|
|
| (۲۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{خرد}} | | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[هدایت تشریعی در قرآن]] - [[هدایت تشریعی در کلام اسلامی]] - [[هدایت تشریعی در معارف و سیره علوی]] | پرسش مرتبط = }} |
| {{نبوت}}
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[هدایت تشریعی در قرآن]] | [[هدایت تشریعی در حدیث]] | [[هدایت تشریعی در نهج البلاغه]] | [[هدایت تشریعی در کلام اسلامی]] | [[هدایت تشریعی در عرفان اسلامی]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[هدایت تشریعی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
|
| |
|
| ==مقدمه== | | == مقدمه == |
| *از اقسام [[هدایت الهی]] و قسیم [[هدایت تکوینی]] است و مراد این است که [[خداوند]] از گذر [[وحی]]، بایدها و نبایدهای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] را به [[انسان]] میآموزد تا او با نیروی [[انتخاب]] پای در راه [[سعادت]] بگذارد. هدایت تشریعی ویژه [[انسان]] است؛ برخلاف [[هدایت تکوینی]] که همه آفریدگان را در بر میگیرد. واسطه این [[هدایت]]، [[پیامبر]] و [[امامان]] و صالحاناند؛ چنان که [[قرآن]] درباره [[پیامبر اسلام]] {{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. هدایت تشریعی همزاد [[انسان]] است و تا ابد ادامه دارد و اصول آن در همه [[ادیان آسمانی]] مشترک است؛ مانند [[توحید]]، [[معاد]] و [[نبوت]]<ref>{{متن قرآن|كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ }}؛ سوره شوری، آیه ۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 468.</ref>.
| | از اقسام [[هدایت الهی]] و قسیم [[هدایت تکوینی]] است و مراد این است که [[خداوند]] از گذر [[وحی]]، بایدها و نبایدهای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] را به [[انسان]] میآموزد تا او با نیروی [[انتخاب]] پای در راه [[سعادت]] بگذارد. هدایت تشریعی ویژه [[انسان]] است؛ برخلاف [[هدایت تکوینی]] که همه آفریدگان را در بر میگیرد. واسطه این [[هدایت]]، [[پیامبر]] و [[امامان]] و صالحاناند؛ چنان که [[قرآن]] درباره [[پیامبر اسلام]] {{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. هدایت تشریعی همزاد [[انسان]] است و تا ابد ادامه دارد و اصول آن در همه [[ادیان آسمانی]] مشترک است؛ مانند [[توحید]]، [[معاد]] و [[نبوت]]<ref>{{متن قرآن|كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ }}؛ سوره شوری، آیه ۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 468.</ref>. |
| ==[[نیازمندی]] [[انسان]] به هدایت تشریعی==
| |
| *هر چند [[انسان]] از [[هدایت تکوینی]] بهرهمند است، تنها از این گذر نمیتواند به کمال آرمانی خویش دست یابد و به [[دلایل]] زیر [[نیازمند]] هدایت تشریعی است:
| |
| #[[انسان]]، با [[هدایت تکوینی]] و [[فطرت]] خویش تنها به [[فهم]] کلیاتی از حقایق [[جهان]] [[توفیق]] مییابد و به جزئیات و تفصیل آنها راه ندارد. در موضوع [[خداشناسی]]، تنها به وجود [[خداوند]] پی میبرد؛ اما [[توان]] راهیابی به صفات و اسمای [[خداوند]] را ندارد. در موضوع [[معادشناسی]] نیز چه بسا به [[ضرورت]] [[معاد]] [[ایمان]] آوَرَد؛ ولی نمیتواند با [[هدایت تکوینی]] به چگونگی آن و نحوه حضور خود در [[جهان آخرت]] و مسائل بیشمار دیگر [[آگاهی]] یابد. همچنین است موضوعات و مباحث دیگر [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی. اما تنها راه یافتن به کلیات، نیازهای [[انسان]] را بر نمیآورد. او به جزئیات و بایدها و نبایدهای تفصیلی محتاج است که تنها در سایه هدایت تشریعی فراهم میشود<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 468.</ref>.
| |
| #[[انسان]] موجودی [[اجتماعی]] است و [[سعادت دنیوی]] و اخرویاش در گرو تعامل و [[تعاون]] با همنوعان است؛ اما وجود میل به کسب [[منافع]] در افراد انسانی موجب بروز [[اختلاف]] و درگیری میان آنان میشود. برای [[گریز]] از این مشکل، به [[قوانین]] جامع و کامل [[نیاز]] است؛ اما [[عقل انسان]] به تنهایی نمیتواند چنین قوانینی را وضع کند؛ زیرا اولًا هر فرد انسانی در پی [[منافع]] و [[مصالح]] خویش است و ثانیاً [[عقل]] [[بشر]] به [[دلیل]] محدودیتهایی که دارد، از وضع [[قوانین]] جامع و کامل برای [[سعادت]] خود [[ناتوان]] است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 469.</ref>.
| |
| #آشنایی با [[بدیها]] و [[خوبیها]] برای ترغیب [[انسان]] به درستکاری کافی نیست؛ بلکه ابزارهایی برای [[تشویق]] و ترغیب لازم است و این ابزارها همان انذارها و تبشیرهای وحیانیاند که در سایه هدایت تشریعی فراهم میآیند<ref>هدایت در قرآن، فرقانی/ ۳۲- ۲۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 469.</ref>.
| |
| ==تفاوتهای [[هدایت تکوینی]] و هدایت تشریعی==
| |
| #[[هدایت تکوینی]] همه آفریدگان را در بر میگیرد؛ اما هدایت تشریعی ویژه [[انسان]] است.
| |
| #متعلق [[هدایت تکوینی]]، فعل [[هادی]] ([[خداوند]]) است. از این رو هیچ موجودی از آن سر نمیپیچد. متعلق هدایت تشریعی، فعل [[مهتدی]] ([[انسان]]) است که با [[اراده]] خویش به آن تن میدهد و بدین سان میتواند آن را نپذیرد؛ چنان که [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس؛ سوره انسان، آیه ۳.</ref><ref>هدایت در قرآن، جوادی آملی/ ۳۲ و ۳۳.</ref>. در [[هدایت تکوینی]]، [[مهتدی]] به مقصد میرسد (ایصال الی المطلوب)؛ اما در هدایت تشریعی، تنها راه را مییابد. این نوع [[هدایت]] مستلزم رسیدن [[مهتدی]] به مقصد نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 469.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==[[ضرورت]] فراهم کردن ابزار [[هدایت]] توسّط [[خداوند]]== | | == [[نیازمندی]] [[انسان]] به هدایت تشریعی == |
| *هرچند از یک متن و نوشته میتوان بخش مهمّی از مقصود نویسنده آن را [[استنباط]] نمود، ولی این موضوع از دیرباز برای [[انسانها]] مکشوف بوده است که از طریق یک نوشته و کتاب به [[تنهایی]]، چه بسا نتوان تمام مطلب و مقصود یا [[حقیقت]] واقعی و [[غایت]] آن را منتقل و یا [[درک]] نمود. به طور کلّی، انتقال مطالب و مفاهیم توسّط [[انسانها]] به صورتهای مختلفی انجام میپذیرد که گفتار و الفاظ تنها یکی از این روشها است؛ ولی بخش مهمّی از مطالب، از طرق دیگر، از جمله لحن [[کلام]]، [[رفتار]] و شیوه عمل و عکسالعملهای [[رفتاری]] و فیزیکی است؛ مثلاً نشان دادن حالاتی چون [[غضب]]، [[عطوفت]]، [[شادی]] و نظائر آنها ممکن است بدون ابراز هرگونه کلمهای، بلکه صرفاً با تغییر حالت چهره صورت پذیرد.
| | هر چند [[انسان]] از [[هدایت تکوینی]] بهرهمند است، تنها از این گذر نمیتواند به کمال آرمانی خویش دست یابد و به [[دلایل]] زیر [[نیازمند]] هدایت تشریعی است: |
| *در [[قرآن کریم]] نمونههای فراوانی از انتقال [[پیام]] و مفاهیم بشری از طرق غیر کلامی به چشم میخورد، نظیر: پی بردن به [[دروغگویی]] [[منافقین]] با [[درک]] نحوه سخن گفتنشان: {{متن قرآن|وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ}}<ref>«و اگر میخواستیم آنان را به تو نشان میدادیم آنگاه آنان را به چهره میشناختی و آنان را با آهنگ گفتار میشناسی» سوره محمد، آیه ۳۰.</ref>.
| | # [[انسان]]، با [[هدایت تکوینی]] و [[فطرت]] خویش تنها به [[فهم]] کلیاتی از حقایق [[جهان]] [[توفیق]] مییابد و به جزئیات و تفصیل آنها راه ندارد. در موضوع [[خداشناسی]]، تنها به وجود [[خداوند]] پی میبرد؛ اما [[توان]] راهیابی به صفات و اسمای [[خداوند]] را ندارد. در موضوع [[معادشناسی]] نیز چه بسا به [[ضرورت]] [[معاد]] [[ایمان]] آوَرَد؛ ولی نمیتواند با [[هدایت تکوینی]] به چگونگی آن و نحوه حضور خود در [[جهان آخرت]] و مسائل بیشمار دیگر [[آگاهی]] یابد. همچنین است موضوعات و مباحث دیگر [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی. اما تنها راه یافتن به کلیات، نیازهای [[انسان]] را بر نمیآورد. او به جزئیات و بایدها و نبایدهای تفصیلی محتاج است که تنها در سایه هدایت تشریعی فراهم میشود. |
| *و یا [[مسخره کردن]] با حرکات: {{متن قرآن|وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ}}<ref>«وای بر هر عیب جوی طعنه زن» سوره همزه، آیه ۱.</ref>
| | # [[انسان]] موجودی [[اجتماعی]] است و [[سعادت دنیوی]] و اخرویاش در گرو تعامل و [[تعاون]] با همنوعان است؛ اما وجود میل به کسب [[منافع]] در افراد انسانی موجب بروز [[اختلاف]] و درگیری میان آنان میشود. برای [[گریز]] از این مشکل، به [[قوانین]] جامع و کامل [[نیاز]] است؛ اما [[عقل انسان]] به تنهایی نمیتواند چنین قوانینی را وضع کند؛ زیرا اولًا هر فرد انسانی در پی [[منافع]] و [[مصالح]] خویش است و ثانیاً [[عقل]] [[بشر]] به [[دلیل]] محدودیتهایی که دارد، از وضع [[قوانین]] جامع و کامل برای [[سعادت]] خود [[ناتوان]] است. |
| *و یا تبسّم [[حضرت سلیمان]]{{ع}}: {{متن قرآن|فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِنْ قَوْلِهَا}}<ref>«(سلیمان) از گفتار آن (مور) خندان لب گشود» سوره نمل، آیه ۱۹.</ref>.
| | # آشنایی با [[بدیها]] و [[خوبیها]] برای ترغیب [[انسان]] به درستکاری کافی نیست؛ بلکه ابزارهایی برای [[تشویق]] و ترغیب لازم است و این ابزارها همان انذارها و تبشیرهای وحیانیاند که در سایه هدایت تشریعی فراهم میآیند<ref>هدایت در قرآن، فرقانی/ ۳۲- ۲۸.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص468 ـ 469.</ref> |
| *از این رو میتوان گفت که بخش محدودی از مطالب و مراودات، از طریق محتوای [[کلام]] است. به همین جهت، در دیدگاه [[تشیّع]]، در کنار [[قرآن]]، [[قول و فعل]] و تقریر [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز دارای [[حجیّت]] میباشد. حضور [[پیامبر]]{{صل}} در میان [[مردم]]، مراوده با آنان و اجرای دستورهای [[دین]] درامور مختلف، اعمّ از [[عبادات]]، معاملات، [[سیاست]]، امور نظامی و غیره، همگی [[تعلیم]] عملی چگونگی [[دینداری]] و [[اجرای احکام الهی]] و [[تفسیر]] روشن [[آیات قرآن]] در همه زمینهها در [[جامعه]] بوده است<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۷۹-۳۸۰.</ref>.
| |
| ===گفتار اوّل: عدم [[کفایت]] [[کتاب الهی]] برای [[هدایت]]===
| |
| *هرچند که [[حضرت]] [[خاتم الانبیاء]]{{صل}} [[کاملترین]] [[شریعت]] را برای [[انسانها]] آورده است و این [[شریعت الهی]] در [[قرآن]] متجلّی است، ولی مسلماً صِرف بیان [[شریعت]] و [[تبیین]] [[متشابهات]] [[قرآن]]، برای [[هدایت]] کافی نیست. اساساً تجربه امّتهای گذشته نیز به خوبی نشان میدهد که [[طبیعت]] [[انسان]]، با وجود انبوه [[تمایلات نفسانی]] و مادی، توجیهگر عرصه معنویّات است و در این میدان، بیان [[قانون]] و هشدار به [[وعده]] و وعیدهای [[اخروی]]، به [[تنهایی]] کارساز نیست. لذا چنانچه [[قرآن]]، به عنوان متن [[قانون الهی]]، به دست انسانهای عادّی سپرده شود، عملاً آن را چنان [[تفسیر]] و اجراء مینمایند که تمایلاتشان اقتضاء کند. [[تفسیر آیات قرآن]] توسّط عمّال [[اموی]] و [[مروانی]] و بنیالعباس در [[تاریخ اسلام]]، گویای این [[حقیقت]] است که [[قرآن]] بدون وجود مفسّر و مجری [[معصوم]]، نمیتواند موجب [[هدایت]] [[انسان]] گردد<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۸۱.</ref>.
| |
| ===گفتار دوم: [[ضرورت]] ارسال توأمان [[رسول]] و [[شریعت]]===
| |
| *با [[قاعده لطف]]، ابتدا [[ضرورت وجود پیامبر]] اکرم{{صل}}، و [[کتاب الهی]] [[ثابت]] میشود و به دنبال آن، [[ضرورت]] [[تعلیم کتاب]] و سپس رفع ابهام از [[متشابهات]] آن توسّط [[رسول خدا]]{{صل}} [[اثبات]] میگردد. اما مشکل دیگری که ممکن است بعد از [[نبی]] مکرّم [[اسلام]]{{صل}} در [[هدایت]] [[امّت]] پدید آید، چالش [[تطبیق]] [[اوامر الهی]] با [[فرمان]] [[پروردگار]] در مرحله [[اجرا]] است؛ زیرا مثلاً [[فرمان خداوند]] به [[نماز]] امر ثابتی است، ولی شرایط اجرای [[فرمان]] یکسان نیست.[[احکام]] [[نماز]]، در حالت عادّی و حضر، با [[احکام]] آن در شرائط سفر، [[خوف]] و [[جنگ]] متفاوت است. همچنین [[احکام]] [[نماز]] در حالت صحّت و [[بیماری]] تفاوت دارد. بنابراین، شرایط مختلف و ابهامات ناشی از آن، بر شیوه [[امتثال امر]] تأثیر میگذارد.
| |
| *بر این اساس است که [[انبیاء الهی]]{{عم}} در همه اعصار، خود اوّلین عاملان به شریعتهای خود بودهاند و اگر [[شریعت الهی]] از طرفی دیگر و به دست انبیائی غیر از جنس [[بشر]] به دست [[انسانها]] میرسید، [[مردمان]] از آن تبعیّت نمیکردند. مثلاً اگر [[شریعت الهی]] توسّط [[فرشتگان]] بر [[انسانها]] نازل شده بود، قابل [[اجرا]] نبود؛ زیرا آنان نمیتوانستند [[الگوی عملی]] مناسبی در [[تبیین دین]] برای [[مردم]] باشند<ref>اینکه مردم نادان انتظار داشتند که انبیاء{{عم}} از جنس ملک باشند و از انسان بودن ایشان ایراد میگرفتند، بدین جهت بود که توجّه آنان صرفاً به جهت ملکوتی انبیاء{{عم}} بود؛ در حالی که خداوند درباره مقام نبوت، تأکید بر جهت بشری او، با حفظ مقام ولایت و امامت مینماید، تا بتواند الگویی برای مردم عادی باشد: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكًا لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنْظَرُونَ وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِمْ مَا يَلْبِسُونَ}} «و گفتند: چرا بر او فرشتهای فرو فرستاده نشد؟ و اگر فرشتهای میفرستادیم کار تمام بود و دیگر مهلت نمییافتند و اگر او را فرشتهای میگرداندیم، او را (به گونه) مردی در میآوردیم و باز هم بر آنان همان اشتباهی را که میکردند پیش میآوردیم» سوره انعام، آیه ۸-۹.</ref>.
| |
| *این نکته مهم، در [[آیات]] مختلف [[قرآن]]، با تعابیر گوناگون مطرح شده است. مثلاً [[جبرائیل]]، از [[عالم ملکوت]] [[فرامین الهی]] را به [[عالم مُلک]] نازل کرد؛ ولی این [[فرامین]] از طریق [[پیامبر]]{{صل}}، به عنوان یک [[انسان]]، به گوش [[مردم]] رسید؛ چنانکه [[خداوند]] درباره [[رسول اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى}}<ref>«بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم» سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref>.
| |
| *همچنین [[خداوند]] درباره سایر [[انبیاء الهی]]{{عم}} نیز بر این نکته تأکید مینماید که آنان انسانهایی مثل [[مردم]] عادّی بودند که در کوچه و بازار رفت و آمد داشتند و کار میکردند و [[زندگی]] خود را به طور متعارف اداره مینمودند: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ}}<ref>«و پیش از تو پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه بیگمان آنان خوراک میخورند و در بازارها راه میرفتند» سوره فرقان، آیه ۲۰.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۸۱-۳۸۲.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==[[ضرورت]] [[تعیین]] [[اسوه]] در بین [[مردم]] و آثار آن== | | == تفاوتهای [[هدایت تکوینی]] و هدایت تشریعی == |
| *[[خداوند]] [[رسولان]] خود را در [[ابلاغ]] [[شریعت]]، در مراحل مختلف تضمین نموده است؛ مرحله اوّل، [[مقام]] تلقّی [[وحی]]{{متن قرآن|إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا}}<ref> «جز فرستادهای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی میگمارد تا معلوم دارد که رسالتهای پروردگارشان را رساندهاند؛ و (خداوند) آنچه را نزد آنهاست، از همه سو فرا میگیرد و شمار هر چیز را دارد» سوره جن، آیه ۲۷-۲۸.</ref>، دوم [[حفظ]] آن{{متن قرآن|سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى}}<ref> «زودا که تو را خواندن (قرآن) آموزیم و دیگر از یاد نمیبری» سوره اعلی، آیه ۶.</ref> و سوم مرحله [[تبیین]] نظری{{متن قرآن|لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ}}<ref> «زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی گردآوری و خواندن آن با ماست پس چون بخوانیمش، از خواندن آن پیروی کن سپس شرح آن (نیز) با ماست» سوره قیامه، آیه ۱۶-۱۹.</ref> [[وحی]] است.
| | # [[هدایت تکوینی]] همه آفریدگان را در بر میگیرد؛ اما هدایت تشریعی ویژه [[انسان]] است. |
| *مرحله مهمّ دیگر، مرحله [[تبیین]] عملی [[دین]] است که آن نیز مورد ضمانت [[الهی]] است؛ زیرا اگر قول [[پیامبران]]{{عم}} برای [[مردم]] [[حجّت]] است و مبیّن [[دین]] میباشد، [[منش]] [[زندگی]] ایشان نیز بر همین منوال بوده است؛ [[سیره انبیاء]]{{عم}} در امور [[خانوادگی]] و [[اجتماعی]]، در قالبهای داخلی و خارجی و رابطه با [[همسر]] و [[فرزندان]] و یا گروههای مختلف [[مردم]]، اعمّ از عامی و عالم و [[فقیر]] و متموّل، همگی [[سیره عملی]] [[اولیاء الهی]]{{عم}} محسوب میگردد و پرده از [[احکام دین]] برمیدارد. در این بخش، [[ضرورت]] [[تعیین]] [[اسوه]] برای [[مردم]] و ضمانت [[الهی]] او برای [[تبیین]] عملی [[دین]] بررسی میشود<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۸۲-۳۸۳.</ref>.
| | # متعلق [[هدایت تکوینی]]، فعل [[هادی]] ([[خداوند]]) است. از این رو هیچ موجودی از آن سر نمیپیچد. متعلق هدایت تشریعی، فعل [[مهتدی]] ([[انسان]]) است که با [[اراده]] خویش به آن تن میدهد و بدین سان میتواند آن را نپذیرد؛ چنان که [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس؛ سوره انسان، آیه ۳.</ref>.<ref>هدایت در قرآن، جوادی آملی/ ۳۲ و ۳۳.</ref>. در [[هدایت تکوینی]]، [[مهتدی]] به مقصد میرسد (ایصال الی المطلوب)؛ اما در هدایت تشریعی، تنها راه را مییابد. این نوع [[هدایت]] مستلزم رسیدن [[مهتدی]] به مقصد نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 469.</ref>. |
| ===گفتار اوّل: [[ضرورت]] وجود [[اسوه]] [[معصوم]] در میان [[مردم]]===
| |
| *بنا بر نتایجی که از [[برهان لطف]] به دست آمد، [[انبیاء الهی]] و اوصیای آنها{{عم}} باید در همه جهاتی که به [[هدایت عمومی]] [[مردم]] باز میگردد، [[معصوم]] باشند. چنانکه اشاره شد، چون قول آنها در [[تعلیم]] و یا [[تبیین]] برای دیگران [[حجّت]] است، پس در تلقّی و [[حفظ]] و بازگو کردن [[کلام]] [[وحی]] نیز باید [[معصوم]] باشند. از سوی دیگر، چون [[خداوند]] [[امر]] به [[اقتدا]] به آنها نموده، بنابراین ایشان در [[مقام عمل]] نیز [[معصوم]] بوده و فعل آنها مبیّن [[دستورات]] [[دینی]] است.
| |
| *[[حکمت]] دقیقی که در این قاعده وجود دارد، برخواسته از [[فلسفه]] [[نبوّت]] است؛ که باید [[احکام الهی]] را بشری مثل سایر [[انسانها]] [[ابلاغ]] نماید و او خود پیش از دیگران عامل به آنها باشد؛ تا از یک سو [[اسوه]] دیگران در عمل به [[شریعت الهی]] باشد و از سوی دیگر، سؤالات و موانعی را که [[امّت]] در هنگام عمل به [[احکام]] [[مبتلا]] میشوند، به صورت عملی و نظری پاسخ دهد. مثلاً [[پیامبر اکرم]]{{صل}} میتوانست در هنگام سفر، به [[اذن الهی]] به شکلی [[خارقالعاده]] طیّ طریق کند و راه طولانی را در چشم به هم زدنی [[طی]] نماید، ولی ایشان مثل [[مردم]] عادّی حرکت مینمود تا [[احکام]] [[سفر]]، از [[نماز]] قصر گرفته تا محدوده [[افطار]] [[روزه]] و سایر امور را بیان نماید<ref>رسول خدا{{صل}} بعد از انجام نماز با جزئیّات آن، فرمود: {{متن حدیث|صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي أُصَلِّي}} (متشابه القرآن و مختلفه (ط. بیدار، ۱۳۶۹ ه.ق.)، ج۲، ص۱۷۰).</ref>.
| |
| *همچنین ایشان میتوانست در هنگام [[جنگ]]، با [[ولایتی]] که بر [[ملک]] و [[ملکوت]] دارد، از [[نیروهای غیبی]] [[استمداد]] جوید و [[دشمنان خدا]] را بدون کمترین زحمتی نابود سازد؛ ولی در این صورت هرگز [[احکام]] [[نماز]] [[خوف]] و یا [[احکام]] [[جهاد]] و [[شهادت]] و چگونگی [[دفن]] و [[تجهیز]] [[شهدا]] و مسائل فراوان دیگر، در عمل برای [[مردم]] تبین نمیشد. بنابراین، [[سنّت الهی]] بر آن است که همیشه حجّتی [[الهی]] در میان [[مردم]] باشد و مانند [[مردم]] [[زندگی]] کند و به صورت عملی و نظری، [[احکام دین]] را به [[امّت]] [[آموزش]] دهد<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۸۳-۳۸۴.</ref>.
| |
| ===گفتار دوم: تطابق [[رسول]] با [[قوم]] خود در [[سلوک]] [[زندگی]]===
| |
| *[[رسولان الهی]]{{عم}}، علاوه بر آنکه [[زندگی]] عادّی با [[مردم]] داشتند، در شیوه [[زندگی]] نیز از روشهای غیرمتعارف و بهرهگیری از [[ولایت]] خود اجتناب میورزیدند. [[خداوند]] درباره [[رسول]] خود{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بیگمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید بر او گران است، بسیار خواستار شماست، با مؤمنان مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref>.
| |
| *این در حالی است که از جمله اعتراضاتی که امّتهای قبل نسبت به [[انبیاء]] خود مطرح مینمودند، آن بود که اگر شما با [[عوالم غیب]] [[ارتباط]] دارید، پس چرا از جنس [[بشر]] هستید و یا چرا ما ملاکی را که بر شما فرود میآیند نمیبینیم: {{متن قرآن|وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا}}<ref>«و گفتند: چگونه پیغمبری است این، که خوراک میخورد و در بازارها راه میرود؟! چرا به سوی او فرشتهای فرو نفرستادهاند تا بیمدهندهای همراه او باشد؟» سوره فرقان، آیه ۷.</ref>
| |
| *ایشان با [[انکار]] و تعجّب میگفتند که ما هرگز بشری مثل خود را که تفاوتی در [[زندگی]] با ما ندارد [[اطاعت]] نمیکنیم: {{متن قرآن|فَقَالُوا أَبَشَرٌ يَهْدُونَنَا فَكَفَرُوا وَتَوَلَّوْا}}<ref>«ولی آنان گفتند: آیا بشری ما را راهنمایی کند؟ پس کفر ورزیدند و پشت کردند» سوره تغابن، آیه ۶.</ref>.
| |
| *[[خداوند]] چنین پاسخ میدهد که:
| |
| #اگر بنا بود که ملکی بر شما فرود آید و [[دعوت]] ما را [[ابلاغ]] نماید، او برای شما قابل [[رؤیت]] نبود و لازم میآمد که به صورت بشری و جسمانی در میان شما ظاهر شود: {{متن قرآن|وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِمْ مَا يَلْبِسُونَ}}<ref>«و اگر او را فرشتهای میگرداندیم، او را (به گونه) مردی در میآوردیم و باز هم بر آنان همان اشتباهی را که میکردند پیش میآوردیم» سوره انعام، آیه ۹.</ref>.
| |
| #[[هدف]] از [[بعثت]] [[انبیاء]]{{عم}}، ارائه عملی و نظری [[هدایت]] به شما است و گرچه مَلَک ممکن است بتواند [[آموزشی]] نظری به شما ارائه کند، ولی هرگز [[قادر]] نیست [[آداب]] [[بندگی]] را در عمل به شما ارائه دهد؛ زیرا ذاتاً همجنس شما نیست؛ لذا این نعمتی است که معلّم و مبیّن [[شریعت]] و [[قرآن]]، از جنس شما است؛ تا وضعیّت شما را به خوبی [[درک]] کند و [[مشکلات]] و موانع سیر معنویتان را عملاً در کنار شما لمس نماید و آنگاه در عمل و نظر، [[هادی]] شما به سوی [[توحید]] باشد: {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«بیگمان خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که از خودشان فرستادهای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنها کتاب و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref>.
| |
| *نتیجه آنکه، [[سنّت الهی]] هنگام ارائه [[شریعت]] در هر عصری آن است که [[پیامبری]] از جنس [[مردم]]، [[ابلاغ]] [[پیام الهی]] را بر عهده گیرد و خود نیز اوّلین [[الگو]] و [[اسوه]] در اجرای عملی [[شریعت]] در میان [[مردم]] باشد؛ تا بهانه آنان مبنی بر غیر عملی بودن و یا غیر قابل [[اجرا]] بودن [[آیین الهی]] مسدود و مرتفع گردد. [[پیامبران]] و [[اولیاء]] بودن [[الهی]]{{عم}}، تجسّم اجراء [[آیین]] فردی و جمعی [[خداوند]] بودهاند<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۸۴-۳۸۵.</ref>.
| |
| ===گفتار سوم: [[اجرای شریعت]] توسط [[رسول خدا]]{{صل}}===
| |
| *اگر [[احکام]] [[نماز]]، [[روزه]]، [[جهاد]] و... برای [[انسان]] مقرّر گردیده، فرستاده [[پاک]] [[خداوند]] نیز در میان [[مردم]]، همان [[اعمال]] را به طور کامل [[اجرا]] و عمل نموده است؛ به همین [[دلیل]] است که [[سنّت پیامبر]]{{صل}} مشتمل بر [[قول و فعل]] و تقریر است و اینها همگی دارای [[حجیّت]] برای [[امّت]] میباشد و [[خداوند]]، همان طور که [[اطاعت]] از [[کلام الهی]] را [[واجب]] نموده، [[اطاعت]] از رسولش{{صل}} را نیز در همه این جهات سهگانه [[واجب]] ساخته است: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}<ref>«بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد میکند» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>.
| |
| *هر آنچه [[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید یا عمل میکند، و حتّی [[سکوت]] رضایتمندانه حضرتش نسبت به یک امر، به طور مطلق [[حجّت]] برای [[امّت]] محسوب میشود: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا... فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ... وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref>«بگو: ای مردم! به راستی من فرستاده خداوند به سوی همه شمایم... پس به خداوند و فرستاده او پیامبر درس ناخواندهای که به خداوند و قرآن او ایمان دارد ایمان بیاورید و از او پیروی کنید باشد که راهیاب گردید» سوره اعراف، آیه ۱۵۸.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۸۵-۳۸۶.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==منابع== | | == [[ضرورت]] فراهم کردن ابزار [[هدایت]] توسّط [[خداوند]] == |
| * [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
| | هرچند از یک متن و نوشته میتوان بخش مهمّی از مقصود نویسنده آن را [[استنباط]] نمود، ولی این موضوع از دیرباز برای [[انسانها]] مکشوف بوده است که از طریق یک نوشته و کتاب به [[تنهایی]]، چه بسا نتوان تمام مطلب و مقصود یا [[حقیقت]] واقعی و [[غایت]] آن را منتقل و یا [[درک]] نمود. به طور کلّی، انتقال مطالب و مفاهیم توسّط [[انسانها]] به صورتهای مختلفی انجام میپذیرد که گفتار و الفاظ تنها یکی از این روشها است؛ ولی بخش مهمّی از مطالب، از طرق دیگر، از جمله لحن [[کلام]]، [[رفتار]] و شیوه عمل و عکسالعملهای [[رفتاری]] و فیزیکی است؛ مثلاً نشان دادن حالاتی چون [[غضب]]، [[عطوفت]]، [[شادی]] و نظائر آنها ممکن است بدون ابراز هرگونه کلمهای، بلکه صرفاً با تغییر حالت چهره صورت پذیرد. |
| * [[پرونده:1379151.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱''']]
| |
|
| |
|
| ==جستارهای وابسته==
| | در [[قرآن کریم]] نمونههای فراوانی از انتقال [[پیام]] و مفاهیم بشری از طرق غیر کلامی به چشم میخورد، نظیر: پی بردن به [[دروغگویی]] [[منافقین]] با [[درک]] نحوه سخن گفتنشان: {{متن قرآن|وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ}}<ref>«و اگر میخواستیم آنان را به تو نشان میدادیم آنگاه آنان را به چهره میشناختی و آنان را با آهنگ گفتار میشناسی» سوره محمد، آیه ۳۰.</ref> و یا [[مسخره کردن]] با حرکات: {{متن قرآن|وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ}}<ref>«وای بر هر عیب جوی طعنه زن» سوره همزه، آیه ۱.</ref> و یا تبسّم [[حضرت سلیمان]] {{ع}}: {{متن قرآن|فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِنْ قَوْلِهَا}}<ref>«(سلیمان) از گفتار آن (مور) خندان لب گشود» سوره نمل، آیه ۱۹.</ref>. |
|
| |
|
| ==پانویس==
| | از این رو میتوان گفت که بخش محدودی از مطالب و مراودات، از طریق محتوای [[کلام]] است. به همین جهت، در دیدگاه [[تشیّع]]، در کنار [[قرآن]]، [[قول و فعل]] و تقریر [[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان معصوم]] {{عم}} نیز دارای [[حجیّت]] میباشد. حضور [[پیامبر]] {{صل}} در میان [[مردم]]، مراوده با آنان و اجرای دستورهای [[دین]] درامور مختلف، اعمّ از [[عبادات]]، معاملات، [[سیاست]]، امور نظامی و غیره، همگی [[تعلیم]] عملی چگونگی [[دینداری]] و [[اجرای احکام الهی]] و [[تفسیر]] روشن [[آیات قرآن]] در همه زمینهها در [[جامعه]] بوده است<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۳۷۹-۳۸۰.</ref>. |
| {{یادآوری پانویس}} | |
| {{پانویس2}} | |
|
| |
|
| [[رده:مدخل]] | | === گفتار اوّل: عدم کفایت کتاب الهی برای [[هدایت]] === |
| [[رده:هدایت تشریعی]] | | هرچند که [[حضرت]] [[خاتم الانبیاء]] {{صل}} کاملترین [[شریعت]] را برای [[انسانها]] آورده است و این [[شریعت الهی]] در [[قرآن]] متجلّی است، ولی مسلماً صِرف بیان [[شریعت]] و [[تبیین]] [[متشابهات]] [[قرآن]]، برای [[هدایت]] کافی نیست. اساساً تجربه امّتهای گذشته نیز به خوبی نشان میدهد که [[طبیعت]] [[انسان]]، با وجود انبوه [[تمایلات نفسانی]] و مادی، توجیهگر عرصه معنویّات است و در این میدان، بیان [[قانون]] و هشدار به [[وعده]] و وعیدهای [[اخروی]]، به تنهایی کارساز نیست. لذا چنانچه [[قرآن]]، به عنوان متن [[قانون الهی]]، به دست انسانهای عادّی سپرده شود، عملاً آن را چنان [[تفسیر]] و اجراء مینمایند که تمایلاتشان اقتضاء کند. [[تفسیر آیات قرآن]] توسّط عمّال [[اموی]] و [[مروانی]] و بنیالعباس در [[تاریخ اسلام]]، گویای این [[حقیقت]] است که [[قرآن]] بدون وجود مفسّر و مجری [[معصوم]]، نمیتواند موجب [[هدایت]] [[انسان]] گردد<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۳۸۱.</ref>. |
| | |
| | === گفتار دوم: [[ضرورت]] ارسال توأمان [[رسول]] و [[شریعت]] === |
| | با [[قاعده لطف]]، ابتدا [[ضرورت وجود پیامبر]] اکرم {{صل}}، و [[کتاب الهی]] ثابت میشود و به دنبال آن، [[ضرورت]] [[تعلیم کتاب]] و سپس رفع ابهام از [[متشابهات]] آن توسّط [[رسول خدا]] {{صل}} [[اثبات]] میگردد. اما مشکل دیگری که ممکن است بعد از [[نبی]] مکرّم [[اسلام]] {{صل}} در [[هدایت]] [[امّت]] پدید آید، چالش [[تطبیق]] [[اوامر الهی]] با [[فرمان]] [[پروردگار]] در مرحله [[اجرا]] است؛ زیرا مثلاً [[فرمان خداوند]] به [[نماز]] امر ثابتی است، ولی شرایط اجرای [[فرمان]] یکسان نیست. [[احکام]] [[نماز]]، در حالت عادّی و حضر، با [[احکام]] آن در شرائط سفر، [[خوف]] و [[جنگ]] متفاوت است. همچنین [[احکام]] [[نماز]] در حالت صحّت و [[بیماری]] تفاوت دارد. بنابراین، شرایط مختلف و ابهامات ناشی از آن، بر شیوه [[امتثال امر]] تأثیر میگذارد. |
| | |
| | بر این اساس است که [[انبیاء الهی]] {{عم}} در همه اعصار، خود اوّلین عاملان به شریعتهای خود بودهاند و اگر [[شریعت الهی]] از طرفی دیگر و به دست انبیائی غیر از جنس [[بشر]] به دست [[انسانها]] میرسید، [[مردمان]] از آن تبعیّت نمیکردند. مثلاً اگر [[شریعت الهی]] توسّط [[فرشتگان]] بر [[انسانها]] نازل شده بود، قابل [[اجرا]] نبود؛ زیرا آنان نمیتوانستند [[الگوی عملی]] مناسبی در [[تبیین دین]] برای [[مردم]] باشند<ref>اینکه مردم نادان انتظار داشتند که انبیاء {{عم}} از جنس ملک باشند و از انسان بودن ایشان ایراد میگرفتند، بدین جهت بود که توجّه آنان صرفاً به جهت ملکوتی انبیاء {{عم}} بود؛ در حالی که خداوند درباره مقام نبوت، تأکید بر جهت بشری او، با حفظ مقام ولایت و امامت مینماید، تا بتواند الگویی برای مردم عادی باشد: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكًا لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنْظَرُونَ وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِمْ مَا يَلْبِسُونَ}} «و گفتند: چرا بر او فرشتهای فرو فرستاده نشد؟ و اگر فرشتهای میفرستادیم کار تمام بود و دیگر مهلت نمییافتند و اگر او را فرشتهای میگرداندیم، او را (به گونه) مردی در میآوردیم و باز هم بر آنان همان اشتباهی را که میکردند پیش میآوردیم» سوره انعام، آیه ۸-۹.</ref>. |
| | |
| | این نکته مهم، در [[آیات]] مختلف [[قرآن]]، با تعابیر گوناگون مطرح شده است. مثلاً [[جبرائیل]]، از [[عالم ملکوت]] [[فرامین الهی]] را به [[عالم مُلک]] نازل کرد؛ ولی این [[فرامین]] از طریق [[پیامبر]] {{صل}}، به عنوان یک [[انسان]]، به گوش [[مردم]] رسید؛ چنانکه [[خداوند]] درباره [[رسول اکرم]] {{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى}}<ref>«بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم» سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref>. |
| | |
| | همچنین [[خداوند]] درباره سایر [[انبیاء الهی]] {{عم}} نیز بر این نکته تأکید مینماید که آنان انسانهایی مثل [[مردم]] عادّی بودند که در کوچه و بازار رفت و آمد داشتند و کار میکردند و [[زندگی]] خود را به طور متعارف اداره مینمودند: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ}}<ref>«و پیش از تو پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه بیگمان آنان خوراک میخورند و در بازارها راه میرفتند» سوره فرقان، آیه ۲۰.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۳۸۱-۳۸۲.</ref>. |
| | |
| | ==هدایت تکوینی و تشریعی== |
| | [[هدایت]] بر دوگونه [[تکوینی]] و تشریعی است. هدایت تکوینی آن است که با [[آفرینش انسان]] یا هر موجودی دیگر همراه است و همه موجودات از این هدایت برخوردارند. با توجه به اینکه برخی موجودات دارای [[علم]] و شعورند و برخی فاقد آنند و اینکه علم و [[شعور]] آنها غریزی است یا [[عقلانی]]، هدایت تکوینی به سه گونه طبیعی، غریزی و [[عقلی]] تقسیم میشود. [[قرآن کریم]] درباره [[قوانین]] [[حاکم]] بر [[آسمانها]] میفرماید: {{متن قرآن|وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref>. مراد این است که هر آسمانی را [[قانونمند]] آفرید، به گونهای که طبق [[قانون]] طبیعی و هدایت تکوینی به [[حیات]] خود ادامه میدهد. درباره هدایت غریزی میفرماید: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوهها و بر درخت و بر داربستهایی که (مردم) میسازند لانه گزین!» سوره نحل، آیه ۶۸.</ref>. |
| | |
| | [[انسان]]، افزون بر هدایت طبیعی و غریزی از هدایت تکوینی دیگری نیز برخوردار است که عبارت است از [[هدایت فطری]] و عقلی. [[عقل]] و [[فطرت]] از ابزارهای هدایت بشرند و هر دو در نهاد انسان و با [[هویت]] وجودیاش همراهند. قرآن کریم در این باره میفرماید: {{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۷-۸.</ref>. [[آیه فطرت]]<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}} «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> نیز بیان کننده [[هدایت فطری]] و [[تکوینی]] [[انسان]] است. |
| | |
| | اگرچه [[آدمی]] مانند دیگر موجودات زمینی از هدایت تکوینی بهره مند است و حتی سهمی بیشتر دارد، ویژگی [[هدف]] آفرینشش او را به [[هدایتی]] دیگر نیازمند میسازد که مکمل هدایت تکوینی است. آن [[هدایت]]، همانا هدایت تشریعی است. هدایت تشریعی، در بیرون انسان است، ولی از گذر هدایتهای درونی بر انسان اثر میگذارد. انسان گذشته از معرفتهایی که از [[حس]] و [[عقل]] به دست میآورد، به [[معرفتی]] کاملتر و گستردهتر نیازمند است و آن، عبارت است از [[معرفت]] [[وحیانی]]. دستگاه [[وحی]] نیروی [[شناخت]] انسان را ژرفا و گسترش میبخشد و [[راه هدایت]] را مینمایاند. [[پیامبران الهی]]، [[کتب آسمانی]]، [[قوانین]] و [[تعالیم وحیانی]] نیز مظاهر و جلوههای هدایت تشریعی بشرند.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[هدایت و ضلالت - ربانی گلپایگانی (مقاله)| مقاله «هدایت و ضلالت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۱۷۱.</ref>. |
| | |
| | == منابع == |
| | {{منابع}} |
| | # [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']] |
| | # [[پرونده:1379151.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱''']] |
| | # [[پرونده:1368100.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[هدایت و ضلالت - ربانی گلپایگانی (مقاله)| مقاله «هدایت و ضلالت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۲''']] |
| | {{پایان منابع}} |
| | |
| | == پانویس == |
| | {{پانویس}} |
| | |
| | {{کلام اسلامی}} |
| | |
| | [[رده:هدایت]] |