راه وحی: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
جز (جایگزینی متن - ':{{عربی|﴿' به ': {{عربی|﴿') |
(←مقدمه) |
||
| (۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==مقدمه== | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = وحی | |||
==وحی در حال رؤیا== | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | |||
| پرسش مرتبط = وحی و الهام (پرسش) | |||
}} | |||
== مقدمه == | |||
[[خداوند]] به سه نوع ارتباط [[کلامی]] با [[بشر]] اشاره کرده است؛ بنا بر این وحی بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز از این سه نوع بیرون نیست. مشهورترین نوع [[وحی]] بر [[انبیا]]، وحیی است که [[فرشته]] یا فرشتگان وحی آوردهاند. برای این نوع وحی نیز حالات مختلفی فرض میشود. حالات فرد در هنگام وحی را میتوان به سه صورت تصور کرد<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۶۴ - ۶۷.</ref>. | |||
==وحی در حال بیداری (با حواس باطن)== | |||
== وحی در حال [[رؤیا]] == | |||
در [[روایات]] آمده است که رؤیا جزئی از [[نبوت]] است<ref>ر.ک: المستدرک، محمد حاکم نیشابوری، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ ﻫ، ج ۲، ص۵۴۵ و ج ۴، ص۳۹۶؛ صحیح البخاری، محمد بن اسماعیل بخاری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ ﻫ، ج ۱، ص۴۴.</ref> و نیز برخی از [[پیامبران]] تنها در حال رؤیا وحی را دریافت میکردهاند<ref>ر.ک: کافی، کلینی، تحقیق علی اکبر غفاری، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۸ ﻫ، چاپ سوم، ج ۱، ص۱۷۶</ref> همچنین به گفته [[قرآن]]، پیامبران بزرگی چون [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت یوسف]]{{عم}} و [[حضرت محمد]]{{صل}} رؤیاهای صادقهای داشتند که یا کاشف [[حقیقت]] بود و یا در آنها دستور العملهایی را از خداوند دریافت میکردند. بنا بر این شایسته است که به این موضوع بیشتر توجه کنیم تا معلوم شود که رؤیا با وحی چه نسبتی دارد. | |||
اصلِ رؤیا امری است که همگان به گونهای آن را [[تجربه]] کردهاند. همچنین همه ما یا خود خوابهایی دیدهایم که بر امور مخفی، [[حل مشکلات]] [[علمی]] یا وقوع حوادثی در [[آینده]] دلالت داشته و یا شنیدهایم که دیگران چنین خوابهایی دیدهاند. | |||
==وحی در حال بیداری (با حواس ظاهری)== | این خوابها را، به ویژه اگر صریح و [[بینیاز]] از تعبیر باشد، نمیتوان اتفاقی و بیارتباط با جریانهای بیرونی قابل انظباق دانست<ref>مباحثی در وحی و قرآن، محمد حسین طباطبایی، تهران، بنیاد علوم اسلامی، ۱۳۶۰ ش، ص۴۵.</ref>؛ اگرچه بسیاری از رؤیاها نیز بیپایه و اساس است و ریشه در عواملی از قبیل امراض، [[انحرافات]] مزاجی، [[خستگی]] یا پُر بودن شکم دارد. همچنین نیروی تخیّل، [[صفات]] [[نفسانی]] و [[اخلاقیات]] نیز در پدید آمدن رؤیاها نقش قابل توجهی دارند. با این توضیح نمیتوان همیشه با [[رؤیا]] به مثابه یک امر [[واقعی]] برخورد کرد، اما وجود [[رؤیاهای صادقه]] نیز قابل [[انکار]] نیست. سؤال آن است که در رؤیاهای صادقه چگونه [[حقایق]] انتقال مییابد؟ برخی این پدیده را چنین تحلیل کردهاند که [[جهان هستی]] مشتمل بر سه عالم است: [[عالم طبیعت]]، [[عالم مثال]] و عالم [[عقل]]. [[نفس انسان]] به سبب تجرّدش در حال [[خواب]] با عالم [[غیر طبیعی]] ارتباط برقرار میکند و حقایقی را [[مشاهده]] مینماید که با حقایق مادی و طبیعی رابطه علیت دارند. در [[قرآن]] نیز آمده است: {{متن قرآن|اللَّهُ يَتَوَفَّى الأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref> خداوند، جانها را هنگام مرگشان و آن (جان) را که نمرده است هنگام خوابیدن آن میگیرد و آن را که مرگش را رقم زده است نگاه میدارد و دیگری را تا زمانی معیّن رها میکند؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند؛ سوره زمر، آیه۴۲.</ref>. | ||
نفس گاهی حقایقی را که در حال رؤیا با آنها ارتباط برقرار میکند با حالت اصلی مشاهده میکند و در آنها هیچ تصرّفی نمیکند که اینگونه خوابها صادقه هستند. گاهی نیز نفس در آن حقایق [[تصرف]] میکند و آنها را به صورتهایی که با آنها مأنوس است مشاهده میکند. به [[طور]] مثال [[علم]] را به صورت [[نور]] و [[جهل]] را به صورت [[ظلمت]] مشاهده میکند<ref>مباحثی در وحی و قرآن، محمد حسین طباطبایی، تهران، بنیاد علوم اسلامی، ۱۳۶۰ ش، ص۴۷.</ref> [[قرآن کریم]] به هر دو نوع رؤیا اشاره دارد؛ [[خواب]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در مورد [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} و خواب [[رسول اکرم]]{{صل}} در مورد [[فتح مکه]] از نوع اول است و خواب [[حضرت یوسف]]{{ع}} و نیز [[خواب]] رفقای زندانیاش از نوع دوم است. | |||
بنا بر این [[رؤیا]] را میتوان یکی از راههای [[وحی]] [[حقایق]] بر افراد بر شمرد و مانعی ندارد که [[خداوند]] از طریق آن بر پیامبرانش وحی فرستاده باشد. اما آیا وحی تمام یا حداقل بخشی از [[قرآن]] از طریق رؤیا بوده است یا خیر؟ [[اثبات]] یا [[نفی]] این مسأله به دلیل نیاز دارد<ref>سیوطی آورده است که برخی گفتهاند که جبرئیل در خواب بر پیامبر نازل میشد و برخی از سورههای قرآن را بر پیامبر قرائت میکرد و سورۀ کوثر را نیز از جملۀ آنها دانستهاند. ر.ک: الإتقان فی علوم القرآن، سیوطی، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۳ ش، ج ۱، ص۱۶۱ (نوع شانزدهم).</ref>. | |||
هیچ منعی نیست که برخی از [[آیات]] و سُوَر قرآن در حال رؤیا بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده باشد، اما ظاهراً [[نزول قرآن]] در حال رؤیا نبوده است. [[شاهد]] این ادّعا آن است که خداوند رؤیای پیامبر اکرم{{صل}} در مورد [[فتح مکه]] را نیز در قرآن نقل کرده است که این امر نشان میدهد که [[نزول آیات]] از طریق رؤیا نبوده است،؛ چراکه حکایت رؤیا در رؤیا معنا ندارد<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۶۸ - ۶۹.</ref>. | |||
== وحی در حال [[بیداری]] (با حواس [[باطن]]) == | |||
بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که [[نزول جبرئیل]] و وحی در ظرف نفس پیامبر اکرم{{صل}} صورت میگیرد، نه در [[عالم ظاهر]] و [[حس]]. [[قرآن کریم]] نیز میفرماید: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ}}<ref> که روح الامین آن را فرود آورده است. بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی؛ به زبان عربی روشن؛ سوره شعراء، آیه۱۹۳.</ref>. | |||
[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] میگوید: [[پیامبر]] در ظرف وجودی نفس [[شریف]] خود [[جبرئیل]] را [[ملاقات]] میکرد و او را میدید و سخن او را میشنید، نه با چشم و گوش مادی؛ اگر فرض کنیم که پیامبر با چشم و گوش مادی [[جبرئیل]] را میدید و سخن او را میشنید، باید دیگران نیز در حالت [[روحی]] جبرئیل را میدیدند و سخنان او را میشنیدند. این در حالی است که نقل [[قطعی]] این امر را [[تکذیب]] میکند<ref>ر.ک: کلینی، کافی، ج ۱، ص۲۴۳.</ref>. بسیاری از اوقات اتفاق میافتاد که [[پیامبر]] در بین [[مردم]] بود و حالت [[وحی]] به پیامبر[[دست]] میداد، در حالی که مردم شخصی را که با پیامبر[[سخن]] میگفت نمیدیدند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسين، بیتا، ج ۱۵، ص۳۱۷ و ۳۱۸.</ref>. | |||
در [[تأیید]] این سخن میتوان به [[آیات]] [[سوره نجم]] اشاره کرد که [[خداوند]] [[رؤیت]] را به [[قلب]] نسبت داده است: {{متن قرآن|مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى}}<ref> دل، آنچه میدید، دروغ نگفت؛ سوره نجم، آیه۱۱.</ref>. این [[آیه]] نشان میدهد که [[انسان]] غیر از رؤیت [[حسی]]، رؤیت [[شهودی]] هم دارد. همچنین نشان میدهد که پیامبر جبرئیل و [[آیات الهی]] را در ظرف وجودی قلب دیده است <ref>ر.ک: طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۱۹، ص۲۹.</ref>. | |||
[[شهید مطهری]] نیز بر این [[اعتقاد]] است که [[حواس ظاهری]] پیامبر در هنگام وحی تعطیل بوده است، همان [[طور]] که در [[رؤیاهای صادقه]] [[چشم]] و گوش و [[حواس]]انسان بسته است. اما در هر حالت میان [[روح انسان]] و [[عالم غیب]] رابطهای برقرار میشود<ref>مجموعۀ آثار، مرتضی مطهری، قم، صدرا، ۱۳۷۴ ش، ج ۴، ص۴۱۱.</ref>. | |||
بنا بر این اگر [[نزول]] [[وحی بر پیامبر]] را به ترتیبی که در بالا آمد بپذیریم، باید قبول کنیم که نزدیکترین قالب برای بیان ظرف وحی، حالت [[کشف و شهود]] است؛ چراکه از طرفی پیامبر در حال [[خواب]] و [[رؤیا]] نیست و از طرف دیگر حواس ظاهریاش کار نمیکند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۶۹ - ۷۰.</ref>. | |||
== وحی در حال [[بیداری]] (با حواس ظاهری) == | |||
برخی از [[روایات]] حاکی از آن است که [[فرشته وحی]] به صورت یک [[انسان]] معمولی<ref>در روایات آمده است که جبرئیل{{ع}} به صورت دحیۀ کلبی ظاهر میشده است. ر.ک: بحار الأنوار، ج ۱۹، ص۲۳۸؛ ج ۲۰، ص۲۱۰؛ ج ۵۶، ص۱۴۹؛ مجمع الزوائد و منبع الفوائد، نور الدین هیثمی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۸ ق، ج ۸، ص۲۳۷؛ کافی، ج ۲، ص۵۸۷؛ سنن النسائی، احمد بن شعیب نسائی، بیروت، دار الفکر، ۱۳۴۸، ج ۸، ص۱۰۳؛ مسند، احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، ج ۲، ص۱۰۷.</ref> متمثل میشده و به حضور [[پیامبر]]{{صل}} میرسیده و [[آیات قرآن]] را برای پیامبر{{صل}} [[تلاوت]] میکرده است. اگر این دسته از [[روایات صحیح]] باشد، لازم نیست بگوییم که پیامبر{{صل}} همیشه [[وحی]] را در حالت غیر عادی دریافت میکرده است. | |||
صرف نظر از [[درستی]] یا نادرستی این دسته از [[روایات]]، این صورت از وحی غیر ممکن یا دور از [[ذهن]] نیست. اگر بپذیریم که [[فرشته]] میتواند در صورت انسان متمثل شود و با کسی سخن بگوید، چه لزومی دارد که این [[تمثل]] در حالت غیر عادی باشد؟ باید گفت ظاهر آیاتی که به تمثل فرشته برای [[حضرت مریم]]{{س}} و تمثل [[فرشتگان]] برای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و [[حضرت لوط]]{{ع}} اشاره دارد نشان میدهد که حضرت ابراهیم{{ع}}، حضرت لوط{{ع}} و حضرت مریم{{س}} فرشتگان را در حالت عادی دیده و با آنها [[گفتگو]] کردهاند. | |||
در داستان حضرت ابراهیم{{ع}} میبینیم که [[همسر حضرت ابراهیم]]{{ع}} نیز صدای فرشتگان را شنیده و در برابر آن عکس العمل نشان داده است. حتی اگر فرض کنیم که همسر حضرت ابراهیم{{ع}} هم به [[تحول]] [[روحی]] دچار شده و سخنان آنها را با حواس ظاهر نشنیده است، بریان کردن گوساله و گذاشتن آن در برابر فرشتگان چگونه قابل توجیه است؟ این امر جز با فرض عادی بودن حالت و فضا قابل توجیه نیست. همچنین همین فرشتگان نزد [[قوم حضرت لوط]]{{ع}} رفتند و نه فقط حضرت لوط{{ع}}، بلکه [[قوم]] [[خطاکار]] او نیز آنها را [[مشاهده]] کردند و بلکه به تعقیب آنها پرداختند! | |||
نتیجه آن است که با نظر به مطالب [[قرآن]] در مورد [[نزول فرشتگان]] و [[تمثل]] آنها به شکل [[انسان]]، هیچ لزومی ندارد که بگوییم [[پیامبر اکرم]]{{صل}} همیشه [[وحی]] را در حال غیر عادی دریافت میکرده است، بلکه ممکن است قرآن را با گوش ظاهر از [[فرشته وحی]] شنیده باشد<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۷۰ - ۷۱.</ref>. | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:IM010488.jpg|22px]] [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|'''آشنایی با علوم قرآنی''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:وحی]] | |||