آرزو در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۹۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۰ ژانویهٔ ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = آرزو| عنوان مدخل  = آرزو| مداخل مرتبط = [[آرزو در قرآن]] - [[آرزو در نهج البلاغه]] - [[آرزو در معارف و سیره نبوی]] - [[آرزو در معارف دعا و زیارات]] - [[آرزو در معارف و سیره سجادی]] - [[آرزو در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط  = }}
| موضوع مرتبط = آرزو
| عنوان مدخل  = [[آرزو]]
| مداخل مرتبط = [[آرزو در قرآن]] - [[آرزو در حدیث]] - [[آرزو در نهج البلاغه]] - [[آرزو در کلام اسلامی]] - [[آرزو در معارف و سیره نبوی]] - [[آرزو در معارف دعا و زیارات]] - [[آرزو در معارف و سیره سجادی]] - [[آرزو در معارف و سیره رضوی]]
| پرسش مرتبط  =  
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
خط ۱۹: خط ۱۴:


== [[حقیقت]] [[آرزو]] ==
== [[حقیقت]] [[آرزو]] ==
در روایاتی چند از [[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان]] {{عم}} [[مؤمنان]] از املِ دور و دراز، [[نهی]] شده‌اند؛ چرا که موجب [[فراموشی]] [[قیامت]] می‌شود<ref>التفسیرالکبیر، ج۱۹، ص۱۵۵؛ الخصال، ج۱، ص۱۵؛ الکافی، ج۲، ص۳۲۹.</ref>. در روایاتی نیز به کوتاه کردن [[امل]] سفارش شده است<ref>الامالی، طوسی، ج۱، ص ۷؛ بحارالانوار، ج۴۰، ص ۹۸ و ج ۴۲، ص ۲۰۳ و ج ۶۷، ص ۶۸ و ۳۱۰.</ref>. [[مفسران]] در این باره که [[آرزو]] امری زبانی است یا قلبی، دو دسته‌اند: [[طبرسی]] به بیش‌تر [[متکلمان]] نسبت می‌دهد که [[آرزو]] را از مقوله گفتار می‌دانند؛ یعنی [[انسان]] برای چیزی که نبوده است، بگوید کاش می‌بود یا برای چیزی که هست، بگوید کاش نمی‌بود؛ ولی جُبائی از [[متکلمان معتزلی]]، [[آرزو]] را از مقوله معنا و امری قلبی دانسته است؛ با این توضیح که [[آرزو]] نه از قبیل [[اراده]] است؛ زیرا [[اراده]]، فقط به امور ممکن تعلق می‌گیرد و نه از قبیل میل و خواهش؛ زیرا میل و خواهش به گذشته تعلق نمی‌گیرد؛ در حالی که [[آرزو]]، هم به امور ناممکن و هم به امور گذشته تعلق می‌گیرد<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۳۱۹ و ج ۳، ص ۶۳.</ref>. [[فخر رازی]] نظر نخست را به [[معتزله]] نسبت داده و ضمن بعید دانستن آن می‌گوید: به نظر [[اشاعره]]، [[آرزو]] عبارت از خواستن چیزی است که به تحقق نیافتن آن [[یقین]] یا [[گمان]] دارد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۸۰.</ref>؛ افزون بر این، [[آرزو]] از نوع انشا است که به سان جمله‌های گزارشی، به [[صدق]] یاکذب [[وصف]] نمی‌شود؛ ولی در [[آیات]] ۲۷ و ۲۸ سوره انعام [[خداوند]] پس از [[نقل]] آرزوی [[کافران]] هنگام مشاهده [[عذاب]] که می‌گویند: کاش به [[دنیا]] باز گردانده می‌شدیم و [دیگر] [[آیات]] پروردگارمان را [[تکذیب]] نمی‌کردیم و از [[مؤمنان]] می‌شدیم، آنها را [[دروغ]] گو می‌شمارد: {{متن قرآن|وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}<ref>و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشته‌اند می‌دیدی که می‌گویند: ای کاش بازمان می‌گرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمی‌شمردیم و از مؤمنان می‌شدیم و بی‌گمان آنان دروغ پردازند» سوره انعام، آیه ۲۷-۲۸.</ref>.
در روایاتی چند از [[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان]] {{عم}} [[مؤمنان]] از املِ دور و دراز، [[نهی]] شده‌اند؛ چرا که موجب [[فراموشی]] [[قیامت]] می‌شود<ref>التفسیرالکبیر، ج۱۹، ص۱۵۵؛ الخصال، ج۱، ص۱۵؛ الکافی، ج۲، ص۳۲۹.</ref>. در روایاتی نیز به کوتاه کردن [[امل]] سفارش شده است<ref>الامالی، طوسی، ج۱، ص ۷؛ بحارالانوار، ج۴۰، ص ۹۸ و ج ۴۲، ص ۲۰۳ و ج ۶۷، ص ۶۸ و ۳۱۰.</ref>. [[مفسران]] در این باره که [[آرزو]] امری زبانی است یا قلبی، دو دسته‌اند: [[طبرسی]] به بیش‌تر [[متکلمان]] نسبت می‌دهد که [[آرزو]] را از مقوله گفتار می‌دانند؛ یعنی [[انسان]] برای چیزی که نبوده است، بگوید کاش می‌بود یا برای چیزی که هست، بگوید کاش نمی‌بود؛ ولی جُبائی از [[متکلمان معتزلی]]، [[آرزو]] را از مقوله معنا و امری قلبی دانسته است؛ با این توضیح که [[آرزو]] نه از قبیل [[اراده]] است؛ زیرا [[اراده]]، فقط به امور ممکن تعلق می‌گیرد و نه از قبیل میل و خواهش؛ زیرا میل و خواهش به گذشته تعلق نمی‌گیرد؛ در حالی که [[آرزو]]، هم به امور ناممکن و هم به امور گذشته تعلق می‌گیرد<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۳۱۹ و ج ۳، ص ۶۳.</ref>. [[فخر رازی]] نظر نخست را به [[معتزله]] نسبت داده و ضمن بعید دانستن آن می‌گوید: به نظر [[اشاعره]]، [[آرزو]] عبارت از خواستن چیزی است که به تحقق نیافتن آن [[یقین]] یا [[گمان]] دارد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۸۰.</ref>؛ افزون بر این، [[آرزو]] از نوع انشا است که به سان جمله‌های گزارشی، به [[صدق]] یاکذب وصف نمی‌شود؛ ولی در [[آیات]] ۲۷ و ۲۸ سوره انعام [[خداوند]] پس از [[نقل]] آرزوی [[کافران]] هنگام مشاهده [[عذاب]] که می‌گویند: کاش به [[دنیا]] باز گردانده می‌شدیم و [دیگر] [[آیات]] پروردگارمان را [[تکذیب]] نمی‌کردیم و از [[مؤمنان]] می‌شدیم، آنها را [[دروغ]] گو می‌شمارد: {{متن قرآن|وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}<ref>و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشته‌اند می‌دیدی که می‌گویند: ای کاش بازمان می‌گرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمی‌شمردیم و از مؤمنان می‌شدیم و بی‌گمان آنان دروغ پردازند» سوره انعام، آیه ۲۷-۲۸.</ref>.


[[طبرسی]]، سه پاسخ را [[نقل]] می‌کند:
[[طبرسی]]، سه پاسخ را [[نقل]] می‌کند:
خط ۶۰: خط ۵۵:
# '''دست یابی به [[غنایم]]:''' در [[آیه]] ۷۳ سوره نساء از گروهی سخن به میان آمده که برای شرکت در [[جنگ]]، کندی می‌کردند؛ ولی هنگام [[پیروزی]] [[مؤمنان]] و کسب [[غنایم]]، آرزوی شرکت در [[جهاد]] و دست یابی به [[غنایم]] را داشتند. برخی [[مفسران]] این [[آیه]] را درباره گروهی از [[مؤمنان]] دانسته‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۱۷۸.</ref>؛ ولی بیش‌تر آنها معتقدند که درباره [[منافقان]] نازل شده است<ref>جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص ۲۲۹؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۱۵.</ref>.
# '''دست یابی به [[غنایم]]:''' در [[آیه]] ۷۳ سوره نساء از گروهی سخن به میان آمده که برای شرکت در [[جنگ]]، کندی می‌کردند؛ ولی هنگام [[پیروزی]] [[مؤمنان]] و کسب [[غنایم]]، آرزوی شرکت در [[جهاد]] و دست یابی به [[غنایم]] را داشتند. برخی [[مفسران]] این [[آیه]] را درباره گروهی از [[مؤمنان]] دانسته‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۱۷۸.</ref>؛ ولی بیش‌تر آنها معتقدند که درباره [[منافقان]] نازل شده است<ref>جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص ۲۲۹؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۱۵.</ref>.
# '''[[ارتداد]] [[مؤمنان]]:''' در [[آیه]] ۸۹ همین سوره، گروهی دیگر از [[منافقان]] یاد شده‌اند که [[کافر]] شدن [[مؤمنان]] را [[آرزو]] داشتند تا همگی در [[کفر]] مساوی باشند: {{متن قرآن|وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً}}<ref>«آنها دوست می‌دارند چنان که خود کافر شدند شما (نیز) کافر می‌شدید تا با ایشان یگانه می‌بودید پس هیچ‌یک از آنان را دوست مگیرید تا در راه خداوند هجرت کنند و اگر رویگردان شدند هر کجا آنان را یافتید بگیرید و بکشید و از ایشان یار و یاوری مگیرید» سوره نساء، آیه ۸۹.</ref>.
# '''[[ارتداد]] [[مؤمنان]]:''' در [[آیه]] ۸۹ همین سوره، گروهی دیگر از [[منافقان]] یاد شده‌اند که [[کافر]] شدن [[مؤمنان]] را [[آرزو]] داشتند تا همگی در [[کفر]] مساوی باشند: {{متن قرآن|وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً}}<ref>«آنها دوست می‌دارند چنان که خود کافر شدند شما (نیز) کافر می‌شدید تا با ایشان یگانه می‌بودید پس هیچ‌یک از آنان را دوست مگیرید تا در راه خداوند هجرت کنند و اگر رویگردان شدند هر کجا آنان را یافتید بگیرید و بکشید و از ایشان یار و یاوری مگیرید» سوره نساء، آیه ۸۹.</ref>.
# [[خداوند]] در سوره احزاب از گروهی [[منافق]] خبر می‌دهد که در [[جنگ]] احزاب به کارشکنی، فرار از [[جنگ]]، تضعیف [[روحیه]] افراد ضعیف الإیمان و زخم زبان به [[مسلمانان]] می‌پرداختند. در [[آیه]] ۲۰ سوره احزاب حال آنان چنین [[وصف]] شده است: [[منافقان]] می‌پندارند احزابی که به [[جنگ]] [[پیامبر]] {{صل}} آمده‌اند، از ادامه [[جنگ]] منصرف نشده‌اند و اگر دوباره برای [[جنگ]] بازگردند، این [[منافقان]] [[آرزو]] می‌کنند که ای کاش با بادیه نشینان بودند و به جای آن که با شما باشند، از [[اخبار]] شما می‌پرسیدند {{متن قرآن|يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِنْ يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ}}<ref>«گمان می‌کنند که دسته‌ها (ی مشرک) هنوز نرفته‌اند و اگر آن دسته‌ها باز آیند، اینان آرزو می‌کنند کاش میان تازی‌های بیابان‌نشین، بیابان‌نشینی می‌کردند و خبرهای شما را (از این و آن) می‌پرسیدند و اگر در میان شما می‌بودند جز اندکی کارزار نمی‌کردند» سوره احزاب، آیه ۲۰.</ref>.
# [[خداوند]] در سوره احزاب از گروهی [[منافق]] خبر می‌دهد که در [[جنگ]] احزاب به کارشکنی، فرار از [[جنگ]]، تضعیف [[روحیه]] افراد ضعیف الإیمان و زخم زبان به [[مسلمانان]] می‌پرداختند. در [[آیه]] ۲۰ سوره احزاب حال آنان چنین وصف شده است: [[منافقان]] می‌پندارند احزابی که به [[جنگ]] [[پیامبر]] {{صل}} آمده‌اند، از ادامه [[جنگ]] منصرف نشده‌اند و اگر دوباره برای [[جنگ]] بازگردند، این [[منافقان]] [[آرزو]] می‌کنند که ای کاش با بادیه نشینان بودند و به جای آن که با شما باشند، از [[اخبار]] شما می‌پرسیدند {{متن قرآن|يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِنْ يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ}}<ref>«گمان می‌کنند که دسته‌ها (ی مشرک) هنوز نرفته‌اند و اگر آن دسته‌ها باز آیند، اینان آرزو می‌کنند کاش میان تازی‌های بیابان‌نشین، بیابان‌نشینی می‌کردند و خبرهای شما را (از این و آن) می‌پرسیدند و اگر در میان شما می‌بودند جز اندکی کارزار نمی‌کردند» سوره احزاب، آیه ۲۰.</ref>.
# [[آیه]] ۱۴ سوره حدید نیز از گفتوگوی [[منافقان]] با [[مؤمنان]] در [[قیامت]] خبر می‌دهد که [[مؤمنان]]، آنان را به [[فریب]] خوردن از [[آرزوها]] در [[دنیا]] متهم می‌کنند: {{متن قرآن|يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ}}<ref>«(منافقان) آنان را ندا می‌دهند: آیا ما با شما نبودیم؟ می‌گویند: چرا، اما شما خود را (با دورویی) به سختی افکندید و چشم به راه (شکست ما مؤمنان) بودید و تردید کردید و آرزوها شما را فریب داد تا آنکه فرمان خداوند در رسید و (شیطان) فریبکار شما را به خداوند فر» سوره حدید، آیه ۱۴.</ref>. از سوی برخی، آرزوی آنها وارد شدن [[مصیبت]] به [[مؤمنان]] دانسته شده<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۳۵۵.</ref> و همچنین به آرزوهای بلند و آرزوی [[طول عمر]] برای خودشان [[تفسیر]] شده <ref>الکشاف، ج ۴، ص ۴۷۶.</ref>؛ ولی در [[آیه]] به مصداق خاصی اشاره نشده است<ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[آرزو - دشتی (مقاله)|مقاله «آرزو»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 177-178.</ref>.  
# [[آیه]] ۱۴ سوره حدید نیز از گفتوگوی [[منافقان]] با [[مؤمنان]] در [[قیامت]] خبر می‌دهد که [[مؤمنان]]، آنان را به [[فریب]] خوردن از [[آرزوها]] در [[دنیا]] متهم می‌کنند: {{متن قرآن|يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ}}<ref>«(منافقان) آنان را ندا می‌دهند: آیا ما با شما نبودیم؟ می‌گویند: چرا، اما شما خود را (با دورویی) به سختی افکندید و چشم به راه (شکست ما مؤمنان) بودید و تردید کردید و آرزوها شما را فریب داد تا آنکه فرمان خداوند در رسید و (شیطان) فریبکار شما را به خداوند فر» سوره حدید، آیه ۱۴.</ref>. از سوی برخی، آرزوی آنها وارد شدن [[مصیبت]] به [[مؤمنان]] دانسته شده<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۳۵۵.</ref> و همچنین به آرزوهای بلند و آرزوی [[طول عمر]] برای خودشان [[تفسیر]] شده <ref>الکشاف، ج ۴، ص ۴۷۶.</ref>؛ ولی در [[آیه]] به مصداق خاصی اشاره نشده است<ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[آرزو - دشتی (مقاله)|مقاله «آرزو»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 177-178.</ref>.  


خط ۷۰: خط ۶۵:


== آرزوی [[پیامبران]] ==
== آرزوی [[پیامبران]] ==
[[آیه]] ۵۲ سوره [[حج]] از [[آرزو]] کردن [[پیامبران]] خبر می‌دهد و این که هرگاه آنان [[آرزو]] می‌کردند، [[شیطان]] در آرزوی آنان [[وسوسه]] کرده، درصدد جلوگیری از تحقق آن برمی‌آمد؛ اما خدای [[دانا]] و [[حکیم]] القائات [[شیطان]] را از میان می‌بُرد؛ آن گاه، [[آیات]] خود را محکم و تثبیت می‌کرد: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و ما پیش از تو هیچ فرستاده و هیچ پیامبری نفرستادیم مگر اینکه چون آرزو می‌کرد (که دعوتش فراگیر شود) شیطان در آرزوی وی (با وسوسه افکندن در دل مردم خلل) می‌افکند آنگاه خداوند آنچه را که شیطان می‌افکند، از میان برمی‌دارد سپس آیات خود را استوار می‌گرداند و» سوره حج، آیه ۵۲.</ref>. طبق این [[آیه]]، هیچ یک از [[پیامبران پیشین]] از [[آرزو]] کردنی که مورد اشاره [[آیه]] است، بی بهره نبوده است و [[شیطان]] نیز همیشه در این نوع [[آرزوها]] [[وسوسه]] می‌کرده؛ با این حال، موارد آرزوی [[پیامبران]] در [[آیه]] بیان نشده است. قراین موجود در [[آیه]]، مانند القای [[وسوسه]] از سوی [[شیطان]] و ازاله آن وسوسه‌ها از طرف [[خداوند]]، نشان می‌دهد که آرزوهای مورد اشاره [[آیه]]، فراتر از آرزوهای فردی و احیاناً پوچ و منفی است؛ بلکه همان گونه که برخی [[مفسران]] توجه داده‌اند، آرمان‌های والایی بوده است که [[انبیای الهی]] در جهت تحقق بخشیدن به آنها و در نتیجه، تحقق [[دین الهی]] در [[جامعه]] از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کرده‌اند. [[علامه طباطبایی]] بر آن است که این [[آرزوها]]، [[همراهی]] و مساعدت علل و عوامل مادی در جهت [[تبلیغ]] [[دین خدا]] و اقبال [[مردم]] به آن بود، و [[شیطان]]، همواره با [[وسوسه]] [[مردم]] و ترغیب [[مفسدان]] به فسادورزی، سعی در ناکام گذاشتن آرزوی [[پیامبران]] داشته؛ اما [[خداوند]] با از بین بردن القائات [[شیطانی]] و تثبیت [[آیات]] خود، کوشش [[پیامبران]] را به نتیجه می‌رسانده است<ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۳۹۱.</ref>. [[سید قطب]]-احتمالا با [[الهام]] از برخی [[روایات]] مورد [[تردید]] که خود با صراحت، بعضی را [[انکار]] کرده- [[معتقد]] است: [[پیامبران]] از یک سو با توجه به رسالتی که به عهده دارند و از سوی دیگر با توجه به محدودیت [[عمر]] خود، [[آرزو]] می‌کردند که [[مردم]] در سریع‌ترین زمان و از نزدیک‌ترین راه به [[دین الهی]] جذب شوند؛ از این رو تمایل داشتند در برابر برخی عادت‌ها و [[رسوم]] نادرست [[مردم]]، به طور موقت [[سکوت]] کنند؛ به این [[امید]] که پس از گردن نهادن [[مردم]] به [[دین]]، اندک اندک آنان را به راه درست [[هدایت]] کنند و [[شیطان]] با مکر و تصرفاتش و ایجاد [[شبهه]] در [[دل]] [[مردم]]، در پی آن بوده که آرزوی [[پیامبران]] را از مسیر [[حق]] و درست [[منحرف]] سازد؛ اما [[خدا]] با آشکار کردن تصرفات [[شیطان]]، مانع حیله‌های او شده، کوشش [[پیامبران]] را به نتیجه می‌رساند<ref>فی ظلال، ج ۴، ص ۲۴۳۲ - ۲۴۳۴.</ref>؛ جز این، در بین آیاتی که دعاهای [[انبیا]] را حکایت کرده می‌توان نشانی از آرزوهای آرمانی آنان را جست که البته این [[آیات]] به واقع می‌تواند گامی در جهت [[اصلاح]] [[خواسته‌ها]] و آرزوهای [[مردم]] و جهت دادن آنان به آرمان‌های [[برتر]] در [[زندگی]] باشد؛ به طور مثال هنگامی که [[ابراهیم]] {{ع}} فرزندش [[اسماعیل]] را همراه با [[هاجر]] در سرزمین خشک [[مکه]] تنها می‌گذارد، از [[خدا]] می‌خواهد که دل‌های [[مردم]] را به آنها متوجه و متمایل و از محصولات متنوع برخوردارشان سازد و آرزوی او آن است که [[نسل]] وی [[شکرگزار]] [[خداوند]] شوند: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>یاهنگام ساختن بنای [[کعبه]] همراه بااسماعیل، از [[خدا]] می‌خواهند که از ذریه شان، امتی [[مسلمان]] و [[فرمان]] بردار خداوند قرار دهد: {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ }}<ref> پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوه‌های پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بی‌گمان تویی که توبه‌پذیر مهربانی؛ سوره بقره، آیه: 128.</ref> و نیز می‌خواهد که در میان آنها [[پیامبری]] از خودشان برانگیزد تا [[آیات الهی]] را بر آنان [[تلاوت]] کند؛ کتاب و [[حکمت]] به ایشان بیاموزد و [[تزکیه]] شان سازد: {{متن قرآن|رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیه‌هایت را برای آنها می‌خواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی می‌آموزد و به آنها پاکیزگی می‌بخشد، برانگیز! بی‌گمان تویی که پیروزمند فرزانه‌ای» سوره بقره، آیه ۱۲۹.</ref>این [[آیات]] و آیاتی دیگر به طور ضمنی از آرمان‌های [[ابراهیم]] {{ع}} خبر می‌دهد؛ البته این آرمان‌ها، چنان که ازبعضی [[آیات]] به دست می‌آید، گاه جنبه سلبی هم دارد؛ برای مثال بر اساس [[آیه]] ۸۸ سوره یونس [[موسی]] {{ع}} از [[خدا]] می‌خواهد که [[اموال]] و دارایی‌های [[فرعون]] و درباریانش را نابود کند؛ به این [[دلیل]] که از آن در جهت [[گمراهی]] [[مردم]] از [[راه خدا]] استفاده می‌کردند: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِينَةً وَأَمْوَالًا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ}}<ref>«و موسی گفت: پروردگارا تو به فرعون و سرکردگانش آراستگی و دارایی‌هایی در زندگانی دنیا بخشیدی که سرانجام (مردم را) از راه تو بیراه می‌گردانند؛ پروردگارا! دارایی‌هایشان را نابود و دل‌هاشان را در بند کن چندان که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند» سوره یونس، آیه ۸۸.</ref> یا این که اولی الالباب از [[خدا]] می‌خواهند که در [[روز قیامت]]، خوارشان نگرداند: {{متن قرآن|وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«پروردگارا! و آنچه با پیامبرانت به ما وعده کردی عطا کن و روز رستخیز ما را خوار مگردان؛ بی‌گمان تو در وعده (خود) خلاف نمی‌ورزی» سوره آل عمران، آیه ۱۹۴.</ref>. از سویی دیگر فقط ویژه [[انبیا]] هم نیست؛ چنان که [[آیه]] ۱۹۳ سوره [[آل عمران]] درخواست [[مرگ]] با [[ابرار]] و محشور شدن در زمره آنان را از ویژگی‌های اولی الالباب شمرده است: {{متن قرآن|وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ}}<ref>«پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران» سوره آل عمران، آیه ۱۹۳.</ref>. [[آیه]] ۱۰ سوره [[حشر]] نیز به [[مؤمنان]] می‌آموزد که خواسته و آرزوشان را در جهت بنا نهادن جامعه‌ای براساس [[رأفت]] و [[رحمت]] میان [[برادران ایمانی]] و خالی از هرگونه [[کینه]] و [[دشمنی]] قرار دهند{{متن قرآن|رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و کسانی که پس از آنان آمده‌اند می‌گویند: پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و در دل‌های ما کینه‌ای نسبت به مؤمنان بر جای مگذار! پروردگارا! تو مهربان بخشاینده‌ای» سوره حشر، آیه ۱۰.</ref><ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[آرزو - دشتی (مقاله)|مقاله «آرزو»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 179-180.</ref>.  
[[آیه]] ۵۲ سوره [[حج]] از [[آرزو]] کردن [[پیامبران]] خبر می‌دهد و این که هرگاه آنان [[آرزو]] می‌کردند، [[شیطان]] در آرزوی آنان [[وسوسه]] کرده، درصدد جلوگیری از تحقق آن برمی‌آمد؛ اما خدای [[دانا]] و [[حکیم]] القائات [[شیطان]] را از میان می‌بُرد؛ آن گاه، [[آیات]] خود را محکم و تثبیت می‌کرد: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و ما پیش از تو هیچ فرستاده و هیچ پیامبری نفرستادیم مگر اینکه چون آرزو می‌کرد (که دعوتش فراگیر شود) شیطان در آرزوی وی (با وسوسه افکندن در دل مردم خلل) می‌افکند آنگاه خداوند آنچه را که شیطان می‌افکند، از میان برمی‌دارد سپس آیات خود را استوار می‌گرداند و» سوره حج، آیه ۵۲.</ref>. طبق این [[آیه]]، هیچ یک از [[پیامبران پیشین]] از [[آرزو]] کردنی که مورد اشاره [[آیه]] است، بی بهره نبوده است و [[شیطان]] نیز همیشه در این نوع [[آرزوها]] [[وسوسه]] می‌کرده؛ با این حال، موارد آرزوی [[پیامبران]] در [[آیه]] بیان نشده است. قراین موجود در [[آیه]]، مانند القای [[وسوسه]] از سوی [[شیطان]] و ازاله آن وسوسه‌ها از طرف [[خداوند]]، نشان می‌دهد که آرزوهای مورد اشاره [[آیه]]، فراتر از آرزوهای فردی و احیاناً پوچ و منفی است؛ بلکه همان‌گونه که برخی [[مفسران]] توجه داده‌اند، آرمان‌های والایی بوده است که [[انبیای الهی]] در جهت تحقق بخشیدن به آنها و در نتیجه، تحقق [[دین الهی]] در [[جامعه]] از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کرده‌اند. [[علامه طباطبایی]] بر آن است که این [[آرزوها]]، [[همراهی]] و مساعدت علل و عوامل مادی در جهت [[تبلیغ]] [[دین خدا]] و اقبال [[مردم]] به آن بود، و [[شیطان]]، همواره با [[وسوسه]] [[مردم]] و ترغیب [[مفسدان]] به فسادورزی، سعی در ناکام گذاشتن آرزوی [[پیامبران]] داشته؛ اما [[خداوند]] با از بین بردن القائات [[شیطانی]] و تثبیت [[آیات]] خود، کوشش [[پیامبران]] را به نتیجه می‌رسانده است<ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۳۹۱.</ref>. [[سید قطب]]-احتمالا با [[الهام]] از برخی [[روایات]] مورد [[تردید]] که خود با صراحت، بعضی را [[انکار]] کرده- [[معتقد]] است: [[پیامبران]] از یک سو با توجه به رسالتی که به عهده دارند و از سوی دیگر با توجه به محدودیت [[عمر]] خود، [[آرزو]] می‌کردند که [[مردم]] در سریع‌ترین زمان و از نزدیک‌ترین راه به [[دین الهی]] جذب شوند؛ از این رو تمایل داشتند در برابر برخی عادت‌ها و [[رسوم]] نادرست [[مردم]]، به طور موقت [[سکوت]] کنند؛ به این [[امید]] که پس از گردن نهادن [[مردم]] به [[دین]]، اندک اندک آنان را به راه درست [[هدایت]] کنند و [[شیطان]] با مکر و تصرفاتش و ایجاد [[شبهه]] در [[دل]] [[مردم]]، در پی آن بوده که آرزوی [[پیامبران]] را از مسیر [[حق]] و درست [[منحرف]] سازد؛ اما [[خدا]] با آشکار کردن تصرفات [[شیطان]]، مانع حیله‌های او شده، کوشش [[پیامبران]] را به نتیجه می‌رساند<ref>فی ظلال، ج ۴، ص ۲۴۳۲ - ۲۴۳۴.</ref>؛ جز این، در بین آیاتی که دعاهای [[انبیا]] را حکایت کرده می‌توان نشانی از آرزوهای آرمانی آنان را جست که البته این [[آیات]] به واقع می‌تواند گامی در جهت [[اصلاح]] [[خواسته‌ها]] و آرزوهای [[مردم]] و جهت دادن آنان به آرمان‌های [[برتر]] در [[زندگی]] باشد؛ به طور مثال هنگامی که [[ابراهیم]] {{ع}} فرزندش [[اسماعیل]] را همراه با [[هاجر]] در سرزمین خشک [[مکه]] تنها می‌گذارد، از [[خدا]] می‌خواهد که دل‌های [[مردم]] را به آنها متوجه و متمایل و از محصولات متنوع برخوردارشان سازد و آرزوی او آن است که [[نسل]] وی [[شکرگزار]] [[خداوند]] شوند: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>یاهنگام ساختن بنای [[کعبه]] همراه بااسماعیل، از [[خدا]] می‌خواهند که از ذریه شان، امتی [[مسلمان]] و [[فرمان]] بردار خداوند قرار دهد: {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ }}<ref> پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوه‌های پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بی‌گمان تویی که توبه‌پذیر مهربانی؛ سوره بقره، آیه: 128.</ref> و نیز می‌خواهد که در میان آنها [[پیامبری]] از خودشان برانگیزد تا [[آیات الهی]] را بر آنان [[تلاوت]] کند؛ کتاب و [[حکمت]] به ایشان بیاموزد و [[تزکیه]] شان سازد: {{متن قرآن|رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیه‌هایت را برای آنها می‌خواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی می‌آموزد و به آنها پاکیزگی می‌بخشد، برانگیز! بی‌گمان تویی که پیروزمند فرزانه‌ای» سوره بقره، آیه ۱۲۹.</ref>این [[آیات]] و آیاتی دیگر به طور ضمنی از آرمان‌های [[ابراهیم]] {{ع}} خبر می‌دهد؛ البته این آرمان‌ها، چنان که ازبعضی [[آیات]] به دست می‌آید، گاه جنبه سلبی هم دارد؛ برای مثال بر اساس [[آیه]] ۸۸ سوره یونس [[موسی]] {{ع}} از [[خدا]] می‌خواهد که [[اموال]] و دارایی‌های [[فرعون]] و درباریانش را نابود کند؛ به این [[دلیل]] که از آن در جهت [[گمراهی]] [[مردم]] از [[راه خدا]] استفاده می‌کردند: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِينَةً وَأَمْوَالًا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ}}<ref>«و موسی گفت: پروردگارا تو به فرعون و سرکردگانش آراستگی و دارایی‌هایی در زندگانی دنیا بخشیدی که سرانجام (مردم را) از راه تو بیراه می‌گردانند؛ پروردگارا! دارایی‌هایشان را نابود و دل‌هاشان را در بند کن چندان که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند» سوره یونس، آیه ۸۸.</ref> یا این که اولی الالباب از [[خدا]] می‌خواهند که در [[روز قیامت]]، خوارشان نگرداند: {{متن قرآن|وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«پروردگارا! و آنچه با پیامبرانت به ما وعده کردی عطا کن و روز رستخیز ما را خوار مگردان؛ بی‌گمان تو در وعده (خود) خلاف نمی‌ورزی» سوره آل عمران، آیه ۱۹۴.</ref>. از سویی دیگر فقط ویژه [[انبیا]] هم نیست؛ چنان که [[آیه]] ۱۹۳ سوره [[آل عمران]] درخواست [[مرگ]] با [[ابرار]] و محشور شدن در زمره آنان را از ویژگی‌های اولی الالباب شمرده است: {{متن قرآن|وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ}}<ref>«پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران» سوره آل عمران، آیه ۱۹۳.</ref>. [[آیه]] ۱۰ سوره [[حشر]] نیز به [[مؤمنان]] می‌آموزد که خواسته و آرزوشان را در جهت بنا نهادن جامعه‌ای براساس [[رأفت]] و [[رحمت]] میان [[برادران ایمانی]] و خالی از هرگونه [[کینه]] و [[دشمنی]] قرار دهند{{متن قرآن|رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و کسانی که پس از آنان آمده‌اند می‌گویند: پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و در دل‌های ما کینه‌ای نسبت به مؤمنان بر جای مگذار! پروردگارا! تو مهربان بخشاینده‌ای» سوره حشر، آیه ۱۰.</ref><ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[آرزو - دشتی (مقاله)|مقاله «آرزو»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 179-180.</ref>.  


== آرزوهای پس از [[مرگ]] ==
== آرزوهای پس از [[مرگ]] ==
خط ۱۲۶: خط ۱۲۱:
همچنین از آرزوهای [[اهل کتاب]] خبر داده که می‌گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمی‌آید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست می‌گویید هر برهانی دارید بیاورید» سوره بقره، آیه ۱۱۱.</ref>؛ و در جواب آن فرموده است: "بگو اگر سرای [[آخرت]] یکسره از آنِ شماست نه [[مردم]]، پس آرزوی [[مرگ]] کنید اگر راست می‌گویید، اما آنان هرگز آرزوی [[مرگ]] نخواهند کرد، چون میدانند که دست‌آوردشان در [[دنیا]] چیست {{متن قرآن|قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآخِرَةُ عِندَ اللَّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«بگو، اگر راست می‌گویید که از میان همه مردم، سرای واپسین نزد خداوند، ویژه شماست پس آرزوی مرگ کنید و برای کارهایی که کرده‌اند هرگز هیچ‌گاه آن را آرزو نخواهند کرد و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۹۴-۹۵.</ref>. باز از [[آزمندی]] فراوان [[یهود]] خبر می‌دهد که [[دوست]] دارند هزار سال [[عمر]] داشته باشند {{متن قرآن|وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و آنان (- قوم یهود) را به زندگی آزمندترین مردم و آزمندتر از مشرکان خواهی یافت، هر یک از آنها دوست می‌دارد هزار سال او را سالمندی دهند با آنکه این سالمندی هم او را از عذاب دور نمی‌کند و خداوند به آنچه می‌کنند بیناست» سوره بقره، آیه ۹۶.</ref>. نیز شماری از [[اهل کتاب]] [[دوست]] دارند که شما [[مسلمانان]] از [[ایمان]] به [[کفر]] برگردید و این آرزوی آنان از روی [[حسدورزی]] است {{متن قرآن|وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بسیاری از اهل کتاب با آنکه حق برای آنان روشن است، از رشکی در درون جانشان، خوش دارند که شما را از پس ایمان به کفر بازگردانند؛ باری، (از آنان) درگذرید و چشم بپوشید تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۱۰۹.</ref>.
همچنین از آرزوهای [[اهل کتاب]] خبر داده که می‌گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمی‌آید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست می‌گویید هر برهانی دارید بیاورید» سوره بقره، آیه ۱۱۱.</ref>؛ و در جواب آن فرموده است: "بگو اگر سرای [[آخرت]] یکسره از آنِ شماست نه [[مردم]]، پس آرزوی [[مرگ]] کنید اگر راست می‌گویید، اما آنان هرگز آرزوی [[مرگ]] نخواهند کرد، چون میدانند که دست‌آوردشان در [[دنیا]] چیست {{متن قرآن|قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآخِرَةُ عِندَ اللَّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«بگو، اگر راست می‌گویید که از میان همه مردم، سرای واپسین نزد خداوند، ویژه شماست پس آرزوی مرگ کنید و برای کارهایی که کرده‌اند هرگز هیچ‌گاه آن را آرزو نخواهند کرد و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۹۴-۹۵.</ref>. باز از [[آزمندی]] فراوان [[یهود]] خبر می‌دهد که [[دوست]] دارند هزار سال [[عمر]] داشته باشند {{متن قرآن|وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و آنان (- قوم یهود) را به زندگی آزمندترین مردم و آزمندتر از مشرکان خواهی یافت، هر یک از آنها دوست می‌دارد هزار سال او را سالمندی دهند با آنکه این سالمندی هم او را از عذاب دور نمی‌کند و خداوند به آنچه می‌کنند بیناست» سوره بقره، آیه ۹۶.</ref>. نیز شماری از [[اهل کتاب]] [[دوست]] دارند که شما [[مسلمانان]] از [[ایمان]] به [[کفر]] برگردید و این آرزوی آنان از روی [[حسدورزی]] است {{متن قرآن|وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بسیاری از اهل کتاب با آنکه حق برای آنان روشن است، از رشکی در درون جانشان، خوش دارند که شما را از پس ایمان به کفر بازگردانند؛ باری، (از آنان) درگذرید و چشم بپوشید تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۱۰۹.</ref>.


همچنین از آرزوی [[منافقان]] خبر می‌دهد که به گونه‌ای به [[غنائم جنگی]] [[دست]] یابند {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا}}<ref>«و اگر بخششی از خداوند به شما رسد- چنان که گویی شما را با او دوستی در میان نبوده است - می‌گوید: کاش من نیز با آنان (همراه) می‌بودم تا به رستگاری سترگی می‌رسیدم!» سوره نساء، آیه ۷۳.</ref>؛ و حتی [[کافر]] شدن [[مؤمنان]] را [[آرزو]] داشتند {{متن قرآن|وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«آنها دوست می‌دارند چنان که خود کافر شدند شما (نیز) کافر می‌شدید تا با ایشان یگانه می‌بودید پس هیچ‌یک از آنان را دوست مگیرید تا در راه خداوند هجرت کنند و اگر رویگردان شدند هر کجا آنان را یافتید بگیرید و بکشید و از ایشان یار و یاوری مگیرید» سوره نساء، آیه ۸۹.</ref>؛ و از گفتگوی [[منافقان]] با [[مؤمنان]] در [[قیامت]] خبر می‌دهد که [[مؤمنان]] آنان را به [[فریب خوردن]] از [[آرزوها]] در [[دنیا]] متهم می‌کنند {{متن قرآن|يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}}<ref>«(منافقان) آنان را ندا می‌دهند: آیا ما با شما نبودیم؟ می‌گویند: چرا، اما شما خود را (با دورویی) به سختی افکندید و چشم به راه (شکست ما مؤمنان) بودید و تردید کردید و آرزوها شما را فریب داد تا آنکه فرمان خداوند در رسید و (شیطان) فریبکار شما را به خداوند فریفت» سوره حدید، آیه ۱۴.</ref>.
همچنین از آرزوی [[منافقان]] خبر می‌دهد که به گونه‌ای به [[غنائم جنگی]] دست یابند {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا}}<ref>«و اگر بخششی از خداوند به شما رسد- چنان که گویی شما را با او دوستی در میان نبوده است - می‌گوید: کاش من نیز با آنان (همراه) می‌بودم تا به رستگاری سترگی می‌رسیدم!» سوره نساء، آیه ۷۳.</ref>؛ و حتی [[کافر]] شدن [[مؤمنان]] را [[آرزو]] داشتند {{متن قرآن|وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«آنها دوست می‌دارند چنان که خود کافر شدند شما (نیز) کافر می‌شدید تا با ایشان یگانه می‌بودید پس هیچ‌یک از آنان را دوست مگیرید تا در راه خداوند هجرت کنند و اگر رویگردان شدند هر کجا آنان را یافتید بگیرید و بکشید و از ایشان یار و یاوری مگیرید» سوره نساء، آیه ۸۹.</ref>؛ و از گفتگوی [[منافقان]] با [[مؤمنان]] در [[قیامت]] خبر می‌دهد که [[مؤمنان]] آنان را به [[فریب خوردن]] از [[آرزوها]] در [[دنیا]] متهم می‌کنند {{متن قرآن|يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}}<ref>«(منافقان) آنان را ندا می‌دهند: آیا ما با شما نبودیم؟ می‌گویند: چرا، اما شما خود را (با دورویی) به سختی افکندید و چشم به راه (شکست ما مؤمنان) بودید و تردید کردید و آرزوها شما را فریب داد تا آنکه فرمان خداوند در رسید و (شیطان) فریبکار شما را به خداوند فریفت» سوره حدید، آیه ۱۴.</ref>.


[[قرآن]] به برخی آرزوهای [[مؤمنان]] نیز اشاره کرده است از جمله: گروهی [[دنیاطلب]] آنگاه که [[ثروت]] [[قارون]] را [[مشاهده]] کردند، گفتند: {{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ}}<ref>«آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است» سوره قصص، آیه ۷۹.</ref>؛ ولی [[مؤمنان]] دانشمند به [[توبیخ]] آنان پرداختند که [[ثواب]] [[خداوند]] بهتر از [[دارایی]] [[قارون]] است {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ}}<ref>«و دانشوران گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به شکیبایان فرا نیاموزند» سوره قصص، آیه ۸۰.</ref>.
[[قرآن]] به برخی آرزوهای [[مؤمنان]] نیز اشاره کرده است از جمله: گروهی [[دنیاطلب]] آنگاه که [[ثروت]] [[قارون]] را [[مشاهده]] کردند، گفتند: {{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ}}<ref>«آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است» سوره قصص، آیه ۷۹.</ref>؛ ولی [[مؤمنان]] دانشمند به [[توبیخ]] آنان پرداختند که [[ثواب]] [[خداوند]] بهتر از [[دارایی]] [[قارون]] است {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ}}<ref>«و دانشوران گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به شکیبایان فرا نیاموزند» سوره قصص، آیه ۸۰.</ref>.
۱۱۵٬۲۶۲

ویرایش