عصمت قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۶ فوریهٔ ۲۰۲۴
 
خط ۶۶: خط ۶۶:
== آثار و کارکردهای [[معصوم]] بودن [[قرآن]] ==
== آثار و کارکردهای [[معصوم]] بودن [[قرآن]] ==
الهی بودن قرآن و الفاظ آن و [[عصمت]] تام قرآن، نتایج چندی در عرصه فهم و [[معرفت دینی]] دارد که به اختصار آنها را مرور می‌کنیم:
الهی بودن قرآن و الفاظ آن و [[عصمت]] تام قرآن، نتایج چندی در عرصه فهم و [[معرفت دینی]] دارد که به اختصار آنها را مرور می‌کنیم:
# '''قداست قرآن:''' از لوازم [[الهی]] بودن قرآن [[قداست]] آن است. با پذیرش قدوسیت [[خداوند]]، قداست قرآن نیز که سخن سراپا حکیمانه اوست [[اثبات]] می‌شود. مراد از قداست قرآن در اینجا عبارت است از: [[ احترام]] پذیری قرآن، تنزه قرآن از هر [[عیب]]، کاستی و [[خطا]] و نقدناپذیری قرآن.
# '''قداست قرآن:''' از لوازم [[الهی]] بودن قرآن [[قداست]] آن است. با پذیرش قدوسیت [[خداوند]]، قداست قرآن نیز که سخن سراپا حکیمانه اوست [[اثبات]] می‌شود. مراد از قداست قرآن در اینجا عبارت است از: [[احترام]] پذیری قرآن، تنزه قرآن از هر [[عیب]]، کاستی و [[خطا]] و نقدناپذیری قرآن.
# '''صدق و واقع نمایی قرآن:''' خدابنیاد بودن قرآن با توجه به [[حکمت]]، [[علم]]، [[صدق]] و قدوسیّت مطلق خداوند، مستلزم صدق تام، واقع نمایی گزاره‌ها و واقع‌مندی آموزه‌های آن و هماهنگی کتاب تکوین و کتاب تدوین است. در نتیجه اگر فهمی از قرآن با درکی [[قطعی]] از واقعیت در تعارض افتد، آنچه مورد بازنگری قرار خواهد گرفت فهم ما از قرآن است، نه [[ارزش]] و اعتبار [[کتاب آسمانی]]. لاجرم پدیده ای به نام تعارض عقل و دین یا علم صادق و [[دین]] وجود نتواند داشت.
# '''صدق و واقع نمایی قرآن:''' خدابنیاد بودن قرآن با توجه به [[حکمت]]، [[علم]]، [[صدق]] و قدوسیّت مطلق خداوند، مستلزم صدق تام، واقع نمایی گزاره‌ها و واقع‌مندی آموزه‌های آن و هماهنگی کتاب تکوین و کتاب تدوین است. در نتیجه اگر فهمی از قرآن با درکی [[قطعی]] از واقعیت در تعارض افتد، آنچه مورد بازنگری قرار خواهد گرفت فهم ما از قرآن است، نه [[ارزش]] و اعتبار [[کتاب آسمانی]]. لاجرم پدیده ای به نام تعارض عقل و دین یا علم صادق و [[دین]] وجود نتواند داشت.
# '''فهم پذیری [[زبان قرآن]]:''' [[الهی]] بودن [[قرآن]] با توجه به حکمت و هدف داری شارع از نزول آن که همان [[هدایت]] و [[راهنمایی]] [[بشر]] است، مستلزم [[نفی]] زبان خصوصی [[شارع]] و کاربست زبانی فهم پذیر برای نوع انسان‌هاست.
# '''فهم پذیری [[زبان قرآن]]:''' [[الهی]] بودن [[قرآن]] با توجه به حکمت و هدف داری شارع از نزول آن که همان [[هدایت]] و [[راهنمایی]] [[بشر]] است، مستلزم [[نفی]] زبان خصوصی [[شارع]] و کاربست زبانی فهم پذیر برای نوع انسان‌هاست.
# '''حجیت دلالت‌های قرآنی:''' [[خدا]] بنیاد بودن قرآن، حکیمانه و هدفدار بودن نزول، [[صدق]] و واقع نمایی آموزه‌های آن و [[نفی]] زبان خصوصی [[شارع]] مستلزم حجیت دلالت‌های [[قرآن]] است. این حجیت هم به لحاظ منطقی و [[ارزش]] نظری واقعی است و هم به لحاظ اعتباری و ارزش عملی. به بیان دیگر آنچه را که قرآن بر آن دلالت می‌کند هم قابل استناد در [[اثبات]] واقعیات است و هم [[حجت خدا]] بر [[بنده]] و بنده برمولا در بایدها و نبایدهای عملی و [[رفتاری]] است.
# '''حجیت دلالت‌های قرآنی:''' [[خدا]] بنیاد بودن قرآن، حکیمانه و هدفدار بودن نزول، [[صدق]] و واقع نمایی آموزه‌های آن و [[نفی]] زبان خصوصی [[شارع]] مستلزم حجیت دلالت‌های [[قرآن]] است. این حجیت هم به لحاظ منطقی و [[ارزش]] نظری واقعی است و هم به لحاظ اعتباری و ارزش عملی. به بیان دیگر آنچه را که قرآن بر آن دلالت می‌کند هم قابل استناد در [[اثبات]] واقعیات است و هم [[حجت خدا]] بر [[بنده]] و بنده برمولا در بایدها و نبایدهای عملی و [[رفتاری]] است.
# '''تقدم قرآن بر دیگر نصوص دینی:''' نزول متن قرآن از ناحیه [[خداوند]]، بدون اندک تغییر و دگرگونی، مستلزم تقدم آن بر دیگر نصوص دینی است. سایر نصوص دینی اعتبار خود را وابسته و وامدار قرآنند و قرآن می‌تواند نسبت به اعتبار و عدم اعتبار آنها تعیین [[تکلیف]] کند، اما دیگر [[نصوص]] صلاحیت اعتبار بخشیدن یا سلب اعتبار از [[آیات قرآن]] را ندارند؛ بلکه کارکرد اساسی آنها در ارتباط با قرآن، نقش [[تفسیری]] و تبیینی آنهاست. این مسأله همواره مورد تأکید [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} نیز بوده و هماهنگی با قرآن را ملاک اعتبار [[روایت]] قلمداد کرده‌اند. پیامبر در یکی از خطبه‌های آخر عمر شریف خود فرمودند: {{عربی|"... کلَّ سُنَّةٍ وَ حَدَثٍ وَ کلَامٍ خَالَفَ الْقُرْآنَ فَهُوَ رَدٌّ وَ بَاطِلٌ..."}}<ref>بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۸۶</ref>.<ref>[[حمید رضا شاکرین|شاکرین، حمید رضا]]، [[عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن (مقاله)|عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن]]؛ ص۵ ـ ۷.</ref>
# '''تقدم قرآن بر دیگر نصوص دینی:''' نزول متن قرآن از ناحیه [[خداوند]]، بدون اندک تغییر و دگرگونی، مستلزم تقدم آن بر دیگر نصوص دینی است. سایر نصوص دینی اعتبار خود را وابسته و وامدار قرآنند و قرآن می‌تواند نسبت به اعتبار و عدم اعتبار آنها تعیین [[تکلیف]] کند، اما دیگر [[نصوص]] صلاحیت اعتبار بخشیدن یا سلب اعتبار از [[آیات قرآن]] را ندارند؛ بلکه کارکرد اساسی آنها در ارتباط با قرآن، نقش [[تفسیری]] و تبیینی آنهاست. این مسأله همواره مورد تأکید [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} نیز بوده و هماهنگی با قرآن را ملاک اعتبار [[روایت]] قلمداد کرده‌اند. پیامبر در یکی از خطبه‌های آخر عمر شریف خود فرمودند: {{عربی|"... کلَّ سُنَّةٍ وَ حَدَثٍ وَ کلَامٍ خَالَفَ الْقُرْآنَ فَهُوَ رَدٌّ وَ بَاطِلٌ..."}}<ref>بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۸۶.</ref>.<ref>[[حمید رضا شاکرین|شاکرین، حمید رضا]]، [[عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن (مقاله)|عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن]]، ص۵ ـ ۷.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۱۲۹٬۷۹۱

ویرایش