بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اصحاب رس در علوم قرآنی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
== | == رس چیست؟ == | ||
{{اصلی|رس}} | |||
رسّ در لغت به معنای کندن [[چاه]] و [[قبر]]،<ref>ترتیب العین، ص ۳۱۱؛ تاجالعروس، ج ۸، ص ۳۰۶، «رسس».</ref> مدفون کردن مرده یا غیر آن، چاه کهنه، چاه سنگچین شده، معدن<ref>لسانالعرب، ج ۵، ص ۲۱۰؛ تاج العروس، ج ۸، ص ۳۰۶؛ القاموس المحیط، ج ۱، ص ۷۵۳، «رسّ».</ref> و نیز [[استوار]] ساختن،<ref>ترتیب العین، ص ۳۱۰؛ التحقیق، ج ۴، ص ۱۰۹، «رس».</ref> نشانه و اندک اثر بر جای مانده هر چیز <ref>مفردات، ص ۳۵۲؛ لسانالعرب، ج ۵، ص ۲۰۹، «رسس».</ref> آمده است. | رسّ در لغت به معنای کندن [[چاه]] و [[قبر]]،<ref>ترتیب العین، ص ۳۱۱؛ تاجالعروس، ج ۸، ص ۳۰۶، «رسس».</ref> مدفون کردن مرده یا غیر آن، چاه کهنه، چاه سنگچین شده، معدن<ref>لسانالعرب، ج ۵، ص ۲۱۰؛ تاج العروس، ج ۸، ص ۳۰۶؛ القاموس المحیط، ج ۱، ص ۷۵۳، «رسّ».</ref> و نیز [[استوار]] ساختن،<ref>ترتیب العین، ص ۳۱۰؛ التحقیق، ج ۴، ص ۱۰۹، «رس».</ref> نشانه و اندک اثر بر جای مانده هر چیز <ref>مفردات، ص ۳۵۲؛ لسانالعرب، ج ۵، ص ۲۰۹، «رسس».</ref> آمده است. | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۳: | ||
# برخی آنان را همان [[اصحاب اخدود]] دانستهاند <ref>جامعالبیان، مج ۱۱، ج ۱۹، ص ۲۰؛ تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص ۲۲۷؛ تفسیر ابیالسعود، ج ۵، ص ۲۱۸.</ref> که دست کم نظر به تفاوت سرانجام هریک با دیگری در [[دنیا]] {{متن قرآن|وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا}}<ref>«و برای همگان مثلها زدیم و همگان را یکسره نابود کردیم» سوره فرقان، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ}}<ref>«به یقین آنان که مردان و زنان مؤمن را آزار دادند سپس توبه نکردند، عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان دارند» سوره بروج، آیه ۱۰.</ref> آن دو نمیتوانند یکی باشند.<ref>قصص الانبیاء، ص ۲۳۰؛ التحقیق، ج ۴، ص ۱۱۱.</ref> | # برخی آنان را همان [[اصحاب اخدود]] دانستهاند <ref>جامعالبیان، مج ۱۱، ج ۱۹، ص ۲۰؛ تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص ۲۲۷؛ تفسیر ابیالسعود، ج ۵، ص ۲۱۸.</ref> که دست کم نظر به تفاوت سرانجام هریک با دیگری در [[دنیا]] {{متن قرآن|وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا}}<ref>«و برای همگان مثلها زدیم و همگان را یکسره نابود کردیم» سوره فرقان، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ}}<ref>«به یقین آنان که مردان و زنان مؤمن را آزار دادند سپس توبه نکردند، عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان دارند» سوره بروج، آیه ۱۰.</ref> آن دو نمیتوانند یکی باشند.<ref>قصص الانبیاء، ص ۲۳۰؛ التحقیق، ج ۴، ص ۱۱۱.</ref> | ||
# روایتی [[نبوی]] به [[نقل]] [[محمد بن کعب قُرظی]]، آنان را [[قوم]] [[حنظلة بن صفوان]] گزارش میکند که پس از [[تکذیب]]، وی را در چاهی افکنده و سنگ بزرگی بر دهانه آن نهادند. [[غلام]] سیاه مؤمنی که او را نخستین وارد شونده به [[بهشت]] دانستهاند، شبانه و مخفیانه برای وی آب و [[غذا]] میبرده است. پس از مدتی قوم او پشیمان شده و او را از [[چاه]] درآوردند و به وی [[ایمان]] آوردند. وی به سوی باقیمانده اندک قوم خود باز میگردد.<ref>جامعالبیان، مج ۱۱، ج ۱۹، ص ۲۰؛ روضالجنان، ج۱۴، ص۲۲۲ـ۲۲۳؛ تفسیر ابنکثیر، ج۳، ص۳۳۱.</ref> این [[حدیث]] را مرسل و بیشتر ساخته و پرداخته خود [[راوی]] دانستهاند،<ref>قصص الانبیاء، ص ۲۳۲؛ البدایة و النهایه، ج ۱، ص ۲۰۶.</ref> چنان که [[سرنوشت]] این قوم با [[اصحاب]] رسّ که ظاهراً همگی نابود شدهاند، چندان سازگار نیست. | # روایتی [[نبوی]] به [[نقل]] [[محمد بن کعب قُرظی]]، آنان را [[قوم]] [[حنظلة بن صفوان]] گزارش میکند که پس از [[تکذیب]]، وی را در چاهی افکنده و سنگ بزرگی بر دهانه آن نهادند. [[غلام]] سیاه مؤمنی که او را نخستین وارد شونده به [[بهشت]] دانستهاند، شبانه و مخفیانه برای وی آب و [[غذا]] میبرده است. پس از مدتی قوم او پشیمان شده و او را از [[چاه]] درآوردند و به وی [[ایمان]] آوردند. وی به سوی باقیمانده اندک قوم خود باز میگردد.<ref>جامعالبیان، مج ۱۱، ج ۱۹، ص ۲۰؛ روضالجنان، ج۱۴، ص۲۲۲ـ۲۲۳؛ تفسیر ابنکثیر، ج۳، ص۳۳۱.</ref> این [[حدیث]] را مرسل و بیشتر ساخته و پرداخته خود [[راوی]] دانستهاند،<ref>قصص الانبیاء، ص ۲۳۲؛ البدایة و النهایه، ج ۱، ص ۲۰۶.</ref> چنان که [[سرنوشت]] این قوم با [[اصحاب]] رسّ که ظاهراً همگی نابود شدهاند، چندان سازگار نیست. | ||
# در روایتی از [[علی]] {{ع}} به نقل [[شیخ صدوق]] که [[سند]] آن معتبر<ref>حیاة القلوب، ج ۲، ص ۱۰۱۹.</ref> و صحیح <ref>التحقیق، ج ۴، ص ۱۱۲، «رس».</ref> خوانده شده آنها قومی پس از [[سلیمان]] {{ع}}، ساکن در ۱۲ [[شهر]] بسیار آباد با نامهای ۱۲ ماه [[ایرانی]] (فروردین و...)، واقع در کنار رود بسیار پرآبی به نام "رسّ" در [[مشرق]] [[زمین]] و پرستنده درخت صنوبری به نام "شاه درخت" یاد میشوند. پس از خشکیدن درخت در پی [[نفرین]] [[پیامبری]] از [[نسل]] [[یهودا]] که پس از سالها [[دعوت به توحید]] با تکذیب و [[اصرار]] آنان بر [[بتپرستی]] روبه رو شد، آنان با [[تصور]] [[خشم]] درخت و با [[هدف]] [[خشنود]] ساختن آن، آب چشمه [[مقدس]]، واقع در پای درخت به نام "دوشاب" را [[تخلیه]] و با کندن گودالی در [[دل]] آن، [[پیامبر]] خویش را زنده زنده در آن [[دفن]] میکنند، ازاینرو به وسیله [[باد سرخ]] و [[زمین]] گداخته نابود و به [[اصحاب]] رسّ موسوم میشوند. رودخانه یاد شده نیز از آن پس "رسّ" نام میگیرد <ref>عللالشرایع، ج ۱، ص ۵۵ ـ ۵۷؛ عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج ۱، ص ۴۱۸ ـ ۴۲۶؛ معانی الاخبار، ج ۱، ص ۱۰۹ ـ ۱۱۰.</ref>. نیآمدن این [[روایت]] در دیگر مجامع [[حدیثی]] | # در روایتی از [[علی]] {{ع}} به نقل [[شیخ صدوق]] که [[سند]] آن معتبر<ref>حیاة القلوب، ج ۲، ص ۱۰۱۹.</ref> و صحیح <ref>التحقیق، ج ۴، ص ۱۱۲، «رس».</ref> خوانده شده آنها قومی پس از [[سلیمان]] {{ع}}، ساکن در ۱۲ [[شهر]] بسیار آباد با نامهای ۱۲ ماه [[ایرانی]] (فروردین و...)، واقع در کنار رود بسیار پرآبی به نام "رسّ" در [[مشرق]] [[زمین]] و پرستنده درخت صنوبری به نام "شاه درخت" یاد میشوند. پس از خشکیدن درخت در پی [[نفرین]] [[پیامبری]] از [[نسل]] [[یهودا]] که پس از سالها [[دعوت به توحید]] با تکذیب و [[اصرار]] آنان بر [[بتپرستی]] روبه رو شد، آنان با [[تصور]] [[خشم]] درخت و با [[هدف]] [[خشنود]] ساختن آن، آب چشمه [[مقدس]]، واقع در پای درخت به نام "دوشاب" را [[تخلیه]] و با کندن گودالی در [[دل]] آن، [[پیامبر]] خویش را زنده زنده در آن [[دفن]] میکنند، ازاینرو به وسیله [[باد سرخ]] و [[زمین]] گداخته نابود و به [[اصحاب]] رسّ موسوم میشوند. رودخانه یاد شده نیز از آن پس "رسّ" نام میگیرد <ref>عللالشرایع، ج ۱، ص ۵۵ ـ ۵۷؛ عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج ۱، ص ۴۱۸ ـ ۴۲۶؛ معانی الاخبار، ج ۱، ص ۱۰۹ ـ ۱۱۰.</ref>. نیآمدن این [[روایت]] در دیگر مجامع [[حدیثی]] دست اول و معتبر [[شیعی]] و نیز [[تفسیر]] التبیان [[طوسی]] و [[مجمعالبیان]] [[طبرسی]]، به رغم گزارش کامل آن در برخی [[منابع تفسیری]]<ref>کشفالاسرار، ج ۷، ص ۳۳ ـ ۳۵؛ روضالجنان، ج ۱۴، ص ۲۲۳ ـ ۲۲۶.</ref> و داستانی <ref>عرائس المجالس، ص ۱۳۳ ـ ۱۳۵.</ref> جای بسی [[شگفتی]] است، چنان که از عبارت [[المیزان]]، ردّ غیر مستقیم آن برمیآید.<ref>المیزان، ج ۱۵، ص ۲۱۸.</ref> برخی [[پژوهشگران]] با پیوند این روایت به سرو ابرقو، [[اصحاب]] رسّ را [[ایرانی]] و ساکن ابرقو <ref>داستان اصحاب رس، ص ۳۳.</ref> و شماری نیز بر اساس قراینی از جمله [[قرابت]] لفظی، رسّ را همان رود "ارس"، اصحاب رس را در [[آذربایجان]] و پیامبر آنان را احتمالاً [[زرتشت]] دانستهاند.<ref> شرح نهجالبلاغه، عبده، ص ۳۹۱؛ التحقیق، ج ۴، ص۱۱۲ـ۱۱۳، «رس»؛ قاموس قرآن، ج۳، ص۸۸ـ۸۹.</ref> بخشی از [[خطبه ۱۸۳]] [[نهجالبلاغه]] در [[مقام]] [[موعظه]]، اصحاب رسّ را در شمار فراعنه و عمالقه <ref>شرح نهجالبلاغه، ابنابیالحدید، ج ۱۰، ص ۲۸۰ ـ ۲۸۱؛ المفصل، ج ۱، ص ۳۴۵ ـ ۳۴۷.</ref> و صاحبان شهرهای متعدد یاد میکند که طعمه [[مرگ]] شده و از این [[جهان]] رخت بربستهاند: {{متن حدیث| أَيْنَ اَلْعَمَالِقَةُ وَ أَبْنَاءُ اَلْعَمَالِقَةِ أَيْنَ اَلْفَرَاعِنَةُ وَ أَبْنَاءُ اَلْفَرَاعِنَةِ أَيْنَ أَصْحَابُ مَدَائِنِ اَلرَّسِّ اَلَّذِينَ قَتَلُوا اَلنَّبِيِّينَ وَ أَطْفَئُوا سُنَنَ اَلْمُرْسَلِينَ وَ أَحْيَوْا سُنَنَ اَلْجَبَّارِينَ}}. این روایت را نیز برخی از شارحان نهجالبلاغه با داستان شاه درخت پیوند داده و داستان مذکور را در شرح و تفصیل آن آوردهاند،<ref>شرح نهجالبلاغه، عبده، ص ۳۹۱؛ قاموس قرآن، ج ۳، ص ۸۹.</ref> درحالی که فقره مزبور اشاره مستقیمی به آن ماجرا نداشته، تنها بیانگر این است که [[اصحاب]] رس افرادی نامدار با [[تمدنی]] قابل توجه، شهرهایی متعدد و پیشینهای نسبتاً زیاد در [[مبارزه]] با [[دعوت]] [[توحیدی]] [[انبیا]]، کشتن آنان و [[ترویج]] [[باورها]] و ارزشهای [[شرکآلود]] و [[کفرآمیز]] بودهاند و شهرهای آنان گویا در کنار رودی یا جایی به نام رسّ قرار داشته است. | ||
# در روایتی از [[امام کاظم]] {{ع}}، [[اصحاب]] رسّ، مردمی صلیب پرست <ref>بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۱۵۳ ـ ۱۵۴.</ref> و به [[نقلی]] دیگر [[آتشپرست]]، ساحلنشین رود "رسّ" در مرز ارمنستان و [[آذربایجان]] معرفی شدهاند که ۳۰ [[پیامبر]] را کشتند؛<ref>عرائس المجالس، ص ۱۳۲ ـ ۱۳۳.</ref> همچنین در پارهای [[احادیث]]، [[زنان]] اصحاب رسّ، همجنسباز خوانده شدهاند.<ref>المحاسن، ج ۱، ص ۱۱۴؛ الکافی، ج ۷، ص ۲۰۲؛ من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴۳.</ref> | # در روایتی از [[امام کاظم]] {{ع}}، [[اصحاب]] رسّ، مردمی صلیب پرست <ref>بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۱۵۳ ـ ۱۵۴.</ref> و به [[نقلی]] دیگر [[آتشپرست]]، ساحلنشین رود "رسّ" در مرز ارمنستان و [[آذربایجان]] معرفی شدهاند که ۳۰ [[پیامبر]] را کشتند؛<ref>عرائس المجالس، ص ۱۳۲ ـ ۱۳۳.</ref> همچنین در پارهای [[احادیث]]، [[زنان]] اصحاب رسّ، همجنسباز خوانده شدهاند.<ref>المحاسن، ج ۱، ص ۱۱۴؛ الکافی، ج ۷، ص ۲۰۲؛ من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴۳.</ref> | ||
# برخی گزارشهای [[تاریخی]]، اصحاب رسّ را ساکن "حضور" در [[یمن]] میدانند که پس از [[کشتن پیامبر]] خویش به دست بُخْتُ نُّصَّر کشته و [[اسیر]] شدند. جواد [[علی]] با ارائه مستنداتی این را جزو [[اسرائیلیات]] و برگرفته از گزارش [[تورات]] میداند <ref>تاریخ دمشق، ج ۱، ص ۱۲؛ المفصل، ج ۱، ص ۳۴۷ ـ ۳۵۲.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[محمد حسن ناصحی|ناصحی]] [[اصحاب رس (مقاله)|مقاله «اصحاب رس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، | # برخی گزارشهای [[تاریخی]]، اصحاب رسّ را ساکن "حضور" در [[یمن]] میدانند که پس از [[کشتن پیامبر]] خویش به دست بُخْتُ نُّصَّر کشته و [[اسیر]] شدند. جواد [[علی]] با ارائه مستنداتی این را جزو [[اسرائیلیات]] و برگرفته از گزارش [[تورات]] میداند <ref>تاریخ دمشق، ج ۱، ص ۱۲؛ المفصل، ج ۱، ص ۳۴۷ ـ ۳۵۲.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[محمد حسن ناصحی|ناصحی]] [[اصحاب رس (مقاله)|مقاله «اصحاب رس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص 401-405.</ref> | ||
== [[اصحاب]] | ==اصحاب الرس== | ||
در اینکه «اصحاب الرس»<ref>نام این [[قوم]] [[ستمگر]] در [[سوره فرقان]] [[آیه]] ۳۸ آمده است؛ واژۀ «[[رس]]» در اصل به معنی اثر مختصر است، مثلاً گفته میشود رس الحدیث فی نفسی (کمی از گفتار او را به خاطر دارم) یا گفته میشود وجد رساً من [[حمی]] (اثر مختصر از تب در خود یافته). | |||
و جمعی از [[مفسران]] بر این عقیدهاند که «رس» به معنی [[چاه]] است. | |||
به هر حال نامیدن این قوم به این نام یا به خاطر آنست که اثر بسیار کمی از آنها به جای مانده یا به جهت آنست که آنها چاههای آب فراوان داشتند، و یا به واسطۀ فرو کشیدن چاههایشان هلاک و نابود شدند.</ref> چه کسانی بودند؟ [[گفتگو]] بسیار است<ref>رجوع کنید به تفسیر نمونه، ج۱۵، ص۹۲. </ref>. | |||
از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[حدیثی]] طولانی دربارۀ [[اصحاب رس]] نقل شده که فشردۀ آن چنین است: | |||
«آنها قومی بودند که درخت صنوبری را میپرستیدند و به آن «شاه درخت» میگفتند، و آن درختی بود که «یافث» فرزند «نوح» بعد از [[طوفان]] در کنارهای به نام «روشن آب» غرس کرده بود، آنها [[دوازده]] [[شهر]] آباد داشتند که بر کنار نهری به نام «رس» بود، این [[شهرها]] به نامهای: آبان، آذر، دی، بهمن، اسفند، فروردین، اردیبهشت، خرداد، تیر، مرداد و شهریور و مهر نام داشت که [[ایرانیان]] نامهای [[ماههای سال]] خود را از آنها گرفتهاند. | |||
آنها به خاطر احترامی که به آن درخت صنوبر میگذاشتند، بذر آن را در مناطق دیگر کاشتند و نهری برای آبیاری آن اختصاص دادند به گونهای که [[نوشیدن آب]] آن [[نهر]] را بر خود و چهارپایانشان ممنوع کرده بودند، حتی اگر کسی از آن میخورد او را به [[قتل]] میرساندند، و میگفتند این مایۀ [[حیات]] [[خدایان]] ما است و [[شایسته]] نیست کسی از آن چیزی کم کند! | |||
آنها در هر ماه از سال، روزی را در یکی از این شهرهای آباد [[عید]] میگرفتند و به کنار درخت صنوبری که در خارج شهر بود میرفتند، قربانیها برای آن میکردند و حیواناتی سر میبریدند و سپس آنها را به [[آتش]] میافکندند، هنگامی که [[دود]] از آنها به [[آسمان]] بر میخاست در برابر درخت به [[سجده]] میافتادند و [[گریه و زاری]] سر میدادند! | |||
[[عادت]] و [[سنت]] آنها در همۀ این [[شهرها]] چنین بود تا اینکه نوبت به [[شهر]] بزرگی که پایتخت پادشاهشان بود و نام اسفند داشت میرسید، تمامی [[اهل]] آبادیها همه در آن جمع میشدند و [[دوازده]] [[روز]] پشت سر هم [[عید]] میگرفتند و آنچه در توان داشتند [[قربانی]] میکردند و در برابر درخت سجده مینمودند. | |||
هنگامی که آنها در [[کفر]] و [[بتپرستی]] فرو رفتند، [[خداوند]] [[پیامبری]] از [[بنیاسرائیل]] به سوی آنها فرستاد تا آنها را به [[عبادت]] خداوند یگانه و ترک [[شرک]] [[دعوت]] کند، اما آنها [[ایمان]] نیاوردند، آن [[پیامبر]] برای قلع مادۀ [[فساد]] از [[خدا]] تقاضا کرد، آن درخت بزرگ خشکید، آنها هنگامی که چنین دیدند سخت ناراحت شدند و گفتند این [[مرد]] [[خدایان]] ما را [[سحر]] کرده! بعضی دیگر گفتند: خدایان به خاطر این مرد که ما را دعوت به کفر میکند بر ما [[غضب]] کردند!. | |||
و به دنبال این بحثها همگی [[تصمیم]] بر کشتن آن پیامبر گرفتند، چاهی عمیق کندند و او را در آن افکندند و سر آن را بستند و بر بالای آن نشستند و پیوسته نالۀ او را شنیدند تا [[جان]] سپرد، خداوند به خاطر این [[اعمال زشت]]، و این [[ظلم]] و [[ستمها]] آنها را به [[عذاب]] شدیدی گرفتار کرد و نابود ساخت».<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۵۰۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:000054.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی]] و [[محمد حسن ناصحی|ناصحی]] [[اصحاب رس (مقاله)|مقاله «اصحاب رس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۳''']] | # [[پرونده:000054.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی]] و [[محمد حسن ناصحی|ناصحی]] [[اصحاب رس (مقاله)|مقاله «اصحاب رس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۳''']] | ||
# [[پرونده:1100842.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|'''قصههای قرآن''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||