بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مقام | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = مقام شهادت | |||
| عنوان مدخل = مقام شهادت | |||
| مداخل مرتبط = [[مقام شهادت در قرآن]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[خداوند]] در آیاتی بر [[مقام شهادت]] این جهانی [[پیامبر]] و [[ائمه اطهار]] {{عم}} بر | [[خداوند]] در آیاتی بر [[مقام شهادت]] این جهانی [[پیامبر]] و [[ائمه اطهار]] {{عم}} بر اعمال امت تأکید کرده است<ref>آیات دیگری هم به مقام شهادت آن بزرگواران در جهان واپسین اشاره دارند که به آنها نمیپردازیم؛ مانند نساء: ۴۱؛ نحل: ۸۹.</ref>. [[آیات]] شاخص در این ادعا، سه آیهای است<ref>به جهت تسهیل در گفتار، از این پس از آیه نخست به «آیه رؤیت رسول» و از آیه دوم به «آیة رؤیت مؤمنان» و از آیه سوم به «آیه امت وسط» یاد میکنیم.</ref> که در پی میآید: {{متن قرآن|...وَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«چون نزد آنان باز گردید، برای شما عذر میآورند؛ بگو عذر نیاورید که هرگز باورتان نخواهیم داشت؛ خداوند ما را از اخبار شما آگاه کرده است و به زودی خداوند و پیامبرش کردار شما را خواهند دید سپس به سوی دانای پنهان و آشکار برگردانده میشوید ...» سوره توبه، آیه ۹۴.</ref>، {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید و به سوی داننده پنهان و آشکار بازگردانده خواهید شد و او شما را از آنچه انجام میدادهاید آگاه خواهد ساخت» سوره توبه، آیه ۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا...}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.».. سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>. | ||
{{متن قرآن| | در [[آیه]] نخست به [[نظارت]] این [[جهان]] [[خدا]] و [[رسول]] {{صل}} تصریح شده، ولی به صراحت نامی از [[امام]] برده نشده است. در دو آیه دیگر اما از امام با واژه {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ}} و ضمیر {{متن قرآن|كُمْ}} در {{متن قرآن|جَعَلْنَاكُمْ}} یاد شده است. این بدان خاطر است که آیه نخست در مقام بیان این [[شأن]] برای [[امام]] نبوده و در دو [[آیه]] دیگر به این [[مقام امام]]، اشاره شده است. از اینرو دو آیه یادشده قرینه میشوند که امام نیز در کنار [[خدا]] و رسولش از این [[شأن]] برخوردار است. وانگهی، حتی اگر از این قرینه نیز بگذریم، بنابر [[قانون]] کلی “اثبات تمام [[مقامات]] و [[شئون پیامبر]] {{صل}} برای [[امامان]] پس از ایشان، مگر مقامات خاصی مانند [[نبوت]] و افضلیت”<ref>در مباحث آینده، اشارهای به این قانون خواهد شد.</ref>، پس از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} این مقام به امامان پس او منتقل خواهد شد. | ||
برای [[اثبات]] [[ازدیاد علم امام]] از این [[آیات]]، ابتدا باید اثبات گردد که منظور از واژگان و {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ}} و ضمیر{{متن قرآن|كُمْ}} در {{متن قرآن|جَعَلْنَاكُمْ}}، امام است و امام نیز در کنار خدا و رسولش {{صل}} در این [[جهان]]، [[شاهد]] براعمال [[امت]] میباشد. سپس چگونگی [[استدلال]] به [[آیات شریفه]] بر ازدیاد علم امام بیان گردد. | |||
در اثبات [[مقام شهادت]] اعمال امت برای امام میگوییم، ادعای ما این است که مراد از {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ}} در [[آیه شریفه]]، تنها [[ائمه اطهار]] {{عم}} است و این واژه، شامل هیچ فرد دیگری نمیشود. برای اثبات این ادعا از دو روش بهرهمند خواهیم شد: الف) روش [[عقلی]] ـ عرفی که در آن از [[ظهور]] آیه استفاده میشود؛ ب) روش [[حدیثی]]<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۵۹.</ref>. | |||
در اثبات [[مقام شهادت]] | |||
=== روش عقلی ـ عرفی === | === روش عقلی ـ عرفی === | ||
دلیل ما از این قرار است: در این آیه و آیه “رؤیت [[رسول]] {{صل}}” بهسان آیاتی مانند [[اولی الامر]] و [[ولایت]]، خطی بین [[امت اسلامی]] ترسیم شده و با ظرافت تمام، همه امت به دو بخش تقسیم شدهاند؛ در یک سو خدا، رسول {{صل}} و افرادی تحت عنوان “مؤمنان” قرار دارند و در سوی دیگر کل امت، بدون استثنای حتی یک نفر، قرار گرفتهاند. هر فرد [[مسلمان]] یا شاهد است یا مشهود؛ یا رائی است یا مرئی. اصل در این گونه آیات این است که همه امت در گروه دوم یعنی مشهود ومرئی قرار دارند و خارج شدن از این گروه و قرارگرفتن در گروه نخست [[نیازمند]] [[دلیل قطعی]] است. [[خداوند]] که اساساً از بحث خارج است و بالذات بر [[بندگان]] احاطه دارد. [[آیه]] بر [[شهادت]] [[رسول الله]] {{صل}} نیز تصریح دارد؛ لذا اختلافی در آن نیست. تنها “مؤمنان” در آیه هستند که افرادی از این امتاند که با وصف بیان شدهاند و افراد آن مشخص نیستند. | دلیل ما از این قرار است: در این آیه و آیه “رؤیت [[رسول]] {{صل}}” بهسان آیاتی مانند [[اولی الامر]] و [[ولایت]]، خطی بین [[امت اسلامی]] ترسیم شده و با ظرافت تمام، همه امت به دو بخش تقسیم شدهاند؛ در یک سو خدا، رسول {{صل}} و افرادی تحت عنوان “مؤمنان” قرار دارند و در سوی دیگر کل امت، بدون استثنای حتی یک نفر، قرار گرفتهاند. هر فرد [[مسلمان]] یا شاهد است یا مشهود؛ یا رائی است یا مرئی. اصل در این گونه آیات این است که همه امت در گروه دوم یعنی مشهود ومرئی قرار دارند و خارج شدن از این گروه و قرارگرفتن در گروه نخست [[نیازمند]] [[دلیل قطعی]] است. [[خداوند]] که اساساً از بحث خارج است و بالذات بر [[بندگان]] احاطه دارد. [[آیه]] بر [[شهادت]] [[رسول الله]] {{صل}} نیز تصریح دارد؛ لذا اختلافی در آن نیست. تنها “مؤمنان” در آیه هستند که افرادی از این امتاند که با وصف بیان شدهاند و افراد آن مشخص نیستند. | ||
الف و | الف و لام در {{متن قرآن|الْمُؤْمِنُونَ}} [[عهد]] است که نشان از گروهی خاص از [[مؤمنان]] دارد. گفته نشود، {{متن قرآن|الْمُؤْمِنُونَ}} جمع مُحلی به الف ولام است و افاده عموم میکند، پس {{متن قرآن|الْمُؤْمِنُونَ}} در آیه، شامل همه مؤمنان [[امت اسلامی]] میشود؛ زیرا اولاً، چنین فرضی به دور از [[عقل]] است که همه مؤمنان امت اسلامی [[شاهد]] بر همه [[امت]] باشند. | ||
ثانیاً، مؤمنان در [[آیه شریفه]]، مؤمنانی هستند که ایمانشان علیالاطلاق است؛ نه همه مسلمانانی که [[ایمان اجمالی]] دارند. این دست مؤمنان، مسلمانانی هستند که ایمانشان در معرض آسیب است و در برههای واجد [[ایمان]] و در برههای دیگر فاقد آن هستند یا دچار [[ضعف ایمانی]] میباشند. به همین خاطر خداوند در [[قرآن]] به کسانی که ایمان آوردهاند، برای بار دیگر [[دستور]] میدهد به [[خدا]]، [[رسول]]، قرآن و [[کتب آسمانی]] ایمان بیاورند. این نوع ایمان به گونهای است که امکان دارد به [[کفر]] هم بینجامد<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا}} «ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده و کتابی که پیش از آن فرود آورده است ایمان بیاورید و هر کس به خداوند و فرشتگان او و کتابهای (آسمانی) وی و پیامبران او و به روز بازپسین کفر ورزد بیگمان به گمراهی ژرفی در افتاده است» سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref>. اگر منظور از {{متن قرآن|الْمُؤْمِنُونَ}} در آیه، [[مؤمن]] [[علی الاطلاق]] نباشد، مستلزم آن است که در زمانی که ایمان او آسیب دیده و فاقد وصف [[ایمان]] است، باز هم [[شاهد]] بر [[اعمال امت]] باشد و این با [[آیه]] ناسازگار است؛ چراکه [[حکم]] [[رؤیت]] در آیه، معلق بر وصف ایمان است و در فرض یادشده، شخص فاقد این وصف است. | ثانیاً، مؤمنان در [[آیه شریفه]]، مؤمنانی هستند که ایمانشان علیالاطلاق است؛ نه همه مسلمانانی که [[ایمان اجمالی]] دارند. این دست مؤمنان، مسلمانانی هستند که ایمانشان در معرض آسیب است و در برههای واجد [[ایمان]] و در برههای دیگر فاقد آن هستند یا دچار [[ضعف ایمانی]] میباشند. به همین خاطر خداوند در [[قرآن]] به کسانی که ایمان آوردهاند، برای بار دیگر [[دستور]] میدهد به [[خدا]]، [[رسول]]، قرآن و [[کتب آسمانی]] ایمان بیاورند. این نوع ایمان به گونهای است که امکان دارد به [[کفر]] هم بینجامد<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا}} «ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده و کتابی که پیش از آن فرود آورده است ایمان بیاورید و هر کس به خداوند و فرشتگان او و کتابهای (آسمانی) وی و پیامبران او و به روز بازپسین کفر ورزد بیگمان به گمراهی ژرفی در افتاده است» سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref>. اگر منظور از {{متن قرآن|الْمُؤْمِنُونَ}} در آیه، [[مؤمن]] [[علی الاطلاق]] نباشد، مستلزم آن است که در زمانی که ایمان او آسیب دیده و فاقد وصف [[ایمان]] است، باز هم [[شاهد]] بر [[اعمال امت]] باشد و این با [[آیه]] ناسازگار است؛ چراکه [[حکم]] [[رؤیت]] در آیه، معلق بر وصف ایمان است و در فرض یادشده، شخص فاقد این وصف است. | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
ثالثاً، [[آیه شریفه]] نشان از صفاتی ویژه برای {{متن قرآن|الْمُؤْمِنُونَ}} دارد که بر تعداد معدودی از [[مؤمنان]] قابل [[تطبیق]] است. | ثالثاً، [[آیه شریفه]] نشان از صفاتی ویژه برای {{متن قرآن|الْمُؤْمِنُونَ}} دارد که بر تعداد معدودی از [[مؤمنان]] قابل [[تطبیق]] است. | ||
پس درست این است که گفته شود: بله، {{متن قرآن|الْمُؤْمِنُونَ}} جمع محلی به الف و | پس درست این است که گفته شود: بله، {{متن قرآن|الْمُؤْمِنُونَ}} جمع محلی به الف و لام است و افاده عموم میکند، اما محدوده و [[قلمرو]] شمول آن، تنها همه مؤمنانی است که علیالاطلاق ایمان دارند و دارای صفاتی هستند که در پی میآید. برای تشخیص مصادیق مؤمنان در آیه شریفه، باید غیراز وصف ایمان اطلاقی، به صفاتی که از این آیه برای عنوان مؤمنان [[استنتاج]] میشود، مراجعه کرد. آیه شریفه دلالت بر صفاتی میکند که بر هیچ فردی از [[امت]]، غیر از [[ائمه اطهار]] {{عم}} صادق نیست: | ||
==== اول: اصطفا و [[انتخاب]] [[الهی]] ==== | ==== اول: اصطفا و [[انتخاب]] [[الهی]] ==== | ||
[[خداوند]] بالذات احاطه بر [[اعمال]] و [[رفتار]] آشکار و [[نهان]] [[انسانها]] دارد. انسانها نه [[قدرت]] بر چنین کاری دارند که اعمال و رفتار همه [[امت اسلامی]] تا [[قیامت]] را ببینند ونه [[علم لازم]] را دارند. بر فرض همه اینها را داشته باشند، از طرف [[خدا]] [[مأذون]] برای این کار نیستند. [[سلطه]] بر [[بندگان]]، تنها از آن خدا است و هیچ بشری بر بشردیگرحق [[سلطنت]] ندارد، مگر آنکه خداوند چنین اذنی برای فردی صادر کند. از اینرو هم [[اذن الهی]] برای این کار لازم است و هم ضروری است که خداوند ابزار و شرایط آن را برای هر فردی که میخواهد چنین مقامی را به وی [[عطا]] کند، فراهم آورد. از طرفی همه امت نمیتوانند شاهد بر همه امت باشند. از اینرو اصطفای خداوند مهمترین صفتی است که شخص باید حائز آن باشد. خداوند از بین امت افراد معدودی که [[شایسته]] این | [[خداوند]] بالذات احاطه بر [[اعمال]] و [[رفتار]] آشکار و [[نهان]] [[انسانها]] دارد. انسانها نه [[قدرت]] بر چنین کاری دارند که اعمال و رفتار همه [[امت اسلامی]] تا [[قیامت]] را ببینند ونه [[علم لازم]] را دارند. بر فرض همه اینها را داشته باشند، از طرف [[خدا]] [[مأذون]] برای این کار نیستند. [[سلطه]] بر [[بندگان]]، تنها از آن خدا است و هیچ بشری بر بشردیگرحق [[سلطنت]] ندارد، مگر آنکه خداوند چنین اذنی برای فردی صادر کند. از اینرو هم [[اذن الهی]] برای این کار لازم است و هم ضروری است که خداوند ابزار و شرایط آن را برای هر فردی که میخواهد چنین مقامی را به وی [[عطا]] کند، فراهم آورد. از طرفی همه امت نمیتوانند شاهد بر همه امت باشند. از اینرو اصطفای خداوند مهمترین صفتی است که شخص باید حائز آن باشد. خداوند از بین امت افراد معدودی که [[شایسته]] این مقام هستند را انتخاب میکند و ابزار و ملزومات آن را نیز در [[اختیار]] آنان قرار میدهد؛ این افراد را توسط [[پیامبر]] به [[امت]] معرفی میکند. از اینرو شخصی که ادعا میشود فردی از عنوان “مؤمنان” است، باید نصّی مبنی بر اصطفای [[الهی]] در دست داشته باشد.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۶۳.</ref> | ||
==== دوم: همردیف با [[الله]] و [[رسول الله]] {{صل}} ==== | ==== دوم: همردیف با [[الله]] و [[رسول الله]] {{صل}} ==== | ||
این شخص باید از چنان جایگاه رفیع و بلند معنویای برخوردار باشد که بتوان وی را پس از [[خدا]] و [[رسول]] {{صل}}، در ردیف این دو قرار داد. پس فقط فردی که در [[کمالات انسانی]] به بالاترین حدّ خود رسیده باشد، | این شخص باید از چنان جایگاه رفیع و بلند معنویای برخوردار باشد که بتوان وی را پس از [[خدا]] و [[رسول]] {{صل}}، در ردیف این دو قرار داد. پس فقط فردی که در [[کمالات انسانی]] به بالاترین حدّ خود رسیده باشد، شایسته این مقام است، نه یک [[مؤمن]] عادی که در [[تقوا]] هم گاه دچار آسیب میشود. از آنجا که معمولاً [[کمالات]] و [[فضائل انسانی]] در افراد پوشیده و پنهان است، این صفت نیز نیاز به [[تنصیص]] خدا و رسول {{صل}} دارد؛ هرچند اجمالاً میتوان [[حدس]] زد که بسیاری از افراد، که لکههای [[تاریکی]] در [[زندگی]] آنان وجود دارد، قطعاً به این دست [[مقامات]] نرسیدهاند<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۶۴.</ref>. | ||
==== سوم: [[علم ویژه]] ==== | ==== سوم: [[علم ویژه]] ==== | ||
چنین مقام والایی [[نیازمند]] [[علمی]] است که شخص بتواند بر [[اعمال]] کل [[امت اسلام]]، بلکه بنا بر [[آیه]] “امت وسط” بر تمامی اعمال [[بشریت]] | چنین مقام والایی [[نیازمند]] [[علمی]] است که شخص بتواند بر [[اعمال]] کل [[امت اسلام]]، بلکه بنا بر [[آیه]] “امت وسط” بر تمامی اعمال [[بشریت]] - “الناس”-اشراف، اطلاع و [[آگاهی]] یابد. توجه شود، کل اعمال و کل بشریت! اگر این دو در یکدیگر ضرب شوند، عددی فوق [[تصور]] به دست میآید که تنها [[خداوند]] و افراد [[برگزیده]] میتوانند آن را [[محاسبه]] کنند. این خداوند است که چنین [[علم]] شگفتآوری را در [[اختیار]] افراد مذکور با عنوان [[مؤمنان]] در آیه قرار میدهد؛ چرا که با [[علوم عادی]] بشری، دستیابی به چنین علمی امکانپذیر نیست<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۶۴.</ref>. | ||
==== چهارم: [[قدرت]] بر [[شهادت]] ==== | ==== چهارم: [[قدرت]] بر [[شهادت]] ==== | ||
شکی نیست، دیدن تمامی اعمال از تمامی امت، نیازمند | شکی نیست، دیدن تمامی اعمال از تمامی امت، نیازمند قدرت روحی شگرفی میباشد؛ به این لحاظ که [[شاهد]] ممکن است هر صحنهای را مشاهده کند و گاهی افراد توان دیدن برخی از صحنههای دردناک را ندارند. حتی اگر بر فرض، [[توانایی]] دیدن یکی دو صحنه دلخراش را داشته باشند، تحمل دیدن همه اعمال را ندارند. از جهت دیگر اساساً باید [[شخصیت]] وجودی این فرد به گونهای باشد که از ابزار، شرایط، ملزومات و [[توانایی]] لازم برای اشراف بر همه [[اعمال]] جمیع [[امت]] برخوردار باشد<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۶۵.</ref>. | ||
==== پنجم: عصمت ==== | ==== پنجم: [[عصمت]] ==== | ||
اطلاع و اشراف بر اعمال دیگران، برای فرد موردنظر، یک بانک اطلاعاتی گسترده از رفتارهای پیدا و پنهان [[مردم]] ایجاد میکند و این خود رانت اطلاعاتی [[قوی]] و گستردهای را به دنبال دارد. اطلاعات اینچنینی، سرآغاز لغزشهای بسیار بزرگ است. لذا [[مؤمنان]] عادی هرقدر هم [[تقوا]] داشته باشند، ممکن است در موارد متعددی [[خودنگهداری]] کنند، اما توانایی [[خودکنترلی]] در همه [[اعمال امت]] و همه امت را ندارد. از اینرو [[ضرورت]] دارد که فرد مورد نظر، دارای صفت عصمت باشد تا در این حجم گسترده، خود را [[حفظ]] کرده و توانایی [[رهایی]] از این لغزشگاه بزرگ را داشته باشد. حتی اگر از روی عمد، خود را به ورطه [[هلاکت]] نیفکند، ممکن است از روی [[سهو]]، [[غفلت]]، [[اشتباه]] و یا [[فراموشی]]، مرتکب خطاهای فاحش، مکرر و بزرگ شود و [[خداوند]] هیچگاه چنین [[انسانی]] را مشرف بر اعمال [[بشریت]] نمیکند. | اطلاع و اشراف بر اعمال دیگران، برای فرد موردنظر، یک بانک اطلاعاتی گسترده از رفتارهای پیدا و پنهان [[مردم]] ایجاد میکند و این خود رانت اطلاعاتی [[قوی]] و گستردهای را به دنبال دارد. اطلاعات اینچنینی، سرآغاز لغزشهای بسیار بزرگ است. لذا [[مؤمنان]] عادی هرقدر هم [[تقوا]] داشته باشند، ممکن است در موارد متعددی [[خودنگهداری]] کنند، اما توانایی [[خودکنترلی]] در همه [[اعمال امت]] و همه امت را ندارد. از اینرو [[ضرورت]] دارد که فرد مورد نظر، دارای صفت عصمت باشد تا در این حجم گسترده، خود را [[حفظ]] کرده و توانایی [[رهایی]] از این لغزشگاه بزرگ را داشته باشد. حتی اگر از روی عمد، خود را به ورطه [[هلاکت]] نیفکند، ممکن است از روی [[سهو]]، [[غفلت]]، [[اشتباه]] و یا [[فراموشی]]، مرتکب خطاهای فاحش، مکرر و بزرگ شود و [[خداوند]] هیچگاه چنین [[انسانی]] را مشرف بر اعمال [[بشریت]] نمیکند. | ||
برخی عصمت را به گونهای دیگر، با دو تقریر بیان کردهاند: اول: هر انسانی از آن [[جهت]] که امکان | برخی عصمت را به گونهای دیگر، با دو تقریر بیان کردهاند: اول: هر انسانی از آن [[جهت]] که امکان صدور معصیت دارد، [[نیازمند]] شاهدی است تا نظارهگر اعمال و [[رفتار]] او باشد. اینکه خداوند [[رسول]] {{صل}} و مؤمنان را [[شاهد]] بر [[انسان]] قرار داد و اعمال آنان را به [[رؤیت]] ایشان میرساند، مستلزم [[حجیت]] مطلقه این [[شهادت]] است. بدین معنا که هم خداوند میتواند به واسطه این شهادت بر علیه انسان [[احتجاج]] کند و هم انسان میتواند بر اساس آن، [[استحقاق ثواب]] پیدا کند. حال [[رسول الله]] {{صل}} [[معصوم]] است، پس مؤمنان و [[شاهدان]] نیز معصوم هستند؛ زیرا هر دو در حجیت داشتن شهادتشان، مساویاند. دوم: اگر مؤمنان و شاهدان امکان [[معصیت]] داشته باشند، به مقتضای [[آیات]] مورد بحث، خود نیازمند شاهدی هستند تا نظارهگر رفتارشان باشد. حال این شاهد دوم نیز اگر معصوم نباشد، نیازمند شاهدی دیگر است و همین طور یکی پس از دیگری [[نیازمند]] [[شاهد]] هستند و این مستلزم [[تسلسل]] است. پس چارهای نیست جز رسیدن به یک شاهدی که نیازمند شاهد دیگر نباشد که آن کسی است که انجام [[معصیت]] از او امکان ندارد و این چنین شخصی [[معصوم]] است<ref>حلبی، تقی، تقریب المعارف، ص۱۸۰.</ref>. روشهای دیگری هم برای [[اثبات عصمت]] [[مؤمنان]] و [[شاهدان]] وجود دارد، اما از آنجا که ذکر آنها به طول میانجامد، از بیان آنها خودداری میکنیم. صفت دیگر، [[رازداری]] و [[امانتداری]] مطلق است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۴۲۴، ح۶۲.</ref> که ذیل عنوان [[عصمت]] جای گرفته و نیازی به طرح مستقل آن نیست. | ||
پس از روشن شدن صفات{{متن قرآن|الْمُؤْمِنُونَ}} در [[آیه شریفه]]، با جستجویی بیطرفانه، درمی یابیم که هریک از صفات یادشده، تنها برامامان [[شیعه]] {{عم}} قابل [[تطبیق]] است. در [[جهان اسلام]] نه هیچ کس ادعای یکی از این صفات را دارد و نه برای کسی این صفات ادعا شده است؛ به ویژه آنکه [[اجتماع]] همه صفات در فرد موردنظر، ضروری است. | پس از روشن شدن صفات{{متن قرآن|الْمُؤْمِنُونَ}} در [[آیه شریفه]]، با جستجویی بیطرفانه، درمی یابیم که هریک از صفات یادشده، تنها برامامان [[شیعه]] {{عم}} قابل [[تطبیق]] است. در [[جهان اسلام]] نه هیچ کس ادعای یکی از این صفات را دارد و نه برای کسی این صفات ادعا شده است؛ به ویژه آنکه [[اجتماع]] همه صفات در فرد موردنظر، ضروری است. | ||
نکته دیگر اینکه، مخاطب [[ضمیر]]{{متن قرآن|كُمْ}} در {{متن قرآن|جَعَلْنَاكُمْ}} و مراد از آن، [[ائمه اطهار]] {{عم}} است؛ به همان بیانی که در [[آیه]] پیش گفته شد؛ با این تفاوت که در آنجا مشهود، محدود به [[امت]] بود و در این جا دایره مشهودان، گستردهتر بوده و همه [[بشریت]] را شامل میشود. بنابراین صفات یادشده در این آیه، به مراتب بیشتر مورد نیاز شاهدان است و این صفات، جز بر ائمه اطهار {{عم}}، بر هیچ فردی تطبیق ندارد. گذشته از این، در آیه “امت وسط”، شاهدان نسبت به مشهودان از | نکته دیگر اینکه، مخاطب [[ضمیر]]{{متن قرآن|كُمْ}} در {{متن قرآن|جَعَلْنَاكُمْ}} و مراد از آن، [[ائمه اطهار]] {{عم}} است؛ به همان بیانی که در [[آیه]] پیش گفته شد؛ با این تفاوت که در آنجا مشهود، محدود به [[امت]] بود و در این جا دایره مشهودان، گستردهتر بوده و همه [[بشریت]] را شامل میشود. بنابراین صفات یادشده در این آیه، به مراتب بیشتر مورد نیاز شاهدان است و این صفات، جز بر ائمه اطهار {{عم}}، بر هیچ فردی تطبیق ندارد. گذشته از این، در آیه “امت وسط”، شاهدان نسبت به مشهودان از مقام والاتری برخوردارند؛ چراکه آنان خود به طور ویژه، مشهود فردی [[برتر]] هستند که او [[پیامبر اکرم]] {{صل}} است. ویژگی این آیه آن است که در این جا با واژه {{متن قرآن|جَعَلْنَا}} تصریح به مقام اصطفای [[الهی]] شده و آن را به [[جعل الهی]] دانسته است. | ||
کسی خرده نگیرد که خطاب آیه به واسطه ضمیر {{متن قرآن|كُمْ}} همه امت اسلاماند. چرا که همان پاسخهایی که در [[آیه]] پیش گفته شد، با اندکی تفاوت و شرح، در پاسخ به این اشکال گفته میشود که دیگر تکرار نمیگردد. ویژگی دیگری که در این آیه هست، وسط بودن مخاطبان [[ضمیر]] {{متن قرآن|كُمْ}} است. یعنی آنان امتی معیار هستند و میتوان همه چیز و همه [[امتها]] را با سنجه آنان سنجید و با این معیار، خوب را از بد تشخیص داد. معیار و سنجهای که علیالاطلاق، شاخص تمییز [[کژی]] از [[راستی]] باشد، هیچگاه خود دچار کژی نمیگردد. این مستلزم [[عصمت امت]] وسط است و این صفت، تنها بر [[ائمه اطهار]] {{عم}} [[تطبیق]] میکند؛ به ویژه آنکه [[فلسفه]] وسط قرارگرفتن مخاطبان به اصطفا و [[جعل]] [[خداوند]]، شاهدشدن مخاطبان بر همه [[بشریت]] بیان شده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>؛ بدین معنا که علت شاهدشدن، وسط بودن آنان است<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۶۵.</ref>. | کسی خرده نگیرد که خطاب آیه به واسطه ضمیر {{متن قرآن|كُمْ}} همه امت اسلاماند. چرا که همان پاسخهایی که در [[آیه]] پیش گفته شد، با اندکی تفاوت و شرح، در پاسخ به این اشکال گفته میشود که دیگر تکرار نمیگردد. ویژگی دیگری که در این آیه هست، وسط بودن مخاطبان [[ضمیر]] {{متن قرآن|كُمْ}} است. یعنی آنان امتی معیار هستند و میتوان همه چیز و همه [[امتها]] را با سنجه آنان سنجید و با این معیار، خوب را از بد تشخیص داد. معیار و سنجهای که علیالاطلاق، شاخص تمییز [[کژی]] از [[راستی]] باشد، هیچگاه خود دچار کژی نمیگردد. این مستلزم [[عصمت امت]] وسط است و این صفت، تنها بر [[ائمه اطهار]] {{عم}} [[تطبیق]] میکند؛ به ویژه آنکه [[فلسفه]] وسط قرارگرفتن مخاطبان به اصطفا و [[جعل]] [[خداوند]]، شاهدشدن مخاطبان بر همه [[بشریت]] بیان شده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>؛ بدین معنا که علت شاهدشدن، وسط بودن آنان است<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۶۵.</ref>. | ||
=== روش [[حدیثی]] === | === روش [[حدیثی]] === | ||
در [[احادیث]] فراوانی، | در [[احادیث]] فراوانی، مقام [[رؤیت]] اعمال امت و [[شهادت]] بشریت، در انحصار [[رسول الله]] و ائمه اطهار {{عم}} معرفی شده است: {{متن حدیث|مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى {{متن قرآن|اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید» سوره توبه، آیه ۱۰۵.</ref> قَالَ هُوَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} وَ الْأَئِمَّةُ تُعْرَضُ عَلَيْهِمْ أَعْمَالُ الْعِبَادِ كُلَّ خَمِيسٍ}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۲۴-۴۳۰؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۳۰۴؛ عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر، ج۱، ص۱۰۸-۱۱۰؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۱۹-۲۲۰، ۴۲۴؛ صدوق، محمد بن علی، معانی الأخبار، ص۳۹۲؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۹.</ref>. | ||
[[معلی بن خنیس]] از [[امام صادق]] {{ع}} گزارش داده که | [[معلی بن خنیس]] از [[امام صادق]] {{ع}} گزارش داده که حضرت درباره این گفتار [[خداوند متعال]] {{متن قرآن|اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}} فرمودند: مراد تنها [[رسول الله]] و [[امامان]] {{عم}} است که هر [[پنجشنبه]] [[اعمال]] [[بندگان]] بر آنان عرضه میشود. | ||
{{متن حدیث|عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ عَنْ عَلِيٍّ {{ع}} إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى إِيَّانَا عَنَى بِقَوْلِهِ: {{متن قرآن|لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>، فَرَسُولُ اللَّهِ {{صل}} شَاهِدٌ عَلَيْنَا، وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ فِي أَرْضِهِ وَ نَحْنُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ جَلَّ اسْمُهُ فِيهِمْ: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}<ref>هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، ج۲، ص۹۴۴.</ref>.... فَلِكُلِّ زَمَانٍ مِنَّا إِمَامٌ شَاهِدٌ عَلَى أَهْلِ زَمَانِهِ}}<ref>هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، ج۲، ص۸۸۶. نیز ر. ک: صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۶۴، ۸۲؛ عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر، ج۱، ص۶۲-۶۳؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۱۹۰-۱۹۹.</ref>. | {{متن حدیث|عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ عَنْ عَلِيٍّ {{ع}} إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى إِيَّانَا عَنَى بِقَوْلِهِ: {{متن قرآن|لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>، فَرَسُولُ اللَّهِ {{صل}} شَاهِدٌ عَلَيْنَا، وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ فِي أَرْضِهِ وَ نَحْنُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ جَلَّ اسْمُهُ فِيهِمْ: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}<ref>هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، ج۲، ص۹۴۴.</ref>.... فَلِكُلِّ زَمَانٍ مِنَّا إِمَامٌ شَاهِدٌ عَلَى أَهْلِ زَمَانِهِ}}<ref>هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، ج۲، ص۸۸۶. نیز ر.ک: صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۶۴، ۸۲؛ عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر، ج۱، ص۶۲-۶۳؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۱۹۰-۱۹۹.</ref>. | ||
[[سلیم بن قیس هلالی]] از [[حضرت علی]] {{ع}} گزارش میدهد: بدون [[شک]] [[خداوند متعال]] تنها و تنها ما را از این گفتارش قصد کرده: {{متن قرآن|لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}؛ پس [[رسول الله]] {{صل}} [[شاهد]] بر ما و ما [[شاهدان]] [[خدا]] بر [[مخلوقات]] اوییم و [[حجت]] او در زمینش هستیم. ما کسانی هستیم که [[خدای متعال]] درباره آنان فرمود: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}. | [[سلیم بن قیس هلالی]] از [[حضرت علی]] {{ع}} گزارش میدهد: بدون [[شک]] [[خداوند متعال]] تنها و تنها ما را از این گفتارش قصد کرده: {{متن قرآن|لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}؛ پس [[رسول الله]] {{صل}} [[شاهد]] بر ما و ما [[شاهدان]] [[خدا]] بر [[مخلوقات]] اوییم و [[حجت]] او در زمینش هستیم. ما کسانی هستیم که [[خدای متعال]] درباره آنان فرمود: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}. | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:مقام | [[رده:مقام معصوم]] | ||