سرقت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۱۰۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۳
خط ۲۴: خط ۲۴:


===[[کیفر]] سرقت===
===[[کیفر]] سرقت===
در صورتی که مرد یا زنی [[مالی]] را از دیگری بدزدد، به کیفر آن دست وی قطع می‌شود: «و السّارِقُ و السّارِقَةُ فاقطَعوااَیدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکلاً مِنَ [[الله]]». (مائده / ۵، ۳۸)<ref> فقه القرآن، ج۲، ص۳۷۹-۳۸۰؛ مغنی المحتاج، ج۴، ص۱۵۸؛ المغنی، ج۱۰، ص۲۳۹.</ref> ذکر دست با لفظ جمع (اَیدِیَهُما) بدان جهت است که [[انسان]] دو دست دارد و جمع دو دست [[زن]] و مرد سارق ۴ دست می‌شود،<ref> نک: مجمع البیان، ج۳، ص۳۲۹؛ المیزان، ج۵، ص۳۲۹.</ref> یا بدان جهت که هر دو دست سارق را شامل شود؛ زیرا سارقی که دست راست نداشته باشد، [[دست]] چپ وی قطع می‌شود،<ref>فقه القرآن، ج۲، ص۳۷۹-۳۸۰.</ref> یا بدان جهت که [[آیه]] جنس سارق را قصد کرده است؛ نه یک فرد از سارقان را <ref>تفسیر سمعانی، ج۲، ص۳۶.</ref> و مراد از دست‌های سارقان، دست راست آنان است.<ref>جامع البیان، ج۶، ص۳۱۱؛ مجمع البیان، ج۳، ص۳۳۰.</ref> مؤید این امر، [[قرائت]] [[ابن‌مسعود]] است که آیه یادشده را «فاقطعُوا اَیمانهما» قرائت کرده است؛<ref>جامع البیان، ج۶، ص۳۱۱؛ مجمع البیان، ج۳، ص۳۲۹.</ref> همچنین تعبیر «و السّارِقُ و السّارِقَةُ» در آیه عام است و شامل همگان، اعم از زن و مرد، برده و [[آزاد]] و [[مسلمان]] و [[غیر مسلمان]] <ref>احکام القرآن، ابن عربی، ج۲، ص۱۰۴؛ فقه القرآن، ج۲، ص۳۷۹؛ کنز العرفان، ج۲، ص۳۴۸؛ حاشیة الدسوقی، ج۴، ص۳۳۲.</ref> می‌شود؛ ولی این عموم بر اساس [[سنت نبوی]] و [[احادیث]] [[اهل‌بیت]]{{ع}} تخصیص خورده است و براساس آن، دست سارق در صورتی قطع می‌شود که سارق یا [[مال]] [[مسروق]] شرایطی داشته باشند؛ مانند [[بلوغ]]، [[عقل]]، [[اختیار]]، عدم [[اضطرار]]، نبودن [[شبهه]]، [[شریک]] نبودن سارق و مالک، [[سرقت]] مال از جای محفوظ (حِرْز)، رسیدن مال به حد نصاب، یعنی یک چهارم دینار طلا، پدر یا برده نبودن سارق نسبت به مالک، مخفیانه بودن ربودن مال<ref>تحریر الاحکام، ج۵، ص۳۵۱-۳۵۷؛ تحریر الوسیله، ج۲، ص۴۸۲-۴۸۳؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۱۶۷.</ref> و عدم ارتکاب [[سرقت]] طعام در سال قحطی.<ref>الخلاف، ج۵، ص۴۳۲؛ جواهر الکلام، ج۴۱، ص۵۰۸.</ref> به نظر [[فقیهان امامیه]]، در قطع دست تنها ۴ انگشت سارق از بُن آنها قطع شده و [[کف دست]] و انگشت شست او باقی می‌ماند.<ref> شرائع الاسلام، ج۴، ص۹۵۶؛ تحریر الاحکام، ج۵، ص۳۶۸.</ref> دلیل این امر آن است که اولاً بر همین ۴ انگشت نیز «یَد» (دست) اطلاق می‌شود، چنان که [[قرآن کریم]] در آیه ۷۹ [[سوره بقره]] / ۲ از [[نوشتن]] کتاب با «دست‌ها» [[سخن]] به میان آورده است: «فَوَیلٌ لِلَّذینَ یَکتُبونَ الکِتبَ بِاَیدیهِم... فَوَیلٌ لَهُم مِمّا کَتَبَت اَیدیهِم» و روشن است که نوشتن با انگشتان انجام می‌گیرد، نه با مچ یا بازو.<ref> الخلاف، ج۵، ص۴۳۸؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج۴، ص۲۰۶.</ref> افزون بر این، واژه «یَد» در [[آیه سرقت]] و [[آیه]] یادشده بر همه دست از سر انگشتان تا انتهای شانه اطلاق می‌شود و چون [[خداوند]] به طور کلی به قطع دست [[فرمان]] داده و موضع خاصی را برای قطع بیان نکرده است، باید به کمترین مقداری که دست بر آن اطلاق می‌گردد بسنده کرد و کمترین مقدار دست که در آن [[اختلاف]] نشده، همان انگشتان دست است؛<ref> الانتصار، ص۵۲۸-۵۲۹؛ فقه القرآن، ج۲، ص۳۸۱.</ref> همچنین [[قرآن کریم]] در آیه‌ای دیگر «[[مساجد]]» را برای خداوند دانسته است که نباید کسی را در آنها با [[خدا]] [[شریک]] کرد: «و اَنَّ المَسجِدَ للهِ فَلا تَدعوا مَعَ [[الله]] اَحَدا». ([[جنّ]] / ۷۲، ۱۸) در [[روایات اهل بیت]]{{ع}} یکی از مصادیق «مساجد» در این آیه اعضای هفت‌گانه [[سجده]]، از جمله دو [[کف دست]] [[تفسیر]] شده است <ref>الکافی، ج۳، ص۳۱۲؛ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۲۶.</ref> که باید برای خدا باقی بمانند و حتی هنگام اجرای حدّ نباید قطع شوند.<ref>وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۲۵۳؛ مستدرک الوسائل، ج۴، ص۴۵۴.</ref> افزون بر [[آیات]] و [[روایات]] یادشده، در روایات متعدد دیگری از [[اهل‌بیت]]{{ع}} به قطع دست از بن انگشتان تصریح شده است.<ref>الکافی، ج۷، ص۲۲۲؛ تهذیب، ج۱۰، ص۱۰۲؛ وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۲۵۱.</ref> در مقابل، بیشتر [[فقیهان]] [[اهل‌سنت]] قطع دست را از مچ [[واجب]] دانسته‌اند.<ref>المجموع، ج۲۰، ص۹۷؛ حاشیة الدسوقی، ج۴، ص۳۳۲؛ المغنی، ج۱۰، ص۲۶۴.</ref> دلیل آنان روایات [[صحابه]] و [[سیره پیامبر]]{{صل}} است که گفته‌اند آن حضرت دست سارق را از مچ [[برید]]؛<ref>المجموع، ج۲۰، ص۹۷؛ المغنی، ج۱۰، ص۲۶۴؛ بدائع الصنائع، ج۷، ص۸۸.</ref> ولی برخی از فقهای اهل‌سنت گفته‌اند: باید انگشتان او قطع شوند. از [[خوارج]] نیز نقل شده است که آنان قطع دست * را از شانه [[واجب]] دانسته‌اند. دلیل آنان [[آیه]] ۳۸ [[سوره مائده]] / ۵ است که به قطع دست [[فرمان]] داده و دست بر مجموع عضو مخصوص از سر انگشتان تا شانه اطلاق می‌گردد.<ref>الخلاف، ج۵، ص۴۳۸؛ بدائع الصنائع، ج۷، ص۸۸.</ref> همچنین اگر چند نفر در [[سرقت]] چیزی شرکت داشته باشند، [[دست]] همه آنان قطع می‌شود؛ زیرا عنوان سارق در آیه «و السّارِقُ و السّارِقَةُ.».. ([[مائده]] / ۵، ۳۸) همه افراد یادشده را شامل می‌شود، از این رو، همه آنان [[استحقاق]] قطع دست را دارند.<ref>الخلاف، ج۵، ص۴۲۳؛ فقه القرآن، ج۲، ص۳۷۹-۳۸۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[سرقت (مقاله)|مقاله «سرقت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵، ص.</ref>
در صورتی که مرد یا زنی [[مالی]] را از دیگری بدزدد، به کیفر آن دست وی قطع می‌شود: {{متن قرآن|وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و دست مرد و زن دزد را به سزای آنچه کرده‌اند به کیفری از سوی خداوند ببرید و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره مائده، آیه ۳۸.</ref>.<ref> فقه القرآن، ج۲، ص۳۷۹-۳۸۰؛ مغنی المحتاج، ج۴، ص۱۵۸؛ المغنی، ج۱۰، ص۲۳۹.</ref> ذکر دست با لفظ جمع {{متن قرآن|أَيْدِيَهُمَا}} بدان جهت است که [[انسان]] دو دست دارد و جمع دو دست [[زن]] و مرد سارق ۴ دست می‌شود،<ref> نک: مجمع البیان، ج۳، ص۳۲۹؛ المیزان، ج۵، ص۳۲۹.</ref> یا بدان جهت که هر دو دست سارق را شامل شود؛ زیرا سارقی که دست راست نداشته باشد، [[دست]] چپ وی قطع می‌شود،<ref>فقه القرآن، ج۲، ص۳۷۹-۳۸۰.</ref> یا بدان جهت که [[آیه]] جنس سارق را قصد کرده است؛ نه یک فرد از سارقان را <ref>تفسیر سمعانی، ج۲، ص۳۶.</ref> و مراد از دست‌های سارقان، دست راست آنان است.<ref>جامع البیان، ج۶، ص۳۱۱؛ مجمع البیان، ج۳، ص۳۳۰.</ref> مؤید این امر، [[قرائت]] [[ابن‌مسعود]] است که آیه یادشده را {{متن قرآن|فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا}} قرائت کرده است؛<ref>جامع البیان، ج۶، ص۳۱۱؛ مجمع البیان، ج۳، ص۳۲۹.</ref> همچنین تعبیر {{متن قرآن|وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ}} در آیه عام است و شامل همگان، اعم از زن و مرد، برده و [[آزاد]] و [[مسلمان]] و [[غیر مسلمان]] <ref>احکام القرآن، ابن عربی، ج۲، ص۱۰۴؛ فقه القرآن، ج۲، ص۳۷۹؛ کنز العرفان، ج۲، ص۳۴۸؛ حاشیة الدسوقی، ج۴، ص۳۳۲.</ref> می‌شود؛ ولی این عموم بر اساس [[سنت نبوی]] و [[احادیث]] [[اهل‌بیت]]{{ع}} تخصیص خورده است و براساس آن، دست سارق در صورتی قطع می‌شود که سارق یا [[مال]] [[مسروق]] شرایطی داشته باشند؛ مانند [[بلوغ]]، [[عقل]]، [[اختیار]]، عدم [[اضطرار]]، نبودن [[شبهه]]، [[شریک]] نبودن سارق و مالک، [[سرقت]] مال از جای محفوظ (حِرْز)، رسیدن مال به حد نصاب، یعنی یک چهارم دینار طلا، پدر یا برده نبودن سارق نسبت به مالک، مخفیانه بودن ربودن مال<ref>تحریر الاحکام، ج۵، ص۳۵۱-۳۵۷؛ تحریر الوسیله، ج۲، ص۴۸۲-۴۸۳؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۱۶۷.</ref> و عدم ارتکاب [[سرقت]] طعام در سال قحطی.<ref>الخلاف، ج۵، ص۴۳۲؛ جواهر الکلام، ج۴۱، ص۵۰۸.</ref> به نظر [[فقیهان امامیه]]، در قطع دست تنها ۴ انگشت سارق از بُن آنها قطع شده و [[کف دست]] و انگشت شست او باقی می‌ماند.<ref> شرائع الاسلام، ج۴، ص۹۵۶؛ تحریر الاحکام، ج۵، ص۳۶۸.</ref> دلیل این امر آن است که اولاً بر همین ۴ انگشت نیز «یَد» (دست) اطلاق می‌شود، چنان که [[قرآن کریم]] در آیه {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ}}<ref>«بنابراین، وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دست‌های خود می‌نویسند آنگاه می‌گویند که این از سوی خداوند است تا با آن بهایی کم به دست آورند؛ و وای بر آنان از آنچه دست‌هایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند» سوره بقره، آیه ۷۹.</ref> از [[نوشتن]] کتاب با «دست‌ها» [[سخن]] به میان آورده است. و روشن است که نوشتن با انگشتان انجام می‌گیرد، نه با مچ یا بازو.<ref> الخلاف، ج۵، ص۴۳۸؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج۴، ص۲۰۶.</ref> افزون بر این، واژه «یَد» در [[آیه سرقت]] و [[آیه]] یادشده بر همه دست از سر انگشتان تا انتهای شانه اطلاق می‌شود و چون [[خداوند]] به طور کلی به قطع دست [[فرمان]] داده و موضع خاصی را برای قطع بیان نکرده است، باید به کمترین مقداری که دست بر آن اطلاق می‌گردد بسنده کرد و کمترین مقدار دست که در آن [[اختلاف]] نشده، همان انگشتان دست است؛<ref> الانتصار، ص۵۲۸-۵۲۹؛ فقه القرآن، ج۲، ص۳۸۱.</ref> همچنین [[قرآن کریم]] در آیه‌ای دیگر «[[مساجد]]» را برای خداوند دانسته است که نباید کسی را در آنها با [[خدا]] [[شریک]] کرد: {{متن قرآن|وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا}}<ref>«و اینکه سجده‌گاه‌ها از آن خداوند است پس با خداوند هیچ کس را (به پرستش) مخوانید» سوره جن، آیه ۱۸.</ref> در [[روایات اهل بیت]]{{ع}} یکی از مصادیق «مساجد» در این آیه اعضای هفت‌گانه [[سجده]]، از جمله دو [[کف دست]] [[تفسیر]] شده است <ref>الکافی، ج۳، ص۳۱۲؛ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۲۶.</ref> که باید برای خدا باقی بمانند و حتی هنگام اجرای حدّ نباید قطع شوند.<ref>وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۲۵۳؛ مستدرک الوسائل، ج۴، ص۴۵۴.</ref> افزون بر [[آیات]] و [[روایات]] یادشده، در روایات متعدد دیگری از [[اهل‌بیت]]{{ع}} به قطع دست از بن انگشتان تصریح شده است.<ref>الکافی، ج۷، ص۲۲۲؛ تهذیب، ج۱۰، ص۱۰۲؛ وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۲۵۱.</ref> در مقابل، بیشتر [[فقیهان]] [[اهل‌سنت]] قطع دست را از مچ [[واجب]] دانسته‌اند.<ref>المجموع، ج۲۰، ص۹۷؛ حاشیة الدسوقی، ج۴، ص۳۳۲؛ المغنی، ج۱۰، ص۲۶۴.</ref> دلیل آنان روایات [[صحابه]] و [[سیره پیامبر]]{{صل}} است که گفته‌اند آن حضرت دست سارق را از مچ [[برید]]؛<ref>المجموع، ج۲۰، ص۹۷؛ المغنی، ج۱۰، ص۲۶۴؛ بدائع الصنائع، ج۷، ص۸۸.</ref> ولی برخی از فقهای اهل‌سنت گفته‌اند: باید انگشتان او قطع شوند. از [[خوارج]] نیز نقل شده است که آنان قطع دست * را از شانه [[واجب]] دانسته‌اند. دلیل آنان [[آیه]] {{متن قرآن|وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و دست مرد و زن دزد را به سزای آنچه کرده‌اند به کیفری از سوی خداوند ببرید و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره مائده، آیه ۳۸.</ref> است که به قطع دست [[فرمان]] داده و دست بر مجموع عضو مخصوص از سر انگشتان تا شانه اطلاق می‌گردد.<ref>الخلاف، ج۵، ص۴۳۸؛ بدائع الصنائع، ج۷، ص۸۸.</ref> همچنین اگر چند نفر در [[سرقت]] چیزی شرکت داشته باشند، [[دست]] همه آنان قطع می‌شود؛ زیرا عنوان سارق در آیه {{متن قرآن|وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و دست مرد و زن دزد را به سزای آنچه کرده‌اند به کیفری از سوی خداوند ببرید و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره مائده، آیه ۳۸.</ref> همه افراد یادشده را شامل می‌شود، از این رو، همه آنان [[استحقاق]] قطع دست را دارند.<ref>الخلاف، ج۵، ص۴۲۳؛ فقه القرآن، ج۲، ص۳۷۹-۳۸۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[سرقت (مقاله)|مقاله «سرقت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵، ص 344-346.</ref>


===[[سقوط]] حد در صورت [[توبه]]===
===[[سقوط]] حد در صورت [[توبه]]===
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش