اختیارات ولی فقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۵: خط ۵:
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
'''اختیارات و وظایف رهبری''' در سه دسته مود بحث قرار می‌گیرد: ۱. سطح توسعه و [[تکامل]] [[نظام]] و در مقیاس جهانی، ۲. [[مسؤولیت‌ها]]، در چارچوب [[حکومت]] خاص، ۳. حقوقی که [[مردم]] به عنوان [[شهروندان]] [[جامعه اسلامی]] بر [[رهبری]] دارند. همچنین در زمینه اختیارات ولی فقیه بحث می‌شود که آیا این اختیارات به صورت مطلق است یا مقید؟
'''اختیارات و وظایف رهبری''' در سه دسته مود بحث قرار می‌گیرد:
#سطح توسعه و [[تکامل]] [[نظام]] و در مقیاس جهانی،
#[[مسؤولیت‌ها]]، در چارچوب [[حکومت]] خاص،
#حقوقی که [[مردم]] به عنوان [[شهروندان]] [[جامعه اسلامی]] بر [[رهبری]] دارند. همچنین در زمینه اختیارات ولی فقیه بحث می‌شود که آیا این اختیارات به صورت مطلق است یا مقید؟


== مقدمه ==
== مقدمه ==
خط ۳۸: خط ۴۱:
همان‌طور که [[نظام الهی]] می‌خواهد حاکمیت [[حق]] را در همه جا و برای همه کس فراهم نماید و زمینه‌های رشد و هدایت را برای همه انسان‌ها فراهم سازد. در مقابل، [[شرک]] و [[کفر]] نیز خواهان گسترش حوزه [[نفوذ]] و حاکمیت خود است تا با وسعت بخشیدن به [[ارتباطات]] در [[جهان]] و به چنگ آوردن امکانات و ثروت‌های دیگران و دست‌اندازی به [[سرزمین‌ها]] و منابع [[اقتصادی]] و [[انسانی]]، [[مکتب]] ماده‌پرستی خود را گسترش و ارتقا دهند، در این مسیر نیز به هیچ حد و مرزی [[راضی]] نمی‌شود و تا نابودی و حذف کلیه موانع، همچنان به تهاجم خود ادامه می‌دهد.
همان‌طور که [[نظام الهی]] می‌خواهد حاکمیت [[حق]] را در همه جا و برای همه کس فراهم نماید و زمینه‌های رشد و هدایت را برای همه انسان‌ها فراهم سازد. در مقابل، [[شرک]] و [[کفر]] نیز خواهان گسترش حوزه [[نفوذ]] و حاکمیت خود است تا با وسعت بخشیدن به [[ارتباطات]] در [[جهان]] و به چنگ آوردن امکانات و ثروت‌های دیگران و دست‌اندازی به [[سرزمین‌ها]] و منابع [[اقتصادی]] و [[انسانی]]، [[مکتب]] ماده‌پرستی خود را گسترش و ارتقا دهند، در این مسیر نیز به هیچ حد و مرزی [[راضی]] نمی‌شود و تا نابودی و حذف کلیه موانع، همچنان به تهاجم خود ادامه می‌دهد.


بنابراین، اگر در چند دهه پیش دیدیم که سران [[استکبار]] در دنیای [[مادّی]] از پوسیدگی مرزهای ملی دم می‌زدند و در آرزوی رسیدن به [[دنیایی]] بوده و هستند که از محدودیت‌های منطقه‌ای خبری نبوده و تحت یک “نظم نوین جهانی” یکپارچه اداره شود و اگر به تأسیس سازمان‌های بین‌المللی به‌عنوان اهرم‌های تثبیت [[منافع]] خود و [[مشروعیت]] بخشیدن به چپاول و [[غارت]] [[جهان]] [[محروم]]، مبادرت می‌ورزند، همه به همین [[دلیل]] است که [[نظم]] مادی [[حاکم]] بر دنیای استکباری، گسترش‌طلبی تا هضم و انهدام کلیه نیروها و امکانات دیگران را، لازمه تداوم [[حیات]] و [[ضرورت]] بقای خویش می‌داند و در این مسیر از هیچ عملی خودداری نمی‌کند. از به راه انداختن [[شورش]] و کودتای داخلی گرفته تا [[تحمیل]] [[جنگ]] ویران‌گر خارجی و از شیوع بیماری‌های مهلک، [[محاصره اقتصادی]] و نظامی، نسل‌کشی، [[ترور]] شخصیت‌ها، به کار بردن سلاح‌های میکروبی و هسته‌ای و خلاصه از [[تمسک]] به هیچ وسیله‌ای برای [[نفی]] هرگونه [[خداپرستی]] در روی [[زمین]] [[پرهیز]] نمی‌کنند “قرآن کریم” در این رابطه می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا}}<ref>«و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمی‌داشت بی‌گمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشت‌ها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار می‌برند ویران می‌شد» سوره حج، آیه ۴۰.</ref>.
بنابراین، اگر در چند دهه پیش دیدیم که سران [[استکبار]] در دنیای [[مادّی]] از پوسیدگی مرزهای ملی دم می‌زدند و در آرزوی رسیدن به [[دنیایی]] بوده و هستند که از محدودیت‌های منطقه‌ای خبری نبوده و تحت یک «نظم نوین جهانی» یکپارچه اداره شود و اگر به تأسیس سازمان‌های بین‌المللی به‌عنوان اهرم‌های تثبیت [[منافع]] خود و [[مشروعیت]] بخشیدن به چپاول و [[غارت]] [[جهان]] [[محروم]]، مبادرت می‌ورزند، همه به همین [[دلیل]] است که [[نظم]] مادی [[حاکم]] بر دنیای استکباری، گسترش‌طلبی تا هضم و انهدام کلیه نیروها و امکانات دیگران را، لازمه تداوم [[حیات]] و [[ضرورت]] بقای خویش می‌داند و در این مسیر از هیچ عملی خودداری نمی‌کند. از به راه انداختن [[شورش]] و کودتای داخلی گرفته تا [[تحمیل]] [[جنگ]] ویران‌گر خارجی و از شیوع بیماری‌های مهلک، [[محاصره اقتصادی]] و نظامی، نسل‌کشی، [[ترور]] شخصیت‌ها، به کار بردن سلاح‌های میکروبی و هسته‌ای و خلاصه از [[تمسک]] به هیچ وسیله‌ای برای [[نفی]] هرگونه [[خداپرستی]] در روی [[زمین]] [[پرهیز]] نمی‌کنند «قرآن کریم» در این رابطه می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا}}<ref>«و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمی‌داشت بی‌گمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشت‌ها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار می‌برند ویران می‌شد» سوره حج، آیه ۴۰.</ref>.


آیا [[مشاهده]] عملکرد کشورهای استکباری و در رأس آنها [[آمریکا]]، حداقل در قرن جاری برای [[اثبات]] این مدعا کافی نیست. گذشته از [[هجوم]] [[سیاسی]]، نظامی و [[اقتصادی]]، [[تمدن]] مادی [[غرب]]، خواهان [[استیلا]] بر سایر تمدن‌های اصیل به خصوص [[تمدن الهی]] [[اسلام]] است و از تمامی ابزارهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و امکانات [[علمی]] و فنی برای نابودی آن و [[جایگزینی]] [[فرهنگ]] و تمدن مادی خویش سود می‌جوید.
آیا [[مشاهده]] عملکرد کشورهای استکباری و در رأس آنها [[آمریکا]]، حداقل در قرن جاری برای [[اثبات]] این مدعا کافی نیست. گذشته از [[هجوم]] [[سیاسی]]، نظامی و [[اقتصادی]]، [[تمدن]] مادی [[غرب]]، خواهان [[استیلا]] بر سایر تمدن‌های اصیل به خصوص [[تمدن الهی]] [[اسلام]] است و از تمامی ابزارهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و امکانات [[علمی]] و فنی برای نابودی آن و [[جایگزینی]] [[فرهنگ]] و تمدن مادی خویش سود می‌جوید.


[[امام خمینی]] این معنا را که اسلام و [[نظام اسلامی]] مورد تهاجم همه جانبه سران [[استکبار]] قرار دارد، در عبارت زیر به روشنی بیان داشته‌اند: “سران [[کفر]] و [[شرک]] همه موجودیت [[توحید]] را به خطر انداخته‌اند و تمامی مظاهر ملی و [[فرهنگی]] و [[دینی]] و [[سیاسی]] [[ملت‌ها]] را بازیچه [[هوس‌ها]] و [[شهوت‌ها]] نموده‌اند”<ref>منشور انقلاب.</ref> و در جای دیگری [[لزوم]] پیشروی و عقب راندن [[دشمنان]] و تثبیت [[قدرت اسلام]]، بر همه [[جهان]] را چنین بیان فرموده‌اند: “ما این [[واقعیت]] و [[حقیقت]] را در [[سیاست خارجی]] و بین‌الملل [[اسلامی]] مان بارها اعلام نموده‌ایم که درصدد [[گسترش نفوذ اسلام در جهان]] و کم کردن [[سلطه]] جهان‌خواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران [[آمریکا]] نام این [[سیاست]] را توسعه‌طلبی و [[تفکر]] تشکیل امپراتوری بزرگ می‌گذارند از آن باکی نداریم”.
[[امام خمینی]] این معنا را که اسلام و [[نظام اسلامی]] مورد تهاجم همه جانبه سران [[استکبار]] قرار دارد، در عبارت زیر به روشنی بیان داشته‌اند: «سران [[کفر]] و [[شرک]] همه موجودیت [[توحید]] را به خطر انداخته‌اند و تمامی مظاهر ملی و [[فرهنگی]] و [[دینی]] و [[سیاسی]] [[ملت‌ها]] را بازیچه [[هوس‌ها]] و [[شهوت‌ها]] نموده‌اند»<ref>منشور انقلاب.</ref> و در جای دیگری [[لزوم]] پیشروی و عقب راندن [[دشمنان]] و تثبیت [[قدرت اسلام]]، بر همه [[جهان]] را چنین بیان فرموده‌اند: «ما این [[واقعیت]] و [[حقیقت]] را در [[سیاست خارجی]] و بین‌الملل [[اسلامی]] مان بارها اعلام نموده‌ایم که درصدد [[گسترش نفوذ اسلام در جهان]] و کم کردن [[سلطه]] جهان‌خواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران [[آمریکا]] نام این [[سیاست]] را توسعه‌طلبی و [[تفکر]] تشکیل امپراتوری بزرگ می‌گذارند از آن باکی نداریم».


این‌چنین [[اعلان]] موضع نسبت به لزوم [[گسترش اسلام]] و [[فرهنگ]] انقلابی در جهان و [[ضرورت]] مقابله با [[توطئه‌ها]] و تهاجمات [[استکبار]]، خاص [[شخصیت امام]] خمینی نیست؛ بلکه از [[وظایف]] [[منصب ولایت]] [[فقیه]] است؛ بنابراین [[رهبر معظم انقلاب]] [[حضرت]] [[آیت‌الله]] [[خامنه‌ای]] مدظله‌العالی نیز موضع‌گیری مشابهی در قبال توسعه [[اسلام]] و [[دفاع]] از [[انقلاب اسلامی]] دارند. ایشان در زمینه پایان‌ناپذیری [[دشمنی]] استکبار با اسلام و [[انقلاب]] فرموده‌اند: “استکبار جهانی نسبت به اسلام و انقلاب از اعماق وجود [[کینه]] دارد و تا ملتی از اصول و [[دین]] خودش دست بر ندارد و [[تسلیم]] نشود، آنها [[راضی]] نخواهند شد. [[خداوند متعال]] به [[مسلمان‌ها]] فرمود: {{متن قرآن|وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ}}<ref>«و یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا آنکه از آیین آنها پیروی کنی» سوره بقره، آیه ۱۲۰.</ref>؛ بنابراین کینه استکبار به خاطر [[اعتقادات]] و استقلال‌خواهی و [[شعار]] “نه شرقی و نه غربی” و پای‌بندی عمیق [[مردم]] ما به اسلام است. کینه استکبار تمام شدنی نیست”<ref>حدیث ولایت، ج۱، ص۲۳۲. </ref>.
این‌چنین [[اعلان]] موضع نسبت به لزوم [[گسترش اسلام]] و [[فرهنگ]] انقلابی در جهان و [[ضرورت]] مقابله با [[توطئه‌ها]] و تهاجمات [[استکبار]]، خاص [[شخصیت امام]] خمینی نیست؛ بلکه از [[وظایف]] [[منصب ولایت]] [[فقیه]] است؛ بنابراین [[رهبر معظم انقلاب]] [[حضرت]] [[آیت‌الله]] [[خامنه‌ای]] مدظله‌العالی نیز موضع‌گیری مشابهی در قبال توسعه [[اسلام]] و [[دفاع]] از [[انقلاب اسلامی]] دارند. ایشان در زمینه پایان‌ناپذیری [[دشمنی]] استکبار با اسلام و [[انقلاب]] فرموده‌اند: «استکبار جهانی نسبت به اسلام و انقلاب از اعماق وجود [[کینه]] دارد و تا ملتی از اصول و [[دین]] خودش دست بر ندارد و [[تسلیم]] نشود، آنها [[راضی]] نخواهند شد. [[خداوند متعال]] به [[مسلمان‌ها]] فرمود: {{متن قرآن|وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ}}<ref>«و یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا آنکه از آیین آنها پیروی کنی» سوره بقره، آیه ۱۲۰.</ref>؛ بنابراین کینه استکبار به خاطر [[اعتقادات]] و استقلال‌خواهی و [[شعار]] «نه شرقی و نه غربی» و پای‌بندی عمیق [[مردم]] ما به اسلام است. کینه استکبار تمام شدنی نیست»<ref>حدیث ولایت، ج۱، ص۲۳۲. </ref>.


بنابراین [[ایستادگی]] [[نظام اسلامی]] در مقابل استکبار را به روشنی بیان داشته و فرموده‌اند: “این [[نظام]] یکی از بزرگ‌ترین خاصیت‌هایش، [[مقابله با استکبار]] و گسترش قدرت‌های [[مستکبر]] عالم است. نظام اسلامی در مقابل [[زورگویی]] هیچ قدرتی یک لحظه کوتاه نخواهد آمد”<ref>رسالت، ۲۰/۶/۷۶.</ref>. و نیز در جای دیگر [[رسالت]] انقلاب را [[نفی]] نظام سلطه دانسته و می‌فرماید: “انقلاب ما، همچنین [[پیام]] بزرگ خود را [[نفی]] [[سلطه]] در [[جهان]] می‌داند”<ref>کیهان، ۱۲/۷/۷۶.</ref><ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۷.</ref>
بنابراین [[ایستادگی]] [[نظام اسلامی]] در مقابل استکبار را به روشنی بیان داشته و فرموده‌اند: «این [[نظام]] یکی از بزرگ‌ترین خاصیت‌هایش، [[مقابله با استکبار]] و گسترش قدرت‌های [[مستکبر]] عالم است. نظام اسلامی در مقابل [[زورگویی]] هیچ قدرتی یک لحظه کوتاه نخواهد آمد»<ref>رسالت، ۲۰/۶/۷۶.</ref>. و نیز در جای دیگر [[رسالت]] انقلاب را [[نفی]] نظام سلطه دانسته و می‌فرماید: «انقلاب ما، همچنین [[پیام]] بزرگ خود را [[نفی]] [[سلطه]] در [[جهان]] می‌داند»<ref>کیهان، ۱۲/۷/۷۶.</ref><ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۷.</ref>


=== [[وظایف]] [[رهبری]] در چارچوب [[دولت اسلامی]] ===
=== [[وظایف]] [[رهبری]] در چارچوب [[دولت اسلامی]] ===
خط ۸۹: خط ۹۲:
# پرداخت به موقع و بدون [[تبعیض]] [[حقوق مالی]] [[مردم]]
# پرداخت به موقع و بدون [[تبعیض]] [[حقوق مالی]] [[مردم]]
# [[مشورت]] با مردم
# [[مشورت]] با مردم
# اطلاع‌رسانی (مردم را در جریان امور قرار دهد) [[امام علی]] {{ع}} در “نهج البلاغه” به این [[حقوق]] اشاره دارد و می‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ لَكُمْ عِنْدِي أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَكُمْ‏ سِرّاً إِلَّا فِي‏ حَرْبٍ‏ وَ لَا أَطْوِيَ‏ دُونَكُمْ أَمْراً إِلَّا فِي حُكْمٍ وَ لَا أُؤَخِّرَ لَكُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ وَ لَا أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ‏ وَ أَنْ تَكُونُوا عِنْدِي فِي الْحَقِّ سَوَاءً}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۰.</ref>؛ [[آگاه]] باشید که شما [[حق]] دارید که من جز [[اسرار]] [[جنگی]]، رازی را از شما پنهان نکنم و جز [[فرمان الهی]] را بدون مشورت شما انجام ندهم، در پرداخت حق شما کوتاهی ننمایم و در [[زمان]] مناسب، آن را به شما برسانم و با همگی شما به شکل مساوی برخورد نمایم. البته [[تساوی]] مردم در برابر [[زمامدار]] در [[مقام]] پرداخت [[حقوق اجتماعی]] است؛ ولی مسلم است که با خوب و بد یکسان برخورد نمی‌شود؛ چنان‌چه آن [[حضرت]] در جای دیگری می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ لَا يَكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِي‏ءُ عِنْدَكَ‏ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
# اطلاع‌رسانی (مردم را در جریان امور قرار دهد) [[امام علی]] {{ع}} در «نهج البلاغه» به این [[حقوق]] اشاره دارد و می‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ لَكُمْ عِنْدِي أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَكُمْ‏ سِرّاً إِلَّا فِي‏ حَرْبٍ‏ وَ لَا أَطْوِيَ‏ دُونَكُمْ أَمْراً إِلَّا فِي حُكْمٍ وَ لَا أُؤَخِّرَ لَكُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ وَ لَا أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ‏ وَ أَنْ تَكُونُوا عِنْدِي فِي الْحَقِّ سَوَاءً}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۰.</ref>؛ [[آگاه]] باشید که شما [[حق]] دارید که من جز [[اسرار]] [[جنگی]]، رازی را از شما پنهان نکنم و جز [[فرمان الهی]] را بدون مشورت شما انجام ندهم، در پرداخت حق شما کوتاهی ننمایم و در [[زمان]] مناسب، آن را به شما برسانم و با همگی شما به شکل مساوی برخورد نمایم. البته [[تساوی]] مردم در برابر [[زمامدار]] در [[مقام]] پرداخت [[حقوق اجتماعی]] است؛ ولی مسلم است که با خوب و بد یکسان برخورد نمی‌شود؛ چنان‌چه آن [[حضرت]] در جای دیگری می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ لَا يَكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِي‏ءُ عِنْدَكَ‏ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
# بذل [[رحمت]] و [[رأفت]] بر مردم
# بذل [[رحمت]] و [[رأفت]] بر مردم
# اغماض از خطاها و کوتاهی‌ها
# اغماض از خطاها و کوتاهی‌ها
خط ۹۸: خط ۱۰۱:


== تناسب اختیارات و [[وظایف]] ==
== تناسب اختیارات و [[وظایف]] ==
با توجه به وظایف و [[تکالیف]] [[رهبری]] در [[نظام اسلامی]]، برای [[ولایت فقیه]]، اختیارات و بسط ید فوق چارچوب‌های متعارف، جهت اداره [[نظام]] لازم است. این سطح از اختیارات به “ولایت مطلقه فقیه” تعبیر می‌شود.
با توجه به وظایف و [[تکالیف]] [[رهبری]] در [[نظام اسلامی]]، برای [[ولایت فقیه]]، اختیارات و بسط ید فوق چارچوب‌های متعارف، جهت اداره [[نظام]] لازم است. این سطح از اختیارات به «ولایت مطلقه فقیه» تعبیر می‌شود.


پیش از پرداختن به تشریح و تبیین [[ولایت مطلقه فقیه]]، لازم است به این نکته اساسی توجه نمود که اختیارات مطلقه، [[امتیاز]] شخصی [[حاکم اسلامی]]، چارچوبه‌شکنی تجاوزکارانه از سوی وی به قصد [[جلب منافع]] اختصاصی ویژه و زیر پا نهادن [[منافع]] و [[مصالح عمومی]]، ملی و مکتبی نیست؛ بلکه تدبیری برای خروج از بحران‌ها، گذر از بن‌بست‌ها و حل معضلاتی است که در عمل گریبان‌گیر نظام اسلامی می‌شوند و جهت [[حفظ]] و تأمین [[مصالح مردم]] و [[مکتب]]، ضروری تلقی می‌شوند.
پیش از پرداختن به تشریح و تبیین [[ولایت مطلقه فقیه]]، لازم است به این نکته اساسی توجه نمود که اختیارات مطلقه، [[امتیاز]] شخصی [[حاکم اسلامی]]، چارچوبه‌شکنی تجاوزکارانه از سوی وی به قصد [[جلب منافع]] اختصاصی ویژه و زیر پا نهادن [[منافع]] و [[مصالح عمومی]]، ملی و مکتبی نیست؛ بلکه تدبیری برای خروج از بحران‌ها، گذر از بن‌بست‌ها و حل معضلاتی است که در عمل گریبان‌گیر نظام اسلامی می‌شوند و جهت [[حفظ]] و تأمین [[مصالح مردم]] و [[مکتب]]، ضروری تلقی می‌شوند.
خط ۱۰۶: خط ۱۰۹:
ناگفته نماند که چنین مکانیزمی خاص [[جمهوری اسلامی]] و [[نظام حکومتی]] [[دینی]] نیست؛ بلکه کلیه [[نظام‌های سیاسی]] در مواقع خاص و [[بحرانی]] که روال عادی قانونی [[قدرت]] حل [[مشکلات]] را ندارد، به نوعی تصمیم‌گیری نهایی را به فرد یا گروه خاصی سپرده و [[منتظر]] طی شدن مراحل طبیعی امور نخواهند شد؛ چنانچه در بعضی کشورها شخص [[پادشاه]] یا [[رئیس]] [[جمهور]] و در برخی دیگر، شورای عالی [[امنیت]] یا [[کنگره]] و مجلس و در بعضی کشورها [[نظامیان]] عالی‌رتبه حرف آخر را در تصمیم‌گیری‌های کلان می‌زنند.
ناگفته نماند که چنین مکانیزمی خاص [[جمهوری اسلامی]] و [[نظام حکومتی]] [[دینی]] نیست؛ بلکه کلیه [[نظام‌های سیاسی]] در مواقع خاص و [[بحرانی]] که روال عادی قانونی [[قدرت]] حل [[مشکلات]] را ندارد، به نوعی تصمیم‌گیری نهایی را به فرد یا گروه خاصی سپرده و [[منتظر]] طی شدن مراحل طبیعی امور نخواهند شد؛ چنانچه در بعضی کشورها شخص [[پادشاه]] یا [[رئیس]] [[جمهور]] و در برخی دیگر، شورای عالی [[امنیت]] یا [[کنگره]] و مجلس و در بعضی کشورها [[نظامیان]] عالی‌رتبه حرف آخر را در تصمیم‌گیری‌های کلان می‌زنند.


امام خمینی فرموده‌اند: “حکومت که شعبه‌ای از [[ولایت مطلقه]] [[رسول الله]] {{صل}} است، یکی از [[احکام اولیه]] [[اسلام]] است و مقدم بر تمام [[احکام]] فرعیه، حتی [[نماز]] و [[روزه]] و [[حج]] است”<ref>صحیفه نور، ۱۶/۱۰/۱۳۶۶.</ref>. و یا با بیانی صریح‌تر فرموده‌اند: “آنچه گفته شده است که شاید مزارعه و مضاربه و امثال آنها با آن اختیارات از بین خواهد رفت، صریحاً عرض می‌کنم که فرضاً چنین باشد. این از [[اختیارات حکومت]] است و بالاتر از آن هم مسائلی است... <ref>صحیفه نور، ۱۶/۱۰/۱۳۶۶.</ref><ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۱۳.</ref>
امام خمینی فرموده‌اند: «حکومت که شعبه‌ای از [[ولایت مطلقه]] [[رسول الله]] {{صل}} است، یکی از [[احکام اولیه]] [[اسلام]] است و مقدم بر تمام [[احکام]] فرعیه، حتی [[نماز]] و [[روزه]] و [[حج]] است»<ref>صحیفه نور، ۱۶/۱۰/۱۳۶۶.</ref>. و یا با بیانی صریح‌تر فرموده‌اند: «آنچه گفته شده است که شاید مزارعه و مضاربه و امثال آنها با آن اختیارات از بین خواهد رفت، صریحاً عرض می‌کنم که فرضاً چنین باشد. این از [[اختیارات حکومت]] است و بالاتر از آن هم مسائلی است... »<ref>صحیفه نور، ۱۶/۱۰/۱۳۶۶.</ref><ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۱۳.</ref>


== نتیجه گیری ==
== نتیجه گیری ==
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش