اخلاص: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ ژانویهٔ ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[اخلاص در قرآن]] - [[اخلاص در حدیث]] - [[اخلاص در فقه اسلامی]] - [[اخلاص در اخلاق اسلامی]] - [[اخلاص در معارف دعا و زیارات]] - [[اخلاص در معارف و سیره نبوی]] - [[اخلاص در معارف و سیره حسینی]] - [[اخلاص در معارف و سیره سجادی]] - [[اخلاص در معارف و سیره رضوی]] - [[اخلاص در عبادت]] - [[اخلاص در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[اخلاص در قرآن]] - [[اخلاص در حدیث]] - [[اخلاص در فقه اسلامی]] - [[اخلاص در اخلاق اسلامی]] - [[اخلاص در معارف دعا و زیارات]] - [[اخلاص در معارف و سیره نبوی]] - [[اخلاص در معارف و سیره علوی]] - [[اخلاص در معارف و سیره حسینی]] - [[اخلاص در معارف و سیره سجادی]] - [[اخلاص در معارف و سیره رضوی]] - [[اخلاص در عبادت]] - [[اخلاص در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


'''"اخلاص"''' به‌معنای [[پاک]] شدن و سالم گشتن از آمیختگی است و مقصود از آن در فرهنگ اسلامی، پاک کردن [[نیّت]] از غیر [[خدا]] و انجام دادن عمل برای خد‌است. این موضوع در [[آیات]]<ref>مانند: سوره بقره، آیه ۱۳۹؛ سوره اعراف، آیه ۲۹؛ سوره غافر، آیه ۱۴؛ سوره مریم، آیه ۵۱؛  سوره یوسف، آیه ۲۴؛ سوره حجر، آیه ۴۰.</ref> و [[روایات ]] مطرح شده و در [[آموزه‌های اسلامی]]، اهمیت و فضیلت ویژه‌ای دارد. حقیقت اخلاص، انجام دادن عمل برای خدا و به انگیزه [[تقرّب]] به اوست که آثار فراوانی همچون: نداشتن [[ترس]] و [[اندوه]] در [[قیامت]]؛ [[فلاح]] و [[رستگاری]] و ... است.
'''"اخلاص"''' به‌معنای [[پاک]] شدن و سالم گشتن از آمیختگی است و مقصود از آن در فرهنگ اسلامی، پاک کردن [[نیّت]] از غیر [[خدا]] و انجام دادن عمل برای خد‌است. این موضوع در [[آیات]]<ref>مانند: سوره بقره، آیه ۱۳۹؛ سوره اعراف، آیه ۲۹؛ سوره غافر، آیه ۱۴؛ سوره مریم، آیه ۵۱؛  سوره یوسف، آیه ۲۴؛ سوره حجر، آیه ۴۰.</ref> و [[روایات ]] مطرح شده و در [[آموزه‌های اسلامی]]، اهمیت و فضیلت ویژه‌ای دارد. حقیقت اخلاص، انجام دادن عمل برای خدا و به انگیزه [[تقرّب]] به اوست که آثار فراوانی همچون: نداشتن [[ترس]] و [[اندوه]] در [[قیامت]]؛ [[فلاح]] و [[رستگاری]] و ... است.
خط ۱۴: خط ۱۴:


== پیشینه ==
== پیشینه ==
در [[کتاب مقدس]] واژه اخلاص به معنای ضد ریا و [[مکر]] به‌کار رفته<ref> بطرس، قاموس الکتاب المقدس، ۳۴۵.</ref> و به [[اخلاص در عبادت]] [[امر]] شده است<ref>کتاب مقدس، یوشع، ب‌۲۴، ۱۴؛ رساله پولس رسول به کولسیان، ب۳، ۲۲.</ref>. [[قرآن کریم]] نیز واژه‌هایی همچون خالص<ref>سوره زمر، آیه ۳.</ref>، مخلِص<ref>سوره زمر، آیه ۱۴.</ref> و مخلَص<ref>سوره زمر، آیه ۵۱.</ref> را به کار برده و [[دین]] [[خالص]] را به [[خداوند]] اختصاص داده<ref>سوره زمر، آیه ۳.</ref> و به [[عبادت]] مخلصانه امر کرده است<ref>سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref> همچنین برخی [[بندگان]] خداوند، از جمله [[مخلَصین]] شمرده شده‌اند<ref>سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>. در [[روایات]] نیز به [[وجوب]] [[اخلاص در عبادت]]<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۱/۵۹.</ref> و [[حرام]] بودن [[ریا]] بابی اختصاص یافته است<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۱/۶۴.</ref>.
در برخی [[کتاب‌های مقدس]] ادیان، واژه اخلاص به معنای ضد ریا و [[مکر]] به‌کار رفته<ref> بطرس، قاموس الکتاب المقدس، ۳۴۵.</ref> و به [[اخلاص در عبادت]] [[امر]] شده است<ref>کتاب مقدس، یوشع، ب‌۲۴، ۱۴؛ رساله پولس رسول به کولسیان، ب۳، ۲۲.</ref>. [[قرآن کریم]] نیز واژه‌هایی همچون خالص<ref>سوره زمر، آیه ۳.</ref>، مخلِص<ref>سوره زمر، آیه ۱۴.</ref> و مخلَص<ref>سوره زمر، آیه ۵۱.</ref> را به کار برده و [[دین]] [[خالص]] را به [[خداوند]] اختصاص داده<ref>سوره زمر، آیه ۳.</ref> و به [[عبادت]] مخلصانه امر کرده است<ref>سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref> همچنین برخی [[بندگان]] خداوند، از جمله [[مخلَصین]] شمرده شده‌اند<ref>سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>. در [[روایات]] نیز به [[وجوب]] [[اخلاص در عبادت]]<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۱/۵۹.</ref> و [[حرام]] بودن [[ریا]] بابی اختصاص یافته است<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۱/۶۴.</ref>.


اهل معرفت در آثار خود، به زوایای مختلف اخلاص پرداخته و آن را از اصول تصوف شمرده‌اند<ref>سراج، اللمع فی التصوف، ۲۵۵.</ref>. علمای اخلاق نیز به این مسئله پرداخته‌اند و اخلاص را یکی از شرایط صحت یا کمال [[اعمال]] و [[عبادات]] دانسته‌اند<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۸/۱۳۶؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۱۴-۶۱۵.</ref>.<ref>[[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[اخلاص - ضیائی ارزگانی (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۱، ص۵۱۲ - ۵۱۸.</ref>
اهل معرفت در آثار خود، به زوایای مختلف اخلاص پرداخته و آن را از اصول تصوف شمرده‌اند<ref>سراج، اللمع فی التصوف، ۲۵۵.</ref>. علمای اخلاق نیز به این مسئله پرداخته‌اند و اخلاص را یکی از شرایط صحت یا کمال [[اعمال]] و [[عبادات]] دانسته‌اند<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۸/۱۳۶؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۱۴-۶۱۵.</ref>.<ref>[[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[اخلاص - ضیائی ارزگانی (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۱، ص۵۱۲ - ۵۱۸.</ref>
==زمینه‌های اخلاص==
چند عامل برای پیدایش اخلاص ذکر کرده‌اند:<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، ۱۴۱۷ق، ج۸ ، ص۱۳۲-۱۳۴.</ref>
#[[مبارزه]] با [[خواهش‌های نفسانی]] و شکستن آنها.
#عدم [[شیفتگی]] به [[دنیا]].
#توجه تام و تمام به [[آخرت]] و [[معاد]].


== اخلاص در [[قرآن]] ==
== اخلاص در [[قرآن]] ==
خط ۴۴: خط ۳۸:
== اهمیت و [[فضیلت]] ==
== اهمیت و [[فضیلت]] ==
در [[آموزه‌های اسلامی]]، اخلاص اهمیت و فضیلت ویژه‌ای دارد. در [[قرآن کریم]] گرویدن به [[دین]]<ref>نساء، ۱۴۶.</ref> و [[دعوت به ایمان]] از روی اخلاص <ref>سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref> مورد توجه قرار گرفته است. در برخی [[روایات]] نیز اخلاص سرّی از اسرار الهی و از ویژگی‌های بندگانی شمرده شده است که [[خدا]] آنها را [[دوست]] دارد<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۶۷/۲۴۹.</ref> و [[اختلاف]] مقامات [[مؤمنان]] در اختلاف درجات اخلاص‌شان است<ref>ورام، تنبیه الخواطر، ۲/۱۱۹-۱۲۰.</ref>. همچنین اخلاص باارزش‌ترین مقامی است که [[انسان]] به آن می‌رسد<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ۱۹۸.</ref>. علمای اخلاق نیز اخلاص را مقدمه [[نیکی‌ها]]<ref> غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴/۱۸۲.</ref>، سبب [[سعادت]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] و خلاصی از [[وسوسه‌های شیطان]] می‌دانند<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۸/۱۲۷-۱۲۸.</ref>.<ref>[[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[اخلاص - ضیائی ارزگانی (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۱، ص۵۱۲ - ۵۱۸.</ref>
در [[آموزه‌های اسلامی]]، اخلاص اهمیت و فضیلت ویژه‌ای دارد. در [[قرآن کریم]] گرویدن به [[دین]]<ref>نساء، ۱۴۶.</ref> و [[دعوت به ایمان]] از روی اخلاص <ref>سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref> مورد توجه قرار گرفته است. در برخی [[روایات]] نیز اخلاص سرّی از اسرار الهی و از ویژگی‌های بندگانی شمرده شده است که [[خدا]] آنها را [[دوست]] دارد<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۶۷/۲۴۹.</ref> و [[اختلاف]] مقامات [[مؤمنان]] در اختلاف درجات اخلاص‌شان است<ref>ورام، تنبیه الخواطر، ۲/۱۱۹-۱۲۰.</ref>. همچنین اخلاص باارزش‌ترین مقامی است که [[انسان]] به آن می‌رسد<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ۱۹۸.</ref>. علمای اخلاق نیز اخلاص را مقدمه [[نیکی‌ها]]<ref> غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴/۱۸۲.</ref>، سبب [[سعادت]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] و خلاصی از [[وسوسه‌های شیطان]] می‌دانند<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۸/۱۲۷-۱۲۸.</ref>.<ref>[[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[اخلاص - ضیائی ارزگانی (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۱، ص۵۱۲ - ۵۱۸.</ref>
==عوامل و زمینه‌ها==
چند عامل برای پیدایش اخلاص ذکر کرده‌اند:<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، ۱۴۱۷ق، ج۸ ، ص۱۳۲-۱۳۴.</ref>
#[[مبارزه]] با [[خواهش‌های نفسانی]] و شکستن آنها.
#عدم [[شیفتگی]] به [[دنیا]].
#توجه تام و تمام به [[آخرت]] و [[معاد]].


== درجات و مراتب ==
== درجات و مراتب ==
خط ۵۰: خط ۵۰:
در [[روایات]] نیز برای [[نیّت]] و [[اخلاص در عبادت]]، درجات گوناگونی ذکر شده است؛ چنان‌که [[عبادت]] برخی به‌دلیل [[ترس]] از [[عذاب الهی]]، عبادت برخی دیگر به [[امید]] رسیدن به [[ثواب]] [[الهی]] و عبادت آزادگان از روی [[محبّت]] و برای [[شکرگزاری]] از [[خداوند]] دانسته شده است<ref>وسائل‌الشیعه، ج‌۱، ص‌۶۲‌ـ‌۶۳‌.</ref>. راه این گروه در عبادت، راه [[معرفت]] و محبّت بوده و از نظر آنان، روش دو گروه دیگر فاقد اخلاص کامل است و در آن شائبه‌ای از [[شرک]] و خودپرستی به چشم می‌خورد؛ زیرا این دو گروه، برای [[رهایی]] از [[عقوبت]] یا رسیدن به [[نعمت]]، خدا را عبادت می‌کنند و اگر برای رسیدن به این [[هدف]]، راهی دیگر جز عبادت پیش روی خود می‌دیدند، آن را بر می‌گزیدند<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۵۸‌ـ‌۱۶۱.</ref>.<ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۵۰ ـ ۳۵۱؛ [[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[اخلاص - ضیائی ارزگانی (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۱، ص۵۱۲ - ۵۱۸.</ref>
در [[روایات]] نیز برای [[نیّت]] و [[اخلاص در عبادت]]، درجات گوناگونی ذکر شده است؛ چنان‌که [[عبادت]] برخی به‌دلیل [[ترس]] از [[عذاب الهی]]، عبادت برخی دیگر به [[امید]] رسیدن به [[ثواب]] [[الهی]] و عبادت آزادگان از روی [[محبّت]] و برای [[شکرگزاری]] از [[خداوند]] دانسته شده است<ref>وسائل‌الشیعه، ج‌۱، ص‌۶۲‌ـ‌۶۳‌.</ref>. راه این گروه در عبادت، راه [[معرفت]] و محبّت بوده و از نظر آنان، روش دو گروه دیگر فاقد اخلاص کامل است و در آن شائبه‌ای از [[شرک]] و خودپرستی به چشم می‌خورد؛ زیرا این دو گروه، برای [[رهایی]] از [[عقوبت]] یا رسیدن به [[نعمت]]، خدا را عبادت می‌کنند و اگر برای رسیدن به این [[هدف]]، راهی دیگر جز عبادت پیش روی خود می‌دیدند، آن را بر می‌گزیدند<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۵۸‌ـ‌۱۶۱.</ref>.<ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۵۰ ـ ۳۵۱؛ [[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[اخلاص - ضیائی ارزگانی (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۱، ص۵۱۲ - ۵۱۸.</ref>


== آثار و فوائد ==
== آثار و نشانه‌ها ==
===آثار و فواید===
[[قرآن کریم]] نشانه مُخلَصان را دوری از اغوای [[شیطان]] بیان می‌کند<ref>سوره ص، آیه ۸۲؛ سوره حجر، آیه ۴۰.</ref>. در روایات نیز نشانه‌هایی برای اخلاص ذکر شده است؛ از جمله [[سلامت]] [[دل]]، رساندن خیر به دیگران و خودداری از [[بدی‌ها]]<ref>ابن‌شعبه، تحف العقول، ۲۱.</ref>؛ چنان‌که یکی از نشانه‌های اخلاص این است که شخص [[دوست]] نداشته باشد بر عملی که برای [[خدا]] انجام داده است، [[ستایش]] شود<ref>نوری، مستدرک الوسائل، ۱/۱۰۰.</ref>. اخلاص را می‌توان از آثار عمل [[شناخت]]؛ چنان‌که آثار اخلاص در [[تحصیل علم]]، حصول [[حکمت]] در قلب و زبان است و اگر این امر حاصل نشد، روشن می‌شود عمل برای [[هوای نفس]] و [[شیطان]] بوده است<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۳۹۴.</ref>. همچنین از نشانه‌های درجات بالای اخلاص این است که [[بنده]] را از [[وسوسه]] شیطان در [[امان]] نگه می‌دارد و در این صورت [[طمع]] شیطان از وی قطع می‌شود<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۶۳.</ref>.
[[قرآن کریم]] نشانه مُخلَصان را دوری از اغوای [[شیطان]] بیان می‌کند<ref>سوره ص، آیه ۸۲؛ سوره حجر، آیه ۴۰.</ref>. در روایات نیز نشانه‌هایی برای اخلاص ذکر شده است؛ از جمله [[سلامت]] [[دل]]، رساندن خیر به دیگران و خودداری از [[بدی‌ها]]<ref>ابن‌شعبه، تحف العقول، ۲۱.</ref>؛ چنان‌که یکی از نشانه‌های اخلاص این است که شخص [[دوست]] نداشته باشد بر عملی که برای [[خدا]] انجام داده است، [[ستایش]] شود<ref>نوری، مستدرک الوسائل، ۱/۱۰۰.</ref>. اخلاص را می‌توان از آثار عمل [[شناخت]]؛ چنان‌که آثار اخلاص در [[تحصیل علم]]، حصول [[حکمت]] در قلب و زبان است و اگر این امر حاصل نشد، روشن می‌شود عمل برای [[هوای نفس]] و [[شیطان]] بوده است<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۳۹۴.</ref>. همچنین از نشانه‌های درجات بالای اخلاص این است که [[بنده]] را از [[وسوسه]] شیطان در [[امان]] نگه می‌دارد و در این صورت [[طمع]] شیطان از وی قطع می‌شود<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۶۳.</ref>.


خط ۶۰: خط ۶۱:
# '''[[فلاح]] و [[رستگاری]]:''' آنان که طالب [[رضای الهی]] هستند، ([[حقوق مالی]] خویش را می‌پردازند) رستگارانند<ref>سوره روم، آیه ۳۸.</ref>.<ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۵۱ ـ ۳۵۲.</ref>
# '''[[فلاح]] و [[رستگاری]]:''' آنان که طالب [[رضای الهی]] هستند، ([[حقوق مالی]] خویش را می‌پردازند) رستگارانند<ref>سوره روم، آیه ۳۸.</ref>.<ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۵۱ ـ ۳۵۲.</ref>


== نشانه‌های اخلاص ==
=== شاخص‌ها و نشانه‌ها ===
در [[روایات اسلامی]] برای اخلاص نشانه‌های بسیاری ذکر کرده‌اند که این موارد از جمله آنهاست:
در [[روایات اسلامی]] برای اخلاص نشانه‌های بسیاری ذکر کرده‌اند که این موارد از جمله آنهاست:
# کسی که دلش [[پاک]]، اعضاء و جوارحش سالم، خیرش زیاد و شرش [[مأمون]] است (یعنی [[مردم]] از خیرش بهره‌‏مند و از شرش در امانند)<ref>حرانی، تحف العقول، ۱۴۰۴ق، ص۲۱.</ref>؛
# کسی که دلش [[پاک]]، اعضاء و جوارحش سالم، خیرش زیاد و شرش [[مأمون]] است (یعنی [[مردم]] از خیرش بهره‌‏مند و از شرش در امانند)<ref>حرانی، تحف العقول، ۱۴۰۴ق، ص۲۱.</ref>؛
۸۰٬۱۲۹

ویرایش