ}}<ref>«و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۵.</ref>. | ||
====۲. آغاز نمودن با [[حمد]] و [[ستایش]] [[حضرت حق]]==== | ====۲. آغاز نمودن با [[حمد]] و [[ستایش]] [[حضرت حق]]==== | ||
*در آغاز [[دعا]]، میبایست [[خداوند]] را به [[حمد]] و [[ستایش]] گرفت. گذشته از [[روایات]] ما، [[سیره اهل بیت]]{{عم}} نیز همین مطلب را نشان میدهد؛ چه هیچ دعائی از آنان [[نقل]] نشده مگر آنکه در دو سوی ابتدا و انتهای آن، [[ستایش]] و حمدی [[شایسته]] از [[حضرت حق]] صورت گرفته است. [[امام صادق]]{{ع}} در این زمینه میفرمایند: "هرگاه یکی از شما خواست که چیزی از حوائج [[دنیا]] و [[آخرت]] خود را از [[خداوند]] درخواست نماید، [[آگاه]] باشید که نخست با ثنای [[خداوند]] و [[مدح]] او و [[صلوات]] بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آغاز کند، آنگاه از [[خداوند]] حوائج خود را درخواست نماید"<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكُمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَسْأَلَ مِنْ رَبِّهِ شَيْئاً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ حَتَّى يَبْدَأَ بِالثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَدْحِ لَهُ وَ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} ثُمَّ يَسْأَلَ اللَّهَ حَوَائِجَهُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.</ref>. | *در آغاز [[دعا]]، میبایست [[خداوند]] را به [[حمد]] و [[ستایش]] گرفت. گذشته از [[روایات]] ما، [[سیره اهل بیت]]{{عم}} نیز همین مطلب را نشان میدهد؛ چه هیچ دعائی از آنان [[نقل]] نشده مگر آنکه در دو سوی ابتدا و انتهای آن، [[ستایش]] و حمدی [[شایسته]] از [[حضرت حق]] صورت گرفته است. [[امام صادق]]{{ع}} در این زمینه میفرمایند: "هرگاه یکی از شما خواست که چیزی از حوائج [[دنیا]] و [[آخرت]] خود را از [[خداوند]] درخواست نماید، [[آگاه]] باشید که نخست با ثنای [[خداوند]] و [[مدح]] او و [[صلوات]] بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آغاز کند، آنگاه از [[خداوند]] حوائج خود را درخواست نماید"<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكُمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَسْأَلَ مِنْ رَبِّهِ شَيْئاً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ حَتَّى يَبْدَأَ بِالثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَدْحِ لَهُ وَ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} ثُمَّ يَسْأَلَ اللَّهَ حَوَائِجَهُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.</ref>. | ||
| خط ۳۳۷: | خط ۳۳۶: | ||
*نظیر این دو [[روایت]] در کتب ما بسیار آمده است<ref>اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۶.</ref>. | *نظیر این دو [[روایت]] در کتب ما بسیار آمده است<ref>اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۶.</ref>. | ||
====۳. [[یقین]] به [[اجابت]]==== | ====۳. [[یقین]] به [[اجابت]]==== | ||
*[[یقین]] به [[اجابت]] و دستکم [[گمان]] به آنکه این [[دعا]] به [[اجابت]] میرسد نیز، در شمار شرائط صحّت [[دعا]] است؛ چه [[خداوند]] - که هرگز [[وعده]] خود را تخلّف نمینماید- | *[[یقین]] به [[اجابت]] و دستکم [[گمان]] به آنکه این [[دعا]] به [[اجابت]] میرسد نیز، در شمار شرائط صحّت [[دعا]] است؛ چه [[خداوند]] - که هرگز [[وعده]] خود را تخلّف نمینماید- در [[آیات]] بسیاری [[وعده]] فرموده که دعاکننده را از خانه خویش [[تهیدست]] باز نمیگرداند: | ||
:*{{متن قرآن|أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ}}<ref>«دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم» سوره بقره، آیه ۱۸۶.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ}}<ref>«دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم» سوره بقره، آیه ۱۸۶.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>. | :*{{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>. | ||
*در این زمینه به این چند [[حدیث]] نیز بنگرید: | *در این زمینه به این چند [[حدیث]] نیز بنگرید: | ||
:*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "هیچ بندهای دست خود را به سوی [[خداوند | :*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "هیچ بندهای دست خود را به سوی [[خداوند عزیز]] [[جبّار]] دراز نکرد، مگر آنکه [[خداوند]] [[حیا]] میکند که آن را خالی بازگرداند، تا آنکه از [[رحمت]] خود هرآنچه خواهد در آن بنهد؛ از اینرو هرگاه کسی از شما [[دعا]] کرد، دست خود را باز نگرداند مگر آنکه آن را بر صورت و سر خود بکشد"<ref>{{متن حدیث|عَنِ الْإِمَامِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: مَا أَبْرَزَ عَبْدٌ يَدَهُ إِلَى اللَّهِ الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ إِلَّا اسْتَحْيَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَرُدَّهَا صِفْراً حَتَّى يَجْعَلَ فِيهَا مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِهِ مَا يَشَاءُ فَإِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ فَلَا يَرُدَّ يَدَهُ حَتَّى يَمْسَحَ عَلَى وَجْهِهِ وَ رَأْسِهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۱.</ref>: | ||
:*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "چون [[خداوند]] را خواندی با قلبت متوجّه دعایت باش، آنگاه به [[اجابت]] آن [[یقین]] داشته باش"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْهُ{{ع}} فَإِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ ثُمَّ اسْتَيْقِنْ بِالْإِجَابَةِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.</ref>. | :*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "چون [[خداوند]] را خواندی با قلبت متوجّه دعایت باش، آنگاه به [[اجابت]] آن [[یقین]] داشته باش"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْهُ{{ع}} فَإِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ ثُمَّ اسْتَيْقِنْ بِالْإِجَابَةِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.</ref>. | ||
:*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "چون [[دعا]] کردی چنین بدان که حاجتت به تو بسیار نزدیک - و گویا کنار درب منزل- است"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْهُ{{ع}} أَيضَاً: إِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ وَ ظُنَّ حَاجَتَكَ بِالْبَابِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۶-۳۲۷.</ref>. | :*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "چون [[دعا]] کردی چنین بدان که حاجتت به تو بسیار نزدیک - و گویا کنار درب منزل- است"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْهُ{{ع}} أَيضَاً: إِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ وَ ظُنَّ حَاجَتَكَ بِالْبَابِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۶-۳۲۷.</ref>. | ||
| خط ۳۸۲: | خط ۳۸۱: | ||
*این شرائط نیز بسیار بوده، ما در اینجا تنها مهمترین آنها را بر اساس ماهها، روزها و شبها و ساعات بر میشماریم. | *این شرائط نیز بسیار بوده، ما در اینجا تنها مهمترین آنها را بر اساس ماهها، روزها و شبها و ساعات بر میشماریم. | ||
*در رابطه با ماهها، [[دعا]] در [[ماه رجب]]، [[شعبان]] و [[رمضان]]، چه در روز و چه در شب پذیرفته میشود. از اینرو اگر کسی این سه [[ماه]] را [[بهار]] [[دعا]] بخواند، سخنی ناصواب نگفته است. | *در رابطه با ماهها، [[دعا]] در [[ماه رجب]]، [[شعبان]] و [[رمضان]]، چه در روز و چه در شب پذیرفته میشود. از اینرو اگر کسی این سه [[ماه]] را [[بهار]] [[دعا]] بخواند، سخنی ناصواب نگفته است. | ||
*در رابطه با شبها و روزها، [[شبهای قدر]] و ده روز اوّل [[ماه]] ذی حجّه - بهویژه روز [[عَرَفه]]- | *در رابطه با شبها و روزها، [[شبهای قدر]] و ده روز اوّل [[ماه]] ذی حجّه - بهویژه روز [[عَرَفه]]- و روزهائی که در [[شریعت اسلام]] بدان اشاره شده، بهویژه [[عید فطر]]، قربان، [[غدیر]]، [[مبعث]] و روزها و شبهای [[جمعه]]، بسیار مهم برشمرده شده است. [[اهل دل]] همیشه در رابطه با شبهای [[جمعه]] به [[خواندن]] [[دعای کمیل]]، و در صبح آن به [[خواندن]] دعای نُدبه سفارش میکردهاند. | ||
*در رابطه با ساعات امّا، [[سحر]] و بهویژه پیش از [[طلوع فجر]] که مهمترین و [[برترین]] ساعتهای شب و روز است- | *در رابطه با ساعات امّا، [[سحر]] و بهویژه پیش از [[طلوع فجر]] که مهمترین و [[برترین]] ساعتهای شب و روز است- و نیز لحظات بینَ الطّلوعین از اهمّیت بیشتری برخوردار است؛ از اینرو [[اهل دل]] [[غفلت]] از این ساعات و لحظات را [[خسران]] نامیدهاند. | ||
*ما در اینجا سالکان کوی کمال را سفارش میکنیم، که تَهَجُّد [[سحر]] - که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] به آن قسم یاد کرده است- را از دست ننهند، و در هر شرایطی بر آن مواظبت نمایند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا}}<ref>«ای جامه بر خویش پیچیده شب را- جز اندکی- بپای خیز نیمی از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن! یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان» سوره مزمل، آیه ۱-۴.</ref> | *ما در اینجا سالکان کوی کمال را سفارش میکنیم، که تَهَجُّد [[سحر]] - که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] به آن قسم یاد کرده است- را از دست ننهند، و در هر شرایطی بر آن مواظبت نمایند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا}}<ref>«ای جامه بر خویش پیچیده شب را- جز اندکی- بپای خیز نیمی از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن! یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان» سوره مزمل، آیه ۱-۴.</ref> | ||
*هنگامه ظهر، غروب و فاصله میان [[نماز]] [[مغرب]] و عشاء نیز، از همین اهمیّت برخوردار است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۳۲.</ref>. | *هنگامه ظهر، غروب و فاصله میان [[نماز]] [[مغرب]] و عشاء نیز، از همین اهمیّت برخوردار است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۳۲.</ref>. | ||
| خط ۳۹۳: | خط ۳۹۲: | ||
==موانع پذیرش [[دعا]]== | ==موانع پذیرش [[دعا]]== | ||
*در اینجا میباید به نکتهای دیگر نیز اشاره نمود، و آن مسألة عدم [[استجابت دعا]] در بعضی از موارد است، که به نظر دعاکننده تمامی شرائط پذیرش [[دعا]] را نیز داراست. حال اگر [[حضرت حق]] خود میفرماید: {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>، چگونه است که برخی از [[دعاها]] به [[اجابت]] نمیرسد، و دعاکننده از پذیرش آن مأیوس میگردد؟. | *در اینجا میباید به نکتهای دیگر نیز اشاره نمود، و آن مسألة عدم [[استجابت دعا]] در بعضی از موارد است، که به نظر دعاکننده تمامی شرائط پذیرش [[دعا]] را نیز داراست. حال اگر [[حضرت حق]] خود میفرماید: {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>، چگونه است که برخی از [[دعاها]] به [[اجابت]] نمیرسد، و دعاکننده از پذیرش آن مأیوس میگردد؟. | ||
*در پاسخ به این مسأله، توضیح میدهیم که عدم [[استجابت دعا]] یا به خاطر آن است که شرائط لازم برای [[استجابت]] فراهم نشده، و یا به خاطر آن است که مانعی در میان بوده از پذیرش [[دعا]] ممانعت میکند. به عنوان نمونه گاه آنچه مورد [[دعا]] قرار میگیرد با [[مصلحت]] [[حقیقی]] دعاکننده -که تنها [[حضرت حق]] از آن [[آگاه]] است- | *در پاسخ به این مسأله، توضیح میدهیم که عدم [[استجابت دعا]] یا به خاطر آن است که شرائط لازم برای [[استجابت]] فراهم نشده، و یا به خاطر آن است که مانعی در میان بوده از پذیرش [[دعا]] ممانعت میکند. به عنوان نمونه گاه آنچه مورد [[دعا]] قرار میگیرد با [[مصلحت]] [[حقیقی]] دعاکننده -که تنها [[حضرت حق]] از آن [[آگاه]] است- [[سازگاری]] نداشته در حقیقت برای او ضرر خواهد داشت. در این موارد خود [[دعا کننده]] اگر از [[مصالح]] خود باخبر باشد، دست به [[دعا]] بر میدارد تا آنچه درخواست کرده برایش به [[اجابت]] نرسد!، هرچند بر آن مطلب هم سخت [[اصرار]] ورزیده باشد: | ||
:*{{متن قرآن|وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.</ref>؛ | ||
| خط ۴۱۶: | خط ۴۱۵: | ||
:*{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۸.</ref>. | :*{{متن قرآن|إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۸.</ref>. | ||
*در این زمینه به این [[حدیث شریف]] -که یکی از [[یاران امام]] [[صادق]]{{ع}} از ایشان [[نقل]] میکند- | *در این زمینه به این [[حدیث شریف]] -که یکی از [[یاران امام]] [[صادق]]{{ع}} از ایشان [[نقل]] میکند- توجّه کنید: | ||
:*"یکی از [[یاران امام]] [[صادق]]{{ع}} میگوید: [[خدمت]] ایشان گفتم: دو [[آیه]] در [[کتاب خدا]] هست، که من [[حقیقت]] آن را درنمی یابم!. آن [[حضرت]] فرمودند: آن دو [[آیه]] کدام است؟ گفتم: یکی [[آیه]] {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>، چه ما [[دعا]] میکنیم امّا در پی آن اجابتی نمیبینیم!. آن [[حضرت]] فرمودند: آیا [[گمان]] میکنی که [[خداوند]] از [[وعده]] خود تخلّف فرموده است؟ گفتم: نه! فرمودند: پس چرا دعای شما [[اجابت]] نمیشود؟ گفتم: نمیدانم! فرمودند: اما من تو را از [[راز]] این موضوع باخبر میسازم. هر کس [[خداوند]] را در آنچه بدان امر کرده [[اطاعت]] کند، آنگاه به صورت صحیح [[دعا]] کند [[خداوند]] دعای او را خواهد پذیرفت. گفتم: [[دعا]] به صورت صحیح کدام است؟ فرمودند: روش صحیح [[دعا]] آن است که در آغاز [[خداوند]] را ثنا گوئی و نعمتهای او بر خود را برشماری، آنگاه بر آن [[نعمتها]] شکرش گوئی، پس از آن بر [[پیامبر]] [[صلوات]] فرستی، آنگاه [[گناهان]] خود را به یاد آوری و بدان [[اقرار]] کنی، آنگاه از آن به [[خداوند]] [[پناه]] بری - و یا فرمودند: از آن [[استغفار]] کنی-؛ این روش صحیح [[دعا]] است. آنگاه فرمودند: آن [[آیه]] دیگر کدام است؟ گفتم: این [[آیه]] که میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref>«و هر چیزی را هزینه کنید او جایگزین آن را میدهد؛ و او بهترین روزیدهندگان است» سوره سبأ، آیه ۳۹.</ref>، در حالی که من [[انفاق]] میکنم اما به جای آن چیزی به دست نمیآورم!. آن [[حضرت]] فرمودند: آیا [[گمان]] میکنی که [[خداوند]] از [[وعده]] خود تخلّف فرموده است؟ گفتم: نه! فرمودند: پس چرا چنین است؟ گفتم: نمیدانم! فرمودند: اگر هر یک از شما [[مال]] [[حلال]] به دست آورد و آن را در راه [[حلال]] [[انفاق]] کند، حتی درهمی [[انفاق]] نمیکند مگر آنکه به جای آن [[مالی]] به دست میآورد"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: قُلْتُ آيَتَانِ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا قَالَ وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: "ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ فَنَدْعُوهُ" وَ لَا نَرَى إِجَابَةً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَكِنِّي أُخْبِرُكَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَةِ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ قُلْتُ وَ مَا جِهَةِ الدُّعَاءِ قَالَ تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْكُرُ نِعَمَهُ عِنْدَكَ ثُمَّ تَشْكُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} ثُمَّ تَذْكُرُ ذُنُوبَكَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِيذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَاءِ ثُمَّ قَالَ وَ مَا الْآيَةُ الْأُخْرَى قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ-: "وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ" وَ إِنِّي أُنْفِقُ وَ لَا أَرَى خَلَفاً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمُ اكْتَسَبَ الْمَالَ مِنْ حِلِّهِ وَ أَنْفَقَهُ فِي حِلِّهِ لَمْ يُنْفِقْ دِرْهَماً إِلَّا أُخْلِفَ عَلَيْهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۹.</ref>. | :*"یکی از [[یاران امام]] [[صادق]]{{ع}} میگوید: [[خدمت]] ایشان گفتم: دو [[آیه]] در [[کتاب خدا]] هست، که من [[حقیقت]] آن را درنمی یابم!. آن [[حضرت]] فرمودند: آن دو [[آیه]] کدام است؟ گفتم: یکی [[آیه]] {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>، چه ما [[دعا]] میکنیم امّا در پی آن اجابتی نمیبینیم!. آن [[حضرت]] فرمودند: آیا [[گمان]] میکنی که [[خداوند]] از [[وعده]] خود تخلّف فرموده است؟ گفتم: نه! فرمودند: پس چرا دعای شما [[اجابت]] نمیشود؟ گفتم: نمیدانم! فرمودند: اما من تو را از [[راز]] این موضوع باخبر میسازم. هر کس [[خداوند]] را در آنچه بدان امر کرده [[اطاعت]] کند، آنگاه به صورت صحیح [[دعا]] کند [[خداوند]] دعای او را خواهد پذیرفت. گفتم: [[دعا]] به صورت صحیح کدام است؟ فرمودند: روش صحیح [[دعا]] آن است که در آغاز [[خداوند]] را ثنا گوئی و نعمتهای او بر خود را برشماری، آنگاه بر آن [[نعمتها]] شکرش گوئی، پس از آن بر [[پیامبر]] [[صلوات]] فرستی، آنگاه [[گناهان]] خود را به یاد آوری و بدان [[اقرار]] کنی، آنگاه از آن به [[خداوند]] [[پناه]] بری - و یا فرمودند: از آن [[استغفار]] کنی-؛ این روش صحیح [[دعا]] است. آنگاه فرمودند: آن [[آیه]] دیگر کدام است؟ گفتم: این [[آیه]] که میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref>«و هر چیزی را هزینه کنید او جایگزین آن را میدهد؛ و او بهترین روزیدهندگان است» سوره سبأ، آیه ۳۹.</ref>، در حالی که من [[انفاق]] میکنم اما به جای آن چیزی به دست نمیآورم!. آن [[حضرت]] فرمودند: آیا [[گمان]] میکنی که [[خداوند]] از [[وعده]] خود تخلّف فرموده است؟ گفتم: نه! فرمودند: پس چرا چنین است؟ گفتم: نمیدانم! فرمودند: اگر هر یک از شما [[مال]] [[حلال]] به دست آورد و آن را در راه [[حلال]] [[انفاق]] کند، حتی درهمی [[انفاق]] نمیکند مگر آنکه به جای آن [[مالی]] به دست میآورد"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: قُلْتُ آيَتَانِ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا قَالَ وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: "ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ فَنَدْعُوهُ" وَ لَا نَرَى إِجَابَةً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَكِنِّي أُخْبِرُكَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَةِ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ قُلْتُ وَ مَا جِهَةِ الدُّعَاءِ قَالَ تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْكُرُ نِعَمَهُ عِنْدَكَ ثُمَّ تَشْكُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} ثُمَّ تَذْكُرُ ذُنُوبَكَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِيذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَاءِ ثُمَّ قَالَ وَ مَا الْآيَةُ الْأُخْرَى قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ-: "وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ" وَ إِنِّي أُنْفِقُ وَ لَا أَرَى خَلَفاً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمُ اكْتَسَبَ الْمَالَ مِنْ حِلِّهِ وَ أَنْفَقَهُ فِي حِلِّهِ لَمْ يُنْفِقْ دِرْهَماً إِلَّا أُخْلِفَ عَلَيْهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۹.</ref>. | ||
:*نیز از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده که به ایشان گفته شد: آیا شما [[اعتقاد]] ندارید که [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>، در حالی که ما میبینیم که [[انسان]] مضطرّی او را میخواند اما اجابتش نمیکند؟، و نیز [[مظلوم]] از او در برابر [[ظالم]] [[طلب یاری]] میکند امّا او یاریش نمیفرماید؟!؛ آن [[حضرت]] فرمودند: وای بر تو! هیچکس به درگاه او دعائی نکرد مگر آنکه او اجابتش فرمود، امّا فرد [[ظالم]] دعایش قبول نمیشود تا وقتی که به سوی [[خداوند]] [[توبه]] کند"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْهُ أَيْضاً أَنَّهُ قِيلَ لَهُ: أَ لَسْتَ تَقُولُ يَقُولُ اللَّهُ "ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ" وَ قَدْ نَرَى الْمُضْطَرَّ يَدْعُوهُ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُ وَ الْمَظْلُومَ يَسْتَنْصِرُهُ عَلَى عَدُوِّهِ فَلَا يَنْصُرُهُ قَالَ{{ع}} وَيْحَكَ مَا يَدْعُوهُ أَحَدٌ إِلَّا اسْتَجَابَ لَهُ أَمَّا الظَّالِمُ فَدُعَاؤُهُ مَرْدُودٌ إِلَى أَنْ يَتُوبَ إِلَيْهِ...}}؛ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۱۷۴.</ref>. | :*نیز از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده که به ایشان گفته شد: آیا شما [[اعتقاد]] ندارید که [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>، در حالی که ما میبینیم که [[انسان]] مضطرّی او را میخواند اما اجابتش نمیکند؟، و نیز [[مظلوم]] از او در برابر [[ظالم]] [[طلب یاری]] میکند امّا او یاریش نمیفرماید؟!؛ آن [[حضرت]] فرمودند: وای بر تو! هیچکس به درگاه او دعائی نکرد مگر آنکه او اجابتش فرمود، امّا فرد [[ظالم]] دعایش قبول نمیشود تا وقتی که به سوی [[خداوند]] [[توبه]] کند"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْهُ أَيْضاً أَنَّهُ قِيلَ لَهُ: أَ لَسْتَ تَقُولُ يَقُولُ اللَّهُ "ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ" وَ قَدْ نَرَى الْمُضْطَرَّ يَدْعُوهُ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُ وَ الْمَظْلُومَ يَسْتَنْصِرُهُ عَلَى عَدُوِّهِ فَلَا يَنْصُرُهُ قَالَ{{ع}} وَيْحَكَ مَا يَدْعُوهُ أَحَدٌ إِلَّا اسْتَجَابَ لَهُ أَمَّا الظَّالِمُ فَدُعَاؤُهُ مَرْدُودٌ إِلَى أَنْ يَتُوبَ إِلَيْهِ...}}؛ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۱۷۴.</ref>. | ||
| خط ۴۳۲: | خط ۴۳۱: | ||
*این، چند شماره از [[روایات]] این مسأله بود. در پایان این مبحث به شماری دیگر از همین [[روایات]] اشاره خواهیم کرد. | *این، چند شماره از [[روایات]] این مسأله بود. در پایان این مبحث به شماری دیگر از همین [[روایات]] اشاره خواهیم کرد. | ||
*در اینجا باید هشدار دهیم، که [[حق]] النّاس در شمار [[گناهان]] نابود کنندهای است، که همچون شعلهای از [[آتش]] برمی افروزد و خود [[انسان]]، بلکه [[فرزندان]]، [[خانواده]]، [[نزدیکان]] و [[یاران]] او را میسوزاند. این نتیجهای است که لقمه [[حرام]] و آنچه از [[حقّ]] النّاس به دست آید، در این [[دنیا]] برای [[انسان]] به دنبال خواهد داشت؛ | *در اینجا باید هشدار دهیم، که [[حق]] النّاس در شمار [[گناهان]] نابود کنندهای است، که همچون شعلهای از [[آتش]] برمی افروزد و خود [[انسان]]، بلکه [[فرزندان]]، [[خانواده]]، [[نزدیکان]] و [[یاران]] او را میسوزاند. این نتیجهای است که لقمه [[حرام]] و آنچه از [[حقّ]] النّاس به دست آید، در این [[دنیا]] برای [[انسان]] به دنبال خواهد داشت؛ | ||
*در [[قیامت]] امّا، اثر چنین [[مالی]] عذابهای درنادکی است که از | *در [[قیامت]] امّا، اثر چنین [[مالی]] عذابهای درنادکی است که از وصف بیرون است. یکی از آن عذابها، آن است که [[گناهان]] کسانی که در این [[دنیا]] حقّشان به تصرّف در آمده را به فرد [[ظالم]] انتقال میدهند، و نیکیها و ثوابهای او را به آنان میبخشند!: | ||
:*{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مردم! ستم شما به زیان خودتان است، (چند روزی) بهره زندگانی این جهان را میبرید سپس به سوی ما باز میگردید و شما را از آنچه انجام میدادید آگاه میگردانیم» سوره یونس، آیه ۲۳.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مردم! ستم شما به زیان خودتان است، (چند روزی) بهره زندگانی این جهان را میبرید سپس به سوی ما باز میگردید و شما را از آنچه انجام میدادید آگاه میگردانیم» سوره یونس، آیه ۲۳.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا}}<ref>«و کسانی که برای فرزندان ناتوانی که پس از خود بر جای مینهند بیم دارند (درباره یتیمان دیگران) نیز باید بیم داشته باشند بنابراین از خداوند پروا کنند و استوار سخن گویند» سوره نساء، آیه ۹.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا}}<ref>«و کسانی که برای فرزندان ناتوانی که پس از خود بر جای مینهند بیم دارند (درباره یتیمان دیگران) نیز باید بیم داشته باشند بنابراین از خداوند پروا کنند و استوار سخن گویند» سوره نساء، آیه ۹.</ref>؛ | ||
| خط ۴۵۷: | خط ۴۵۶: | ||
:*{{متن قرآن|إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ}}<ref>«چرا که اینان پیش از آن، نازپرورد بودند و بر گناه بزرگ پای میفشردند» سوره واقعه، آیه ۴۵-۴۶.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ}}<ref>«چرا که اینان پیش از آن، نازپرورد بودند و بر گناه بزرگ پای میفشردند» سوره واقعه، آیه ۴۵-۴۶.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}}<ref>«و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان میدهیم و در آن نافرمانی میورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب میگردد ، آنگاه یکسره نابودش میگردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}}<ref>«و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان میدهیم و در آن نافرمانی میورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب میگردد ، آنگاه یکسره نابودش میگردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶.</ref>؛ | ||
*[[اسراف]] به [[فقر]]، [[ناتوانی]] و قرض کشیده میشود، تا آنجا که [[انسان]] به بدترین [[بندگان خدا]] نیز محتاج میشود. احتیاج [[مسلمانان]] به [[کافران]] - که حتّی گاه به حکمرانی کفّار بر اینان میانجامد- | *[[اسراف]] به [[فقر]]، [[ناتوانی]] و قرض کشیده میشود، تا آنجا که [[انسان]] به بدترین [[بندگان خدا]] نیز محتاج میشود. احتیاج [[مسلمانان]] به [[کافران]] - که حتّی گاه به حکمرانی کفّار بر اینان میانجامد- در همین شمار است، که آنان را به گناهی نابخشودنی دچار میسازد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ}}<ref>«ای مؤمنان! کسانی از غیر خودتان را محرم راز مگیرید که از هیچ تباهی در حقّ شما کوتاهی نمیکنند و دوست میدارند شما در سختی به سر برید؛ کینه از گفتارشان هویداست و آنچه دلهایشان پنهان میدارند، بزرگتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۱۸.</ref>. | ||
*حال اگر کسی خود را به [[فقر]]، گناه و [[بردگی]] اَجانب [[مبتلا]] ساخت، و زان پس دست به [[دعا]] برداشت که: "خدایا! مرا به واسطه حلالت از حرامت، و به واسطة اطاعتت از گناهت، و به واسطة فضلت از دیگران بینیاز ساز"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَغْنِنِي بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ وَ أَغْنِنِي بِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِوَاك}}</ref>، دعای او [[اجابت]] نخواهد شد؛ مگر آنکه به سوی [[حضرت حق]] بازگردد و از آنچه انجام داده [[توبه]] نماید: {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطهای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونهای از آنان تقیّه کنید» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>. | *حال اگر کسی خود را به [[فقر]]، گناه و [[بردگی]] اَجانب [[مبتلا]] ساخت، و زان پس دست به [[دعا]] برداشت که: "خدایا! مرا به واسطه حلالت از حرامت، و به واسطة اطاعتت از گناهت، و به واسطة فضلت از دیگران بینیاز ساز"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَغْنِنِي بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ وَ أَغْنِنِي بِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِوَاك}}</ref>، دعای او [[اجابت]] نخواهد شد؛ مگر آنکه به سوی [[حضرت حق]] بازگردد و از آنچه انجام داده [[توبه]] نماید: {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطهای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونهای از آنان تقیّه کنید» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>. | ||
*در این زمینه [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری وارد شده، که با توجّه به آنها میتوان [[تکلیف]] دیگر [[گناهان]] [[انسان]]، که [[مانع]] از پذیرش دعایش میشود، را نیز دانست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۱۷-۳۱۸.</ref>. | *در این زمینه [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری وارد شده، که با توجّه به آنها میتوان [[تکلیف]] دیگر [[گناهان]] [[انسان]]، که [[مانع]] از پذیرش دعایش میشود، را نیز دانست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۱۷-۳۱۸.</ref>. | ||
| خط ۴۷۴: | خط ۴۷۳: | ||
:*{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ}}<ref>«و ما در هیچ دیاری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره اعراف، آیه ۹۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۰.</ref>. | :*{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ}}<ref>«و ما در هیچ دیاری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره اعراف، آیه ۹۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۰.</ref>. | ||
*[[روایات]] مربوط به این مطلب نیز از شدّت بسیاری به حدّ [[تواتر]] رسیده است. [[شیخ کلینی]] شماری از این [[روایات]] را در کتاب [[شریف]] "کافی" [[نقل]] کرده، و تنها در [[باب]] [[سختی]] [[ابتلاء]] و [[آزمایش]] [[مؤمنان]]، سی مورد از آنها را [[روایت]] کرده است؛ در این شمار است: | *[[روایات]] مربوط به این مطلب نیز از شدّت بسیاری به حدّ [[تواتر]] رسیده است. [[شیخ کلینی]] شماری از این [[روایات]] را در کتاب [[شریف]] "کافی" [[نقل]] کرده، و تنها در [[باب]] [[سختی]] [[ابتلاء]] و [[آزمایش]] [[مؤمنان]]، سی مورد از آنها را [[روایت]] کرده است؛ در این شمار است: | ||
:*"یکی از [[یاران امام]] [[صادق]]{{ع}} به نام [[ابن ابی یعفور]] گوید: شکایت [[رنجها]] و دردهائی که داشتم را به [[امام صادق]]{{ع}} بردم - [[ابن ابی یعفور]] همواره مریض بود-. آن [[حضرت]] نیز به من فرمودند: ای [[بنده | :*"یکی از [[یاران امام]] [[صادق]]{{ع}} به نام [[ابن ابی یعفور]] گوید: شکایت [[رنجها]] و دردهائی که داشتم را به [[امام صادق]]{{ع}} بردم - [[ابن ابی یعفور]] همواره مریض بود-. آن [[حضرت]] نیز به من فرمودند: ای [[بنده خدا]]! اگر [[مؤمن]] بداند که چه اجر و ثوابی در مقابل [[مصیبتها]] و سختیهایش نزد [[خداوند]] دارد، [[آرزو]] میکرد که با قیچیها تکّه تکّه شود!"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} مَا أَلْقَى مِنَ الْأَوْجَاعِ وَ كَانَ مِسْقَاماً فَقَالَ لِي يَا عَبْدَ اللَّهِ لَوْ يَعْلَمُ الْمُؤْمِنُ مَا لَهُ مِنَ الْأَجْرِ فِي الْمَصَائِبِ لَتَمَنَّى أَنَّهُ قُرِضَ بِالْمَقَارِيضِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۵۵.</ref>. | ||
#"[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: [[بنده]] را مقامی نزد [[پروردگار]] است، که به آن دست نمییابد مگر به واسطه یکی از این دو امر: یا آن که مالش از دستش برود، و یا آنکه [[مرضی]] در بدنش پدید آید"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّهُ لَيَكُونُ لِلْعَبْدِ مَنْزِلَةٌ عِنْدَ اللَّهِ فَمَا يَنَالُهَا إِلَّا بِإِحْدَى خَصْلَتَيْنِ إِمَّا بِذَهَابِ مَالِهِ أَوْ بِبَلِيَّةٍ فِي جَسَدِهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۵۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۱.</ref>. | #"[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: [[بنده]] را مقامی نزد [[پروردگار]] است، که به آن دست نمییابد مگر به واسطه یکی از این دو امر: یا آن که مالش از دستش برود، و یا آنکه [[مرضی]] در بدنش پدید آید"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّهُ لَيَكُونُ لِلْعَبْدِ مَنْزِلَةٌ عِنْدَ اللَّهِ فَمَا يَنَالُهَا إِلَّا بِإِحْدَى خَصْلَتَيْنِ إِمَّا بِذَهَابِ مَالِهِ أَوْ بِبَلِيَّةٍ فِي جَسَدِهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۵۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۲۱.</ref>. | ||
===۹. علاقه [[خداوند]] به شنیدن صدای بندهاش=== | ===۹. علاقه [[خداوند]] به شنیدن صدای بندهاش=== | ||
*این نیز مانعی از موانع پذیرش [[دعا]] است، که تنها مخصوص اَخصّ [[خواص]] میباشد. آنان کسانی هستند که او را بسیار [[دوست]] میدارند، همانگونه که او نیز آنان را بسیار [[دوست]] میدارد، از اینرو آنان از [[مناجات]] با او لذّت میبرند و او نیز از [[مناجات]] ایشان لذّت میبرد، آنان او را میخوانند و او آنان را میخواند؛ [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در [[مناجات]] | *این نیز مانعی از موانع پذیرش [[دعا]] است، که تنها مخصوص اَخصّ [[خواص]] میباشد. آنان کسانی هستند که او را بسیار [[دوست]] میدارند، همانگونه که او نیز آنان را بسیار [[دوست]] میدارد، از اینرو آنان از [[مناجات]] با او لذّت میبرند و او نیز از [[مناجات]] ایشان لذّت میبرد، آنان او را میخوانند و او آنان را میخواند؛ [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در [[مناجات شعبانیه]] میفرمایند: "پروردگارا! مرا از آنان قرار ده که خواندیشان پس تو را پاسخ دادند، و بدانان نگریستی پس برای [[عظمت]] تو مدهوش شدند، زان پس در سِرّ آنان به [[مناجات]] با آنان پرداختی" <ref>{{متن حدیث|إِلَهِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلَالِكَ فَنَاجَيْتَهُ}}؛ مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.</ref>. | ||
*در این هنگام، [[بنده]] عارف هیچ چیزی را لذّت بخشتر از ارتباط میان خود با پروردگارش نمییابد: {{متن قرآن|وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَى قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى}}<ref>«و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟ گفت: چوبدست من است که بر آن تکیه میکنم و با آن برای گوسفندانم برگ میریزم و مرا بدان نیازهایی دیگر است» سوره طه، آیه ۱۷-۱۸.</ref>. | *در این هنگام، [[بنده]] عارف هیچ چیزی را لذّت بخشتر از ارتباط میان خود با پروردگارش نمییابد: {{متن قرآن|وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَى قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى}}<ref>«و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟ گفت: چوبدست من است که بر آن تکیه میکنم و با آن برای گوسفندانم برگ میریزم و مرا بدان نیازهایی دیگر است» سوره طه، آیه ۱۷-۱۸.</ref>. | ||
*آیا [[حضرت موسی]]{{ع}} در این بلندگوئی خود، هدفی غیر از سخن گفتن با [[حضرت حق]] داشت؟ سخن گفتنی که از آن لذّت میبرد و هیچ لذّتی را همچون آن نمیدانست؟!. چه بلندگوئی زیبا و به جائی!. از اینرو [[اهل دل]] این سخن آن [[حضرت]] را نه درازگوئی، که بلندگوئی میدانند؛ و آن را بهتر از کوتاهی در [[کلام]] میشمارند. | *آیا [[حضرت موسی]]{{ع}} در این بلندگوئی خود، هدفی غیر از سخن گفتن با [[حضرت حق]] داشت؟ سخن گفتنی که از آن لذّت میبرد و هیچ لذّتی را همچون آن نمیدانست؟!. چه بلندگوئی زیبا و به جائی!. از اینرو [[اهل دل]] این سخن آن [[حضرت]] را نه درازگوئی، که بلندگوئی میدانند؛ و آن را بهتر از کوتاهی در [[کلام]] میشمارند. | ||
| خط ۴۹۹: | خط ۴۹۸: | ||
*[[دعا]] میتواند حجابها را از مقابل [[فطرت انسانی]] کنار زده، [[علم اجمالی]] را برای او به [[علم تفصیلی]] تبدیل نماید. توضیح آنکه [[شناخت خداوند]] و [[توحید]] او، در شمار [[امور فطری]] قرار دارد، که در اعماق [[روح]] [[انسان]] ۔ بلکه تمامی موجودات - قرار دارد. [[دلیل]] این مطلب نیز [[آیه]] شریفهای است که نشان میدهد [[انسان]] چون از دیگر [[علل]] و وسائل این عالم [[انقطاع]] جوید، تنها او - جلَّ وعلا! - را میبیند و مییابد، و به دیگری دست التجا دراز نمیکند: {{متن قرآن|فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ}}<ref>«و چون در کشتی سوار میشوند خداوند را میخوانند در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میگردانند و چون آنان را رهاند (و) به خشکی (رساند) ناگاه شرک میورزند» سوره عنکبوت، آیه ۶۵.</ref>؛ | *[[دعا]] میتواند حجابها را از مقابل [[فطرت انسانی]] کنار زده، [[علم اجمالی]] را برای او به [[علم تفصیلی]] تبدیل نماید. توضیح آنکه [[شناخت خداوند]] و [[توحید]] او، در شمار [[امور فطری]] قرار دارد، که در اعماق [[روح]] [[انسان]] ۔ بلکه تمامی موجودات - قرار دارد. [[دلیل]] این مطلب نیز [[آیه]] شریفهای است که نشان میدهد [[انسان]] چون از دیگر [[علل]] و وسائل این عالم [[انقطاع]] جوید، تنها او - جلَّ وعلا! - را میبیند و مییابد، و به دیگری دست التجا دراز نمیکند: {{متن قرآن|فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ}}<ref>«و چون در کشتی سوار میشوند خداوند را میخوانند در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میگردانند و چون آنان را رهاند (و) به خشکی (رساند) ناگاه شرک میورزند» سوره عنکبوت، آیه ۶۵.</ref>؛ | ||
*چه [[انسان]] خواه ناخواه [[توحید]] و [[عظمت]] او را در مییابد، و با تمامی ذرّه ذرّه وجودش لمس مینماید. از اینرو دست از دیگران کشیده [[نیاز]] خود را به او عرضه میدارد. | *چه [[انسان]] خواه ناخواه [[توحید]] و [[عظمت]] او را در مییابد، و با تمامی ذرّه ذرّه وجودش لمس مینماید. از اینرو دست از دیگران کشیده [[نیاز]] خود را به او عرضه میدارد. | ||
*در این حالت- که معمولاً به [[هنگام ظهور]] مشکلات و [[سختیها]] روی مینماید- | *در این حالت- که معمولاً به [[هنگام ظهور]] مشکلات و [[سختیها]] روی مینماید- [[انسان]] [[نجات]] و رهائی خود را تنها از او میجوید و بس؛ حال اگر [[آدمی]] [[خداوند]] را [[آگاه]]، توانا، شنوا و [[بخشنده]] نمیدانست، هرگز دست به [[دعا]] نمیبرد؛ این مطلب خود [[دلیل]] بر آن است، که [[انسان]] در [[فطرت]] خود [[خداوند]] را [[آگاه]] و توانا میداند، از اینرو به [[مناجات]] با او میپردازد. | ||
*تمامی [[پیامبران الهی]]{{ع}} نیز برای همین مطلب برانگیخته شدهاند، که [[فطرت انسان]] را بیدار کرده او را بدان متوجّه سازند؛ بلکه [[حجاب]] را از روی آن برداشته [[انسان]] را به مرتبه [[یقین]] به [[توحید]] برسانند، تا حتّی لحظهای کوتاه نیز از آن غافل نشود. باز از همین رو است که تمامی عوالم وجود یکسر [[خداوند]] را [[تسبیح]] میگوید، و بدون آنکه در این کار [[فتور]] و سستیای روی دهد، او را [[حمد]] و ثنا میگوید؛ [[حضرت حق]] خود در این رابطه [[شهادت]] میدهد که: {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref>«و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۲.</ref>. | *تمامی [[پیامبران الهی]]{{ع}} نیز برای همین مطلب برانگیخته شدهاند، که [[فطرت انسان]] را بیدار کرده او را بدان متوجّه سازند؛ بلکه [[حجاب]] را از روی آن برداشته [[انسان]] را به مرتبه [[یقین]] به [[توحید]] برسانند، تا حتّی لحظهای کوتاه نیز از آن غافل نشود. باز از همین رو است که تمامی عوالم وجود یکسر [[خداوند]] را [[تسبیح]] میگوید، و بدون آنکه در این کار [[فتور]] و سستیای روی دهد، او را [[حمد]] و ثنا میگوید؛ [[حضرت حق]] خود در این رابطه [[شهادت]] میدهد که: {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref>«و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۲.</ref>. | ||
*حال با توجه به [[برتری]] [[انسان]] نسبت به دیگر موجودات، [[شأن]] اوست که خود را از [[غفلت]] رهائی بخشد، تا در حالت [[مرگ]] از [[حضرت حق]] محجوب نماند: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ}}<ref>«آری، بیگمان آنان در آن روز از پروردگارشان باز داشته خواهند بود» سوره مطففین، آیه ۱۵.</ref>. | *حال با توجه به [[برتری]] [[انسان]] نسبت به دیگر موجودات، [[شأن]] اوست که خود را از [[غفلت]] رهائی بخشد، تا در حالت [[مرگ]] از [[حضرت حق]] محجوب نماند: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ}}<ref>«آری، بیگمان آنان در آن روز از پروردگارشان باز داشته خواهند بود» سوره مطففین، آیه ۱۵.</ref>. | ||
| خط ۵۰۵: | خط ۵۰۴: | ||
*این [[وظیفه]]، بر دوش عللی چند نهاده شده، که [[دعا]] و [[تضرّع]] و [[توبه]] در آن میان از شأنی خاص برخوردار است؛ چه [[علم اجمالی]] [[انسان]] به [[توحید]]، [[عظمت]]، دانائی و توانائی [[حضرت حق]]، به وسیله [[دعا]] و [[تضرّع]] به تفصیل رسیده، [[انسان]] از [[آگاهی]] کاملی نسبت به آن برخوردار میشود. نمازهای [[واجب]] و [[مستحب]] در این زمینه از بالاترین [[ارزش]] برخوردارند، که هیچ چیز دیگری همچون آنها نمیتواند [[انسان]] را از [[غفلت]] بیرون آورد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۳.</ref>. | *این [[وظیفه]]، بر دوش عللی چند نهاده شده، که [[دعا]] و [[تضرّع]] و [[توبه]] در آن میان از شأنی خاص برخوردار است؛ چه [[علم اجمالی]] [[انسان]] به [[توحید]]، [[عظمت]]، دانائی و توانائی [[حضرت حق]]، به وسیله [[دعا]] و [[تضرّع]] به تفصیل رسیده، [[انسان]] از [[آگاهی]] کاملی نسبت به آن برخوردار میشود. نمازهای [[واجب]] و [[مستحب]] در این زمینه از بالاترین [[ارزش]] برخوردارند، که هیچ چیز دیگری همچون آنها نمیتواند [[انسان]] را از [[غفلت]] بیرون آورد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۳.</ref>. | ||
===٣. [[درک]] و دریافت [[ذلّت]] [[بندگی]] و [[عزّت]] پروردگاری=== | ===٣. [[درک]] و دریافت [[ذلّت]] [[بندگی]] و [[عزّت]] پروردگاری=== | ||
*[[درک]] این مطلب، که [[بنده]] سراسر [[ذلّت]] است و [[پروردگار]] سراسر [[عزّت]]، در زبان [[اهل دل]] "[[مقام]] | *[[درک]] این مطلب، که [[بنده]] سراسر [[ذلّت]] است و [[پروردگار]] سراسر [[عزّت]]، در زبان [[اهل دل]] "[[مقام عبودیّت]]" خوانده میشود. توضیح آنکه از [[قرآن کریم]] چنین استفاده میشود، که تمامی موجودات به خاطر [[انسان]] آفریده شده است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً}}<ref>«آیا ندیدهاید که خداوند آنچه را در آسمانها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟» سوره لقمان، آیه ۲۰.</ref>؛ | ||
*نیز از همین کتاب [[کریم]] چنین بر میآید، که [[انسان]] برای خود [[خداوند]] خلق شده است؛ و به تعبیری دیگر برای رسیدن به [[مقام]] | *نیز از همین کتاب [[کریم]] چنین بر میآید، که [[انسان]] برای خود [[خداوند]] خلق شده است؛ و به تعبیری دیگر برای رسیدن به [[مقام عبودیّت]]. به این دو [[آیه]] بنگرید: {{متن قرآن|وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي}}<ref>«و تو را برای خویشتن پروراندم» سوره طه، آیه ۴۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref> | ||
*رسیدن به [[مقام]] | *رسیدن به [[مقام عبودیّت]] امّا، احتیاج به طیّ منازلی همچون [[توبه]]، [[بیداری]]، زدون [[رذائل]] از [[نفس]] و آراستن آن به [[فضائل]]، لقاء و... دارد. سالک چون به [[مقام]] لقاء رسد، بخشی از [[مقام عبودیّت]] را دریافته است. در این [[مقام]] او [[فقر]] و سقوط خود را در مییابد، و میفهمد که از هیچ کمالی برخوردار نیست؛ چه تمامی کمال از آن او - جلَّ وعلا!- است. در این حال سالک [[عزّت]] و غناء ربوبی را [[ادراک]] مینماید: {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ}}<ref>«و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینههای آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمیفرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.</ref>. | ||
*این حالت، [[برترین]] و [[نیکوترین]] حالها و لذّت بخشترین آنها است، که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. سوزانیدن ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، [[غرور]]، [[ریاء]] و... در این شمار است، که این ریشهها از [[قلب]] برکنده شده [[آدمی]] از آنها [[نجات]] مییابد؛ چه ممکن است کسی از منزل تخلیه عبور کند امّا هنوز ریشههای این [[رذائل]] در [[جان]] او باقی باشد؛ از همین رو است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودهاند: "آخرین چیزی که از قلبهای [[صدّیقان]] خارج میشود، مقامدوستی است" <ref>{{متن حدیث|آخر ما یخرج عن قلوب الصدیقین حب الجاه}}.</ref> | *این حالت، [[برترین]] و [[نیکوترین]] حالها و لذّت بخشترین آنها است، که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. سوزانیدن ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، [[غرور]]، [[ریاء]] و... در این شمار است، که این ریشهها از [[قلب]] برکنده شده [[آدمی]] از آنها [[نجات]] مییابد؛ چه ممکن است کسی از منزل تخلیه عبور کند امّا هنوز ریشههای این [[رذائل]] در [[جان]] او باقی باشد؛ از همین رو است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودهاند: "آخرین چیزی که از قلبهای [[صدّیقان]] خارج میشود، مقامدوستی است" <ref>{{متن حدیث|آخر ما یخرج عن قلوب الصدیقین حب الجاه}}.</ref> | ||
*بدین ترتیب، نابود شدن روحیّه [[فرعونی]] - که [[آدمی]] را به خود بزرگبینی [[مبتلا]] میسازد- | *بدین ترتیب، نابود شدن روحیّه [[فرعونی]] - که [[آدمی]] را به خود بزرگبینی [[مبتلا]] میسازد- [[نیازمند]] به ورود به [[مقام عبودیّت]] است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۳-۲۹۴.</ref>. | ||
===۴. یافتن گمشده [[انسان]]=== | ===۴. یافتن گمشده [[انسان]]=== | ||
*[[انسان]] از همان زمانی که [[توان]] تفاوت نهادن بین حقائق گوناگون این عالم را مییابد، بلکه از همان آغاز تولّد، در [[جان]] خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان [[خداوند متعال]] است و بس: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | *[[انسان]] از همان زمانی که [[توان]] تفاوت نهادن بین حقائق گوناگون این عالم را مییابد، بلکه از همان آغاز تولّد، در [[جان]] خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان [[خداوند متعال]] است و بس: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | ||
| خط ۵۱۸: | خط ۵۱۷: | ||
*ذکر [[خداوند]] که معنائی عام داشته [[دعا]]، [[توبه]] و [[تضرّع]] به درگاه او در شمار مصادیق اعلای آن است، از وسائلی است که میتواند [[آدمی]] را [[راهنمایی]] کرده از این سرگردانی [[نجات]] دهد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۵-۲۹۶.</ref>. | *ذکر [[خداوند]] که معنائی عام داشته [[دعا]]، [[توبه]] و [[تضرّع]] به درگاه او در شمار مصادیق اعلای آن است، از وسائلی است که میتواند [[آدمی]] را [[راهنمایی]] کرده از این سرگردانی [[نجات]] دهد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۵-۲۹۶.</ref>. | ||
===۵. بریدن از دیگران و پیوستن به او=== | ===۵. بریدن از دیگران و پیوستن به او=== | ||
*[[توحید افعالی]] - به معنی آنکه [[آدمی]] دریابد که ربوبیّت در هر دو [[حوزه]] [[تشریع]] [[دینی]] و [[نظام آفرینش]]، تنها منحصر در [[حضرت حق]] بوده دیگران را در این زمینه هیچ شراکتی با او نیست- | *[[توحید افعالی]] - به معنی آنکه [[آدمی]] دریابد که ربوبیّت در هر دو [[حوزه]] [[تشریع]] [[دینی]] و [[نظام آفرینش]]، تنها منحصر در [[حضرت حق]] بوده دیگران را در این زمینه هیچ شراکتی با او نیست- مقتضی آن است که سالک [[توحید]] و [[ستایش]] را در او - جلَّ وعلا! - منحصر کرده به گونه جزمی بداند که در دار هستی، هیچ مؤثّری جز از او نیست، هیچ کمالی و هیچ زیبائیای جز از کمال و زیبائی او وجود ندارد، و تمامی امور این عالم فقط و فقط از [[خزانه]] او نشأت یافته در این عالم جریان مییابد: {{متن قرآن|رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا}}<ref>«پروردگار خاور و باختر که هیچ خدایی جز او نیست پس او را کارساز خویش گزین» سوره مزمل، آیه ۹.</ref>. | ||
*از اینرو، آنچه [[پیامبران الهی]]{{ع}} از جانب او آوردهاند، از [[حقیقت]] و حقّانیت برخوردار بوده سخنان و [[کردار]] جز آنان را بهرهای از [[حقیقت]] نیست: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>. | *از اینرو، آنچه [[پیامبران الهی]]{{ع}} از جانب او آوردهاند، از [[حقیقت]] و حقّانیت برخوردار بوده سخنان و [[کردار]] جز آنان را بهرهای از [[حقیقت]] نیست: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>. | ||
*این مرتبه، مرحلهای است که به واسطه [[علم]] برای [[انسان]] حاصل میشود؛ و هرچند برای رهائی او از وسوسههای [[علمی]] [[نافع]] بوده میتواند در وادی عمل و تحقیق [[علمی]] به او [[کمک]] کند، اما هرگز نمیتواند [[انسان]] را به مرتبه [[یقین]] واصل نماید. بدین ترتیب رسیدن به مراتب [[توکّل]] و [[تفویض]] برای کسانی که تنها از مرتبه [[علمی]] [[توحید]] اطّلاع یافتهاند، ناممکن میباشد. از همین رو است که سالک کوی کمال، گذشته از [[علم]] و [[اعتقاد]] [[عقلی]]، به [[رسوخ]] این [[علم]] در [[جان]] و [[قلب]] خود [[نیازمند]] است، تا [[حقیقت توحید]] را دریابد و به مرتبه ایقان رسد. [[امام رضا]]{{ع}} از [[پدران]] بزرگوار خود{{ع}} از [[حضرت حق]] [[حدیث]] میفرمایند که: "عبارت لا إله إلا [[الله]] دژ من است، هرکس که این سخن را گوید وارد دژ من شده، و هرکس در دژ من وارد شود از [[عذاب]] من در [[امان]] خواهد بود"<ref>{{متن حدیث|كَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ قَالَهَا دَخَلَ حِصْنِي وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي}}؛ بحارالأنوار، ج۴۹، ص۱۲۶.</ref>. | *این مرتبه، مرحلهای است که به واسطه [[علم]] برای [[انسان]] حاصل میشود؛ و هرچند برای رهائی او از وسوسههای [[علمی]] [[نافع]] بوده میتواند در وادی عمل و تحقیق [[علمی]] به او [[کمک]] کند، اما هرگز نمیتواند [[انسان]] را به مرتبه [[یقین]] واصل نماید. بدین ترتیب رسیدن به مراتب [[توکّل]] و [[تفویض]] برای کسانی که تنها از مرتبه [[علمی]] [[توحید]] اطّلاع یافتهاند، ناممکن میباشد. از همین رو است که سالک کوی کمال، گذشته از [[علم]] و [[اعتقاد]] [[عقلی]]، به [[رسوخ]] این [[علم]] در [[جان]] و [[قلب]] خود [[نیازمند]] است، تا [[حقیقت توحید]] را دریابد و به مرتبه ایقان رسد. [[امام رضا]]{{ع}} از [[پدران]] بزرگوار خود{{ع}} از [[حضرت حق]] [[حدیث]] میفرمایند که: "عبارت لا إله إلا [[الله]] دژ من است، هرکس که این سخن را گوید وارد دژ من شده، و هرکس در دژ من وارد شود از [[عذاب]] من در [[امان]] خواهد بود"<ref>{{متن حدیث|كَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ قَالَهَا دَخَلَ حِصْنِي وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي}}؛ بحارالأنوار، ج۴۹، ص۱۲۶.</ref>. | ||
| خط ۵۳۷: | خط ۵۳۶: | ||
:*{{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۹.</ref>. | :*{{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۹.</ref>. | ||
*در مقابل، [[گناه]] نیز- از آنجا که با [[تقوی]] در تضادّ کامل قرار دارد- | *در مقابل، [[گناه]] نیز- از آنجا که با [[تقوی]] در تضادّ کامل قرار دارد- [[امنیّت]] و [[اطمینان]] روحی را از [[انسان]] بازستانده، او را دچار این نوع از [[بیماریها]] و گرفتاریهای روحی مینماید: | ||
:*{{متن قرآن|وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ}}<ref>«و به کافران همواره برای کارهایی که کردهاند بلایی سخت میرسد یا آنکه (بلا) نزدیک خانهشان وارد میشود تا وعده خداوند فرا رسد، بیگمان خداوند در وعده (خویش) خلاف نمیورزد» سوره رعد، آیه ۳۱.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ}}<ref>«و به کافران همواره برای کارهایی که کردهاند بلایی سخت میرسد یا آنکه (بلا) نزدیک خانهشان وارد میشود تا وعده خداوند فرا رسد، بیگمان خداوند در وعده (خویش) خلاف نمیورزد» سوره رعد، آیه ۳۱.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ}}<ref>«و هر کس به خداوند شرک ورزد چنان است که از آسمان فرو افتد و پرندگان او را بربایند یا باد او را به جایی دور اندازد» سوره حج، آیه ۳۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۰.</ref>. | :*{{متن قرآن|وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ}}<ref>«و هر کس به خداوند شرک ورزد چنان است که از آسمان فرو افتد و پرندگان او را بربایند یا باد او را به جایی دور اندازد» سوره حج، آیه ۳۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۰.</ref>. | ||
| خط ۵۴۸: | خط ۵۴۷: | ||
*[[خواصّ]] [[مردم]] اما، به وسیله [[دعا]] از انجام تمامی امور [[ناپسند]] باز داشته میشوند، گوئی [[دعا]] همچون سپری است که در مقابل [[دشمن]] [[انسان]] را محافظت مینماید، و آنان خود را از [[گناه]] - که بدترین [[دشمن]] [[انسان]] است - به وسیله همین [[دعا]] حفظ میکنند: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref>. | *[[خواصّ]] [[مردم]] اما، به وسیله [[دعا]] از انجام تمامی امور [[ناپسند]] باز داشته میشوند، گوئی [[دعا]] همچون سپری است که در مقابل [[دشمن]] [[انسان]] را محافظت مینماید، و آنان خود را از [[گناه]] - که بدترین [[دشمن]] [[انسان]] است - به وسیله همین [[دعا]] حفظ میکنند: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref>. | ||
*[[خواصّ]] به واسطه یاد [[خداوند]] و [[عنایات]] خاصّ او، از [[گناهان]] بزرگ پرهیز میکنند؛ و [[برتر]] از آن اینکه از [[گناهان]] صغیره و کوچک نیز برحذر داشته میشوند؛ خوشا به حال اینان و سعادتی که نصیبشان شده است. | *[[خواصّ]] به واسطه یاد [[خداوند]] و [[عنایات]] خاصّ او، از [[گناهان]] بزرگ پرهیز میکنند؛ و [[برتر]] از آن اینکه از [[گناهان]] صغیره و کوچک نیز برحذر داشته میشوند؛ خوشا به حال اینان و سعادتی که نصیبشان شده است. | ||
*اخصّ [[خواصّ]] [[مردم]] امّا، به وسیله [[دعا]] از مکروهات و خواستههای ناروای نفسانی - هرچند [[حرام]] نیز نباشد- | *اخصّ [[خواصّ]] [[مردم]] امّا، به وسیله [[دعا]] از مکروهات و خواستههای ناروای نفسانی - هرچند [[حرام]] نیز نباشد- احتراز میکنند. بالاتر از آن اینکه [[دعا]] و [[تضرّع]] میتواند آنان را از [[افکار]]، خیالات و وسوسههای [[باطل]] نیز حفظ کرده، [[قلب]] آنان را برای [[نزول]] [[صاحب]] اصلی خانه آماده سازد؛ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به همین مطلب در [[حدیثی]] [[شریف]] اینگونه اشاره کردهاند: "هرکس [[چهل]] روز برای [[خداوند متعال]] [[اخلاص]] ورزد، [[خداوند]] چشمههای [[حکمت]] را از [[قلب]] او به زبانش جاری میسازد" <ref>{{متن حدیث|مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَجَّرَ اللَّهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ}}؛ بحارالأنوار، ج۷۷، ص۲۴۹.</ref>. | ||
#همانگونه که استاد [[شاگرد]] خویش را گام به گام از [[ظلمت]] به سوی [[نور]] مطلق روانه میسازد، و او را اندک اندک از منازل تخلیه و تحلیه و تجلیه عبور میدهد تا به [[انوار]] [[معرفت]] [[الهی]] واصل شود، و حجابهای [[نورانی]] و ظلمانی را دریده در قلبش تنها [[نور]] مطلق سکنی گزیند، اذکار و [[ادعیه]] نیز از همین خاصیّت برخوردار است. در [[قرآن کریم]] از این حالت به [[ذکر کثیر]] / یاد فراوان [[حضرت حق]]، تعبیر شده است. از اینرو یاد او میتواند [[انسان]] [[دعا کننده]] اُنس گرفته به [[دعا]] را از [[ظلمت]] [[نفس]] به فضاء ربوبی رهنمون ساخته، [[قلب]] او را از [[نور]] سرشار سازد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستایید» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۲-۳۰۳.</ref>. | #همانگونه که استاد [[شاگرد]] خویش را گام به گام از [[ظلمت]] به سوی [[نور]] مطلق روانه میسازد، و او را اندک اندک از منازل تخلیه و تحلیه و تجلیه عبور میدهد تا به [[انوار]] [[معرفت]] [[الهی]] واصل شود، و حجابهای [[نورانی]] و ظلمانی را دریده در قلبش تنها [[نور]] مطلق سکنی گزیند، اذکار و [[ادعیه]] نیز از همین خاصیّت برخوردار است. در [[قرآن کریم]] از این حالت به [[ذکر کثیر]] / یاد فراوان [[حضرت حق]]، تعبیر شده است. از اینرو یاد او میتواند [[انسان]] [[دعا کننده]] اُنس گرفته به [[دعا]] را از [[ظلمت]] [[نفس]] به فضاء ربوبی رهنمون ساخته، [[قلب]] او را از [[نور]] سرشار سازد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستایید» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۰۲-۳۰۳.</ref>. | ||
===۹. ثوابهای بسیار=== | ===۹. ثوابهای بسیار=== | ||