جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ') |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==سرقت در جوامع پیشین و [[شرایع الهی]]== | ==سرقت در جوامع پیشین و [[شرایع الهی]]== | ||
سرقت از [[اعمال ناپسند]] و جرایمی است که در همه زمانها و میان [[پیروان]] همه شرایع الهی و [[ملل]] دیگر، جز در موارد نادر <ref>حقوق جزای اختصاصی، ج۱، ص۱۵۳.</ref> امری [[مذموم]] و [[ناپسند]] بوده و کیفرهای شدیدی را در پی داشته است، هر چند [[مجازات]] سرقت با توجه به نگرش هر [[ملت]] و قومی به این پدیده و نوع سرقت انجام گرفته متفاوت بوده است.<ref>قانون نامه حمورابی، ص۳۷-۴۰.</ref> در [[روم]] قدیم [[کیفر]] سرقت کردن شخص [[آزاد]]، شلاق خوردن و به [[بردگی]] گرفتن <ref>دائرة المعارف بستانی، ج۹، ص۵۸۰؛ حقوق جزای اختصاصی، ج۱، ص۱۵۴.</ref> و [[کیفر]] [[بردگان]] کشته شدن و قطع دست سارق بود؛ ولی در [[قوانین]] [[روم]] جدید این [[مجازاتها]] [[لغو]] شدند.<ref>دائرة المعارف بستانی، ج۹، ص۵۸۰.</ref> در [[دولت]] باستانی [[ایران]] [[سرقت]] [[جرم]] خصوصی و کیفر آن [[اعدام]] بود.<ref>جرم سرقت در حقوق کیفری ایران و اسلام، ص۳۱.</ref> در [[شرایع]] پیشین و کتب منسوب به این شرایع نیز [[سرقت]]، [[مذموم]] و دارای کیفر شدید بوده است. بر اساس [[نقلی]] از [[تورات]]، سرقت گاو، غرامتی ۵ برابر [[مال]] [[مسروق]] و سرقت گوسفند، غرامتی ۴ برابر آن داشت.<ref>الکتاب المقدس، سفر خروج۲۲: ۱.</ref> در برخی موارد سرقت، غرامتی ۷ برابر مال به سرقت رفته و نیز پرداخت همه [[اموال]] [[منزل]] سارق داشت.<ref>الکتاب المقدس، الامثال ۶: ۲۹-۳۰.</ref> براساس نقلی دیگر، چنانچه فردی در حال [[نقب]] زدن برای سرقت کشته میشد، دیهای نداشت. <ref>الکتاب المقدس، سفر خروج۲۲: ۲.</ref> طبق نقلی دیگر، کیفر کسی که [[انسانی]] را ربوده و او را نزد خود نگه داشته یا به فروش رسانده بود کشته شدن بود. <ref>الکتاب المقدس، سفر خروج۲۱: ۱۶ و سفر تثنیه ۲۴: ۷.</ref> در [[عهد جدید]] نیز سرقت امری [[ناپسند]] شمرده شده و [[انسانها]] از ارتکاب آن [[نهی]] شدهاند.<ref>الکتاب المقدس، الرساله الی اهل رومیه ۲: ۲۱؛ الرساله الی اهل افسس ۴: ۲۸.</ref> آیاتی از [[قرآن کریم]] نیز مؤید این امرند؛ از جمله در [[آیه]] {{متن قرآن|فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ}}<ref>«آنگاه، چون ساز و برگ آنان را آماده میکرد جام (زرّین شاه) را در باربند شتر برادرش (بنیامین) نهاد سپس بانگ بردارندهای بانگ برداشت: که ای کاروانیان بیگمان شما دزدید!» سوره یوسف، آیه ۷۰.</ref> از ماجرای مخفی کردن عامدانه جام [[عزیز مصر]] در میان متاع [[برادران یوسف]] و متهم کردن آنان به سرقت این جام سخن به میان آمده است. در پی این [[اتهام]]، برادران یوسف از مال به سرقت رفته پرسیدند {{متن قرآن|قَالُوا وَأَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ مَاذَا تَفْقِدُونَ}}<ref>«(برادران یوسف) رو به آنان آوردند و گفتند: مگر چه گم کردهاید؟» سوره یوسف، آیه ۷۱.</ref> که [[کارگزاران]] یوسف{{ع}} شیء گمشده را جام [[پادشاه]] دانستند. {{متن قرآن|قَالُوا نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِكِ وَلِمَنْ جَاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَا بِهِ زَعِيمٌ}}<ref>«گفتند: پیمانه (زرّین) شاه را گم کردهایم و (یوسف گفت) هر که آن را بیاورد یک بار شتر (جایزه) خواهد داشت و من بدین (وعده) ضامنم» سوره یوسف، آیه ۷۲.</ref> در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است که مراد [[حقیقی]] از سارق خواندن [[برادران]] از جانب [[کارگزاران]] [[حضرت یوسف]]{{ع}} [[سرقت]] گذشته آنان بود که حضرت یوسف را در [[کودکی]] از پدر خویش به [[سرقت]] بردند. <ref>علل الشرایع، ج۱، ص۵۲؛ الصافی، ج۳، ص۳۴.</ref> برادران برای رفع [[اتهام]] سرقت از خود، [[سوگند]] یاد کردند که [[هدف]] آنان از آمدن به [[مصر]] [[فساد]] نبوده و تاکنون مرتکب سرقت نشدهاند:{{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مَا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که شما میدانید ما نیامدهایم تا در این سرزمین تبهکاری کنیم و ما دزد نیستیم» سوره یوسف، آیه ۷۳.</ref> سوگند [[برادران یوسف]] و [[نفی]] سرقت از خود، حکایت از [[مذموم]] بودن شدید این عمل در میان آنان دارد. در پی رد این اتهام از سوی برادران یوسف، [[کارگزاران حکومت]] از [[مجازات]] این عمل در صورت [[دروغ]] گفتن پرسیدند که برادران یوسف [[کیفر]] سرقت را در [[شریعت]] خود به [[بردگی]] گرفتن سارق دانستند: {{متن قرآن|قَالُوا فَمَا جَزَاؤُهُ إِنْ كُنْتُمْ كَاذِبِينَ}}<ref>«گفتند اگر دروغ گفته باشید کیفر آن چیست؟» سوره یوسف، آیه ۷۴.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا جَزَاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«گفتند: کیفر آن، (برده شدن) همان کسی است که (جام) در باربند وی یافته شود او خود کیفر آن است؛ ما ستمگران را بدینگونه کیفر میدهیم» سوره یوسف، آیه ۷۵.</ref>.<ref>جامع البیان، ج۱۳، ص۲۹؛ مجمع البیان، ج۵، ص۴۳۲؛ المیزان، ج۱۱، ص۲۲۴.</ref> کارگزاران حضرت یوسف{{ع}} پس از جستوجوی [[اموال]] برادران، جام [[پادشاه]] را در بار [[بنیامین]] یافتند.{{متن قرآن|فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِنْ وِعَاءِ أَخِيهِ كَذَلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَنْ نَشَاءُ وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ}}<ref>«آنگاه (جست و جو را) از باربندهای آنان پیش از باربند برادر (تنیاش) آغازید سپس آن را از باربند برادرش بیرون آورد! بدینگونه برای یوسف چارهگری کردیم (زیرا) او برادرش را بر آیین آن پادشاه نمیتوانست بازداشت کند- مگر آنکه خداوند میخواست- هر کس را که بخواهیم به پایههایی فرا میبریم و ز هر دانندهای داناتری هست» سوره یوسف، آیه ۷۶.</ref>.<ref>الصافی، ج۳، ص۳۵؛ تفسیر قرطبی، ج۹، ص۲۳۵.</ref> سپس [[قرآن]] ماجرای یادشده را نقشهای از جانب حضرت یوسف{{ع}} برای نگه داشتن [[برادر]] خویش در مصر دانسته که [[خدا]] به او [[الهام]] کرد؛ زیرا آن حضرت نمیتوانست بر اساس [[قانون]] [[حاکم مصر]] برادرش را نزد خودش نگاه دارد: {{متن قرآن|كَذَلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ}}<ref> سوره یوسف، آیه ۷۶.</ref>؛ زیرا کیفر سرقت در قانون حاکم مصر شلاق زدن سارق و گرفتن غرامت از وی بود.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۴۳۵؛ التفسیر الکبیر، ج۱۸، ص۱۸۲.</ref> در پی این امر، برادران یوسف{{ع}} افزون بر بنیامین، حضرت یوسف را نیز به سرقت متهم کردند: {{متن قرآن|قَالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ}}<ref> سوره یوسف، آیه ۷۷.</ref> به نظر برخی، این [[اتهام]] بدان جهت بود که آن حضرت بتی را از جد مادریش ربوده و آن را شکسته بود و به گفته برخی، آن حضرت مقداری غذا از سفره برمیداشت و آن را میان [[مساکین]] قسمت میکرد.<ref>التبیان، ج۶، ص۱۷۵؛ التفسیر الکبیر، ج۱۸، ص۱۸۴.</ref> برپایه [[نقلی]] دیگر، [[حضرت یوسف]] پس از [[وفات]] مادر برای مدتی نزد عمهاش [[زندگی]] میکرد و چون به وی سخت علاقهمند بود، برای نگه داشتن دائمی آن حضرت نزد خود، کمربند مخصوص به یادگار مانده از [[اسحاق]] را به کمر یوسف بست و ادعا کرد که وی آن را دزدیده است.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۴۳۹؛ التفسیر الکبیر، ج۱۸، ص۱۸۴.</ref> این نقل در روایاتی از [[اهلبیت]]{{ع}} نیز آمده است.<ref>عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۸۲؛ الصافی، ج۳، ص۳۵-۳۶.</ref> [[برادران یوسف]] برای رهانیدن [[بنیامین]] از [[کیفر]] یادشده و به همراه بردن او به نزد پدر، به [[عزیز مصر]] پیشنهاد کردند که به جای او یکی دیگر از [[برادران]] را به عنوان [[مجازات]] نزد خود نگه دارد {{متن قرآن|قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَبًا شَيْخًا كَبِيرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«گفتند: ای عزیز (مصر)! او پدر پیر کهنسالی دارد، یکی از ما را به جای او بگیر، ما تو را از نیکوکاران میبینیم» سوره یوسف، آیه ۷۸.</ref>؛ ولی عزیز مصر (حضرت یوسف{{ع}}) کیفر کردن غیر سارق را کاری [[ظالمانه]] شمرد و از پذیرش آن [[امتناع]] کرد. {{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَهُ إِنَّا إِذًا لَظَالِمُونَ}}<ref>«گفت: پناه بر خداوند که جز آن کس را بگیریم که کالای خویش را نزد او یافتهایم زیرا آنگاه ستمگر خواهیم بود» سوره یوسف، آیه ۷۹.</ref> پس از [[ناامید]] شدن برادران از [[آزادی]] بنیامین، [[برادر]] بزرگتر به جهت [[عهد]] خویش با پدر درباره بنیامین، از بازگشت به [[وطن]] امتناع و دیگر برادران را [[مأمور]] کرد تا به پدر خبر دهند که فرزندش مرتکب [[سرقت]] شده است {{متن قرآن|فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا قَالَ كَبِيرُهُمْ أَلَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَبَاكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقًا مِنَ اللَّهِ وَمِنْ قَبْلُ مَا فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّى يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لِي وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ}}<ref>«چون از او ناامید شدند رازگویان به گوشهای رفتند : بزرگ ایشان گفت آیا نمیدانید پدرتان در پیشگاه خداوند از شما پیمان گرفته است و پیش از این با یوسف چه کوتاهی کردهاید؟ من از این سرزمین پا بیرون نمینهم تا پدرم اجازه دهد یا خداوند درباره من داوری فرماید و» سوره یوسف، آیه ۸۰.</ref>، {{متن قرآن|ارْجِعُوا إِلَى أَبِيكُمْ فَقُولُوا يَا أَبَانَا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَا إِلَّا بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَافِظِينَ}}<ref>«نزد پدرتان بازگردید و بگویید: ای پدر ! به راستی پسرت دزدی کرده است و ما جز به آنچه (دیدیم و) دانستیم گواهی ندادیم و علم غیب هم نداشتیم» سوره یوسف، آیه ۸۱.</ref>؛ ولی [[حضرت یعقوب]]{{ع}} ارتکاب سرقت را از سوی بنیامین مردود و این نسبت را برآمده از تصورات [[ذهنی]] و [[تزیین]] نفسانیآنان شمرد: {{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ}}<ref>«(یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف میکنید از خداوند باید یاری جست» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۴۴۳؛ تفسیر قرطبی، ج۹، ص۲۴۶.</ref> همچنین [[قرآن کریم]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}<ref>«و ای قوم من! پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره هود، آیه ۸۵.</ref> از سخن [[حضرت شعیب]] به [[قوم]] خود یاد کرده است که آنان را به کامل کردن کیل و [[میزان]] و کم نکردن چیزی از [[اموال]] [[مردم]] سفارش میکرد. کم گذاشتن از اموال مردم در [[آیه]] عام است و [[غصب]] یا [[سرقت]] از اموال دیگران را نیز دربر میگیرد.<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۴، ص۱۷۴.</ref> در [[شریعت اسلام]] نیز همانند [[شرایع]] پیشین سرقت امری [[مذموم]] به شمار میرود و [[قرآن کریم]] به گونه خاص یا با عناوینی عام، همگان را از ارتکاب این عمل [[نهی]] کرده و برای مرتکبان آن کیفرهایی شدید مقرر کرده است؛ از جمله در آیهای به صراحت از سرقت کردن نهی کرده و این عمل را شرط [[بیعت زنان]] [[مسلمان]] با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} شمرده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرامزادهای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایستهای سر از فرمان تو نپیچند، با آنان بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref> در آیاتی دیگر از سرقت به عنوان [[خیانت]] به دیگران و خود و [[گناه]] تعبیر شده و از عدم [[حمایت]] پیامبر اکرم از این افراد و [[محبوب]] نبودن آنان در نزد [[خداوند]] [[سخن]] به میان آمده است: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا}}<ref>«و از آنان که به خویش خیانت میورزند دفاع مکن که خداوند آن را که خیانتگر بزهکار است، دوست نمیدارد» سوره نساء، آیه ۱۰۷.</ref> در [[شأن نزول]] این [[آیات]] نقل شده است که یکی از افراد [[طایفه]] بنیاُبَیْرِق به نام [[بشیر]] به [[خانه]] [[مسلمانی]] دستبرد زد و [[شمشیر]]، [[زره]] و مقداری طعام را دزدید؛ | سرقت از [[اعمال ناپسند]] و جرایمی است که در همه زمانها و میان [[پیروان]] همه شرایع الهی و [[ملل]] دیگر، جز در موارد نادر <ref>حقوق جزای اختصاصی، ج۱، ص۱۵۳.</ref> امری [[مذموم]] و [[ناپسند]] بوده و کیفرهای شدیدی را در پی داشته است، هر چند [[مجازات]] سرقت با توجه به نگرش هر [[ملت]] و قومی به این پدیده و نوع سرقت انجام گرفته متفاوت بوده است.<ref>قانون نامه حمورابی، ص۳۷-۴۰.</ref> در [[روم]] قدیم [[کیفر]] سرقت کردن شخص [[آزاد]]، شلاق خوردن و به [[بردگی]] گرفتن <ref>دائرة المعارف بستانی، ج۹، ص۵۸۰؛ حقوق جزای اختصاصی، ج۱، ص۱۵۴.</ref> و [[کیفر]] [[بردگان]] کشته شدن و قطع دست سارق بود؛ ولی در [[قوانین]] [[روم]] جدید این [[مجازاتها]] [[لغو]] شدند.<ref>دائرة المعارف بستانی، ج۹، ص۵۸۰.</ref> در [[دولت]] باستانی [[ایران]] [[سرقت]] [[جرم]] خصوصی و کیفر آن [[اعدام]] بود.<ref>جرم سرقت در حقوق کیفری ایران و اسلام، ص۳۱.</ref> در [[شرایع]] پیشین و کتب منسوب به این شرایع نیز [[سرقت]]، [[مذموم]] و دارای کیفر شدید بوده است. بر اساس [[نقلی]] از [[تورات]]، سرقت گاو، غرامتی ۵ برابر [[مال]] [[مسروق]] و سرقت گوسفند، غرامتی ۴ برابر آن داشت.<ref>الکتاب المقدس، سفر خروج۲۲: ۱.</ref> در برخی موارد سرقت، غرامتی ۷ برابر مال به سرقت رفته و نیز پرداخت همه [[اموال]] [[منزل]] سارق داشت.<ref>الکتاب المقدس، الامثال ۶: ۲۹-۳۰.</ref> براساس نقلی دیگر، چنانچه فردی در حال [[نقب]] زدن برای سرقت کشته میشد، دیهای نداشت. <ref>الکتاب المقدس، سفر خروج۲۲: ۲.</ref> طبق نقلی دیگر، کیفر کسی که [[انسانی]] را ربوده و او را نزد خود نگه داشته یا به فروش رسانده بود کشته شدن بود. <ref>الکتاب المقدس، سفر خروج۲۱: ۱۶ و سفر تثنیه ۲۴: ۷.</ref> در [[عهد جدید]] نیز سرقت امری [[ناپسند]] شمرده شده و [[انسانها]] از ارتکاب آن [[نهی]] شدهاند.<ref>الکتاب المقدس، الرساله الی اهل رومیه ۲: ۲۱؛ الرساله الی اهل افسس ۴: ۲۸.</ref> آیاتی از [[قرآن کریم]] نیز مؤید این امرند؛ از جمله در [[آیه]] {{متن قرآن|فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ}}<ref>«آنگاه، چون ساز و برگ آنان را آماده میکرد جام (زرّین شاه) را در باربند شتر برادرش (بنیامین) نهاد سپس بانگ بردارندهای بانگ برداشت: که ای کاروانیان بیگمان شما دزدید!» سوره یوسف، آیه ۷۰.</ref> از ماجرای مخفی کردن عامدانه جام [[عزیز مصر]] در میان متاع [[برادران یوسف]] و متهم کردن آنان به سرقت این جام سخن به میان آمده است. در پی این [[اتهام]]، برادران یوسف از مال به سرقت رفته پرسیدند {{متن قرآن|قَالُوا وَأَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ مَاذَا تَفْقِدُونَ}}<ref>«(برادران یوسف) رو به آنان آوردند و گفتند: مگر چه گم کردهاید؟» سوره یوسف، آیه ۷۱.</ref> که [[کارگزاران]] یوسف{{ع}} شیء گمشده را جام [[پادشاه]] دانستند. {{متن قرآن|قَالُوا نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِكِ وَلِمَنْ جَاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَا بِهِ زَعِيمٌ}}<ref>«گفتند: پیمانه (زرّین) شاه را گم کردهایم و (یوسف گفت) هر که آن را بیاورد یک بار شتر (جایزه) خواهد داشت و من بدین (وعده) ضامنم» سوره یوسف، آیه ۷۲.</ref> در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است که مراد [[حقیقی]] از سارق خواندن [[برادران]] از جانب [[کارگزاران]] [[حضرت یوسف]]{{ع}} [[سرقت]] گذشته آنان بود که حضرت یوسف را در [[کودکی]] از پدر خویش به [[سرقت]] بردند. <ref>علل الشرایع، ج۱، ص۵۲؛ الصافی، ج۳، ص۳۴.</ref> برادران برای رفع [[اتهام]] سرقت از خود، [[سوگند]] یاد کردند که [[هدف]] آنان از آمدن به [[مصر]] [[فساد]] نبوده و تاکنون مرتکب سرقت نشدهاند:{{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مَا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که شما میدانید ما نیامدهایم تا در این سرزمین تبهکاری کنیم و ما دزد نیستیم» سوره یوسف، آیه ۷۳.</ref> سوگند [[برادران یوسف]] و [[نفی]] سرقت از خود، حکایت از [[مذموم]] بودن شدید این عمل در میان آنان دارد. در پی رد این اتهام از سوی برادران یوسف، [[کارگزاران حکومت]] از [[مجازات]] این عمل در صورت [[دروغ]] گفتن پرسیدند که برادران یوسف [[کیفر]] سرقت را در [[شریعت]] خود به [[بردگی]] گرفتن سارق دانستند: {{متن قرآن|قَالُوا فَمَا جَزَاؤُهُ إِنْ كُنْتُمْ كَاذِبِينَ}}<ref>«گفتند اگر دروغ گفته باشید کیفر آن چیست؟» سوره یوسف، آیه ۷۴.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا جَزَاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«گفتند: کیفر آن، (برده شدن) همان کسی است که (جام) در باربند وی یافته شود او خود کیفر آن است؛ ما ستمگران را بدینگونه کیفر میدهیم» سوره یوسف، آیه ۷۵.</ref>.<ref>جامع البیان، ج۱۳، ص۲۹؛ مجمع البیان، ج۵، ص۴۳۲؛ المیزان، ج۱۱، ص۲۲۴.</ref> کارگزاران حضرت یوسف{{ع}} پس از جستوجوی [[اموال]] برادران، جام [[پادشاه]] را در بار [[بنیامین]] یافتند.{{متن قرآن|فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِنْ وِعَاءِ أَخِيهِ كَذَلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَنْ نَشَاءُ وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ}}<ref>«آنگاه (جست و جو را) از باربندهای آنان پیش از باربند برادر (تنیاش) آغازید سپس آن را از باربند برادرش بیرون آورد! بدینگونه برای یوسف چارهگری کردیم (زیرا) او برادرش را بر آیین آن پادشاه نمیتوانست بازداشت کند- مگر آنکه خداوند میخواست- هر کس را که بخواهیم به پایههایی فرا میبریم و ز هر دانندهای داناتری هست» سوره یوسف، آیه ۷۶.</ref>.<ref>الصافی، ج۳، ص۳۵؛ تفسیر قرطبی، ج۹، ص۲۳۵.</ref> سپس [[قرآن]] ماجرای یادشده را نقشهای از جانب حضرت یوسف{{ع}} برای نگه داشتن [[برادر]] خویش در مصر دانسته که [[خدا]] به او [[الهام]] کرد؛ زیرا آن حضرت نمیتوانست بر اساس [[قانون]] [[حاکم مصر]] برادرش را نزد خودش نگاه دارد: {{متن قرآن|كَذَلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ}}<ref> سوره یوسف، آیه ۷۶.</ref>؛ زیرا کیفر سرقت در قانون حاکم مصر شلاق زدن سارق و گرفتن غرامت از وی بود.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۴۳۵؛ التفسیر الکبیر، ج۱۸، ص۱۸۲.</ref> در پی این امر، برادران یوسف{{ع}} افزون بر بنیامین، حضرت یوسف را نیز به سرقت متهم کردند: {{متن قرآن|قَالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ}}<ref> سوره یوسف، آیه ۷۷.</ref> به نظر برخی، این [[اتهام]] بدان جهت بود که آن حضرت بتی را از جد مادریش ربوده و آن را شکسته بود و به گفته برخی، آن حضرت مقداری غذا از سفره برمیداشت و آن را میان [[مساکین]] قسمت میکرد.<ref>التبیان، ج۶، ص۱۷۵؛ التفسیر الکبیر، ج۱۸، ص۱۸۴.</ref> برپایه [[نقلی]] دیگر، [[حضرت یوسف]] پس از [[وفات]] مادر برای مدتی نزد عمهاش [[زندگی]] میکرد و چون به وی سخت علاقهمند بود، برای نگه داشتن دائمی آن حضرت نزد خود، کمربند مخصوص به یادگار مانده از [[اسحاق]] را به کمر یوسف بست و ادعا کرد که وی آن را دزدیده است.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۴۳۹؛ التفسیر الکبیر، ج۱۸، ص۱۸۴.</ref> این نقل در روایاتی از [[اهلبیت]]{{ع}} نیز آمده است.<ref>عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۸۲؛ الصافی، ج۳، ص۳۵-۳۶.</ref> [[برادران یوسف]] برای رهانیدن [[بنیامین]] از [[کیفر]] یادشده و به همراه بردن او به نزد پدر، به [[عزیز مصر]] پیشنهاد کردند که به جای او یکی دیگر از [[برادران]] را به عنوان [[مجازات]] نزد خود نگه دارد {{متن قرآن|قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَبًا شَيْخًا كَبِيرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«گفتند: ای عزیز (مصر)! او پدر پیر کهنسالی دارد، یکی از ما را به جای او بگیر، ما تو را از نیکوکاران میبینیم» سوره یوسف، آیه ۷۸.</ref>؛ ولی عزیز مصر (حضرت یوسف{{ع}}) کیفر کردن غیر سارق را کاری [[ظالمانه]] شمرد و از پذیرش آن [[امتناع]] کرد. {{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَهُ إِنَّا إِذًا لَظَالِمُونَ}}<ref>«گفت: پناه بر خداوند که جز آن کس را بگیریم که کالای خویش را نزد او یافتهایم زیرا آنگاه ستمگر خواهیم بود» سوره یوسف، آیه ۷۹.</ref> پس از [[ناامید]] شدن برادران از [[آزادی]] بنیامین، [[برادر]] بزرگتر به جهت [[عهد]] خویش با پدر درباره بنیامین، از بازگشت به [[وطن]] امتناع و دیگر برادران را [[مأمور]] کرد تا به پدر خبر دهند که فرزندش مرتکب [[سرقت]] شده است {{متن قرآن|فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا قَالَ كَبِيرُهُمْ أَلَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَبَاكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقًا مِنَ اللَّهِ وَمِنْ قَبْلُ مَا فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّى يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لِي وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ}}<ref>«چون از او ناامید شدند رازگویان به گوشهای رفتند : بزرگ ایشان گفت آیا نمیدانید پدرتان در پیشگاه خداوند از شما پیمان گرفته است و پیش از این با یوسف چه کوتاهی کردهاید؟ من از این سرزمین پا بیرون نمینهم تا پدرم اجازه دهد یا خداوند درباره من داوری فرماید و» سوره یوسف، آیه ۸۰.</ref>، {{متن قرآن|ارْجِعُوا إِلَى أَبِيكُمْ فَقُولُوا يَا أَبَانَا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَا إِلَّا بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَافِظِينَ}}<ref>«نزد پدرتان بازگردید و بگویید: ای پدر ! به راستی پسرت دزدی کرده است و ما جز به آنچه (دیدیم و) دانستیم گواهی ندادیم و علم غیب هم نداشتیم» سوره یوسف، آیه ۸۱.</ref>؛ ولی [[حضرت یعقوب]]{{ع}} ارتکاب سرقت را از سوی بنیامین مردود و این نسبت را برآمده از تصورات [[ذهنی]] و [[تزیین]] نفسانیآنان شمرد: {{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ}}<ref>«(یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف میکنید از خداوند باید یاری جست» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۴۴۳؛ تفسیر قرطبی، ج۹، ص۲۴۶.</ref> همچنین [[قرآن کریم]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}<ref>«و ای قوم من! پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره هود، آیه ۸۵.</ref> از سخن [[حضرت شعیب]] به [[قوم]] خود یاد کرده است که آنان را به کامل کردن کیل و [[میزان]] و کم نکردن چیزی از [[اموال]] [[مردم]] سفارش میکرد. کم گذاشتن از اموال مردم در [[آیه]] عام است و [[غصب]] یا [[سرقت]] از اموال دیگران را نیز دربر میگیرد.<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۴، ص۱۷۴.</ref> در [[شریعت اسلام]] نیز همانند [[شرایع]] پیشین سرقت امری [[مذموم]] به شمار میرود و [[قرآن کریم]] به گونه خاص یا با عناوینی عام، همگان را از ارتکاب این عمل [[نهی]] کرده و برای مرتکبان آن کیفرهایی شدید مقرر کرده است؛ از جمله در آیهای به صراحت از سرقت کردن نهی کرده و این عمل را شرط [[بیعت زنان]] [[مسلمان]] با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} شمرده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرامزادهای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایستهای سر از فرمان تو نپیچند، با آنان بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref> در آیاتی دیگر از سرقت به عنوان [[خیانت]] به دیگران و خود و [[گناه]] تعبیر شده و از عدم [[حمایت]] پیامبر اکرم از این افراد و [[محبوب]] نبودن آنان در نزد [[خداوند]] [[سخن]] به میان آمده است: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا}}<ref>«و از آنان که به خویش خیانت میورزند دفاع مکن که خداوند آن را که خیانتگر بزهکار است، دوست نمیدارد» سوره نساء، آیه ۱۰۷.</ref> در [[شأن نزول]] این [[آیات]] نقل شده است که یکی از افراد [[طایفه]] بنیاُبَیْرِق به نام [[بشیر]] به [[خانه]] [[مسلمانی]] دستبرد زد و [[شمشیر]]، [[زره]] و مقداری طعام را دزدید؛ لکن پس از افشای این ماجرا سارق برای تبرئه خود مسلمانی دیگر را که در آن خانه [[زندگی]] میکرد به سرقت متهم کرد و افراد قبیلهاش برای [[اثبات]] این امر به [[دروغ]] نزد [[پیامبر]] [[گواهی]] دادند.<ref>التبیان، ج۳، ص۳۱۶؛ جامع البیان، ج۵، ص۳۶۱.</ref> در [[شأن]] نزولی دیگر آمده است که در یکی از [[جنگها]] زره یکی از [[انصار]] به سرقت رفت و آنان به یکی از افراد طایفه [[بنیابیرق]] بدگمان شدند و سارق پس از [[آگاهی]] از این امر، [[زره]] [[سرقت]] شده را به [[خانه]] فردی [[یهودی]] افکند و افراد [[قبیله]] او نزد [[پیامبر]]{{صل}} بر علیه یهودی [[گواهی]] دادند و پیامبر بر اساس گواهی آنان علیه یهودی[[حکم]] کرد که [[آیه]] یادشده آن حضرت را از [[حمایت]] خائنان بر [[حذر]] داشت.<ref> مجمع البیان، ج۳، ص۱۸۲؛ التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص۳۲.</ref> به نظر [[مفسران]]، [[آیات]] {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«و هر کس کار بدی کند یا بر خود ستم روا دارد سپس از خداوند آمرزش بخواهد خداوند را آمرزندهای بخشاینده خواهد یافت» سوره نساء، آیه ۱۱۰.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ يَكْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و هر کس گناهی کند تنها به زیان خویش کرده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۱۱.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا}}<ref>«و هر کس خطایی یا گناهی کند سپس آن را به گردن بیگناهی اندازد بار بهتان و گناهی آشکار را بر دوش کشیده است» سوره نساء، آیه ۱۱۲.</ref> این [[سوره]] نیز که از [[ارتکاب گناه]] و [[ظلم به نفس]] و نسبت دادن [[گناه]] یادشده به افرادی بیگناه سخن به میان آوردهاند، درباره ماجرای یادشده نازل شدهاند.<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۱۸۵؛ التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص۳۷؛ المیزان، ج۵، ص۷۰.</ref> در آیاتی دیگر به طور عام از گناه و عمل فاحشه [[نهی]]، و اجتناب از آنها از [[صفات مؤمنان]] شمرده شده است: {{متن قرآن|فَمَا أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«پس آنچه به شما داده شده است کالای زندگانی این جهان است و آنچه نزد خداوند است برای آنان که ایمان آوردهاند و بر پروردگارشان توکّل دارند بهتر و پایاتر است» سوره شوری، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی که از گناهان بزرگ و کارهای زشت دوری میگزینند و چون به خشم آیند درمیگذرند» سوره شوری، آیه ۳۷.</ref> {{متن قرآن|الْفَوَاحِشَ}} یادشده در این آیه در [[روایات اهلبیت]]{{ع}} به سرقت [[تفسیر]] شده است.<ref>الکافی، ج۲، ص۲۷۸، ۴۴۱؛ وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۳۲۳.</ref> افزون بر این، بر اساس برخی [[روایات]]، [[سرقت]] از مصادیق [[گناهان کبیره]] است که [[قرآن]] در آیه {{متن قرآن|إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيمًا}}<ref>«اگر از گناهان بزرگی که از آن بازداشته شدهاید دوری گزینید از گناهان (کوچک) تان چشم میپوشیم و شما را به جایگاهی کرامند در میآوریم» سوره نساء، آیه ۳۱.</ref> [[مؤمنان]] را از آن نهی کرده و اجتناب از آن را سبب [[بخشایش]] دیگر [[گناهان]] و ورود [[انسان]] به [[بهشت]] شمرده است.<ref>وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۳۲۹؛ جامع احادیث الشیعه، ج۱۳، ص۳۵۰.</ref> افزون بر این، [[اسلام]] برای سرقت، کیفرهایی شدید در [[دنیا]] وضع کرده است<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[سرقت (مقاله)|مقاله «سرقت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵]]، ص ۳۴۰-۳۴۳.</ref>. | ||
==[[احکام فقهی]] سرقت== | ==[[احکام فقهی]] سرقت== | ||