بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = تقیه | | موضوع مرتبط = تقیه | ||
| عنوان مدخل = تقیه | | عنوان مدخل = تقیه | ||
| مداخل مرتبط = [[تقیه در قرآن]] - [[تقیه در فقه اسلامی]] - [[تقیه در کلام اسلامی]] - [[تقیه در معارف مهدویت]] - [[تقیه در فقه سیاسی]] - [[تقیه در سیره معصوم]] - [[تقیه در جامعهشناسی اسلامی]] - [[تقیه در معارف و سیره رضوی]] - [[تقیه در معارف و سیره امام حسن عسکری]] | | مداخل مرتبط = [[تقیه در لغت]] - [[تقیه در قرآن]] - [[تقیه در حدیث]] - [[تقیه در فقه اسلامی]] - [[تقیه در کلام اسلامی]] - [[تقیه در معارف مهدویت]] - [[تقیه در فقه سیاسی]] - [[تقیه در سیره معصوم]] - [[تقیه در جامعهشناسی اسلامی]] - [[تقیه در معارف و سیره رضوی]] - [[تقیه در معارف و سیره امام حسن عسکری]] - [[تقیه از دیدگاه اهل سنت]] - [[تقیه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
[[انسان]] گاه در [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] در وضعی قرار میگیرد که نمیتواند آزادانه به همه [[وظایف شرعی]] خویش عمل کند. ناگزیر باید برخی از آنها را ترک گوید. [[سیره]] مستمر همه [[خردمندان]] در این گونه موارد [[وانهادن]] آن چیزی است که مهم نبوده یا اهمیت کمتری دارد. به عنوان مثال، در موضوع مورد بحث، [[پرهیز]] از کتمان کاری از [[وظایف]] همه انسان هاست؛ لکن گاهی در مقابل آن، [[وظیفه]] و [[مصلحت]] مهم دیگری قرار میگیرد که از نظر [[عقل]] و [[شرع]] اهمیت [[برتری]] دارد، از این رو [[اسلام]] برای [[حفظ]] آن مصلحت بالاتر [[تقیه]] را جایز دانسته و [[مسلمانان]] را به رعایت آن [[فرمان]] داده است. <ref>منشور عقاید امامیه، ص۲۲۵. </ref> آن [[مصالح]] مهمتر از نگاه اسلام عبارتاند از<ref>[[حسین رحیمیان|رحیمیان، حسین]]، [[تقیه - رحیمیان (مقاله)|مقاله «رحیمیان»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref>: | [[انسان]] گاه در [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] در وضعی قرار میگیرد که نمیتواند آزادانه به همه [[وظایف شرعی]] خویش عمل کند. ناگزیر باید برخی از آنها را ترک گوید. [[سیره]] مستمر همه [[خردمندان]] در این گونه موارد [[وانهادن]] آن چیزی است که مهم نبوده یا اهمیت کمتری دارد. به عنوان مثال، در موضوع مورد بحث، [[پرهیز]] از کتمان کاری از [[وظایف]] همه انسان هاست؛ لکن گاهی در مقابل آن، [[وظیفه]] و [[مصلحت]] مهم دیگری قرار میگیرد که از نظر [[عقل]] و [[شرع]] اهمیت [[برتری]] دارد، از این رو [[اسلام]] برای [[حفظ]] آن مصلحت بالاتر [[تقیه]] را جایز دانسته و [[مسلمانان]] را به رعایت آن [[فرمان]] داده است. <ref>منشور عقاید امامیه، ص۲۲۵. </ref> آن [[مصالح]] مهمتر از نگاه اسلام عبارتاند از<ref>[[حسین رحیمیان|رحیمیان، حسین]]، [[تقیه - رحیمیان (مقاله)|مقاله «رحیمیان»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref>: | ||
=== [[پاسداری از دین]] و [[ایمان]] خود === | === [[پاسداری از دین]] و [[ایمان]] خود === | ||
هرگاه فرد [[مؤمن]] در وضعی قرار گیرد که با ابراز [[عقیده]] خود، بر اثر فشار [[معاندان]] یا عواملی دیگر، [[ایمان]] وی به خطر افتد، باید با [[تمسک]] جستن به تقیه، خود را از این [[مخمصه]] برهاند. به تصریح [[قرآن کریم]] در [[صدر اسلام]] گروهی از مسلمانان پس از آشکار ساختن اسلام خود، بر اثر [[شکنجه]] [[کافران]]، از | هرگاه فرد [[مؤمن]] در وضعی قرار گیرد که با ابراز [[عقیده]] خود، بر اثر فشار [[معاندان]] یا عواملی دیگر، [[ایمان]] وی به خطر افتد، باید با [[تمسک]] جستن به تقیه، خود را از این [[مخمصه]] برهاند. به تصریح [[قرآن کریم]] در [[صدر اسلام]] گروهی از مسلمانان پس از آشکار ساختن اسلام خود، بر اثر [[شکنجه]] [[کافران]]، از اسلامدست برداشتند: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِنْ جَاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و برخی از مردم کسانی هستند که میگویند: به خداوند ایمان آوردهایم آنگاه چون در راه خداوند، آزاری ببینند گزند مردم را همچون عذاب خداوند میانگارند و اگر از سوی پروردگارت امدادی برسد میگویند: بیگمان ما با شما بودهایم؛ آیا خداوند به آنچه جهانیان در دل د» سوره عنکبوت، آیه ۱۰.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۴۲۹؛ روض الجنان، ج ۱۵، ص۱۹۲. </ref> یکی از روشهای [[پاسداری]] از ایمان خود در این گونه شرایط نامناسب، [[تقیه]] است، چنان که [[اصحاب کهف]] به همین منظور، عقیده خود را [[کتمان]] کردند: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءَلُوا بَيْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَامًا فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا}}<ref>«و بدینگونه ما آنان را (از خواب) برانگیختیم تا از هم باز پرسند؛ یکی از آنان گفت: چقدر درنگ داشتهاید؟ گفتند: یک روز یا پارهای از یک روز درنگ داشتهایم؛ گفتند: پروردگارتان از اندازه درنگی که داشتهاید آگاهتر است؛ اکنون از خویش یک تن را با این درهمتان به شهر گسیل دارید که بنگرد کدام خوراک پاکیزهتر است تا برایتان از آن رزقی آورد و باید نرمی کند و کسی را از (بودن) شما نیاگاهاند» سوره کهف، آیه ۱۹.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا}}<ref>«که آنان اگر بر شما دست یابند، سنگسارتان میکنند، یا به آیین خویش برمیگردانند و در آن صورت، هرگز، هیچگاه رستگار نخواهید شد» سوره کهف، آیه ۲۰.</ref> در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} نیز از اهداف و اغراض تقیه، [[حفظ دین]] به شمار رفته است<ref>بحارالانوار، ج ۷۲، ص۴۱۵؛ میزان الحکمه، ج ۱، ص۸۰۸. </ref>.<ref>[[حسین رحیمیان|رحیمیان، حسین]]، [[تقیه - رحیمیان (مقاله)|مقاله «رحیمیان»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref> | ||
=== [[حفظ جان]] === | === [[حفظ جان]] === | ||
گاه اظهار و آشکار ساختن [[عقاید]] و [[اسرار]] سبب آسیب جانی به خود یا دیگران میشود و در نتیجه برای حفظ جان، تقیه [[ضرورت]] مییابد. در [[آیه]] {{متن قرآن|ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ}}<ref>«جز در پناه خداوند یا پناه مردم هر جا یافته شوند محکوم به خواریاند و دچار خشمی از سوی خداوند و محکوم به تهیدستی شدند، آن بدین رو بود که آنان به آیات خداوند کفر میورزیدند و پیامبران را ناحقّ میکشتند، آن، از این رو بود که نافرمانی ورزیدند و تجاوز میکرد» سوره آل عمران، آیه ۱۱۲.</ref>، از کشته شدن [[پیامبران الهی]] به دست [[یهود]] یاد شده است که بر پایه [[احادیث]]، آنان نه با شمشیرهای یهود، بلکه به سبب افشای اسرارشان از جانب یهود و [[پرهیز]] از تقیه، [[جان]] خود را از دست دادند؛<ref> الکافی، ج ۲، ص۳۷۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص۲۴۹؛ بحارالانوار، ج ۷۲، ص۸۷. </ref> همچنین طبق [[نقلی]] در [[شأن نزول آیه]] {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref>، برخی از [[مؤمنان]] [[صدر اسلام]] بر اثر پافشاری بر [[ایمان]] و [[تقیه]] نکردن [[جان]] خود را از دست دادند. <ref>جامع البیان، ج ۱۴، ص۲۳۷؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۲۰۳. </ref> به نظر [[مفسران]]، مهمترین غرض از تقیه [[عمار]] [[یاسر]] در برابر [[مشرکان]]، که در این [[آیه]] بدان اشاره شده، [[حفظ جان]] او بوده است. <ref>جامع البیان، ج ۷، ص۳۵۵؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۳۵۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۶۰۹. </ref> | گاه اظهار و آشکار ساختن [[عقاید]] و [[اسرار]] سبب آسیب جانی به خود یا دیگران میشود و در نتیجه برای حفظ جان، تقیه [[ضرورت]] مییابد. در [[آیه]] {{متن قرآن|ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ}}<ref>«جز در پناه خداوند یا پناه مردم هر جا یافته شوند محکوم به خواریاند و دچار خشمی از سوی خداوند و محکوم به تهیدستی شدند، آن بدین رو بود که آنان به آیات خداوند کفر میورزیدند و پیامبران را ناحقّ میکشتند، آن، از این رو بود که نافرمانی ورزیدند و تجاوز میکرد» سوره آل عمران، آیه ۱۱۲.</ref>، از کشته شدن [[پیامبران الهی]] به دست [[یهود]] یاد شده است که بر پایه [[احادیث]]، آنان نه با شمشیرهای یهود، بلکه به سبب افشای اسرارشان از جانب یهود و [[پرهیز]] از تقیه، [[جان]] خود را از دست دادند؛<ref> الکافی، ج ۲، ص۳۷۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص۲۴۹؛ بحارالانوار، ج ۷۲، ص۸۷. </ref> همچنین طبق [[نقلی]] در [[شأن نزول آیه]] {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref>، برخی از [[مؤمنان]] [[صدر اسلام]] بر اثر پافشاری بر [[ایمان]] و [[تقیه]] نکردن [[جان]] خود را از دست دادند. <ref>جامع البیان، ج ۱۴، ص۲۳۷؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۲۰۳. </ref> به نظر [[مفسران]]، مهمترین غرض از تقیه [[عمار]] [[یاسر]] در برابر [[مشرکان]]، که در این [[آیه]] بدان اشاره شده، [[حفظ جان]] او بوده است. <ref>جامع البیان، ج ۷، ص۳۵۵؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۳۵۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۶۰۹. </ref> | ||
خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
'''نکات:''' | '''نکات:''' | ||
در [[آیه]] نخست مسئله ابراز [[مخالفت ظاهری با پیامبر]] در صورت فشار و [[ترس]] آمده<ref>در [[درالمنثور]] (ج ۴، ص۱۳۲) ذیل این آیه روایاتی دلیل بر تقیه مربوط به داستان عمار و سمیه و یا بلال نقل شده که عمار از آن حرفی که زده بود سخت ناراحت بود، حضرت فرمود: دلت در آن موقعی که این حرف را زدی چگونه بود، آیا به آنچه گفتی راضی بود یا نه؟ عرض کرد: نه، فرمود: خدای تعالی این آیه را نازل فرموده: «{{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}} «بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> و جمله: {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> استثنایی است از عموم شرط، و مراد از «[[اکراه]]»، مجبور شدن به گفتن کلمه [[کفر]] و [[تظاهر]] به آن است؛ زیرا [[قلب]] هیچ وقت اکراه نمیشود، این اعضای دیگر است که میشود آن را مجبور کرد و حاصل مقصود این است: کسانی که بعد از [[ایمان]] تظاهر به کفر میکنند و مجبور به گفتن کلمه کفر میشوند، ولی دلهایشان مطمئن به ایمان و از [[غضب خدا]] دور است، نباید نگران شوند؛ زیرا مجبور بودهاند و در [[آیه]] دوم [[حرمت]] [[تقیه]] بر [[پیامبر اسلام]] در تداوم [[مرجعیت دینی]] و اعلام [[جانشینی]] [[علی بن ابی طالب]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و [[تقیه]] از ماده «وقایه» در لغت به معنای [[حفظ]] و نگهداری چیزی از [[آزار]] و [[اذیت]] دیگران است <ref>مفردات راغب، ص۸۸۱، ماده وقی.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص۳۳۱.</ref> | در [[آیه]] نخست مسئله ابراز [[مخالفت ظاهری با پیامبر]] در صورت فشار و [[ترس]] آمده<ref>در [[درالمنثور]] (ج ۴، ص۱۳۲) ذیل این آیه روایاتی دلیل بر تقیه مربوط به داستان عمار و سمیه و یا بلال نقل شده که عمار از آن حرفی که زده بود سخت ناراحت بود، حضرت فرمود: دلت در آن موقعی که این حرف را زدی چگونه بود، آیا به آنچه گفتی راضی بود یا نه؟ عرض کرد: نه، فرمود: خدای تعالی این آیه را نازل فرموده: «{{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}} «بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> و جمله: {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> استثنایی است از عموم شرط، و مراد از «[[اکراه]]»، مجبور شدن به گفتن کلمه [[کفر]] و [[تظاهر]] به آن است؛ زیرا [[قلب]] هیچ وقت اکراه نمیشود، این اعضای دیگر است که میشود آن را مجبور کرد و حاصل مقصود این است: کسانی که بعد از [[ایمان]] تظاهر به کفر میکنند و مجبور به گفتن کلمه کفر میشوند، ولی دلهایشان مطمئن به ایمان و از [[غضب خدا]] دور است، نباید نگران شوند؛ زیرا مجبور بودهاند و در [[آیه]] دوم [[حرمت]] [[تقیه]] بر [[پیامبر اسلام]] در تداوم [[مرجعیت دینی]] و اعلام [[جانشینی]] [[علی بن ابی طالب]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و [[تقیه]] از ماده «وقایه» در لغت به معنای [[حفظ]] و نگهداری چیزی از [[آزار]] و [[اذیت]] دیگران است <ref>مفردات راغب، ص۸۸۱، ماده وقی.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص۳۳۱.</ref> | ||
==تقیه در قرآن== | |||
در [[قرآن]] [[آیات]] متعددی وجود دارد که به [[مسلمانان]] در شرایط خاصی [[اجازه]] میدهد تا در صورت در خطر افتادن [[جان]]، [[مال]] و [[ناموس]] از سپر [[تقیه]] استفاده کنند که در ذیل به برخی از آنها اشاره میگردد: | |||
{{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطهای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونهای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا میدهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>. | |||
[[مفسرین]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]] [[شأن نزول]] این [[آیه]] را عمل [[عمار یاسر]] میدانند. عمار یاسر پس از [[تحمل]] شکنجههای فراوان و [[مشاهده]] صحنه [[شهادت]] والدینش، [[یاسر]] و [[سمیه]]، در مقابل [[اصرار]] [[کفار]] بر اظهار [[کفر]] [[تسلیم]] شد و بر حسب ظاهر دست از [[اسلام]] برداشت<ref>قسطلانی، إرشاد الساری، ج۱۰، ص۹۳؛ سرخسی، المبسوط، ج۲۴، ص۴۵.</ref>. وقتی [[رسول الله]]{{صل}} حادثه شهادت یاسر و سمیه را شنید، آن دو را در زمره [[شهدا]] شمرد و [[اشک]] را از چشمان [[عمار]] [[پاک]] نمود و فرمود: {{متن حدیث|إِنْ عَادُوا لَكَ بِمِثْلِ ذَلِکَ فَعُدْ لَهُمْ}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۸۸.</ref>؛ «اگر باز تو را مجبور کردند، تو نیز همان کلمات را تکرار کن». | |||
طبق نقل [[آلوسی]] [[مشرکان]] عمار را به چاهی انداخته بودند و [[تهدید]] میکردند که اگر به خواسته آنان عمل نکند، سر [[چاه]] را خواهد انباشت و او را زنده به [[گور]] خواهند کرد. عمار از روی تقیه، به ظاهر از [[پیامبر]]{{صل}} برگشت و از [[خدایان]] آنان به [[نیکی]] یاد نمود. | |||
وقتی به رسول الله{{صل}} خبر دادند که عمار [[کافر]] شده است، رسول الله{{صل}} فرمود: | |||
{{متن حدیث|كَلَّا إِنَّ عَمَّاراً مَلِيءٌ إِيمَاناً مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ وَ اخْتَلَطَ الْإِيمَانُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ}}<ref>آلوسی، روح المعانی، ج۷، ص۴۷۳.</ref>. | |||
هرگز! همانا [[عمار]]، از سر تا به پایش، مملو از [[ایمان]] است و ایمان با گوشت و خونش آمیخته است. | |||
[[خداوند]] در [[قرآن کریم]] میفرماید: | |||
#{{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ...}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند - نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref>. [[شأن نزول]] این [[آیه]] را نیز [[مفسران]] در مورد [[عمار یاسر]] دانستهاند. [[ابن کثیر]] در [[تفسیر آیه]] میگوید: این آیه درباره کسی است که در گفتار با [[مشرکان]] موافقت کرد؛ چون او را کتک میزدند و [[اذیت]] میکردند. ولی قلبش بر خلاف زبانش بود؛ قلبش ابا داشت از آنچه به زبان جاری میکرد<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۶۰۵.</ref>. این [[آیه مبارکه]] در [[مکه]] و در زمانی نازل شد که شمار [[مسلمانان]] بسیار اندک بود و دلالت میکند بر اینکه [[تشریع]] [[تقیه]]، از آغاز پیدایش [[اسلام]] بوده است؛ هر چند پیش از اسلام، در [[زمان]] [[حضرت موسی]]<ref>روح المعانی، ج۱۲، ص۳۱.</ref> و [[ابراهیم]]{{ع}}<ref>ابن حزم، الفصل فی الملل و الأهواء والنحل، ج۴، ص۵. </ref> نیز تقیه وجود داشته است و اسلام تنها مهر [[تأیید]] بر [[مشروعیت]] آن زده است. | |||
#{{متن قرآن|وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«و مردی مؤمن از فرعونیان که ایمانش را پنهان میداشت گفت: آیا مردی را میکشید که میگوید: پروردگار من، خداوند است و برهانها (ی روشن) برایتان از پروردگارتان آورده است؟» سوره غافر، آیه ۲۸.</ref>. | |||
در این آیه سخن از [[منزلت]] و [[شأن]] فردی از [[آل فرعون]] است که به خاطر [[مصالح]] مهمتر، راه تقیه را در پیش گرفت و در برابر [[فرعون]] و یارانش، ایمان و [[عقیده]] خویش را طی سالهای مدیدی پنهان نمود<ref>ر.ک: آلوسی، روح المعانی، ج۱۲، ص۳۱؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۱۲۵.</ref>.<ref>[[ائمه و دعوت به تقیه (مقاله)|مقاله «ائمه و دعوت به تقیه»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۷ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۱۷]] ص ۱۵۹.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
خط ۹۴: | خط ۱۰۸: | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:000059.jpg|22px]] [[حسین رحیمیان|رحیمیان، حسین]]، [[تقیه - رحیمیان (مقاله)|مقاله «رحیمیان»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۸''']] | # [[پرونده:000059.jpg|22px]] [[حسین رحیمیان|رحیمیان، حسین]]، [[تقیه - رحیمیان (مقاله)|مقاله «رحیمیان»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۸''']] | ||
# [[پرونده:IM009896.jpg|22px]] [[ائمه و دعوت به تقیه (مقاله)|مقاله «ائمه و دعوت به تقیه»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۷ (کتاب)|'''موسوعه رد شبهات ج۱۷''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
خط ۹۹: | خط ۱۱۴: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:تقیه]] | ||
[[رده:مفاهیم در قرآن]] | [[رده:مفاهیم در قرآن]] |