حقوق مالی امام: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۴۹۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۱ اکتبر ۲۰۲۳
(صفحه‌ای تازه حاوی « {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 8...» ایجاد کرد)
 
 
(۲۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = حق اهل بیت | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = }}


{{امامت}}
== مقدمه ==
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
"[[حق مالی]] امتیازی است که [[نظام حقوقی]] برای اشخاص می‌شناسد. این دسته از [[حقوق]] قابل مبادله و قیمت‌ گذاری به [[پول]] است مانند [[حق]] [[مالکیت]] و [[حق]] انتفاع"<ref>علی محمد یثربی، مقدمه علم حقوق، ص۱۲۱ (ماده ۴۰ ق ۲۰).</ref>.
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[حقوق مالی در قرآن]] - [[حقوق مالی در حدیث]] - [[حقوق مالی در کلام اسلامی]] - [[حقوق مالی در فلسفه اسلامی]] - [[حقوق مالی در عرفان اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[حقوق مالی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه ==
مسلم است که [[سیاست]] و [[اقتصاد]]، رابطۀ تنگاتنگ دارند. [[ضعف]] [[سیاست]]، موجب [[ضعف]] [[اقتصاد]] است و [[ضعف]] [[اقتصاد]]، [[دلیل]] [[ضعف]] [[سیاست]] است. یکی از حربه‌های برنده و مهم [[طاغوت‌ها]] در هر عصری این بوده که رگ و ریشۀ [[اقتصاد]] را به دست می‌گرفتند و مردان [[خدا]] را در فشار و تنگنای [[اقتصادی]] قرار می‌دادند تا آنان را [[نیازمند]] و [[تسلیم]] خود کنند<ref>محمدتقی عبدوس، محمد محمدی اشتهاردی، آموزه‌های اخلاقی رفتاری امامان شیعه، ص۷۰.</ref>. [[غصب فدک]] پس از [[رحلت پیامبر]] نیز در همین راستا توجیه می‌شود، لذا اگر [[اقتصاد]] در زمان [[اهل بیت]] {{عم}} در دست آنان بود، [[حکومت]] نیز به دست آنان می‌شد، لکن [[دشمنان]] و غاصبان [[حقوق]] آنان، ابتدا این [[حق]] آنان را گرفتند و بعد سایر [[حقوق]] ایشان را [[غصب]] کردند.
*"[[حق]] [[مالی]] امتیازی است که [[نظام حقوقی]] برای اشخاص می‌شناسد. این دسته از [[حقوق]] قابل مبادله و قیمت‌ گذاری به [[پول]] است مانند [[حق]] [[مالکیت]] و [[حق]] انتفاع"<ref>علی محمد یثربی، مقدمه علم حقوق، ص۱۲۱ (ماده ۴۰ ق ۲۰).</ref>.
*مسلم است که [[سیاست]] و [[اقتصاد]]، رابطۀ تنگاتنگ دارند. [[ضعف]] [[سیاست]]، موجب [[ضعف]] [[اقتصاد]] است و [[ضعف]] [[اقتصاد]]، [[دلیل]] [[ضعف]] [[سیاست]] است. یکی از حربه‌های برنده و مهم [[طاغوت‌ها]] در هر عصری این بوده که رگ و ریشۀ [[اقتصاد]] را به دست می‌گرفتند و مردان [[خدا]] را در فشار و تنگنای [[اقتصادی]] قرار می‌دادند تا آنان را [[نیازمند]] و [[تسلیم]] خود کنند<ref>محمدتقی عبدوس، محمد محمدی اشتهاردی، آموزه‌های اخلاقی رفتاری امامان شیعه، ص۷۰.</ref>. [[غصب فدک]] پس از [[رحلت پیامبر]] نیز در همین راستا توجیه می‌شود، لذا اگر [[اقتصاد]] در زمان [[اهل بیت]]{{عم}} در دست آنان بود، [[حکومت]] نیز به دست آنان می‌شد، لکن [[دشمنان]] و غاصبان [[حقوق]] آنان، ابتدا این [[حق]] آنان را گرفتند و بعد سایر [[حقوق]] ایشان را [[غصب]] کردند.
*در برخی [[روایات]] داریم که [[معصومین]] شاعرانی همچون [[فرزدق]]، کمیت [[اسدی]]... را [[تشویق]] کرده و به آنان [[پول]] می‌دادند تا از وجود آنها به نفع [[تشیع]] و رواج آن بهره گیرند و دیگران آنان را به نفع خودشان به کار نگیرند. [[تألیف قلوب]] در مواردی و [[تبلیغ دین]] از سویی، [[برقراری عدالت]] [[اجتماعی]] و [[توازن]] [[ثروت]] از سوی سوم، ملجأ و [[پناهگاه]] بودن [[اهل بیت]] در [[مشکلات]] و اتفاقات ناگوار از سوی دیگر منوط به داشتن [[قدرت]] [[اقتصادی]] است، این امر نیز متوقف بر پرداخت، [[حقوق مالی اهل بیت]]{{عم}} است.
*با توجه به آنچه ذکر شد و با توجه به منبع درآمد [[اهل بیت]]{{عم}} که در موارد زیادی به عهدۀ [[مسلمین]] است و با توجه به آثاری که [[پرداخت حقوق مالی]] می‌تواند داشته باشد، [[حقوق مالی]] در زمره [[حقوق اجتماعی]] ذکر می‌شود.


==[[حق انفال]]==
در برخی [[روایات]] داریم که [[معصومین]] شاعرانی همچون: [[فرزدق]]، [[کمیت اسدی]]... را [[تشویق]] کرده و به آنان [[پول]] می‌دادند تا از وجود آنها به نفع [[تشیع]] و رواج آن بهره گیرند و دیگران آنان را به نفع خودشان به کار نگیرند. [[تألیف قلوب]] در مواردی و [[تبلیغ دین]] از سویی، [[برقراری عدالت]] [[اجتماعی]] و توازن [[ثروت]] از سوی سوم، ملجأ و [[پناهگاه]] بودن [[اهل بیت]] در [[مشکلات]] و اتفاقات ناگوار از سوی دیگر منوط به داشتن [[قدرت]] [[اقتصادی]] است، این امر نیز متوقف بر پرداخت، [[حقوق مالی اهل بیت]] {{عم}} است.
===معنای [[انفال]]===
*[[انفال]] جمع نَفَل (به [[فتح]]) و آن زیادت بر چیزی است؛ پس اطلاق نفل بر [[نافله]] به خاطر زیادی بر نمازهای [[واجب]] است. همچنین نفل برآنچه فَیء نامیده می‌شود اطلاق شده است و آن اموالی است که هیچ یک از [[مردم]] مالک آن نیستند مثل قله‌های کوه‌ها، دره‌ها، [[شهرها]] و روستاهایی که [[اهل]] آنها هلاک شدند و ترکۀ کسی که برای او وارثی نیست. [[غنائم جنگی]] را نیز [[انفال]] می‌گویند، به این علت که زیادی بر آن چیزی است که غالباً در [[جنگ‌ها]] مورد نظر است<ref>المیزان، ج۹، ص۶.</ref>.


===[[انفال]] در [[قرآن]] و [[روایات]]===
با توجه به آنچه ذکر شد و با توجه به منبع درآمد [[اهل بیت]] {{عم}} که در موارد زیادی به عهدۀ [[مسلمین]] است و با توجه به آثاری که [[پرداخت حقوق مالی]] می‌تواند داشته باشد، حقوق مالی در زمره [[حقوق اجتماعی]] ذکر می‌شود<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص ۲۰۴ ـ ۲۰۵.</ref>.
*لفظ "[[انفال]]" دوبار در [[قرآن کریم]] در یک [[سوره]] و یک [[آیه]] آمده است: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«از تو از انفال می‌پرسند بگو: انفال از آن خداوند و پیامبر است پس، از خداوند پروا کنید و میانه خود را سازش دهید و اگر مؤمنید از خداوند و پیامبرش فرمان برید» سوره انفال، آیه ۱.</ref>.
*"[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: شما با ما [[ارتباط]] برقرار کردید و [[مردم]] آن را [[قطع]] کردند، شما ما را [[دوست]] داشتید و [[مردم]] به ما [[بغض]] ورزیدند، ما را شناختید و [[مردم]] ما را [[انکار]] کردند در حالی که او ([[صله]] و [[حب]] و [[شناخت]]) [[حق]] بود... [[حق]] ما در [[قرآن]] روشن است برای ماست [[اموال]] [[ناب]]، [[انفال]] برای ماست و ما قومی هستیم که [[خداوند]] [[طاعت]] ما را [[واجب]] کرد و شما [[اقتدا]] می‌کنید به کسی که [[مردم]] نسبت به [[جهالت]] او معذور نیستند..."{{متن حدیث|يَقُولُ وَصَلْتُمْ وَ قَطَعَ النَّاسُ وَ أَحْبَبْتُمْ وَ أَبْغَضَ النَّاسُ وَ عَرَفْتُمْ وَ أَنْكَرَ النَّاسُ وَ هُوَ الْحَقُّ... إِنَّ حَقَّنَا فِي كِتَابِ اللَّهِ بَيِّنٌ لَنَا صَفْوُ الْأَمْوَالِ وَ لَنَا الْأَنْفَالُ وَ إِنَّا قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَتَنَا وَ إِنَّكُمْ تَأْتَمُّونَ بِمَنْ لَا يُعْذَرُ النَّاسُ بِجَهَالَتِهِ...}}<ref>الکافی، ج۸، ص۱۴۶.</ref>.
*باز از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده: "[[خداوند عزوجل]] می‌گوید: ای [[پیامبر گرامی]] از تو می‌پرسند [[تکلیف]] [[اموال]] بی‌صاحب چه خواهد شد؟ بگو [[اموال]] بی‌صاحب ویژه [[خدا]] و [[رسول]] خداست، این [[اموال]] بی‌صاحب چیست؟ [[ابوعبدالله]] گفت: هر سرزمینی که صاحبان آن جلای وطن نمایند و املاک خود را رها نمایند بی‌آنکه [[مسلمین]] سواره و پیاده بر آنان [[هجوم]] برده باشند پس اینها به [[خدا]] و [[رسول]] اختصاص دارد"<ref>{{متن حدیث| قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا يَقُولُ اللَّهُ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ قَالَ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ{{صل}} وَ هِيَ كُلُّ أَرْضٍ جَلَا أَهْلُهَا مِنْ غَيْرِ أَنْ يُحْمَلَ عَلَيْهَا بِخَيْلٍ وَ لَا رِجَالٍ وَ لَا رِكَابٍ فَهِيَ نَفْلٌ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ{{صل}}}}؛ تهذیب الأحکام، ج۴، ص۱۳۲.</ref>.
*در جای دیگر فرمودند: "هر زمینی که بدون [[خون‌ریزی]] نصیب [[مسلمین]] گردد و یا بعد از [[صلح]] با [[دشمن]] در قلمرو [[مسلمین]] قرار میگیرد یا [[تسلیم]] شوند و املاک خود را تقدیم کنند زمین‌های بایر و دره‌ها که از [[تصرف]] [[مردم]] خارج شده است، تمامی آنها در شمار "فیء و [[انفال]]" ویژه [[خدا]] و [[رسول]] خداست و آنچه ویژه [[خدا]] باشد در [[اختیار]] [[رسول خدا]] قرار می‌گیرد تا به صلاحدید خود عمل کند و به [[مصرف]] برساند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} أَنَّهُ سَمِعَهُ يَقُولُ إِنَّ الْأَنْفَالَ مَا كَانَ مِنْ أَرْضٍ لَمْ يَكُنْ فِيهِ هِرَاقَةُ دَمٍ أَوْ قَوْمٍ صُولِحُوا وَ أَعْطَوْا بِأَيْدِيهِمْ فَمَا كَانَ مِنْ أَرْضٍ خَرِبَةٍ أَوْ بُطُونِ أَوْدِيَةٍ فَهَذَا كُلُّهُ مِنَ الْفَيْءِ وَ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ{{صل}} فَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِلرَّسُولِ يَضَعُهُ حَيْثُ يُحِبُّ}}؛ تهذیب الأحکام، ج۴، ص۱۳۳.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۲۰۵- ۲۰۷.</ref>.


==[[حق]] "فیء"==
== حق انفال ==
===معنای لغوی فیء===
{{اصلی|انفال}}
*[[راغب]] درباره معنای فیء می‌گوید: {{متن حدیث|الفيء و الفيئة}}: "بازگشت به حالتی [[پسندیده]]".
انفال به‌معنای [[غنیمت]]، [[بخشش]]<ref>لسان‌العرب، ج۱۴، ص۲۴۴؛ القاموس‌المحیط، ج‌۴، ص‌۷۹، «نفل».</ref>، افزون بر مقدار [[واجب]]<ref>مفردات، ص‌۸۲۰‌؛ لسان العرب، ج‌۱۴، ص‌۲۴۵، «نفل».</ref> یا زیاده بر اصل<ref>التبیان، ج۵‌، ص‌۷۲؛ لسان‌العرب، ج۱۴، ص‌۲۴۵، «نفل».</ref>، در اصطلاح [[فقه]] [[امامیه]] به [[اموال]] خاص [[معصوم]]<ref>شرایع‌الاسلام، ج‌۱، ص‌۱۸۳؛ جواهر الکلام، ج‌۱۶، ص‌۱۱۵‌ـ‌۱۱۶.</ref> و به تعبیری دیگر اموالی که مالک خصوصی ندارد و به [[امام]] و [[حاکم اسلامی]] تعلق دارد<ref>دراسات فی ولایة الفقیه، ج‌۱، ص‌۱۰۳‌ـ‌۱۰۴؛ انفال و آثار آن در اسلام، ص‌۴۰.</ref> انفال اطلاق می‌شود<ref>القاموس‌الفقهی، ص‌۳۵۸؛ الفقه الاسلامی، ج‌۸‌، ص‌۵۸۹۱‌.</ref>.
*[[آیات]]: {{متن قرآن|حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ}}<ref>«تا به فرمان خداوند باز گردد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. {{متن قرآن|فَإِنْ فَاءَتْ}}<ref>«و چون بازگشت.».. سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. {{متن قرآن|فَإِنْ فَاءُ}}<ref>«پس اگر بازگشتند.».. سوره بقره، آیه ۲۲۶.</ref>. {{متن حدیث|فاء الظل}}: بازگشت سایه. الفَیءُ جز برای بازگشتن سایه گفته نمی‌شود. در [[آیه]]: {{متن قرآن|يَتَفَيَّأُ ظِلَالُهُ}}<ref>«چگونه سایه‌های آن از راست و چپ باز می‌گردد» سوره نحل، آیه ۴۸.</ref>.
*نیز گفته‌اند الفَیءُ غنیمتی است که برای رسیدن به آن مشقتی در کار نباشد، در [[آیات]]: {{متن قرآن|مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ}}<ref>«و آنچه خداوند به پیامبرش از (دارایی) آنان (به غنیمت) بازگرداند» سوره حشر، آیه ۶.</ref>،{{متن قرآن|مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ}}<ref>«از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>. بعضی گفته‌اند: اطلاق [[غنیمت]] به واژه فَیء - به معنی سایه از این جهت است که [[آگاهی]] و تنبیهی است بر اینکه شریف‌ترین اغراض [[دنیایی]] در [[حکم]] سایه‌ای است که برطرف و زایل می‌شود و در می‌گذرد<ref>مفردات، ص۶۵۰.</ref>.
*'''معنای اصطلاحی فیء:''' در [[فقه]] [[اموال]] منقول یا غیر منقولی را گویند که بدون [[جنگ]] و [[خونریزی]] و با [[مسالمت]] از [[کفار]] عاید [[مسلمین]] می‌شود و بخشی از [[غنیمت]] [[جنگی]] است و چون نیروی [[جنگی]] در به دست آوردنش به کار نرفته، همۀ آن متعلق به [[رهبر اسلامی]] است که بخشی را در [[مصالح]] [[عامه]] [[مسلمین]] بنا به صلاحدید خودش و بخشی را در میان [[ایتام]] و [[فقرا]] و در راه ماندگان [[بنی‌هاشم]] [[مصرف]] می‌کند<ref>مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج۴، ص۶۲۲.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۲۰۷- ۲۰۸.</ref>.


===فئ در [[قرآن]] و [[روایت]]===
پس از [[پیروزی]] [[مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] میان آنان بر سر تقسیم [[غنایم]] [[اختلاف]] به‌وجود آمد، از [[رسول خدا]] در این باره پرسیدند<ref>جامع البیان، مج‌۶‌، ج‌۹، ص‌۲۲۸؛ مجمع البیان، ج‌۴، ص‌۷۹۶؛ تفسیر قرطبی، ج‌۷، ص‌۲۲۹.</ref> و [[آیه]] نخست [[سوره انفال]] نازل شد و [[قانون]] انفال را [[تشریع]] کرد: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref> از تو از انفال می‌پرسند بگو: انفال از آن خداوند و پیامبر است پس، از خداوند پروا کنید و میانه خود را سازش دهید و اگر مؤمنید از خداوند و پیامبرش فرمان برید؛ سوره انفال، آیه۱.</ref>.
*در [[سوره حشر]] آمده است: {{متن قرآن|وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و آنچه خداوند به پیامبرش از (دارایی) آنان (به غنیمت) بازگرداند چیزی نبود که شما برای (به دست آوردن) آن، اسبان و شترانی دوانده باشید ولی خداوند پیامبرانش را بر هر کس بخواهد چیره می‌گرداند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره حشر، آیه ۶.</ref>.
*در ادامه می‌فرماید: {{متن قرآن|مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى}}<ref>«آنچه خداوند از (دارایی‌های) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و... است» سوره حشر، آیه ۷.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۲۰۸.</ref>.


==منابع==
انفال ملک [[رسول خدا]] {{صل}} و پس از آن حضرت، ملک [[ائمه]] {{عم}} است. از این رو، هر گونه تصرف در آن، بدون [[اذن]] آنان جایز نیست؛ لکن در [[زمان غیبت]]، تصرف در انفال و تملّک آن، برای [[شیعه]] بنابر قول مشهور [[مباح]] است<ref>[[سید رضا حسینی|حسینی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[انفال - صادقی فدکی و حسینی (مقاله)| انفال]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۱۵ ـ ۲۳؛ [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۱، ص ۷۳۳-۷۳۵؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۲۷؛ [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص ۵۳.</ref>.
* [[پرونده:1379781.jpg|22px]] [[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|'''حقوق اهل بیت''']]


==پانویس==
== حق فیء ==
{{یادآوری پانویس}}
{{اصلی|فیء}}
«فیء» به معنای رجوع و بازگشت سایه است<ref>لغت‌نامه دهخدا، ج۱۱، ص۱۷۲۴۸؛ فرهنگ معین، ج۲، ص۲۵۹۰؛ ابن‌فارس، معجم مغائیس اللغه، ج۴، ص۴۳۵.</ref> و در اصطلاح، به بخشی از [[انفال]] گفته می‌شود که بدون [[رنج]] و زحمت، در [[اختیار]] [[جامعه اسلامی]] قرار گیرد<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، ج۱، ص۱۲۶.</ref>. فی‌ء از اموال دولت اسلامی و [[بیت المال]] محسوب می‌شود و برای تأمین [[زندگی]] اقشار آسیب‌پذیر [[اجتماعی]] و در [[راه خدا]] [[مصرف]] می‌شود. فیء، یکی از منابع مهم [[بیت المال]] در [[نظام اسلامی]] است.
 
فیء در [[اسلام]]، از زمان [[یهودیان]] "[[بنی نضیر]]" و بیرون رفتن آنها از [[مدینه]] آغاز شده است. به همین مناسبت، [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}} نازل و [[اموال]] و مستغلات بر جای مانده از یهودیان را از آن [[رسول خدا]] ([[رئیس حکومت]]) دانست<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص ۱۴۴؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص ۴۵۰.</ref>.
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:1368945.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|'''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت''']]
# [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[سید رضا حسینی|حسینی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[انفال - صادقی فدکی و حسینی (مقاله)| انفال]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵''']]
# [[پرونده:1379779.jpg|22px]] [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم''']]
# [[پرونده:11677.jpg|22px]] [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|'''واژه‌نامه فقه سیاسی''']]
# [[پرونده:1379781.jpg|22px]] [[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|'''حقوق اهل بیت''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


 
[[رده:حقوق امام]]
{{امامت شناسی}}
[[رده:مدخل]]
[[رده:حقوق مالی]]
[[رده:امامت]]
۱۲۹٬۶۶۷

ویرایش