صلح در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۵ دسامبر ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
(تغییرمسیر به آشتی در فقه سیاسی حذف شد)
برچسب‌ها: تغییرمسیر حذف شد پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط =  
| موضوع مرتبط = صلح
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  = صلح
| مداخل مرتبط =  
| مداخل مرتبط = [[صلح در قرآن]] - [[صلح در فقه سیاسی]] - [[صلح در معارف و سیره نبوی]] - [[صلح در معارف و سیره علوی]]
| پرسش مرتبط  =
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


خط ۶۹: خط ۶۹:
در مسئلۀ [[صلح و جنگ]] نیز سه نظریه به عنوان تأسیس اصل و قاعده دیده می‌شود.
در مسئلۀ [[صلح و جنگ]] نیز سه نظریه به عنوان تأسیس اصل و قاعده دیده می‌شود.
#نظریۀ برخی از [[مستشرقان]]<ref>العقیده والشریعه، ص۲۷.</ref> و حقوقدانانی که در زمینۀ نظریۀ [[حقوق بین‌الملل اسلام]] به بررسی پرداخته‌اند، مبنی بر اینکه [[جهاد]] رابطۀ اصلی دارالسلام را با [[جهان]] خارج مشخص می‌کند؛ و [[اسلام]] از آنجا که نتوانست [[خوی]] جنگجویی [[اعراب]] را زایل کند از این وسیله برای [[سرکوب]] غیرمسلمانان استفاده کرده و اگر اسلام از [[صلح]] سخن به میان آورده صرفاً برای رهیابی به [[هدف]] نهایی است که [[توسعه]] اسلام در جهان است؛ و این در شرایطی است که جهاد کارساز نباشد، و [[روابط بین‌الملل]] و [[دیپلماسی]] در [[جهان اسلام]] پدیده‌ای به طور کامل [[بیگانه]] و ناآشنا است<ref>به جنگ و صلح در اسلام، ص۸۲.</ref>. مستند این نظریه، [[آیات جهاد]] در [[قرآن]] است که جهاد را به عنوان یک [[فریضه]] بر همۀ [[مسلمانان]] [[واجب]] شمرده و کسانی را که از جهاد روی برمی‌گردانند مورد [[نکوهش]] شدید قرار داده است، و با برداشتی سطحی [[تصور]] شده است که تمامی آیات جهاد مربوط به [[جهاد ابتدایی]]، و معنای جهاد ابتدایی هم شعله‌ور نگاهداشتن [[جنگ]] به طور مستمر بین جهان اسلام و جهان [[کفر]] است؛
#نظریۀ برخی از [[مستشرقان]]<ref>العقیده والشریعه، ص۲۷.</ref> و حقوقدانانی که در زمینۀ نظریۀ [[حقوق بین‌الملل اسلام]] به بررسی پرداخته‌اند، مبنی بر اینکه [[جهاد]] رابطۀ اصلی دارالسلام را با [[جهان]] خارج مشخص می‌کند؛ و [[اسلام]] از آنجا که نتوانست [[خوی]] جنگجویی [[اعراب]] را زایل کند از این وسیله برای [[سرکوب]] غیرمسلمانان استفاده کرده و اگر اسلام از [[صلح]] سخن به میان آورده صرفاً برای رهیابی به [[هدف]] نهایی است که [[توسعه]] اسلام در جهان است؛ و این در شرایطی است که جهاد کارساز نباشد، و [[روابط بین‌الملل]] و [[دیپلماسی]] در [[جهان اسلام]] پدیده‌ای به طور کامل [[بیگانه]] و ناآشنا است<ref>به جنگ و صلح در اسلام، ص۸۲.</ref>. مستند این نظریه، [[آیات جهاد]] در [[قرآن]] است که جهاد را به عنوان یک [[فریضه]] بر همۀ [[مسلمانان]] [[واجب]] شمرده و کسانی را که از جهاد روی برمی‌گردانند مورد [[نکوهش]] شدید قرار داده است، و با برداشتی سطحی [[تصور]] شده است که تمامی آیات جهاد مربوط به [[جهاد ابتدایی]]، و معنای جهاد ابتدایی هم شعله‌ور نگاهداشتن [[جنگ]] به طور مستمر بین جهان اسلام و جهان [[کفر]] است؛
#نظریة استحبابی بودن [[جهاد]] و [[نفی]] [[وجوب]] آن در [[اسلام]] که از بعضی از [[تابعین]] مانند سفیان ثوری و عبدالله بن شیرمه و [[عطاء]] بن ابی‌ریاح نقل شده که گفته‌اند:
#نظریة استحبابی بودن [[جهاد]] و [[نفی]] [[وجوب]] آن در [[اسلام]] که از بعضی از [[تابعین]] مانند سفیان ثوری و عبدالله بن شیرمه و [[عطاء]] بن ابی‌ریاح نقل شده که گفته‌اند: جهاد امری اختیاری و استحبابی است و [[واجب]] نیست، و [[اوامر]] [[قرآنی]] به صورت ندبی و استحبابی است و تنها در موارد [[ضرورت]] برای دفع [[تهاجم]] [[دشمنان]] واجب می‌شود، آن‌گونه که از [[ظاهر آیه]] {{متن قرآن|فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ}}<ref>«اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref>، {{متن قرآن|وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً}}<ref>«و همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ می‌کنند» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref> استفاده می‌شود<ref>آثار الحرب فی الإسلام، ص۸۷.</ref>. این نظریه مخالف با [[اجماع]] [[فقهای اسلام]] است؛ زیرا [[وجوب جهاد]] امری مسلم و از نظر اسلام غیرقابل تردید است، و در ظاهر نظر این عده از تابعین آن بوده که [[مشروعیت جهاد]] منوط به دلائل و مجوزهای خاصی است که از آن جمله [[دفاع]] را ذکر کرده‌اند؛
جهاد امری اختیاری و استحبابی است و [[واجب]] نیست، و [[اوامر]] [[قرآنی]] به صورت ندبی و استحبابی است و تنها در موارد [[ضرورت]] برای دفع [[تهاجم]] [[دشمنان]] واجب می‌شود، آن‌گونه که از [[ظاهر آیه]] {{متن قرآن|فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ}}<ref>«اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref>، {{متن قرآن|وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً}}<ref>«و همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ می‌کنند» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref> استفاده می‌شود<ref>آثار الحرب فی الإسلام، ص۸۷.</ref>. این نظریه مخالف با [[اجماع]] [[فقهای اسلام]] است؛ زیرا [[وجوب جهاد]] امری مسلم و از نظر اسلام غیرقابل تردید است، و در ظاهر نظر این عده از تابعین آن بوده که [[مشروعیت جهاد]] منوط به دلائل و مجوزهای خاصی است که از آن جمله [[دفاع]] را ذکر کرده‌اند؛
#[[جنگ]] (جهاد) وسیله است نه [[هدف]]؛ زیرا هدف از جهاد [[هدایت]] است و [[جنگ با کفار]] و [[کشتار]] آنها مقصود اصلی نیست و به همین دلیل است که اگر هدایت بدون جهاد امکان‌پذیر باشد، چنین راهه‌ای مقدم بر جهاد خواهد بود و نیز در جهاد به حداقل و مقدار مورد [[لزوم]] اکتفا می‌شود و در [[حقیقت]] ضرورتی است که در مواقع خاص به [[میزان]] ضرورت، اجتناب‌ناپذیر می‌شود. مستند این نظریه روایاتی است که از [[خوی]] جنگجویی [[نهی]] می‌کند و [[مسلمانان]] را به [[عافیت‌طلبی]] [[دعوت]] می‌کند، از این قبیل است روایتی که [[ابوهریره]] نقل می‌کند: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ، لاَ تَمَنَّوْا لِقَاءَ العَدُوِّ، وَسَلُوا اللَّهَ العَافِيَةَ}}<ref>صحیح بخاری، ج۴، ص۶۳.</ref>؛ ([[مردم]]! آرزوی [[مرگ]] نکنید و از [[خداوند]] [[عافیت]] و [[سلامتی]] [[طلب]] کنید). این نظریه که به فقهای شافعیه نسبت داده شده<ref>مغنی المحتاج، ج۴، ص۲۱۰.</ref> گرچه در توجیه انگیزۀ جهاد قابل مناقشه است؛ زیرا [[اهداف جهاد]] [[هدایت]] نیست، چون [[جهاد]] به دلیل [[خشونت]]، نوعی [[اکراه]] در بر دارد که از دید [[اسلام]]، اکراه نه وسیلۀ هدایت است. {{متن قرآن|أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«آیا تو مردم را ناگزیر می‌کنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref> و نه [[دین]] اکراه‌بردار است {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> ولی برداشت کلی در این نظریه براساس عدم اصالت [[جنگ]] است، و بر این مبنا جنگ همواره باید با مجوز و انگیره معقول و [[شرعی]] آغاز شود؛
#[[جنگ]] (جهاد) وسیله است نه [[هدف]]؛ زیرا هدف از جهاد [[هدایت]] است و [[جنگ با کفار]] و [[کشتار]] آنها مقصود اصلی نیست و به همین دلیل است که اگر هدایت بدون جهاد امکان‌پذیر باشد، چنین راهه‌ای مقدم بر جهاد خواهد بود و نیز در جهاد به حداقل و مقدار مورد [[لزوم]] اکتفا می‌شود و در [[حقیقت]] ضرورتی است که در مواقع خاص به [[میزان]] ضرورت، اجتناب‌ناپذیر می‌شود. مستند این نظریه روایاتی است که از [[خوی]] جنگجویی [[نهی]] می‌کند و [[مسلمانان]] را به [[عافیت‌طلبی]] [[دعوت]] می‌کند، از این قبیل است روایتی که [[ابوهریره]] نقل می‌کند: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ، لاَ تَمَنَّوْا لِقَاءَ العَدُوِّ، وَسَلُوا اللَّهَ العَافِيَةَ}}<ref>صحیح بخاری، ج۴، ص۶۳.</ref>؛ ([[مردم]]! آرزوی [[مرگ]] نکنید و از [[خداوند]] [[عافیت]] و [[سلامتی]] [[طلب]] کنید). این نظریه که به فقهای شافعیه نسبت داده شده<ref>مغنی المحتاج، ج۴، ص۲۱۰.</ref> گرچه در توجیه انگیزۀ جهاد قابل مناقشه است؛ زیرا [[اهداف جهاد]] [[هدایت]] نیست، چون [[جهاد]] به دلیل [[خشونت]]، نوعی [[اکراه]] در بر دارد که از دید [[اسلام]]، اکراه نه وسیلۀ هدایت است. {{متن قرآن|أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«آیا تو مردم را ناگزیر می‌کنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref> و نه [[دین]] اکراه‌بردار است {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> ولی برداشت کلی در این نظریه براساس عدم اصالت [[جنگ]] است، و بر این مبنا جنگ همواره باید با مجوز و انگیره معقول و [[شرعی]] آغاز شود؛
#نظریۀ [[منسوخ]] بودن جهاد که به [[جنبش]] قادیانی‌ها نسبت داده شده<ref>به آثار الحرب فی الاسلام، ص۹۵.</ref> و با توجه به [[نصوص قرآن]] و [[احادیث اسلامی]] در زمینه [[فریضه]] بودن جهاد، جایی برای بحث دربارۀ این نظریه باقی نمی‌ماند؛
#نظریۀ [[منسوخ]] بودن جهاد که به [[جنبش]] قادیانی‌ها نسبت داده شده<ref>به آثار الحرب فی الاسلام، ص۹۵.</ref> و با توجه به [[نصوص قرآن]] و [[احادیث اسلامی]] در زمینه [[فریضه]] بودن جهاد، جایی برای بحث دربارۀ این نظریه باقی نمی‌ماند؛
۸۰٬۲۸۹

ویرایش