بنی‌ناجیه: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۲۴۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ نوامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۹: خط ۱۹:
==[[تاریخ]] [[جاهلی]] [[بنی‌ناجیه]]==
==[[تاریخ]] [[جاهلی]] [[بنی‌ناجیه]]==
اوقات بسیاری از دوران جاهلی [[بنی‌مراد]]، - بسان بسیاری دیگر از [[قبایل]] [[اعراب جاهلی]]، - در [[رقابت]] و [[ستیز]] با قبایل دیگر سپری گردید. آنان در [[کشمکش]] و [[نزاع]] دائمی با [[قبیله همدان]] بودند و گاه شاخه‌های دیگر [[مَذْحِج]] را نیز علیه [[همدان]] با خود همراه می‌‌کردند. چندان که در فاصله [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} تا [[غزوه بدر]] در [[سال دوم هجری]]، شش [[جنگ]] بین مَذْحِج و همدان روی داد که آخرین آنها [[پیکار]] «[[یوم]] الرّزم» بود که همزمان با [[جنگ بدر]] در محلی به نام «الرّزم» - از بلاد مراد - در [[وادی]] «ملاحا» در جوف همدان اتفاق افتاد. در این جنگ، همدان به [[رهبری]] «[[اجدع بن مالک]]» بر مراد به [[فرماندهی]] «فَرْوَةَ بن مُسَیْک غطیفی» فائق آمد و بسیاری از مردان مراد در این [[نبرد]]، کشته و زخمی شدند.<ref>حسن بن احمد همدانی، الاکلیل، ج۱۰، ص۸۶، ۱۶۳، ۱۸۶ و ۱۹۹؛ حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۲۱۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۸۱.</ref> از جمله این کشته شدگان، حارث (مثلّم) بن قیس بن سلمة بن بذیّ بن منبّه بن غطیف بود که به دست بنی‌حارث بن سلمه به [[قتل]] رسید.<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۳۰.</ref> شاخه غطیفی بنی‌ناجیه، همچنین، برخوردهای [[خشونت]] باری را با [[بنی‌عامر بن صعصعه]] در ایام [[جاهلیت]]، [[تجربه]] کردند؛ چندان که در یکی از این موارد، [[کعب بن حارث غطیفی]] - [[شاعر]] و تک سوار جاهلی بنی‌غطیف، - در هجومی که بر [[بنی‌عامر بن صعصعه]]، در مکانی به نام «العرقوب» داشت، جمعی از آنان را کشته، عده ای دیگر را هم زخمی کرد و سپس در این باره شعری سرود.<ref>مرزبانی، معجم الشعراء، ص۲۷۸؛ زرکلی ج۵، ص۲۲۶.</ref> معدان بن متوّج بن نمران بن خلیفة بن معاویة بن مخدّش هم، از دیگر بزرگان بنی‌ناجیه از شاخه بنی‌غطیف بود که نبردی را علیه [[مردم]] حضرموت ترتیب داد و [[ارزاق]] آنان را به [[غارت]] برد.<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۲۹؛ ابن حزم؛ جمهرة انساب العرب، ص۴۰۶.</ref> [[جنگی]] که بین بنی‌غطیف و [[بنی‌حارث بن سلمه]] به بهانه [[قتل]] حجران [[حارثی]] به دست [[عبداللّه]] بن حارث بن دریج غطیفی]] در [[جاهلیت]] در گرفت را نیز می‌‌توان از دیگر [[ارتباطات]] خصمانه [[بنی‌غطیف بن عبدالله]] با [[قبایل]] همجوار برشمرد.<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۳۰.</ref> همچنین بنی‌غطیف همراه با [[قبیله]] مادری‌اش مراد، نبردی را با [[عمرو بن هند]] - [[حاکم]] [[حیره]] - انجام داد که نتیجه‌اش سرکوبی و [[شکست]] [[بنی‌مراد]] و طوایفش بود. در پی مغلوب شدن بنی‌مراد، عمرو بن هند یکی از افراد بنی‌غطیف به نام جعید بن معاویة بن ذؤیب بن مالک بن منبّه بن غطیف (تمیم بن حجر) را احضار کرد و به [[جرم]] سخت گرفتن بر [[عمرو بن مامه لخمی]]، به [[آتش]] کشید.<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۳۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
اوقات بسیاری از دوران جاهلی [[بنی‌مراد]]، - بسان بسیاری دیگر از [[قبایل]] [[اعراب جاهلی]]، - در [[رقابت]] و [[ستیز]] با قبایل دیگر سپری گردید. آنان در [[کشمکش]] و [[نزاع]] دائمی با [[قبیله همدان]] بودند و گاه شاخه‌های دیگر [[مَذْحِج]] را نیز علیه [[همدان]] با خود همراه می‌‌کردند. چندان که در فاصله [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} تا [[غزوه بدر]] در [[سال دوم هجری]]، شش [[جنگ]] بین مَذْحِج و همدان روی داد که آخرین آنها [[پیکار]] «[[یوم]] الرّزم» بود که همزمان با [[جنگ بدر]] در محلی به نام «الرّزم» - از بلاد مراد - در [[وادی]] «ملاحا» در جوف همدان اتفاق افتاد. در این جنگ، همدان به [[رهبری]] «[[اجدع بن مالک]]» بر مراد به [[فرماندهی]] «فَرْوَةَ بن مُسَیْک غطیفی» فائق آمد و بسیاری از مردان مراد در این [[نبرد]]، کشته و زخمی شدند.<ref>حسن بن احمد همدانی، الاکلیل، ج۱۰، ص۸۶، ۱۶۳، ۱۸۶ و ۱۹۹؛ حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۲۱۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۸۱.</ref> از جمله این کشته شدگان، حارث (مثلّم) بن قیس بن سلمة بن بذیّ بن منبّه بن غطیف بود که به دست بنی‌حارث بن سلمه به [[قتل]] رسید.<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۳۰.</ref> شاخه غطیفی بنی‌ناجیه، همچنین، برخوردهای [[خشونت]] باری را با [[بنی‌عامر بن صعصعه]] در ایام [[جاهلیت]]، [[تجربه]] کردند؛ چندان که در یکی از این موارد، [[کعب بن حارث غطیفی]] - [[شاعر]] و تک سوار جاهلی بنی‌غطیف، - در هجومی که بر [[بنی‌عامر بن صعصعه]]، در مکانی به نام «العرقوب» داشت، جمعی از آنان را کشته، عده ای دیگر را هم زخمی کرد و سپس در این باره شعری سرود.<ref>مرزبانی، معجم الشعراء، ص۲۷۸؛ زرکلی ج۵، ص۲۲۶.</ref> معدان بن متوّج بن نمران بن خلیفة بن معاویة بن مخدّش هم، از دیگر بزرگان بنی‌ناجیه از شاخه بنی‌غطیف بود که نبردی را علیه [[مردم]] حضرموت ترتیب داد و [[ارزاق]] آنان را به [[غارت]] برد.<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۲۹؛ ابن حزم؛ جمهرة انساب العرب، ص۴۰۶.</ref> [[جنگی]] که بین بنی‌غطیف و [[بنی‌حارث بن سلمه]] به بهانه [[قتل]] حجران [[حارثی]] به دست [[عبداللّه]] بن حارث بن دریج غطیفی]] در [[جاهلیت]] در گرفت را نیز می‌‌توان از دیگر [[ارتباطات]] خصمانه [[بنی‌غطیف بن عبدالله]] با [[قبایل]] همجوار برشمرد.<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۳۰.</ref> همچنین بنی‌غطیف همراه با [[قبیله]] مادری‌اش مراد، نبردی را با [[عمرو بن هند]] - [[حاکم]] [[حیره]] - انجام داد که نتیجه‌اش سرکوبی و [[شکست]] [[بنی‌مراد]] و طوایفش بود. در پی مغلوب شدن بنی‌مراد، عمرو بن هند یکی از افراد بنی‌غطیف به نام جعید بن معاویة بن ذؤیب بن مالک بن منبّه بن غطیف (تمیم بن حجر) را احضار کرد و به [[جرم]] سخت گرفتن بر [[عمرو بن مامه لخمی]]، به [[آتش]] کشید.<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۳۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==[[اسلام]] [[بنی‌ناجیه]]==
روند اسلام‌پذیری این [[طایفه]] نخستین بار با آمدن فَرْوَة بن مُسَیْک مرادی به [[مدینه]] آغاز شد. وی که از شیوخ و [[رجال]] برجسته [[قبیله مراد]] بود، به توسط [[عمرو]] بن [[معدی]] [[کرب]] [[زبیدی]] از [[بعثت]] [[رسول خدا]]{{صل}} خبر یافت.<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۲۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۴، ص۱۲۶۲ - ۱۲۶۴</ref> [[فروه]] پس از [[شکست]] در [[جنگ]] «[[یوم]] الرزم»، به نزد [[کندیان]] رفت و چون شاهان کنده به او [[خیانت]] کردند از آنان [[برید]] و به [[دشمنی]] با آنها برخاست و سپس در [[سال نهم هجری]] عازم مدینه شد. او در این [[سفر]]، در [[منزل]] [[سعد بن عباده خزرجی]] [[سکونت]] گزید و سپس فردای آن [[روز]]، نزد رسول خدا{{صل}} رفت و اسلام آورد. وی در مدت اقامتش در مدینه، با رفت و آمد نزد [[پیامبر]]{{صل}}، [[قرآن]] و [[فرائض]] اسلام و [[احکام]] آن را آموخت.<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۴۷.</ref> در این دیدار، حضرت به او [[دوازده]] اوقیه جایزه داد و فروه را بر شتری نجیب نشاند و حله ای بافت عمان بدو ارزانی داشتند.<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۴۷. و ج۶، ص۵۸.</ref>در این [[وفد]]، پیامبر{{صل}}، فروه را بر امور [[قبیله]] [[مَذْحِج]] و شاخه‌های آن مراد و [[زبید]] گماشت و [[خالد بن سعید بن عاص]] را جهت جمع‌آوری [[صدقات]] [[مذحج]] با او به [[یمن]] فرستاد.<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۲۸؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۴۷. هشام بن محمد می‌‌نویسد: عمر بن خطاب فروه را مأمور جمع‌آوری صدقات مذحج قرار داد. (ابن کلبی، جمهرة النسب، ج۱، ص۳۵۱)</ref> این دو تا [[رحلت]] آن حضرت، در [[مقام]] خود باقی ماندند.<ref>احمدی میانجی، مواقف الشیعه، ج۱، ص۲۵۴ و ۳۰۴.</ref> بر اساس برخی نقلها، در این دیدار، فروه از سوی حضرت [[فرمان]] یافت تا مسجدی را در [[صنعا]] بنا کند.<ref>احمد بن عبدالله رازی، تاریخ مدینة صنعا، ج۲، ص۷۰.</ref> [[علقمة بن یزید بن عمرو]]،<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۵۸۶؛ ابن حجر، الاصابه، ج۴، ص۴۶۲؛ سمعانی، الانساب، ج۱۰، ص۶۱.</ref> [[نعمان بن جزء بن نعمان]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۳۴۸. ابن ماکولا از او و برادرش با نسب نعمان بن جریر بن نعمان و از وفد کنندگان برشمرده است. ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۱</ref> و [[شریک بن سمّی غطیفی]]<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۳، ص۲۷۹.</ref> هم از دیگر [[مردمان]] [[بنی‌ناجیه]] بودند که نامشان در شمار [[وفود]] کنندگان به [[مدینه]] ثبت و ضبط شده است.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==بنی‌ناجیه و واقعه [[ارتداد قبایل]]==
با ظهور [[اسود عنسی]] مذحجی برخی از مردان [[بنی‌مراد]] بمانند برخی دیگر از [[مردم]] [[مذحج]] بدو پیوستند و او را در انجام فتوحاتش [[یاری]] رساندند. با [[تسلط]] یافتن [[اسود]] بر [[نجران]] و [[صنعا]] و بسیاری دیگر از بلاد [[یمن]]، [[رسول خدا]]{{صل}}، [[فروة بن مسیک مرادی]] را به [[جنگ]] او فرستاد و [[قیس بن هُبیره مکشوح مرادی]] را نیز با او گسیل داشت و ابناء را به یاری آنان فرا خواند. آنان روانه یمن شدند تا این که در یمن خبر [[وفات]] حضرت به آنها رسید.<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۱۰.</ref>.<ref>سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.</ref>
==بنی‌ناجیه و نقش‌آفرینی در [[فتوحات اسلامی]]==
با شروع فتوحات اسلامی، بنو مراد و [[طوایف]] آن نیز بمانند بسیاری دیگر از [[قبایل عرب]] در عرصه [[فتوحات]] حاضر شدند و در فتوحات [[شام]] و [[عراق]] و نیز [[ایران]] و [[مصر]]، نقش چشمگیری ایفا نمودند. [[شریک بن عبد یغوت بن عمرو غطیفی مرادی]] از جمله بنی‌ناجیه‌های حاضر در [[فتح ایران]] بود. او در [[نبرد قادسیه]] (۱۳ [[هجری]]) حضور داشت و در این [[روز]]، ضمن بروز شجاعت‌های بسیار، شمشیری به رستم - [[فرمانده سپاه]] ایران - نواخت.<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۲۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۰۶؛ زرکلی، الاعلام، ج۷، ص۱۹۹.</ref> [[هانی]] و [[شریک]] - پسران عتبة بن عبداللّه بن عمرو بن نمران - هم، از دیگر کسانی بودند که در [[جنگ قادسیه]] حضور داشتند.<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۲۹.</ref> [[بنی‌مراد]] همچنین در [[فتوحات]] [[مصر]] نقشی عمده و بزرگ داشتند. بسیاری از مشاهیر و جنگآوران این [[قوم]] که در فتح این منطقه حضور داشتند همان افرادی بودند که در [[فتح شام]] شرکت داشتند که از جمله آنان می‌‌توان به نام [[ازهر بن یزید]]،<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۰.</ref> [[حارث بن سعید غطیفی]]،<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۰.</ref> [[وزارة بن حارث بن ذؤیب مرادی غطیفی]]،<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۱.</ref> مالک بن قدامة بن مالک بن خارجه سلهمی و پدرش قدامة بن مالک بن خارجه سلهمی،<ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس، ج۱، ص۴۲۶؛ ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۲۱۶.</ref> [[علقمة بن یزید غطیفی]] و برادرش عمرو،<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۰؛ سمعانی، الانساب، ج۱۰، ص۶۱ - ۶۲.</ref> هانی و [[نعمان]] [[فرزندان]] [[جریر]] غطیفی،<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۱.</ref> شریک بن سمّی غطیفی<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۱. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۹۵؛ ابن ابی الحکم، فتوح مصر و اخبارها، ص۲۸۱ - ۲۸۲</ref> و.... اشاره کرد.<ref>فصلنامه علمی - پژوهشی شیعه‌شناسی، سید اصغر محمودآبادی و مریم سعیدیان جزی؛ مقاله «بررسی نقش قبیله مراد در تاریخ اسلام و تشیع تا سقوط امویان»، ص۷۳ - ۷۷.</ref> [[شریک بن سمّی]]، [[فرمانده]] طلایه داران [[لشکر]] [[عمرو بن عاص]] در [[فتح مصر]] بود.<ref>حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۹۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۳، ص۲۷۹.</ref> وی تا موضعی به نام «کَوم» - نزدیک اسکندریه- پیش رفت و در این مکان، به جهت حملات سنگین [[رومیان]]، از [[بیم]] [[جان]] [[اصحاب]] خود به این مکان [[پناه]] برد و به [[دفاع از خود]] پرداخت. او در این موضع بود تا این که لشکر اصلی [[اسلام]] به [[فرماندهی]] عمرو بن عاص به منطقه رسیدند.<ref>حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۹۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش