←پاسخ شبهه
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
اینکه اگر چنین مصلحتهائی موجب تجویز سهو در پیامبر {{صل}} شود، باید موجب تجویز بسیاری از نواقص مانند لنگ بودن، چپ چشمی وکوری نیز باشد؛ چون اینها هم مستند به رحمان هستند و خداوند باید آنان را کور و لنگ و چپ چشم قرار دهد تا بدین وسیله بر مردم رحم کند و کسی که دارای این [[عیب]] و نقصها باشد [[احساس]] [[ناراحتی]] و [[خجالت]] نکند. | اینکه اگر چنین مصلحتهائی موجب تجویز سهو در پیامبر {{صل}} شود، باید موجب تجویز بسیاری از نواقص مانند لنگ بودن، چپ چشمی وکوری نیز باشد؛ چون اینها هم مستند به رحمان هستند و خداوند باید آنان را کور و لنگ و چپ چشم قرار دهد تا بدین وسیله بر مردم رحم کند و کسی که دارای این [[عیب]] و نقصها باشد [[احساس]] [[ناراحتی]] و [[خجالت]] نکند. | ||
'''پاسخ [[علامه حلی]]:''' سهو از چیزهایی مانند [[دروغ]] نیست که اقتضای | '''پاسخ [[علامه حلی]]:''' سهو از چیزهایی مانند [[دروغ]] نیست که اقتضای قبح و نقص را داشته باشد و در مواقعی و به خاطر مصلحتی مانند [[ضرورت]] یا دفع ضرر یا به خاطر [[تقیه]] جایز باشد و آن [[مصلحت]]، قبح و نقص آن را جبران کند؛ بلکه سهو مانند [[ظلم]]، از نقصهای ذاتی است و جزء علتهای تامه قبح بوده و نقص در [[مرتبت]] [[امامت]] محسوب میشود بهطوری که هیچ چیزی نمیتواند قبح آن را رفع کند و هیچ مصلحتی نمیتواند نقص بودن آن را [[تدارک]] کند و مقایسه آن با سایر مصیبتهایی که در آنان [[پیامبران]] وامامان {{عم}} تجویز شده است قیاسی معالفارق خواهد بود. | ||
[[شیخ مفید]] ضمن رد شبهه شیخ صدوق، تقسیم دیگری را به این صورت بیان کرده که: سهو از [[عبادت]] ناشی از [[غلبه]] خواب تا این که وقت سپری شده و [[نماز]] [[قضاء]] شود با [[سهوی]] که ناشی از غیر [[خواب]] است، فرق دارد. اولی جایز و بدون اشکال است بر خلاف دومی که جایز نیست و نوعی اشکال و [[عیب]] برای [[انسان]] تلقی میشود که میتوان از آن دوری کرد به خلاف خواب، که عیب و نقص محسوب نمیشود و هیچ بشری از آن جدا نیست. | [[شیخ مفید]] ضمن رد شبهه شیخ صدوق، تقسیم دیگری را به این صورت بیان کرده که: سهو از [[عبادت]] ناشی از [[غلبه]] خواب تا این که وقت سپری شده و [[نماز]] [[قضاء]] شود با [[سهوی]] که ناشی از غیر [[خواب]] است، فرق دارد. اولی جایز و بدون اشکال است بر خلاف دومی که جایز نیست و نوعی اشکال و [[عیب]] برای [[انسان]] تلقی میشود که میتوان از آن دوری کرد به خلاف خواب، که عیب و نقص محسوب نمیشود و هیچ بشری از آن جدا نیست. | ||