←دستیابی به تأویل
(←منابع) |
|||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
== دستیابی به تأویل == | == دستیابی به تأویل == | ||
[[علم به تأویل]] در فرهنگ قرآن، به [[راسخان در علم]] اختصاص دارد: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ... وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ }}<ref>«اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه) اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه) اند؛ ... در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref> و بدون [[طهارت]] [[واقعی]] نمیتوان به [[حقیقت قرآن]] دست یافت؛ چنانکه [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۹.</ref> به این نکته اشاره کرده است<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۶۱.</ref>. علم به تأویل صحیح، به [[پیامبران]]{{ع}} و [[اولیای الهی]] که از [[راسخان]] در علماند، اختصاص دارد که علومشان اکتسابی نیست، بلکه فضل و موهبتی از جانب [[خداوند]] است<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۶۱ و ۳۱۱–۳۱۲؛ امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۴۳۱–۴۳۲.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[تأویل - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «تأویل»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)| دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص ۲۰۰ ـ ۲۱۰.</ref> | [[علم به تأویل]] در فرهنگ قرآن، به [[راسخان در علم]] اختصاص دارد: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ... وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ }}<ref>«اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه) اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه) اند؛ ... در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref> و بدون [[طهارت]] [[واقعی]] نمیتوان به [[حقیقت قرآن]] دست یافت؛ چنانکه [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۹.</ref> به این نکته اشاره کرده است<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۶۱.</ref>. علم به تأویل صحیح، به [[پیامبران]]{{ع}} و [[اولیای الهی]] که از [[راسخان]] در علماند، اختصاص دارد که علومشان اکتسابی نیست، بلکه فضل و موهبتی از جانب [[خداوند]] است<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۶۱ و ۳۱۱–۳۱۲؛ امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۴۳۱–۴۳۲.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[تأویل - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «تأویل»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)| دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص ۲۰۰ ـ ۲۱۰.</ref> | ||
== [[تأویل قرآن]] == | |||
{{همچنین ببینید|تأویل قرآن}} | |||
بحثهای فراوانی در مورد «تأویلِ [[قرآن]]» صورت گرفته است. مجموع نظریات مطرح در اینباره را میتوان به طور کلی به دو محور قابل تقسیم دانست: ۱. تأویل قرآن از مقوله معناست. ۲. تأویل قرآن از مقوله [[واقعیت]] خارجی است. '''نظریه نخست'''، خود به سه نظریه تقسیم میشود: (۱): تأویل قرآن، معنا و مقصود [[خداوند]] از الفاظ و [[آیات قرآن]] است. (۲): تأویل قرآن، معنای خلاف [[ظاهر آیات]] قرآن است. (۳): تأویل قرآن، معانی [[باطنی]] قرآن است که در ورای معانی ظاهری قصد شده است. '''نظریه دوم''' نیز به دو نظریه قابل تقسیم است: (۱): مراد از تأویل قرآن، مصادیق عینی [[مفاهیم قرآنی]] است. (۲): تأویل قرآن، [[حقایق]] عینی عرشی است که مستندِ همه محتویات قرآن است. بنابراین، عمدهترین نظریات در مورد تأویل قرآن، ۵ نظریه است: | |||
# '''مقصود خداوند از آیات قرآن:''' به نظر میرسد در برخی منابع کهن و [[روایات]]، [[تأویل]] مرادف با [[تفسیر]] به کار میرفته و به [[آیات متشابه]] نیز اختصاص نداشته است، چنان که در سدههای نخستِ [[اسلامی]]، اصطلاح تأویل بیش از اصطلاح تفسیر به کار میرفته است. | |||
# '''معنای خلاف ظاهر:''' کاربرد تأویل در [[سوره آل عمران]] در مورد آیات متشابه سبب شده است که [[مفسران]] و [[متکلمان]] [[مسلمان]] [[تأویل]] را تنها در حوزه [[آیات متشابه]] در نظر گرفته، تعریفی خاص از آن عرضه کنند. بعدها اصولیان، به ویژه اصولیان [[اهل سنت]] آن را تعمیم داده، آن را در مورد هر واژهای که به دلیلی معنای ظاهرش مراد نباشد، به کار بردند. | |||
# '''معنای [[باطنی]] [[قرآن]]:''' این نظریه آشکارا [[مرز]] [[تفسیر]] را از تأویل جدا میکند، در حالی که هر دو را مربوط به حوزه معناشناسی [[قرآنکریم]] دانسته، در همه [[آیات قرآن]] ساری و جاری میداند؛ به عبارت دیگر [[پیروان]] این نظریه غالباً معانی مقصود از آیات قرآن را به دو بخش معانی ظاهری و معانی باطنی تقسیم کرده، تفسیر را عهدهدار [[کشف]] معانی ظاهری و تأویل را عهدهدار کشف معانی باطنی قرآن میدانند. | |||
# '''[[حقایق]] خارجی و مصادیق عینی مورد نظر:''' کاربرد واژه تأویل به معنای تحقق وعدهها و وعیدهای [[قرآن]] در برخی از [[آیات]] و نیز همین نوع کاربرد در برخی [[روایات]] سبب شده تا در نزد برخی این نظریه [[قوّت]] گیرد که اساساً تأویل در اصطلاح قرآن ناظر به حوزه معناشناسی گزارههای [[قرآنی]] نیست، بلکه در همه مواردی که تأویل به قرآن اضافه شده و از جمله آیه ۷ [[سوره آلعمران]]، [[حقیقت]] خارجی مفاهیمِ قرآنی [[اراده]] شده است. | |||
# '''[[حقایق]] عرشی مستندِ محتویات قرآن:''' این نظریه نیز بر آن است که اصطلاح [[تأویل در قرآن]] اصلا در حوزه معناشناسی قرآن به کار نرفته است، بلکه قرآن مستند به حقایق خارجی و عرشی است که آن تأویل قرآن است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[تأویل - شاکر (مقاله)|تأویل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷]]، ص96 ـ 109.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||